عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
-216407_temp.jpg
والِ بر وزن فاعِل، صیغه #فعل_امر است برای باب [ مفاعلة ] .
و هنگامی که ریشه [ و ل ي ] به این باب برود ، چنین صیغه ای ساخته خواهد شد : ..
https://t.me/rodoud_elmi/2918
من ساعت ۹ صبح به سهو خودم پی بردم و ادیت زدم
پست هایی که توی گروه ها فوروارد کرده بودیم هم پاک کردم و پست اصلاح شده رو دوستان قرار دادند
رافضی ابله آمده چند ساعت بعد اشکالی که اصلاح کرده ام را بر بنده خورده گرفته است !
✍🏻 آقای سیبویه که به بنده اشکال گرفته اند ایشون است :
https://t.me/eulumhadith/966
https://t.me/eulumhadith/967
https://t.me/c/1440164556/421805
https://t.me/c/1440164556/421824
و هنگامی که ریشه [ و ل ي ] به این باب برود ، چنین صیغه ای ساخته خواهد شد : ..
https://t.me/rodoud_elmi/2918
من ساعت ۹ صبح به سهو خودم پی بردم و ادیت زدم
پست هایی که توی گروه ها فوروارد کرده بودیم هم پاک کردم و پست اصلاح شده رو دوستان قرار دادند
رافضی ابله آمده چند ساعت بعد اشکالی که اصلاح کرده ام را بر بنده خورده گرفته است !
✍🏻 آقای سیبویه که به بنده اشکال گرفته اند ایشون است :
https://t.me/eulumhadith/966
https://t.me/eulumhadith/967
https://t.me/c/1440164556/421805
https://t.me/c/1440164556/421824
Audio
چهار بار از روی کتاب میخونه اما بازم درست نخوند ‼️
پسرم؛ صحیح آن این است : وفَعَلَتْ ما فَعَلَتْ بحمزة
پسرم؛ صحیح آن این است : وفَعَلَتْ ما فَعَلَتْ بحمزة
Audio
یک سطر عربی میخواد بخونه که خودش هم نیاز به دو تن مترجم و سه تصحیح تلفظ او دارد ‼️
انگار کودکیست که نم نم نم .. میکند
انگار کودکیست که نم نم نم .. میکند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
" و ما آفة الأخبار إلا رواتها "
الشيخ محمد ناصر الدين الألباني رحمه الله رحمة واسعة.
الشيخ محمد ناصر الدين الألباني رحمه الله رحمة واسعة.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
[ كتاب الضعفاء للإمام العقيلي هو من أهم الكتب التي يُرد بها على شُبهة الطاعنين في السنّة أنّ المحدثين اعتنوا بالأسانيد دون المتون،فهذا الكتاب حوى ٧ آلاف حديث سنداً ومتناً وكان يقول في بعض الأبواب(و الباب كلّه فيه لين)فهو لا يُعِل أسانيد فقط بل متون الباب كلّه! ]
( أحمد معبد عبدالكريم )
( أحمد معبد عبدالكريم )
روايت مرسل هم از ديدگاه شيعه و هم از ديدگاه أهل سنت مردود است.
( حسینی قزوینی )
📚سخنرانی جلد : ۱ صفحه ۱۶۹
( حسینی قزوینی )
📚سخنرانی جلد : ۱ صفحه ۱۶۹
¤ شريعت بر دو اصل بنا شده است:
١ : روايت
٢ : درايت
- همانگونه که در روایت نیاز به اسناد است، درایت نیز نیازمند اسناد است.
- امام احمد رحمه الله تعالى مى گوید: «إياك أن تتكلم في مسألة ليس لك فيها إمام»: «از اینکه در مسأله ای سخن بگویی که در آن امام و پیشوایی نداشته باشی بپرهیز و بر حذر باش.»
[ به روایت ابن جوزی در مناقب الإمام أحمد (ص: ۲۴۵) ]
* و شرط درایت این است که مشهور به طلب علم از مشایخ و اهل علم باشد، و کسی که این صفت رو نداشته باشد علم او نزد اهل علم بی ارزش و بی اعتبار است.
- ابراهیم نخعی رحمه الله می گوید: «كَانُوا لا يَكْتُبُونَ الْحَدِيثَ إلاَّ عَمَّنْ يُعْرَفُ بِالطَّلَبِ»: «(اصحاب عبدالله بن مسعود رضی الله عنه) تنها از کسی حدیث می نوشتند و اخذ می کردند که معروف به طلب بود.»
[ به روایت ابن عدی در الکامل (۱ / ۲۵۶) ]
¤ فائده؛ لفظ (کانوا) در استعمالات ابراهیم نخعی رحمه الله به معنای (اصحاب عبدالله بن مسعود رضی الله عنه) است و مراد از (اصحاب)، (تلاميذ و شاگردان) می باشد.
- عَبد اللَّهِ بْن عَوْن رحمه الله مى گوید: «لا تَأْخُذْ هَذَا الْعِلْمَ إلاَّ عَمَّنْ شُهَِد لَهُ عِنْدَنَا بِالطَّلَبِ»: «این علم رو از کسی اخذ کرده و تلقی کنید و بگیرید که نزد ما مشهور به طلب علم باشد.»
[ به روایت ابن عدی در الکامل (۱ / ۲۵۷) ]
- کلام عبدالله بن عون بیانگر تلقی علم از مشاهیر و معلوم الحال است.
١ : روايت
٢ : درايت
- همانگونه که در روایت نیاز به اسناد است، درایت نیز نیازمند اسناد است.
- امام احمد رحمه الله تعالى مى گوید: «إياك أن تتكلم في مسألة ليس لك فيها إمام»: «از اینکه در مسأله ای سخن بگویی که در آن امام و پیشوایی نداشته باشی بپرهیز و بر حذر باش.»
[ به روایت ابن جوزی در مناقب الإمام أحمد (ص: ۲۴۵) ]
* و شرط درایت این است که مشهور به طلب علم از مشایخ و اهل علم باشد، و کسی که این صفت رو نداشته باشد علم او نزد اهل علم بی ارزش و بی اعتبار است.
- ابراهیم نخعی رحمه الله می گوید: «كَانُوا لا يَكْتُبُونَ الْحَدِيثَ إلاَّ عَمَّنْ يُعْرَفُ بِالطَّلَبِ»: «(اصحاب عبدالله بن مسعود رضی الله عنه) تنها از کسی حدیث می نوشتند و اخذ می کردند که معروف به طلب بود.»
[ به روایت ابن عدی در الکامل (۱ / ۲۵۶) ]
¤ فائده؛ لفظ (کانوا) در استعمالات ابراهیم نخعی رحمه الله به معنای (اصحاب عبدالله بن مسعود رضی الله عنه) است و مراد از (اصحاب)، (تلاميذ و شاگردان) می باشد.
- عَبد اللَّهِ بْن عَوْن رحمه الله مى گوید: «لا تَأْخُذْ هَذَا الْعِلْمَ إلاَّ عَمَّنْ شُهَِد لَهُ عِنْدَنَا بِالطَّلَبِ»: «این علم رو از کسی اخذ کرده و تلقی کنید و بگیرید که نزد ما مشهور به طلب علم باشد.»
[ به روایت ابن عدی در الکامل (۱ / ۲۵۷) ]
- کلام عبدالله بن عون بیانگر تلقی علم از مشاهیر و معلوم الحال است.
❤🔥1
✍🏻 در ڪتاب ڪافی ۵ عدد روایت در نهۍ از روزه گرفتن عاشوراء یاد شده است، اما اتفاقاً همــہ آن روایات توسط محمد باقر مجݪسی تضعیف شده است !!
http://lib.eshia.ir/71429/16/360
📌 ابوالقاسم خوئۍ میگوید :
وأما الروايات المتضمنة للأمر واستحباب الصوم في هذا اليومفكثيرة، مثل صحيحة القداح: " صيام يوم عاشوراء كفارة سنة " وموثقة مسعدة بن صدقة: " صوموا للعاشوراء التاسع والعاشر فإنه يكفر ذنوب سنة "
روایاتی مستحب بودن روزه عاشوراء زیاد هست، مثل روایت #صحیحه قداح که میگوید : روزه عاشوراء کفاره گناهان یک سال است !
و #موثقه مسعدة که میگوید روز های تاسوعا و عاشورا را روزه بگیرید، زیرا که کفاره گناهان یک سال است !
📚كتاب الصوم - السيد الخوئي - ج ٢ - الصفحة ٣٠٥
http://lib.eshia.ir/71429/16/360
📌 ابوالقاسم خوئۍ میگوید :
وأما الروايات المتضمنة للأمر واستحباب الصوم في هذا اليوم
روایاتی مستحب بودن روزه عاشوراء زیاد هست، مثل روایت #صحیحه قداح که میگوید : روزه عاشوراء کفاره گناهان یک سال است !
و #موثقه مسعدة که میگوید روز های تاسوعا و عاشورا را روزه بگیرید، زیرا که کفاره گناهان یک سال است !
📚كتاب الصوم - السيد الخوئي - ج ٢ - الصفحة ٣٠٥
✍🏻 در ڪتاب تهذیب الأحڪام ٤ عدد روایت در نهی از روزه عاشوراء آمده، اما محمد باقر مجلسۍ هر چهار روایت را تضعیف نموده است و قبل آن همچنان روایت متعددی در مستحب بودن آن آورده ڪه مجلسی یڪی از آنها را معتبر دانسته است !!
http://lib.eshia.ir/71769/7/116
📌 ابوالقاسم خوئۍ میگوید :
وأما الروايات المتضمنة للأمر واستحباب الصوم في هذا اليومفكثيرة، مثل صحيحة القداح: " صيام يوم عاشوراء كفارة سنة " وموثقة مسعدة بن صدقة: " صوموا للعاشوراء التاسع والعاشر فإنه يكفر ذنوب سنة "
روایاتی مستحب بودن روزه عاشوراء زیاد هست، مثل روایت #صحیحه قداح که میگوید : روزه عاشوراء کفاره گناهان یک سال است !
و #موثقه مسعدة که میگوید روز های تاسوعا و عاشورا را روزه بگیرید، زیرا که کفاره گناهان یک سال است !
📚كتاب الصوم - السيد الخوئي - ج ٢ - الصفحة ٣٠٥
http://lib.eshia.ir/71769/7/116
📌 ابوالقاسم خوئۍ میگوید :
وأما الروايات المتضمنة للأمر واستحباب الصوم في هذا اليوم
روایاتی مستحب بودن روزه عاشوراء زیاد هست، مثل روایت #صحیحه قداح که میگوید : روزه عاشوراء کفاره گناهان یک سال است !
و #موثقه مسعدة که میگوید روز های تاسوعا و عاشورا را روزه بگیرید، زیرا که کفاره گناهان یک سال است !
📚كتاب الصوم - السيد الخوئي - ج ٢ - الصفحة ٣٠٥
📌 پاســخ به نقـد ڪودڪ !
♦به زعم خود آمده اند مطلب بنــده را #نــــقــد ڪنند :
https://t.me/c/1440164556/441631
▪︎بنده تمام مطالب او را قرار میدهم و یڪ به یڪ پاسخ میدهم : ↓↓
♦به زعم خود آمده اند مطلب بنــده را #نــــقــد ڪنند :
https://t.me/c/1440164556/441631
▪︎بنده تمام مطالب او را قرار میدهم و یڪ به یڪ پاسخ میدهم : ↓↓
Forwarded from Deleted Account
▫️روایت شیخ صدوق : أَبِي رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ اَلْحِمْيَرِيُّ عَنِ اَلسِّنْدِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْعَلاَءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: لاَ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ ظَاهِرٍ أَوْ بَاطِنٍ
📚 علل الشرایع ج ۱، ص ۱۹۷
🔹 امام باقر علیهالسلام میفرمایند : زمين بدون
امام ظاهر يا باطن باقى نمىماند.
▫️روایتبصائرالدرجات : حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ وَ اَلْحَجَّالِ عَنِ اَلْعَلاَءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: لاَ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ ظَاهِرٍ
📚 بصائر الدرجات في فضائل آل محمد علیهم السلام ج ۱، ص ۴۸۶
🔸 امام باقر علیهالسلام میفرمایند : زمين بدون
امام ظاهر باقى نمىماند.
✅ برای پاسخ به این شبهه به دو نکتهی زیر دقت کنید :
1⃣ قسمتی که در سند هر دو روایت مشترک است نقل علاء بن رزین از محمد بن مسلم است .
2⃣ در روایت شیخ صدوق سندی بن محمد از علاء بن رزین از محمد بن مسلم حدیث را نقل میکند .
👈 اما در روایت بصائر الدرجات ابن محبوب از علاء بن رزین از محمد بن مسلم روایت را نقل میکند .
✅ با توجه به این دو نکته میگوییم که شیخ صدوق روایت را از کتاب محمد بن مسلم نقل کرده است؛ اما صاحب بصائر روایت را از کتاب علاء بن رزین که چهار نسخهی مختلف از آن موجود بوده است نقل کرده است .
▫️ توضیح مطلب فوق در پست بعدی انشاءالله
📚 علل الشرایع ج ۱، ص ۱۹۷
🔹 امام باقر علیهالسلام میفرمایند : زمين بدون
امام ظاهر يا باطن باقى نمىماند.
▫️روایتبصائرالدرجات : حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ وَ اَلْحَجَّالِ عَنِ اَلْعَلاَءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: لاَ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ ظَاهِرٍ
📚 بصائر الدرجات في فضائل آل محمد علیهم السلام ج ۱، ص ۴۸۶
🔸 امام باقر علیهالسلام میفرمایند : زمين بدون
امام ظاهر باقى نمىماند.
✅ برای پاسخ به این شبهه به دو نکتهی زیر دقت کنید :
1⃣ قسمتی که در سند هر دو روایت مشترک است نقل علاء بن رزین از محمد بن مسلم است .
2⃣ در روایت شیخ صدوق سندی بن محمد از علاء بن رزین از محمد بن مسلم حدیث را نقل میکند .
👈 اما در روایت بصائر الدرجات ابن محبوب از علاء بن رزین از محمد بن مسلم روایت را نقل میکند .
✅ با توجه به این دو نکته میگوییم که شیخ صدوق روایت را از کتاب محمد بن مسلم نقل کرده است؛ اما صاحب بصائر روایت را از کتاب علاء بن رزین که چهار نسخهی مختلف از آن موجود بوده است نقل کرده است .
▫️ توضیح مطلب فوق در پست بعدی انشاءالله
👍2
💠 پاســــــــــخ :
اولاً : در روایت بصائر الدرجات تنها ابن محبوب از علاء روايت نكرده است، بلکه #حجال هم در سند وجود دارد اما رافضی آن را نادیده گرفته است که غرض خودش به هم نریزد !
عنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ وَ اَلْحَجَّالِ عَنِ اَلْعَلاَءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ ...
در ادامه بیان خواهم کرد که چه دسته گل به آبی داده است !
دوماً : رافضی چنین در توهمات خود به تصویر میکشد به اینکه علاء بن رزین کتابی مینویسد و این روایت [ ... بغير إمام ظاهر ] كه در كتاب محمد بن مسلم ديده است در کتاب خود ذکر میکند اما کلمه [ أو #باطن ] را جا می اندازد و سپس همین علاء بن رزين می آید کتاب محمد بن مسلم را بر میدارد و برای #سندی_بن_محمد میدهد که از آن نسخه برداری کند که از قضا این حدیث مذکور در آن وجود داشته، منتها جمله " أو #باطن " در آن هست.
و هذا من الـغباء .. !
این بشر (علاء بن رزین) دیوانه نبوده ڪه بیاد روایتی را از ڪتاب محمد بن مسلم بر خلاف آن در ڪتاب شخصی خود باز نویسی کند و بعد هم بیاد همان حدیث (أو باطن) از طریق خود محمد بن مسلم برای کسی دیگر نقل ڪند !!
اولاً : در روایت بصائر الدرجات تنها ابن محبوب از علاء روايت نكرده است، بلکه #حجال هم در سند وجود دارد اما رافضی آن را نادیده گرفته است که غرض خودش به هم نریزد !
عنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ وَ اَلْحَجَّالِ عَنِ اَلْعَلاَءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ ...
در ادامه بیان خواهم کرد که چه دسته گل به آبی داده است !
دوماً : رافضی چنین در توهمات خود به تصویر میکشد به اینکه علاء بن رزین کتابی مینویسد و این روایت [ ... بغير إمام ظاهر ] كه در كتاب محمد بن مسلم ديده است در کتاب خود ذکر میکند اما کلمه [ أو #باطن ] را جا می اندازد و سپس همین علاء بن رزين می آید کتاب محمد بن مسلم را بر میدارد و برای #سندی_بن_محمد میدهد که از آن نسخه برداری کند که از قضا این حدیث مذکور در آن وجود داشته، منتها جمله " أو #باطن " در آن هست.
و هذا من الـغباء .. !
این بشر (علاء بن رزین) دیوانه نبوده ڪه بیاد روایتی را از ڪتاب محمد بن مسلم بر خلاف آن در ڪتاب شخصی خود باز نویسی کند و بعد هم بیاد همان حدیث (أو باطن) از طریق خود محمد بن مسلم برای کسی دیگر نقل ڪند !!
👍3
Forwarded from Deleted Account
🔹 شیخ طوسی بعد از تصریح به وثاقت علاء بن رزین بیان میکند که ایشان کتابی داشته است که از این کتاب چهار نسخه به دست شیخ طوسی رسیده است و هر نسخه روای خاص خودش را دارد :
👈 ثقة جليل القدر، له كتاب، و هو أربع نسخ
1⃣ (منها) رواية الحسن بن محبوب، أخبرنا به الشيخ المفيد رحمه الله عن أبي جعفر ابن بابويه عن أبيه، و محمد بن الحسن عن سعد بن عبد الله عن أحمد و عبد الله ابني محمد بن عيسي، و أحمد بن أبي عبد الله البرقي، ويعقوب بن يزيد، و محمد بن الحسين بن أبي الخطاب، والهيثم بن أبي مسروق عن الحسن بن محبوب عن العلاء
2⃣ (ومنها) رواية محمد بن خالد الطيالسي، أخبرنا به ابن أبي جيد عن ابن الوليد عن الصفار عن محمد بن خالد الطيالسي عنه، وأخبرنا به الحسين بن عبيد الله عن ابن بابويه عن أبيه عن علي بن سليمان الزراري الكوفي عن محمد بن خالد عن العلاء بن رزين القلا
3⃣ (ومنها) رواية محمد بن أبي الصهبان، أخبرنا به ابن أبي جيد عن ابن الوليد عن سعد، والحميري عن محمد بن أبي الصهبان عن صفوان عنه
4⃣ (ومنها) رواية الحسن بن علي بن فضال، أخبرنا به ابن أبي جيد عن ابن الوليد عن
سعد، والحميري عن أحمد بن محمد عن الحسن بن علي بن فضال عنه، و قال ابن بطة العلاء بن رزين أكثر رواية من صفوان بن يحيي
📚 فهرست شیخ طوسی صفحه 114
☑️ این نسخ ظاهرا با هم تفاوتهای زیادی داشته است چرا که اگر این چهار نسخه کاملا شبیه هم بودند و یا اختلاف جزئی با هم داشتند میبایست شیخ طوسی میگفت چهار طریق به کتاب علاء دارد همانگونه که شیوهی ایشان این چنین است اما وقتی سلسله سند خود به هر نسخه جداگانه بیان میکند یعنی این نسخ با هم اختلاف دارند .
✅ روایتی که در کتاب بصائر الدرجات نقل شده است از نسخهی اول است ( راوی آن ابن محبوب است )
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ وَ اَلْحَجَّالِ عَنِ اَلْعَلاَءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: لاَ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ ظَاهِرٍ
📚 بصائر الدرجات في فضائل آل محمد علیهم السلام ج ۱، ص ۴۸۶
⁉️ سوال : روایت شیخ صدوق از کدام یک از این نسخ است ؟!
آیا روایت شیخ صدوق از همان نسخهی ابن محبوب است ؟!
✅ پاسخ : روایت شیخ صدوق از هیچ کدام از نسخ بالا نیست چرا که شیخ صدوق این روایت را از کتاب علاء بن رزین نقل نمیکند؛ بلکه از خود کتاب محمد بن مسلم راوی اصلی نقل میکند :
أَبِي رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ اَلْحِمْيَرِيُّ عَنِ اَلسِّنْدِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْعَلاَءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: لاَ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ ظَاهِرٍ أَوْ بَاطِنٍ
⁉️ سوال : چگونه متوجه شدیم که این روایت از کتاب محمد بن مسلم است نه از کتاب علاء بن رزین ؟!
✅ پاسخ : زیرا شیخ صدوق این روایت را از السندی بن محمد نقل میکند؛ سندی بن محمد از راویان کتاب علاء بن رزین نیست بلکه کتاب محمد بن مسلم را به واسطهی علاء بن رزین روایت میکند :
▫️ له كتاب يسمى الأربع مائة مسألة في أبواب الحلال والحرام. أخبرنا أحمد بن علي قال: حدثنا ابن سفيان، عن حميد قال: حدثنا حمدان القلانسي قال: حدثنا السندي بن محمد، عن العلاء بن رزين، عنه به.
📚نجاشی صفحهی 324
✅ بنابراین هر کجا سندی از علاء بن رزین از محمد بن مسلم باشد یعنی روایت از کتاب محمد بن مسلم است .
و هر کجا روایت از یکی از چهار راوی بالا باشد یعنی از کتاب علاء بن رزین که چهار نسخه دارد نقل شده است .
⁉️ کدام یک از احادیث بالا معتبرتر است ؟
✅ علاء بن رزین روایات کتاب خودش را از محمد بن مسلم گرفته است اما کتابش نسخ متعدد دارد .
اما روایت شیخ صدوق از خود منبع اصلی یعنی کتاب محمد بن مسلم است؛ بنابراین روایت شیخ صدوق معتبر تر است .
👈 ثقة جليل القدر، له كتاب، و هو أربع نسخ
1⃣ (منها) رواية الحسن بن محبوب، أخبرنا به الشيخ المفيد رحمه الله عن أبي جعفر ابن بابويه عن أبيه، و محمد بن الحسن عن سعد بن عبد الله عن أحمد و عبد الله ابني محمد بن عيسي، و أحمد بن أبي عبد الله البرقي، ويعقوب بن يزيد، و محمد بن الحسين بن أبي الخطاب، والهيثم بن أبي مسروق عن الحسن بن محبوب عن العلاء
2⃣ (ومنها) رواية محمد بن خالد الطيالسي، أخبرنا به ابن أبي جيد عن ابن الوليد عن الصفار عن محمد بن خالد الطيالسي عنه، وأخبرنا به الحسين بن عبيد الله عن ابن بابويه عن أبيه عن علي بن سليمان الزراري الكوفي عن محمد بن خالد عن العلاء بن رزين القلا
3⃣ (ومنها) رواية محمد بن أبي الصهبان، أخبرنا به ابن أبي جيد عن ابن الوليد عن سعد، والحميري عن محمد بن أبي الصهبان عن صفوان عنه
4⃣ (ومنها) رواية الحسن بن علي بن فضال، أخبرنا به ابن أبي جيد عن ابن الوليد عن
سعد، والحميري عن أحمد بن محمد عن الحسن بن علي بن فضال عنه، و قال ابن بطة العلاء بن رزين أكثر رواية من صفوان بن يحيي
📚 فهرست شیخ طوسی صفحه 114
☑️ این نسخ ظاهرا با هم تفاوتهای زیادی داشته است چرا که اگر این چهار نسخه کاملا شبیه هم بودند و یا اختلاف جزئی با هم داشتند میبایست شیخ طوسی میگفت چهار طریق به کتاب علاء دارد همانگونه که شیوهی ایشان این چنین است اما وقتی سلسله سند خود به هر نسخه جداگانه بیان میکند یعنی این نسخ با هم اختلاف دارند .
✅ روایتی که در کتاب بصائر الدرجات نقل شده است از نسخهی اول است ( راوی آن ابن محبوب است )
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ وَ اَلْحَجَّالِ عَنِ اَلْعَلاَءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: لاَ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ ظَاهِرٍ
📚 بصائر الدرجات في فضائل آل محمد علیهم السلام ج ۱، ص ۴۸۶
⁉️ سوال : روایت شیخ صدوق از کدام یک از این نسخ است ؟!
آیا روایت شیخ صدوق از همان نسخهی ابن محبوب است ؟!
✅ پاسخ : روایت شیخ صدوق از هیچ کدام از نسخ بالا نیست چرا که شیخ صدوق این روایت را از کتاب علاء بن رزین نقل نمیکند؛ بلکه از خود کتاب محمد بن مسلم راوی اصلی نقل میکند :
أَبِي رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ اَلْحِمْيَرِيُّ عَنِ اَلسِّنْدِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْعَلاَءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: لاَ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ ظَاهِرٍ أَوْ بَاطِنٍ
⁉️ سوال : چگونه متوجه شدیم که این روایت از کتاب محمد بن مسلم است نه از کتاب علاء بن رزین ؟!
✅ پاسخ : زیرا شیخ صدوق این روایت را از السندی بن محمد نقل میکند؛ سندی بن محمد از راویان کتاب علاء بن رزین نیست بلکه کتاب محمد بن مسلم را به واسطهی علاء بن رزین روایت میکند :
▫️ له كتاب يسمى الأربع مائة مسألة في أبواب الحلال والحرام. أخبرنا أحمد بن علي قال: حدثنا ابن سفيان، عن حميد قال: حدثنا حمدان القلانسي قال: حدثنا السندي بن محمد، عن العلاء بن رزين، عنه به.
📚نجاشی صفحهی 324
✅ بنابراین هر کجا سندی از علاء بن رزین از محمد بن مسلم باشد یعنی روایت از کتاب محمد بن مسلم است .
و هر کجا روایت از یکی از چهار راوی بالا باشد یعنی از کتاب علاء بن رزین که چهار نسخه دارد نقل شده است .
⁉️ کدام یک از احادیث بالا معتبرتر است ؟
✅ علاء بن رزین روایات کتاب خودش را از محمد بن مسلم گرفته است اما کتابش نسخ متعدد دارد .
اما روایت شیخ صدوق از خود منبع اصلی یعنی کتاب محمد بن مسلم است؛ بنابراین روایت شیخ صدوق معتبر تر است .
💠 پاســــــــــخ :
اولاً : این بنده خدا ظاهراً خیال کرده است خود (علاء) یک کتاب را با چهار شکل و آن هم با تفاوت های زیاد نوشته است !
در حالی که مقصود از 4 نسخه، وجود آنچه به صورت اصل نسخه برداری تلامیذ است که لزوماً به معنی وجود تفاوت های زیاد در آنها نیست.
یعنی نسخه برداری حسن بن محبوب و 3 نفر دیگه که نام برده شده، دست به دست به شیخ طوسی رسیده است.
مثلا آقای a هفتاد صفحه اول را نوشته
آقای b صد صفحه آخر را نوشته
آقای c صد صفحه وسط که مربوط به باب احکام وضو و نماز و تیمم بوده را نوشته
یعنی اینها قرار نیست باهم تضاد داشته باشند یا روایت را دستکاری کنند!
و شاید یک روایت هم در نسخهی آقای a باشد و هم در نسخه آقای b، و اصل بر این است که این روایت واحد، در هر دو نسخه به یک سند و به یک متن واحد باشد.
از آنجا که رافضی توجه ندارد نمیداند که شیخ طوسی 4 نسخه را به #تلامیذ علاء بن رزين نسبت ميدهد
يعنی این کتاب علاء ، 4 تلمیذ از او نسخه برداری کرده اند و الآن هم چهار نسخه از این کتاب در دسترس است.
دقت کنید، خود نسخه ها را به تلمیذ "علاء" نسبت میدهد. یعنی اگر اختلافی در آن باشد، به دیگر راویان ربطی ندارد.
دقیقاً مبحث نسخه، همچون نسخه های قرآن است که ممکن است نسخه ای برای قرن یکم از آن باشد که به نسبت نسخه قرن سوم حجم و تعداد سوره ها کمتر باشد
اولاً : این بنده خدا ظاهراً خیال کرده است خود (علاء) یک کتاب را با چهار شکل و آن هم با تفاوت های زیاد نوشته است !
در حالی که مقصود از 4 نسخه، وجود آنچه به صورت اصل نسخه برداری تلامیذ است که لزوماً به معنی وجود تفاوت های زیاد در آنها نیست.
یعنی نسخه برداری حسن بن محبوب و 3 نفر دیگه که نام برده شده، دست به دست به شیخ طوسی رسیده است.
مثلا آقای a هفتاد صفحه اول را نوشته
آقای b صد صفحه آخر را نوشته
آقای c صد صفحه وسط که مربوط به باب احکام وضو و نماز و تیمم بوده را نوشته
یعنی اینها قرار نیست باهم تضاد داشته باشند یا روایت را دستکاری کنند!
و شاید یک روایت هم در نسخهی آقای a باشد و هم در نسخه آقای b، و اصل بر این است که این روایت واحد، در هر دو نسخه به یک سند و به یک متن واحد باشد.
از آنجا که رافضی توجه ندارد نمیداند که شیخ طوسی 4 نسخه را به #تلامیذ علاء بن رزين نسبت ميدهد
يعنی این کتاب علاء ، 4 تلمیذ از او نسخه برداری کرده اند و الآن هم چهار نسخه از این کتاب در دسترس است.
دقت کنید، خود نسخه ها را به تلمیذ "علاء" نسبت میدهد. یعنی اگر اختلافی در آن باشد، به دیگر راویان ربطی ندارد.
دقیقاً مبحث نسخه، همچون نسخه های قرآن است که ممکن است نسخه ای برای قرن یکم از آن باشد که به نسبت نسخه قرن سوم حجم و تعداد سوره ها کمتر باشد
دوماً : شما به شماره ( 1 ) بنگرید، چه میبینید !؟
آنچه از روایت حسن بن محبوب بوده، از قضا توسط شیخ صدوق ( کذوب ) نقل شده است !
روایت بصائر الدرجات هم ذاتاً از طریق حسن بن محبوب از علاء بن رزين است که در آن جمله [ أو باطن ] وجود ندارد !
(منها) رواية الحسن بن محبوب، أخبرنا به الشيخ المفيد رحمه اللهعن أبي جعفر ابن بابويه عن أبيه .. . !!
فلذا میگـــوییم شیخ صدوق [ الڪذاب ] هیچ عذری نداشته است كه بیاید چیزی رو سهواً اضاف کند !
⁉️ ســـــــؤاݪ ؛
آیا واقعاً شیخ صدوق از ڪتاب محمد بن مسلم روایت ڪرده است !؟
قطعاً نه ؛
اولاً ← خود شیخ صدوق هیچ جا نگفته که ڪتاب محمد بن مسلم از طریق سندی بن محمد به او رسیده است، بلڪه طریق خود را صریحاً در ڪتاب " الفقیـــه " چنین بیان نموده :
[بيان الطريق إلى محمّد بن مسلم الثقفيّ]
و ما كان فيه عن محمّد بن مسلم الثقفيّ فقد رويته عن عليّ بن أحمد بن عبد اللّه ابن أحمد بن أبي عبد اللّه، عن أبيه، عن جدّه أحمد بن أبي عبد اللّه البرقيّ، عن أبيه محمّد بن خالد، عن العلاء بن رزين، عن محمّد بن مسلم.
📚 من لا يحضره الفقيه ج ٤ ص ۵۲٤
لازم به ذکر است علمای شیعه هم گفته اند سندی که شیخ صدوق در کتابِ «من لایحضره» با نام راوی شروع کرده، در حقیقت از کتاب آن راوی نقل میکند !
و اساساً این طريق به محمد بن مسلم هم ضعیف است و اگر واقعاً طریق دیگری داشت، علمای شیعه آن را ذکر میکردند :
[ وطريق الصدوق إليه ... والطريق ضعيف بعلي بن أحمد. ]
📚معجم رجال الحديث ج ١٨ ص ٢٦٩
دوماً ← ڪتاب محمد بن مسلم چه ڪتابی است !؟
نام ڪتاب این است : " الأربع مائة مسألة في أبواب الحلال والحرام "
- الآن این کتاب فقهی چه ربطی به این حدیث اعتقادی دارد :
لاَ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ ظَاهِرٍ !
فلذا با قاطعیت میگوییم شیخ صدوق این روایت را از طریق ڪتاب محمد بن مسلم نقل نڪرده و بلڪه همچون دیگران این حدیث را اخذ نموده ، منتها در آن دستڪاری های قبیح کرده است.
آنچه از روایت حسن بن محبوب بوده، از قضا توسط شیخ صدوق ( کذوب ) نقل شده است !
روایت بصائر الدرجات هم ذاتاً از طریق حسن بن محبوب از علاء بن رزين است که در آن جمله [ أو باطن ] وجود ندارد !
(منها) رواية الحسن بن محبوب، أخبرنا به الشيخ المفيد رحمه الله
فلذا میگـــوییم شیخ صدوق [ الڪذاب ] هیچ عذری نداشته است كه بیاید چیزی رو سهواً اضاف کند !
⁉️ ســـــــؤاݪ ؛
آیا واقعاً شیخ صدوق از ڪتاب محمد بن مسلم روایت ڪرده است !؟
قطعاً نه ؛
اولاً ← خود شیخ صدوق هیچ جا نگفته که ڪتاب محمد بن مسلم از طریق سندی بن محمد به او رسیده است، بلڪه طریق خود را صریحاً در ڪتاب " الفقیـــه " چنین بیان نموده :
[بيان الطريق إلى محمّد بن مسلم الثقفيّ]
و ما كان فيه عن محمّد بن مسلم الثقفيّ فقد رويته عن عليّ بن أحمد بن عبد اللّه ابن أحمد بن أبي عبد اللّه، عن أبيه، عن جدّه أحمد بن أبي عبد اللّه البرقيّ، عن أبيه محمّد بن خالد، عن العلاء بن رزين، عن محمّد بن مسلم.
📚 من لا يحضره الفقيه ج ٤ ص ۵۲٤
لازم به ذکر است علمای شیعه هم گفته اند سندی که شیخ صدوق در کتابِ «من لایحضره» با نام راوی شروع کرده، در حقیقت از کتاب آن راوی نقل میکند !
و اساساً این طريق به محمد بن مسلم هم ضعیف است و اگر واقعاً طریق دیگری داشت، علمای شیعه آن را ذکر میکردند :
[ وطريق الصدوق إليه ... والطريق ضعيف بعلي بن أحمد. ]
📚معجم رجال الحديث ج ١٨ ص ٢٦٩
دوماً ← ڪتاب محمد بن مسلم چه ڪتابی است !؟
نام ڪتاب این است : " الأربع مائة مسألة في أبواب الحلال والحرام "
- الآن این کتاب فقهی چه ربطی به این حدیث اعتقادی دارد :
لاَ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ ظَاهِرٍ !
فلذا با قاطعیت میگوییم شیخ صدوق این روایت را از طریق ڪتاب محمد بن مسلم نقل نڪرده و بلڪه همچون دیگران این حدیث را اخذ نموده ، منتها در آن دستڪاری های قبیح کرده است.
▪︎مــــدار این حدیث مذڪور بر عݪاء بن رزین از محمد بن مسلم از امام باقر است.
ســـــــؤاݪ ؛ چند نـفر این حدیث را از [ عݪاء ] اخذ نموده اند !؟
۴ تݪمــــــــــــــیذ :
1. ابن محبوب ( بدون لفظ أو #باطن )
2. حجال ( بدون لفظ أو #باطن )
3. صفوان ( بدون لفظ أو #باطن )
4. سندی ( لفظ باطن را آورده است )
✍🏻 فرض را بر این میزاریم که #زیادت توسط خود سندی بن محمد رخ داده است، و بدیهی است که روایت اکثر در اینجا ترجیح بخورد
اما رافضی بیســـواد میگوید روایت سندی بن محمد معتبرتر است !
[ علاء بن رزین روایات کتاب خودش را از محمد بن مسلم گرفته است اما کتابش نسخ متعدد دارد . اما روایت شیخ صدوق از خود منبع اصلی یعنی کتاب محمد بن مسلم است؛ بنابراین روایت شیخ صدوق معتبر تر است ]
✍🏻 بیان گردید که شیخ صدوق روایت را از کتاب محمد بن مسلم نگرفته است و بلکه این حدیث ارتباطی با عنوان آن ڪتاب ندارد فلذا نهایتاً نتیجه این میشود ڪه متهم در اینجا دو نفر هستند :
متهم ¹ : سندۍ بن محمد
متهم² : شیخ صــدوق
← از آنجا ڪه در ڪانال ڪاملاً تدلیسات و دستکاری شیخ صدوق بیان ڪردیم ، بنا به آن نتیجه چنین محاسبه میشــود :
و در هر سند، #شیوخ ایشان، با سند دیگری فرق داشته باشد
▪︎یعنی در سند اول متهم دو نفر هستند :
۱. شیخ صدوق
۲. آقای a
▪︎در سند دوم :
۱. شیخ صدوق
۲. آقای s
▪︎در سند سوم :
۱. شیخ صدوق
۲. آقای d
▪︎در سند چهارم :
۱. شیخ صدوق
۲. آقای y
▪︎در سند پنجم :
۱. شیخ صدوق
۲. آقای t
▪︎ و ......
¤ طبق معادلات؛ آیا شخصی که در 10 حادثه متهم هست، دستگیر میشود، یا شخصی که یک بار به او گمان بد شده باشد !؟
- "بلاشک و شبهه ؛ فردی محاکمه میشود که در ده بار شک و شبهه به او وارد است".
• زیرا ما میدانیم و مطمئن هستیم که متهم جز دو نفر کسی دیگر نیست:
[ شیخ صدوق / سندی بن محمد و یا غیره از مشایخ صدوق هست ]
فلذا اگر بگوییم حداقل در بیش از 40 جا شیخ صدوق جزو افراد متهم هست، آیا واقعاً جا دارد که به شونه فرد دیگری این اتهام را دامن زد !؟
لیس هذا من الإنصاف !
بالأخص كه معظم مواضع تحريف در قسمتی صورت گرفته است که مخالف اعتقاد شیخ صدوق است [ همانطور که ذیل هر پست از تحریفات ایشان، سبب تحریف رو بیان کرده ام ]
ســـــــؤاݪ ؛ چند نـفر این حدیث را از [ عݪاء ] اخذ نموده اند !؟
۴ تݪمــــــــــــــیذ :
1. ابن محبوب ( بدون لفظ أو #باطن )
2. حجال ( بدون لفظ أو #باطن )
3. صفوان ( بدون لفظ أو #باطن )
4. سندی ( لفظ باطن را آورده است )
✍🏻 فرض را بر این میزاریم که #زیادت توسط خود سندی بن محمد رخ داده است، و بدیهی است که روایت اکثر در اینجا ترجیح بخورد
اما رافضی بیســـواد میگوید روایت سندی بن محمد معتبرتر است !
[ علاء بن رزین روایات کتاب خودش را از محمد بن مسلم گرفته است اما کتابش نسخ متعدد دارد . اما روایت شیخ صدوق از خود منبع اصلی یعنی کتاب محمد بن مسلم است؛ بنابراین روایت شیخ صدوق معتبر تر است ]
✍🏻 بیان گردید که شیخ صدوق روایت را از کتاب محمد بن مسلم نگرفته است و بلکه این حدیث ارتباطی با عنوان آن ڪتاب ندارد فلذا نهایتاً نتیجه این میشود ڪه متهم در اینجا دو نفر هستند :
متهم ¹ : سندۍ بن محمد
متهم² : شیخ صــدوق
← از آنجا ڪه در ڪانال ڪاملاً تدلیسات و دستکاری شیخ صدوق بیان ڪردیم ، بنا به آن نتیجه چنین محاسبه میشــود :
و در هر سند، #شیوخ ایشان، با سند دیگری فرق داشته باشد
▪︎یعنی در سند اول متهم دو نفر هستند :
۱. شیخ صدوق
۲. آقای a
▪︎در سند دوم :
۱. شیخ صدوق
۲. آقای s
▪︎در سند سوم :
۱. شیخ صدوق
۲. آقای d
▪︎در سند چهارم :
۱. شیخ صدوق
۲. آقای y
▪︎در سند پنجم :
۱. شیخ صدوق
۲. آقای t
▪︎ و ......
¤ طبق معادلات؛ آیا شخصی که در 10 حادثه متهم هست، دستگیر میشود، یا شخصی که یک بار به او گمان بد شده باشد !؟
- "بلاشک و شبهه ؛ فردی محاکمه میشود که در ده بار شک و شبهه به او وارد است".
• زیرا ما میدانیم و مطمئن هستیم که متهم جز دو نفر کسی دیگر نیست:
[ شیخ صدوق / سندی بن محمد و یا غیره از مشایخ صدوق هست ]
فلذا اگر بگوییم حداقل در بیش از 40 جا شیخ صدوق جزو افراد متهم هست، آیا واقعاً جا دارد که به شونه فرد دیگری این اتهام را دامن زد !؟
لیس هذا من الإنصاف !
بالأخص كه معظم مواضع تحريف در قسمتی صورت گرفته است که مخالف اعتقاد شیخ صدوق است [ همانطور که ذیل هر پست از تحریفات ایشان، سبب تحریف رو بیان کرده ام ]
Forwarded from Deleted Account
✅ قسمت سوم پاسخ :
🔹 همچنین موید نقل شیخ صدوق، کلام امیرالمومنین علی علیهالسلام در نهج البلاغه میباشد که امام باید یا ظاهر باشد و یا خائف و پنهان لذا کلام مولا علی علیه سلام متضمن روایت شیخ صدوق است که ثابت می کند کلام صدوق روایت است و نه زیادت خود صدوق علیه الرحمه
امام علی ـ علیه السلام ـ فرموده است:
« لا تَخلُو الارضُ مِن قَائِمٍ للَّهِ بِحُجَّهٍ، اِمّا ظَاهِراً مَشهوراً، اَو خَائِفَاً مَغمُوراً لِئَلا تَبطُلَ حججُ اللَّهِ و بَیِّنَاتُه»
زمین از حجت خدا خالی نخواهد بود. یا آشکار و مشهور است و یا خائف و پنهان
📚 نهج البلاغه»، کلمات قصار، جمله ۱۴۷٫
مضمون کلام فوق در نهجالبلاغه با سند متصل از امیرالمومنین علیعلیهالسلام در کتاب بصائر نیز نقل شده است :
▫️حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ الْهَمْدَانِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي الثِّقَةُ مِنْ أَصْحَابِنَا أَنَّهُ سَمِعَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ(ع)يَقُولُ اللَّهُمَّ إِنَّكَ لَا تُخْلِي الْأَرْضَ مِنْ حُجَّةٍ لَكَ عَلَى خَلْقِكَ ظَاهِرٍ أَوْ خافٍ مَغْمُورٍ لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَّتُكَ وَ بَيِّنَاتُكَ
📚 بصائر الدرجات في فضائل آل محمد علیهم السلام ج ۱، ص ۴۸۶
✅ بنابراین روایت شیخ صدوق علاوه بر اعتبار رجالی و فهرستی موید دیگری از سایر روایات نیز دارد .
🔹 همچنین موید نقل شیخ صدوق، کلام امیرالمومنین علی علیهالسلام در نهج البلاغه میباشد که امام باید یا ظاهر باشد و یا خائف و پنهان لذا کلام مولا علی علیه سلام متضمن روایت شیخ صدوق است که ثابت می کند کلام صدوق روایت است و نه زیادت خود صدوق علیه الرحمه
امام علی ـ علیه السلام ـ فرموده است:
« لا تَخلُو الارضُ مِن قَائِمٍ للَّهِ بِحُجَّهٍ، اِمّا ظَاهِراً مَشهوراً، اَو خَائِفَاً مَغمُوراً لِئَلا تَبطُلَ حججُ اللَّهِ و بَیِّنَاتُه»
زمین از حجت خدا خالی نخواهد بود. یا آشکار و مشهور است و یا خائف و پنهان
📚 نهج البلاغه»، کلمات قصار، جمله ۱۴۷٫
مضمون کلام فوق در نهجالبلاغه با سند متصل از امیرالمومنین علیعلیهالسلام در کتاب بصائر نیز نقل شده است :
▫️حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ الْهَمْدَانِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي الثِّقَةُ مِنْ أَصْحَابِنَا أَنَّهُ سَمِعَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ(ع)يَقُولُ اللَّهُمَّ إِنَّكَ لَا تُخْلِي الْأَرْضَ مِنْ حُجَّةٍ لَكَ عَلَى خَلْقِكَ ظَاهِرٍ أَوْ خافٍ مَغْمُورٍ لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَّتُكَ وَ بَيِّنَاتُكَ
📚 بصائر الدرجات في فضائل آل محمد علیهم السلام ج ۱، ص ۴۸۶
✅ بنابراین روایت شیخ صدوق علاوه بر اعتبار رجالی و فهرستی موید دیگری از سایر روایات نیز دارد .
💠 پاســــــــــخ :
• اولاً : این روایت، یک روایت بعد آنچه از این منبع قرار داده ام هست، منتهی بین #حجت و #امام فرق است، یعنی چه بسا حجتی باشد اما امام نباشد
و اساساً یک روایت بعد، مفهوم و مقصود از این #امام بیان شده است که جز با ظاهر بودن او امکان پذیر نیست ‼️
👈🏻 16 حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ يَعْقُوبَ السَّرَّاجِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع)تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ عَالِمٍ مِنْكُمْ حَيٍّ ظَاهِرٍ تَفْزَعُ إِلَيْهِ النَّاسُ فِي حَلَالِهِمْ وَ حَرَامِهِمْ فَقَالَ يَا أَبَا يُوسُفَ لَا إِنَّ ذَلِكَ لَبَيِّنٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى فَقَالَ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا عَدُوَّكُمْ مِمَّنْ يُخَالِفُكُمْ وَ رابِطُوا إِمَامَكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ فِيمَا يَأْمُرُكُمْ وَ فَرَضَ عَلَيْكُمْ.
👈🏻 این روایت هم پاسخ به مجازی های شیعه هست که برای ماست مالی کردن روایت سنجاق شده، میگویند مقصود از ظاهر، خلاف غایب نیست !
• دوماً : روایت سنداً ضعیف است و بلکه دو مجهول در سند وجود دارد !
📌 ابو اسحاق سبيعي : مجہـول اسـت.
[أبو إسحاق السبيعي بن كليب: من أصحاب الحسن (ع) - مجهول]
📚المفيد من معجم رجال الحديث ٦٨٢
✍🏻 ابوالقاسم خوئي راجع ابو اسحاق سبیعی همدانی ميگوید :
[ ولا يبعد أن يكون الرجل من العامة، ..... 👈🏻وكيف كان فالرجل لم تثبت وثاقته ]
📚معجم رجال الحديث - السيد الخوئي - ج ١٤ - الصفحة ١٢٢
📌 راوی بعد هم مجهول است !
عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ الْهَمْدَانِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي الثِّقَة ..
✍🏻 معلوم نيست این ثقه کی است و خود مزکي هم وثاقتش معلوم نيست كه بتواند مبهمی را توثیق کند !
• سوماً : اگر این روایت را در دفاع از شیخ صدوق آورده اید، که اصلا این طریق، نقل «علاء» از «محمد بن مسلم» نیست فلذا سودی برای شما ندارد ، و اگر برای دفاع از کفر خود مذهب شیعیان است، پس بیان شد سنداً و دلالتاً دردی از شما دوا نمیکند
• اولاً : این روایت، یک روایت بعد آنچه از این منبع قرار داده ام هست، منتهی بین #حجت و #امام فرق است، یعنی چه بسا حجتی باشد اما امام نباشد
و اساساً یک روایت بعد، مفهوم و مقصود از این #امام بیان شده است که جز با ظاهر بودن او امکان پذیر نیست ‼️
👈🏻 16 حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ يَعْقُوبَ السَّرَّاجِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع)تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ عَالِمٍ مِنْكُمْ حَيٍّ ظَاهِرٍ تَفْزَعُ إِلَيْهِ النَّاسُ فِي حَلَالِهِمْ وَ حَرَامِهِمْ فَقَالَ يَا أَبَا يُوسُفَ لَا إِنَّ ذَلِكَ لَبَيِّنٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى فَقَالَ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا عَدُوَّكُمْ مِمَّنْ يُخَالِفُكُمْ وَ رابِطُوا إِمَامَكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ فِيمَا يَأْمُرُكُمْ وَ فَرَضَ عَلَيْكُمْ.
👈🏻 این روایت هم پاسخ به مجازی های شیعه هست که برای ماست مالی کردن روایت سنجاق شده، میگویند مقصود از ظاهر، خلاف غایب نیست !
• دوماً : روایت سنداً ضعیف است و بلکه دو مجهول در سند وجود دارد !
📌 ابو اسحاق سبيعي : مجہـول اسـت.
[أبو إسحاق السبيعي بن كليب: من أصحاب الحسن (ع) - مجهول]
📚المفيد من معجم رجال الحديث ٦٨٢
✍🏻 ابوالقاسم خوئي راجع ابو اسحاق سبیعی همدانی ميگوید :
[ ولا يبعد أن يكون الرجل من العامة، ..... 👈🏻وكيف كان فالرجل لم تثبت وثاقته ]
📚معجم رجال الحديث - السيد الخوئي - ج ١٤ - الصفحة ١٢٢
📌 راوی بعد هم مجهول است !
عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ الْهَمْدَانِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي الثِّقَة ..
✍🏻 معلوم نيست این ثقه کی است و خود مزکي هم وثاقتش معلوم نيست كه بتواند مبهمی را توثیق کند !
• سوماً : اگر این روایت را در دفاع از شیخ صدوق آورده اید، که اصلا این طریق، نقل «علاء» از «محمد بن مسلم» نیست فلذا سودی برای شما ندارد ، و اگر برای دفاع از کفر خود مذهب شیعیان است، پس بیان شد سنداً و دلالتاً دردی از شما دوا نمیکند
✍🏻 اینهایی که ذکر کردیم به فرض صحت خزعبلات ادمین شیعی بود که با همان توهمات نیز، نتایجش اشتباه و غلط اندر غلط میباشد!
اما اشکالات اساسی که به توجیه ادمین شیعی وارد است:
1⃣ چه کسی گفته است تنها همان چهار طریقِ شیخ طوسی، تنها طرُق کتابِ «علاء بن رزین» بوده است؟!
2⃣ چه کسی گفته است «حسن بن محبوب» نمیتواند راوی کتابِ «محمد بن مسلم» بوده باشد؟!
3⃣ چه کسی گفته است «السندی بن محمد» علاوه بر اینکه راوی کتابِ «محمد بن مسلم» است، نمیتواند راوی کتابِ «علاء بن رزین» باشد؟!
4⃣ چه کسی گفته است هرکجا «السندی» از «علاء» از «محمدبن مسلم» روایت کرده باشد، یعنی از کتاب «محمد بن مسلم» روایت کرده است؟!
5⃣ چگونه «علاء بن رزین» ثقه میباشد و درعین حال روایتِ کتابِ «محمد بن مسلم» را دستکاری میکند و عبارتِ «أو باطن» را حذف میکند؟! (چنانچه در سه طریقِ منتهی به کتابِ آقای «علاء»، ثابت شد که این روایت بدون زیادت «أوباطن» آمده است)
6⃣ اگر صدوق از کتابِ «محمد بن مسلم» روایت کرده است، پس چرا طریقِ وی به این کتاب، با طریق این روایت متفاوت است؟!
اما اشکالات اساسی که به توجیه ادمین شیعی وارد است:
1⃣ چه کسی گفته است تنها همان چهار طریقِ شیخ طوسی، تنها طرُق کتابِ «علاء بن رزین» بوده است؟!
2⃣ چه کسی گفته است «حسن بن محبوب» نمیتواند راوی کتابِ «محمد بن مسلم» بوده باشد؟!
3⃣ چه کسی گفته است «السندی بن محمد» علاوه بر اینکه راوی کتابِ «محمد بن مسلم» است، نمیتواند راوی کتابِ «علاء بن رزین» باشد؟!
4⃣ چه کسی گفته است هرکجا «السندی» از «علاء» از «محمدبن مسلم» روایت کرده باشد، یعنی از کتاب «محمد بن مسلم» روایت کرده است؟!
5⃣ چگونه «علاء بن رزین» ثقه میباشد و درعین حال روایتِ کتابِ «محمد بن مسلم» را دستکاری میکند و عبارتِ «أو باطن» را حذف میکند؟! (چنانچه در سه طریقِ منتهی به کتابِ آقای «علاء»، ثابت شد که این روایت بدون زیادت «أوباطن» آمده است)
6⃣ اگر صدوق از کتابِ «محمد بن مسلم» روایت کرده است، پس چرا طریقِ وی به این کتاب، با طریق این روایت متفاوت است؟!