عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
1.34K subscribers
447 photos
33 videos
79 files
497 links
{اݪتَحقِیقآت ــــــ📕} @rodoud_elmi
{علوم الحديث 📙} @eulumhadith
Download Telegram
پاسخ | شبهه امام بخاری و روایت از ناصبي


شیعیان معمولاً تنها دلیلی که [ به زعم خود ] ناصبی بودن امام بخاری رحمه الله را به آن استدلال میکنند این است، که امام بخاری در کتاب خود راویان ناصبی در اسانید روایات وجود دارد !

👈🏻 اما همین ها نمیدانم چرا برای اینکه بیان کنند وجود راوی شیعی سبب ضعف حدیث نمیشود، نام های روات شیعه که در صحیح بخاری ذکر شده اند در کتب خود لیست میکنند ‼️

👈🏻 اگر روات از نواصب دلیل بر ناصبی بودن است، چرا روایت از شیعه دلیل بر تشیع ایشان ندارد !؟

📌حسینی قزوینی، که خود ایشان در جاهای متعدد همین شبهه روایت از ناصبی رو تکرار میکند !

اما در بیان کلام شیخ البانی رحمه الله ببینید چطور به این اعتراف میکند که این منهج، منهج خود شیعیان است:


«وأما المذهب فهو بینه وبین ربه، فهو حسیبه»

مذهب او بین خود او و خداست و خود او هم پاسخگوست.

«ولذلک نجد صاحبی " الصحیحین " وغیرهما قد أخرجوا لکثیر من الثقات المخالفین کالخوارج والشیعة وغیرهم»

به همین خاطر ما می بینیم که مسلم و بخاری در کتب خود از بسیاری از مخالفین، مثل خوارج و شیعه و دیگران، روایت نقل کرده اند.

ببینید که در اینجا شیعه را در کنار خوارج قرار داده است! می گوید همانگونه که ما روایات خوارج را وقتی ثقه باشند قبول می کنیم، روایات شیعه مورد وثوق را هم قبول می کنیم. البته عزیزان دقت کنند که مبنای شیعه هم همین است.

📚 خارج کلام مقارن  جلد : 1  صفحه : 19

👈🏻 فلذا قزوینی میگوید احراز وثاقت ، جدا از بحث مذهب است و راوی ثقه حتی اگر مبتدع باشد، پذیرفته میشود !

📌ابوالقاسم خوئی میگوید مهم نیست که راوی ناصبی باشد، زیرا مهم این است که ثقه است‼️

أقول: لا ينبغي الاشكال في فساد الرجل من جهة عقيدته بل لا يبعد استفادة أنه لم يكن يتدين بشيء، ومن ثم كان يظهر الغلو مرة، والنصب أخرى، ومع ذلك لا يهمنا إثبات ذلك، إذ لا أثر لفساد العقيدة، أو العمل، في سقوط الرواية عن الحجية، بعد وثاقة الراوي .
📚مجعم رجال الحديث - الخوئي - ج 3 ص 152


📌مصطفى خمینى ميگوید:
[والالتزام بالفسق والفجور والشرك والكفر في رواة الأحاديث، إذا كانوا متحرزين عن الأكاذيب، مما لا بأس به]
"اگر راوی ملتزم به فسق و فجور و شرک و کفر باشد، هیچ اشکالی نیست( روایتش مقبول است ) فقط به شرطی باشد که دروغ گو نباشد"
📚الطهارة الكبير - السيد مصطفى الخميني - ج ١ - الصفحة ٣٢٤

👈🏻 عزيزان تعجب نكنيد، بلكه توثیق نواصب و روایت از آنان منهج بزرگان شیعیان است :

︎ سیستانی از نجاشی در توثیق #نواصب تعجب میکند:

[والعجب كل العجب من النجاشي شيخ الاصحاب في معرفة الرجال يقدح في مثل جابر والمفضلان ويوثق النصاب]
📚إيضاح مناسك الحج -السيستاني ۱۳۱

︎لطف الله الگلپايگاني : در مشایخ شیخ صدوق افرادی #ناصبی_خبیث وجود دارد ‼️

[ ورمى الخبر بعض الأعاظم بضعف طريق الصدوق إلى أبي جعفر فإنه يرويه عن شيخه ماجيلويه الذي لم يرد فيه توثيق ومجرد الشيخوخة لا توجب الوثاقة فإن من مشايخه من هو ناصبي خبيث كالضبي ]
📚فقه الحج بحوث استدلالية ۳۰۴/۲

👈🏻 فلذا توثیق نواصب؛ کاری است که شیعیان ید طولایی در آن دارند و حتی بر کسی که اموال معصوم را تاراج میکرده؛ توثیق میکردند!
همچون عثمان بن عيسى دزد و معاند اهل بيت بود اما او از اصحاب اجماع است ‼️

← ادامه دارد ...
✍🏻 مثال هایی که از راویان ناصبی ذكر ميكنند را بررسی ميكنيم :

1⃣ حریز بن عثمانــــــ ↓

پاســـــخ:
مختصراً میگویم، ایشان اساساً نه ناصبی بوده و نه هم حضرت علی رو سب و لعن کرده است، وآنچه به ایشان تهمت زده شده مردود است و بلکه خلاف آن از ایشان ثابت است.
- به عنوان مثال:
سمعت يحيى يقول: سمعت علي بن عياش يقول سمعت: حريز بن عثمان الرحبي يقول لرجل: «ويحك، أما تتقي الله؟ تزعم أني شتمت علياً؟ لا والله ما شتمت علياً قط»
📚تاریخ ابن معین۴۷۵/۴
روایت صحیح

- قال شبابة سمعت رجلاً قال لحريز بن عثمان: «بلغني أنك لا تترحم على علي؟». قال: «اسكت. رحمه الله مئة مرة».
📚 سیر اعلام النبلاء ٨٠/٧
روايت معتبر است.

¤و راجع به تهمت ابن حبان رحمه الله به حريز مرود است و هیچگاه هم ثابت نشده است.

📌امام ذهبی رحمه الله در رد این اتهمات میگوید:

«قُلْتُ: هَذا الشَّيْخُ كانَ أوْرَعَ مِن ذَلِكَ»
📚 سير أعلام النبلاء ط الرسالة ٧/‏٨١

- و دکتر بشار عواد در تحقیق خود بر تهذیب الکمال راجع به آثار تهمت به حریز میگوید:

«هذا تحامل من ابن حبان، وهو لم يذكر سند روايته، ولم يصح عنه ذلك البتة».
📚تهذيب الكمال في أسماء الرجال ٥/‏٥٧٩

📌 همچنین امام ابن حزم رحمه الله میگوید:

قال أبو محمد حريز بن عثمان ثقة وقد روينا عنه أنه تبرأ مما أنسب إليه من الانحراف عن علي
📚الإحكام في أصول الأحكام لابن حزم ٨/‏٢٥

📌 برای تفصیل در این مسأله ميتوانيد به مبحث "ابوعمر الباحث" مراجعه داشته باشید
https://t.me/AntiShobohat50/313
2⃣ عمران بن حطانــــــــ ↓

پاســـــخ:

اولاً : ایشون جزو ثقات و راستگویان است و همانطور که در تاریخ موصل یاد شده، ایشان از رأی خوارج رجوع کرده است

دوماً : ایشان مگر چند روایت در صحیح بخاری دارد !؟ تنها یک روایت ، و روایت دیگر او همچنین به عنوان متابع ذکر شده است.

📌صدر الدين المناوي :
[وعمران هذا هو الخارجي المشهور لم يرو غير حديثين ]

📚كشف المناهج والتناقيح في تخريج أحاديث المصابيح ٤/‏٨٠ — الصدر المناوي (ت ٨٠٣)

📌امام ابن حجر رحمه الله میگوید :

 (قلت) لم يخرج له البخاري سوى حديث واحد من رواية يحيى بن أبي كثير .... في الكامل للمبرد وفى غيره على أن أبا زكريا الموصلي حكى في تاريخ الموصل عن غيره أن عمران هذا رجع في آخر عمره عن رأى الخوارج فإن صح ذلك كان عذرا جيدا وإلا فلا يضر التخريج عمن هذا سبيله في المتابعات والله أعلم 

📚فتح الباري لابن حجر ١/‏٤٣٣ — ابن حجر العسقلاني (ت ٨٥٢)

👈🏻 فلذا ميگوییم روایت اول در خود صحیح بخاری متابع ذکر شده است و روایت دوم همچنین در مسند امام احمد ، متابع برای ایشان از حدیث ام المؤمنين وجود دارد [ مسند احمد ٢٥٨١٠ ]
3⃣ اسحاق بن سوید بن هبیرة ↓

پاســـــخ:

- ايشون تنها یک روایت دارد که او همچنین به عنوان متابع ذکر شده است.

📌 امام ابن حجر رحمه الله :

قلت لَهُ عِنْد البُخَارِيّ حَدِيث وَاحِد فِي الصّيام مَقْرُونا بِخَالِد الحداء

📚فتح الباري لابن حجر ١/‏٣٨٩ — ابن حجر العسقلاني (ت ٨٥٢)
4⃣ ثور بن یزید الحمصی ↓

پاســـــخ:
- ايشون به اتفاق ثقه است و هیچ کسی تابحال نگفته است که ناصبی بوده و بلکه ایشون قدری است و تنها دلیلی که شیعیان ذکر کرده اند این است که ابن سعد بعد از توثیق او از ايشان نقل كرده كه گفته اند :
" من کسی رو دوست ندارم که جدم را کشته است"

- مقصود ایشان این است که جد او در صفین به دست سپاه حضرت علی کشته شده اند، جدا از اینکه دلالت بر نصب ندارد، اما این قول هیچ سندی برای او یافت نکردم و نمیتوان این کلام رو به ایشان منتسب کرد. !
5⃣ حصین بن نمیر الواسطی ↓

پاســـــخ:
- امام بخاری تنها یک روایت به عنوان متابع برای ایشان ذکر کرده است.

📌 امام ابن حجر میگوید:

قلت أخرج لَهُ البُخارِيّ فِي أحادِيث الأنْبِياء وفِي الطِّبّ حَدِيثا واحِدًا تابعه عَلَيْهِ عِنْده هشيم

📚فتح الباري لابن حجر ١/‏٣٩٨ — ابن حجر العسقلاني (ت ٨٥٢)
6⃣ زياد بن علاقة ↓

پاســـــخ:
- ایشان ثقه هست و هیچ کسی جز ابوالفتح ازدی به او در مذهب طعنه نزده است و خود ازدی هم مخدوش است.

قوله: «رُمِي بالنصب» أخذه من أبي الفَتْح الأزدي الذي زَعَمَ أنه كان منحرفًا عن بيت أهل النبي ﷺ، ولم يتابعه على هذا كبيرٌ أحد، على أنه هو ضعيف، فلا يقبل قوله في غيره، فقد ضعفه البرقاني، وقال الأُرْمَوي: رأيت أهل الموصل يُوَهِّنون أبا الفتح ولا يعدونه شيئًا، وقال الخطيب: في حديثه مناكير، وقال الذهبي: وعليه في كتابه في الضعفاء مؤاخذات، فإنه ضعف جماعة بلا دليل، بل قد يكون غيره وثقهم.

📚تحرير تقريب التهذيب ١/‏٤٢٧ — بشار عواد معروف
📌 دو عدد دروغــ🤥ــــ از جهّاݪ شیعـہ 🔰

1⃣ دروغ اوݪـــ : متروڪ اݪحدیث بودن امام بخارۍ رحمـہ الله

2⃣ دروغ دومـــ : قوݪــ بخݪق قرآنــ از امام بخارۍ رحمـہ الله


⇤ پاسخ مختصر:

🔹در زمان امام بخاری رحمه الله که معروف به وجود فتنه ای بنام خلق قرآن بوده و اصل اين قول، قول جهمیه بوده اما در مواقعی برای تلبیس و استتار می‌گفتند «ألفاظنا بالقرآن مخلوقة» که حقیقت خود را بپوشانند !

🔹سؤال پیش می آید، آیا حقیقت قول «لفظي بالقرآن مخلوق» باطل است !؟
- پاسخ: این لفظ را نه به اطلاق رد میکنیم و نه هم قبول میکنیم، زيرا كلمه #لفظي مصدر است و محتمل فاعل( لفظ قاری قرآن ) و مفعول بودن آن( حقیقت قرآن ) است، فلذا اگر مقصود نخست باشد، به اتفاق که الفاظ و صوت مخلوق هستند اما دومی باطل است.

🔹 آیا امام بخاری رحمه الله معتقد به مخلوق بودن قرآن است !؟
قطعاً خیر، هر کسی که کتاب "خلق افعال العباد" ایشان را از نزدیک دیده باشد میداند.

- در خلق أفعال العباد (47) فرموده‌اند: «حركاتهم وأصواتهم واكتسابهم وكتابتهم مخلوقة، فأما القرآن المتلو المبين المثبت في المصحف المسطور المكتوب الموعى في القلوب فهو كلام الله ليس بخلق»


✍🏻 #تفصيل_موضوع ↓↓
✍🏻 وقتی کسی قرآن می‌خواند یا آن را با قلمش می‌نویسد، دو چیز متفاوت هست:
1- آیاتی که می‌خواند و می‌نویسد مخلوق نیست، بلکه کلام خداوند است.
2- فعل خواندن و نوشتن، حرکات زبان و جوهر و کاغذ مخلوق است.
برای همین امام احمد رحمه الله از اینکه کسی بگوید «لفظي بالقرآن مخلوق» یا «لفظي بالقرآن غیر مخلوق» منع کردند؛ زیرا این عبارت محتمل هر دو مورد می‌شود، درحالیکه بین دو مورد تفاوت است و نمی‌توان هردو را یک حکم یکسان داد.


👈🏻 اختلاف سلف با لفظیه بر سر مخلوق‌بودن فعل قاری بوده یا آنچه می‌خواند؟ معلوم است که سلف افعال عباد را مخلوق می‌شمرده‌اند، پس اختلافشان با جهمیه بر سر همین آیات عربی بوده که ما حفظ می‌کنیم، می‌نویسیم و در نماز و خارج آن می‌خوانیم.

بعدها در مقابل جهمیه، کسانی پیدا شدند و کلام آنها را معکوس کرده و گفتند «ألفاظنا بالقرآن غیر مخلوقة» و گروهی دیگر با فهم اشتباه از کلام سابقین، فعل عبد را هم در این اطلاق وارد کردند یا در این مورد توقف کردند!

همچنین شایعه شد که امام بخاری رحمه الله بر خلاف مذهب امام احمد رحمه الله (که انتساب به ایشان نشانه‌ی سنی‌بودن و مخالفت با ایشان نشانه‌ی بدعی‌بودن دانسته می‌شد) رفته است!

(ادامه دارد...)
در مجموع الفتاوی (16/392) شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله آمده است: «والبخاري إنما يثبت خلق أفعال العباد حركاتهم وأصواتهم وهذه القراءة هي فعل العبد... وأما الكلام نفسه فهو كلام الله ولم يقل البخاري إن لفظ العبد مخلوق ولا غير مخلوق كما نهى أحمد عن هذا وهذا والذي قال البخاري إنه مخلوق من أفعال العباد وصفاتهم لم يقل أحمد ولا غيره من السلف إنه غير مخلوق... والذي قال أحمد إنه غير مخلوق هو كلام الله لا صفة العباد لم يقل البخاري إنه مخلوق. ولكن أحمد كان مقصوده الرد على من يجعل كلام الله مخلوقا إذا بلغ عن الله والبخاري كان مقصوده الرد على من يقول: أفعال العباد وأصواتهم غير مخلوقة»، یعنی: بخاری، مخلوق‌بودن افعال عباد، حرکات آنها و صداهایشان را ثابت می‌کند و این قرائت، فعل عبد است. اما خود کلامی که قرائت می‌شود، کلام الله است و بخاری نگفت که لفظ عبد مخلوق یا غیر مخلوق است، چنانکه احمد از گفتن هردو نهی کرد [زیرا کلمه‌ی لفظ دو معنای محتمل دارد]. افعال عباد و صفاتشان که نزد بخاری مخلوق بود، نزد احمد و دیگر ائمه‌ی سلف غیر مخلوق نبود و آنچه که احمد غیر مخلوق دانست، کلام الله بود و نه صفت بندگان، و بخاری هم این را غیر مخلوق می‌دانست [پس اختلافی بین احمد و بخاری نیست]. اما مقصود احمد رد بر کسانی بود که کلام رسیده از الله را مخلوق می‌شمردند و مقصود بخاری رد بر کسانی بود که می‌گفتند افعال عباد و صداهایشان غیر مخلوق است.
و در مختصر الصواعق المرسلة امام ابن قیم رحمه الله (ص/510) نیز آمده است: «فخفي تفريق البخاري وتمييزه على جماعة من أهل السنة والحديث، ولم يفهم بعضهم مراده»، یعنی: تفریق و تمییزی که بخاری رحمه الله [بین فعل عبد و کلام الله] ایجاد کرد بر جماعتی از اهل سنت و اهل حدیث پوشیده ماند و گروهی مراد ایشان را درنیافتند [و گمان کردند که ایشان از لفظیه هستند].

در کتاب امام لالکائی (2/396) آمده که امام بخاری رحمه الله فرموده‌اند: «من زعم أني قلت: لفظي بالقرآن فهو كذاب... فإنى لم أقل هذه المقالة إلا أني قلت: أفعال العباد مخلوقة»، یعنی: هرکس گمان کرده که گفته‌ام «لفظي بالقرآن مخلوق» کذاب است، من چنین نگفتم، تنها گفته‌ام که افعال عباد مخلوق است! همچنین در (2/395) نقل کرده است: «فقلت: يا أبا عبد الله ما تقول في القرآن؟ فقال: القرآن كلام الله غير مخلوق. فقلت له: إن الناس يزعمون أنك تقول ليس في المصحف قرآن ولا في صدور الناس. فقال: أستغفر الله أن تشهد علي بما لم تسمعه مني إني أقول كما قال الله: {والطور وكتاب مسطور} أقول: في المصاحف قرآن وفي صدور الرجال قرآن فمن قال غير ذلك هذا يستتاب فإن تاب وإلا سبيله سبيل الكفر»، یعنی: مردی گفت که گفتم ای ابوعبدالله! درباره‌ی قرآن چه می‌گویی؟ فرمود: قرآن کلام الله است و مخلوق نیست. گفتم: مردم گمان می‌کنند که تو می‌گویی که قرآن در مصحف یا سینه‌های مردم نیست؟ فرمود: به خدا پناه می‌برم که بر من به چیزی شهادت دهی که از خودم نشنیده باشی! من آنچه الله گفته را می‌گویم: {والطور وکتاب مسطور}، می‌گویم که در مصاحف و سینه‌های حافظان قرآن است و هرکس غیر از این را بگوید، دعوت به توبه می‌شود وگرنه راه او راه کفر است!

و در خلق أفعال العباد (ص/47) فرموده‌اند: «حركاتهم وأصواتهم واكتسابهم وكتابتهم مخلوقة، فأما القرآن المتلو المبين المثبت في المصحف المسطور المكتوب الموعى في القلوب فهو كلام الله ليس بخلق»، یعنی: حرکات بندگان، صداهایشان، اکتسابشان و نوشتنشان مخلوق است، اما خود قرآنِ تلاوت‌شده‌ی مبیَّن که در مصحف‌ها جا گرفته و نوشته شده و در قلب‌ها فهمیده شده، کلام الله است و مخلوق نیست.

و در خلق أفعال العباد (ص/62) فرموده‌اند: «فأما ما احتج به الفريقان لمذهب أحمد ويدعيه كل لنفسه، فليس بثابت كثير من أخبارهم، وربما لم يفهموا دقة مذهبه، بل المعروف عن أحمد وأهل العلم أن كلام الله غير مخلوق، وما سواه مخلوق»، یعنی: آنچه دو گروه [یعنی لفظیه‌ی مثبته و لفظیه‌ی نافیه] احتجاج کرده و هر کدام به مذهب احمد نسبت داده و ادعا کرده، بسیاری ثابت نیست و چه بسا دقت مذهب ایشان را نفهمیده‌اند، بلکه معروف از احمد و علما این است که کلام الله مخلوق نیست و هرچه جز آن باشد مخلوق است.

و در (ص/98) صراحتاً «صوت» را برای الله اثبات کرده‌اند و بین صوت قاری و صوت الله فرق گذاشته‌اند که این هم عین مذهب امام احمد رحمه الله است؛ در السنة (1/280) آمده است: «إن ربك عز وجل تكلم بصوت»، یعنی: پروردگارت عز وجل [با موسی علیه السلام] با صوت سخن گفت.

⚠️خلاصه اینکه امام بخاری رحمه الله آیات قرآن را بر خلاف جهمیه مخلوق نمی‌داند و این مذهب تمام ائمه‌ی مسلمین است🌷
¤ نڪاتــ خنده دار :
- یادم است چند سال پیش علی شریفی با محمد انصاری راجع همین موضوع امام بخاری در مورد افعال تالین ( تلاوت کنندگان ) بحث میکرد و آقای انصاری به ایشان گفت شمایی که به کلام امام ذهبی دارید استناد میکنید، " افعال تالين " يعنی چی !؟
شریفی پاسخ داد: افعال تالين یعنی افعال آيندگان ‼️

👈🏻 در واقع امام ذهبی رحمه الله در این باب که این ابله شیعه و امثالهم به آن استناد میکند، آثار متعددی برای رد این شبهه میاورد و کسی که میخواهد بفهمد، آنچه بیان شد کافیست.

- فلذا بیان شد آنچه امام ذهلی رحمه الله بر امام بخاری رحمه الله اشکال گرفته اند، در حقیقت صحیح نبوده است و امام بخاری به آنچه مستشکل بیان کرده خلاف آن معتقد است.

✍🏻 آیا جمله " #ترك_حديثه با #متروك_الحديث بودن یکیست !؟

یکی بودن این دو لفظ، جز از بلهاء شيعه و امثالشان تابحال نديده ام!

- بیسواد؛ #متروک برای راوی کذاب، و متهم و یا کثیر الوهم بکار میرود در حالی که هیچ کسی تا بحال نگفته است که امام بخاری متروک الحدیث بوده و نه هم حتی ابوزرعه و ابوحاتم این را به نسبت امام بخاری گفته باشند.

✍🏻 کلام ابن ابی حاتم این است:

قَدِمَ مُحَمَّدُ بنُ إِسْمَاعِيْلَ الرَّيَّ سَنَةَ خَمْسِيْنَ وَمائَتَيْنِ، وَسَمِعَ مِنْهُ أَبِي وَأَبُو زُرْعَةَ، وَتركَا حَدِيْثَهُ عِنْدَمَا كَتَبَ إِليهِمَا مُحَمَّدُ بنُ يَحْيَى أَنَّهُ أَظهرَ عندهم بنيسابور أن لفظه بالقرآن مخلوق.

👈🏻 بیانگر 2 موضوع است:
1. ابوحاتم و ابوزرعه قائل به عدالت و ضبط امام بخاری بودند اما بنا به آنچه بهشان خبر رسید( نه اینکه خودشان از امام بخاری شنیده باشند) راجع به قول [ لفظي بالقرآن مخلوق ] ، ديگر از اخذ حدیث ایشان خود داری کردند.

2. هیچ مشکلی در وثاقت امام بخاری نداشتند، اما تنها اختلاف نظر ( به فرض ثبوت ) بوده و هیچ خدشه ای - کما اینکه بیان کردیم- به امام بخاری وارد نیست.

- از این خاطر امام ذهبی در ادامه این کلام میگوید:

قُلْتُ: إِنْ تركَا حَدِيْثَهُ أَوْ لَمْ يَتْرُكَاهُ البُخَارِيُّ ثِقَةٌ مَأْمُوْنٌ مُحتجٌّ بِهِ فِي العَالَمِ.
📚سير أعلام النبلاء ط الحديث ١٠/‏١١٦
📌 نادان گفت:
[توجیهاتی که بیان شد همه مردود هستند. اگر بنا به قول متاخرینی چون ذهبی و ابن قیم و... باشد، که ما هم برای وثاقت ابراهیم بن هاشم با همین منهج پیش رفتیم]

پاسخ:

اولاً : وثاقت فرد با رد تهمتی از فردی که در تمام عصر از بدو تولدش بر او اتفاق است فرق است.

- زیرا چه امام ذهلی و چه ابوزرعه و ابی حاتم همه اینان بر ضبط و عدالت امام بخاری اتفاق دارند و اتفاق داشتند، چرا که در همان نصوص و آثار که از "سیر اعلام النبلاء" و حتى "الجرح و التعديل" ابن ابي حاتم" آورده ايد، در آن آمده كه این بزرگواران از امام بخاری حدیث اخذ میکردند و به او اعتماد داشتند و بلکه امام ذهلی رحمه الله در حیث قدوم امام بخاری، مردم رو به استقبال او فرستاد و از شنیدن به ایشان تشویق میکرد

.
سَمِعْتُ مُسْلِمَ بنَ الحَجَّاجِ يَقُوْلُ: لَمَّا قَدِمَ مُحَمَّدُ بنُ إِسْمَاعِيْلَ نَيْسَابُوْرَ مَا رَأَيْتُ، وَالِياً وَلاَ عَالِماً فَعَلَ بِهِ أَهْلُ نَيْسَابُوْرَ مَا فعلُوا بِهِ اسْتَقبلُوهُ مرحلَتَيْنِ، وَثَلاَثَة فَقَالَ مُحَمَّدُ بنُ يَحْيَى فِي مَجْلِسِهِ: مَنْ أَرَادَ أَنْ يَسْتَقبلَ مُحَمَّدَ بنَ إِسْمَاعِيْلَ غَداً فليستقبِلْهُ فَاسْتقبلَهُ مُحَمَّدُ بنُ يَحْيَى، وَعَامَّةُ العُلَمَاءِ فَنَزَلَ دَارَ البُخَاريّين.
📚سير اعلام النبلاء ١١٤/١٠

دوماً : اختلافشان #تنها بر سر یک مسأله بود و آن این بود که برخی مردم و افراد که در مجلس ایشان حاضر میشدند، یک سؤال راجع به مسأله [ الفاظ / بيان كرده ام] كردند كه امام بخاری پاسخ عامی داد اما عده ای از ایشان اشتباه فهم کرده بودند فلذا به امام ذهلی چنین نقل شد که امام بخاری قائل به اقوال لفظیه [ لفظي بالقرآن مخلوق ] هستند فلذا امام ذهلی مردم رو از حضور در مجلس ایشان منع کرد، در حالی که پاسخ امام بخاری رحمه الله این بود:
((كلام الله غير مخلوق، وأفعال العباد مخلوقة))

- و امام ابوزرعه و ابی حاتم هنگامی که پیغام شیخشان ذهلی به آنان رسید، از اخذ روایات امام بخاری ترک کردند.

👈🏻 دقت کنید، یعنی تنها این دو بزرگوار مقلّد شیخشان بودند، نه اینکه کلام امام بخاری رو شنیدند، فلذا اشتباه از اینان بوده نه امام بخاری رحمه الله تعالی .

سوماً : چه ربطی به متأخرين دارد در حالی که تصریح خود امام بخاری توسط تلامیذ ایشان راجع به عقیده او برای ما صریح وواضح است !؟

👈🏻 در کتاب امام لالکائی (2/396) آمده که امام بخاری رحمه الله فرموده‌اند:
«من زعم أني قلت: لفظي بالقرآن فهو كذاب... فإنى لم أقل هذه المقالة إلا أني قلت: أفعال العباد مخلوقة»
یعنی: هرکس گمان کرده که گفته‌ام «لفظي بالقرآن مخلوق» کذاب است، من چنین نگفتم، تنها گفته‌ام که افعال عباد مخلوق است!

👈🏻 همچنین در (2/395) نقل کرده است: «فقلت: يا أبا عبد الله ما تقول في القرآن؟ فقال: القرآن كلام الله غير مخلوق. فقلت له: إن الناس يزعمون أنك تقول ليس في المصحف قرآن ولا في صدور الناس. فقال: أستغفر الله أن تشهد علي بما لم تسمعه مني إني أقول كما قال الله: {والطور وكتاب مسطور} أقول: في المصاحف قرآن وفي صدور الرجال قرآن فمن قال غير ذلك هذا يستتاب فإن تاب وإلا سبيله سبيل الكفر»، یعنی: مردی گفت که گفتم ای ابوعبدالله! درباره‌ی قرآن چه می‌گویی؟ فرمود: قرآن کلام الله است و مخلوق نیست. گفتم: مردم گمان می‌کنند که تو می‌گویی که قرآن در مصحف یا سینه‌های مردم نیست؟ فرمود: به خدا پناه می‌برم که بر من به چیزی شهادت دهی که از خودم نشنیده باشی! من آنچه الله گفته را می‌گویم: {والطور وکتاب مسطور}، می‌گویم که در مصاحف و سینه‌های حافظان قرآن است و هرکس غیر از این را بگوید، دعوت به توبه می‌شود وگرنه راه او راه کفر است!

👈🏻 برای اطلاع بیشتر، اینجا آورده ام:
https://t.me/Modafean_Sonnat/5347

✍🏻 نتیجه: بیان شد که اساساً هیچ ربطی به توثیق متقدم و متأخر ندارد و فرضاً هم اگر مرتبط است، از اقوال خود ایشان توسط تلامیذ او بر رد این تهمت روایت شده و بلکه خود امام بخاری کتابی در رد این تهمت دارد بنام "خلق افعال العباد " است.
📌 نادان و حماقت :
[ قائل به مخلوق بودن اصوات، یعنی چه؟؟ یعنی قرائت قاری نیز به تبع آن مخلوق است.قاری چه چیزی را قرائت میکند؟؟ کلام خدارا یعنی باز برمیگردیم سر خانه اول یعنی وی قائل به مخلوق بودن کلام خداست، هر چند به طور واضح آنرا بیان نمیکند. ]

پاسخ:
برای رد این حماقت، کافی است کلام و تصریح خود امام بخاری رحمه الله بیارم

امام بخاری در خلق أفعال العباد (ص/47) فرموده‌اند:
«حركاتهم وأصواتهم واكتسابهم وكتابتهم مخلوقة، فأما القرآن المتلو المبين المثبت في المصحف المسطور المكتوب الموعى في القلوب فهو كلام الله ليس بخلق»
یعنی: حرکات بندگان، صداهایشان، اکتسابشان و نوشتنشان مخلوق است، اما خود قرآنِ تلاوت‌شده‌ی مبیَّن که در مصحف‌ها جا گرفته و نوشته شده و در قلب‌ها فهمیده شده، کلام الله است و مخلوق نیست.

👈🏻 دقت کنید، اصوات افراد رو مخلوق میداند، نه تلاوت شدهِ قرآن را !

👈🏻 اصوات شما یعنی حرف و صحبت کردنتان است، الآن چه قرآن بخوانید و چه شعر، این خلقتی است که خداوند به شما نادان ها هم داده است.

👈🏻 نادان ادامه میدهد:
[حال خود این جماعت نیز برای تبرئه بخاری باید به اقوال علمای هم عصر بخاری اکتفا کنند، به طوری که بخاری را دیده باشند و از وی حدیث نقل کرده باشند]

پاسخ رو بالا دادم و اگر خواهان توثیقات ایشان باشید، اینجا برو ببین👇🏻
https://t.me/eulumhadith/446
📌 کلام اين سخيف :👇🏻

[ ببینید شعیب ارنووط در پاورقی کتاب در تعلیق بر نقل ذهبی وقتی برای بخاری می ناله چطور از واژه #متروک استفاده میکنه
ومن أمثلة ذلك قول ابن أبي حاتم في الجرح والتعديل في البخاري: تركه أبو زرعة وأبو حاتم من أجل مسألة اللفظ، فيا لله والمسلمين، أيجوز لأحد أن يقول: البخاري متروك ؟ ؟ ! وهو حامل لواء الصناعة، ومقدم أهل السنة والجماعة.]

پاسخ :
اولاً : این کلام کلام شعیب ارناؤوط نيست، بلكه کلام سبکی رحمه الله است که قبل از اینکه اسم کتاب صحیح بخاری رو یاد بگیری تلفظ کنيد، در کتاب ایشان بنام " القاعدة في الجرح و التعديل " خونده ام که در اصل از کتاب طبقات ایشان میباشد و میدانم مقصود ایشان چیست.

دوماً : اساساً ایشان رد بر ابله هائی همچون شما زده( کما اینکه شیخ محمد شمس الدین بیان کرده اند) ، زیرا تمام این باب در مورد جرح های مردود سخن میگوید و در بین بحوث خود، این مثال را یاد میکند که ابن ابی حاتم گفته است:

"تركه أبو زرعة وأبو حاتم من أجل مسألة اللفظ"

- آیا اصلا ابن ابی حاتم و یا نقل قولی از رازیین در اینجا میبینید که گفته باشد امام بخاری #متروک است !؟ قطعاً خیر

- سپس سبکی میگوید :
فيا لله والمسلمين، أيجوز لأحد أن يقول: البخاري متروك ؟!
با تعجب و استنکار میگوید: آیا جایز است کسی بگوید که امام بخاری متروک است!؟

شماها میگویید بله اما ایشان بر جهالات شما رد زده است 🌷

- و در کتاب [ اقوال الذهبي النقدية ٣٧٠ ] مجد مکي بر كلام سبکی رحمه الله تعليق ميزند و ميگوید:
[ اذا كان تركه ابوحاتم و ابو زرعة فلا يقال إنه متروك .. ]

¤ متأسفانه جهّال شیعه و امثال آنان نمیدانند که ترک روایت عالمی از یک راوي؛ به معنی متروک الحدیث بودن نیست !
1
- میگوید: کتاب " المغني في الضعفاء امام ذهبي " مختص افراد ضعيف در حديث است !
سپس در پایین میگوید اما امام ذهبی قول به ضعف ایشان را انکار کرده است و گفته اند:
[ البخاري حجة و إمام و لا عبرة بترك ابوزرعة و ابي حاتم له ]

- در آخر آورده که امام ذهبی اقرار دارند که امام بخاری قائل به مخلوق بودن لفظ است!

- اطلاق این قول رو توضیح دادم و اساساً بیان شد که امام بخاری در این مورد مصیب بود و بلکه موافق سلف بودند، اما تنها اشکال این بود که کلام ایشان را بد فهمیدند و برای او شایعه درست شد، و این کلام هم کلام خود امام ذهبی است کما اینکه در سیر اعلام النبلاء ذكر نمودند:

[ قُلْتُ: المَسْأَلَةُ هِيَ أَنَّ اللَّفْظَ مَخْلُوْقٌ، سُئِلَ عَنْهَا البُخَارِيُّ فَوَقَفَ فِيْهَا فَلَمَّا وَقَفَ، وَاحْتَجَّ بِأَنَّ أَفْعَالَنَا مَخْلُوْقَةٌ وَاسْتدلَّ لِذَلِكَ فَهِمَ مِنْهُ الذُّهْلِيُّ أَنَّهُ يُوَجِّهُ مَسْأَلَةَ اللَّفْظِ فَتَكَلَّمَ فِيْهِ، وَأَخَذَهُ بلاَزِمِ قَوْلِهِ هُوَ، وَغَيْرهُ وَقَدْ قَالَ البُخَارِيُّ فِي الحِكَايَةِ الَّتِي رَوَاهَا غُنْجَارٌ فِي "تَارِيْخِهِ": ... وَمَعَنَا مُحَمَّدُ بنُ نَصْرٍ المَرْوَزِيُّ فجَرَى ذِكْرُ مُحَمَّدِ بنِ إِسْمَاعِيْلَ البُخَارِيِّ فَقَالَ مُحَمَّدُ بنُ نصرٍ: سَمِعْتُهُ يَقُوْلُ: مَنْ زَعَمَ أني قلت: لفظي بالقرآن مخلوق فهو كذاب فَإِنِّي لَمْ أَقُلْهُ ...الخ
( اقوال و ردود امام بخاری بر این تهمت رو یاد میکند ) ].
- به قول امام ذهبی رحمه الله :

قُلْتُ: إِنْ تركَا حَدِيْثَهُ أَوْ لَمْ يَتْرُكَاهُ البُخَارِيُّ ثِقَةٌ مَأْمُوْنٌ مُحتجٌّ بِهِ فِي العَالَمِ.

📚سير أعلام النبلاء - ط الرسالة ١٢/‏٤٦٣ — شمس الدين الذهبي (ت ٧٤٨)

✍🏻 اما دقت کنید، امام ابوحاتم و ابوزرعه و حتی ابن ابی حاتم در اصل کتاب جرح و تعدیل ایشان بنا شده بر اساس کتاب تاریخ الکبیر امام بخاری است، قائل به اعلمیت و اعتماد آنان بر امام بخاریست .

👈🏻 اعتماد ابوزرعه رحمه الله در جرح و تعدیل روات بر امام بخاری رحمه الله :

أَخْبَرَنِي الحسن بن محمد الأشقر قَالَ أنبأنا محمّد بن أبي بكر قال أنبأنا خلف بن محمد قَالَ سمعت أبا بَكْر مُحَمَّد بْن حريث يقول سمعت أبا زرعة الرازي يقول- وسألته عن ابن لهيعة فقال: تركه أبو عبد الله.

📚تاريخ بغداد وذيوله ط العلمية ٢/‏٢٣ — الخطيب البغدادي (ت ٤٦٣)

👈🏻 ابوحاتم رازی رحمه الله: مردی از اهل خراسان( امام بخاری) به شهرتان می آید که هیچ کسی از او حافظتر و اعلم تر نیست !

قَالَ سمعت محمد بن إدريس الرازي يقول: في سنة سبع وأربعين ومائتين يقدم عليكم رجل من أهل خراسان لم يخرج منها أحفظ منه ولا قدم العراق أعلم منه. فقدم علينا بعد ذلك محمد بن إسماعيل بأشهر. قَالَ وَقَالَ أبو حاتم الرازي في هذا المجلس: محمد بن إسماعيل أعلم من دخل العراق.

📚تاريخ بغداد وذيوله ط العلمية ٢/‏٢٣ — الخطيب البغدادي (ت ٤٦٣)

👈🏻 اين هم روايت امام ابوزرعه از امام بخاری رحمه الله:

فقال: أبو زرعة حدثنا أبو عبد الله البخاري محمد بن إسماعيل حدثنا رضوان البخاري قال: حدثنا فضيل بن عياض عن منصور عن سالم عن جابر: أن رسول الله صلى الله عليه وسلم كان إذا سجد جافى بين جنبيه.

📚تاريخ بغداد وذيوله ط العلمية ١٠/‏٣٢٦ — الخطيب البغدادي (ت ٤٦٣)

👈🏻 و در مورد ترک اهل ری، تنها به سبب مسأله لفظ كه خلل در آن را بیان کردم اما حفّاظ ری همچون فضل بن عباس رازی هنگامی که از مقارنه اعلم بودن بین امام ابوزرعه و امام بخاری سؤال شد؛ امام بخاری رو ترجیح دادند !

سمعت الفضل بن العباس الرازي- وسألته فقلت: أيهما أحفظ أبو زرعة أم محمد بن إسماعيل؟ فقال: لم أكن التقيت مع محمد بن إسماعيل، فاستقبلني ما بين حلوان وبغداد، قَالَ: فرجعت معه مرحلة. قَالَ وجهدت الجهد على أن أجيء بحديث لا يعرفه فما أمكنني.

📚تاريخ بغداد وذيوله ط العلمية ٢/‏٢٣ — الخطيب البغدادي (ت ٤٦٣)

👈🏻 در کل اینها مثال هایی است و منحصر به این چند مورد نیست🌹
¤ إعلاء البخاري تثبيت مكانة الإمام البخاري وصحيحه من خلال رد الشبهات حولهما (ص: ٣٩ / الشبهة الثالثة: كلام جماعةٍ من كبار الحفاظ في الإمام البخاري مثل: الذهلي وأبي حاتم وأبي زرعة الرازيين)
نصرةً للسنة | شبهات الرافضة و الملحدين لصحیح البخاري و المحدثین



شبهه تقطيع و تدليس در متون حديث :

🔻بخش ( ۱ )
🔻بخش ( ٢ )
🔻بخش ( ٣ )
🔻بخش ( ٤ )
🔻بخش ( ۵ )
🔻بخش ( ۶ )
🔻بخش ( ۷ )
🔻بخش ( ۸ )

شبهه تدليس در اسناد :

🔺تدليس و شعبه بن حجاج
🔺تدليس و محمد بن الذهلي
🔺تدليس و عبدالله بن صالح
🔺تدليس و عبدالله بن بكير
🔺تدليس و محمد المصلوب

شبهه امام بخاری و سرقت علمی از علی بن المدینی !
https://t.me/eulumhadith/752?single

شبهه امام محمد بخاری و اختلاط
https://t.me/eulumhadith/788

● شبهه امام ابن عیینه و اختلاط

https://t.me/eulumhadith/785

شبهه نقل به معنا توسط امام بخاری !
https://t.me/eulumhadith/830
https://t.me/eulumhadith/789

شبهه امام بخاری و روایت از نواصب
https://t.me/eulumhadith/795

♦️ حریز بن عثمان ← نگاه
♦️عمران بن حطان ← نگاه
♦️اسحاق بن سوید ← نگاه
♦️ثور بن یزید ← نگاه
♦️حصین بن نمیر ← نگاه
♦️زیاد بن علاقه ← نگاه

شبهه تعداد روایات ابوهریره در صحیح بخاری
https://t.me/eulumhadith/793


آيا امام بخاری قرآن را مخلوق میداند !؟
https://t.me/eulumhadith/803
https://t.me/eulumhadith/807
https://t.me/eulumhadith/808
شبهه متروڪ اݪحدیث بودن امام بخارۍ
https://t.me/eulumhadith/806
https://t.me/eulumhadith/809
https://t.me/eulumhadith/811

آیا خطیب بغدادی گفته اند که اسانید روایات تنها برای زینت است !؟
https://t.me/eulumhadith/428

آیا حاکم نیشابوری نام مدلسین را مخفی کرده !؟
https://t.me/eulumhadith/429

آیا شمس الدین ذهبی فرموده اند لازم است عیب راویان را بپوشانیم !؟
https://t.me/eulumhadith/430

شبهه تعداد راویان ضعیف در صحیح بخاری و صحیح مسلم !
https://t.me/eulumhadith/434

آیا در صحیح بخاری راویان غیر مسلمان وجود دارد !؟
https://t.me/eulumhadith/435
🥰2
صيام | ستة من شوال

¤ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْأَنْصَارِيِّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «مَنْ صَامَ رَمَضَانَ، ثُمَّ أَتْبَعَهُ سِتًّا مِنْ شَوَّالٍ، كَانَ كَصِيَامِ الدَّهْرِ»
[ رواه مسلم (رقم: ۱۱۶۴) ]

* از ابوايوب خالد بن زيد انصارى رضى الله عنه روايت است كه رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «هر كس ماه رمضان را روزه بگيرد و سپس به دنبال آن شش روز از شوال را روزه بگيرد مثل روزه گرفتن تمام عمر است.»
[ به روايت مسلم (رقم: ۱۱۶۴) ]

- برخی از فقهاء ذكر كردند: كسی كه بعد از روزه گرفتن رمضان، شش روز از شوال را روزه بگيرد مانند روزه گرفتن يک سال فرض (از جهت عدد) است، و اگر شش روز غير از شوال را روزه بگيرد مانند روزه گرفتن يک سال نفل و سنت است.
[ إعانة الطالبين (۲ / ۲۶۸)، كشاف القناع (۲ / ۳۳۷)، إحكام المقال (ص: ۳۱۸) ]

* مضاعف شدن روزه بر دو نوع است:
۱ : در ثواب؛ مضاعف شدن حسنات روزه امری است كه برای بندگان معلوم نيست؛ چون الله متعال فرمود: «كُلُّ عَمَلِ ابْنِ آدَمَ لَهُ إِلَّا الصِّيَامَ، فَإِنَّهُ لِي وَأَنَا أَجْزِي بِه»: «هر عملِ آدمی زاد برای خودش می باشد، جز روزه که از آنِ من است و من خودم پاداش آن را می دهم.»
۲ : در عدد ايام؛ هر روز برابر با ده روز از جهت عدد است.
[ ن.ک: فتح الباري لابن حجر (۶ / ۲۶۳)، إحكام المقال (ص: ۲۵۶ - ۲۵۷) ]

* در حكم بر حديث و عمل به اين حديث اختلاف وجود دارد.

¤ اول) حكم بر حديث؛

* در اين مسأله سه ديدگاه وجود دارد:

۱ : اين حديث (صحيح) است؛ اين رأی مسلم، ترمذی، ابن خزيمه، ابن حبان، بيهقی، بغوی، ابو البركات نيسابوری، ابن عساكر، علائی، جمال الدين ظاهر و ابن ملقن است.
[ صحيح مسلم (رقم: ۱۱۶۴)، الجامع للترمذي (رقم: ۷۵۹)، صحيح ابن خزيمة (رقم: ۲۱۱۴)، صحيح ابن حبان (رقم: ۳۶۳۴)، معرفة السنن والآثار (۶ / ۳۸۰)، شرح السنة للبغوي (۶ / ۳۳۱)، جزء فيه أربعون حديثا من الصحاح العوالي (ص: ۱۰۶)، معجم الشيوخ لابن عساكر (۱ / ۱۶۱)، رفع الإشكال (ص: ۶۱) ، مشيخة ابن البخاري (۳ / ۱۷۰۰)، البدر المنير (۵ / ۷۵۲) ]

۲ : اين حديث (ضعيف) است؛ اين رأی جلال الدين نباتی، ابن دحيه و برخی از معاصرين مثل عدنان عبدالقادر قادری و احمد غامدی است.
[ مجموعة رسائل قاسم ابن قطلوبغا (ص: ۳۷۹)، البدر المنير (۵ / ۷۵۲)، ضعف المقال للغامدي ]

۳ : اين حديث (موقوف) است؛ اين رأی ابن عيينه است و احمد ابن حنبل به اين ميل دارند.
[ لطائف المعارف لابن رجب (ص: ۴۸۸) ]

- این حدیث شواهدی دارد.

¤ [ شواهد حديث ]

۱ : حديث ثوبان؛
- از ثوبان رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «الله متعال هر نيكی را ده برابر قرار داده است؛ پس روزه گرفتن ماه رمضان برابر با ده ماه و روزه گرفتن شش روز از شوال برابر با دو ماه است، و اين [روزه گرفتن رمضان همراه با شش روز از شوال] برابر با روزه گرفتن يک سال است.»
[ به روايت نسائی در السنن الكبرى (۳ / ۲۳۸ - ۲۳۹) ]

۲ : حديث جابر، نزد احمد (۳ / ۳۰۸)

۳ : حديث ابو هريره، نزد بزار (رقم: ۸۳۳۴)

۴ : حديث ابن عباس، نزد طبرانی در المعجم الأوسط (۵ / ۵۰ / ۴۶۴۲)

۵ : حديث ابن عمر، نزد طبرانی در المعجم الأوسط (۸ / ۲۷۵ / ۸۶۲۲)

۶ : حديث غنام، نزد ابو نعيم در معرفة الصحابة (۴ / ۲۲۷۶)

۷ : حديث براء بن عازب، نزد حسن بن محمد خلال در الأمالي (ص: ۶۴)

۸ : حديث انس، نزد ابن حبان در المجروحين (۳ / ۱۲۹)

۹ : حديث طاوس، نزد عبدالرزاق (رقم: ۸۰۶۳)

* از اين رو سيوطی و كتانی اين حديث را متواتر دانسته اند.
[ قطف الأزهار (ص: ۱۳۸) ، نظم المتناثر (ص: ۱۳۴) ]

¤ دوم) عمل به حديث؛

* در اين مسأله اختلاف وجود دارد:

۱ : روز گرفتن ششه شوال مستحب است؛ اين مذهب شافعيه، حنابله و قول معتمد حنفيه و رأی برخی از مالكيه مثل ابن عبدالبر، ابو العباس قرطبی، ابو عبد الله قرطبی، ابن جزی و لخمی است.
- و از ابن عباس، طاوس، كعب احبار، شعبی، ميمون بن مهران روايت شده است، و اين قول عبدالله بن مبارک، اسحاق بن راهویه و داود بن علی ظاهری است.
[ مغني المحتاج (۲ / ۱۸۴)، كشاف القناع (۲ / ۳۳۷)، بدائع الصنائع (۲ / ۷۸)، الاستذكار (۱۰ / ۲۵۹)، المفهم (۳ / ۲۳۸)، الجامع لأحكام القرآن (۳ / ۲۱۴)، القوانين الفقهية (ص: ۷۸)، مواهب الجليل (۳ / ۳۳۰)، لطائف المعارف (ص: ۴۸۸)، المغني لابن قدامة (۴ / ۴۳۸)، المجموع للنووي (۶ / ۳۷۹) ]

۲ : روزه گرفتن ششه شوال مكروه است؛ اين رأى ابو حنيفه و مالک بن انس است، و از برخی از سلف اين قول نقل شده است.
[ المحيط البرهاني (۲ / ۳۹۳) ، اختلاف الأئمة العلماء (۱ / ۲۵۷)، شرح مختصر الطحاوي للجصاص (۸ / ۵۲۶) ]

← ادامه دارد ...
* مالكيه با چند شرط روزه گرفتن ششه شوال را مكروه دانسته اند:

۱ : صائم از کسانی باشد که به ایشان اقتدا می شود یا ترس معتقد شدن به وجوب بر صائم باشد.

۲ : اینکه روزه گرفتن آن متصل به روز عید باشد.

۳ : این شش روز رو پی در پی روزه بگیرد.

۴ : صائم روزه خود رو آشکار کرده و ظاهر کند.

۵ : صائم معتقد بر این باشد که وصل کردن آن به روز عید سنت است.

- هر يک از اين شروط منتفی شود، روزه گرفتن ششه شوال مكروه نخواهد بود.
[ ن.ک: منح الجليل (۲ / ۱۲۱) ]

* اسرائیل ابو موسی می گويد: هر گاه نزد حسن بصری از روزه ششه شوال ياد ميشد، حسن بصری می گفت: «وَاللَّهِ لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ بِصِيَامِ هَذَا الشَّهْرِ عَنِ السَّنَةِ كُلِّهَا»
[ به روايت ابن أبي شيبه در المصنف (۶ / ۱۱۲ / ۹۹۸۴)، و ترمذی در الجامع (۲ / ۱۲۴ / رقم: ۷۵۹) ]
-----
¤ بحث جواب و توجيه قول امام مالک باقی مانده است؛ كه إن شاء الله بيان می شود.

← ادامه دارد ...
¤ [ جواب و توجيه قول امام مالک ]
-----
¤ اول) { نص قول امام مالک }
* قَالَ يَحْيَى، وَسَمِعْتُ مَالِكًا يَقُولُ؛ فِي صِيَامِ سِتَّةِ أَيَّامٍ بَعْدَ الْفِطْرِ مِنْ رَمَضَانَ: إِنَّهُ لَمْ يَرَ أَحَدًا مِنْ أَهْلِ الْعِلْمِ وَالْفِقْهِ يَصُومُهَا، وَلَمْ يَبْلُغْنِي ذَلِكَ عَنْ أَحَدٍ مِنَ السَّلَفِ، وَإِنَّ أَهْلَ الْعِلْمِ يَكْرَهُونَ ذَلِكَ، وَيَخَافُونَ بِدْعَتَهُ، وَأَنْ يُلْحِقَ بِرَمَضَانَ مَا لَيْسَ مِنْهُ أَهْلُ الْجَهَالَةِ وَالْجَفَاءِ لَوْ رَأَوْا فِي ذَلِكَ رُخْصَةً عِنْدَ أَهْلِ الْعِلْمِ، وَرَأَوْهُمْ يَعْمَلُونَ ذَلِكَ.
[ الموطأ (كتاب الصيام - ١٨ - / باب جامع الصيام - ٢٢ -) ]

¤ دوم) { جواب و توجيه }

- در قول امام مالک و اعتبار دادن به آن اختلاف شده است:

۱ : حدیث (روزه گرفتن ششه شوال) صحیح است، و حدیث صحیح با قول مالک رد نمی شود؛ این رأی نووی است.
[ المنهاج شرح صحیح مسلم ( ۸ / ۵۶ ) ]

۲ : حدیث به مالک نرسیده است؛ این رأی ابن عبد البر و داودی است.
[ الاستذکار ( ۱۰ / ۲۵۹ ) ، التبصرة لللخمي ( ٢ / ٨۱۵ ) ]

- در تعلیل این قول گفته شده : ابو ایوب انصاری از مدینه زود خارج شده و حدیث بین اهل مدینه شهرت نیافته است؛ این رأی صالح عصیمی است.

- ابو اسحاق شاطبی قول به نرسیدن حدیث به مالک را مردود دانسته اند.
[ الاعتصام ( ۲ / ۴۹۲ ) ]

۳ : حدیث نزد مالک ضعیف بوده است؛ این رأی ابن رشد حفید است.
[ بدایة المجتهد ( ٢ / ٧۴۸ ) ]

۴ : کراهت و عدم عمل به روزه ششه شوال از این باب بوده که ترس ملحق شدن روزه سنت ششه شوال به روزه فرض رمضان از جانب عوام و اهل جهل وجود داشته است؛ این رأی مطرف، ابن رشد جد، ابو العباس قرطبی و ابو اسحاق شاطبی است.
[ النوادر والزيادات ( ٢ / ۸۴ )، المقدمات الممهدات ( ۱ / ۲۴۳ )، المفهم ( ۳ / ۲۳۷ )، الموافقات ( ۴ / ۱۰۶ ) ]

۵ : مالک، تعیین و تخصیص روزه ششه به شوال را مکروه دانسته اند.
- بر این اساس، روزه گرفتن ششه در غیر شوال مکروه نیست بلکه مستحب است؛ این رأی ابن عربی، ابن شاس، قرافی و عبد العزیز طریفی است.
و ابن مفلح این قول را محتمل دانسته اند.
[ أحكام القرآن ( ١ / ١٠٩ )، عقد الجواهر الثمينة ( ١ / ٣۶۷ )، الذخيرة ( ٢ / ۵۳۰ )، الفروع ( ۵ / ۸۶ ) ]

← تمام