رفتاری دیگر از انسان
واژه و رفتاری به نام "دروغ"
دروغ چگونه در گونه انسان پدیدار شد؟
با ما همراه باشید ....
فرگشت دروغ
توانایی بیان دروغی متقاعد کننده، نتیجه طبیعت مشارکت و همکاری کننده گونه ما می باشد.
بر اساس مطالعات، "فریب تاکتیکی" در اجداد نخستی ما نیز وجود داشته است.
دروغ در واقع ابزاریست که فرد با شناخت خصوصیت همکاری و شراکت گونه خود، سعی در استثمار دیگران دارد.
بسیاری از گونه ها از جمله گونه ما به شکلی غیر معمول دارای ظرفیت شراکت و همکاری می باشند.
ما به شکل یک رفتار مشخص و مشهود زندگی، با یکدیگر مشارکت و همکاری می کنیم. وجود یک حس علاقه قدرتمند، برای مشارکت و همکاری در مقابل علایق و سلیقه های شخصی یک نیاز مهم بوده و چنین تقابلی نشان می دهد که این فرگشت به سادگی روی نداده است.
همکاری و مشارکت باعث می شود که برخی اعضا و اشخاص در این میان خیانت کنند که در نتیجه باعث کاهش میزان موفقیت و همکاری گروهی می شود. با همکاری و مشارکت، بی درنگ گروهی بوجود می آید که شخص نیز می تواند با آن همراه شود.
گاهی این همراه شدن و مشارکت برای فرد سودی نداشته و نفعی از این همکاری بدست نمی آورد.
دانشمندان زیست شناس در بحث فرگشت و اقتصاددانان به بازی prisoner's dilemma game, (ویدئو مربوط به این بازی در کانال پست شده است) اشاره می کنند. این بازی مدل ساده ای از همکاری می باشد که چه زمانی شخص باید همکاری کند و چه زمانی می بایست خیانت را در پیش بگیرد (این تصمیمات نتیجه قوانین مختلفی است که با یکدیگر در ارتباط هستند).
هنگامی که به الگو های رفتاری مختلف در طبیعت مینگریم در مییابیم که این الگوها و وجود خیانت در این بین، باعث شکوفایی هرچه بیشتر رفتارها و مشارکتهای گروهی شده است.
در واقع وجود خیانت به نوعی باعث بوجود آمدن مشارکتهای پیچیده تر و مرکب در گونه ها و هدایت فرگشت به سوی پیشرفت این رفتار شده است.
خفاشهای خون آشام برای نجات خود از گرسنگی به شکل مستقیم خون خورده شده را به شکل برگرداندن خون از معده خود در اختیار دیگران قرار می دهند و در دفعه بعد خفاشی که قبلا خون گرفته است اقدام به بخشیدن خون می کند. اما بررسی ها نشان می دهد میزان تمایل به دادن غذا (خون)، به خفاش سوم که قبلا به او کمک کرده نسبت به نفر اول کاهش پیدا می کند.
در بسیاری از گروه های جانداران مانند زنبورها، مورچه ها، موشهای بی مو (naked mole ساکن شرق آفریقا) و ... خطا و خیانت نتیجه تنبیه و همکاری و مشارکت، نتیجه پاداش را به همراه دارد.
انسان نیز مانند موجودات دیگر تمایل به چنین رفتارهایی دارد. او همچنین قادر به دادن اطلاعات غلط و شایعه پراکنی نیز می باشد و البته به دنبال همکاری با گروه هایی است که سابقه خوبی داشته و به اصطلاح خوش نام هستند. این رفتار مشارکت گروهی، انسان را بسیار پیچیده می کند.
انسان شناسان مدتها در حال مطالعه این موضوع هستند که چگونه خوشنامی و مقبولیت بدست می آید. در مطالعه ای که اخیرا انجام گرفته است روستایی در دومنیکن به مدت دو سال از لحاظ رفتارهای اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته که چه تعداد از افراد با یکدیگر مقابله و چه تعداد به یکدیگر کمک می کنند.
پژوهش ها نشان می دهد که فرگشت دروغ در واقع همسو با فرگشت همکاری و مشارکت بوده و این رفتار (دروغ) به نوعی گروه ها را به همکاری ترغیب می کرده است.
همچنین دروغ و خیانت در طول زمان باعث پیشرفت همکاری های گروهی، پیچیدگی و اصلاح نقص های آن شده است.
یک شخص می تواند با ابزاری به نام دروغ یک شخص یا جمعیتی بزرگ را برای همکاری و مشارکت بر انگیخته کرده و برای انجام کاری آنها را هدایت کند.
در گونه هایی که در آن همکاری و مشارکت بیشتری وجود دارد (به خصوص گونه های نخستی یا پرایمت ها) به همان میزان نیز دروغ، خیانت و فریب وجود دارد.
عصب شناسی به نام "سم هریس" در کتاب خود بیان می کند که ما می توانیم در ساخت جامعه ای بهتر موثر باشیم اگر در موقعیت های دروغ، سخن درست را بگوییم. البته این عمل گاهی نیاز به گذشتن از امتیازات زندگی شخصی دارد. در ادامه او اشاره می کند که دروغ های پیش پا افتاده و یا دروغ های مصلحتی می تواند جامعه را به فساد بکشاند.
انسان به دنبال ساخت جامعه ای بر پایه دروغ است اما نظر سم هریس این است که شرایطمان بهتر می شود اگر راست بگوییم.
دروغ گو و البته فرد و جامعه متاثر از آن، در طی زمان تغییر می کنند.
هر چه فرد یا جامعه در تشخیص دروغ پیشرفت می کند شخص یا حتی گروه دروغ گو تاکتیکهای جدیدی را به کار می برد.
در بسیاری از گروه ها و جوامع بزرگ برای هدایت و کنترل در بحث سیاست، ارتباطات اجتماعی و تبلیغات از دروغ استفاده می شود.
✏️Mike nobdy
Rob Brooks
#انسان
#فرگشت
#دروغ
به ما بپیوندید
@irangreatwal
واژه و رفتاری به نام "دروغ"
دروغ چگونه در گونه انسان پدیدار شد؟
با ما همراه باشید ....
فرگشت دروغ
توانایی بیان دروغی متقاعد کننده، نتیجه طبیعت مشارکت و همکاری کننده گونه ما می باشد.
بر اساس مطالعات، "فریب تاکتیکی" در اجداد نخستی ما نیز وجود داشته است.
دروغ در واقع ابزاریست که فرد با شناخت خصوصیت همکاری و شراکت گونه خود، سعی در استثمار دیگران دارد.
بسیاری از گونه ها از جمله گونه ما به شکلی غیر معمول دارای ظرفیت شراکت و همکاری می باشند.
ما به شکل یک رفتار مشخص و مشهود زندگی، با یکدیگر مشارکت و همکاری می کنیم. وجود یک حس علاقه قدرتمند، برای مشارکت و همکاری در مقابل علایق و سلیقه های شخصی یک نیاز مهم بوده و چنین تقابلی نشان می دهد که این فرگشت به سادگی روی نداده است.
همکاری و مشارکت باعث می شود که برخی اعضا و اشخاص در این میان خیانت کنند که در نتیجه باعث کاهش میزان موفقیت و همکاری گروهی می شود. با همکاری و مشارکت، بی درنگ گروهی بوجود می آید که شخص نیز می تواند با آن همراه شود.
گاهی این همراه شدن و مشارکت برای فرد سودی نداشته و نفعی از این همکاری بدست نمی آورد.
دانشمندان زیست شناس در بحث فرگشت و اقتصاددانان به بازی prisoner's dilemma game, (ویدئو مربوط به این بازی در کانال پست شده است) اشاره می کنند. این بازی مدل ساده ای از همکاری می باشد که چه زمانی شخص باید همکاری کند و چه زمانی می بایست خیانت را در پیش بگیرد (این تصمیمات نتیجه قوانین مختلفی است که با یکدیگر در ارتباط هستند).
هنگامی که به الگو های رفتاری مختلف در طبیعت مینگریم در مییابیم که این الگوها و وجود خیانت در این بین، باعث شکوفایی هرچه بیشتر رفتارها و مشارکتهای گروهی شده است.
در واقع وجود خیانت به نوعی باعث بوجود آمدن مشارکتهای پیچیده تر و مرکب در گونه ها و هدایت فرگشت به سوی پیشرفت این رفتار شده است.
خفاشهای خون آشام برای نجات خود از گرسنگی به شکل مستقیم خون خورده شده را به شکل برگرداندن خون از معده خود در اختیار دیگران قرار می دهند و در دفعه بعد خفاشی که قبلا خون گرفته است اقدام به بخشیدن خون می کند. اما بررسی ها نشان می دهد میزان تمایل به دادن غذا (خون)، به خفاش سوم که قبلا به او کمک کرده نسبت به نفر اول کاهش پیدا می کند.
در بسیاری از گروه های جانداران مانند زنبورها، مورچه ها، موشهای بی مو (naked mole ساکن شرق آفریقا) و ... خطا و خیانت نتیجه تنبیه و همکاری و مشارکت، نتیجه پاداش را به همراه دارد.
انسان نیز مانند موجودات دیگر تمایل به چنین رفتارهایی دارد. او همچنین قادر به دادن اطلاعات غلط و شایعه پراکنی نیز می باشد و البته به دنبال همکاری با گروه هایی است که سابقه خوبی داشته و به اصطلاح خوش نام هستند. این رفتار مشارکت گروهی، انسان را بسیار پیچیده می کند.
انسان شناسان مدتها در حال مطالعه این موضوع هستند که چگونه خوشنامی و مقبولیت بدست می آید. در مطالعه ای که اخیرا انجام گرفته است روستایی در دومنیکن به مدت دو سال از لحاظ رفتارهای اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته که چه تعداد از افراد با یکدیگر مقابله و چه تعداد به یکدیگر کمک می کنند.
پژوهش ها نشان می دهد که فرگشت دروغ در واقع همسو با فرگشت همکاری و مشارکت بوده و این رفتار (دروغ) به نوعی گروه ها را به همکاری ترغیب می کرده است.
همچنین دروغ و خیانت در طول زمان باعث پیشرفت همکاری های گروهی، پیچیدگی و اصلاح نقص های آن شده است.
یک شخص می تواند با ابزاری به نام دروغ یک شخص یا جمعیتی بزرگ را برای همکاری و مشارکت بر انگیخته کرده و برای انجام کاری آنها را هدایت کند.
در گونه هایی که در آن همکاری و مشارکت بیشتری وجود دارد (به خصوص گونه های نخستی یا پرایمت ها) به همان میزان نیز دروغ، خیانت و فریب وجود دارد.
عصب شناسی به نام "سم هریس" در کتاب خود بیان می کند که ما می توانیم در ساخت جامعه ای بهتر موثر باشیم اگر در موقعیت های دروغ، سخن درست را بگوییم. البته این عمل گاهی نیاز به گذشتن از امتیازات زندگی شخصی دارد. در ادامه او اشاره می کند که دروغ های پیش پا افتاده و یا دروغ های مصلحتی می تواند جامعه را به فساد بکشاند.
انسان به دنبال ساخت جامعه ای بر پایه دروغ است اما نظر سم هریس این است که شرایطمان بهتر می شود اگر راست بگوییم.
دروغ گو و البته فرد و جامعه متاثر از آن، در طی زمان تغییر می کنند.
هر چه فرد یا جامعه در تشخیص دروغ پیشرفت می کند شخص یا حتی گروه دروغ گو تاکتیکهای جدیدی را به کار می برد.
در بسیاری از گروه ها و جوامع بزرگ برای هدایت و کنترل در بحث سیاست، ارتباطات اجتماعی و تبلیغات از دروغ استفاده می شود.
✏️Mike nobdy
Rob Brooks
#انسان
#فرگشت
#دروغ
به ما بپیوندید
@irangreatwal
@evoluscience
رفتاری دیگر از انسان واژه و رفتاری به نام "دروغ" دروغ چگونه در گونه انسان پدیدار شد؟ با ما همراه باشید .... فرگشت دروغ توانایی بیان دروغی متقاعد کننده، نتیجه طبیعت مشارکت و همکاری کننده گونه ما می باشد. بر اساس مطالعات، "فریب تاکتیکی" در اجداد نخستی ما…
YouTube
What Is the Prisoner's Dilemma? - Instant Egghead #9
The prisoner's dilemma is a classic illustration of why rational people don't always cooperate--even when it's in their best interest to do so. In this episode of Instant Egghead, Scientific American editor Michael Moyer explains how it works.
---
WATCH…
---
WATCH…
اجیپتپتکوس
این میمون را حد واسط بین میمونهای قدیمی و ایپها (میمونهای بزرگ بی دم) می دانند.
فسیل اجیپتپتکوس در شمال مصر و در منطقه جبل قطرانی کشف شده است.
این میمون که قدمتی ۳۸ میلیون ساله دارد بین ۵۶ تا ۹۰ سانتی متر طول داشته و در گونه ای واحد به همین نام طبقه بندی شده است.
#فرگشت
#میمون
به ما بپیوندید
@irangreatwal
این میمون را حد واسط بین میمونهای قدیمی و ایپها (میمونهای بزرگ بی دم) می دانند.
فسیل اجیپتپتکوس در شمال مصر و در منطقه جبل قطرانی کشف شده است.
این میمون که قدمتی ۳۸ میلیون ساله دارد بین ۵۶ تا ۹۰ سانتی متر طول داشته و در گونه ای واحد به همین نام طبقه بندی شده است.
#فرگشت
#میمون
به ما بپیوندید
@irangreatwal
Forwarded from @evoluscience
همه چیز خواری... گیاه خواری .......
از حدود ۸۵ تا ۵۵ میلیون سال قبل (بررسی های فسیلی و ایزوتوپی) که پرمیت ها (نخستی ها، اغلب بر روی درختان زندگی می کردند) بر روی زمین ظاهر شدند به دلیل زندگی آنها در مناطق جنگلی و بارانی اغلب گیاهان و میوه ها برای تامین خوراک آنها فراهم بود.
تغییرات ناگهانی آب و هوا، همچنین وجود موجودات رقیب و کمبود غذا، آنها را به سوی تغییر رژیم غذایی یا مکمل غذایی هدایت کرد.
آنچه که امروز نمونه هایی از شکار بوش بیب ها توسط اورنگوتانها، شکار میمونهای دم دار توسط شمپانزه ها، خوردن حشرات را می بینیم.
حدود ۷ میلیون سال قبل اجداد ما از دیگر میمونها (ایپها، میمونهای بزرگ بی دم) جدا شدند.
همراه با این جدایی تغییرات ناگهانی آب و هوا نیز بوجود آمد.
اجداد ما به خوردن حشرات و ریشه ها و مرده خواری روی آوردند و با گذشت زمان ساخت ابزار و شکار را آموختند.
گوشت بخش مهمی از غذای ما انسانها شد و با تسخیر آتش میزان غذای کم به همراه انرژی بالا بدست آمد (استفاده از آتش کنترل نشده حدود ۱.۳ میلیون سال و کنترل شده در حدود ۳۰۰ هزار سال).
بقای انسان به نوعی مدیون گوشتخواری او بوده است (افزایش حجم مغز و دریافت کالری بالا).
تا قبل از بوجود آمدن کشاورزی، اجداد ما شکارچی گردآورنده بودند و غذای اصلی آنها گوشت بوده است.
در کنار این رویداد (کشاورزی)، دامپروری با اهلی کردن حیوانات نیز ادامه یافت و در طول تاریخ این دو غذا در کنار یکدیگر بوده اند.
در برخی مناطق کشاورزی نسبت به دامپروری پیشی گرفت و در برخی مناطق دیگر دامپروری از کشاورزی یا هر دو در کنار هم غذای گونه ما را تامین کرده اند.
در طول دو قرن اخیر و افزایش جمعیت، انقلاب صنعتی، آلودگی های زیست محیطی، پیشرفت علم پرسشهایی را بوجود آورده است که اگر انسان به گیاه خواری روی بیاورد چه نتیجه ای خواهد داشت؟ آیا باید روند اجداد خود را ادامه دهیم و گوشت و گیاه و هر چیزی که نیاز بدنمان است را مصرف کنیم؟
مطالعات و نظرات متفاوتی وجود دارد و از ابعاد مختلفی به این موضوع پرداخته شده است و البته هنوز پاسخ درستی نمی توان به این پرسش داد.
✏️Mike nobdy
#انسان
#هومو
#گیاهخواری
به ما بپیوندید
@irangreatwal
از حدود ۸۵ تا ۵۵ میلیون سال قبل (بررسی های فسیلی و ایزوتوپی) که پرمیت ها (نخستی ها، اغلب بر روی درختان زندگی می کردند) بر روی زمین ظاهر شدند به دلیل زندگی آنها در مناطق جنگلی و بارانی اغلب گیاهان و میوه ها برای تامین خوراک آنها فراهم بود.
تغییرات ناگهانی آب و هوا، همچنین وجود موجودات رقیب و کمبود غذا، آنها را به سوی تغییر رژیم غذایی یا مکمل غذایی هدایت کرد.
آنچه که امروز نمونه هایی از شکار بوش بیب ها توسط اورنگوتانها، شکار میمونهای دم دار توسط شمپانزه ها، خوردن حشرات را می بینیم.
حدود ۷ میلیون سال قبل اجداد ما از دیگر میمونها (ایپها، میمونهای بزرگ بی دم) جدا شدند.
همراه با این جدایی تغییرات ناگهانی آب و هوا نیز بوجود آمد.
اجداد ما به خوردن حشرات و ریشه ها و مرده خواری روی آوردند و با گذشت زمان ساخت ابزار و شکار را آموختند.
گوشت بخش مهمی از غذای ما انسانها شد و با تسخیر آتش میزان غذای کم به همراه انرژی بالا بدست آمد (استفاده از آتش کنترل نشده حدود ۱.۳ میلیون سال و کنترل شده در حدود ۳۰۰ هزار سال).
بقای انسان به نوعی مدیون گوشتخواری او بوده است (افزایش حجم مغز و دریافت کالری بالا).
تا قبل از بوجود آمدن کشاورزی، اجداد ما شکارچی گردآورنده بودند و غذای اصلی آنها گوشت بوده است.
در کنار این رویداد (کشاورزی)، دامپروری با اهلی کردن حیوانات نیز ادامه یافت و در طول تاریخ این دو غذا در کنار یکدیگر بوده اند.
در برخی مناطق کشاورزی نسبت به دامپروری پیشی گرفت و در برخی مناطق دیگر دامپروری از کشاورزی یا هر دو در کنار هم غذای گونه ما را تامین کرده اند.
در طول دو قرن اخیر و افزایش جمعیت، انقلاب صنعتی، آلودگی های زیست محیطی، پیشرفت علم پرسشهایی را بوجود آورده است که اگر انسان به گیاه خواری روی بیاورد چه نتیجه ای خواهد داشت؟ آیا باید روند اجداد خود را ادامه دهیم و گوشت و گیاه و هر چیزی که نیاز بدنمان است را مصرف کنیم؟
مطالعات و نظرات متفاوتی وجود دارد و از ابعاد مختلفی به این موضوع پرداخته شده است و البته هنوز پاسخ درستی نمی توان به این پرسش داد.
✏️Mike nobdy
#انسان
#هومو
#گیاهخواری
به ما بپیوندید
@irangreatwal
Forwarded from @evoluscience
شبکه های اجتماعی، سلبریتی ها و فالورها
ماهیت اشتراکها توسط سلبریتی ها و فالورها چیست ؟
هنگامی که شخصی را در اینستاگرام فالو می کنید چه اتفاقی در این بین میافتد ؟
علم به دنبال پاسخ به چنین رویدادی است.
مقاله زیر را مطالعه کنید.
- منشا پیدایش و فرگشت رهبری و پیروی
چگونگی اجتماع و هماهنگی گونه ها و همچنین رفتار آنها از مهمترین موضوعات علوم طبیعی بوده، اما اخیراً نقش رهبری و هدایت این گروه ها مورد توجه و تحقیق بسیاری از دانشمندان قرار گرفته است.
این نکته در بحث علوم اجتماعی نیز مورد بررسی قرار گرفته و بسیاری از جنبه های جوامع انسانی را در بر میگیرد.
انتخاب باراک اوباما، جنگ عراق، آشفتگی و فروپاشی بانکها (اشاره به بحران در سال 2009 آمریکا)؛ ذهن ها را به سوی نقش مهم و اساسی رهبری و هدایت جوامع انسانی میکشاند.
تلفیقی از مطالعات علوم طبیعی (ساینس) و علوم اجتماعی بیان میکند که خصوصیات مشترکی در بحث رهبری و پیروی بین انسانها و حیوانات وجود دارد که همه این خصوصیات ریشه در گذشته باستان و فرگشت دارد.
این تحقیقات دیدگاه و فهم تازهای منجمله پیشبینی و اصلاح آن را در بحث رهبری و پیروی گروه های انسانی و حیوانی بر اساس فرگشت پیش روی ما می گذارد.
تصور کنید 200 انسان شانه به شانه به شکل یک قانون ساده به دور یک نقطه فرضی حرکت میکنند. در ادامه این حرکت، افراد و گروه های مختلف نیز بدون هیچ علامت و ارتباطی رفته رفته به آنها اضافه میشوند.
این پدیده و خصوصیت مشارکت در فعالیت های هماهنگِ گروهی بر اساس مدلهای کامپیوتری، در انسان و نیز گونههای حیوانی بسیاری مانند ماهی ها و پرندگان وجود دارد.
چنین مشارکتهای گروهی و فعالیتهای مشابه در حیوانات میتواند موجب بهبود و ارتقای جوامع آنها شود.
این اتفاق میتواند از سوی یک رهبر و تعدادی پیرو صورت گرفته و در ادامه بر تعداد آنها افزوده شود.
در سال 1947 زیست شناسی به نام "واردر کلاید" توضیحی در مورد رهبری گروه در حیوانات و انسانها ارائه داد و چنین بیان کرد که وظیفه رهبری گروه در حیوانات در ابتدا برای جمع کردن و بررسی تعداد و وضعیت گروه بوده و در ادامه در ابعاد زیستی، اجتماعی و روانی پیشرفت کرده و به همراه نظمی خاص، شاخ و برگ پیدا کرده است.
بوجود آمدن رهبری در ادامه، همراه با پیروی بود و این دو فاکتور در کنار یکدیگر نیاز به هماهنگی داشتند.
این هماهنگیها رفته رفته ابعاد مختلفی را از جمله تحرکات گروه، آموزش، شکارکردن، دفاع و فرار از شکار شدن، حفظ نظم و جلوگیری از نزاع داخلی و همچنین ارتباط با گروه های دیگر را در بر گرفت.
دو گروه را تصور کنید که در گروه اول برای دفاع از خود در کنار یکدیگر قرار گرفته و به هم میچسبند و گروه دوم به دنبال غذا و یا گودال آبی برای رفع تشنگی در حرکت هستند.
برای گروه اول یکی از اعضا که متوجه خطر شده و ترس همراه اوست به اعضا دیگر نزدیک میشود و در واقع عامل، محرک و راهبر جمع شدن اعضا میشود. در گروه دوم عضوی که در همه حال گرسنگی و تشنگی برای او اهمیت دارد رهسپار یافتن غذا و آب میشود که باز هم محرکی برای اعضای دیگر گروه و حرکت به دنبال او میباشد.
در این مثال نقش رهبری در واقع نقش محرک اعضای گروه برای تامین اهداف و نیازها میباشد.
بر طبق چنین اصلی یک یا دو شخص میتوانند گروههای بزرگی را رهبری کنند.
چه کسی رهبری میکند؟
در بین گونه ها، عضوی که برتری های فیزیکی و رفتاری بهتری نسبت به همنوعان خود دارد، شانس رهبری و هماهنگ کنندگی گروه برای او بیشتر است.
به طور کلی عضوی که دارای تجربه، قدرت، دانش و مهارتهای خاص است؛ احتمال رسیدن به جایگاه رهبری در او بیشتر نمود پیدا میکند و همچنین اعضای گروه نیز این خصوصیات را به عنوان فاکتورهای جذابیت و پیروی شناخته، به دنبال پیروی از این عضو و پذیرش او به عنوان رهبر خواهند بود.
شبکه های اجتماعی
چرا ما دنباله رو (فالور) هستیم، پیروی میکنیم، میپسندیم (لایک)، نظر میدهیم و به اشتراک میگذاریم؟
چه اتفاقی میافتاد اگر هر چیزی را در شبکه های اجتماعی لایک میکردید؟
افزایش فالورها در شبکه های اجتماعی برای افراد مشهور (سلیبریتی ها) بسیار ارزشمند است.
با این شهرت و محبوبیت شخص به مراسم و مهمانی های مختلف دعوت میشود، در خیابان او را با دست نشان داده و برای داشتن صفحه مجازی در شبکه های اجتماعی تصدیق میشود.
از سوی دوستان خود مرتباً پیامهایی دریافت میکند که پستهای بیشتری را به اشتراک بگذارد.
لایک ها و کامنت ها ممکن است ماهیتی پوچ داشته باشند اما برای فرد ارزشمند است.
.
فالورها در واقع با لایکها و کامنتهای خود امیال، آرزوها، اختلالات و حس سرخوشی شخص را بر میانگیزند.
پایان بخش اول
✏️mike nobdy
#رهبری_پیروی
#شبکه_اجتماعی
با ما همراه باشید
@irangreatwal
ماهیت اشتراکها توسط سلبریتی ها و فالورها چیست ؟
هنگامی که شخصی را در اینستاگرام فالو می کنید چه اتفاقی در این بین میافتد ؟
علم به دنبال پاسخ به چنین رویدادی است.
مقاله زیر را مطالعه کنید.
- منشا پیدایش و فرگشت رهبری و پیروی
چگونگی اجتماع و هماهنگی گونه ها و همچنین رفتار آنها از مهمترین موضوعات علوم طبیعی بوده، اما اخیراً نقش رهبری و هدایت این گروه ها مورد توجه و تحقیق بسیاری از دانشمندان قرار گرفته است.
این نکته در بحث علوم اجتماعی نیز مورد بررسی قرار گرفته و بسیاری از جنبه های جوامع انسانی را در بر میگیرد.
انتخاب باراک اوباما، جنگ عراق، آشفتگی و فروپاشی بانکها (اشاره به بحران در سال 2009 آمریکا)؛ ذهن ها را به سوی نقش مهم و اساسی رهبری و هدایت جوامع انسانی میکشاند.
تلفیقی از مطالعات علوم طبیعی (ساینس) و علوم اجتماعی بیان میکند که خصوصیات مشترکی در بحث رهبری و پیروی بین انسانها و حیوانات وجود دارد که همه این خصوصیات ریشه در گذشته باستان و فرگشت دارد.
این تحقیقات دیدگاه و فهم تازهای منجمله پیشبینی و اصلاح آن را در بحث رهبری و پیروی گروه های انسانی و حیوانی بر اساس فرگشت پیش روی ما می گذارد.
تصور کنید 200 انسان شانه به شانه به شکل یک قانون ساده به دور یک نقطه فرضی حرکت میکنند. در ادامه این حرکت، افراد و گروه های مختلف نیز بدون هیچ علامت و ارتباطی رفته رفته به آنها اضافه میشوند.
این پدیده و خصوصیت مشارکت در فعالیت های هماهنگِ گروهی بر اساس مدلهای کامپیوتری، در انسان و نیز گونههای حیوانی بسیاری مانند ماهی ها و پرندگان وجود دارد.
چنین مشارکتهای گروهی و فعالیتهای مشابه در حیوانات میتواند موجب بهبود و ارتقای جوامع آنها شود.
این اتفاق میتواند از سوی یک رهبر و تعدادی پیرو صورت گرفته و در ادامه بر تعداد آنها افزوده شود.
در سال 1947 زیست شناسی به نام "واردر کلاید" توضیحی در مورد رهبری گروه در حیوانات و انسانها ارائه داد و چنین بیان کرد که وظیفه رهبری گروه در حیوانات در ابتدا برای جمع کردن و بررسی تعداد و وضعیت گروه بوده و در ادامه در ابعاد زیستی، اجتماعی و روانی پیشرفت کرده و به همراه نظمی خاص، شاخ و برگ پیدا کرده است.
بوجود آمدن رهبری در ادامه، همراه با پیروی بود و این دو فاکتور در کنار یکدیگر نیاز به هماهنگی داشتند.
این هماهنگیها رفته رفته ابعاد مختلفی را از جمله تحرکات گروه، آموزش، شکارکردن، دفاع و فرار از شکار شدن، حفظ نظم و جلوگیری از نزاع داخلی و همچنین ارتباط با گروه های دیگر را در بر گرفت.
دو گروه را تصور کنید که در گروه اول برای دفاع از خود در کنار یکدیگر قرار گرفته و به هم میچسبند و گروه دوم به دنبال غذا و یا گودال آبی برای رفع تشنگی در حرکت هستند.
برای گروه اول یکی از اعضا که متوجه خطر شده و ترس همراه اوست به اعضا دیگر نزدیک میشود و در واقع عامل، محرک و راهبر جمع شدن اعضا میشود. در گروه دوم عضوی که در همه حال گرسنگی و تشنگی برای او اهمیت دارد رهسپار یافتن غذا و آب میشود که باز هم محرکی برای اعضای دیگر گروه و حرکت به دنبال او میباشد.
در این مثال نقش رهبری در واقع نقش محرک اعضای گروه برای تامین اهداف و نیازها میباشد.
بر طبق چنین اصلی یک یا دو شخص میتوانند گروههای بزرگی را رهبری کنند.
چه کسی رهبری میکند؟
در بین گونه ها، عضوی که برتری های فیزیکی و رفتاری بهتری نسبت به همنوعان خود دارد، شانس رهبری و هماهنگ کنندگی گروه برای او بیشتر است.
به طور کلی عضوی که دارای تجربه، قدرت، دانش و مهارتهای خاص است؛ احتمال رسیدن به جایگاه رهبری در او بیشتر نمود پیدا میکند و همچنین اعضای گروه نیز این خصوصیات را به عنوان فاکتورهای جذابیت و پیروی شناخته، به دنبال پیروی از این عضو و پذیرش او به عنوان رهبر خواهند بود.
شبکه های اجتماعی
چرا ما دنباله رو (فالور) هستیم، پیروی میکنیم، میپسندیم (لایک)، نظر میدهیم و به اشتراک میگذاریم؟
چه اتفاقی میافتاد اگر هر چیزی را در شبکه های اجتماعی لایک میکردید؟
افزایش فالورها در شبکه های اجتماعی برای افراد مشهور (سلیبریتی ها) بسیار ارزشمند است.
با این شهرت و محبوبیت شخص به مراسم و مهمانی های مختلف دعوت میشود، در خیابان او را با دست نشان داده و برای داشتن صفحه مجازی در شبکه های اجتماعی تصدیق میشود.
از سوی دوستان خود مرتباً پیامهایی دریافت میکند که پستهای بیشتری را به اشتراک بگذارد.
لایک ها و کامنت ها ممکن است ماهیتی پوچ داشته باشند اما برای فرد ارزشمند است.
.
فالورها در واقع با لایکها و کامنتهای خود امیال، آرزوها، اختلالات و حس سرخوشی شخص را بر میانگیزند.
پایان بخش اول
✏️mike nobdy
#رهبری_پیروی
#شبکه_اجتماعی
با ما همراه باشید
@irangreatwal
Forwarded from @evoluscience
شبکه های اجتماعی، سلبریتی ها و فالورها
ماهیت اشتراکها توسط سلبریتی ها و فالورها چیست؟
هنگامی که شخصی را در اینستاگرام فالو می کنید چه اتفاقی در این بین میافتد؟
علم به دنبال پاسخ به چنین رویدادی است.
مقاله زیر را مطالعه کنید.
بخش دوم
جادوی اکسی توسین و دوپامین
هنگامی که شما شخصی را در آغوش کشیده و یا میبوسید، ماده شیمیایی به نام اکسی توسین ترشح میشود.
این اتفاق در زمان توییت و پست کردن در شبکه های اجتماعی نیز روی می دهد.
ده دقیقه صرف زمان برای شخصی در شبکه های اجتماعی باعث بالا رفتن ترشح اکسی توسین به اندازه 13 درصد در مقایسه با زمانی است که به مدت یک روز در یک جشن حضور پیدا میکند.
اکسی توسین باعث پایین آمدن سطح استرس شده و میزان احساس عشق، همدلی و سخاوت را افزایش میدهد که چنین اتفاقی شامل حضور در شبکه های اجتماعی نیز میشود.
کاربران شبکه های اجتماعی حس اعتماد بیشتری در مقایسه با سایر کاربران اینترنت دارند. به طور مثال این حس اعتماد در استفاده کنندگان شبکه اجتماعی فیسبوک 43 درصد بیشتر بوده و راحت تر به دیگران اعتماد میکنند.
دوپامین و اکسی توسینی که شخص را در شبکه های اجتماعی برانگیخته میکند، نتیجه مجموعه ای وسیع و گسترده از احساسات است و جلوگیری از کشیده شدن به سوی آنها کار بسیار سختی میباشد.
- عملکرد شبکه های اجتماعی
چرا ما پست را نشر و لایک کرده و کامنت میگذاریم ؟
اگر ما به فعالیتهای خود در شبکه های اجتماعی بنگریم و آن را بررسی کنیم، قادر به کشف حلقه های مرتبط با یکدیگر که باعث جذب ما به سوی شبکه های اجتماعی میشوند خواهیم بود .
چرا در شبکه اجتماعی پست میگذاریم ؟
این خبر تازه ای نیست که ما عاشق صحبت در مورد خودمان هستیم.
انسان به طور معمول حدود 30 تا 40 درصد در صحبتها، از خود میگوید .
اما این خصوصیت در پست شبکه های اجتماعی به 80 درصد میرسد که جهش بسیار بزرگی است!
اما چرا چنین است؟
صحبت کردن در واقعیت و رو در رو بسیار شلوغ و پر از احساسات پیچیده است.
ما زمان کافی برای فکر کردن در مورد جملات شخص مقابل نداشته و همزمان مجبور به درک حالات چهره و زبان بدن نیز هستیم.
اما در فضای مجازی شما فرصت ساخت و پرداخت آنچه می خواهید را دارید، چیزی که روانشناسان آن را "خود شناساندن" مینامند.
این حالتی از شماست که چرا علاقه مند و خواستار دیده شدن هستید.
احساسی که شما از خودشناساندن میگیرید بسیار قدرتمند میباشد که از جمله آنها نوع نمایش "پروفایل" است که بر اعتبار و جذابیت شما میافزاید.
این خصوصیت چیزی است که حتی برای تجار و بازرگانان نیز مورد توجه میباشد.
از این روش، یعنی افزایش و هدایت خود شناساندن در شبکه های اجتماعی، تبلیغات انجام و با استفاده از همین فاکتور خودشناساندن، فالورها برای بهبود و بیان بهتر (جذابیت) خود اجناس تجار و بازرگانان را میخرند.
پایان بخش دوم
✏️mike nobdy
به ما بپیوندید
@irangreatwal
✅ ادامه در قسمت قبل
"قسمت اول"
https://t.me/irangreatwal/1162
ماهیت اشتراکها توسط سلبریتی ها و فالورها چیست؟
هنگامی که شخصی را در اینستاگرام فالو می کنید چه اتفاقی در این بین میافتد؟
علم به دنبال پاسخ به چنین رویدادی است.
مقاله زیر را مطالعه کنید.
بخش دوم
جادوی اکسی توسین و دوپامین
هنگامی که شما شخصی را در آغوش کشیده و یا میبوسید، ماده شیمیایی به نام اکسی توسین ترشح میشود.
این اتفاق در زمان توییت و پست کردن در شبکه های اجتماعی نیز روی می دهد.
ده دقیقه صرف زمان برای شخصی در شبکه های اجتماعی باعث بالا رفتن ترشح اکسی توسین به اندازه 13 درصد در مقایسه با زمانی است که به مدت یک روز در یک جشن حضور پیدا میکند.
اکسی توسین باعث پایین آمدن سطح استرس شده و میزان احساس عشق، همدلی و سخاوت را افزایش میدهد که چنین اتفاقی شامل حضور در شبکه های اجتماعی نیز میشود.
کاربران شبکه های اجتماعی حس اعتماد بیشتری در مقایسه با سایر کاربران اینترنت دارند. به طور مثال این حس اعتماد در استفاده کنندگان شبکه اجتماعی فیسبوک 43 درصد بیشتر بوده و راحت تر به دیگران اعتماد میکنند.
دوپامین و اکسی توسینی که شخص را در شبکه های اجتماعی برانگیخته میکند، نتیجه مجموعه ای وسیع و گسترده از احساسات است و جلوگیری از کشیده شدن به سوی آنها کار بسیار سختی میباشد.
- عملکرد شبکه های اجتماعی
چرا ما پست را نشر و لایک کرده و کامنت میگذاریم ؟
اگر ما به فعالیتهای خود در شبکه های اجتماعی بنگریم و آن را بررسی کنیم، قادر به کشف حلقه های مرتبط با یکدیگر که باعث جذب ما به سوی شبکه های اجتماعی میشوند خواهیم بود .
چرا در شبکه اجتماعی پست میگذاریم ؟
این خبر تازه ای نیست که ما عاشق صحبت در مورد خودمان هستیم.
انسان به طور معمول حدود 30 تا 40 درصد در صحبتها، از خود میگوید .
اما این خصوصیت در پست شبکه های اجتماعی به 80 درصد میرسد که جهش بسیار بزرگی است!
اما چرا چنین است؟
صحبت کردن در واقعیت و رو در رو بسیار شلوغ و پر از احساسات پیچیده است.
ما زمان کافی برای فکر کردن در مورد جملات شخص مقابل نداشته و همزمان مجبور به درک حالات چهره و زبان بدن نیز هستیم.
اما در فضای مجازی شما فرصت ساخت و پرداخت آنچه می خواهید را دارید، چیزی که روانشناسان آن را "خود شناساندن" مینامند.
این حالتی از شماست که چرا علاقه مند و خواستار دیده شدن هستید.
احساسی که شما از خودشناساندن میگیرید بسیار قدرتمند میباشد که از جمله آنها نوع نمایش "پروفایل" است که بر اعتبار و جذابیت شما میافزاید.
این خصوصیت چیزی است که حتی برای تجار و بازرگانان نیز مورد توجه میباشد.
از این روش، یعنی افزایش و هدایت خود شناساندن در شبکه های اجتماعی، تبلیغات انجام و با استفاده از همین فاکتور خودشناساندن، فالورها برای بهبود و بیان بهتر (جذابیت) خود اجناس تجار و بازرگانان را میخرند.
پایان بخش دوم
✏️mike nobdy
به ما بپیوندید
@irangreatwal
✅ ادامه در قسمت قبل
"قسمت اول"
https://t.me/irangreatwal/1162
Forwarded from @evoluscience
شبکه های اجتماعی، سلبریتی ها و فالورها
ماهیت اشتراکها توسط سلبریتی ها و فالورها چیست؟
هنگامی که شخصی را در اینستاگرام فالو می کنید چه اتفاقی در این بین میافتد؟
علم به دنبال پاسخ به چنین رویدادی است.
مقاله زیر را مطالعه کنید.
بخش سوم
- عواملی برای شناخت خودمان
لباسها، بازی ها، موسیقی و لوگوی لپتابتان..
لحظه ای به این موارد فکر کنید.
حس مردم نسبت به برندهای مورد علاقه خود شگفتانگیز است.
در آزمایشی که صورت گرفت، دو تصویر به داوطلبان نشان داده شد. اولین تصویر برندی بود که آنها دوست داشتند و دیگری تصویر همسر یا نزدیک ترین دوستشان بود.
نتایج روانشناسی نشان داد که برانگیختگی های روانی و جسمی با دیدن برند مورد علاقه در مقایسه با دیدن تصویر همسر و یا دوست به یک میزان است.
مواردی مانند برندها و سلایق اینچنینی بخشی بزرگ از هویت ما هستند.
تجار و صاحبان برندها به دنبال کشف و یافتن خصوصیات آرمانی برای برندهای خود هستند که مشتریان را با آن به نمایش بگذارند.
برندها میتوانند ابعاد روانشناختی جوامع را برانگیخته و این نه فقط فرصتی برای شبکه های اجتماعی بوده، بلکه فراتر از مقبولیت میتوانند پایه گذار عاملی تثبیت شده باشند.
اشتراک گذاشتن
چرا ما در شبکه های اجتماعی اقدام به اشتراک (شیر) گذاشتن می کنیم؟
اگر ما علاقه مند به صحبت کردن در مورد خود هستیم (بخش دوم این مقاله) پس چرا پستهای اشخاص دیگر را به اشتراک می گذاریم؟
دریافت و تحلیل اطلاعات در مغز ما بسیار پیچیده و گاهی وسوسه کننده است. هنگامی که ما فقط به نشر مطلبی در ذهن خود فکر میکنیم، قسمت پاداش مغزمان فعال میشود، قبل از این که عمل نشر و اشتراک گذاری را انجام داده باشیم.
خودشناساندن و روابط
اولین مورد در نشر و اشتراک به تصاویر خودمان برمی گردد، 68 درصد از مردم دلیل اشتراک مطالب به دیگران را دادن حس خوب به آنها بیان کرده اند.
همچنین آنها روحیات خود که چه کسی هستند و به چه چیزی اهمیت می دهند را نیز از این طریق انتقال میدهند.
اما بزرگترین عامل نشر و اشتراک (در تحقیقی دیگر) موضوعی دیگر میباشد.
"78 درصد مردم دلیل نشر و اشتراک را حفظ ارتباط خود با دیگران میدانند."
روابط پیچیده
نتایج و تجربیات نشان میدهد که بیشترین و مشترک ترین بخش پیشبینی مغز در افراد به تمرکز، فعالیت و فکر در مورد دیگران ختم میشود.
در واقع ظرفیت طراحی شده برای شبکه های اجتماعی نیاز به درخواست گروهی بزرگ و یا گروهی متوسط ندارد بلکه در واقع این ظرفیت طراحی به اشخاص خاص (برای مثال سلیبریتی) نیاز دارد.
پایان بخش سوم
✏️mike nobdy
به ما بپیوندید
@irangreatwal
✅ ادامه در قسمت های قبل
"قسمت اول"
https://t.me/irangreatwal/1162
"قسمت دوم"
https://t.me/irangreatwal/1163
ماهیت اشتراکها توسط سلبریتی ها و فالورها چیست؟
هنگامی که شخصی را در اینستاگرام فالو می کنید چه اتفاقی در این بین میافتد؟
علم به دنبال پاسخ به چنین رویدادی است.
مقاله زیر را مطالعه کنید.
بخش سوم
- عواملی برای شناخت خودمان
لباسها، بازی ها، موسیقی و لوگوی لپتابتان..
لحظه ای به این موارد فکر کنید.
حس مردم نسبت به برندهای مورد علاقه خود شگفتانگیز است.
در آزمایشی که صورت گرفت، دو تصویر به داوطلبان نشان داده شد. اولین تصویر برندی بود که آنها دوست داشتند و دیگری تصویر همسر یا نزدیک ترین دوستشان بود.
نتایج روانشناسی نشان داد که برانگیختگی های روانی و جسمی با دیدن برند مورد علاقه در مقایسه با دیدن تصویر همسر و یا دوست به یک میزان است.
مواردی مانند برندها و سلایق اینچنینی بخشی بزرگ از هویت ما هستند.
تجار و صاحبان برندها به دنبال کشف و یافتن خصوصیات آرمانی برای برندهای خود هستند که مشتریان را با آن به نمایش بگذارند.
برندها میتوانند ابعاد روانشناختی جوامع را برانگیخته و این نه فقط فرصتی برای شبکه های اجتماعی بوده، بلکه فراتر از مقبولیت میتوانند پایه گذار عاملی تثبیت شده باشند.
اشتراک گذاشتن
چرا ما در شبکه های اجتماعی اقدام به اشتراک (شیر) گذاشتن می کنیم؟
اگر ما علاقه مند به صحبت کردن در مورد خود هستیم (بخش دوم این مقاله) پس چرا پستهای اشخاص دیگر را به اشتراک می گذاریم؟
دریافت و تحلیل اطلاعات در مغز ما بسیار پیچیده و گاهی وسوسه کننده است. هنگامی که ما فقط به نشر مطلبی در ذهن خود فکر میکنیم، قسمت پاداش مغزمان فعال میشود، قبل از این که عمل نشر و اشتراک گذاری را انجام داده باشیم.
خودشناساندن و روابط
اولین مورد در نشر و اشتراک به تصاویر خودمان برمی گردد، 68 درصد از مردم دلیل اشتراک مطالب به دیگران را دادن حس خوب به آنها بیان کرده اند.
همچنین آنها روحیات خود که چه کسی هستند و به چه چیزی اهمیت می دهند را نیز از این طریق انتقال میدهند.
اما بزرگترین عامل نشر و اشتراک (در تحقیقی دیگر) موضوعی دیگر میباشد.
"78 درصد مردم دلیل نشر و اشتراک را حفظ ارتباط خود با دیگران میدانند."
روابط پیچیده
نتایج و تجربیات نشان میدهد که بیشترین و مشترک ترین بخش پیشبینی مغز در افراد به تمرکز، فعالیت و فکر در مورد دیگران ختم میشود.
در واقع ظرفیت طراحی شده برای شبکه های اجتماعی نیاز به درخواست گروهی بزرگ و یا گروهی متوسط ندارد بلکه در واقع این ظرفیت طراحی به اشخاص خاص (برای مثال سلیبریتی) نیاز دارد.
پایان بخش سوم
✏️mike nobdy
به ما بپیوندید
@irangreatwal
✅ ادامه در قسمت های قبل
"قسمت اول"
https://t.me/irangreatwal/1162
"قسمت دوم"
https://t.me/irangreatwal/1163
Forwarded from @evoluscience
شبکه های اجتماعی، سلبریتی ها و فالورها
ماهیت اشتراکها توسط سلبریتی ها و فالورها چیست؟
هنگامی که شخصی را در اینستاگرام فالو می کنید چه اتفاقی در این بین میافتد؟
علم به دنبال پاسخ به چنین رویدادی است.
مقاله زیر را مطالعه کنید.
بخش چهارم
اعتبار و وجه اجتماعی
هنگامی که ما محتویات مناسبی را به اشتراک میگذاریم، در واقع وجه و سطح اجتماعی خود را بالا میکشیم.
62 درصد از افراد بیان کرده اند، هنگامی که بازخوردهای مثبتی از مطالب پست شده خود می بینند احساس بهتری پیدا می کنند.
برند و مد چگونه در بوجود آمدن وجه اجتماعی موثر است؟....
پاسخ این پرسش و راه حل آن در واقع داشتن موضوعی جذاب و جالب توجه برای گفتن است.
"جف گوینز " مطالبی در این زمینه نگاشته و شروع این تحقیقات را به سال 1970 باز میگرداند که همه محققان در تلاش به دنبال یک تئوری و توضیح واحد برای"دلیل جذابیت و مورد توجه قرار گرفتن" بودند.
نویسنده ای به نام "موری دیویس" جذابیت و مورد توجه قرار گرفتن را در واقع یک حمله به فرضیات مسلم دنیای مخاطب برای گرفتن رضایت بیان میکند.
عواملی مانند نوع پوشش، ابزاری هستند که فرد می تواند تصورات و افکار خود را از طریق آن بیان کرده و این امکان نیز وجود دارد که به این روش خود را در سطوح مختلف بالا بکشد.
چرا در شبکه های اجتماعی پستها را لایک می کنیم؟
فیس بوک با داشتن دو میلیارد عضو فعال (بررسی ماهانه) بستری است که در آن مردم عاشق لایک کردن هستند.
در واقع از زمانی که فیس بوک گزینه لایک را بوجود آورد حدود 1.13 ترلیون لایک تاکنون انجام شده که هر روز نیز میزان آن رو به افزایش است.
ما به این دلیل لایک میکنیم که به دنبال 'ارتباط' هستیم. هنگامی که پستهای یکدیگر را پسندیده و لایک میکنیم، ارزش ارتباطمان را افزایش داده و باعث نزدیکی بیشتر به یکدیگر میشویم.
ما همچنین هنگام لایک کردن یک تعامل بوجود میآوریم به طوری که از ساده ترین راه، حس میکنیم بر شخص مقابل منت گذاشته و او را ناچار به لایک پستهایمان میکنیم. به بیان دیگر ما به خود میاندیشیم و با لایک کردن به دنبال بالا بردن امتیاز خود هستیم.
تعامل و بده بستان
در تحقیقی، جامعه شناسان کارتهای تبریک کریسمس را به 600 شخص ناشناس ارسال و 200 پاسخ دریافت کردند که نشان از قدرت تعامل دارد.
شما میتوانید این تعامل را در اینیستاگرام به وضوح مشاهده کنید.
هنگامی که شما تگ میشوید و یا از طریق دایرکت پیامی دریافت میکنید، مجبور میشوید متقابلا موضوعی را ارسال کنید.
هنگامی که پروفایل و پستهای شما لایک میشود، کمی به سوی پاسخ متقابل کشیده میشوید و قصد دارید از طریق اشتراک موضوع و یا راه های دیگر این پاسخ را نسبت به فرد مورد نظر انجام دهید.
پایان بخش چهارم
✏️mike nobdy
به ما بپیوندید
@irangrestwal
✅ ادامه در قسمت های قبل
"قسمت اول"
https://t.me/irangreatwal/1162
"قسمت دوم"
https://t.me/irangreatwal/1163
"قسمت سوم"
https://t.me/irangreatwal/1164
ماهیت اشتراکها توسط سلبریتی ها و فالورها چیست؟
هنگامی که شخصی را در اینستاگرام فالو می کنید چه اتفاقی در این بین میافتد؟
علم به دنبال پاسخ به چنین رویدادی است.
مقاله زیر را مطالعه کنید.
بخش چهارم
اعتبار و وجه اجتماعی
هنگامی که ما محتویات مناسبی را به اشتراک میگذاریم، در واقع وجه و سطح اجتماعی خود را بالا میکشیم.
62 درصد از افراد بیان کرده اند، هنگامی که بازخوردهای مثبتی از مطالب پست شده خود می بینند احساس بهتری پیدا می کنند.
برند و مد چگونه در بوجود آمدن وجه اجتماعی موثر است؟....
پاسخ این پرسش و راه حل آن در واقع داشتن موضوعی جذاب و جالب توجه برای گفتن است.
"جف گوینز " مطالبی در این زمینه نگاشته و شروع این تحقیقات را به سال 1970 باز میگرداند که همه محققان در تلاش به دنبال یک تئوری و توضیح واحد برای"دلیل جذابیت و مورد توجه قرار گرفتن" بودند.
نویسنده ای به نام "موری دیویس" جذابیت و مورد توجه قرار گرفتن را در واقع یک حمله به فرضیات مسلم دنیای مخاطب برای گرفتن رضایت بیان میکند.
عواملی مانند نوع پوشش، ابزاری هستند که فرد می تواند تصورات و افکار خود را از طریق آن بیان کرده و این امکان نیز وجود دارد که به این روش خود را در سطوح مختلف بالا بکشد.
چرا در شبکه های اجتماعی پستها را لایک می کنیم؟
فیس بوک با داشتن دو میلیارد عضو فعال (بررسی ماهانه) بستری است که در آن مردم عاشق لایک کردن هستند.
در واقع از زمانی که فیس بوک گزینه لایک را بوجود آورد حدود 1.13 ترلیون لایک تاکنون انجام شده که هر روز نیز میزان آن رو به افزایش است.
ما به این دلیل لایک میکنیم که به دنبال 'ارتباط' هستیم. هنگامی که پستهای یکدیگر را پسندیده و لایک میکنیم، ارزش ارتباطمان را افزایش داده و باعث نزدیکی بیشتر به یکدیگر میشویم.
ما همچنین هنگام لایک کردن یک تعامل بوجود میآوریم به طوری که از ساده ترین راه، حس میکنیم بر شخص مقابل منت گذاشته و او را ناچار به لایک پستهایمان میکنیم. به بیان دیگر ما به خود میاندیشیم و با لایک کردن به دنبال بالا بردن امتیاز خود هستیم.
تعامل و بده بستان
در تحقیقی، جامعه شناسان کارتهای تبریک کریسمس را به 600 شخص ناشناس ارسال و 200 پاسخ دریافت کردند که نشان از قدرت تعامل دارد.
شما میتوانید این تعامل را در اینیستاگرام به وضوح مشاهده کنید.
هنگامی که شما تگ میشوید و یا از طریق دایرکت پیامی دریافت میکنید، مجبور میشوید متقابلا موضوعی را ارسال کنید.
هنگامی که پروفایل و پستهای شما لایک میشود، کمی به سوی پاسخ متقابل کشیده میشوید و قصد دارید از طریق اشتراک موضوع و یا راه های دیگر این پاسخ را نسبت به فرد مورد نظر انجام دهید.
پایان بخش چهارم
✏️mike nobdy
به ما بپیوندید
@irangrestwal
✅ ادامه در قسمت های قبل
"قسمت اول"
https://t.me/irangreatwal/1162
"قسمت دوم"
https://t.me/irangreatwal/1163
"قسمت سوم"
https://t.me/irangreatwal/1164
Forwarded from @evoluscience
شبکه های اجتماعی، سلبریتی ها و فالورها
ماهیت اشتراکها توسط سلبریتی ها و فالورها چیست؟
تبلیغات در شبکه های اجتماعی ..
هنگامی که شخصی را در اینستاگرام فالو می کنید چه اتفاقی در این بین میافتد؟
علم به دنبال پاسخ به چنین رویدادی است.
مقاله زیر را مطالعه کنید.
بخش پنجم
چرا در شبکه های اجتماعی کامنت می گذاریم (نظر می دهیم) و تاثیر آن چیست؟
اغلب تجار بر گفتگوی بین مشتریان توجه داشته و اهمیت آن را بسیار بالا می دانند.
در واقع این گفتگوها و برخورد ها، احتمالات و قواعد حمایت طولانی مدت از یک برند را پایه ریزی و شکل می دهند.
بسیار شگفت انگیز و قابل توجه است که مشتریان احساسات متفاوتی نسبت به برند ها دارند.
بررسی و مطالعه بر روی 7 هزار مصرف کننده نشان داد که 23 درصد از آنها با برندها ارتباط داشته اند.
13 درصد این افراد ارتباطی مداوم و مستمر با برند مورد علاقه خود داشته و برای این ارتباط دلایل مختلفی را بیان کرده اند.
مصرف کنندگان بیان کرده اند که وجود اشتراکات ارزشمند با یک برند (این سخن شامل اشتراکات فالورها و سلیبریتی ها نیز می باشد) عاملی مهم در ارتباط با آن نسبت به فعالیتهای متفرقه دیگر می باشد.
نکته مهم و قابل توجه این است که نباید قدرت و تاثیر کامنتها را دست کم گرفت.
کامنتها در واقع می توانند تاثیرشگفت انگیز و باورنکردنی داشته باشند.
اشتراک تجربه از پدیده ای، به شکل کامنت با دیگران، بر روی دیدگاه و تصمیم آنها بسیار تاثیر گذار است.
85 درصد از ما با خواندن نظرات و پاسخهای دیگران در مورد موضوعی، قادر به فهم و تحلیل اطلاعات و اتفاقات هستیم و در این بین نظرات مان نیز متاثر از این کامنت ها است.
تحلیل اطلاعات
آنچه بیان شد به این معناست که در واقع کامنت ها قادر به تغییر ذهن مان هستند و این موضوع پشتوانه علمی نیز دارد.
بر اساس مطالعه و تحقیقی که بر روی سایتهای خبری انجام گرفته است، کامنتها براحتی می توانند به نویسنده حمله کنند و به شکلی عجیب بدون هیچ پشتوانه واقعی او را به چالش بکشند.
این حملات در قالب کامنت برای تغییر ذهن و همچنین برداشت مثبت و منفی از یک موضوع کافی هستند.
هنگامی که خبری منتشر می شود مخاطب در نگاه اول برداشت خود را از خبر انجام می دهد اما هنگامی که کامنت ها را مطالعه می کند، نظرات و دیدگاه های مختلفی که از طریق کامنت ها بیان می شوند در واقع برداشت اول شخص نسبت به خبرها را تغییر می دهند.
از طرفی در بحث تبلیغات و برندها، صحبتهای به ظاهر معقولانه در مورد یک برند حتی در صورت منفی بودن و عدم صحت، باعث دیده شدن به شکل صادقانه و درست می شود. (هر چند یک سلیبریتی برندی را تبلیغ می کند که فالور به آن توجهی نمی کند اما در واقع تاثیر بر روی فالور ایجاد می شود)
در تحقیقی مشتریان حاضر به پرداخت 41 دلار بیشتر بابت یک برند ساعت بودند که در آن کامنتهای محترمانه منفی (ایرادات برند) وجود داشتند. این مقایسه نسبت به برندی بود که در آن اقدام به حذف کامنتها شده بود.
به طور کلی کامنتهایی که در مورد شماست، پژواکی از شما در فضای مجازی هستند و بیان می کنند که در واقع شما چه کسی هستید.
این موضوع و اتفاق قاعدتاً منطقی نیست اما فعالیت و رفتار مغزمان به این شکل بوده و ساز و کار مغز در برخورد با چنین شرایطی اینگونه عمل می کند.
فعالیت شما در فضای مجازی متاثر از کامنتها می باشد. ممکن است شما اشخاص را در شبکه های اجتماعی نشناخته و برای شما اهمیتی نداشته باشند اما همین اشخاص با کامنتهای خود فعالیت، رفتار و ذهن شما را کنترل می کنند که البته این تاثیر در برخی موارد متقابل می باشد.
پایان بخش پنجم
✏️mike nobdy
به ما بپیوندید
@irangreatwal
✅ ادامه در قسمت های قبل
"قسمت اول"
https://t.me/irangreatwal/1162
"قسمت دوم"
https://t.me/irangreatwal/1163
"قسمت سوم"
https://t.me/irangreatwal/1164
"قسمت چهارم"
https://t.me/irangreatwal/1165
ماهیت اشتراکها توسط سلبریتی ها و فالورها چیست؟
تبلیغات در شبکه های اجتماعی ..
هنگامی که شخصی را در اینستاگرام فالو می کنید چه اتفاقی در این بین میافتد؟
علم به دنبال پاسخ به چنین رویدادی است.
مقاله زیر را مطالعه کنید.
بخش پنجم
چرا در شبکه های اجتماعی کامنت می گذاریم (نظر می دهیم) و تاثیر آن چیست؟
اغلب تجار بر گفتگوی بین مشتریان توجه داشته و اهمیت آن را بسیار بالا می دانند.
در واقع این گفتگوها و برخورد ها، احتمالات و قواعد حمایت طولانی مدت از یک برند را پایه ریزی و شکل می دهند.
بسیار شگفت انگیز و قابل توجه است که مشتریان احساسات متفاوتی نسبت به برند ها دارند.
بررسی و مطالعه بر روی 7 هزار مصرف کننده نشان داد که 23 درصد از آنها با برندها ارتباط داشته اند.
13 درصد این افراد ارتباطی مداوم و مستمر با برند مورد علاقه خود داشته و برای این ارتباط دلایل مختلفی را بیان کرده اند.
مصرف کنندگان بیان کرده اند که وجود اشتراکات ارزشمند با یک برند (این سخن شامل اشتراکات فالورها و سلیبریتی ها نیز می باشد) عاملی مهم در ارتباط با آن نسبت به فعالیتهای متفرقه دیگر می باشد.
نکته مهم و قابل توجه این است که نباید قدرت و تاثیر کامنتها را دست کم گرفت.
کامنتها در واقع می توانند تاثیرشگفت انگیز و باورنکردنی داشته باشند.
اشتراک تجربه از پدیده ای، به شکل کامنت با دیگران، بر روی دیدگاه و تصمیم آنها بسیار تاثیر گذار است.
85 درصد از ما با خواندن نظرات و پاسخهای دیگران در مورد موضوعی، قادر به فهم و تحلیل اطلاعات و اتفاقات هستیم و در این بین نظرات مان نیز متاثر از این کامنت ها است.
تحلیل اطلاعات
آنچه بیان شد به این معناست که در واقع کامنت ها قادر به تغییر ذهن مان هستند و این موضوع پشتوانه علمی نیز دارد.
بر اساس مطالعه و تحقیقی که بر روی سایتهای خبری انجام گرفته است، کامنتها براحتی می توانند به نویسنده حمله کنند و به شکلی عجیب بدون هیچ پشتوانه واقعی او را به چالش بکشند.
این حملات در قالب کامنت برای تغییر ذهن و همچنین برداشت مثبت و منفی از یک موضوع کافی هستند.
هنگامی که خبری منتشر می شود مخاطب در نگاه اول برداشت خود را از خبر انجام می دهد اما هنگامی که کامنت ها را مطالعه می کند، نظرات و دیدگاه های مختلفی که از طریق کامنت ها بیان می شوند در واقع برداشت اول شخص نسبت به خبرها را تغییر می دهند.
از طرفی در بحث تبلیغات و برندها، صحبتهای به ظاهر معقولانه در مورد یک برند حتی در صورت منفی بودن و عدم صحت، باعث دیده شدن به شکل صادقانه و درست می شود. (هر چند یک سلیبریتی برندی را تبلیغ می کند که فالور به آن توجهی نمی کند اما در واقع تاثیر بر روی فالور ایجاد می شود)
در تحقیقی مشتریان حاضر به پرداخت 41 دلار بیشتر بابت یک برند ساعت بودند که در آن کامنتهای محترمانه منفی (ایرادات برند) وجود داشتند. این مقایسه نسبت به برندی بود که در آن اقدام به حذف کامنتها شده بود.
به طور کلی کامنتهایی که در مورد شماست، پژواکی از شما در فضای مجازی هستند و بیان می کنند که در واقع شما چه کسی هستید.
این موضوع و اتفاق قاعدتاً منطقی نیست اما فعالیت و رفتار مغزمان به این شکل بوده و ساز و کار مغز در برخورد با چنین شرایطی اینگونه عمل می کند.
فعالیت شما در فضای مجازی متاثر از کامنتها می باشد. ممکن است شما اشخاص را در شبکه های اجتماعی نشناخته و برای شما اهمیتی نداشته باشند اما همین اشخاص با کامنتهای خود فعالیت، رفتار و ذهن شما را کنترل می کنند که البته این تاثیر در برخی موارد متقابل می باشد.
پایان بخش پنجم
✏️mike nobdy
به ما بپیوندید
@irangreatwal
✅ ادامه در قسمت های قبل
"قسمت اول"
https://t.me/irangreatwal/1162
"قسمت دوم"
https://t.me/irangreatwal/1163
"قسمت سوم"
https://t.me/irangreatwal/1164
"قسمت چهارم"
https://t.me/irangreatwal/1165
برسی رفتاری منحصر به فرد در انسان
دلیل خندیدن انسانها چیست؟
منشا خندیدن در دگرگشت گونه انسانی به چه شکل بوده است؟
با ما همراه باشید
@irangreatwal
دلیل خندیدن انسانها چیست؟
منشا خندیدن در دگرگشت گونه انسانی به چه شکل بوده است؟
با ما همراه باشید
@irangreatwal
@evoluscience
برسی رفتاری منحصر به فرد در انسان دلیل خندیدن انسانها چیست؟ منشا خندیدن در دگرگشت گونه انسانی به چه شکل بوده است؟ با ما همراه باشید @irangreatwal
خصوصیت و رفتاری تقریبا منحصر به فرد از گونه انسان
رفتاری به نام "خندیدن"
دلیل این خصوصیت و رفتار انسان چیست؟
بررسی منشا بوجود آمدن خندیدن در فرگشت انسان بیش از آنکه از نظر مفرح بودن مهم باشد نقشی نجات دهنده داشته است.
خندیدن نقش بسیار مهمی در فرهنگهای مختلف در تمامی جوامع بشری داشته و دارد.
دلیل بوجود آمدن خنده هنوز به شکلی واضح مشخص نیست اما پژوهشها نشان می دهد خندیدن یک پدیده اجتماعی می باشد.
بررسی ها بیانگر این است که شخص در گروه های اجتماعی ۳۰ برابر تمایل بیشتر به خندیدن دارد تا در حالت تنهایی و این موضوع نشانگر این است که خندیدن در واقع یک ابزار ارتباطی بوده و منشا آن نیز از ارتباطات اجتماعی بوجود آمده و شکل گرفته است.
بررسی ها نشانگر این است که خندیدن رفتاری از سوی شنونده برای ایجاد فضای مناسب در جهت ایجاد تعامل با شخص یا گروه می باشد.
منشا خندیدن در گذشته
محرک پدیدار شدن رفتار خندیدن می تواند در گفتگو ها و یا اتفاقات باشد. این رفتار در اولین ماه های شروع حیات مشاهده می شود حتی در کودکانی که "ناشنوا" یا "نابینا" هستند.
چنین رفتار مشابهی نیز در ایپ های بزرگ (میمونهای بی دم) نیز دیده می شود و محققان (مرکز پژوهشهای بین المللی UCLA) بیان می کنند که منشا خندیدن را می بایست در زمان گذشته چیزی بین ۱۰ تا ۱۶ میلیون سال قبل جستجو کرد.
خندیدن عاملی بسیار مهم در تحمل درد ها و انتقال سیگنال های ارتباطی بوده و نقشی اساسی در حفظ گروه های اجتماعی داشته است.
هنگامی که اجدادمان وارد زندگی در اجتماعات بزرگ با ساختاری پیچیده شدند حفظ ارتباطات یکی از مهمترین عناصر بوده است و فرگشت رفتاری مانند خندیدن در نوع بشر توانست این گروه های انسانی را در کنار یکدیگر حفظ کرده و همکاری و همیاری را تقویت کند.
خندیدن احتمالا از تنفسهای سخت هنگام بازی مانند "قلقلک" دادن بوجود آمده است که این رفتار کنجکاوانه در پستانداران جوان مشهود است.
این رفتار (تنفسهای شدید و خندیدن) در کودکان و شمپانزه ها دیده می شود که در قالبی خودآگاه و ناخودآگاه به شکل یک احساس مثبت و مشهود در انسان شنونده پدیدار شده است.
خندیدن در موارد مثبت ظاهر می شود همانگونه که گریه کردن در موارد منفی پدیدار می شود.
خندیدن باعث افزایش کنترل "آوا و اصوات" شده و همچنین به رشد و پیچیدگی مغز نیز کمک می کند.
در کنار این موارد، حرکات صورت که در هنگامخندیدن نمایان می شود باعث نشر حالت و رفتار مثبت انسان شده و به نوعی عامل بقا در گروه های انسانی برای فرد محسوب می شود.
خندیدن بر دو نوع ارادی و غیر ارادی می باشد که تقریبا بخش زیادی از زندگی روزمره انسانی را فراگرفته است.
این خندیدن ها شامل نشر "جوک" بین دوستان و کاربرد آن در گفتگوهای روزانه با دیگران می باشد.
در گروه های دوستانه بیشترین واکنش خنده غیر ارادی می باشد اما در مورد غریبه ها برقراری و ایجاد ارتباط با بوجود آوردن خنده ارادی شکل می گیرد.
البته فرگشت توانایی را به انسان بخشیده است که می تواند خنده های واقعی و غیر واقعی را از یکدیگر تشخیص دهد.
در جوامع امروز انسانی ارتباطات بسیار پیچیده به یکدیگر تنیده شده اند. در این بین خندیدن ابزاری بسیار کاربردی برای ایجاد ارتباط و نزدیک شدن جوامع به یکدیگر می باشد.
می توانیم بگوئیم ابزار و توانایی مشابه خندیدن در انسان وجود ندارد که بتواند با چنین سرعت و کیفیت بالایی ارتباطات را گسترش داده و آنها را تقویت کند.
✏️Mike nobdy
UCLAA new study published in the Proceedings of the National Academy of Sciences, and involving a large group of researchers led by Gregory Bryant from UCLA
#خندیدن
#انسان
#فرگشت
به ما بپیوندید
@irangreatwal
رفتاری به نام "خندیدن"
دلیل این خصوصیت و رفتار انسان چیست؟
بررسی منشا بوجود آمدن خندیدن در فرگشت انسان بیش از آنکه از نظر مفرح بودن مهم باشد نقشی نجات دهنده داشته است.
خندیدن نقش بسیار مهمی در فرهنگهای مختلف در تمامی جوامع بشری داشته و دارد.
دلیل بوجود آمدن خنده هنوز به شکلی واضح مشخص نیست اما پژوهشها نشان می دهد خندیدن یک پدیده اجتماعی می باشد.
بررسی ها بیانگر این است که شخص در گروه های اجتماعی ۳۰ برابر تمایل بیشتر به خندیدن دارد تا در حالت تنهایی و این موضوع نشانگر این است که خندیدن در واقع یک ابزار ارتباطی بوده و منشا آن نیز از ارتباطات اجتماعی بوجود آمده و شکل گرفته است.
بررسی ها نشانگر این است که خندیدن رفتاری از سوی شنونده برای ایجاد فضای مناسب در جهت ایجاد تعامل با شخص یا گروه می باشد.
منشا خندیدن در گذشته
محرک پدیدار شدن رفتار خندیدن می تواند در گفتگو ها و یا اتفاقات باشد. این رفتار در اولین ماه های شروع حیات مشاهده می شود حتی در کودکانی که "ناشنوا" یا "نابینا" هستند.
چنین رفتار مشابهی نیز در ایپ های بزرگ (میمونهای بی دم) نیز دیده می شود و محققان (مرکز پژوهشهای بین المللی UCLA) بیان می کنند که منشا خندیدن را می بایست در زمان گذشته چیزی بین ۱۰ تا ۱۶ میلیون سال قبل جستجو کرد.
خندیدن عاملی بسیار مهم در تحمل درد ها و انتقال سیگنال های ارتباطی بوده و نقشی اساسی در حفظ گروه های اجتماعی داشته است.
هنگامی که اجدادمان وارد زندگی در اجتماعات بزرگ با ساختاری پیچیده شدند حفظ ارتباطات یکی از مهمترین عناصر بوده است و فرگشت رفتاری مانند خندیدن در نوع بشر توانست این گروه های انسانی را در کنار یکدیگر حفظ کرده و همکاری و همیاری را تقویت کند.
خندیدن احتمالا از تنفسهای سخت هنگام بازی مانند "قلقلک" دادن بوجود آمده است که این رفتار کنجکاوانه در پستانداران جوان مشهود است.
این رفتار (تنفسهای شدید و خندیدن) در کودکان و شمپانزه ها دیده می شود که در قالبی خودآگاه و ناخودآگاه به شکل یک احساس مثبت و مشهود در انسان شنونده پدیدار شده است.
خندیدن در موارد مثبت ظاهر می شود همانگونه که گریه کردن در موارد منفی پدیدار می شود.
خندیدن باعث افزایش کنترل "آوا و اصوات" شده و همچنین به رشد و پیچیدگی مغز نیز کمک می کند.
در کنار این موارد، حرکات صورت که در هنگامخندیدن نمایان می شود باعث نشر حالت و رفتار مثبت انسان شده و به نوعی عامل بقا در گروه های انسانی برای فرد محسوب می شود.
خندیدن بر دو نوع ارادی و غیر ارادی می باشد که تقریبا بخش زیادی از زندگی روزمره انسانی را فراگرفته است.
این خندیدن ها شامل نشر "جوک" بین دوستان و کاربرد آن در گفتگوهای روزانه با دیگران می باشد.
در گروه های دوستانه بیشترین واکنش خنده غیر ارادی می باشد اما در مورد غریبه ها برقراری و ایجاد ارتباط با بوجود آوردن خنده ارادی شکل می گیرد.
البته فرگشت توانایی را به انسان بخشیده است که می تواند خنده های واقعی و غیر واقعی را از یکدیگر تشخیص دهد.
در جوامع امروز انسانی ارتباطات بسیار پیچیده به یکدیگر تنیده شده اند. در این بین خندیدن ابزاری بسیار کاربردی برای ایجاد ارتباط و نزدیک شدن جوامع به یکدیگر می باشد.
می توانیم بگوئیم ابزار و توانایی مشابه خندیدن در انسان وجود ندارد که بتواند با چنین سرعت و کیفیت بالایی ارتباطات را گسترش داده و آنها را تقویت کند.
✏️Mike nobdy
UCLAA new study published in the Proceedings of the National Academy of Sciences, and involving a large group of researchers led by Gregory Bryant from UCLA
#خندیدن
#انسان
#فرگشت
به ما بپیوندید
@irangreatwal
@evoluscience
GIF
هدف از شاد بودن چیست ؟
شادی در اجدادمان چگونه بوجود آمد و چه تاثیری بر فرگشت و رشد و بقا گونه ما داشته است؟
با ما همراه باشید
@irangreatwal
شادی در اجدادمان چگونه بوجود آمد و چه تاثیری بر فرگشت و رشد و بقا گونه ما داشته است؟
با ما همراه باشید
@irangreatwal
هدف از دگرگشت شادی و شاد بودن در گونه انسان چه بوده است ؟
زندگی در ابتدا برای اجدادمان بسیار سخت و وحشیانه بوده است .
آنها همچنان که خود را گرم نگه می داشتند، می بایست در جستجوی غذا نیز بودند.
در این بین شکارچیان و تغییرات آب و هوایی نیز دائما آنها را تهدید می کرد.
آنها برای زنده ماندن باید سرسخت ،باهوش ،مبتکر و خلاق ... و "شاد " می بودند .
روانشناسان دگرگشتی(تکاملی) این مبحث یعنی "شادی "را عاملی سودمند برای انسان می دانند.
شاد بودن به طرق مختلف مانند نزدیک کردن اعضا به یکدیگر و ایجاد انرژی و امید به بقا نقش موثری در رشد گونه انسان داشته و این صفت در تنوع ژنتیکی گونه ما نهادینه و نسل به نسل منتقل شده است.
شادی شامل بخشهای متفاوتی از احساسات ما از جمله حس خرسندی،نشاط و رضایت مندیست.
اما در بعد دگرگشتی، شادی در واقع حسی غیر قابل پیش بینی از وقوع یک اتفاق مثبت می باشد.
این حس از ترشح محرکی در مغز به نام "دوپامین"سرچشمه می گیرد که پاداشی در مقابل رفتارمان می باشد .
این محرک در هنگام حس خوشی و شادی ترشح می شود. البته این رویداد صرفا فقط در هنگام رضایت رخ نمی دهد.
اتفاقی خوب غیرقابل انتظار به طور مثال قبول شدن در یک امتحان می تواند سطح دوپامین مغز شما را بالا ببرد.
دوپامین در واقع بر روی نیازهایی از اجدادمان تمرکز داشته که حس رفاه ،رضایت ،عشق و دوستی در آن نهفته بوده ،شرایطی کمک کننده که ما را به انسان امروزی تبدیل کرده است.
انسان برای بقا به ابتکار،خلاقیت ،سرسختی و شادی نیاز داشته است .
دوپامین بر روی عوامل قابل انتظار تمرکز نداشته بلکه بالعکس بر روی اتفاقات و عوامل غیر قابل انتظار می پرداخته است .
این عامل(دوپامین) باعث علاقه فرد به کشف محیط اطراف می شده است.
این محرک انسان را به دنبال کشف هدایت می کرده و اتفاقات بد و خوب حاصل از آن باعث تصمیمات بهتر در آینده می شده است.
✏️mike nobdy
April 18, 2017 by Oliver Staley
#انسان
#فرکشت
#دوپامین
#شادی
به ما بپیوندید
@irangreatwal
زندگی در ابتدا برای اجدادمان بسیار سخت و وحشیانه بوده است .
آنها همچنان که خود را گرم نگه می داشتند، می بایست در جستجوی غذا نیز بودند.
در این بین شکارچیان و تغییرات آب و هوایی نیز دائما آنها را تهدید می کرد.
آنها برای زنده ماندن باید سرسخت ،باهوش ،مبتکر و خلاق ... و "شاد " می بودند .
روانشناسان دگرگشتی(تکاملی) این مبحث یعنی "شادی "را عاملی سودمند برای انسان می دانند.
شاد بودن به طرق مختلف مانند نزدیک کردن اعضا به یکدیگر و ایجاد انرژی و امید به بقا نقش موثری در رشد گونه انسان داشته و این صفت در تنوع ژنتیکی گونه ما نهادینه و نسل به نسل منتقل شده است.
شادی شامل بخشهای متفاوتی از احساسات ما از جمله حس خرسندی،نشاط و رضایت مندیست.
اما در بعد دگرگشتی، شادی در واقع حسی غیر قابل پیش بینی از وقوع یک اتفاق مثبت می باشد.
این حس از ترشح محرکی در مغز به نام "دوپامین"سرچشمه می گیرد که پاداشی در مقابل رفتارمان می باشد .
این محرک در هنگام حس خوشی و شادی ترشح می شود. البته این رویداد صرفا فقط در هنگام رضایت رخ نمی دهد.
اتفاقی خوب غیرقابل انتظار به طور مثال قبول شدن در یک امتحان می تواند سطح دوپامین مغز شما را بالا ببرد.
دوپامین در واقع بر روی نیازهایی از اجدادمان تمرکز داشته که حس رفاه ،رضایت ،عشق و دوستی در آن نهفته بوده ،شرایطی کمک کننده که ما را به انسان امروزی تبدیل کرده است.
انسان برای بقا به ابتکار،خلاقیت ،سرسختی و شادی نیاز داشته است .
دوپامین بر روی عوامل قابل انتظار تمرکز نداشته بلکه بالعکس بر روی اتفاقات و عوامل غیر قابل انتظار می پرداخته است .
این عامل(دوپامین) باعث علاقه فرد به کشف محیط اطراف می شده است.
این محرک انسان را به دنبال کشف هدایت می کرده و اتفاقات بد و خوب حاصل از آن باعث تصمیمات بهتر در آینده می شده است.
✏️mike nobdy
April 18, 2017 by Oliver Staley
#انسان
#فرکشت
#دوپامین
#شادی
به ما بپیوندید
@irangreatwal
پشت پرده خواب و رویا دیدن چیست ؟
چرا خواب می بینیم ؟
آیا فرگشت پاسخی مناسب برای خواب دیدن دارد؟
اگر علاقه مند به چگونگی خواب و ساز و کار آن هستید با ما همراه باشید
@irangreatwal
چرا خواب می بینیم ؟
آیا فرگشت پاسخی مناسب برای خواب دیدن دارد؟
اگر علاقه مند به چگونگی خواب و ساز و کار آن هستید با ما همراه باشید
@irangreatwal
پشت پرده رویا و خواب دیدن
چرا ما خواب می بینیم؟
ماهیت چنین رفتاری چیست؟
فرگشت به این پرسش پاسخ می دهد.
تحقیقات اخیر چگونگی و چرایی خواب و به یاد آوردن آن را روشن ساخته است.
برای قرنها مردم در فکر معنا و دلیل خواب بودند.
تمدن های اولیه، خواب را به عنوان وسیله ی ارتباط زمینی و خدا می دانستند.
در واقع تمدن هایی مانند یونان و روم به یقین رسیده بودند که خواب یک حالت و قدرت روحانی و ماورایی است.
این تفکرات در مورد خواب سالها وجود داشت تا اینکه در اواخر قرن ۱۹ میلادی "فروید" و "یونگ" (روانشناس) شناختی گسترده و مدرن تر از خواب را آشکار ساختند.
از نگاه فروید خواب در واقع سازوکاری است که انسان مشکلات حل نشده و آرزوهای دست نیافته خود را شبیه سازی می کند.
یونگ که تحقیقات او نیز همسو با فروید بود خواب را بعد بسیار مهم روانشناختی می دانست اما در مورد معنای آن فرضیات دیگری ارائه کرده است.
به کمک تکنولوژی پیشرفته و علم عصب شناسی، تئوری متفاوت بر اساس تحقیقات بیان شد، به عنوان "فعال شدن مختلط و ترکیبی انگاشتها"، که در واقع خواب معنای خاصی نداشته و تعدادی پالس الکتریکی مغز از تفکرات و تصورات می باشد که به شکل رندم از حافظه بیرون کشیده می شود.
بیان خواب دیدن، به یاد آوردن و یا تعریف آن بعد از بیدار شدن نیز یک حالت طبیعی برای انسان می باشد.
کشف شواهدی که دیگر پستانداران نظیر گربه نیز خواب می بینند پای روانشناسی فرگشتی را به میدان این پرسش و تحقیق می کشد که احتمالا خواب دیدن یک اتفاق ساده نبوده و هدفی در پشت این رفتار وجود دارد.
تئوری شبیه ساز تهدید
این تئوری بیان می کند که خواب دیدن در واقع یک مکانیزم دفاعی تهدیدات بوده است و این ابزار، پتانسیل شبیه سازی تهدیدات به تعداد و دفعات فراوان برای شخص را داشته است.
این مکانیزم باعث بهبود فعالیت عصبی و واکنش مناسب تر نسبت به تهدیدات را فراهم می کرده است.
تحقیقاتی که در مجله نوروساینس منتشر شده از ارتباط بسیار مستحکم و قوی بین خواب دیدن و حافظه حکایت دارد و دانشمندان برای اولین بار با استفاده از الگوهای امواج مغزی قادر به، بیاد آوردن (خواندن) خواب شدند (دانشمندان ایتالیایی حدود ۶۵ فرد را به مدت دو شب در آزمایشگاه مورد تحقیق قرار دادند).
یکی از مهمترین نتایج تحقیق مورد نظر این بود که خواب دیدن و به یاد آوردن خواب بعد از بیدار شدن، در واقع یک رفتار بوده و تفاوتی با یکدیگر ندارند و هر دو واکنش ارتباط مستقیم با حافظه دارند.
تحقیقی دیگر با استفاده از فناوری MRI نیز نشان میدهد که در ساختار مغز قسمتهای آمیگدال و هیپوکامپ نقشی اساسی در خواب و بروز احساسات مربوط به خواب دیدن داشته و هر دو نیز از سوی دیگر نقشهای اساسی در بخش حافظه بر عهده دارند.
آسیب ها و نقص های مغزی در مواردی باعث می شود که فرد قادر به خواب دیدن نباشد. مانند نقص در سیستم کورتکس و بخشهایی از مغز که وظیفه تحلیل بصری، حافظه بصری و احساسات را بر عهده دارند.
به نظر می رسد خواب دیدن، احساسات ما برگرفته از حافظه را به شکل کد شده تحلیل و ساخته و پرداخته می کند.
اگر چه تجربیاتی که ما از خواب می بینیم واقعی نیست اما در مقابل، احساساتمان نسبت به آنها واقعی می باشد.
خواب دیدن و ساختن داستان در واقع تلاشی برای آشکار کردن احساسمان نسبت به تجربیات و همچنین گنجاندن آن در حافظه می باشد.
به طور کلی بین خواب دیدن و حافظه ارتباطی قابل توجه وجود دارد و ریشه های اضطراب و آشفتگی و نگرانی و .... ناشی از این دو می باشند (به بیان دیگر می توان گفت خواب یک سیستم آشکار کننده تجربیات و احساسات می باشد).
✏️Mike nobdy
by Sander van der Linden
#انسان
#فرگشت
#خواب
به ما بپیوندید
@irangreatwal
چرا ما خواب می بینیم؟
ماهیت چنین رفتاری چیست؟
فرگشت به این پرسش پاسخ می دهد.
تحقیقات اخیر چگونگی و چرایی خواب و به یاد آوردن آن را روشن ساخته است.
برای قرنها مردم در فکر معنا و دلیل خواب بودند.
تمدن های اولیه، خواب را به عنوان وسیله ی ارتباط زمینی و خدا می دانستند.
در واقع تمدن هایی مانند یونان و روم به یقین رسیده بودند که خواب یک حالت و قدرت روحانی و ماورایی است.
این تفکرات در مورد خواب سالها وجود داشت تا اینکه در اواخر قرن ۱۹ میلادی "فروید" و "یونگ" (روانشناس) شناختی گسترده و مدرن تر از خواب را آشکار ساختند.
از نگاه فروید خواب در واقع سازوکاری است که انسان مشکلات حل نشده و آرزوهای دست نیافته خود را شبیه سازی می کند.
یونگ که تحقیقات او نیز همسو با فروید بود خواب را بعد بسیار مهم روانشناختی می دانست اما در مورد معنای آن فرضیات دیگری ارائه کرده است.
به کمک تکنولوژی پیشرفته و علم عصب شناسی، تئوری متفاوت بر اساس تحقیقات بیان شد، به عنوان "فعال شدن مختلط و ترکیبی انگاشتها"، که در واقع خواب معنای خاصی نداشته و تعدادی پالس الکتریکی مغز از تفکرات و تصورات می باشد که به شکل رندم از حافظه بیرون کشیده می شود.
بیان خواب دیدن، به یاد آوردن و یا تعریف آن بعد از بیدار شدن نیز یک حالت طبیعی برای انسان می باشد.
کشف شواهدی که دیگر پستانداران نظیر گربه نیز خواب می بینند پای روانشناسی فرگشتی را به میدان این پرسش و تحقیق می کشد که احتمالا خواب دیدن یک اتفاق ساده نبوده و هدفی در پشت این رفتار وجود دارد.
تئوری شبیه ساز تهدید
این تئوری بیان می کند که خواب دیدن در واقع یک مکانیزم دفاعی تهدیدات بوده است و این ابزار، پتانسیل شبیه سازی تهدیدات به تعداد و دفعات فراوان برای شخص را داشته است.
این مکانیزم باعث بهبود فعالیت عصبی و واکنش مناسب تر نسبت به تهدیدات را فراهم می کرده است.
تحقیقاتی که در مجله نوروساینس منتشر شده از ارتباط بسیار مستحکم و قوی بین خواب دیدن و حافظه حکایت دارد و دانشمندان برای اولین بار با استفاده از الگوهای امواج مغزی قادر به، بیاد آوردن (خواندن) خواب شدند (دانشمندان ایتالیایی حدود ۶۵ فرد را به مدت دو شب در آزمایشگاه مورد تحقیق قرار دادند).
یکی از مهمترین نتایج تحقیق مورد نظر این بود که خواب دیدن و به یاد آوردن خواب بعد از بیدار شدن، در واقع یک رفتار بوده و تفاوتی با یکدیگر ندارند و هر دو واکنش ارتباط مستقیم با حافظه دارند.
تحقیقی دیگر با استفاده از فناوری MRI نیز نشان میدهد که در ساختار مغز قسمتهای آمیگدال و هیپوکامپ نقشی اساسی در خواب و بروز احساسات مربوط به خواب دیدن داشته و هر دو نیز از سوی دیگر نقشهای اساسی در بخش حافظه بر عهده دارند.
آسیب ها و نقص های مغزی در مواردی باعث می شود که فرد قادر به خواب دیدن نباشد. مانند نقص در سیستم کورتکس و بخشهایی از مغز که وظیفه تحلیل بصری، حافظه بصری و احساسات را بر عهده دارند.
به نظر می رسد خواب دیدن، احساسات ما برگرفته از حافظه را به شکل کد شده تحلیل و ساخته و پرداخته می کند.
اگر چه تجربیاتی که ما از خواب می بینیم واقعی نیست اما در مقابل، احساساتمان نسبت به آنها واقعی می باشد.
خواب دیدن و ساختن داستان در واقع تلاشی برای آشکار کردن احساسمان نسبت به تجربیات و همچنین گنجاندن آن در حافظه می باشد.
به طور کلی بین خواب دیدن و حافظه ارتباطی قابل توجه وجود دارد و ریشه های اضطراب و آشفتگی و نگرانی و .... ناشی از این دو می باشند (به بیان دیگر می توان گفت خواب یک سیستم آشکار کننده تجربیات و احساسات می باشد).
✏️Mike nobdy
by Sander van der Linden
#انسان
#فرگشت
#خواب
به ما بپیوندید
@irangreatwal
نئاندرتال شکارچی
تصویر طراحی شده از شکار شدن کرگدن به دست نئاندرتالها
این تصویر بر اساس یافته های فسیلی در اوراسیای جنوبی طراحی شده است.
نئاندرتالها عمو زاده های انسان امروزی بودند که حدود ۴۰ هزار سال قبل منقرض شدند.
#نئاندارتالها
#انسان
#فرگشت
به ما بپیوندید
@irangreatwal
تصویر طراحی شده از شکار شدن کرگدن به دست نئاندرتالها
این تصویر بر اساس یافته های فسیلی در اوراسیای جنوبی طراحی شده است.
نئاندرتالها عمو زاده های انسان امروزی بودند که حدود ۴۰ هزار سال قبل منقرض شدند.
#نئاندارتالها
#انسان
#فرگشت
به ما بپیوندید
@irangreatwal
جمجمه تشیک تاش( نئاندرتال)
تشیک تاش اسکلت انسان نئاندرتالی است که در سال ۱۹۳۸ در غار تشیک تاش در کوه باجسونتو واقع در کشور ازبکستان (آسیای مرکزی) کشف شده است.
در این غار و در کنار این اسکلت پنج جفت شاخ بز کوهی سیبریایی نیز کشف شده است.
بررسی های دانشمندان قدمت این اسکلت را بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار سال بیان می کند.
همچنین تحقیقات و آزمایشها بر روی دندانهای اسکلت هومو کشف شده، سن این عموزاده انسان امروزی را بین ۸ تا ۱۱ سال نشان میدهد.
مورد قابل توجه در مورد اسکلت تشیک تاش این است که حالت و آرایش شاخهای بز کوهی آسیایی و فرم خاصش نشان از آن دارد که این کودک نئاندرتال در مراسمی همراه با آداب و رسوم دفن شده است.
✏️ Mike nobdy
#انسان
#فرگشت
#نئاندرتال
با ما همراه باشید
@irangreatwal
تشیک تاش اسکلت انسان نئاندرتالی است که در سال ۱۹۳۸ در غار تشیک تاش در کوه باجسونتو واقع در کشور ازبکستان (آسیای مرکزی) کشف شده است.
در این غار و در کنار این اسکلت پنج جفت شاخ بز کوهی سیبریایی نیز کشف شده است.
بررسی های دانشمندان قدمت این اسکلت را بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار سال بیان می کند.
همچنین تحقیقات و آزمایشها بر روی دندانهای اسکلت هومو کشف شده، سن این عموزاده انسان امروزی را بین ۸ تا ۱۱ سال نشان میدهد.
مورد قابل توجه در مورد اسکلت تشیک تاش این است که حالت و آرایش شاخهای بز کوهی آسیایی و فرم خاصش نشان از آن دارد که این کودک نئاندرتال در مراسمی همراه با آداب و رسوم دفن شده است.
✏️ Mike nobdy
#انسان
#فرگشت
#نئاندرتال
با ما همراه باشید
@irangreatwal
پرنسس سیبریایی در گور یخی
حدود ۲۰ سال قبل کاوشگران پیکر مومیایی زنی را در منطقه یوکاک سیبری کشف کردند.
بررسی ها نشان می دهد که قدمت این مومیایی حدود ۲۵۰۰ سال و در هنگام مرگ ۲۵ ساله بوده است.
بر اساس پژوهش های دانشمندان این زن جوان جزء اولین قربانیان سرطان سینه می باشد.
وجود تتو بر بدن این زن هم قابل توجه میباشد که بیشتر طرح های آن تصاویری بی نظیر از حیوانات می باشد.
✏️ Mike nobdy
#انسان
#سیبری
#مومیایی
به ما بپیوندید
@irangreatwal
حدود ۲۰ سال قبل کاوشگران پیکر مومیایی زنی را در منطقه یوکاک سیبری کشف کردند.
بررسی ها نشان می دهد که قدمت این مومیایی حدود ۲۵۰۰ سال و در هنگام مرگ ۲۵ ساله بوده است.
بر اساس پژوهش های دانشمندان این زن جوان جزء اولین قربانیان سرطان سینه می باشد.
وجود تتو بر بدن این زن هم قابل توجه میباشد که بیشتر طرح های آن تصاویری بی نظیر از حیوانات می باشد.
✏️ Mike nobdy
#انسان
#سیبری
#مومیایی
به ما بپیوندید
@irangreatwal