عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
1.33K subscribers
447 photos
33 videos
78 files
497 links
{اݪتَحقِیقآت ــــــ📕} @rodoud_elmi
{علوم الحديث 📙} @eulumhadith
Download Telegram
💥در ارتباط با روایات اهل‌بیت در منابع شیعه💥


ابتدا چند حدیث صحیح از «رجال کشی» را دقت کنید :

✍🏻 امام رضا؛ يونس بن ظبيان و ابوالخطاب را هزاران لعنت می‌فرستد، بخاطر آنکه دروغ بر آن حضرات می‌بستند ↙️

عن يونس قال : .. فغضب أبو الحسن غضبا لم يملك نفسه ثم قال للرجل : اخرج عني لعنك الله ولعن من حدثك ولعن يونس بن ظبيان ألف لعنة يتبعها ألف لعنة كل لعنة منها تبلغك قعر جهنم، أشهد ما ناداه إلا شيطان أما إن يونس مع أبي الخطاب في أشد العذاب مقرونان.
📚 رجال کشی 363
سند صحيح


✍🏻 و امام صادق می‌گوید : مغيرة بن سعید، در دست‌نوشته‌های یاران امام باقر، دسیسه می‌کرد و احادیث جعلی می‌افزود.

✍🏻رو دست‌نوشته‌های یاران امام باقر وصادق را نزد امام رضا بردند. ایشان احادیث بسیار زیادی از آنها را رد کرد وگفت : ابوالخطاب و یاران او، در دست‌نوشته‌های اصحاب امام، دسیسه کردند و جعلیات اضافه کردند ↙️

عن هشام بن الحكم أنه سمع أبا عبدالله يقول : .. إن المغيرة بن سعيد لعنه الله، دسّ في كتب أصحاب أبي أحاديث لم يحدث بها أبي.. قال يونس : وافيت العراق فوجدت بها قطعة من أصحاب أبي جعفر و وجدت أصحاب أبي عبد الله متوافرين فسمعت منهم وأخذت كتبهم، فعرضتها من بعد على أبي الحسن الرضا فانكر منها احاديث كثيرة أن يكون من احاديث أبي عبد الله وقال لي : إن أبا الخطاب كذب على أبي عبد الله، لعن الله أبا الخطاب! وكذلك أصحاب أبي الخطاب يدسون هذه الأحاديث إلى يومنا هذا في كتب أصحاب أبي عبد الله.
📚 رجال کشی 224
سند صحيح


✍🏻 و امام صادق فرمود : یاران مغيرة بن سعید، مخفیانه در بین اصحاب پدرم نفوذ می‌کردند. و دست‌نوشته‌های اصحاب پدرم را مخفیانه دست‌کاری می‌کردند [توسط شخص مغیره] ومطالب غالیانه را به پدرم منسوب می‌کردند ↙️

وعنه (يعني محمد بن عیسی) عن يونس عن هشام بن الحكم أنه سمع أبا عبد الله يقول : كان المغيرة بن سعيد يتعمد الكذب على أبي، و يأخذ كتب أصحابه وكان أصحابه المستترون بأصحاب أبي ياخذون الكتب من أصحاب أبي فيدفعونها إلى المغيرة فكان يدسّ فيها الكفر والزندقة ويسندها إلى أبي ثم يدفعها إلى أصحابه فيأمرهم أن يثبتوها في الشيعة، فكلما كان في كتب أصحاب أبي من الغلو فذاك ما دسّه المغيرة بن سعيد في كتبهم.
📚 رجال کشی 225
سند صحيح

عن علي بن مهزيار قال : سمعت أبا جعفر يقول وقد ذكر عنده أبو الخطاب : لعن الله أبا الخطاب ولعن أصحابه ولعن الشاكين في لعنه ولعن من قد وقف في ذلك وشك فيه، ثم قال : هذا أبو الغمر وجعفر بن واقد وهاشم بن أبي هاشم استاكلوا بنا الناس وصاروا دعاة يدعون الناس إلى ما دعي إليه أبو الخطاب، لعنه الله ولعنهم معه ولعن من قبل ذلك منهم.
📚 رجال کشی 538
سند صحيح

✍🏻 و امام صادق وقتی سخن از ابوالخطاب شد، فرمود : خدا لعنتش کند. مرا در هر حال، ایستاده و نشسته و خوابیده، ترساند.
که بیانگر آن است که ائمه، حتی جان‌شان از دست این افراد غالی، در امان نبود. [و اگر از روی تقیه از ترس جان خود، مطلبی موافق این افراد گفته باشند، حق دارند] ↙️

عن عيسى بن أبي منصور قال سمعت أبا عبد الله وذكر أبا الخطاب فقال : اللهم العن أبا الخطاب فإنه خوّفني قائماً وقاعدا وعلى فراشي، اللهم أذقه حر الحديد.
📚 رجال کشی 290
سند صحيح
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
💥در ارتباط با روایات اهل‌بیت در منابع شیعه💥 ابتدا چند حدیث صحیح از «رجال کشی» را دقت کنید : ✍🏻 امام رضا؛ يونس بن ظبيان و ابوالخطاب را هزاران لعنت می‌فرستد، بخاطر آنکه دروغ بر آن حضرات می‌بستند ↙️ عن يونس قال : .. فغضب أبو الحسن غضبا لم يملك نفسه ثم قال…
تا اینجا دانسته شد که در زمان ائمه آل بیت [خصوصاً امام باقر و امام صادق] افرادی بودند که مخفیانه در بین یاران ائمه نفوذ کرده بودند و بدون آنکه کسی بفهمد، دست‌نوشته‌های اصحاب ائمه را دستکاری می‌کردند و آنچه که خودشان می‌خواستند، اضافه می‌کردند.
این دست‌نوشته‌ها، معروف به «اصول اربعمئه» است. که اصحاب ائمه، از روی دست‌نوشته‌های خود، نقل حدیث برای نسل بعد می‌کردند. و نسل بعد، از روی همان دست‌نوشته‌ها، احادیث ائمه را ثبت وضبط می‌کردند. و لذا کتب حدیثی شیعه، از همین اصول و دست‌نوشته‌ها است.

که این، آغازِ احادیثِ متناقض در منابع شیعه است.
برای آنکه بدانیم انگیزه‌ی این جاعلان، چه بود و می‌خواستند چه چیز و چه عقیده و فقهی را در میان روایات ائمه (ع) جعل کنند؛ خوب دقت بفرمایید :


✍🏻 برخی از احادیث یونس بن ظبیان :

1. جعل حدیث در باب «افضلیت حضرت علی بر انبیاء»
📚 اصول کافی 461/1
2. قول به خلافت منصوص برای حضرت علی؛ و غصب خلافت توسط شیخین.
📚 تهذیب 25/6
3. شفا گرفتن از خاک کربلا.
📚 بحار الأنوار 134/98
4. افضلیت ائمه بر انبیا.
📚 بحار الأنوار 158/26
5. خلافت منصوص دوازده امام.
📚 بحار الأنوار 249/36
6. خلافت منصوص دوازده امام. و مهدی موعود و غائب.
📚 بحار الأنوار 352/36
7. فضائل عجیب و غریب زیارات.
📚 تهذیب 49/6
8. غیبت مهدی موعود.
📚 بحار الأنوار 249/36
9. نص بر دوازده امام شیعه.
📚 بحار الأنوار 337/92
10. دروغ بر بزرگان اهل‌سنت.
📚 بحار الأنوار 387/3


✍🏻 برخی از احادیث ابوالخطاب :

1. تأخیر نماز مغرب، از زمان غروب آفتاب.
📚 علل الشرائع 350/2
2. وجوب دشمنی با حضرت ابوبکر و عمر!!
📚 بحار الأنوار 345/3
3. قول به ولایت منصوص برای ائمه.
📚 تفسیر قمی 44/24
4. غیبت مهدی موعود.
📚 بحار الأنوار 214/24
5. دشمنی با اهل سنت.
📚 غرر الأخبار 161/1


موضِع دو تن از سردسته‌های این افراد را با توجه به روایات شیعه، فرستادیم.
دیدید که آن افراد جاعل و ملعون، چه عقاید و فقهی داشتند؟
👌🏻 دقیقاً مانند شیعیان امروزی بودند.


👈🏻 لذا با توجه به این عرایض ما که :
1. اولاً اثبات کردیم افرادی در بین یاران امام‌ها نفوذ کردند و در دست‌نوشته‌های اصحاب، روایات جعلی می‌افزودند؛
2. وثانياً مشخص شد که عقاید و خواستگاه‌های این افراد، همین عقائد کنونیِ شیعیان بوده؛
کاملاً مشخص می‌شود که آن روایات جعلی چه‌ها بوده.

متأسفانه عقاید کنونی شیعیان [که دقیقاً خواستگاهِ همان جاعلان بوده] برگرفته از روایاتی است که در ظاهر، صحیح از اصحابِ ثقه اند؛ ولی در واقع، جعلی اند و آن جاعلان ملعون، اینها را به «اصول اربعة مائه» اضافه و جعل کرده‌اند، بدون آنکه ردپایی از خود به‌جای گذاشته باشند.

و در ظاهر، نسل‌ها گمان می‌کنند که اینها روایاتِ آن یارانِ ثقه‌ی ائمه اند.
به همین آسانی 😊
👌 ضبط راوی، مستلزم عدالت نیست!

«وقال صالح بن محمد الحافظ: ما رأيت أحفظ من الشاذكونى، وكان يكذب في الحديث.»
ميزان الاعتدال، الناشر: دار المعرفة، ج 2، ص 205

صالح بن محمد فرمود: کسی را حافظ‌تر از شاذکونی ندیدم، و در حدیث دروغ می‌گفت!
#فوائد_رجالية
@Hedayah1
✍🏻 روايت چهارم : موضوع است

︎اصل سند که ذیل آن روایت آمده این است :

عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ ( ضعيفً جداً ) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ( غالي ضعيف جداً ) عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ ( كذاب ) عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ صَالِحِ بْنِ سَهْلٍ الْهَمْدَانِيِّ( كذاب ) قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‌ .. .

- جالب اينجاست كه کلینی در ابتدا برای این روایت ، سند کذابین و غلات قرار داده است، و بعد از اتمام روایت، سند دیگری قرار میدهد که گفته شود از افراد ثقه نقل شده است ‼️

(( احَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ اَلْعَمْرَكِيِّ بْنِ عَلِيٍّ جَمِيعاً عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مِثْلَهُ ))

میگویم خارج از دو موضوع نیست :
1. کلینی خواسته این روایت دروغین رو که از طریق کذابین نقل شده رو ماست مالی کند که وانمود کند روایت صحیح است، زیرا حتی در تفسیر قمی اگر رجوع کنید، همین روایت تنها از طریق همین کذاب صالح بن سهل روایت شده است.

2. یا اینکه بعد از کلینی، افرادی دیگر این سند رو وضع کرده اند، و الا عاقلی پیدا نمیشود که اصل روایت رو از افراد دروغگو نقل کند و سپس سند صحیح را بعد از ذکر روایت اضاف کند !

👈🏻 و از این خاطر حسین ساعدی راجع به این روایت میگوید :
وفي سلسلة سند الرواية أربعة من الغلاة لا نعلم أيّهم المتّهم بها.

📚الضعفاء من رجال الحديث ج 2  صفحه 174

✍🏻 برای اینکه از جعلی بودن روایت بیشتر مطّلع شوید، میتوانید متن روایت را در نظر بگیرید 👇🏻
مَثَلُ نُورِهِ‌ كَمِشْكاةٍ فَاطِمَةُ ع‌ فِيها مِصْباحٌ‌ الْحَسَنُالْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الْحُسَيْنُ- الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌ‌ فَاطِمَةُ كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ بَيْنَ نِسَاءِ أَهْلِ الدُّنْيَا-

در شکم حضرت فاطمه، امام حسن است[ فیها مصباح ]، امام حسن هم در شکم امام حسین است [ المصباح في زجاجة ] ؛ امام حسين هم همچون حضرت فاطمه است !

زجاجة كه لفظ مؤنث است رو امام حسین دانسته اند 😕

در ابتدا #کمشکاة رو خود حضرت فاطمه دانسته اند: [ مَثَلُ نُورِهِ‌ كَمِشْكاةٍ فَاطِمَةُ ]

بعد هم #کوکب رو باز خود حضرت فاطمه دانسته اند !
[زجاجَةٍ الْحُسَيْنُ- الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌ‌ فَاطِمَةُ كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ بَيْنَ نِسَاءِ أَهْلِ الدُّنْيَا ]

جالب اینجاست، که جمله [ كأنها كوكب دري ] وصفی برای زجاجه ( امام حسین ) است، یعنی امام حسین را به اختر درخشانی توصیف کرده است، اما در روایت، "کوکب دري" رو خود حضرت فاطمه است 🤷🏻

مثل این است که بگویید درخت همچون جعفر است که بالای سرش کلاه است و این کلاه همچون جعفر است که جعفر زیباست !
جدا از دیگر خزعبلات ؛ اما در روایت ذکر شوه که راوی از یک آیه دیگری میپرسد و آنهم این آیه است :

﴿ أَو كَظُلُماتٍ في بَحرٍ لُجِّيٍّ يَغشاهُ مَوجٌ مِن فَوقِهِ مَوجٌ مِن فَوقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعضُها فَوقَ بَعضٍ إِذا أَخرَجَ يَدَهُ لَم يَكَد يَراها وَمَن لَم يَجعَلِ اللَّهُ لَهُ نورًا فَما لَهُ مِن نورٍ ﴾

این آیه #کظلمات ، عطف بر #کسراب است که در آیه قبل آن یاد شده است و #اعمال کافران را توصیف میکند به اینکه ناچیز است !

[ الَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّى إِذَا جَاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِندَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ (39) أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ ... ]

👈🏻 فلذا فهمیدیم به اینکه #کظلمات .. (الخ) در وصف اعمال کافران است و بی ارزش بودن عمل آنان را به سراب و تاریکی های دریا تشبیه کرده است.

اما روایت دروغین را ببینید که جاعل روایت این موارد مذکور را متوجه نبوده و به خورد عوام همچون این شیعیان امروزی چه پرت و پلاهایی گذاشته !


كَظُلُماتٍ‌ قَالَ الْأَوَّلُ وَ صَاحِبُهُ
👈🏻 یعنی بی ارزش بودن اعمال آنان، همچون ابوبکر و عمر است 😳‼️

یعنی آمده عمل را به افراد تشبیه کرده !!

دیگر پرت و پلاها در تفسیر این قسمت های زیر هم نگاه کنید !!
[ يَغْشاهُ‌ مَوْجٌ‌، الثَّالِثُ] ؛ [مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ‌ ظُلُمَاتٌ، الثَّانِي] ؛ [بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ‌، مُعَاوِيَةُ لَعَنَهُ اللَّهُ‌ وَ فِتَنُ بَنِي أُمَيَّةَ]
✍🏻 روایت پنجم : ضعیف است و همان مشکل روایت 1 را دارد که حضرت جرثومه، ابراهیم بن هاشم در سند است !

✍🏻 روایت ششم : جدا از اینکه در سند "محمد بن عیسی بن عبید" وجود دارد که توسط محدثین شیعه مجازی تضعیف شده است:
https://t.me/eulumhadith/636?single

👈🏻 اما در متن روایت ذکری از حضرت معاویه نیست، و مقصود از کلام رسول خدا این نیست که هر کسی از این 3 قبیله باشد ، مورد بغض قرار گرفته است، بلکه مقصود کفار آن قبایل است در حالی که ابوسفیان و معاویه رضی الله عنهما هر دو مسلمان شده اند ، همانطور که مقصود امام رضا این نیست که یکایک قبیله بنی امیه را ذم کرده باشد بلکه مقصود غالبیت است و الا عمر بن عبدالعزیز هم از این قبیله است اما نزد ائمه مورد مدح و ستایش است و بلکه سعد بن عبدالملک انوی را جزو اهل بیت هم خوانده اند !

👈🏻 محقق کتاب خصال راجع به این روایت میگوید:
يحمل على الغالب لان الغالب فيهم عداوة بني هاشم
📚 الخصال - الشيخ الصدوق - الصفحة ٢٢٨

¤ به هر حال نجیب نبودن هم قدح در اسلام افراد نیست و همانطور که عرض شد، نامی از حضرت معاویه در حدیث نیست
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️تضعیف ابراهیم بن هاشم توسط قاعده آیت الله احمد الجعفري کارشناس شبکه ولایت ‼️

📌آیت الله احمد الجعفري :

[ حتی شخص جاهل نزد ما میداند که توثیق راویان در مذهب شیعه فقط و فقط به چهار کتاب رجالی شیعه محدود میباشد کتاب رجال کشی کتاب رجال نجاشی کتاب رجال طوسی کتاب الفهرست طوسی، فقط و فقط این چهار کتاب. یاد بگیرید.
شما اگر جاهل هستید اشکال ندارد اما یاد بگیرید. تحدی میکنم توثیق محمد بن محمد بن عصام کلینی را از این چهار کتاب بیاورید. نجاشی و کشی و شیخ طوسی از لحاظ زمانی به محمد بن محمد بن عصام نزدیک بودند و او را توثیق نکردند.]


🔥نتیجه گیری 🔰
طبق این كلام، ابراهیم بن هاشم توثیق ندارد نجاشی و کشی و شیخ طوسی از لحاظ زمانی به ابراهیم بن هاشم نزدیک بودند و او را توثیق نکردند
‼️
✍🏻 مستحضر هستید که اهل‌سنت وجماعت، مغرب شرعي [و زمان إفطار] را مصادف با غروب خورشید می‌دانند.

اما اهل تشیّع امروزی، بر خلاف جمهور امت اسلام، اعمّ از جماعتِ اهل‌سنت و سایر مذاهب اسلامی، بدعتی به‌نام «ذهاب حُمره‌ی مشرقیّه» را پدید آوردند. و 20 دقیقه دیرتر از امّت مسلمه، اذان مغرب می‌گویند.

جالب است بدانید که تمام احادیث صحیح‌السند و معتبر از منابع شیعه، صراحت بر این دارند که ابتدای مغرب و افطار، غروب آفتاب است وآنچه خلاف آن نقل شده، سنداً ضعیف است و عده از آن هم دلالت بر ادعایشان ندارد :


1. عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ قَالَ : سَمِعْتُهُ يَقُولُ : «وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ، فَغَابَ‌ قُرْصُهَا».

✍🏻 امام جعفر صادق فرمود : وقت مغرب، زمانی‌ست که خورشید غروب کند و ناپدید گردد.
📚 کافي ۲۷۹/۳
صحيح [مرآة العقول ٤٠/١٥]


2. عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ. فَقَالَ : «إِنَّ جَبْرَئِيلَ أَتَى النَّبِيَّ ﷺ لِكُلِّ صَلَاةٍ بِوَقْتَيْنِ غَيْرَ صَلَاةِ الْمَغْرِبِ؛ فَإِنَّ وَقْتَهَا وَاحِدٌ، وَوَقْتَهَا وُجُوبُهَا». [الوجوب السقوط. وفي القاموس «وجبت الشمس وجوبا : غابت‌»]

✍🏻 امام جعفر صادق فرمود : وقت مغرب، زمانی‌ست که [خورشید] ناپدید گردد.
📚 الکافي ٢٨٠/٣
صحيح [مرآة العقول ٤٠/١٥]


3. عَنْ زُرَارَةَ وَالْفُضَيْلِ قَالَا : قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ : «إِنَّ لِكُلِّ صَلَاةٍ وَقْتَيْنِ غَيْرَ الْمَغْرِبِ، فَإِنَّ وَقْتَهَا وَاحِدٌ، وَوَقْتَهَا وُجُوبُهَا، وَوَقْتَ فَوْتِهَا سُقُوطُ الشَّفَقِ».

✍🏻 امام محمد باقر فرمود : وقت مغرب، زمانی‌ست که [خورشید] ناپدید شود. و پایانش ناپدیدشدنِ شفق [یعنی اذان عشا] است.
📚 کافي ٢٨٠/٣
صحيح [مرآة العقول ٤٠/١٥]


4. عَنِ ابْنِ‌سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ قَالَ : وَقْتُ الْمَغْرِبِ حِينَ تَجِبُ الشَّمْسُ إِلَى أَنْ تَشْتَبِكَ النُّجُومُ.

✍🏻 امام جعفر صادق فرمود : وقت مغرب، زمانی‌ست که خورشید ناپدید شود. تا إشتباک ستاره‌ها. [سقوط شفق]
📚 تهذيب الأحكام ۳۹/۲
صحيح [ملاذ الأخیار ٤٢٠/٣]


5. عَنْ لَيْثٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ قَالَ : كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ لَا يُؤْثِرُ عَلَى صَلَاةِ الْمَغْرِبِ شَيْئاً إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ حَتَّى يُصَلِّيَهَا.

✍🏻 امام جعفر صادق فرمود : وقتی خورشید غروب می‌کرد، رسول خدا ﷺ هیچ چیز را بر نماز مغرب، مقدّم نمی‌ساخت. تا آن‌را به‌جا آوَرَد.
📚 علل الشرائع ٣۵٠/٢
صحيح


6. عن داود بن أبي يزيد قال : قال الصادق جعفر بن محمد : «إِذَا غَابَتِ الشَّمْسُ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ»

✍🏻 امام جعفر صادق فرمود : زمانی‌که خورشید ناپدید شد، وقت (نماز) مغرب، وارد شده است.
📚 أمالي الصدوق ١٣٩/١
صحيح


7. عن داود بن فرقد قال : سمعت أبي يسأل أباعبدالله الصادق : متى يدخل وقت المغرب؟ فقال: «إِذَا غَابَ كُرْسِيُّهَا». قال: وما كرسيها؟ قال: «قُرْصُهَا». قال: متى يغيب قرصها؟ قال: «إِذَا نَظَرْتَ فَلَمْ تَرَهُ».

✍🏻 داود بن فرقد می‌گوید : پدرم از امام جعفر صادق پرسید : وقت نماز مغرب، چه‌زمان وارد می‌شود؟ امام فرمود : زمانی‌که کرسیّ آن، ناپدید شود. پدرم پرسید : کرسیّ آن، چیست؟ امام فرمود : قرص خورشید. پدرم پرسید : قرص خورشید، چه‌زمانی ناپدید شده؟ امام فرمود : زمانی‌که [به آسمان] نگاه کنی، و خورشید را نبینی.
📚 أمالي الصدوق ١٣٩/١
صحيح


8. عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍ عَنْ وَقْتِ إِفْطَارِ الصَّائِمِ. قَالَ : حِينَ يَبْدُو ثَلَاثَةُ أَنْجُمٍ. وَقَالَ لِرَجُلٍ ظَنَّ أَنَّ الشَّمْسَ قَدْ غَابَتْ فَأَفْطَرَ ثُمَّ أَبْصَرَ الشَّمْسَ بَعْدَ ذَلِكَ؛ قَالَ : لَيْسَ عَلَيْهِ قَضَاءٌ».

✍🏻 امام باقر درباره‌ی کسی‌که گمان کرده که خورشید غروب کرده و ناپدید شده، و افطار کرده، سپس خورشید را دیده [که هنوز در آسمان است]؛ امام فرمود : نیاز نیست قضاء کند.
📚 تهذیب الأحکام ٣١٨/٤
كَالــصحيح [ملاذ الأخیار ١٤٩/٧]


9. عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ : وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا غَابَ الْقُرْصُ فَإِنْ رَأَيْتَهُ بَعْدَ ذَلِكَ وَقَدْ صَلَّيْتَ أَعَدْتَ الصَّلَاةَ وَمَضَى صَوْمُكَ وَتَكُفُّ عَنِ الطَّعَامِ إِنْ كُنْتَ قَدْ أَصَبْتَ مِنْهُ شَيْئاً

✍🏻 امام باقر فرمود : وقت مغرب، زمانى است كه قرص خورشيد ناپديد شود. پس اگر بعد از آن، نماز مغرب را خواندی و دوباره خورشید را دیدی [که هنوز غروب نکرده]؛ باید نمازت را اعاده کنى. ولى روزه‌ات صحيح و كافى است.

📚 تهذيب الأحکام ٢٧١/٤
صحيح [ملاذ الأخیار ٦٤/٧]
1
10. عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَسَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فِي قَوْمٍ صَامُوا شَهْرَ رَمَضَانَ فَغَشِيَهُمْ سَحَابٌ أَسْوَدُ عِنْدَ غُرُوبِ الشَّمْسِ فَرَأَوْا أَنَّهُ اَللَّيْلُ فَأَفْطَرَ بَعْضُهُمْ ثُمَّ إِنَّ السَّحَابَ انْجَلَى فَإِذَا الشَّمْسُ. قَالَ : عَلَى الَّذِي أَفْطَرَ صِيَامُ ذَلِكَ الْيَوْمِ، إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ يَقُولُ : «أَتِمُّوا اَلصِّيٰامَ إِلَى اللَّيْلِ» فَمَنْ أَكَلَ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ اللَّيْلُ فَعَلَيْهِ قَضَاؤُهُ لِأَنَّهُ أَكَلَ مُتَعَمِّداً.

✍🏻 ابوبصیر وسماعه می‌گويند : از امام صادق پرسيدیم : عدّه‌اى در ماه رمضان روزه گرفته بودند. نزديك غروب آفتاب، ابر سياهى آسمان را فرا گرفت. آنها چنين پنداشتند كه شب فرا رسيده است. از اين رو افطار نمودند. سپس ابرها برطرف شدند. ناگاه خورشید پديدار شد. امام فرمود : كسى كه افطار کرده، باید قضاى آن روز را بايد بگيرد. زيرا خداوند عزوجل مى‌فرمايد : روزه را تا شب به پايان برسانيد. پس هركه پيش از فرا رسيدن شب بخورَد، بايد قضاى آن روز را بگيرد، زيرا كه او از روى عمد خورده است.

📚 کافی ١٠٠/٤
صحيح [مرآة العقول ٢٦٩/١٦]


11. عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ : «وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا غَابَ الْقُرْصُ. فَإِنْ رَأَيْتَ بَعْدَ ذلِكَ وَقَدْ صَلَّيْتَ، فَأَعِدِ الصَّلَاةَ»

✍🏻 امام باقر فرمود : وقت مغرب، زمانی‌ست که خورشید غروب کند. اگر (گمان کردی که خورشید غروب کرده) و نماز مغرب را خواندی، سپس دوباره خورشید را دیدی، باید نماز را اعاده کنی.
📚 کافي ۲۷۹/۳
حَسَن [مرآة العقول ٣٩/١٥]


12. عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ قَالَ : أَتَى جَبْرَئِيلُ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ بِمَوَاقِيتِ الصَّلَاةِ. فَأَتَاهُ حِينَ غَرَبَتِ الشَّمْسُ فَأَمَرَهُ فَصَلَّى الْمَغْرِبَ.

✍🏻 امام جعفر صادق فرمود : جبرئیل (ع) اوقات نمازها را برای پیغمبرﷺ آورد. هنگامی که خورشید غروب کرد، آمد و پیامبر را (از جانب خدا) امر به نماز مغرب کرد.
📚 إستبصار ٢۵٧/١
موثّق


13. عَنْ ذَرِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ : أَتَى جَبْرَئِيلُ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ فَأَعْلَمَهُ مَوَاقِيتَ الصَّلَاةِ. فَقَالَ.. وَصَلِّ الْمَغْرِبَ إِذَا سَقَطَ الْقُرْصُ.

✍🏻 امام جعفر صادق فرمود : جبرئیل (ع) نزد پیغمبرﷺ آمد که اوقات نماز را به‌ایشان اطّلاع دهد. جبرئیل گفت : نماز مغرب را زمانی بخوان که قرص خورشید، ناپدید شود.
📚 تهذيب الأحكام ٢۵٣/٢
موثّق [ملاذ الأخیار ٣٠٩/٤]


14. عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ قَالَ : وَقْتُ الْمَغْرِبِ مِنْ حِينِ تَغِيبُ الشَّمْسُ إِلَى أَنْ تَشْتَبِكَ النُّجُومُ.

✍🏻 امام جعفر صادق فرمود : وقت مغرب، از زمانی‌ست که خورشید ناپدید شود، تا زمانی‌که ستاره‌ها نمايان گردد.
📚 تهذيب الأحكام ٢۵٧/٢
موثّق [ملاذ الأخیار ٣١٨/٤]


15. عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ قَالَ : كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ يُصَلِّي الْمَغْرِبَ حِينَ تَغِيبَ الشَّمْسُ حَيْثُ يَغِيبُ حَاجِبُهَا.
قال الشيخ البهائي : ظاهره سقوط القرص. فإن ما يبقى من جرم الشي‌ء بعد غيبوبة أكثره، ربما يشبه الحاجب.

✍🏻 امام جعفر صادق فرمود : رسول‌خدا ﷺ نماز مغرب را زمانی می‌خوانْد که خورشید ناپدید شده باشد. آنگاه که آخرین مقدار از قرص خورشید، پنهان می‌گردد.
📚 إستبصار ٢۶٣/١
موثّق [ملاذ الأخیار ٣١٩/٤]


16. عَنِ الصَّبَّاحِ بْنِ سَيَابَةَ وَأَبِي أُسَامَةَ قَالا : سَأَلُوا الشَّيْخَ عَنِ الْمَغْرِبِ. فَقَالَ بَعْضُهُمْ : جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ‌، نَنْتَظِرُ حَتَّى يَطْلُعَ كَوْكَبٌ؟ فَقَالَ : خَطَّابِيَّةٌ؟ إِنَّ جَبْرَئِيلَ (ع) نَزَلَ بِهَا عَلَى مُحَمَّدٍ ﷺ حِينَ سَقَطَ الْقُرْصُ.

✍🏻 ابن‌سیابه و ابواسامه از امام جعفر صادق درمورد وقت نماز مغرب پرسیدند. یکی‌شان گفت : فدایت شوم! (برای مغرب) صبر کنیم تا ستاره‌ای آشکار شود؟! امام فرمود : مگر شما خطّابی هستید!؟ جبرئیل (ع) زمانِ پنهان‌شدنِ قرص خورشید را به‌عنوان وقت مغرب، بر پیغمبرﷺ نازل کرد.
📚 تهذيب الأحكام ٢۵٨/٢
موثّق [ملاذ الأخیار ٣٢٠/٤]


17. عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ. قَالَ : مَا بَيْنَ غُرُوبِ الشَّمْسِ إِلَى سُقُوطِ الشَّفَقِ.

✍🏻 ابن‌جابر می‌گوید : از امام جعفر صادق درمورد وقت مغرب پرسیدم. ایشان فرمود : مابین غروب خورشید تا سقوط شفق، وقت مغرب است.
📚 تهذيب الأحكام ٢۵٨/٢
موثّق [ملاذ الأخیار ٣٢٠/٤]


18. عَنْ جَارُودٍ قَالَ : قَالَ لِي أَبُوعَبْدِاللَّهِ : يَا جَارُودُ.. فَأَنَا الْآنَ أُصَلِّيهَا إِذَا سَقَطَ الْقُرْصُ.

✍🏻 جارود میگوید امام جعفر صادق به من فرمود : ای جارود! من نماز مغرب را زمانی‌که قرص خورشید پنهان شود، می‌خوانم.
📚 تهذيب الأحكام ٢۵٩/٢
موثّق [ملاذ الأخیار ٣٢٢/٤]
1
19. الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ قَالَ لِي : مَسُّوا بِالْمَغْرِبِ قَلِيلاً، فَإِنَّ الشَّمْسَ تَغِيبُ مِنْ عِنْدِكُمْ قَبْلَ أَنْ تَغِيبَ مِنْ عِنْدِنَا.

✍🏻 یعقوب بن شعیب می‌گوید : مغرب را اندکی دیرتر بخوانید. زیرا نزد شما، خورشید غروب کرده پیش از آنکه از نزد ما غروب کند.
📚 تهذیب الأحکام ٢٥٨/٢
موثّق [ملاذ الأخیار ٣٢١/٤]
حدیث، گرچه ترغیب به احتیاط کرده؛ اما مدار آن، حول «غیبوبتِ قرص خورشید» است.


20. رَوَى بَكْرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ : أَنَّهُ سَأَلَهُ سَائِلٌ عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ فَقَالَ : إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى يَقُولُ فِي كِتَابِهِ لِإِبْرَاهِيمَ : «فَلَمّٰا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأىٰ كَوْكَباً قٰالَ هٰذٰا رَبِّي» فَهَذَا أَوَّلُ الْوَقْتِ.

✍🏻 بَکر بن محمّد می‌گوید : شخصی از امام صادق درباره‌ی وقت مغرب پرسید.
امام فرمود : خداوند ﷻ درباره‌ی حضرت ابراهیم فرمود : وقتی شب بر ابراهیم پدیدار شد، ستاره‌ای دید. و گفت این پروردگار من است.
این [شروعِ شب]، ابتدای وقت مغرب است.
📚 من‌لايحضره‌الفقيه ٢١٩/١

✍🏻 ولا يخفى أن ظهور كوكبٍ واحدٍ يكون غالباً عند غيبوبة القرص، فلا ينافي ما اختاره. [ملاذ الأخیار ٤٠١/٣]

علّامه‌ی مجلسی نیز تصریح می‌کند که تأکیدِ آیه بر «كَوْكَباً» به‌صورت نکره، که بیانگرِ پدیدار شدنِ یک ستاره [قاعدتاً در سمت شرق] است، مصادف با غروب قرص خورشید است.
وگرنه در هنگام ذهاب حمره، ستاره‌های زیادی پدیدار اند و هوا تاریک شده است.
1
تا اینجا 20 حدیث صحیح و معتبر از منابع شیعه، مبني بر اینکه ابتدای مغرب شرعي و زمان إفطار، همان غروب قرص خورشيد است.

اینک بپردازیم به اینکه بدعتِ «حُمره‌ی مشرقیّه» از کجا آمده ⁉️

شیعیان امروزی، این بدعت را از احادیث ذیل، گرفته‌اند [که البته 👈🏻تماماً👉🏻 ضعیف‌السند هستند] :
1
1. عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَيْفٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ قَالَ : صَحِبْتُ الرِّضَا فِي السَّفَرِ فَرَأَيْتُهُ يُصَلِّي الْمَغْرِبَ إِذَا أَقْبَلَتِ الْفَحْمَةُ مِنَ الْمَشْرِقِ يَعْنِي السَّوَادَ.

📚 تهذیب الأحکام ٢٩/٢
🛑 مجهول [ملاذ الأخیار ٣٩٩/٣]

✍🏻 حدیث فوق، جدای از اینکه مجهول است؛ هیچ دلالتی بر بدعتِ «حُمره‌ی مشرقیّه» ندارد.
تاریکی شب در افق مشرق، از همان غروب خورشید در مغرب، آغاز می‌گردد.
ضمناً زمانِ مذکور را، #ابتدای وقت مغرب اعلام ننموده است.
1
2. مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي سَارَةَ قَالَ : أَخْبَرَنِي أَبَانُ بْنُ تَغْلِبَ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَيَّةَ سَاعَةٍ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ يُوتِرُ فَقَالَ عَلَى مِثْلِ مَغِيبِ الشَّمْسِ إِلَى صَلاَةِ الْمَغْرِبِ.

📚 کافی ٤٤٨/٣
🛑 مجهول [مرآة العقول ٤١١/١٥]

حدیث فوق نیز، جدای از اینکه مجهول و غیر قابل استناد است؛ هیچ دلالتی بر بدعتِ «حُمره‌ی مشرقیّه» ندارد.
زیرا طبیعتاً از زمان غروب‌آفتاب و شروع اذان، تا اینکه نماز مغرب اقامه شود؛ معمولاً دقایقی طول می‌کشد. و آنحضرت ﷺ به اندازه‌ی همین دقایق، وتر را می‌خواندند.
1
3. عَنْهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَارِثِ عَنْ بَكَّارٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ شُرَيْحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ، فَقَالَ : إِذَا تَغَيَّرَتِ الْحُمْرَةُ فِي الْأُفُقِ وَذَهَبَتِ الصُّفْرَةُ وَقَبْلَ أَنْ تَشْتَبِكَ النُّجُومُ.

📚 تهذیب الأحکام ٢٥٧/٢
🛑 مجهول [ملاذ الأخیار ٣١٨/٤]

✍🏻 این حدیث نیز، مجهول است. و تصریحی بر بدعتِ «ذهاب حُمره‌ی مشرقیّه» ندارد.
زیرا اوّلاً «حمره» را مطلق آورده. و ثانیاً سخن از «نوعی تغییر در حمره» گفته؛ نه ذهاب به‌کلّی
1
4. مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ : إِنَّمَا أَمَرْتُ أَبَا الْخَطَّابِ أَنْ يُصَلِّيَ الْمَغْرِبَ حِينَ زَالَتِ الْحُمْرَةُ فَجَعَلَ هُوَ الْحُمْرَةَ الَّتِي مِنْ قِبَلِ الْمَغْرِبِ وَكَانَ يُصَلِّي حِينَ يَغِيبُ الشَّفَقُ.

📚 تهذیب الأحکام ٢٥٩/٢
🛑 مجهول [ملاذ الأخیار ٣٢٢/٤]

این حدیث نیز، سوای اینکه مجهول است؛ باز هم هیچ دلالتی بر بدعتِ «حُمره‌ی مشرقیّه» ندارد.
زیرا اولاً به ابوالخطاب فرموه که [به دلیلی] فلان موقع نماز را بخوان. و تصریح نکرده که لزوماً ابتدای وقت مغرب است.
ثانیاً حُمره را مطلق آورده.
1
5. مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ : وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا ذَهَبَتِ الْحُمْرَةُ مِنَ الْمَشْرِقِ وَتَدْرِي كَيْفَ ذَاكَ؟ قُلْتُ لاَ. قَالَ لِأَنَّ الْمَشْرِقَ مُطِلٌّ عَلَى الْمَغْرِبِ هَكَذَا وَرَفَعَ يَمِينَهُ فَوْقَ يَسَارِهِ فَإِذَا غَابَتْ هَاهُنَا ذَهَبَتِ الْحُمْرَةُ مِنْ هَاهُنَا.

📚 کافی ٢٧٨/٣
🛑 مجهول مرسل [ملاذ الأخیار ٣٧/١٥]

این حدیث نیز، جدای اینکه هم مجهول و هم مرسل است؛ تصریح بر این دارد که «ذهاب حمره‌ی مدّنظر امام از شرق»، همانی‌ست که دقیقاً هنگام غروب خورشید از غرب، ناپدید گردد.
نه بعد از غروب.

فَإِذَا غَابَتْ [الشَّمْسُ] هَاهُنَا ذَهَبَتِ الْحُمْرَةُ مِنْ هَاهُنَا.
1
6. عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ : وَقْتُ سُقُوطِ الْقُرْصِ وَ وُجُوبِ الْإِفْطَارِ مِنَ الصِّيَامِ أَنْ يَقُومَ بِحِذَاءِ الْقِبْلَةِ وَيَتَفَقَّدَ الْحُمْرَةَ الَّتِي تَرْتَفِعُ مِنَ الْمَشْرِقِ فَإِذَا جَازَتْ قِمَّةَ الرَّأْسِ إِلَى نَاحِيَةِ الْمَغْرِبِ فَقَدْ وَجَبَ الْإِفْطَارُ وَسَقَطَ الْقُرْصُ.

📚 تهذیب الأحکام ١٨٥/٤

✍🏻 ضعیف [ملاذ الأخیار ٤٩٤/٦]

7. مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَالْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ : إِذَا غَابَتِ الْحُمْرَةُ مِنْ هَذَا الْجَانِبِ يَعْنِي مِنَ الْمَشْرِقِ فَقَدْ غَابَتِ الشَّمْسُ مِنْ شَرْقِ الْأَرْضِ وَغَرْبِهَا.

📚 کافی ٢٧٨/٣

✍🏻 مجهول [مرآة العقول ٣٨/١٥]

8. عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ وَضَّاحٍ قَالَ : كَتَبْتُ إِلَى الْعَبْدِ الصَّالِحِ : يَتَوَارَى الْقُرْصُ وَيُقْبِلُ اللَّيْلُ ثُمَّ يَزِيدُ اللَّيْلُ ارْتِفَاعاً وَتَسْتَتِرُ عَنَّا الشَّمْسُ وَتَرْتَفِعُ فَوْقَ الْجَبَلِ حُمْرَةٌ وَيُؤَذِّنَ عِنْدَنَا الْمُؤَذِّنُونَ فَأُصَلِّي حِينَئِذٍ وَأُفْطِرُ إِنْ كُنْتُ صَائِماً أَوْ أَنْتَظِرُ حَتَّى تَذْهَبَ الْحُمْرَةُ الَّتِي فَوْقَ الْجَبَلِ؟ فَكَتَبَ إِلَيَّ : أَرَى لَكَ أَنْ تَنْتَظِرَ حَتَّى تَذْهَبَ الْحُمْرَةُ وَتَأْخُذَ بِالْحَائِطَةِ لِدِينِكَ.

📚 تهذیب الأحکام ٢٥٩/٢

✍🏻مجهول [ملاذ الأخیار ٣٢١/٤]

👈🏻 كتاب الصلاة والدعاء والقرآن / أبواب مواقيت الصلاة / 33 - باب تأخير المغرب عن استتار القرص للاحتياط

📚 الوافي ٢٦٩/٧
1