مجله الکترونیک واو
278 subscribers
845 photos
839 links
با «واو» می‌خواهیم همه وقتمان را با کتاب‌ها سپری کنیم، فارغ از هیاهوی جهان!
Download Telegram
📝قصه روشن زندگی

🖌#حورا_نژادصداقت درباره کتاب «سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی ایران» نوشت:

🔹این کتاب، نگاهی به 50 شخصیت کارآفرین و صنعتگر (به قول نویسنده کنشگر اقتصادی) در صد سال گذشته ایران دارد که بعضی‌هایشان شغل‌های خانوادگی داشته‌اند و بعضی‌هایشان کارشان را با کارگری و در کارگاه‌های کوچک شروع کرده‌‌اند و بعضی‌هایشان هم به غرب رفته‌اند و فناوری را با خود به ایران آورده‌اند.

🔹قصه مردان کارآفرینی که زندگی دیگران را روشن کرده‌اند، خیلی پر ماجراست و این کتاب، بدون حواشی عجیب و غریب هم از همین روشنگری‌ها می‌گوید، هم با کلی عدد و رقم، به سادگی وضعیت ایران و تعدادی از کارخانه‌هایش را در سال‌های مختلف نشان می‌دهد.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝رئالیسمی آغشته به ناتورالیسم

🖌#الهام_اشرفی درباره رمان «ناخن کشیدن روی صورت شفیع‌الدین» نوشت:

🔹رمان ناخن کشیدن روی صورت شفیع‌الدین رمانی است واقع‌گرا؛ رئالیسمی آغشته به ناتورالیسم. بین اهالی ادبیات معروف است که اگر بیل در نگاه رئالیست‌ها یک بیل است، در نگاه ناتورالیست‌ها «کج‌بیل فرسوده لعنتی» است! و به گمان من همین جمله‌ی کنایه‌آمیز دقیقاً لحن و نثر روایت مسعود در رمان است.

🔹خانواده کوچک مسعود همه از افراد فرودست شهر بزرگ مشهد هستند، آن‌ها در دل ثروت و هتل‌های فراوان دوروبرشان و در دل دادوستدهای تجاری کلان و نیمه‌کلان بین زائران و گردشگرها و هتل‌دارها و بازاریان، زیستی فقیرانه و روبه‌زوال دارند. خانه‌شان مخروبه‌ای است در دل هتل‌های گران‌قیمت و چندستاره که یک‌جورهایی از دل محله بیرون زده است.

#کتاب_ماه

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝سفر به ژرفای ناپیدا

🖌#مهرسا_صفرخانی درباره کتاب «نام ناپذیر» نوشت:

🔹نام‌ناپذیر اثری است که بارها و بارها می‌توان به آن بازگشت و هر بار نکات جدیدی را در آن کشف کرد. بکت با این اثر، به ما نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از طریق ادبیات به جستجوی معنای زندگی پرداخت و به تأملات عمیق‌تری درباره وضعیت وجودی خود دست یافت.

🔹یکی از مفاهیم محوری در نام‌ناپذیر مسئله هویت و خودشناسی است. شخصیت اصلی کتاب، در تلاش است تا هویت خود را تعریف کند، اما در نهایت به این نتیجه می‌رسد که این تلاش بیهوده است. او می‌گوید: «من نمی‌توانم ادامه دهم، باید ادامه دهم.» این جمله، نمایان‌گر تلاش بی‌پایان انسان برای یافتن معنا در جهانی است که ظاهرا بی‌معناست.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝قرار نیست گولتان بزنیم!

🖌#پروانه_حیدری درباره رمان «دست‌های کوچولو کف می‌زنند» نوشت:

🔹مشکل بزرگ داستان این است که در حد یک ایده جذاب باقی می‌ماند. انگار که نویسنده هم به معضل خانم پاواراتی دچار شده باشد، موزه‌ای که نجات‌دهنده نیست و داستانی که آن طور که باید شکل نمی‌گیرد. «دست‌های کوچولو کف می‌زنند» شبیه یک غذای فست‌فودی ست. یا اشباع‌تان می‌کند یا زده می‌شوید.

🔹کتاب از لحاظ فکری و روحی آنقدر درگیرتان نمی‌کند و بعد از اتمامش شاید تنها بگویید: «عجب…» و بعد از اندک مدتی از خاطرتان بر‌ود.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝دیوار به دیوار دریا

🖌#لیلا_مهدوی در روایتی درباره زن، دریا و موج مرده نوشت:

🔹جای حنا روی دستم می‌سوخت. دلم شور می‌رفت. پشیمان شدم. کاش حرفی نمی‌زدم. دلم یک لیوان آب خنک می‌خواست. بچه دائم به دیافراگمم لگد می‌زد و حرصم را در می‌آورد. نفس تنگم را با آه بلندی تازه کردم. گفت: «مو اهل شارجه بودم. اینجا کسی رِ ندارم. همو فقط حسون بود که رفت. دریا ازُم گرفتش.»

🔹«موج مرده می‌دونی که چیه‌ن؟ موج مرده رِ فقط دل زنا می‌شناسه و دریا! چون زنا دیر دل می‌دن و عاشق می‌شن. اما مرض عشق که بیفته به جونشون دیگه واویلاس. دل زن می‌مانه همی دریا. وقتی عشق می‌افته توش مثل او وختا که آب روغنی و آرومه، مطیع و لطیف و باهات راه میاد. اما امان از روزی که دل نازک زنا ترک برداره و طیفون بیفته توش.

🔺متن کامل این روایت را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝غم و شادی چشم در چشم هم

🖌#حانیه_اخلاقی درباره رمان «بشکوچ» نوشت:

🔹بشکوچ روایتِ سی و چهار روزه عشق‌های گره خورده‌ای است در کشاکش محاصره خرمشهر تا اشغال؛ روایتی که بیشتر از آنکه درباره جنگ باشد درباره زندگیِ عاشقان در جنگ است. عاشقانی که یک شب، با زوزه‌ یک خمپاره‌ سرکش در آسمان خرمشهر، تمام کلبه‌های شیرینِ عاشقی‌شان را در بین مخروبه های شهر گم کرده‌اند.

🔹نویسنده توصیفات دقیق و ظریفی از شرایط جنگ و جبهه و ملزومات جنگی دارد. آنقدر که باور نمی‌کنید نویسنده از پشتِ میز کارش داستان را نوشته. گویی سلمان کریمی، در کوچه‌های خرمشهر و در پشت سنگرهای جبهه نشسته و از قلبِ رزم برایتان دفاع می‌کند. و همین نقطه قوت بزرگی است برای باورپذیر بودن و شفافیت و رضایتِ کتاب‌خوان از روایت.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝از منجلاب گریز نیست!

🖌#نجمه_نیلی_پور درباره رمان «ناخن کشیدن روی صورت شفیع‌الدین» نوشت:

🔹مسعود از زمین و زمان شکایت دارد، از اینکه چرا از عراق مهاجرت کرده‌اند، از اینکه چرا پدرش همیشه در مستراح خانه می‌رود و گریه می‌کند، از اینکه چرا وقتی خبر اعدام صدام را دادند پدرش در لابی هتل اتابکی مثل ابر بهار شروع کرد به اشک ریختن و فریاد زدن، از اینکه چرا مادرش راضی نمی‌شود به فروش خانه، از اینکه چرا دختر عرب همان‌جا در عراق خودکشی نکرد و هزاران شکایت دیگر که در لابه‌لای داستان خطی قاسم فتحی، خواننده آرام‌آرام با آنها آشنا می‌شود.

🔹خواننده کتاب «ناخن کشیدن روی صورت شفیع‌الدین» باید بداند که در این کتاب با حجم زیادی از شهرزدگی، مسافرزدگی و زندگی‌گریزی روبه‌رو می‌شود و انگار قرار است داستان، مخاطب را به این نتیجه برساند که پیشرفت شهری چگونه بنایش را روی خانه‌های قدیمی و آدم‌های سنتی محکم کرده و همچون اژدهایی هر روز در حال آتش‌زدن و آب‌کردن هویت واقعی آدم‌ها، مکان‌ها و زمان‌هاست.

#کتاب_ماه

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝دُرّ شاهوار قرن ششم

🖌#محمد_حسام_حاجی_فرج_اله درباره کتاب «چهار مقاله» نوشت:

🔹داشتن سابقه هزارواندی ساله در ادبیات شوخی نیست. معنای این سابقه این است که هر گوشه و کناری از ادبیات فارسی دری را که سرک بکشیم یک اثر درخور پیدا خواهیم کرد. یعنی هیچ‌وقت دستمان از روکردن برگی جدید خالی نخواهد بود. چهارمقاله‌ یک قطره از این دریاست. دُرّی شاهوار از قرن ششم هجری.

🔹انگیزه اصلی نظامی عروضی برای نگاشتن این کتاب شرح چهار شغل مهمی است که به عقیده وی باید ملازم دربار پادشاهان باشند. در هر مقاله نخست دیباچه‌ای در تعریف موضوع و شرایط کسانی که به آن صنف متعلق‌اند آورده، و سپس ده حکایت نادر و خواندنی در باب آن موضوع ذکر کرده است.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝به کودکان ماجراجویی بیاموزیم

🖌#حسام_آبنوس درباره کتاب «والی» نوشت:

🔹کتاب درباره زندگی یک نهنگ به اسم والی است که از شرایط یک‌نواخت زندگی‌اش در نقطه‌ای از دریا خسته شده و برای رسیدن به یک زندگی بهتر تصمیم می‌گیرد، سفر کند.

🔹«والی» وقتی نظرات «واله» را درباره اقیانوس آرام شنید تصمیم گرفت در اقدامش تجدیدنظر کند. با اینکه «واله» از نظر جثه از «والی» کوچکتر بود ولی او به حرف او به عنوان کسی که تجربه‌ای داشت گوش کرد. در واقع نویسنده می‌خواهد بگوید تجربه داشتن و گوش به تجربه دیگری دادن نیازمند بزرگ بودن نیست بلکه آدم می‌تواند از کوچکتر از خودش هم درس بگیرد.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝عشق جنایت است؟

🖌#نگین_عظیمی درباره رمان «کوکورو» نوشت:

🔹انسانی که در کوکورو می‌بینیم، با وجود در آغوش داشتن بزرگترینِ عشق‌ها تنهاست. در حقیقت، همه آدم‌های کوکورو تنهایند؛ «باهم‌اند و تنهایند»: سنسی از چیزی رنج می‌برد ولی توان افشایش را ندارد، همسرش از غم درونی سنسی باخبر است اما نمی‌تواند این پوشش را بدرد و به او نزدیک‌تر شود، مرد جوان از زندگی روستایی‌اش فاصله گرفته و دیگر قرابت چندانی با خانواده و گذشته‌اش احساس نمی‌کند. این جنس تنهایی، تنهایی انسان در عصر نوظهور مدرن است.

🔹کوکورو «پرفروش‌ترین اثر ادبی تاریخ ژاپن» است و به همین اعتبار می‌تواند موید سلیقه جمعیِ ادبی یک ملت باشد. بعد از خواندن کتاب پیش‌فرض‌هایی که از ژاپنی‌ها در ذهنم داشتم سر جای‌شان ماندند. کوکورو آرام بود و بی‌عجله پیش می‌رفت. متانت، صبوری، گزیده‌گویی و تمام سادگی‌هایی که از یک زندگی ژاپنیِ عهد میجی سراغ داریم، به صورت پررنگی در کتاب حضور داشتند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝قصه روح سرگردان خانه‌های قدیمی

🖌#حانیه_اخلاقی درباره رمان «ناخن کشیدن روی صورت شفیع‌الدین» نوشت:

🔹داستان کتاب در مشهد اتفاق می‌افتد. داستانِ خانه‌ای پرماجراست که در بین هتل‌های چند ستاره منتهی به حرم محصور شده است. خانه‌ای که محلِ زندگی خانواده عربی سه نفره، ببخشید. چهار نفره است. بابا، مامان، پسر، و پدربزرگ که بیست سال پیش وسطِ حیاطِ خانه دفن شده است. و تمام داستان همین است!

🔹اولین رمانِ قاسم فتحی، شروع خوبی برای انتقال جوهرِ قلم اوست. قلمی که با موج‌سواری بر هویت شهری، یک اثرِ طنز_اجتماعی را رقم می‌زند. او، قصّه‌گوی اصیلی است. از اصالتی مدفون در خانه‌‌ای محصور می‌نویسد و هویت‌هایی ناب خلق می‌کند.

#کتاب_ماه

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝مسیح‌کُشی در ۱۹۸۲

🖌#سعیده_ملایی درباره رمان «سرزمین گمشدگان» نوشت:

🔹داستان «سرزمین گمشدگان» درباره پیامدهای جنگ داخلی لبنان و به‌طور ویژه «کشتار صبرا و شتیلا» است. جنگ داخلی لبنان از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰ میلادی طول کشید. بر اثر این جنگ یک میلیون نفر لبنان را ترک کردند و در حدود ۱۲۰ هزار نفر کشته شدند. این جنگ تأثیرات عمیقی روی ادبیات عرب به ویژه ادبیات لبنان گذاشت.

🔹این داستان روایتی غریبانه و مبهم از غریبان است، درباره گروه‌های اجتماعی در جامعه لبنان با ریشه‌ها، مذاهب و خاستگاه‌های متعدد، از مسیحی گرفته تا چرکسی مهاجر، تا یهودیان لبنانی، راهبان مسیحی، فلسطینی‌ها… بیشتر آنها ـ اگر نگوییم همه آنها ـ در این دنیا غریبه بودند. همه در کنار هم و متفاوت از هم در قلمرو بیروت، قلمرویی که نویسنده نام آن را قلمرو غریبان گذاشته است، در جستجوی حقیقت گمشده خود بودند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝آبی که مزه خون گرفت

🖌#لادن_عظیمی در روایتی از شرکت در عزاداری با کودک نوپا نوشت:

🔹آن شب، شب علی اصغر بود. دلم نمی­‌آمد در خانه بمانم. دلم برای شنیدن یک روضه حسابی لک زده بود. از آن روضه‌­هایی که با یک اشاره بغض چنگ می‌­اندازد بیخ گلویت و اشک چشمت مجال نمی‌­دهد. از آن روضه‌­هایی که یک کنج حسینیه مچاله می‌­شوی توی خودت زانوهایت را بغل می‌­گیری و های­‌های گریه می‌­کنی.

🔹آن شب هم مطابق معمول بچه‌ها در فضای خالی میان جمعیت مشغول بازی و دویدن بودند. سلما با دیدن آن‌ها، دست مرا می‌کشید و با خودش به این سو و آن سو می‌برد. در آن لحظه به همین هم راضی بودم. با خودم فکر می‌کردم‌ حالا اگر هم درست و حسابی روضه را نشنیدم عیبی ندارد، همین که سلما توی این فضا نفس بکشد کافی است. مرا به دنبال خودش به این سو و آن سو می‌برد و من هربار به یاد «او می‌کشد قلاب را»ی سعدی می‌افتادم.

🔺متن کامل این روایت را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝برای انتشار ننویسید

🖌#احمد_تقی_خانی درباره نوشتن و انتشار آن نوشت:

🔹همه حرف‌ها و نوشته‌ها برای نقل و انتشار عمومی نیست و برخی‌‌ها را باید پیش خودمان نگه داریم. قرار نیست هرچه به ذهنمان رسید یا هرچه مکتوب کردیم بکنیم توی شیپور یا بزنیم سر گذرها.

🔹وقتی هم از نوشتن حرف می‌زنیم صرفاً یک پیش‌نویس یا فیش‌های پراکنده یا حتی یادداشت‌های کلی و ناقص نیست؛ بلکه نوشتن متنی که همه چیز برای نشر دارد، جز تصمیم. نوشتن متن‌های ناقص و ناخنک‌زدن به متن از محل این حرف‌ها خارج است و ای بسا ایده منتشرکردن، انگیزه و پیشرانی برای اتمام متن‌های ناقص باشد.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝درباره زندگی، انسان و خدا

🖌#هاجر_شهابی درباره مجموعه «داستان‌های پانچلو» نوشت:

🔹داستان‌های پانچلو داستان اهالی شهر «وِمی‌کی‌ها» است. داستان آدم‌‌چوبی‌های کوچولویی که در شهر ومی‌کی زندگی می‌کنند. همه این آدم‌چوبی‌ها توسط نجاری به نام «ایلای» ساخته شده‌اند. «پانچلو» هم یکی از آدم‌چوبی‌های این شهر است. مکس لوکیدو نویسنده این مجموعه از طریق این داستان‌ها خواسته درک درستی از ارزش خویشتن و عزت نفس و نوع نگاه درست را به خواننده‌های خود منتقل کند.

🔹ما آدم‌ها خیلی وقت‌ها دوربین نگاهمان را تنظیم می‌کنیم روی آدم‌های دیگر. آدم‌ها را می‌کنیم مرکز توجه‌مان. آدم‌هایی که جدای از رنگ پوست و چگونگی شکل و شمایل، کوتاهی و بلندی قد و قامت، دارا بودن یا نبودنشان، چه‌کاره بودن و چه پستی داشتنشان و… افرادی هستند مثل خودمان. حرفشان مهم می‌شود، دیدگاهشان مهم می‌شود، نظرشان مهم می‌شود، حتی چه پوشیدنشان، چقدر از ما جلوتر بودنشان و چه مدل زندگی کردنشان هم برایمان مهم می‌شود. آنقدر مهم که تلاش می‌کنیم خودمان را مثل آنها کنیم.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝مماس با مادرانگی

🖌#فاطمه_سادات_حسینی درباره رمان «به سوی فانوس دریایی» نوشت:

🔹وولف نشان می‌دهد که روابط انسانی، بعضی از مواقع چقدر می‌تواند خودخواهانه و نفرت‌انگیز باشد. این موضوع فقط در خصوص ارتباط بین همسران نیست، بلکه راجع به کل شخصیت‌های کتاب یا بهتر بگوییم، کل آدم‌هاست. شخصیت‌های کتاب نمی‌توانند با یکدیگر ارتباط‌ برقرار کنند و این خانم رمزی است که همیشه سعی می‌کند ارتباط این شخصیت‌ها و دوستانشان را کنترل و هدایت کند.

🔹از میان تمام موضوعاتی که وولف در این کتاب مطرح می‌کند، مادر بودن و بحران میانسالی زنان بیشتر به چشم می‌خورد. شخصیت اصلی که داستان حول او می‌چرخد، «خانم رمزی»، پنجاه ساله، مادر هشت فرزند و همسر یک فیلسوف و استاد دانشگاه است. داستان در مورد تنهایی خانم رمزی است.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝تا کی شود قرین حقیقت مَجاز من؟

🖌#حسام_آبنوس درباره کتاب «به جرم خمینی» نوشت:

🔹«به جرم خمینی» از آن اسم‌هایی است که می‌تواند خواننده را قلقلک بدهد که سمتش برود. کتاب روایتی داستانی از زندگی شهید علیرضا توسلی معروف به ابوحامد است. فرمانده تیپ فاطمیون که با شلیک مستقیم موشک تاو به شهادت رسید.

🔹فریناز ربیعی در همان ابتدای کتاب و جایی که مقدمه کتاب با عنوان «چند کلمه قبل از شروع» آمده درباره داستانی بودن کتاب و اینکه «هر آنچه در به جرم خمینی خواهید خواند عین واقعیت نیست» تکلیف خواننده را با کتاب روشن می‌کند. او در ادامه در بخشی با عنوان «استیصال» از زاویه دیدی که برای کتاب برگزیده حرف می‌زند و همسر شهید توسلی را به عنوان راوی انتخاب می‌کند و بر همین اساس راوی دوم شخص را به عنوان راوی کتابش انتخاب می‌کند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝باز شدن چشم‌ها بعد از فروپاشی!

🖌#پروانه_حیدری درباره رمان «ناخن کشیدن روی صورت شفیع‌الدین» نوشت:

🔹کتاب نام خلاقانه‌ای دارد، تقدیمی دلچسبی هم در ابتدای اثر به چشم می‌خورد. «ناخن کشیدن روی صورت شفیع‌الدین» یک موقعیت جذاب است که حیف می‌شود. تصویری تازه از مشهد و زائرانش، در محاصره لودر و تراکتور و خاک و سیمان.

🔹نویسنده روی موضوعی تازه دست گذاشته و توانسته خود را از حصار داستان‌های تکراری که در مکانی مقدس شکل می‌گیرند، برهاند. او بخشی را برجسته کرده که داستانش روی همان مدار می‌چرخد و نخواسته که تاثیرات جانبی و اتمسفر خاص این فضا، گزندی به روایتش از آن بخش وارد کند. این فاصله گرفتن از مکان و تاثیرناپذیری از قصه‌های همیشگی، جالب است و ‌می‌توان آن را به عنوان یکی از نکات مثبت اثر دانست.

#کتاب_ماه

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝یکی بیاید ما را بنویسد

🖌#نجمه_نیلی_پور درباره رمان «اندوه مونالیزا» نوشت:

🔹اندوه، در اندوه مونالیزا حرف اول را می‌زند. شاهرخ گیوا خیلی راحت و بی‌پرده بدون اینکه بخواهد ذره‌ای هوای مخاطب را داشته باشد، دستش را می‌گیرد و می‌برد می‌ایستاندش میانه ماجرایی که پر از رنج و ویرانی و ناامیدی و نرسیدن و مرگ است.

🔹اندوه در تقدیر آدمی است. از داوینچی که تابلوی مونالیزا را با آن اندوه ماندگار کشید به قبل تا به بعد، هر آن کس که بر روی این کره خاکی قدم گذاشته همه می‌دانند، اگر هم خواسته‌اند انکار کنند روزگار به آنها فهمانده است که تقدیر آدمی اندوه است. اندوهی که بهرام شخصیت اول داستان اندوه مونالیزا خودش را کامل به آن سپرده است و در جای‌جای زمان و مکانی که قرار می‌گیرد و در کنار هر شخصیتی که واقع می‌شود صدا و زبانش اندوه است.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝درامی عاشقانه در دل تاریخ

🖌#یاسمین_فلاحتی درباره رمان «پرواز مسکو» نوشت:

🔹رمان «پرواز مسکو» داستانی است که به روایت مسلمان شدن پدر و دختری روسی می‌پردازد. این داستان برگرفته از زندگی شخصی نویسنده است و با بر زبان آوردن شهادتین در حرم امام رضا (ع)، این دو مسلمان می‌شوند.

🔹نحوه روایت این رمان درخور توجه است. کتاب در ۱۴ فصل در مکان‌ها و زمان‌های مختلف و از زبان دو راوی «دانای کل» و «ساشا» روایت می‌شود. این نحوه روایت، کتاب «من او» اثر رضا امیرخانی را به ذهن خواننده می‌آورد، اما تفاوت‌های بسیاری میان این دو اثر وجود دارد.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.