عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
1.33K subscribers
447 photos
33 videos
78 files
497 links
{اݪتَحقِیقآت ــــــ📕} @rodoud_elmi
{علوم الحديث 📙} @eulumhadith
Download Telegram
محمد_بن_بابویه؛_صدوق_أم_کذوب!؟_متن.pdf
5.6 MB
💠محمد بن بابویه؛ #صـــدوق أم #ڪذوبـــــ💠

📎در این تحقیق سعی شده تا وثاقتِ «شیخ صدوق» مورد بررسی قرار گیرد، و دلایلِ طعنِ اعلامِ شیعه و عدم قبول روایات وی [خصوصا تفردات بن بابویه] واکاوی وتبیین گردد❗️

( اصل تحقیق؛ برای فرید بحرینی است )

{نــقد هاۍ علمۍ} @rodoud_elmi
{علوم الحديث}
@eulumhadith
مجموعـہ اسلامے مُـدافـعانِ سُنّت
#pdf
@modafean_sonnat
👍1
💥نظرتان چیست مطالب کتاب ایشان که در نقد صحیح بخارۍ نوشته [ڪپۍ ڪرده] را در گروه مدافعان سنت پاسخ بدهیم !؟
Final Results
88%
بله، بیسـوادے او را بر مَلا ڪنید
12%
خیر، بچـہ هست گناه داره
📌 این خِنـ🐴ـگــ را بنگرید !

چند اسکن از کتاب طبقات ابن سعد رحمه الله گذاشته است به اینکه افرادی در این کتاب ذکر شده اند که بعد از ابن سعد وفات کرده اند !

︎این شیعی و امثالهم که شکم پر هستند و به خود زحمت تحقیق ساده ای نمیدهند، نمیدانند که این موارد از زیادات شاگرد امام ابن سعد، بنام حسین بن فهم است ‼️


✍🏻 میتوانید برای فهم این مسأله، به كتاب زيادات الحسين بن فهم بر کتاب ابن سعد را رجوع کنید 👇🏻
https://t.me/rodoud_elmi/2520
JFAR-Volume 37-Issue 2- Page 1936-1991.pdf
3.9 MB
✍🏻 زيادات الحسين بن فهم في كتاب "طبقات الكبير"
إعداد ايمان رجب خليل
🌷
#فائده : در خواندن اسناد قبل از (سمعنا/سمعت) ، (حدثنا/حدثني) ، (أخبرنا/أخبرني) ، (أنبأنا/أنبأني) گفتن (قال) لازم است.
گاهی اوقات صیغه های سماع در دواوين سنت و کتب حدیثی مسند به اختصار نوشته میشود که در آن صورت نیز باید کامل خوانده شود ؛ مثلا در کتاب نوشته است : (نا) باید خوانده شود (قال حدثنا)
(نا) و (ثنا) و (دثنا) اختصار (حدثنا) است.
(قثنا) اختصار (قال حدثنا) است.
(أنا) و (أرنا) و (أبنا) اختصار (أخبرنا) است.
صيغه (أنبأنا) اختصار ندارند.

قال العراقي في ألفيته :
* وَاخْتَصَرُوْا فِي كَتْبِهِمْ «حَدَّثَنَا» ... عَلَى «ثَنَا» أَوْ «نَا» وَقِيْلَ: «دَثَنَا»
* وَاخْتَصَرُوْا «أَخْبَرَنَا» عَلَى «أَنَا» ... أَوْ «أَرَنَا» وَالْبَيْهَقِيُّ «أَبَنَا»
* قُلْتُ: وَرَمْزُ «قالَ» إِسْنَادَاً يَرِدْ ... «قَافَاً» وَقالَ الشَّيْخُ: حَذْفُهَا عُهِدْ
* خَطَّاً وَلاَبُدَّ مِنَ النُّطْقِ كَذَا ... قِيْلَ لَهُ: وَيَنْبَغِي النُّطْقُ بِذَا

https://t.me/eulumhadith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جُمُعه البُخَاري أمْ جَمَعَهُ البُخارِي | الشيخ صالح العصيمي

جُمُعه البُخَاري أمْ جَمَعَهُ البُخارِي | الشيخ صالح العصيمي

🌴 منتقد اعظم :
مؤلف صحيح بخاری، محمد بن اسماعیل نیست، بلکه جمعه بن محمد بخاری است‼️

👈🏻 منتقدان صحیح بخاری، همین افراد هستند که همچون روافض عقل ندارند 🌹

https://t.me/eulumhadith
⭕️ آيا امام مسلم رحمه الله در کتاب صحیح خود از "محمد بن یونس الجمال" روايت كرده است !؟

بر خلاف توهمات ، قطعاً خیر، و اساساً ابن یونس متهم است و هیچگاه همچون این فرد در صحیح امام مسلم جای ندارد !

📌حافظ ابن حجر عسقلاني:
" محمد بن يونس الجمال بالجيم البغدادي ضعيف ولم يثبت أن مسلما روى عنه من العاشرة"
📚تقريب التهذيب ٥١٥/١

📌حافظ شمس الدين ذهبي :
وقد ذكر ابن عساكر في النبل أن مسلما روى عنه.
وهذا لم نره، فلعله روى عنه خارج الصحيح.
📚 سير أعلام النبلاء ٨٣٤٩
♒️ سلسلـہ "عبقریة اݪبخارۍ دوّخت الشیعــة اݪروافضـ" (۷)

✍🏻 بخش های سابق را مشاهده کنید :
https://t.me/eulumhadith/538

#پاسخ_بہ_یڪ_شبـهه

- ميگویند امام بخاری رحمه الله بر خلاف امام مسلم، به قضیه سب حضرت علی با واژه اباتراب تصريح نكردند !

📌پاســــــــــــــــخ :
https://t.me/Modafean_Sonnat/5418
اولاً : اگر به جای اینکه بلهاء از دست هم دیگر نگاه کنند و از طویله یکدیگر کپی کنند، بهتر است اسم درج شده باب این روایت در « صحیح بخاری» را بنگرند، که خواهند فهمید محل شاهد از این روایت، کلام نبی در منقبت حضرت علی رضی الله عنه آورده اند و در اینجا با بیان این فضیلت، خواهان حکم خواب در مسجد را بیان کند.

- دقت كنيد؛ اشکالات ما از شیخ صدوق ( كذوب) بخاطر ذکر محل شاهد نیست بلکه برعکس کردن مقصد و کلام ائمه و پیامبر بود كه جرم و دروغ بحساب میاد ؛ و فرضاً اگر بگوییم امام بخاری رحمه الله چیزی را از متن انداخته اند، کلام صحابی است که هیچ خدشه ای به روایت و کلام و فضیلت حضرت علی رضی الله عنه نمیکاهد.

دوماً : اصلاً هیچ قطع و سانسوری در کار نیست، کما اینکه اینان توهم شیخ صدوق شان کرده اند؛ همانطور که در طرق غیر صحیح بخاری آمده، همچون امام بخاری روایت کرده اند.

- مثال [ لا للحصر ] :

[ - حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ إِسْحَاقَ التُّسْتَرِيُّ، ثنا يَحْيَى الْحِمَّانِيُّ، ثنا سُلَيْمَانُ بْنُ بِلَالٍ، عَنْ أَبِي حَازِمٍ، عَنْ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: إِنْ كَانَتْ لَأَحَبَّ أَسْمَاءِ عَلِيٍّ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ إِلَيْهِ: أَبُو تُرَابٍ، وَإِنْ كَانَ لَيَفْرَحُ أَنْ يُدْعُوهُ بِهَا، §وَمَا سَمَّاهُ أَبَا تُرَابٍ إِلَّا رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، غَاضَبَ يَوْمًا فَاطِمَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُا، فَخَرَجَ فَاضْطَجَعَ إِلَى الْجِدَارِ، فَجَاءَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَطْلُبُهُ، فَلَمْ يَجِدْهُ فِي الْبَيْتِ، فَقَالَ لِفَاطِمَةَ: «أَيْنَ ابْنُ عَمِّكِ؟» ، قَالَتْ: خَرَجَ آنِفًا مُغْضَبًا، فَأَمَرَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِنْسَانًا مَعَهُ يَطْلُبُهُ، فَقَالَ: مُضْطَجِعٌ فِي الْجِدَارِ، وَقَدْ زَالَ رِدَاؤُهُ عَنْ ظَهْرِهِ، وَامْتَلَأَ تُرَابًا، فَجَعَلَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَمْسَحُ التُّرَابَ عَنْ ظَهْرِهِ، وَيَقُولُ: «اجْلِسْ يَا أَبَا تُرَابٍ» ]
📚المعجم الكبير ۱۴۹/۶

سوماً : اگر باز هم بخواهیم بر سر اینان بیشتر بکوبیم، میگوییم که امام بخاری رحمه الله در خود صحیح خود ؛ جای دیگر این قضیه رو با طریق دیگر بیان کردند !

[ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مَسْلَمَةَ ، حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ أَبِي حَازِمٍ ، عَنْ أَبِيهِ ، أَنَّ رَجُلًا جَاءَ إِلَى سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ ، فَقَالَ : هَذَا فُلَانٌ - لِأَمِيرِ الْمَدِينَةِ - يَدْعُو عَلِيًّا عِنْدَ الْمِنْبَرِ. قَالَ : فَيَقُولُ مَاذَا ؟ قَالَ : يَقُولُ لَهُ : أَبُو تُرَابٍ، فَضَحِكَ، قَالَ : وَاللَّهِ، مَا سَمَّاهُ إِلَّا النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَمَا كَانَ لَهُ اسْمٌ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْهُ، فَاسْتَطْعَمْتُ الْحَدِيثَ سَهْلًا، وَقُلْتُ : يَا أَبَا عَبَّاسٍ، كَيْفَ ذَلِكَ ؟ قَالَ : دَخَلَ عَلِيٌّ عَلَى فَاطِمَةَ، ثُمَّ خَرَجَ، فَاضْطَجَعَ فِي الْمَسْجِدِ، فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : " أَيْنَ ابْنُ عَمِّكِ ؟ " قَالَتْ : فِي الْمَسْجِدِ. فَخَرَجَ إِلَيْهِ، فَوَجَدَ رِدَاءَهُ قَدْ سَقَطَ عَنْ ظَهْرِهِ، وَخَلَصَ التُّرَابُ إِلَى ظَهْرِهِ، فَجَعَلَ يَمْسَحُ التُّرَابَ عَنْ ظَهْرِهِ، فَيَقُولُ : " اجْلِسْ يَا أَبَا تُرَابٍ ". مَرَّتَيْنِ.]
📚صحیح البخاري 3703

✍🏻 دقت كنيد؛ امام بخاری رحمه الله این روایت را در این باب آورده:
بَابٌ : مَنَاقِبُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ.

👈🏻 ابلهای رافضی از این کار امام بخاری رحمه الله برداشت کرده اند که ایشون ناصبی بوده و برای دفاع از نواصب این کار را کرده ‼️

✍🏻 فلذا فهمیدیم که امام بخاری اصلاً هیچی رو قطع نکردند و بلکه در خود این کتاب تصریح به قضیه سب و منقبت امام علی کرده اند و بلکه بابی را با عنوان باب مناقب علی بن ابی طالب رضی الله عنه را آورده اند🌷
♒️ سلسلـہ "عبقریة اݪبخارۍ دوّخت الشیعــة اݪروافضـ" (۸)

#پاسخ_بہ_یڪ_شبـهه

✍🏻 آیا امام بخاری این قسمت ((إنَّ عائشة لا تطيب له نفساً بخير )) را سانسور کرده اند !؟

📌پاســــــــــــــــخ:
https://t.me/eulumhadith/681
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
Photo
✍🏻 این زیادت شاذ و غیر صحیح است


- اصل حديث از عبيد الله بن عبدالله بن عتبه از ام المؤمنين عائشه رضي الله عنها است.

مدار این روایت بر دو فرد است :

1. ابن شهاب زهری ؛ كه از طريق اين تلاميذ :


¤ سفيان بن عيينـہ
¤ عقيل بن خالد
¤ صالح بن كيسان
¤ محمد بن اسحاق
¤ يعقوب بن عتيبة
¤ شعيب بن دینار
¤ معمر بن راشد

2. موسى بن أبي عائشة؛ كه از طريق زائده روايت شده است.


👈🏻 تمام اينان را در نظر بگیرید، که از طریق ابن شهاب زهری، تنها معمر بن راشد این زیادت را نقل کرده است، یعنی معمر بن راشد با ٦ و يا ۷ تلمیذ از تلامیذ ابن شهاب مخالفت کرده است ‼️

👈🏻 و همچنین از طریق غیر ابن شهاب، موسی بن ابي عائشه - كه در واقع متابع ابن شهاب است - ؛ اين زيادت را نقل ننمونده اند ‼️


روایت سفیان از زهری که در مسند امام حمیدی آمده است

روایت عقیل بن خالد از زهری که در صحیح مسلم آمده است

روایت صالح بن کیسان از زهری که در خود طبقات ابن سعد، قبل آن طریق موجود در شبهه، ذکر شده است

روایت محمد بن اسحاق از زهری که در مسند ابو یعلی آمده است

روایت یعقوب بن عتیبه که در دلائل النبوة بيهقي آمده است

روايت شعيب بن دينار كه در صحيح بخاری آمده است


و روایت زائده از موسى بن أبي عائشة از عبیدالله بن عبدالله ، در مصنف ابن ابی شیبه و سنن نسائی آمده است

معمر بن راشد به 3 نوع این را روایت کرده است :

1. لا تطیب له نفساً بخیر ( در طبقات ابن سعد )

2. لا تطیب لخ نفساً ( در مسند احمد )

3. اصلاً این زیادت رو ذکر نکرده اند ( در صحیح مسلم و بخاری )


👈🏻 و دلیل قویتر که دلالت میدهد معمر بن راشد در روایت خود مضطرب است، در برخی جاها ( همچون طبقات ابن سعد موجود در شبهه ) به جای نام حضرت عباس، فضل بن عباس را ذکر کرده اند !

فلذا اینکه گفته میشود امام بخاری تدلیس کرده اند، کلامی گزاف است و بلکه حتی ابن ابی شیبه و حمیدی که قبل امام بخاری بوده اند، این زیادت رو نقل نکرده اند
📌 بزنیم به ذوق طفلڪ ها ⁉️


👈🏻 روایات ذم حضرت معاویه رضی الله عنه در کتاب های شیعه ضعیف است 🤷🏻

✍🏻 روایت اول : ضعیف است.

📌محمّد بن قيس: ضعیف

[ روى عن: أبي جعفر. ... ضعيف، ضعّفه النجاشي مشترك مع كثيرين، عدّه من الضعفاء، العلّامة، وابن داوود، والجزائري، ومحمّد طه نجف.]
📚الضعفاء من رجال الحديث- حسين الساعدي - ٢٥٩/٣

📌 ابراهیم بن هاشم : هیچ توثیق معتبری ندارد
https://t.me/eulumhadith/403


✍🏻 روایت دوم : ضعیف است.

📌 الحسین بن العلاء؛ هيچ توثیق معتبری ندارد

[الحسين بن أبي العلاء ، لم تثبت وثاقته ولا حسنه]
📚فقه الشيعة للخلخالي ۳۶۲/۳

[الحسين بن أبي العلاء لم ينص الأصحاب على توثيقه]
📚مدارك الأحكام للعاملي ۳۳۳/۲

[هذه الرواية ضعيفة سندا ، فإن الحسين الراوى للخبر لم يوثق]
📚مباني منهاج الصالحين - الطبطائي ۴۲/۲

[لكن الحقّ أن عنبسة ( و الحسين بن أبي العلاء ) لم تثبت وثاقتهما]
📚الفقه والمسائل الطبية آصف المحسني ۴۵۱/۱

✍🏻 روایت سوم : ضعیف است.

📌 محمد المتوکل مجهول است

[ضعيف بمحمد بن موسى بن المتوكل ... لم يرد نص على توثيقهما]
مباحث‌ الأصول ٢٨٩/١
👈🏻 برای اطلاع بیشتر:↓↓
https://t.me/c/1440164556/390244
1
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
Photo
📌 نكته : راجع به سند سوم، جدا از ضعف موجود، همچنین انقطاع دارد، زیرا حسن بن محبوب حدود سال ۱۴۹ هجری متولد شده است، و ابوحمزه ثمالي ( معروف به خمّار ) در حدود سال ١٥٠ هجری وفات یافته است، چطور امکان دارد حسن بن محبوب از او روایت کند !؟

بلا شک این تدلیسی قبیح از ابن محبوب است

(( لكن في صحّة رواية عليّ بن الحكم عن الثمالي تردّد؛ لاختلاف طبقتهما، وهذا الإشكال يجري في روايات ابن محبوب عن الثمالي أيضا و لا جواب مقنع ))
📚 حدود الشريعة ٦٧٩/١

(( آقای بروجردی أبي حمزة الثمالي را در  "الطبقة الثالثة" والحسن بن محبوب را در "الطبقة السادسة قرار داده است ))
📚إطلالة على الرجال والحديث ۲۷

((رواية الحسن بن محبوب عن أبي حمزة الثمالي مرسلة))
📚 ترتيب أسانيد كتاب التهذيب ۲۳

(( فلا تمكن رواية الحسن بن محبوب عنه أبو حمزة الثمالي مباشرة ))
الأستاذ الشیخ عبدالله الدقاق/بحث الرجال
https://www.eshia.ir/feqh/archive/text/daqqaq/rejal2/40/411024/
1
💥در ارتباط با روایات اهل‌بیت در منابع شیعه💥


ابتدا چند حدیث صحیح از «رجال کشی» را دقت کنید :

✍🏻 امام رضا؛ يونس بن ظبيان و ابوالخطاب را هزاران لعنت می‌فرستد، بخاطر آنکه دروغ بر آن حضرات می‌بستند ↙️

عن يونس قال : .. فغضب أبو الحسن غضبا لم يملك نفسه ثم قال للرجل : اخرج عني لعنك الله ولعن من حدثك ولعن يونس بن ظبيان ألف لعنة يتبعها ألف لعنة كل لعنة منها تبلغك قعر جهنم، أشهد ما ناداه إلا شيطان أما إن يونس مع أبي الخطاب في أشد العذاب مقرونان.
📚 رجال کشی 363
سند صحيح


✍🏻 و امام صادق می‌گوید : مغيرة بن سعید، در دست‌نوشته‌های یاران امام باقر، دسیسه می‌کرد و احادیث جعلی می‌افزود.

✍🏻رو دست‌نوشته‌های یاران امام باقر وصادق را نزد امام رضا بردند. ایشان احادیث بسیار زیادی از آنها را رد کرد وگفت : ابوالخطاب و یاران او، در دست‌نوشته‌های اصحاب امام، دسیسه کردند و جعلیات اضافه کردند ↙️

عن هشام بن الحكم أنه سمع أبا عبدالله يقول : .. إن المغيرة بن سعيد لعنه الله، دسّ في كتب أصحاب أبي أحاديث لم يحدث بها أبي.. قال يونس : وافيت العراق فوجدت بها قطعة من أصحاب أبي جعفر و وجدت أصحاب أبي عبد الله متوافرين فسمعت منهم وأخذت كتبهم، فعرضتها من بعد على أبي الحسن الرضا فانكر منها احاديث كثيرة أن يكون من احاديث أبي عبد الله وقال لي : إن أبا الخطاب كذب على أبي عبد الله، لعن الله أبا الخطاب! وكذلك أصحاب أبي الخطاب يدسون هذه الأحاديث إلى يومنا هذا في كتب أصحاب أبي عبد الله.
📚 رجال کشی 224
سند صحيح


✍🏻 و امام صادق فرمود : یاران مغيرة بن سعید، مخفیانه در بین اصحاب پدرم نفوذ می‌کردند. و دست‌نوشته‌های اصحاب پدرم را مخفیانه دست‌کاری می‌کردند [توسط شخص مغیره] ومطالب غالیانه را به پدرم منسوب می‌کردند ↙️

وعنه (يعني محمد بن عیسی) عن يونس عن هشام بن الحكم أنه سمع أبا عبد الله يقول : كان المغيرة بن سعيد يتعمد الكذب على أبي، و يأخذ كتب أصحابه وكان أصحابه المستترون بأصحاب أبي ياخذون الكتب من أصحاب أبي فيدفعونها إلى المغيرة فكان يدسّ فيها الكفر والزندقة ويسندها إلى أبي ثم يدفعها إلى أصحابه فيأمرهم أن يثبتوها في الشيعة، فكلما كان في كتب أصحاب أبي من الغلو فذاك ما دسّه المغيرة بن سعيد في كتبهم.
📚 رجال کشی 225
سند صحيح

عن علي بن مهزيار قال : سمعت أبا جعفر يقول وقد ذكر عنده أبو الخطاب : لعن الله أبا الخطاب ولعن أصحابه ولعن الشاكين في لعنه ولعن من قد وقف في ذلك وشك فيه، ثم قال : هذا أبو الغمر وجعفر بن واقد وهاشم بن أبي هاشم استاكلوا بنا الناس وصاروا دعاة يدعون الناس إلى ما دعي إليه أبو الخطاب، لعنه الله ولعنهم معه ولعن من قبل ذلك منهم.
📚 رجال کشی 538
سند صحيح

✍🏻 و امام صادق وقتی سخن از ابوالخطاب شد، فرمود : خدا لعنتش کند. مرا در هر حال، ایستاده و نشسته و خوابیده، ترساند.
که بیانگر آن است که ائمه، حتی جان‌شان از دست این افراد غالی، در امان نبود. [و اگر از روی تقیه از ترس جان خود، مطلبی موافق این افراد گفته باشند، حق دارند] ↙️

عن عيسى بن أبي منصور قال سمعت أبا عبد الله وذكر أبا الخطاب فقال : اللهم العن أبا الخطاب فإنه خوّفني قائماً وقاعدا وعلى فراشي، اللهم أذقه حر الحديد.
📚 رجال کشی 290
سند صحيح
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
💥در ارتباط با روایات اهل‌بیت در منابع شیعه💥 ابتدا چند حدیث صحیح از «رجال کشی» را دقت کنید : ✍🏻 امام رضا؛ يونس بن ظبيان و ابوالخطاب را هزاران لعنت می‌فرستد، بخاطر آنکه دروغ بر آن حضرات می‌بستند ↙️ عن يونس قال : .. فغضب أبو الحسن غضبا لم يملك نفسه ثم قال…
تا اینجا دانسته شد که در زمان ائمه آل بیت [خصوصاً امام باقر و امام صادق] افرادی بودند که مخفیانه در بین یاران ائمه نفوذ کرده بودند و بدون آنکه کسی بفهمد، دست‌نوشته‌های اصحاب ائمه را دستکاری می‌کردند و آنچه که خودشان می‌خواستند، اضافه می‌کردند.
این دست‌نوشته‌ها، معروف به «اصول اربعمئه» است. که اصحاب ائمه، از روی دست‌نوشته‌های خود، نقل حدیث برای نسل بعد می‌کردند. و نسل بعد، از روی همان دست‌نوشته‌ها، احادیث ائمه را ثبت وضبط می‌کردند. و لذا کتب حدیثی شیعه، از همین اصول و دست‌نوشته‌ها است.

که این، آغازِ احادیثِ متناقض در منابع شیعه است.
برای آنکه بدانیم انگیزه‌ی این جاعلان، چه بود و می‌خواستند چه چیز و چه عقیده و فقهی را در میان روایات ائمه (ع) جعل کنند؛ خوب دقت بفرمایید :


✍🏻 برخی از احادیث یونس بن ظبیان :

1. جعل حدیث در باب «افضلیت حضرت علی بر انبیاء»
📚 اصول کافی 461/1
2. قول به خلافت منصوص برای حضرت علی؛ و غصب خلافت توسط شیخین.
📚 تهذیب 25/6
3. شفا گرفتن از خاک کربلا.
📚 بحار الأنوار 134/98
4. افضلیت ائمه بر انبیا.
📚 بحار الأنوار 158/26
5. خلافت منصوص دوازده امام.
📚 بحار الأنوار 249/36
6. خلافت منصوص دوازده امام. و مهدی موعود و غائب.
📚 بحار الأنوار 352/36
7. فضائل عجیب و غریب زیارات.
📚 تهذیب 49/6
8. غیبت مهدی موعود.
📚 بحار الأنوار 249/36
9. نص بر دوازده امام شیعه.
📚 بحار الأنوار 337/92
10. دروغ بر بزرگان اهل‌سنت.
📚 بحار الأنوار 387/3


✍🏻 برخی از احادیث ابوالخطاب :

1. تأخیر نماز مغرب، از زمان غروب آفتاب.
📚 علل الشرائع 350/2
2. وجوب دشمنی با حضرت ابوبکر و عمر!!
📚 بحار الأنوار 345/3
3. قول به ولایت منصوص برای ائمه.
📚 تفسیر قمی 44/24
4. غیبت مهدی موعود.
📚 بحار الأنوار 214/24
5. دشمنی با اهل سنت.
📚 غرر الأخبار 161/1


موضِع دو تن از سردسته‌های این افراد را با توجه به روایات شیعه، فرستادیم.
دیدید که آن افراد جاعل و ملعون، چه عقاید و فقهی داشتند؟
👌🏻 دقیقاً مانند شیعیان امروزی بودند.


👈🏻 لذا با توجه به این عرایض ما که :
1. اولاً اثبات کردیم افرادی در بین یاران امام‌ها نفوذ کردند و در دست‌نوشته‌های اصحاب، روایات جعلی می‌افزودند؛
2. وثانياً مشخص شد که عقاید و خواستگاه‌های این افراد، همین عقائد کنونیِ شیعیان بوده؛
کاملاً مشخص می‌شود که آن روایات جعلی چه‌ها بوده.

متأسفانه عقاید کنونی شیعیان [که دقیقاً خواستگاهِ همان جاعلان بوده] برگرفته از روایاتی است که در ظاهر، صحیح از اصحابِ ثقه اند؛ ولی در واقع، جعلی اند و آن جاعلان ملعون، اینها را به «اصول اربعة مائه» اضافه و جعل کرده‌اند، بدون آنکه ردپایی از خود به‌جای گذاشته باشند.

و در ظاهر، نسل‌ها گمان می‌کنند که اینها روایاتِ آن یارانِ ثقه‌ی ائمه اند.
به همین آسانی 😊