عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
1.34K subscribers
447 photos
33 videos
79 files
497 links
{اݪتَحقِیقآت ــــــ📕} @rodoud_elmi
{علوم الحديث 📙} @eulumhadith
Download Telegram
شبهه میگوید امام بخاری از سفیان بعد اختلاط روایت کرده است، و دلیل ایشان هم تنها یک روایت است:

حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ ، حَدَّثَنَا سُفْيَانُ ، حَدَّثَنِي سُمَيٌّ ، عَنْ أَبِي صَالِحٍ ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ ، كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَتَعَوَّذُ مِنْ جَهْدِ الْبَلَاءِ وَدَرَكِ الشَّقَاءِ، وَسُوءِ الْقَضَاءِ وَشَمَاتَةِ الْأَعْدَاءِ. قَالَ سُفْيَانُ : الْحَدِيثُ ثَلَاثٌ، زِدْتُ أَنَا وَاحِدَةً، لَا أَدْرِي أَيَّتُهُنَّ هِيَ.

پاسخ :

اولاً : امام بخاری، سفيان بن عيينه را درک نکرده اند که بتواند از ایشان روایت کند، بلکه بهتر بود بگویید روایات سفیان بن عیینه در صحیح بخاری، برای زمان اختلاط ایشان بوده است.

دوماً : در پست سابق بیان شد که نه سفیان اختلاط داشته است و نه همچنین روایات او در صحیح بخاری برای آن زمانی بوده که ادعا کرده اند دچار اختلاط شده اند.

سوماً : این موردی که به آن استشهاد کرده اند، ربطی به احتلاط ندارد ، و بلکه در مورد فراموشی است، یعنی هیچ کسی نیست که بگوید اگر فردی در موردی چیری فراموش کرد، ایشان دیگر مختلط است!
- مثال ميزنم به امید اینکه طرف بفهمد:

👈🏻 در قرآن راجع به پیامبران یاد شده است:

﴿ قَالَ لَا تُؤَاخِذۡنِی بِمَا نَسِیتُ وَلَا تُرۡهِقۡنِی مِنۡ أَمۡرِی عُسۡرࣰا ﴾

﴿ قَالَ أَرَءَیۡتَ إِذۡ أَوَیۡنَاۤ إِلَى ٱلصَّخۡرَةِ فَإِنِّی نَسِیتُ ٱلۡحُوتَ وَمَاۤ أَنسَىٰنِیهُ إِلَّا ٱلشَّیۡطَـٰنُ أَنۡ أَذۡكُرَهُۥۚ وَٱتَّخَذَ سَبِیلَهُۥ فِی ٱلۡبَحۡرِ عَجَبࣰا ﴾

✍🏻 در اینجا فراموشی به این پیامبران [ موسی و یوشع علیهم السلام ] صورت گرفته است، اما آیا به این میگویند اختلاط صورت گرفته است و دیگر به نقل آنان اعتمادی نیست !؟ قطعاً خیر

- بسیار خوب، الآن این روایت همانطور که در صحیح بخاری است، در صحیح مسلم، سنن نسائی، مسند احمد و غیره روایت شده است و آن همچنین با تلامیذ متفاوت که بیان میگردد در سال های اخیر نبوده است و چه بسا این فراموشی در این حدیث سال ها قبل از وفات اتفاق افتاده است.

- اما سؤال اين است، که کدامیک از این جملات در اصل حدیث نیست !؟
- پاسخ : اهل علم با قرائن، بیان کرده اند که جمله اضافی در این روایت، [ شماتة الأعداء ] است.

📌 امام قسطلاني ميگوید:
وقد أخرج الإسماعيلي الحديث من طريق ابن أبي عمر عن سفيان فبين فيه أن الخصلة المزيدة هي شماتة الأعداء، ولعل سفيان كان إذا حدث ميزها ثم طال الأمر فطرأ عليه النسيان فحفظ بعض من سمع تعيينها منه قبل أن يطرأ عليه النسيان ثم كان بعد أن خفي عليه تعيينها يذكر كونها مزيدة مع إبهامها.

📚 إرشاد الساري ج ٩ ص ٢٠١

- آيا مقصود از جمله سفيان بن عيينه [ زِدْتُ أَنَا وَاحِدَةً ] اين اسندت كه عمداً در حديث دستکاری کرده است !؟

- قطعاً خیر، زیرا بلکه امام سفیان رحمه الله مطمئن بوده که حدیث سه مورد از این چهارتا است اما برشان مشتبه شده که کدامیک از اصل حدیث نیست و کدامیک اضافی است و در برخی طرق بیان کرده که من شک دارم که یکی از این چهار مورد، از آن حدیث نباشد، یعنی در حقیقت یقین داشته اند که حدیث از این چهار جمله خارج نیست.

📌 علامه كرماني میگوید:

كيف جاز له أن يخلط كلامه بكلام رسول الله - صلى الله عليه وسلم - بحيث لا يفرق بينهما !؟
قلت: ما خلط بل اشتبهت عليه تلك الثلاث بعينها وعرف أنها كانت ثلاثة من هذه الأربعة فذكر الأربعة تحقيقًا لرواية تلك الثلاثة قطعًا إذ لا تخرج منها، وروى البخاري في القدر الحديث المذكور وذكر فيه الأربعة مسندًا إلى رسول الله - صلى الله عليه وسلم - بلا تردد ولا شك ولا قول بزيادة وفي بعض الروايات ((قال سفيان أشك أني زدت واحدة)) .

📚 شرح الكرماني ج ١١ ص ٨٢

✍🏻 فلذا بيان شد به اينكه اصل روایت چه بوده و همچنین ذکر کردم که اصلا این از باب اختلاط نبوده و بلکه عارضی فراموشی است که هیچ کسی از خلائق از آن مصون نیست و هیچ تلازمی با اختلاط ندارد.
پاسخ | امام محمد بن اسماعیل بخاری و اختلاط


- استدلال شبهه پرداز چیست !؟

👈🏻 دو آيه ذكر کرده که امام بخاری اشتباه آن را گفته اند !!

1⃣ آیه اول این است:

﴿ وَإِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَى حِمْلِهَا لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْء ﴾

اما امام بخاری چنین آورده اند :

[ وَإِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ ذُنُوبًا إِلَى حِمْلِهَا لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ ]

پاسخ :

👈🏻این کلمه #ذنوباً از تفسير امام مجاهد است و این لفظ داخل در روایت نیست بلکه باب هست که امام بخاری گاهاً یا بصورت معلقات روایات اقوال و تفاسير بزرگان را ذکر میکردند و اینجا همچنین تفسیر مجاهد رحمه الله که از اعلم مفسرین است را ذکر کرده اند : 👇🏻

أنا عَبْدُ الرَّحْمَنِ، نا إِبْرَاهِيمُ، نا آدَمُ، نا وَرْقَاءُ، عَنِ ابْنِ أَبِي نَجِيحٍ، عَنْ مُجَاهِدٍ، فِي قَوْلِهِ: {وَإِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ} [فاطر: 18] يَعْنِي: 👈🏻«مُثْقَلَةً ذَنُوبًا»

📚تفسیر مجاهد ۵۵۱/۱

📌 امام ابن حجر رحمه الله همچنین به این اشاره دارند :
[وأما قوله: " وهو كقوله: { وإن تدع مثقلة إلى حملها لا يحمل منه شيء } "، فوقع في رواية أبي ذر وحده ". وإن تدع مثقلة ذنوبا إلى حملها " وليست ذنوبا في التلاوة، وإنما هو في تفسير مجاهد، فنقله المصنف عنه]
📚فتح الباري ١٨٩/٤

- همانطور که ابن حجر فرمود؛ در کل نسخه های بخاری کلمه (ذنوبا) موجود نیست. در نسخه های موجود، کلمه تفسیر است و زیادت در قرآن نیست.


2⃣ آیه دوم :
﴿ ۞ وَلَا تُجَـٰدِلُوۤا۟ أَهۡلَ ٱلۡكِتَـٰبِ إِلَّا بِٱلَّتِی هِیَ أَحۡسَنُ إِلَّا ٱلَّذِینَ ظَلَمُوا۟ مِنۡهُمۡۖ وَقُولُوۤا۟ ءَامَنَّا بِٱلَّذِیۤ أُنزِلَ إِلَیۡنَا وَأُنزِلَ إِلَیۡكُمۡ وَإِلَـٰهُنَا وَإِلَـٰهُكُمۡ وَ ٰ⁠حِدࣱ وَنَحۡنُ لَهُۥ مُسۡلِمُونَ ﴾


اما امام بخاری چنین آورده اند :

حدثني محمد بن بشار حدثنا عثمان بن عمر أخبرنا علي بن المبارك عن يحيى بن أبي كثير عن أبي سلمة عن أبي هريرة قال : ( كان أهل الكتاب يقرءون التوراة بالعبرانية ويفسرونها بالعربية لأهل الإسلام فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : لا تصدقوا أهل الكتاب ولا تكذبوهم وقولوا (( آمنا بالله وما أنزل إلينا وما أنزل إليكم )) الآية

پاسخ :
- در حقیقت این کج فهمی است، زیرا امام بخاری حدیث پیامبر را نقل میکند و شروع حدیث هم از اینجاست:
فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : لا تصدقوا أهل الكتاب ولا تكذبوهم وقولوا آمنا بالله وما أنزل إلينا ... . یعنی مثل این است که بگوییم:

ای جعفر کلمات شرک آلود را نگویید بلکه بگویید خداوند یکتاست و شرک جرم بزرگ است.

👈🏻 آیا کسی میاد میگه چرا آیه سوره توحید [ قول هو الله أحد الله الصمد ..] درست نخوانده ايد !؟ خير بلكه از کلام بنده با محوریت آیه بحساب می آید اما همچنان اشاره به مضمون آیه است، و از این خاطر ادامه روایت ذکر شده : #الآية كه بیانگر این است که کلام اشاره به مضمون آیه است.

👈🏻 واقعاً شماها اندکی تفکر کنید و فکر کنید خودتان کتابی نوشته اید و این کتاب را به اساتید و تلامیذ خود سپرده اید که ببینند آیا اشتباهات در آن وجود دارد یا نه ؛ و سپس در آیات قرآن دو مورد اشتباه داشته باشید اما کسی شما را یاد آوری نکند ؛ آیا چنین امکانی وجود دارد !؟ خیر و بلکه بسیار بعید است.

👈🏻 همانا امام بخاری علیه الرحمه اهل اطلاع میدانيم که کتاب ایشان به بزرگان عصر خود داده اند و کثیری از تلامیذ از او این روایات را شنیده و نوشته اند و ریز و درشت آن را نگاه کرده اند ، اما هیچ کسی اشکال نگرفته است فلذا بهتر میبود به کج فهمی خود کمی تأمل كنيد.

✍🏻 ويا بهتر بگوییم به جای آن، به این مورد یه نگاهی بیندازید 👇🏻
https://t.me/c/1440164556/398030
پاسخ | شبهه امام بخاری و نقل به معنا

وَقَالَ أَحْيَدُ بنُ أَبِي جَعْفَرٍ وَالِي بُخَارَى: قَالَ مُحَمَّدُ بنُ إِسْمَاعِيْلَ يَوْماً: رُبَّ حَدِيْثٍ سَمِعْتُهُ بِالبَصْرَةِ كَتَبْتُهُ بِالشَّامِ، وَرُبَّ حَدِيْثٍ سَمِعْتُهُ بِالشَّامِ كَتَبْتُهُ بِمِصْرَ.
فَقُلْتُ لَهُ: يَا أَبَا عَبْدِ اللهِ بكَمَالِهِ؟ قَالَ: فَسَكَتَ

📚سير أعلام النبلاء ط الرسالة ١٢/‏٤١١ — الذهبي، شمس الدين (ت ٧٤٨)

شیخ شعیب الأرناووط در تعلیق بر مطلب بالا می گوید :

ويعني هذا ان البخاري يرى جواز الرواية بالمعنى، وجواز تقطيع الحديث من غير تنصيص على اختصاره بخلاف مسلم.

📚سير أعلام النبلاء ط الرسالة ١٢/‏٤١١ — الذهبي، شمس الدين (ت ٧٤٨)

¤ خلاصه استدلال شبهه پرداز این است که میخواد اثبات کند از آنجا که بین سماع حدیث توسط امام بخاری و بین نوشتن آن حدیث فاصله بوده، پس امام بخاری احادیث را کامل بیان نمیکرده اند !

الآن دلیل ایشان هم اثری است که در بالا میبینید و همچنین مثل عادت شیعیان، بلافاصله تعلیق شعیب ارناؤوط بر این اثر قرار داده است به اینکه امام بخاری رحمه الله حدیث نقل به معنا را جایز دانسته اند !

✍🏻 اما پاسخ :
اولاً : هیچ گاه کسی تابحال نگفته است که نقل به معنا مساوی با ناقص نقل کردن است، و بلکه مقصود از نقل به معنا این است که فرد مفهوم و معنای حدیث را نقل کند، و الا دیگر به آن تحریف خواهند گفت، نه نقل به معنا !

دوماً : جمله " چه بسا حدیثی را در بصره شنیدم و در شام نوشتم " دلالت بر کثرت آن ندارد، و همچنین هیچ دلالتی ندارد که امام بخاری رحمه الله روایات را با آن لفظ که شنیده است ننوشته باشد، و آنچه هست، دلالت صریح بر قوت حفظ ایشان را دارد و آنچه نزد متقدمین هم بوده، تحمل حدیث به حفظ بوده، حتی اگر آن را به صورت نوشتاری در نمیاورده باشند، اما با اینکه ایشان امامی حافظ و متقن است، اما به حفظ آن روایات بسنده نمیکرد، بلکه همچنین آن را مینوشتند.

آیا نقل روایات به معنا نزد شیعیان جایز است !؟

︎بهتر این بود فردی که میخواهد اشکال وارد کند در ابتدا بتواند ثابت کند که واقعاً اشکالی وجود دارد یا خیر، و سپس برای فهم بیشتر این مسأله، به روایات و کتب علما خود رجوع کند !

👈🏻 سری به کتب و روایات خود شیعیان بزنیم که آیا نقل به معنا موردی قبیح و ناجایز است یا خیر !؟

✍🏻 محمد بن مسلم نقل مى كند كه به امام صادق گفتم: سخنى را از شما مى‌شنوم و هنگام نقل، آن را كم و زياد مى‌كنم. فرمود: اگر مقصودت اداى معانى حديث باشد،اشكالى ندارد !

[قلْتُ‌: لأَبِى عَبْدِ اللّه (ع) أَسْمَعُ الْحَدِيثَ مِنْكَ فَأَزِيدُ وَ أَنْقُصُ قَالَ‌: إِنْ كُنْتَ تُرِيدُ مَعَانِيَهُ فَلا بَأْسَ‌.]
📚الكافي ج 1 ص 51
روايت صحيح است
📕 مرآة العقول ١٧٤/١


✍🏻 راوى نقل مى‌كند: به امام صادق عرض كردم كه از شما حديث مى‌شنوم، اما اى بسا كه آن را به همان صورت نقل نكنم. فرمود: اگر به مراد سخن برسى، اشكالى ندارد. اين كار به منزله اين است كه به جاى «تعال»، «هلم» و به جاى «اقعد»، «اجلس» گفته باشى !

[قالَ‌: قُلْتُ‌: لأَبِى عَبْدِ اللّه (ع): أَسْمَعُ الْحَدِيثَ مِنْكَ فَلَعَلِّى لا أَرْوِيهِ كَمَا سَمِعْتُهُ‌. فَقَالَ‌: إِذَا أَصَبْتَ الصُّلْبَ مِنْهُ فَلا بَأْسَ إِنَّمَا هُوَ بِمَنْزِلَةِ تَعَالَ وَ هَلُمَّ وَ اقْعُدْ وَ اجْلِس.]
📚وسائل الشيعة، ج 27 ص 79

✍🏻 فيض كاشانى نيز همين معنا را از روايت فهميده است:هر دو خبر (دو خبر دسته اول) دلالت صريحى بر جواز نقل به معنا در حديث دارند؛ همان‌طور كه حقانيت آن در نزد اهل تحقيق روشن است. و اگر چه نقل حديث به الفاظش بهتر است؛ چنان كه از روايت گذشته معلوم شد.

[ في الخبرين دلالة صريحة على جواز نقل الحديث بالمعنى كما هو الحق عند أهل التحقيق و إن كان نقله بألفاظه أحسن كما تبين من الخبر السابق ]
📚الوافي ج 2، ص 113

✍🏻 ادله و نقولات در این مورد کثیر است، و برای اطلاع بیشتر، به این اسکن بنگرید 👇🏻
https://t.me/eulumhadith/790
Audio
📌 میگویــ🦄ـد : او ( ابوهریره ) کمتر از ۲۲ ماه نزد پیامبر بوده، خیلی جالبه ببینید من این رو نمیگم، اسماءwww به قول معروف اسماء صحابه ابن حزم صفحه ٣٧ اين قضيه رو مطرح كرده !
✍🏻 اين همان صفحه ٣٧ كتاب ابن حزم است.

⁉️ كجا گفته است کمتر از ۲۲ ماه ابوهریره با پیامبر بوده !؟

︎بازهم محقق اشاره کرده که عام خیبر مسلمان شده است یعنی سال ۷ هجری !
✍🏻 اما پاسخ
︎ به اختصار به این شبهات پاسخ میدهم :

نڪتـہ : ابوهریره در ماه صفر از سال ۷ هجری( سال فتح خیبر) مسلمان شدند و رسول خدا در ربیع اول سال ۱۱ هجری وفات نمودند، فلذا نتیجه این میشود که ابوهریره ۴ سال و ۱ ماه پیامبر صلی الله علیه واله وسلم را درک کردند.

قدم في خيبر سنة سبع ، وكانت خيبر في صفر ، ومات النبي صلى الله عليه وسلم في ربيع الأول سنة إحدى عشرة ، فتكون المدة أربع سنين وزيادة ، وبذلك جزم حميد بن عبد الرحمن الحميري
📚 فتح الباري ۶۰۸/۶

👈🏻 اگر سفر ها و روز هایی که ابوهریره با پیامبر را حساب نکنیم، حداقل 3 سال خواهد بود که با پیامبر مصاحبت داشته اند

- ابوهریره رضی الله عنه میگوید :
 صَحِبْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ثَلاَثَ سِنِينَ ، لَمْ أَكُنْ فِى سِنِىَّ أَحْرَصَ عَلَى أَنْ أَعِىَ الْحَدِيثَ مِنِّى فِيهِنَّ
📚 صحیح البخاری ۳۵۹۱

👈🏻 ما بنا به 5 هزار روایت [ فعلاً ] پیش میرویم و می‌گوییم 3 سال ابوهریره با پیامبر صلی الله علیه وسلم مصاحبت داشته است.

👈🏻 3 سال مساوی با 1095 روز میشود

︎ شما فرض کنید روزانه 5 حدیث اخذ میکرده اند ؛ که نتیجه می‌شود : 5475

- یعنی چیزی بیشتر از آنچه ابن حزم و غیره گفته اند.

👈🏻 آیا واقعاً دانش آموزی که ملازم استاد خود باشد و 5 فریضه نماز و دیگر مجالس و رفت و آمدن به دنبال او هست، نمی‌تواند روزانه 5 جمله از ایشان بشنود !؟ قعاً که همه میدانید موردی بسیار طبیعی است.

✍🏻 اما اگر اصرار دارید چنین موردی هم امکان پذیر نیست ؛ می‌گوییم آیا این تعداد احادیث که می‌گوید ابوهریره حدود 5 هزار روایت دارد شامل روایات ضعیف و موضوع می‌شود !؟

✍🏻 آیا میدانید که این تعداد روایات منظور تنها سنن قولی پیامبر نیست و بلکه شامل سنن عملی و تقریری که پیامبر اکرم ﷺ انجام می‌داده اند و اصحاب او را می‌بینند هم شامل می‌شود !؟

✍🏻 آیا میدانید که نزد محدثین حتی یک روایت از ابوهریره که با اسانید مختلف از او نقل شده است را جزو همین تعداد روایات میدانند !؟


✍🏻 آیا میدانید که این تعداد احادیث شامل روایاتی می‌شود که ابوهریره از دیگر صحابه که از پیامبر شنیده اند اخذ کرده هم می‌شود !؟

← ادامه دارد ...
📌 فلذا اگر بخواهیم دقیق این مسأله را بيان كنيم؛ میشـــود : ↓↓

1⃣ احادیثی که به حضرت ابوهریره (رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ) نسبت داده می‌شود، حدود پنج هزار مورد است. که از این بین، فقط 935 مورد، معتبر است و واقعاً ایشان گفته است.

یعنی (به‌طور متوسط)، در هر دو روز، یک جمله از پیامبرﷺ نقل کرده.
آیا زیاد و عجیب است؟!!!

تعلیق احمد شاکر رحمه الله بر الفيه سيوطی :

على أن جميع مرويات أبي هريرة رضي الله عنه 3848 رواية وهذا أيضا بالمكرر..
وبغير المكرر 1579 رواية وأكثر مروايات أبي هريرة لم ينفرد بهن .
📚ألفية السيوطي في علم الحديث بشرح الشيخ أحمد شاكر ص١٠٩

👈🏻 این هم با تعداد روایات ضعیف

2⃣ از بین این 935 مورد، فقط 110 حدیث است که اختصاص به حضرت ابوهریره دارد. و مابقی، احادیثی‌ست که سایر صحابه نیز فرموده‌اند.

3⃣ همین 110 مورد نیز، (یعنی به‌طور متوسط، در هر دو هفته، یک روایت!!) ؛ همین مقدار هم غالباً در باب ترغیب وترهیب وفضائل و اخلاق وقصص است.


4⃣ این بر مبناى 3 سال ابى هريره رضي الله عنه پیش برده شد اما مگر نمیدانید که تا نزدیکی شهادت حسین رضی الله عنه؛ سیدنا ابوهریره زنده بودند !؟
مگر کل روایات اصحاب باید از خود رسول خدا شنیده باشند؟! خیر و بلکه خیلی از روایات میتواند از دیگر اصحاب شنیده باشد.

🔹 اکنون سرۍ به جابر جعفی شیعه بزنیم:

حدثني حمدويه وابراهيم ابنا نصير، قالا: حدثنا محمد بن عيسى عن علي بن الحكم، عن ابن بكير، عن زرارة، قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن أحاديث جابر؟ فقال: ما رأيته عند أبي قط الا مرة واحدة وما دخل علي قط
📚 رجال الکشی ۱۶۹

زراره که خودش پرونده بسیار سیاهی دارد نقل میکند که از امام صادق در مورد روایتهای جابر سوال کردم. جواب داد:
او را جز یک بار هرگز نزد پدرم ندیدم داخل شود و هیچ وقت هرگز برمن داخل نشده است (یعنی هرگز پیش من نیامده)

📌ابوالقاسم خوئی هم این روایـت را معتـبر دانسته است.
📚معجم رجال الحديث٢٥/٥


✍🏻این در حالیست که ۷۰ هـزار روایـت از امام باقر نقل كرده و مجموع روایت های ایشان ۱۴۰ هزار حدیث است‼️

[روي أنه روى سبعين ألف حديث عن الباقر ع وروى مائة وأربعين ألف حديث والظاهر أنه ما روى أحد بطريق المشافهة عن الأئمة ع أكثر مما روى جابر]
📚رجال الكشي ١٩١/٣
پاسخ | شبهه امام بخاری و روایت از ناصبي


شیعیان معمولاً تنها دلیلی که [ به زعم خود ] ناصبی بودن امام بخاری رحمه الله را به آن استدلال میکنند این است، که امام بخاری در کتاب خود راویان ناصبی در اسانید روایات وجود دارد !

👈🏻 اما همین ها نمیدانم چرا برای اینکه بیان کنند وجود راوی شیعی سبب ضعف حدیث نمیشود، نام های روات شیعه که در صحیح بخاری ذکر شده اند در کتب خود لیست میکنند ‼️

👈🏻 اگر روات از نواصب دلیل بر ناصبی بودن است، چرا روایت از شیعه دلیل بر تشیع ایشان ندارد !؟

📌حسینی قزوینی، که خود ایشان در جاهای متعدد همین شبهه روایت از ناصبی رو تکرار میکند !

اما در بیان کلام شیخ البانی رحمه الله ببینید چطور به این اعتراف میکند که این منهج، منهج خود شیعیان است:


«وأما المذهب فهو بینه وبین ربه، فهو حسیبه»

مذهب او بین خود او و خداست و خود او هم پاسخگوست.

«ولذلک نجد صاحبی " الصحیحین " وغیرهما قد أخرجوا لکثیر من الثقات المخالفین کالخوارج والشیعة وغیرهم»

به همین خاطر ما می بینیم که مسلم و بخاری در کتب خود از بسیاری از مخالفین، مثل خوارج و شیعه و دیگران، روایت نقل کرده اند.

ببینید که در اینجا شیعه را در کنار خوارج قرار داده است! می گوید همانگونه که ما روایات خوارج را وقتی ثقه باشند قبول می کنیم، روایات شیعه مورد وثوق را هم قبول می کنیم. البته عزیزان دقت کنند که مبنای شیعه هم همین است.

📚 خارج کلام مقارن  جلد : 1  صفحه : 19

👈🏻 فلذا قزوینی میگوید احراز وثاقت ، جدا از بحث مذهب است و راوی ثقه حتی اگر مبتدع باشد، پذیرفته میشود !

📌ابوالقاسم خوئی میگوید مهم نیست که راوی ناصبی باشد، زیرا مهم این است که ثقه است‼️

أقول: لا ينبغي الاشكال في فساد الرجل من جهة عقيدته بل لا يبعد استفادة أنه لم يكن يتدين بشيء، ومن ثم كان يظهر الغلو مرة، والنصب أخرى، ومع ذلك لا يهمنا إثبات ذلك، إذ لا أثر لفساد العقيدة، أو العمل، في سقوط الرواية عن الحجية، بعد وثاقة الراوي .
📚مجعم رجال الحديث - الخوئي - ج 3 ص 152


📌مصطفى خمینى ميگوید:
[والالتزام بالفسق والفجور والشرك والكفر في رواة الأحاديث، إذا كانوا متحرزين عن الأكاذيب، مما لا بأس به]
"اگر راوی ملتزم به فسق و فجور و شرک و کفر باشد، هیچ اشکالی نیست( روایتش مقبول است ) فقط به شرطی باشد که دروغ گو نباشد"
📚الطهارة الكبير - السيد مصطفى الخميني - ج ١ - الصفحة ٣٢٤

👈🏻 عزيزان تعجب نكنيد، بلكه توثیق نواصب و روایت از آنان منهج بزرگان شیعیان است :

︎ سیستانی از نجاشی در توثیق #نواصب تعجب میکند:

[والعجب كل العجب من النجاشي شيخ الاصحاب في معرفة الرجال يقدح في مثل جابر والمفضلان ويوثق النصاب]
📚إيضاح مناسك الحج -السيستاني ۱۳۱

︎لطف الله الگلپايگاني : در مشایخ شیخ صدوق افرادی #ناصبی_خبیث وجود دارد ‼️

[ ورمى الخبر بعض الأعاظم بضعف طريق الصدوق إلى أبي جعفر فإنه يرويه عن شيخه ماجيلويه الذي لم يرد فيه توثيق ومجرد الشيخوخة لا توجب الوثاقة فإن من مشايخه من هو ناصبي خبيث كالضبي ]
📚فقه الحج بحوث استدلالية ۳۰۴/۲

👈🏻 فلذا توثیق نواصب؛ کاری است که شیعیان ید طولایی در آن دارند و حتی بر کسی که اموال معصوم را تاراج میکرده؛ توثیق میکردند!
همچون عثمان بن عيسى دزد و معاند اهل بيت بود اما او از اصحاب اجماع است ‼️

← ادامه دارد ...
✍🏻 مثال هایی که از راویان ناصبی ذكر ميكنند را بررسی ميكنيم :

1⃣ حریز بن عثمانــــــ ↓

پاســـــخ:
مختصراً میگویم، ایشان اساساً نه ناصبی بوده و نه هم حضرت علی رو سب و لعن کرده است، وآنچه به ایشان تهمت زده شده مردود است و بلکه خلاف آن از ایشان ثابت است.
- به عنوان مثال:
سمعت يحيى يقول: سمعت علي بن عياش يقول سمعت: حريز بن عثمان الرحبي يقول لرجل: «ويحك، أما تتقي الله؟ تزعم أني شتمت علياً؟ لا والله ما شتمت علياً قط»
📚تاریخ ابن معین۴۷۵/۴
روایت صحیح

- قال شبابة سمعت رجلاً قال لحريز بن عثمان: «بلغني أنك لا تترحم على علي؟». قال: «اسكت. رحمه الله مئة مرة».
📚 سیر اعلام النبلاء ٨٠/٧
روايت معتبر است.

¤و راجع به تهمت ابن حبان رحمه الله به حريز مرود است و هیچگاه هم ثابت نشده است.

📌امام ذهبی رحمه الله در رد این اتهمات میگوید:

«قُلْتُ: هَذا الشَّيْخُ كانَ أوْرَعَ مِن ذَلِكَ»
📚 سير أعلام النبلاء ط الرسالة ٧/‏٨١

- و دکتر بشار عواد در تحقیق خود بر تهذیب الکمال راجع به آثار تهمت به حریز میگوید:

«هذا تحامل من ابن حبان، وهو لم يذكر سند روايته، ولم يصح عنه ذلك البتة».
📚تهذيب الكمال في أسماء الرجال ٥/‏٥٧٩

📌 همچنین امام ابن حزم رحمه الله میگوید:

قال أبو محمد حريز بن عثمان ثقة وقد روينا عنه أنه تبرأ مما أنسب إليه من الانحراف عن علي
📚الإحكام في أصول الأحكام لابن حزم ٨/‏٢٥

📌 برای تفصیل در این مسأله ميتوانيد به مبحث "ابوعمر الباحث" مراجعه داشته باشید
https://t.me/AntiShobohat50/313
2⃣ عمران بن حطانــــــــ ↓

پاســـــخ:

اولاً : ایشون جزو ثقات و راستگویان است و همانطور که در تاریخ موصل یاد شده، ایشان از رأی خوارج رجوع کرده است

دوماً : ایشان مگر چند روایت در صحیح بخاری دارد !؟ تنها یک روایت ، و روایت دیگر او همچنین به عنوان متابع ذکر شده است.

📌صدر الدين المناوي :
[وعمران هذا هو الخارجي المشهور لم يرو غير حديثين ]

📚كشف المناهج والتناقيح في تخريج أحاديث المصابيح ٤/‏٨٠ — الصدر المناوي (ت ٨٠٣)

📌امام ابن حجر رحمه الله میگوید :

 (قلت) لم يخرج له البخاري سوى حديث واحد من رواية يحيى بن أبي كثير .... في الكامل للمبرد وفى غيره على أن أبا زكريا الموصلي حكى في تاريخ الموصل عن غيره أن عمران هذا رجع في آخر عمره عن رأى الخوارج فإن صح ذلك كان عذرا جيدا وإلا فلا يضر التخريج عمن هذا سبيله في المتابعات والله أعلم 

📚فتح الباري لابن حجر ١/‏٤٣٣ — ابن حجر العسقلاني (ت ٨٥٢)

👈🏻 فلذا ميگوییم روایت اول در خود صحیح بخاری متابع ذکر شده است و روایت دوم همچنین در مسند امام احمد ، متابع برای ایشان از حدیث ام المؤمنين وجود دارد [ مسند احمد ٢٥٨١٠ ]
3⃣ اسحاق بن سوید بن هبیرة ↓

پاســـــخ:

- ايشون تنها یک روایت دارد که او همچنین به عنوان متابع ذکر شده است.

📌 امام ابن حجر رحمه الله :

قلت لَهُ عِنْد البُخَارِيّ حَدِيث وَاحِد فِي الصّيام مَقْرُونا بِخَالِد الحداء

📚فتح الباري لابن حجر ١/‏٣٨٩ — ابن حجر العسقلاني (ت ٨٥٢)
4⃣ ثور بن یزید الحمصی ↓

پاســـــخ:
- ايشون به اتفاق ثقه است و هیچ کسی تابحال نگفته است که ناصبی بوده و بلکه ایشون قدری است و تنها دلیلی که شیعیان ذکر کرده اند این است که ابن سعد بعد از توثیق او از ايشان نقل كرده كه گفته اند :
" من کسی رو دوست ندارم که جدم را کشته است"

- مقصود ایشان این است که جد او در صفین به دست سپاه حضرت علی کشته شده اند، جدا از اینکه دلالت بر نصب ندارد، اما این قول هیچ سندی برای او یافت نکردم و نمیتوان این کلام رو به ایشان منتسب کرد. !
5⃣ حصین بن نمیر الواسطی ↓

پاســـــخ:
- امام بخاری تنها یک روایت به عنوان متابع برای ایشان ذکر کرده است.

📌 امام ابن حجر میگوید:

قلت أخرج لَهُ البُخارِيّ فِي أحادِيث الأنْبِياء وفِي الطِّبّ حَدِيثا واحِدًا تابعه عَلَيْهِ عِنْده هشيم

📚فتح الباري لابن حجر ١/‏٣٩٨ — ابن حجر العسقلاني (ت ٨٥٢)
6⃣ زياد بن علاقة ↓

پاســـــخ:
- ایشان ثقه هست و هیچ کسی جز ابوالفتح ازدی به او در مذهب طعنه نزده است و خود ازدی هم مخدوش است.

قوله: «رُمِي بالنصب» أخذه من أبي الفَتْح الأزدي الذي زَعَمَ أنه كان منحرفًا عن بيت أهل النبي ﷺ، ولم يتابعه على هذا كبيرٌ أحد، على أنه هو ضعيف، فلا يقبل قوله في غيره، فقد ضعفه البرقاني، وقال الأُرْمَوي: رأيت أهل الموصل يُوَهِّنون أبا الفتح ولا يعدونه شيئًا، وقال الخطيب: في حديثه مناكير، وقال الذهبي: وعليه في كتابه في الضعفاء مؤاخذات، فإنه ضعف جماعة بلا دليل، بل قد يكون غيره وثقهم.

📚تحرير تقريب التهذيب ١/‏٤٢٧ — بشار عواد معروف
📌 دو عدد دروغــ🤥ــــ از جهّاݪ شیعـہ 🔰

1⃣ دروغ اوݪـــ : متروڪ اݪحدیث بودن امام بخارۍ رحمـہ الله

2⃣ دروغ دومـــ : قوݪــ بخݪق قرآنــ از امام بخارۍ رحمـہ الله


⇤ پاسخ مختصر:

🔹در زمان امام بخاری رحمه الله که معروف به وجود فتنه ای بنام خلق قرآن بوده و اصل اين قول، قول جهمیه بوده اما در مواقعی برای تلبیس و استتار می‌گفتند «ألفاظنا بالقرآن مخلوقة» که حقیقت خود را بپوشانند !

🔹سؤال پیش می آید، آیا حقیقت قول «لفظي بالقرآن مخلوق» باطل است !؟
- پاسخ: این لفظ را نه به اطلاق رد میکنیم و نه هم قبول میکنیم، زيرا كلمه #لفظي مصدر است و محتمل فاعل( لفظ قاری قرآن ) و مفعول بودن آن( حقیقت قرآن ) است، فلذا اگر مقصود نخست باشد، به اتفاق که الفاظ و صوت مخلوق هستند اما دومی باطل است.

🔹 آیا امام بخاری رحمه الله معتقد به مخلوق بودن قرآن است !؟
قطعاً خیر، هر کسی که کتاب "خلق افعال العباد" ایشان را از نزدیک دیده باشد میداند.

- در خلق أفعال العباد (47) فرموده‌اند: «حركاتهم وأصواتهم واكتسابهم وكتابتهم مخلوقة، فأما القرآن المتلو المبين المثبت في المصحف المسطور المكتوب الموعى في القلوب فهو كلام الله ليس بخلق»


✍🏻 #تفصيل_موضوع ↓↓
✍🏻 وقتی کسی قرآن می‌خواند یا آن را با قلمش می‌نویسد، دو چیز متفاوت هست:
1- آیاتی که می‌خواند و می‌نویسد مخلوق نیست، بلکه کلام خداوند است.
2- فعل خواندن و نوشتن، حرکات زبان و جوهر و کاغذ مخلوق است.
برای همین امام احمد رحمه الله از اینکه کسی بگوید «لفظي بالقرآن مخلوق» یا «لفظي بالقرآن غیر مخلوق» منع کردند؛ زیرا این عبارت محتمل هر دو مورد می‌شود، درحالیکه بین دو مورد تفاوت است و نمی‌توان هردو را یک حکم یکسان داد.


👈🏻 اختلاف سلف با لفظیه بر سر مخلوق‌بودن فعل قاری بوده یا آنچه می‌خواند؟ معلوم است که سلف افعال عباد را مخلوق می‌شمرده‌اند، پس اختلافشان با جهمیه بر سر همین آیات عربی بوده که ما حفظ می‌کنیم، می‌نویسیم و در نماز و خارج آن می‌خوانیم.

بعدها در مقابل جهمیه، کسانی پیدا شدند و کلام آنها را معکوس کرده و گفتند «ألفاظنا بالقرآن غیر مخلوقة» و گروهی دیگر با فهم اشتباه از کلام سابقین، فعل عبد را هم در این اطلاق وارد کردند یا در این مورد توقف کردند!

همچنین شایعه شد که امام بخاری رحمه الله بر خلاف مذهب امام احمد رحمه الله (که انتساب به ایشان نشانه‌ی سنی‌بودن و مخالفت با ایشان نشانه‌ی بدعی‌بودن دانسته می‌شد) رفته است!

(ادامه دارد...)
در مجموع الفتاوی (16/392) شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله آمده است: «والبخاري إنما يثبت خلق أفعال العباد حركاتهم وأصواتهم وهذه القراءة هي فعل العبد... وأما الكلام نفسه فهو كلام الله ولم يقل البخاري إن لفظ العبد مخلوق ولا غير مخلوق كما نهى أحمد عن هذا وهذا والذي قال البخاري إنه مخلوق من أفعال العباد وصفاتهم لم يقل أحمد ولا غيره من السلف إنه غير مخلوق... والذي قال أحمد إنه غير مخلوق هو كلام الله لا صفة العباد لم يقل البخاري إنه مخلوق. ولكن أحمد كان مقصوده الرد على من يجعل كلام الله مخلوقا إذا بلغ عن الله والبخاري كان مقصوده الرد على من يقول: أفعال العباد وأصواتهم غير مخلوقة»، یعنی: بخاری، مخلوق‌بودن افعال عباد، حرکات آنها و صداهایشان را ثابت می‌کند و این قرائت، فعل عبد است. اما خود کلامی که قرائت می‌شود، کلام الله است و بخاری نگفت که لفظ عبد مخلوق یا غیر مخلوق است، چنانکه احمد از گفتن هردو نهی کرد [زیرا کلمه‌ی لفظ دو معنای محتمل دارد]. افعال عباد و صفاتشان که نزد بخاری مخلوق بود، نزد احمد و دیگر ائمه‌ی سلف غیر مخلوق نبود و آنچه که احمد غیر مخلوق دانست، کلام الله بود و نه صفت بندگان، و بخاری هم این را غیر مخلوق می‌دانست [پس اختلافی بین احمد و بخاری نیست]. اما مقصود احمد رد بر کسانی بود که کلام رسیده از الله را مخلوق می‌شمردند و مقصود بخاری رد بر کسانی بود که می‌گفتند افعال عباد و صداهایشان غیر مخلوق است.
و در مختصر الصواعق المرسلة امام ابن قیم رحمه الله (ص/510) نیز آمده است: «فخفي تفريق البخاري وتمييزه على جماعة من أهل السنة والحديث، ولم يفهم بعضهم مراده»، یعنی: تفریق و تمییزی که بخاری رحمه الله [بین فعل عبد و کلام الله] ایجاد کرد بر جماعتی از اهل سنت و اهل حدیث پوشیده ماند و گروهی مراد ایشان را درنیافتند [و گمان کردند که ایشان از لفظیه هستند].

در کتاب امام لالکائی (2/396) آمده که امام بخاری رحمه الله فرموده‌اند: «من زعم أني قلت: لفظي بالقرآن فهو كذاب... فإنى لم أقل هذه المقالة إلا أني قلت: أفعال العباد مخلوقة»، یعنی: هرکس گمان کرده که گفته‌ام «لفظي بالقرآن مخلوق» کذاب است، من چنین نگفتم، تنها گفته‌ام که افعال عباد مخلوق است! همچنین در (2/395) نقل کرده است: «فقلت: يا أبا عبد الله ما تقول في القرآن؟ فقال: القرآن كلام الله غير مخلوق. فقلت له: إن الناس يزعمون أنك تقول ليس في المصحف قرآن ولا في صدور الناس. فقال: أستغفر الله أن تشهد علي بما لم تسمعه مني إني أقول كما قال الله: {والطور وكتاب مسطور} أقول: في المصاحف قرآن وفي صدور الرجال قرآن فمن قال غير ذلك هذا يستتاب فإن تاب وإلا سبيله سبيل الكفر»، یعنی: مردی گفت که گفتم ای ابوعبدالله! درباره‌ی قرآن چه می‌گویی؟ فرمود: قرآن کلام الله است و مخلوق نیست. گفتم: مردم گمان می‌کنند که تو می‌گویی که قرآن در مصحف یا سینه‌های مردم نیست؟ فرمود: به خدا پناه می‌برم که بر من به چیزی شهادت دهی که از خودم نشنیده باشی! من آنچه الله گفته را می‌گویم: {والطور وکتاب مسطور}، می‌گویم که در مصاحف و سینه‌های حافظان قرآن است و هرکس غیر از این را بگوید، دعوت به توبه می‌شود وگرنه راه او راه کفر است!

و در خلق أفعال العباد (ص/47) فرموده‌اند: «حركاتهم وأصواتهم واكتسابهم وكتابتهم مخلوقة، فأما القرآن المتلو المبين المثبت في المصحف المسطور المكتوب الموعى في القلوب فهو كلام الله ليس بخلق»، یعنی: حرکات بندگان، صداهایشان، اکتسابشان و نوشتنشان مخلوق است، اما خود قرآنِ تلاوت‌شده‌ی مبیَّن که در مصحف‌ها جا گرفته و نوشته شده و در قلب‌ها فهمیده شده، کلام الله است و مخلوق نیست.

و در خلق أفعال العباد (ص/62) فرموده‌اند: «فأما ما احتج به الفريقان لمذهب أحمد ويدعيه كل لنفسه، فليس بثابت كثير من أخبارهم، وربما لم يفهموا دقة مذهبه، بل المعروف عن أحمد وأهل العلم أن كلام الله غير مخلوق، وما سواه مخلوق»، یعنی: آنچه دو گروه [یعنی لفظیه‌ی مثبته و لفظیه‌ی نافیه] احتجاج کرده و هر کدام به مذهب احمد نسبت داده و ادعا کرده، بسیاری ثابت نیست و چه بسا دقت مذهب ایشان را نفهمیده‌اند، بلکه معروف از احمد و علما این است که کلام الله مخلوق نیست و هرچه جز آن باشد مخلوق است.

و در (ص/98) صراحتاً «صوت» را برای الله اثبات کرده‌اند و بین صوت قاری و صوت الله فرق گذاشته‌اند که این هم عین مذهب امام احمد رحمه الله است؛ در السنة (1/280) آمده است: «إن ربك عز وجل تكلم بصوت»، یعنی: پروردگارت عز وجل [با موسی علیه السلام] با صوت سخن گفت.

⚠️خلاصه اینکه امام بخاری رحمه الله آیات قرآن را بر خلاف جهمیه مخلوق نمی‌داند و این مذهب تمام ائمه‌ی مسلمین است🌷
¤ نڪاتــ خنده دار :
- یادم است چند سال پیش علی شریفی با محمد انصاری راجع همین موضوع امام بخاری در مورد افعال تالین ( تلاوت کنندگان ) بحث میکرد و آقای انصاری به ایشان گفت شمایی که به کلام امام ذهبی دارید استناد میکنید، " افعال تالين " يعنی چی !؟
شریفی پاسخ داد: افعال تالين یعنی افعال آيندگان ‼️

👈🏻 در واقع امام ذهبی رحمه الله در این باب که این ابله شیعه و امثالهم به آن استناد میکند، آثار متعددی برای رد این شبهه میاورد و کسی که میخواهد بفهمد، آنچه بیان شد کافیست.

- فلذا بیان شد آنچه امام ذهلی رحمه الله بر امام بخاری رحمه الله اشکال گرفته اند، در حقیقت صحیح نبوده است و امام بخاری به آنچه مستشکل بیان کرده خلاف آن معتقد است.

✍🏻 آیا جمله " #ترك_حديثه با #متروك_الحديث بودن یکیست !؟

یکی بودن این دو لفظ، جز از بلهاء شيعه و امثالشان تابحال نديده ام!

- بیسواد؛ #متروک برای راوی کذاب، و متهم و یا کثیر الوهم بکار میرود در حالی که هیچ کسی تا بحال نگفته است که امام بخاری متروک الحدیث بوده و نه هم حتی ابوزرعه و ابوحاتم این را به نسبت امام بخاری گفته باشند.

✍🏻 کلام ابن ابی حاتم این است:

قَدِمَ مُحَمَّدُ بنُ إِسْمَاعِيْلَ الرَّيَّ سَنَةَ خَمْسِيْنَ وَمائَتَيْنِ، وَسَمِعَ مِنْهُ أَبِي وَأَبُو زُرْعَةَ، وَتركَا حَدِيْثَهُ عِنْدَمَا كَتَبَ إِليهِمَا مُحَمَّدُ بنُ يَحْيَى أَنَّهُ أَظهرَ عندهم بنيسابور أن لفظه بالقرآن مخلوق.

👈🏻 بیانگر 2 موضوع است:
1. ابوحاتم و ابوزرعه قائل به عدالت و ضبط امام بخاری بودند اما بنا به آنچه بهشان خبر رسید( نه اینکه خودشان از امام بخاری شنیده باشند) راجع به قول [ لفظي بالقرآن مخلوق ] ، ديگر از اخذ حدیث ایشان خود داری کردند.

2. هیچ مشکلی در وثاقت امام بخاری نداشتند، اما تنها اختلاف نظر ( به فرض ثبوت ) بوده و هیچ خدشه ای - کما اینکه بیان کردیم- به امام بخاری وارد نیست.

- از این خاطر امام ذهبی در ادامه این کلام میگوید:

قُلْتُ: إِنْ تركَا حَدِيْثَهُ أَوْ لَمْ يَتْرُكَاهُ البُخَارِيُّ ثِقَةٌ مَأْمُوْنٌ مُحتجٌّ بِهِ فِي العَالَمِ.
📚سير أعلام النبلاء ط الحديث ١٠/‏١١٦
📌 نادان گفت:
[توجیهاتی که بیان شد همه مردود هستند. اگر بنا به قول متاخرینی چون ذهبی و ابن قیم و... باشد، که ما هم برای وثاقت ابراهیم بن هاشم با همین منهج پیش رفتیم]

پاسخ:

اولاً : وثاقت فرد با رد تهمتی از فردی که در تمام عصر از بدو تولدش بر او اتفاق است فرق است.

- زیرا چه امام ذهلی و چه ابوزرعه و ابی حاتم همه اینان بر ضبط و عدالت امام بخاری اتفاق دارند و اتفاق داشتند، چرا که در همان نصوص و آثار که از "سیر اعلام النبلاء" و حتى "الجرح و التعديل" ابن ابي حاتم" آورده ايد، در آن آمده كه این بزرگواران از امام بخاری حدیث اخذ میکردند و به او اعتماد داشتند و بلکه امام ذهلی رحمه الله در حیث قدوم امام بخاری، مردم رو به استقبال او فرستاد و از شنیدن به ایشان تشویق میکرد

.
سَمِعْتُ مُسْلِمَ بنَ الحَجَّاجِ يَقُوْلُ: لَمَّا قَدِمَ مُحَمَّدُ بنُ إِسْمَاعِيْلَ نَيْسَابُوْرَ مَا رَأَيْتُ، وَالِياً وَلاَ عَالِماً فَعَلَ بِهِ أَهْلُ نَيْسَابُوْرَ مَا فعلُوا بِهِ اسْتَقبلُوهُ مرحلَتَيْنِ، وَثَلاَثَة فَقَالَ مُحَمَّدُ بنُ يَحْيَى فِي مَجْلِسِهِ: مَنْ أَرَادَ أَنْ يَسْتَقبلَ مُحَمَّدَ بنَ إِسْمَاعِيْلَ غَداً فليستقبِلْهُ فَاسْتقبلَهُ مُحَمَّدُ بنُ يَحْيَى، وَعَامَّةُ العُلَمَاءِ فَنَزَلَ دَارَ البُخَاريّين.
📚سير اعلام النبلاء ١١٤/١٠

دوماً : اختلافشان #تنها بر سر یک مسأله بود و آن این بود که برخی مردم و افراد که در مجلس ایشان حاضر میشدند، یک سؤال راجع به مسأله [ الفاظ / بيان كرده ام] كردند كه امام بخاری پاسخ عامی داد اما عده ای از ایشان اشتباه فهم کرده بودند فلذا به امام ذهلی چنین نقل شد که امام بخاری قائل به اقوال لفظیه [ لفظي بالقرآن مخلوق ] هستند فلذا امام ذهلی مردم رو از حضور در مجلس ایشان منع کرد، در حالی که پاسخ امام بخاری رحمه الله این بود:
((كلام الله غير مخلوق، وأفعال العباد مخلوقة))

- و امام ابوزرعه و ابی حاتم هنگامی که پیغام شیخشان ذهلی به آنان رسید، از اخذ روایات امام بخاری ترک کردند.

👈🏻 دقت کنید، یعنی تنها این دو بزرگوار مقلّد شیخشان بودند، نه اینکه کلام امام بخاری رو شنیدند، فلذا اشتباه از اینان بوده نه امام بخاری رحمه الله تعالی .

سوماً : چه ربطی به متأخرين دارد در حالی که تصریح خود امام بخاری توسط تلامیذ ایشان راجع به عقیده او برای ما صریح وواضح است !؟

👈🏻 در کتاب امام لالکائی (2/396) آمده که امام بخاری رحمه الله فرموده‌اند:
«من زعم أني قلت: لفظي بالقرآن فهو كذاب... فإنى لم أقل هذه المقالة إلا أني قلت: أفعال العباد مخلوقة»
یعنی: هرکس گمان کرده که گفته‌ام «لفظي بالقرآن مخلوق» کذاب است، من چنین نگفتم، تنها گفته‌ام که افعال عباد مخلوق است!

👈🏻 همچنین در (2/395) نقل کرده است: «فقلت: يا أبا عبد الله ما تقول في القرآن؟ فقال: القرآن كلام الله غير مخلوق. فقلت له: إن الناس يزعمون أنك تقول ليس في المصحف قرآن ولا في صدور الناس. فقال: أستغفر الله أن تشهد علي بما لم تسمعه مني إني أقول كما قال الله: {والطور وكتاب مسطور} أقول: في المصاحف قرآن وفي صدور الرجال قرآن فمن قال غير ذلك هذا يستتاب فإن تاب وإلا سبيله سبيل الكفر»، یعنی: مردی گفت که گفتم ای ابوعبدالله! درباره‌ی قرآن چه می‌گویی؟ فرمود: قرآن کلام الله است و مخلوق نیست. گفتم: مردم گمان می‌کنند که تو می‌گویی که قرآن در مصحف یا سینه‌های مردم نیست؟ فرمود: به خدا پناه می‌برم که بر من به چیزی شهادت دهی که از خودم نشنیده باشی! من آنچه الله گفته را می‌گویم: {والطور وکتاب مسطور}، می‌گویم که در مصاحف و سینه‌های حافظان قرآن است و هرکس غیر از این را بگوید، دعوت به توبه می‌شود وگرنه راه او راه کفر است!

👈🏻 برای اطلاع بیشتر، اینجا آورده ام:
https://t.me/Modafean_Sonnat/5347

✍🏻 نتیجه: بیان شد که اساساً هیچ ربطی به توثیق متقدم و متأخر ندارد و فرضاً هم اگر مرتبط است، از اقوال خود ایشان توسط تلامیذ او بر رد این تهمت روایت شده و بلکه خود امام بخاری کتابی در رد این تهمت دارد بنام "خلق افعال العباد " است.
📌 نادان و حماقت :
[ قائل به مخلوق بودن اصوات، یعنی چه؟؟ یعنی قرائت قاری نیز به تبع آن مخلوق است.قاری چه چیزی را قرائت میکند؟؟ کلام خدارا یعنی باز برمیگردیم سر خانه اول یعنی وی قائل به مخلوق بودن کلام خداست، هر چند به طور واضح آنرا بیان نمیکند. ]

پاسخ:
برای رد این حماقت، کافی است کلام و تصریح خود امام بخاری رحمه الله بیارم

امام بخاری در خلق أفعال العباد (ص/47) فرموده‌اند:
«حركاتهم وأصواتهم واكتسابهم وكتابتهم مخلوقة، فأما القرآن المتلو المبين المثبت في المصحف المسطور المكتوب الموعى في القلوب فهو كلام الله ليس بخلق»
یعنی: حرکات بندگان، صداهایشان، اکتسابشان و نوشتنشان مخلوق است، اما خود قرآنِ تلاوت‌شده‌ی مبیَّن که در مصحف‌ها جا گرفته و نوشته شده و در قلب‌ها فهمیده شده، کلام الله است و مخلوق نیست.

👈🏻 دقت کنید، اصوات افراد رو مخلوق میداند، نه تلاوت شدهِ قرآن را !

👈🏻 اصوات شما یعنی حرف و صحبت کردنتان است، الآن چه قرآن بخوانید و چه شعر، این خلقتی است که خداوند به شما نادان ها هم داده است.

👈🏻 نادان ادامه میدهد:
[حال خود این جماعت نیز برای تبرئه بخاری باید به اقوال علمای هم عصر بخاری اکتفا کنند، به طوری که بخاری را دیده باشند و از وی حدیث نقل کرده باشند]

پاسخ رو بالا دادم و اگر خواهان توثیقات ایشان باشید، اینجا برو ببین👇🏻
https://t.me/eulumhadith/446