یه مشکلی که شبکههای اجتماعی دارن اینه که هرکسی توشون توانایی نظر دادن داره.
یعنی طرف سرتاپاش دو هزار تومن نمیرزه، هرّ رو از برّ تشخیص نمیده. تو دنیای واقعی ببینیش اصلا از کنارش رد نمیشی چون بو میده.
بعد تو virtual space یهو آدم میشه و میاد دربارهت نظر میده.
یعنی طرف سرتاپاش دو هزار تومن نمیرزه، هرّ رو از برّ تشخیص نمیده. تو دنیای واقعی ببینیش اصلا از کنارش رد نمیشی چون بو میده.
بعد تو virtual space یهو آدم میشه و میاد دربارهت نظر میده.
👍44👎12🥰2🤔2
فیلم باربی واقعا مزخرف ترین و بیمعنی ترین فیلمی بود که توی ۵ سال اخیر دیدم
حتی ویژوال خفن هم نداشت.
0/10
حتی ویژوال خفن هم نداشت.
0/10
👍55👎8😁2🤔1😢1
ولی بهنظرم طرفدارای زمستون و پاییز مثل یهودیان
اونا هم از حرارت خوششون نمیاومد
اونا هم از حرارت خوششون نمیاومد
🤣39👎7👍3🤬3🗿3👀1
True Blue
Billie Eilish
I try to live in black and white but I'm so blue
I'd like to mean it when I say I'm over you
I'd like to mean it when I say I'm over you
💔11👎8🤔2😭1💅1
خواهر برادر داشتن اینجوریه که اگر کلیه لازم داشته باشی بدون اینکه بهش فکر کنن بهت اهدا میکنن ولی نمیذارن از هندزفریشون استفاده کنی
👍28😁10🗿3👎1
Eva's feelings (ماجراهای ایوا)
Photo
راب: چه حسی داری از اینکه اینهمه پولدار و زیبایی؟
ادل: احساس تنهایی
----------
سوفی: هیچوقت نمیتونی همه چیز رو درباره کسی بدونی، اگر تلاش کنی دیوونه میشی
-----------
دیوید: آدما باید بتونن همو بخندونن، خنده همیشه باید جزئی از رابطه باشه.
📺 behind her eyes 2021
Psychological thriller tv series
#نقاشی
ادل: احساس تنهایی
----------
سوفی: هیچوقت نمیتونی همه چیز رو درباره کسی بدونی، اگر تلاش کنی دیوونه میشی
-----------
دیوید: آدما باید بتونن همو بخندونن، خنده همیشه باید جزئی از رابطه باشه.
📺 behind her eyes 2021
Psychological thriller tv series
#نقاشی
❤🔥16👍7🤣4🗿2💊2🔥1
اگر خونه تنها بودید حتما با دوستتون درباره جن حرف بزنید تا دیگه احساس تنهایی نکنید👍
🤣34👍6🥰1
Forwarded from Eva's feelings (ماجراهای ایوا)
چه شرح میدهی احوال نابسامان را؟
که هرکه بغض ندارد تو را نمیفهمد!
که هرکه بغض ندارد تو را نمیفهمد!
💔14👍3🗿2
I used to see the beauty in this world, now I see the truth.
-Dolores Abernathy
📺 Westworld 2016-2022
Sci-fi tv series
#نقاشی
-Dolores Abernathy
📺 Westworld 2016-2022
Sci-fi tv series
#نقاشی
🔥19👎2👍1🤔1😍1
سلام! من نیاز دارم باهم حرف بزنیم.
البته باید همان شب که اوضاعم حسابی به هم ریخته بود سراغتان میآمدم. فاصله زیادی هم نداشتیم. یک پنجره بینمان بود فقط.
اما نیامدم. یادم نیست به جای حرف زدن با شما دقیقا چه کاری میکردم و به چه چیزی مشغول بودم. هرچه که بود به نظر میرسد اهمیتی نداشت.
واما بعد؛ حقیقت این است که هرچه بیشتر زمان جلو میرود و تجربه روح ناشی «من» از جهانی که شما برایمان خلق کردهاید بیشتر میشود، بیشتر متوجه میشوم چقدر «من» را در این جهان تنها آفریدهاید و وقتی میگویم «من»، درباره خودم صحبت نمیکنم. منظورم تمام «من» هایی است که در قسمتی از این جفت زمان و مکان، ردپا دارند.
تمام چیزهایی که به نحوی به «من» امید و دلبستگی داده بودند با سرعت زیادی «من» را ترک میکنند. به راستی که هیچ چیز ماندگار نیست.
دقیقا به همان سرعتی که لبخند محو شد غم هم میرود. این وسط «من» مانده در بین اتفاقاتی که خیلی سریع میافتند اما گویی هیچ چیز جلو نمیرود.
امروز مثل دیروز نیست اما تفاوت چندانی هم ندارد. نه دچار انباشتگی میشویم و نه روزمرگی.
تنها و تنها همین را میدانم که هیچ چیز در این منظومه مخلوقهات پایستگی ندارد.
این را فهمیدهام. یعنی خودت به من فهماندی. من را نشاندی پای تماشای هرچه که بود. وبعد، «نبود» شدنشان را نشانم دادی.
شرطی شدم به باختن و کم کم دیگر چیزی را برای خودم نمیدانستم که باختنش را برای خودم باخت بدانم.
فنا، به مرور زمان عمیق تر هم میشود. از چیزهای بیارزشتر شروع شده و یحتمل تا زمان مرگم به جسمم هم میرسد.
به واقع همه چیز از دست میرود وانسان باید به این حقیقت عادت کند. نه انسان و نه هیچ چیز دیگری که برای تسلی بشر به کار گرفته میشود ماندنی نیست.
برای انسانهایی که از من بهتر هستند کمتر طول کشید که یاد بگیرند « هرچه بر {زمین} است فانی شونده است و ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند»
واگر این میل به جاودانگی در ما وجود دارد برای این است که روزی که مارا خلق کردی دستت را بر سر پدرمان، «آدم» کشیدی و از جاودانگی تو، روح آدم جاودانه شد.
البته نه در این سمت دیوار، اینجا گلها تنها در بهاز زندهاند و لبخند، طول عمر مشخصی دارد. غذاها فاسد میشوند و انسان پیر میشود. چروک میشود و میمیرد. حتی جسم عزیزش هم بعد از مرگ میپوسد. جهانی که ساختهای خودش هم فقط تا روز «اذا وقعت الواقعه» برپاست. بعد از آن «خافظه الرافعه» افلاک بساطشان را جمع میکنند و بشر میماند و حوضش.
بگذریم، حرف به درازا کشید.
آنقدر باید از دست دادن را تجربه کنیم که بفهمیم در نهایت، "گویی که دنیا هرگز نبوده و آخرت همیشه بوده"
البته باید همان شب که اوضاعم حسابی به هم ریخته بود سراغتان میآمدم. فاصله زیادی هم نداشتیم. یک پنجره بینمان بود فقط.
اما نیامدم. یادم نیست به جای حرف زدن با شما دقیقا چه کاری میکردم و به چه چیزی مشغول بودم. هرچه که بود به نظر میرسد اهمیتی نداشت.
واما بعد؛ حقیقت این است که هرچه بیشتر زمان جلو میرود و تجربه روح ناشی «من» از جهانی که شما برایمان خلق کردهاید بیشتر میشود، بیشتر متوجه میشوم چقدر «من» را در این جهان تنها آفریدهاید و وقتی میگویم «من»، درباره خودم صحبت نمیکنم. منظورم تمام «من» هایی است که در قسمتی از این جفت زمان و مکان، ردپا دارند.
تمام چیزهایی که به نحوی به «من» امید و دلبستگی داده بودند با سرعت زیادی «من» را ترک میکنند. به راستی که هیچ چیز ماندگار نیست.
دقیقا به همان سرعتی که لبخند محو شد غم هم میرود. این وسط «من» مانده در بین اتفاقاتی که خیلی سریع میافتند اما گویی هیچ چیز جلو نمیرود.
امروز مثل دیروز نیست اما تفاوت چندانی هم ندارد. نه دچار انباشتگی میشویم و نه روزمرگی.
تنها و تنها همین را میدانم که هیچ چیز در این منظومه مخلوقهات پایستگی ندارد.
این را فهمیدهام. یعنی خودت به من فهماندی. من را نشاندی پای تماشای هرچه که بود. وبعد، «نبود» شدنشان را نشانم دادی.
شرطی شدم به باختن و کم کم دیگر چیزی را برای خودم نمیدانستم که باختنش را برای خودم باخت بدانم.
فنا، به مرور زمان عمیق تر هم میشود. از چیزهای بیارزشتر شروع شده و یحتمل تا زمان مرگم به جسمم هم میرسد.
به واقع همه چیز از دست میرود وانسان باید به این حقیقت عادت کند. نه انسان و نه هیچ چیز دیگری که برای تسلی بشر به کار گرفته میشود ماندنی نیست.
برای انسانهایی که از من بهتر هستند کمتر طول کشید که یاد بگیرند « هرچه بر {زمین} است فانی شونده است و ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند»
واگر این میل به جاودانگی در ما وجود دارد برای این است که روزی که مارا خلق کردی دستت را بر سر پدرمان، «آدم» کشیدی و از جاودانگی تو، روح آدم جاودانه شد.
البته نه در این سمت دیوار، اینجا گلها تنها در بهاز زندهاند و لبخند، طول عمر مشخصی دارد. غذاها فاسد میشوند و انسان پیر میشود. چروک میشود و میمیرد. حتی جسم عزیزش هم بعد از مرگ میپوسد. جهانی که ساختهای خودش هم فقط تا روز «اذا وقعت الواقعه» برپاست. بعد از آن «خافظه الرافعه» افلاک بساطشان را جمع میکنند و بشر میماند و حوضش.
بگذریم، حرف به درازا کشید.
آنقدر باید از دست دادن را تجربه کنیم که بفهمیم در نهایت، "گویی که دنیا هرگز نبوده و آخرت همیشه بوده"
❤21🐳3👍2🤪2😢1🏆1🎄1
سرکار رفتن شیعهها بعد اربعین اینطوریه که یسری مریضن نیومدن. اوناییم که اومدن یسری سرفه میکنن یسری فین فین
🤣38👍5🥴3🤷♂1🗿1💊1