عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي] pinned «┄┅━✺𖣐💖﴾﷽﴿💖𖣐✺━┅┄ 🔰 تحقیقاتـــــ [ حدیثۍ ] ڪاناݪ : ☸ نــقد هاۍ علمۍ @rodoud_elmi ☸ عݪــوم الـحديث @eulumhadith 💠منهج مطالعه و تخصص در علم حدیث [ ویژه اهل سنت ] ! 💠الصَمْـصَامْ اݪـدائـر عݪۍ مُثبِـتْ حَدِیث الطٰائِرْ « نقد حدیث طیر ورد شبهات» 💠إرشادُ اݪحیارۍٰ…»
💠 بنــده [ صـلآح الـدین ] راجع به یڪۍ از دݪاݪت های غدیر، بیان ڪرده بودم ڪه وَݪایة ( به فتح واو ) به معنی نصرت و محبت است ، و وِݪایة ( به ڪسر واو ) به معنی حکومت و امارت است.
https://t.me/rodoud_elmi/2897
✍🏻 رافضۍ ۳ پاسخ داده :
1⃣ فراء گفته است : ولایت را به فتح واو و کسر واو در هر دو معناى دوستى و سرپرستى شنیدهایم!
✅ پاســـخ : در حقیقت این عمل او، تدلیس به حساب میآید، زیرا مقصود فراء این نیست که از عرب زبان ها هر دو حالت را شنیده است و معناۍ هر کدام را برای دیگرۍ استفاده میشـود !
نه، بلکه در اینجا راجع به یڪ آیه سخن میگوید که ڪݪمـه ( وݪايـة ) در آن است فݪذا فراء میگوید هر دو حاݪت ( چه با ڪسر / چه با فتح ) آن را با معنا و مفهوم خود براۍ این آیه شنیده ایم.
قَوْلُهُ تَعَالَى: وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهاجِرُوا مَا لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ 👈🏻 قَالَ الْفَرَّاءُ: يُرِيدُ مَا لَكَمَ مِنْ مَوارِيثهم مِنْ شَيْءٍ، قَالَ: فكسْرُ الْوَاوِ هَاهُنَا مِنْ وِلايتهم أَعجبُ إِليَّ مِنْ فَتْحِهَا لأَنها إِنما تُفْتَحُ أَكثرَ ذَلِكَ إِذا أُريد بِهَا ❌النُّصْرَةُ❌، قَالَ: وَكَانَ الْكِسَائِيُّ يَفْتَحُهَا وَيَذْهَبُ بِهَا إِلى النُّصْرَةِ، قَالَ الأَزهري: وَلَا أَظنه عَلِمَ التَّفْسِيرَ، 👈🏻 قَالَ الْفَرَّاءُ: وَيَخْتَارُونَ فِي وَلِيته وِلاية الْكَسْرَ، قَالَ: وَسَمِعْنَاهَا بِالْفَتْحِ وَبِالْكَسْرِ فِي الْوِلَايَةِ فِي مَعْنَيَيْهِمَا جَمِيعًا
📚لسان العرب ١٥/٤٠٧ — ابن منظور (ت ٧١١)
⁉️ مقصود از [ وَسَمِعْنَاهَا ] چه چیزی است !؟
- کلمه "ولایتهم" موجود در این آیه است :
(وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهاجِرُوا مَا لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ) و ضمير " وَسَمِعْنَاهَا " به اين آيه بر ميگردد.
⁉️ مقصود از [ .. فِي مَعْنَيَيْهِمَا جَمِيعًا ] چیست !؟
- یعنی هر دو حالت "قرائت" ( فتح و کسر ) را با معنای خود شنیده ایم.
- یعنی با قرائت فتح شنیده ایم که معنای نصرت میدهد ، و با قرائت کسر شنیده ایم که معنای امارت میدهد .
زیرا گفته است " مَعْنَيَيْهِمَا " ، یعنی هر کدام از دو حالت و معنای خود !
✍🏻 برای اینکه مخاطب بهتر متوجه شود میگویم که ابن منظور ( صاحب لسان العرب ) معنا و مفهوم کلام " فراء " را از تفسیر او به این آیه مذکور گرفته است که با رجوع به کتاب خود فراء، دیگر بحثی باقی نمیماند :
* ﴿مَا لَكُم مِّن وَلَايَتِهِم مِّن شَيْءٍ﴾، بالفتحِ والكسرِ، والوَلَايَةُ كأنَّها النُّصْرةُ: هم وَلَايَةٌ عليك، أي: مُتَنَاصِرُون، كأنَّ الوِلَايةَ وَلَايةُ السُّلطانِ وما أشبَهَه، وهما يرجعان إلى معنًى واحدٍ، كما قالوا: وِصَايةٌ، ووَصَايةٌ.
📚كتاب فيه لغات القرآن ١/٧١ — الفراء، يحيى بن زياد (ت ٢٠٧)
▪︎ خلاصه کلام فراء این است :
الوَلاية ( بفتح الواو ) ← النُّصْرةُ
الوِلاية ( بکسر الواو) ← السُّلطانِ
- فلذا دیگر فراء هم درد شما را دوا نمیکند زیرا که بر خلاف فهم شما ، آنچه ما گفته ایم را در کلام او وجود دارد !
https://t.me/rodoud_elmi/2897
✍🏻 رافضۍ ۳ پاسخ داده :
1⃣ فراء گفته است : ولایت را به فتح واو و کسر واو در هر دو معناى دوستى و سرپرستى شنیدهایم!
✅ پاســـخ : در حقیقت این عمل او، تدلیس به حساب میآید، زیرا مقصود فراء این نیست که از عرب زبان ها هر دو حالت را شنیده است و معناۍ هر کدام را برای دیگرۍ استفاده میشـود !
نه، بلکه در اینجا راجع به یڪ آیه سخن میگوید که ڪݪمـه ( وݪايـة ) در آن است فݪذا فراء میگوید هر دو حاݪت ( چه با ڪسر / چه با فتح ) آن را با معنا و مفهوم خود براۍ این آیه شنیده ایم.
قَوْلُهُ تَعَالَى: وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهاجِرُوا مَا لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ 👈🏻 قَالَ الْفَرَّاءُ: يُرِيدُ مَا لَكَمَ مِنْ مَوارِيثهم مِنْ شَيْءٍ، قَالَ: فكسْرُ الْوَاوِ هَاهُنَا مِنْ وِلايتهم أَعجبُ إِليَّ مِنْ فَتْحِهَا لأَنها إِنما تُفْتَحُ أَكثرَ ذَلِكَ إِذا أُريد بِهَا ❌النُّصْرَةُ❌، قَالَ: وَكَانَ الْكِسَائِيُّ يَفْتَحُهَا وَيَذْهَبُ بِهَا إِلى النُّصْرَةِ، قَالَ الأَزهري: وَلَا أَظنه عَلِمَ التَّفْسِيرَ، 👈🏻 قَالَ الْفَرَّاءُ: وَيَخْتَارُونَ فِي وَلِيته وِلاية الْكَسْرَ، قَالَ: وَسَمِعْنَاهَا بِالْفَتْحِ وَبِالْكَسْرِ فِي الْوِلَايَةِ فِي مَعْنَيَيْهِمَا جَمِيعًا
📚لسان العرب ١٥/٤٠٧ — ابن منظور (ت ٧١١)
⁉️ مقصود از [ وَسَمِعْنَاهَا ] چه چیزی است !؟
- کلمه "ولایتهم" موجود در این آیه است :
(وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهاجِرُوا مَا لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ) و ضمير " وَسَمِعْنَاهَا " به اين آيه بر ميگردد.
⁉️ مقصود از [ .. فِي مَعْنَيَيْهِمَا جَمِيعًا ] چیست !؟
- یعنی هر دو حالت "قرائت" ( فتح و کسر ) را با معنای خود شنیده ایم.
- یعنی با قرائت فتح شنیده ایم که معنای نصرت میدهد ، و با قرائت کسر شنیده ایم که معنای امارت میدهد .
زیرا گفته است " مَعْنَيَيْهِمَا " ، یعنی هر کدام از دو حالت و معنای خود !
✍🏻 برای اینکه مخاطب بهتر متوجه شود میگویم که ابن منظور ( صاحب لسان العرب ) معنا و مفهوم کلام " فراء " را از تفسیر او به این آیه مذکور گرفته است که با رجوع به کتاب خود فراء، دیگر بحثی باقی نمیماند :
* ﴿مَا لَكُم مِّن وَلَايَتِهِم مِّن شَيْءٍ﴾، بالفتحِ والكسرِ، والوَلَايَةُ كأنَّها النُّصْرةُ: هم وَلَايَةٌ عليك، أي: مُتَنَاصِرُون، كأنَّ الوِلَايةَ وَلَايةُ السُّلطانِ وما أشبَهَه، وهما يرجعان إلى معنًى واحدٍ، كما قالوا: وِصَايةٌ، ووَصَايةٌ.
📚كتاب فيه لغات القرآن ١/٧١ — الفراء، يحيى بن زياد (ت ٢٠٧)
▪︎ خلاصه کلام فراء این است :
الوَلاية ( بفتح الواو ) ← النُّصْرةُ
الوِلاية ( بکسر الواو) ← السُّلطانِ
- فلذا دیگر فراء هم درد شما را دوا نمیکند زیرا که بر خلاف فهم شما ، آنچه ما گفته ایم را در کلام او وجود دارد !
2⃣ مجلسی گفته است در حدیث مذکور ( بني الإسلام .. ) هر دو معنی محتمل است !
✅ پاســـخ : این جواب دردی را از شیعیان دوا نمیکند و بلکه دردشان را دو چندان میکند !
مقصود ایشان از کلام مجلسی این است که در مرآة العقول گفته است :
« كما نودي بالولاية » أي في يوم الغدير ... والولاية بالكسر الإمارة وكونه أولى بالحكم والتدبير ، وبالفتح المحبة والنصرة وهنا يحتملهما.
📚مرآة العقول ج ۷ ص ۱۰۰
✍🏻 آقای مجلسۍ تأڪید میڪند که " وݪایة " اگر به ڪسر بیاید، مقصود امارت است و اگر به فتح بیاد، مقصود محبت و نصرت است.
اما مجلسۍ بعدش میگوید : وهنا يحتملهما !
یعنی هر دو مورد محتمل است و ترجیح بین این دو نیست !
حال که بنده قرینه ای حدیثۍ دیگر آورده ام ڪه معنا و مقصود را روشن کرده است و جای شڪ باقی نمیماند !
ضمناً روایت هم به " فتح " نقل شده و شیعیان هم آن را به این شڪل در منابع روایی خود میخوانند و دیگر معنا و مفهوم ندارد ڪسی بگوید امڪان دارد بر معنای " ڪسر " آن را معنا ڪنیم !
✅ پاســـخ : این جواب دردی را از شیعیان دوا نمیکند و بلکه دردشان را دو چندان میکند !
مقصود ایشان از کلام مجلسی این است که در مرآة العقول گفته است :
« كما نودي بالولاية » أي في يوم الغدير ... والولاية بالكسر الإمارة وكونه أولى بالحكم والتدبير ، وبالفتح المحبة والنصرة وهنا يحتملهما.
📚مرآة العقول ج ۷ ص ۱۰۰
✍🏻 آقای مجلسۍ تأڪید میڪند که " وݪایة " اگر به ڪسر بیاید، مقصود امارت است و اگر به فتح بیاد، مقصود محبت و نصرت است.
اما مجلسۍ بعدش میگوید : وهنا يحتملهما !
یعنی هر دو مورد محتمل است و ترجیح بین این دو نیست !
حال که بنده قرینه ای حدیثۍ دیگر آورده ام ڪه معنا و مقصود را روشن کرده است و جای شڪ باقی نمیماند !
ضمناً روایت هم به " فتح " نقل شده و شیعیان هم آن را به این شڪل در منابع روایی خود میخوانند و دیگر معنا و مفهوم ندارد ڪسی بگوید امڪان دارد بر معنای " ڪسر " آن را معنا ڪنیم !
3⃣ حدیثۍ آورده که با وجود آمدن ڪلمه ( وَݪایة مفتوح ) ، اما قضیه بیعت در غدیر، در حدیث ذڪر شده است و رافضۍ نتیجه گرفته است که " ولایت " هر چند با فتحه آمده اما مقصود امارت و حکومت است !
✅ پاســـخ :
اولاً : همانطور که در سند میبینید ( تصویر بالا ) ؛ دست ڪم دو راوۍ #ڪذاب در سند است فلذا روایت موضوع است و اعتبارۍ ندارد که به عنوان شاهد یاد شود !
▪︎ دست کم ؛ دو راوی وضاع و دروغگو در سند است !
1. علي بن حسان الهاشمي: [يحكم بضعفه لشهادة النجاشي وابن الغضائري بضعفه وشهادة ابن فضال بأنه كذاب]
📚معجم رجال الحديث ۳۳۸/۱۲
2. عبد الرحمن بن كثير الهاشمي:[ كان ضعيفا , غمز أصحابنا عليه وقالوا كان يضع الحديث ]
📚رجال النجاشي ٢٣٤
ثانیاً : بیعت لزوماً به معنای بیعت برای حکومت نیست، زیرا معنا و مفهوم بیعت در اصل همان تعهد است که در برابر امری، شخص پیمان میبندد که به آن عمل کند.
مثال: بیعة الرضوان که اصحاب بر پایبندی به مقاومت در برابر مشرکان با رسول الله ﷺ بیعت نمودند.
✅ پاســـخ :
اولاً : همانطور که در سند میبینید ( تصویر بالا ) ؛ دست ڪم دو راوۍ #ڪذاب در سند است فلذا روایت موضوع است و اعتبارۍ ندارد که به عنوان شاهد یاد شود !
▪︎ دست کم ؛ دو راوی وضاع و دروغگو در سند است !
1. علي بن حسان الهاشمي: [يحكم بضعفه لشهادة النجاشي وابن الغضائري بضعفه وشهادة ابن فضال بأنه كذاب]
📚معجم رجال الحديث ۳۳۸/۱۲
2. عبد الرحمن بن كثير الهاشمي:[ كان ضعيفا , غمز أصحابنا عليه وقالوا كان يضع الحديث ]
📚رجال النجاشي ٢٣٤
ثانیاً : بیعت لزوماً به معنای بیعت برای حکومت نیست، زیرا معنا و مفهوم بیعت در اصل همان تعهد است که در برابر امری، شخص پیمان میبندد که به آن عمل کند.
مثال: بیعة الرضوان که اصحاب بر پایبندی به مقاومت در برابر مشرکان با رسول الله ﷺ بیعت نمودند.
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
-216407_temp.jpg
والِ بر وزن فاعِل، صیغه #فعل_امر است برای باب [ مفاعلة ] .
و هنگامی که ریشه [ و ل ي ] به این باب برود ، چنین صیغه ای ساخته خواهد شد : ..
https://t.me/rodoud_elmi/2918
من ساعت ۹ صبح به سهو خودم پی بردم و ادیت زدم
پست هایی که توی گروه ها فوروارد کرده بودیم هم پاک کردم و پست اصلاح شده رو دوستان قرار دادند
رافضی ابله آمده چند ساعت بعد اشکالی که اصلاح کرده ام را بر بنده خورده گرفته است !
✍🏻 آقای سیبویه که به بنده اشکال گرفته اند ایشون است :
https://t.me/eulumhadith/966
https://t.me/eulumhadith/967
https://t.me/c/1440164556/421805
https://t.me/c/1440164556/421824
و هنگامی که ریشه [ و ل ي ] به این باب برود ، چنین صیغه ای ساخته خواهد شد : ..
https://t.me/rodoud_elmi/2918
من ساعت ۹ صبح به سهو خودم پی بردم و ادیت زدم
پست هایی که توی گروه ها فوروارد کرده بودیم هم پاک کردم و پست اصلاح شده رو دوستان قرار دادند
رافضی ابله آمده چند ساعت بعد اشکالی که اصلاح کرده ام را بر بنده خورده گرفته است !
✍🏻 آقای سیبویه که به بنده اشکال گرفته اند ایشون است :
https://t.me/eulumhadith/966
https://t.me/eulumhadith/967
https://t.me/c/1440164556/421805
https://t.me/c/1440164556/421824
Audio
چهار بار از روی کتاب میخونه اما بازم درست نخوند ‼️
پسرم؛ صحیح آن این است : وفَعَلَتْ ما فَعَلَتْ بحمزة
پسرم؛ صحیح آن این است : وفَعَلَتْ ما فَعَلَتْ بحمزة
Audio
یک سطر عربی میخواد بخونه که خودش هم نیاز به دو تن مترجم و سه تصحیح تلفظ او دارد ‼️
انگار کودکیست که نم نم نم .. میکند
انگار کودکیست که نم نم نم .. میکند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
" و ما آفة الأخبار إلا رواتها "
الشيخ محمد ناصر الدين الألباني رحمه الله رحمة واسعة.
الشيخ محمد ناصر الدين الألباني رحمه الله رحمة واسعة.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
[ كتاب الضعفاء للإمام العقيلي هو من أهم الكتب التي يُرد بها على شُبهة الطاعنين في السنّة أنّ المحدثين اعتنوا بالأسانيد دون المتون،فهذا الكتاب حوى ٧ آلاف حديث سنداً ومتناً وكان يقول في بعض الأبواب(و الباب كلّه فيه لين)فهو لا يُعِل أسانيد فقط بل متون الباب كلّه! ]
( أحمد معبد عبدالكريم )
( أحمد معبد عبدالكريم )
روايت مرسل هم از ديدگاه شيعه و هم از ديدگاه أهل سنت مردود است.
( حسینی قزوینی )
📚سخنرانی جلد : ۱ صفحه ۱۶۹
( حسینی قزوینی )
📚سخنرانی جلد : ۱ صفحه ۱۶۹
¤ شريعت بر دو اصل بنا شده است:
١ : روايت
٢ : درايت
- همانگونه که در روایت نیاز به اسناد است، درایت نیز نیازمند اسناد است.
- امام احمد رحمه الله تعالى مى گوید: «إياك أن تتكلم في مسألة ليس لك فيها إمام»: «از اینکه در مسأله ای سخن بگویی که در آن امام و پیشوایی نداشته باشی بپرهیز و بر حذر باش.»
[ به روایت ابن جوزی در مناقب الإمام أحمد (ص: ۲۴۵) ]
* و شرط درایت این است که مشهور به طلب علم از مشایخ و اهل علم باشد، و کسی که این صفت رو نداشته باشد علم او نزد اهل علم بی ارزش و بی اعتبار است.
- ابراهیم نخعی رحمه الله می گوید: «كَانُوا لا يَكْتُبُونَ الْحَدِيثَ إلاَّ عَمَّنْ يُعْرَفُ بِالطَّلَبِ»: «(اصحاب عبدالله بن مسعود رضی الله عنه) تنها از کسی حدیث می نوشتند و اخذ می کردند که معروف به طلب بود.»
[ به روایت ابن عدی در الکامل (۱ / ۲۵۶) ]
¤ فائده؛ لفظ (کانوا) در استعمالات ابراهیم نخعی رحمه الله به معنای (اصحاب عبدالله بن مسعود رضی الله عنه) است و مراد از (اصحاب)، (تلاميذ و شاگردان) می باشد.
- عَبد اللَّهِ بْن عَوْن رحمه الله مى گوید: «لا تَأْخُذْ هَذَا الْعِلْمَ إلاَّ عَمَّنْ شُهَِد لَهُ عِنْدَنَا بِالطَّلَبِ»: «این علم رو از کسی اخذ کرده و تلقی کنید و بگیرید که نزد ما مشهور به طلب علم باشد.»
[ به روایت ابن عدی در الکامل (۱ / ۲۵۷) ]
- کلام عبدالله بن عون بیانگر تلقی علم از مشاهیر و معلوم الحال است.
١ : روايت
٢ : درايت
- همانگونه که در روایت نیاز به اسناد است، درایت نیز نیازمند اسناد است.
- امام احمد رحمه الله تعالى مى گوید: «إياك أن تتكلم في مسألة ليس لك فيها إمام»: «از اینکه در مسأله ای سخن بگویی که در آن امام و پیشوایی نداشته باشی بپرهیز و بر حذر باش.»
[ به روایت ابن جوزی در مناقب الإمام أحمد (ص: ۲۴۵) ]
* و شرط درایت این است که مشهور به طلب علم از مشایخ و اهل علم باشد، و کسی که این صفت رو نداشته باشد علم او نزد اهل علم بی ارزش و بی اعتبار است.
- ابراهیم نخعی رحمه الله می گوید: «كَانُوا لا يَكْتُبُونَ الْحَدِيثَ إلاَّ عَمَّنْ يُعْرَفُ بِالطَّلَبِ»: «(اصحاب عبدالله بن مسعود رضی الله عنه) تنها از کسی حدیث می نوشتند و اخذ می کردند که معروف به طلب بود.»
[ به روایت ابن عدی در الکامل (۱ / ۲۵۶) ]
¤ فائده؛ لفظ (کانوا) در استعمالات ابراهیم نخعی رحمه الله به معنای (اصحاب عبدالله بن مسعود رضی الله عنه) است و مراد از (اصحاب)، (تلاميذ و شاگردان) می باشد.
- عَبد اللَّهِ بْن عَوْن رحمه الله مى گوید: «لا تَأْخُذْ هَذَا الْعِلْمَ إلاَّ عَمَّنْ شُهَِد لَهُ عِنْدَنَا بِالطَّلَبِ»: «این علم رو از کسی اخذ کرده و تلقی کنید و بگیرید که نزد ما مشهور به طلب علم باشد.»
[ به روایت ابن عدی در الکامل (۱ / ۲۵۷) ]
- کلام عبدالله بن عون بیانگر تلقی علم از مشاهیر و معلوم الحال است.
❤🔥1
✍🏻 در ڪتاب ڪافی ۵ عدد روایت در نهۍ از روزه گرفتن عاشوراء یاد شده است، اما اتفاقاً همــہ آن روایات توسط محمد باقر مجݪسی تضعیف شده است !!
http://lib.eshia.ir/71429/16/360
📌 ابوالقاسم خوئۍ میگوید :
وأما الروايات المتضمنة للأمر واستحباب الصوم في هذا اليومفكثيرة، مثل صحيحة القداح: " صيام يوم عاشوراء كفارة سنة " وموثقة مسعدة بن صدقة: " صوموا للعاشوراء التاسع والعاشر فإنه يكفر ذنوب سنة "
روایاتی مستحب بودن روزه عاشوراء زیاد هست، مثل روایت #صحیحه قداح که میگوید : روزه عاشوراء کفاره گناهان یک سال است !
و #موثقه مسعدة که میگوید روز های تاسوعا و عاشورا را روزه بگیرید، زیرا که کفاره گناهان یک سال است !
📚كتاب الصوم - السيد الخوئي - ج ٢ - الصفحة ٣٠٥
http://lib.eshia.ir/71429/16/360
📌 ابوالقاسم خوئۍ میگوید :
وأما الروايات المتضمنة للأمر واستحباب الصوم في هذا اليوم
روایاتی مستحب بودن روزه عاشوراء زیاد هست، مثل روایت #صحیحه قداح که میگوید : روزه عاشوراء کفاره گناهان یک سال است !
و #موثقه مسعدة که میگوید روز های تاسوعا و عاشورا را روزه بگیرید، زیرا که کفاره گناهان یک سال است !
📚كتاب الصوم - السيد الخوئي - ج ٢ - الصفحة ٣٠٥
✍🏻 در ڪتاب تهذیب الأحڪام ٤ عدد روایت در نهی از روزه عاشوراء آمده، اما محمد باقر مجلسۍ هر چهار روایت را تضعیف نموده است و قبل آن همچنان روایت متعددی در مستحب بودن آن آورده ڪه مجلسی یڪی از آنها را معتبر دانسته است !!
http://lib.eshia.ir/71769/7/116
📌 ابوالقاسم خوئۍ میگوید :
وأما الروايات المتضمنة للأمر واستحباب الصوم في هذا اليومفكثيرة، مثل صحيحة القداح: " صيام يوم عاشوراء كفارة سنة " وموثقة مسعدة بن صدقة: " صوموا للعاشوراء التاسع والعاشر فإنه يكفر ذنوب سنة "
روایاتی مستحب بودن روزه عاشوراء زیاد هست، مثل روایت #صحیحه قداح که میگوید : روزه عاشوراء کفاره گناهان یک سال است !
و #موثقه مسعدة که میگوید روز های تاسوعا و عاشورا را روزه بگیرید، زیرا که کفاره گناهان یک سال است !
📚كتاب الصوم - السيد الخوئي - ج ٢ - الصفحة ٣٠٥
http://lib.eshia.ir/71769/7/116
📌 ابوالقاسم خوئۍ میگوید :
وأما الروايات المتضمنة للأمر واستحباب الصوم في هذا اليوم
روایاتی مستحب بودن روزه عاشوراء زیاد هست، مثل روایت #صحیحه قداح که میگوید : روزه عاشوراء کفاره گناهان یک سال است !
و #موثقه مسعدة که میگوید روز های تاسوعا و عاشورا را روزه بگیرید، زیرا که کفاره گناهان یک سال است !
📚كتاب الصوم - السيد الخوئي - ج ٢ - الصفحة ٣٠٥
📌 پاســخ به نقـد ڪودڪ !
♦به زعم خود آمده اند مطلب بنــده را #نــــقــد ڪنند :
https://t.me/c/1440164556/441631
▪︎بنده تمام مطالب او را قرار میدهم و یڪ به یڪ پاسخ میدهم : ↓↓
♦به زعم خود آمده اند مطلب بنــده را #نــــقــد ڪنند :
https://t.me/c/1440164556/441631
▪︎بنده تمام مطالب او را قرار میدهم و یڪ به یڪ پاسخ میدهم : ↓↓
Forwarded from Deleted Account
▫️روایت شیخ صدوق : أَبِي رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ اَلْحِمْيَرِيُّ عَنِ اَلسِّنْدِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْعَلاَءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: لاَ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ ظَاهِرٍ أَوْ بَاطِنٍ
📚 علل الشرایع ج ۱، ص ۱۹۷
🔹 امام باقر علیهالسلام میفرمایند : زمين بدون
امام ظاهر يا باطن باقى نمىماند.
▫️روایتبصائرالدرجات : حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ وَ اَلْحَجَّالِ عَنِ اَلْعَلاَءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: لاَ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ ظَاهِرٍ
📚 بصائر الدرجات في فضائل آل محمد علیهم السلام ج ۱، ص ۴۸۶
🔸 امام باقر علیهالسلام میفرمایند : زمين بدون
امام ظاهر باقى نمىماند.
✅ برای پاسخ به این شبهه به دو نکتهی زیر دقت کنید :
1⃣ قسمتی که در سند هر دو روایت مشترک است نقل علاء بن رزین از محمد بن مسلم است .
2⃣ در روایت شیخ صدوق سندی بن محمد از علاء بن رزین از محمد بن مسلم حدیث را نقل میکند .
👈 اما در روایت بصائر الدرجات ابن محبوب از علاء بن رزین از محمد بن مسلم روایت را نقل میکند .
✅ با توجه به این دو نکته میگوییم که شیخ صدوق روایت را از کتاب محمد بن مسلم نقل کرده است؛ اما صاحب بصائر روایت را از کتاب علاء بن رزین که چهار نسخهی مختلف از آن موجود بوده است نقل کرده است .
▫️ توضیح مطلب فوق در پست بعدی انشاءالله
📚 علل الشرایع ج ۱، ص ۱۹۷
🔹 امام باقر علیهالسلام میفرمایند : زمين بدون
امام ظاهر يا باطن باقى نمىماند.
▫️روایتبصائرالدرجات : حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ وَ اَلْحَجَّالِ عَنِ اَلْعَلاَءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: لاَ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ ظَاهِرٍ
📚 بصائر الدرجات في فضائل آل محمد علیهم السلام ج ۱، ص ۴۸۶
🔸 امام باقر علیهالسلام میفرمایند : زمين بدون
امام ظاهر باقى نمىماند.
✅ برای پاسخ به این شبهه به دو نکتهی زیر دقت کنید :
1⃣ قسمتی که در سند هر دو روایت مشترک است نقل علاء بن رزین از محمد بن مسلم است .
2⃣ در روایت شیخ صدوق سندی بن محمد از علاء بن رزین از محمد بن مسلم حدیث را نقل میکند .
👈 اما در روایت بصائر الدرجات ابن محبوب از علاء بن رزین از محمد بن مسلم روایت را نقل میکند .
✅ با توجه به این دو نکته میگوییم که شیخ صدوق روایت را از کتاب محمد بن مسلم نقل کرده است؛ اما صاحب بصائر روایت را از کتاب علاء بن رزین که چهار نسخهی مختلف از آن موجود بوده است نقل کرده است .
▫️ توضیح مطلب فوق در پست بعدی انشاءالله
👍2
💠 پاســــــــــخ :
اولاً : در روایت بصائر الدرجات تنها ابن محبوب از علاء روايت نكرده است، بلکه #حجال هم در سند وجود دارد اما رافضی آن را نادیده گرفته است که غرض خودش به هم نریزد !
عنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ وَ اَلْحَجَّالِ عَنِ اَلْعَلاَءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ ...
در ادامه بیان خواهم کرد که چه دسته گل به آبی داده است !
دوماً : رافضی چنین در توهمات خود به تصویر میکشد به اینکه علاء بن رزین کتابی مینویسد و این روایت [ ... بغير إمام ظاهر ] كه در كتاب محمد بن مسلم ديده است در کتاب خود ذکر میکند اما کلمه [ أو #باطن ] را جا می اندازد و سپس همین علاء بن رزين می آید کتاب محمد بن مسلم را بر میدارد و برای #سندی_بن_محمد میدهد که از آن نسخه برداری کند که از قضا این حدیث مذکور در آن وجود داشته، منتها جمله " أو #باطن " در آن هست.
و هذا من الـغباء .. !
این بشر (علاء بن رزین) دیوانه نبوده ڪه بیاد روایتی را از ڪتاب محمد بن مسلم بر خلاف آن در ڪتاب شخصی خود باز نویسی کند و بعد هم بیاد همان حدیث (أو باطن) از طریق خود محمد بن مسلم برای کسی دیگر نقل ڪند !!
اولاً : در روایت بصائر الدرجات تنها ابن محبوب از علاء روايت نكرده است، بلکه #حجال هم در سند وجود دارد اما رافضی آن را نادیده گرفته است که غرض خودش به هم نریزد !
عنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ وَ اَلْحَجَّالِ عَنِ اَلْعَلاَءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ ...
در ادامه بیان خواهم کرد که چه دسته گل به آبی داده است !
دوماً : رافضی چنین در توهمات خود به تصویر میکشد به اینکه علاء بن رزین کتابی مینویسد و این روایت [ ... بغير إمام ظاهر ] كه در كتاب محمد بن مسلم ديده است در کتاب خود ذکر میکند اما کلمه [ أو #باطن ] را جا می اندازد و سپس همین علاء بن رزين می آید کتاب محمد بن مسلم را بر میدارد و برای #سندی_بن_محمد میدهد که از آن نسخه برداری کند که از قضا این حدیث مذکور در آن وجود داشته، منتها جمله " أو #باطن " در آن هست.
و هذا من الـغباء .. !
این بشر (علاء بن رزین) دیوانه نبوده ڪه بیاد روایتی را از ڪتاب محمد بن مسلم بر خلاف آن در ڪتاب شخصی خود باز نویسی کند و بعد هم بیاد همان حدیث (أو باطن) از طریق خود محمد بن مسلم برای کسی دیگر نقل ڪند !!
👍3
Forwarded from Deleted Account
🔹 شیخ طوسی بعد از تصریح به وثاقت علاء بن رزین بیان میکند که ایشان کتابی داشته است که از این کتاب چهار نسخه به دست شیخ طوسی رسیده است و هر نسخه روای خاص خودش را دارد :
👈 ثقة جليل القدر، له كتاب، و هو أربع نسخ
1⃣ (منها) رواية الحسن بن محبوب، أخبرنا به الشيخ المفيد رحمه الله عن أبي جعفر ابن بابويه عن أبيه، و محمد بن الحسن عن سعد بن عبد الله عن أحمد و عبد الله ابني محمد بن عيسي، و أحمد بن أبي عبد الله البرقي، ويعقوب بن يزيد، و محمد بن الحسين بن أبي الخطاب، والهيثم بن أبي مسروق عن الحسن بن محبوب عن العلاء
2⃣ (ومنها) رواية محمد بن خالد الطيالسي، أخبرنا به ابن أبي جيد عن ابن الوليد عن الصفار عن محمد بن خالد الطيالسي عنه، وأخبرنا به الحسين بن عبيد الله عن ابن بابويه عن أبيه عن علي بن سليمان الزراري الكوفي عن محمد بن خالد عن العلاء بن رزين القلا
3⃣ (ومنها) رواية محمد بن أبي الصهبان، أخبرنا به ابن أبي جيد عن ابن الوليد عن سعد، والحميري عن محمد بن أبي الصهبان عن صفوان عنه
4⃣ (ومنها) رواية الحسن بن علي بن فضال، أخبرنا به ابن أبي جيد عن ابن الوليد عن
سعد، والحميري عن أحمد بن محمد عن الحسن بن علي بن فضال عنه، و قال ابن بطة العلاء بن رزين أكثر رواية من صفوان بن يحيي
📚 فهرست شیخ طوسی صفحه 114
☑️ این نسخ ظاهرا با هم تفاوتهای زیادی داشته است چرا که اگر این چهار نسخه کاملا شبیه هم بودند و یا اختلاف جزئی با هم داشتند میبایست شیخ طوسی میگفت چهار طریق به کتاب علاء دارد همانگونه که شیوهی ایشان این چنین است اما وقتی سلسله سند خود به هر نسخه جداگانه بیان میکند یعنی این نسخ با هم اختلاف دارند .
✅ روایتی که در کتاب بصائر الدرجات نقل شده است از نسخهی اول است ( راوی آن ابن محبوب است )
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ وَ اَلْحَجَّالِ عَنِ اَلْعَلاَءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: لاَ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ ظَاهِرٍ
📚 بصائر الدرجات في فضائل آل محمد علیهم السلام ج ۱، ص ۴۸۶
⁉️ سوال : روایت شیخ صدوق از کدام یک از این نسخ است ؟!
آیا روایت شیخ صدوق از همان نسخهی ابن محبوب است ؟!
✅ پاسخ : روایت شیخ صدوق از هیچ کدام از نسخ بالا نیست چرا که شیخ صدوق این روایت را از کتاب علاء بن رزین نقل نمیکند؛ بلکه از خود کتاب محمد بن مسلم راوی اصلی نقل میکند :
أَبِي رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ اَلْحِمْيَرِيُّ عَنِ اَلسِّنْدِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْعَلاَءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: لاَ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ ظَاهِرٍ أَوْ بَاطِنٍ
⁉️ سوال : چگونه متوجه شدیم که این روایت از کتاب محمد بن مسلم است نه از کتاب علاء بن رزین ؟!
✅ پاسخ : زیرا شیخ صدوق این روایت را از السندی بن محمد نقل میکند؛ سندی بن محمد از راویان کتاب علاء بن رزین نیست بلکه کتاب محمد بن مسلم را به واسطهی علاء بن رزین روایت میکند :
▫️ له كتاب يسمى الأربع مائة مسألة في أبواب الحلال والحرام. أخبرنا أحمد بن علي قال: حدثنا ابن سفيان، عن حميد قال: حدثنا حمدان القلانسي قال: حدثنا السندي بن محمد، عن العلاء بن رزين، عنه به.
📚نجاشی صفحهی 324
✅ بنابراین هر کجا سندی از علاء بن رزین از محمد بن مسلم باشد یعنی روایت از کتاب محمد بن مسلم است .
و هر کجا روایت از یکی از چهار راوی بالا باشد یعنی از کتاب علاء بن رزین که چهار نسخه دارد نقل شده است .
⁉️ کدام یک از احادیث بالا معتبرتر است ؟
✅ علاء بن رزین روایات کتاب خودش را از محمد بن مسلم گرفته است اما کتابش نسخ متعدد دارد .
اما روایت شیخ صدوق از خود منبع اصلی یعنی کتاب محمد بن مسلم است؛ بنابراین روایت شیخ صدوق معتبر تر است .
👈 ثقة جليل القدر، له كتاب، و هو أربع نسخ
1⃣ (منها) رواية الحسن بن محبوب، أخبرنا به الشيخ المفيد رحمه الله عن أبي جعفر ابن بابويه عن أبيه، و محمد بن الحسن عن سعد بن عبد الله عن أحمد و عبد الله ابني محمد بن عيسي، و أحمد بن أبي عبد الله البرقي، ويعقوب بن يزيد، و محمد بن الحسين بن أبي الخطاب، والهيثم بن أبي مسروق عن الحسن بن محبوب عن العلاء
2⃣ (ومنها) رواية محمد بن خالد الطيالسي، أخبرنا به ابن أبي جيد عن ابن الوليد عن الصفار عن محمد بن خالد الطيالسي عنه، وأخبرنا به الحسين بن عبيد الله عن ابن بابويه عن أبيه عن علي بن سليمان الزراري الكوفي عن محمد بن خالد عن العلاء بن رزين القلا
3⃣ (ومنها) رواية محمد بن أبي الصهبان، أخبرنا به ابن أبي جيد عن ابن الوليد عن سعد، والحميري عن محمد بن أبي الصهبان عن صفوان عنه
4⃣ (ومنها) رواية الحسن بن علي بن فضال، أخبرنا به ابن أبي جيد عن ابن الوليد عن
سعد، والحميري عن أحمد بن محمد عن الحسن بن علي بن فضال عنه، و قال ابن بطة العلاء بن رزين أكثر رواية من صفوان بن يحيي
📚 فهرست شیخ طوسی صفحه 114
☑️ این نسخ ظاهرا با هم تفاوتهای زیادی داشته است چرا که اگر این چهار نسخه کاملا شبیه هم بودند و یا اختلاف جزئی با هم داشتند میبایست شیخ طوسی میگفت چهار طریق به کتاب علاء دارد همانگونه که شیوهی ایشان این چنین است اما وقتی سلسله سند خود به هر نسخه جداگانه بیان میکند یعنی این نسخ با هم اختلاف دارند .
✅ روایتی که در کتاب بصائر الدرجات نقل شده است از نسخهی اول است ( راوی آن ابن محبوب است )
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ وَ اَلْحَجَّالِ عَنِ اَلْعَلاَءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: لاَ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ ظَاهِرٍ
📚 بصائر الدرجات في فضائل آل محمد علیهم السلام ج ۱، ص ۴۸۶
⁉️ سوال : روایت شیخ صدوق از کدام یک از این نسخ است ؟!
آیا روایت شیخ صدوق از همان نسخهی ابن محبوب است ؟!
✅ پاسخ : روایت شیخ صدوق از هیچ کدام از نسخ بالا نیست چرا که شیخ صدوق این روایت را از کتاب علاء بن رزین نقل نمیکند؛ بلکه از خود کتاب محمد بن مسلم راوی اصلی نقل میکند :
أَبِي رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ اَلْحِمْيَرِيُّ عَنِ اَلسِّنْدِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْعَلاَءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: لاَ تَبْقَى اَلْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ ظَاهِرٍ أَوْ بَاطِنٍ
⁉️ سوال : چگونه متوجه شدیم که این روایت از کتاب محمد بن مسلم است نه از کتاب علاء بن رزین ؟!
✅ پاسخ : زیرا شیخ صدوق این روایت را از السندی بن محمد نقل میکند؛ سندی بن محمد از راویان کتاب علاء بن رزین نیست بلکه کتاب محمد بن مسلم را به واسطهی علاء بن رزین روایت میکند :
▫️ له كتاب يسمى الأربع مائة مسألة في أبواب الحلال والحرام. أخبرنا أحمد بن علي قال: حدثنا ابن سفيان، عن حميد قال: حدثنا حمدان القلانسي قال: حدثنا السندي بن محمد، عن العلاء بن رزين، عنه به.
📚نجاشی صفحهی 324
✅ بنابراین هر کجا سندی از علاء بن رزین از محمد بن مسلم باشد یعنی روایت از کتاب محمد بن مسلم است .
و هر کجا روایت از یکی از چهار راوی بالا باشد یعنی از کتاب علاء بن رزین که چهار نسخه دارد نقل شده است .
⁉️ کدام یک از احادیث بالا معتبرتر است ؟
✅ علاء بن رزین روایات کتاب خودش را از محمد بن مسلم گرفته است اما کتابش نسخ متعدد دارد .
اما روایت شیخ صدوق از خود منبع اصلی یعنی کتاب محمد بن مسلم است؛ بنابراین روایت شیخ صدوق معتبر تر است .