عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
1.33K subscribers
447 photos
33 videos
78 files
497 links
{اݪتَحقِیقآت ــــــ📕} @rodoud_elmi
{علوم الحديث 📙} @eulumhadith
Download Telegram
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
Photo
﴿ روايات تقيه ذم زراره / قسمت ٢ ﴾

✍🏻 روایات #تقیه به تقسیم زیر است:

1. روایت حمزه بن حمران، برادر زاده زراره؛ با دو سند روایت شده:


- سند اولــ : محمد بن عیسۍ بن عبید وجود دارد، ڪه جهّال شیعـہ مجازۍ او را ضعیف میدانند

- سند دومــ : اسناده مظلم‌، زیرا پر از مجاهیل است ( از عبدالله بن محمد بن خالد تا هيثم بن حفص، همگی مجهول اند )


2. روایت حسین، فرزند زراره ؛ با یک سند روایت شده :

- در سند محمد بن عبدالله المسمعي وجود دارد، كه مجهول است و بلكه همان طور که شیخ صدوق یاد کرده، نزد شیخش ابن الولید ضعیف است و هیچ توثیقی ندارد.


3. عبدالله، فرزند زراره ؛ با دو سند نقل شده است :


- سند اولــ : محمد بن عیسۍ بن عبید وجود دارد، ڪه عرض شد نزد جهّال شیعـہ مجازۍ ضعیف است.

- سند دومــ : در سند محمد و حسن و حسين از خانواده زراره كه از عبدالله روايت ميكنند، همگی مجهول اند !
[ ثلاثتهم مجهولين‌ ]
📚معجم الأحاديث آصف محسني ١٤١/١
﴿ روايات تقيه ذم زراره / قسمت ۳ ﴾

✍🏻 شیعیان اقرار میکنند به اینکه امامان معصوم بر بالای #منبــر_مساجد ؛ در جمع مسلمانان، اعم از شیعه و سنۍ؛ زراره را ݪـعن میڪرده اند ‼️

- بعد چطور مردم بیایند ڪلام دو سه نفر از خانواده همین مُتّهم باور ڪنند که لعن و بیزاری از زراره، ڪشڪ بوده !؟

- چطور امام معصوم تنها بیاد به این دو نفر عده قلیل این راز را بگوید و بزرگان اصحاب خود را از این قصد پنهان ڪند !؟

#اندڪ_تعقݪ
﴿ روايات تقيه ذم زراره / قسمت ٤ ﴾

✍🏻 يکی از عجائب استدلالات علما شیعه برای نقد روایت " امامت نماز ابوبکر الصدیق به دستور رسول اکرم " این است :

1. این روایت جزو روایات آحاد است ؛ فلذا مستوجب عمل به آن نیست.
2. چون دختر ابوبکر الصدیق، یعنی حضرت عائشه رضی الله عنها آن را روایت کرده، پس شهادت برای پدر خود صحیح نیست !


- هذا الحديث موضوع من وجوه:

الأول: أنه من أحاديث الآحاد و حديث الآحاد لا يوجب العمل فيه.

الثاني: أنه لا يرويها غير عائشة، و في مذهب الشافعي و الحنفي شهادة من يجرّ النفع إلى نفسه غير مسموع.

📚 الموسوعة الكبرى عن فاطمة الزهراء(ع) /اسماعيل الزنجاني / ج ١٢ ص ٢١٩

✍🏻 بنا به همین استدلال ، میگوییم :

1. روایات ذم زراره متواتر است، اما شهادت فرزندان او که البته با سند ضعیف نقل شده هم جزو آحاد است.

2. تنها از بین تمام شیعیات و اصحاب ائمه، دو فرزند زراره که متهم است، برای رفع اتهام به ایشان این روایات را نقل کرده اند.

- فلذا بنا به نظر علماء شيعه و سني شهادت فرزندان، مردود است !

✍🏻 جعفر سبحانی : برای رفع تهمت، شهادت افرادی که با شهادت آنان، نفع خود حاصل میشود، پذیرفته نیست.

إرتفاع التهمة فلا تقبل شهادة من يجرّ بشهادته نفعاً لنفسه
📚 مفاهيم القرآن ج ٢ ص ٣٤٠

✍🏻 شيخ الإسلام ابن تيميه رحمه الله :

- نزد اکثر علماء، شهادت پدر و پسر برای همدیگر پذیرفته نمیشود.

" أَكْثَرُ الْعُلَمَاءِ عَلَى أَنَّ شَهَادَةَ الْوَالِدِ وَشَهَادَةَ الْوَلَدِ لِوَالِدِهِ لَا تُقْبَلُ "
📚 مجموع الفتاوی ج ۱۵ ص ۸۶
👍3
﴿ روايات تقيه ذم زراره / قسمت ٥ ﴾

✍🏻 مساڪین شیعـہ مۍگویند : این روایات متواتر در ذم زراره توسط معصوم؛ بنا به تقیه بوده !

- فرضاً قبول ڪنیم ڪلام صادر شده از امامان، بنا به تقیه بوده؛ اما آنچه از زراره صادر شده که دلالت بر ڪفر و ذم او هست، بر ڪدام محمل میخواید حمل ڪنید !؟


🔹 به عنوان مثاݪ :

- اگر ڪذاب و مݪعون خواندن زراره توسط امام صادق بنا به تقیـہ بوده، پس جوابــ توهین آمیز زراره به امام صادق در خود این روایت چه میشــود !؟

- در روایت [ اینجا ] آمده که تنها بخاطر تکذیب #استاد زراره ( حکم بن عتیبه ) توسط امام صادق رحمه الله، زراره می آید امام صادق را دروغگو مینامد ، اینجا دیگر جایگاه تقیه چه میشــود !؟


- در این روایت [ اینجا ] امام صادق در آینده مذموم شده زاره، او را سرگردان وصف میکند و در حقیقت این فراست امام به حقیقت انجامید و زراره از امام زمان خود مطلع نبود ، دیگر تقیه مفهوم دارد !؟

- در روایتی؛ امام صادق ؛ زراره را در کنار ابوحنیفه رحمه الله یاد میکند و هر دو آنان را به عنوان شرک آلود میداند ؛ اگر امام معصوم از ترس اهل سنت، زراره را ذم کرده ، دیگر امام ابوحنیفه رحمه الله، امام اهل سنت رو چرا ذم کرده اند !؟

- این ها مثال هایی بود که بنا به یک چهارم این تعداد روایات بیان کردم که هیچ ربطی به تقیه امامان ندارد و بلکه بهتر بود تقیه کردن را به زراره بن اعین نسبت دهید ‼️


✍🏻 این هم مثال های دیگریست، که کفر و قبح زراره، بنا به کلام صادر شده از خودش حکم کرده ایم و هیچ ربطی به عمل امام معصوم و تقیه کردن او ندارد :

- مثاݪــــ ( ۱ )
- مثاݪــــ ( ۲ )
- مثاݪــــ ( ۳ )
- مثاݪــــ ( ۴ )
- مثاݪــــ ( ۵ )
- مثاݪــــ ( ۶ )
- مثاݪــــ ( ۷ )
- مثاݪــــ ( ۸ )
- مثاݪــــ ( ۹ )
- مثاݪــــ ( ۱۰)
👍1
✍🏻 در اين قسمت [ قســمت آخر ] ؛ به روایاتـــ مدح زراره ڪه شیعیانـــ ادعا دارند صحیح است، میپردازیم ↓↓
﴿ #نقد روايات #مدح زراره ﴾

📌روايت اوݪــ :

حمدويه، قال: حدثني محمد بن عيسى بن عبيد، و يعقوب بن يزيد، عن ابن أبي عمير، عن أبي العباس البقباق، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام أنه قال: أربعة أحب الناس إلي أحياء و أمواتا، بريد بن معاوية العجلي، و زرارة بن أعين، و محمد ابن مسلم، و أبو جعفر الاحول، أحب الناس إلي أحياء و أمواتا.
📚إختيار معرفة الرجال ٤٢٣/٢

پاســـخ :

- ميگویم : روایات ابن ابی عمیر از ابوالعباس البقباق تتبع كرده ام و آنچه یافت شد این است که تمام روایات ابن ابی عمیر از البقباق، با واسطه بوده جز همین روایت که شیعیان آن را برای ممدوح بودن زراره استفاده میکنند.

- به عنوان مثال :

(( عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ ، عَنْ أَبِيهِ ، عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ ، عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ ، عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ وَغَيْرِهِ :
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ عليه‌السلام ، قَالَ : « إِذَا اجْتَمَعَ الْعِدَّةُ عَلى قَتْلِ رَجُلٍ وَاحِدٍ  .. ))
📗الکافی- ط دار الحدیث ٣١٢/١٤

عَلِيٌّ ، عَنْ أَبِيهِ ، عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ ، قَالَ : أَخْبَرَنِي قَاسِمُ بْنُ عُرْوَةَ ، عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ الْبَقْبَاقِ ، قَالَ :
سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللهِ عليه‌السلام ـ وَنَحْنُ عِنْدَهُ ـ عَنْ عَارِيَّةِ الْفَرْجِ ؟ فَقَالَ : « حَرَامٌ » ثُمَّ مَكَثَ قَلِيلاً ، ثُمَّ قَالَ : « لكِنْ لَابَأْسَ بِأَنْ يُحِلَّ الرَّجُلُ الْجَارِيَةَ لِأَخِيهِ ».
📗الکافی- ط دار الحدیث ٧٠/١١

- همچنین دیگر روایات ابن ابی عمیر را ببینید، زیادی از روایات او از "القاسم بن عروة" هست.

👈🏻 دليل قویتری که مؤيد کلام بنده است؛ اين است كه همين روايت ابوالعباس البقباق، در طريق ديگر، تصریح به قاسم بن عروه شده است:

حدثني حمدويه بن نصير، عن يعقوب بن يزيد، عن القاسم بن عروة، عن أبي العباس الفضل بن عبد الملك، قال: سمعت أبا عبد اللّه عليه السّلام يقول: أحب الناس إلي أحياء و أمواتا أربعة: بريد بن معاوية العجلي، و زرارة، و محمد بن مسلم، و الاحول و هم أحب الناس إلي أحياء و أمواتا.
📕إختيار معرفة الرجال ٣٧١/١

فلذا نتیجه گرفتیم به اینکه واسطه بین ابن ابی عمیر و ابوالعباس البقباق، القاسم بن عروه هست🌷

✍🏻 آیا القاسم بن عروه ، توثیق دارد !؟
👈🏻خیر بلکه ایشان مجهول هستند ‼️


📌شيخ علي شاهرودي :
[والكلمات خالية عن مدحه وتوثيقه. وضعفه بعض وحسنه بعض ]
📚 مستدركات علم رجال الحديث ٢٤٩/٦

📌 شیخ محمد جواهری :
[ القاسم بن عروة: أبو محمد مولى أبي أيوب الخوزي - مجهول - من أصحاب الصادق ]
📚 المفید من معجم رجال الحدیث ۴۶۴

👈🏻 دقت کنید، انداختن واسطه توسط ابن ابی عمیر امری مشهور است و مثال های متعدد برای آن داریم و صحت مراسیل او همچنان اکثر علماء شيعه رد كرده اند.

✍🏻 لا نرى لمراسيل ابن أبي عمير أي حجية
📚الواضح من شرح العروة الوثقى ج ٣ ص ٢٣٨
﴿ #نقد روايات #مدح زراره ﴾

📌روايت دومــ :

مُحَمَّدُ بْنُ مَسْعُودٍ، قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ، قَالَ حَدَّثَنِي أَخَوَايَ مُحَمَّدٌ وَ أَحْمَدُ ابْنَا الْحَسَنِ، عَنْ أَبِيهِمَا الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ، عَنْ زُرَارَةَ، قَالَ: قَالَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) يَا زُرَارَةُ إِنَّ اسْمَكَ فِي أَسَامِي أَهْلِ الْجَنَّةِ بِغَيْرِ أَلِفٍ، قُلْتُ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ اسْمِي عَبْدُ رَبِّهِ وَ لَكِنِّي لُقِّبْتُ بِزُرَارَةَ.
📚إختيار معرفة الرجال ۱۳۳/۱

پاســـخ :

- روایت از خود زراره است که خود این بنده خدا متهم به دجال و کذاب و ملعون بودن است !

- یعنی عقلاء شيعه برای رفع اتهام از متهم، به دُم خود زراره استدلال نمودند !

📌 موسوي الغريفي : شهادت انسان در مدح و توثیق خود پذیرفته نمیشود فلذا به آنچه در این مورد روایت میکند، اعتبار ندارد.
لا تقبل شهادة الإنسان في مدح نفسه أو توثيقها ، فلا إعتبار بما يرويه في سبيل ذلك
📕 قواعد الحديث ٩٦
﴿ #نقد روايات #مدح زراره ﴾

📌روايت سومــ :

ابْنُ قُولَوَیْهِ عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَوْماً وَ دَخَلَ عَلَیْهِ الْفَیْضُ بْنُ الْمُخْتَارِ فَذَکَرَ لَهُ آیَةً ... فَإِذَا أَرَدْتَ حَدِیثَنَا فَعَلَیْکَ بِهَذَا الْجَالِسِ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَی رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ فَسَأَلْتُ أَصْحَابَنَا عَنْهُ فَقَالُوا زُرَارَةُ بْنُ أَعْیَن.
📚 اختیار معرفة الرجال ٣٤٧/٢

پاســـخ :

- روايت موضوع و ساختگی است.

📮حـاݪ راوۍ [محمد بن سنان]:
https://t.me/eulumhadith/110

📮حال راوۍ [مفضل بن عمر] :
https://t.me/eulumhadith/26
﴿ #نقد روايات #مدح زراره ﴾

📌روايت چهارمــ :

حدثني الحسين بن بندار القمي، قال: حدثني سعد بن عبد اللّه بن أبي خلف القمي، قال: حدثنا علي بن سليمان بن داود الرازي، قال: حدثني محمد بن أبي عمير، عن أبان بن عثمان، عن أبي عبيدة الحذاء، قال: سمعت أبا عبد اللّه عليه السّلام يقول: زرارة و أبو بصير و محمد بن مسلم و بريد من الذين قال اللّه تعالى‌ «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ»
📚 اختیار معرفة الرجال ج ۱، ص ٣٤٨

پاســـخ :
- دو راوی مجهول در سند است !
[الحسين بن الحسن: بن بندار - مجهول - روى عن سعد بن عبد الله وروى عنه الكشي]
📕 المفيد من معجم رجال الحديث ١٦٥

[ علي بن سليمان بن داود الرازي: لم يذكروه. روى سعد بن عبد الله والصفار عنه ]
📕 مستدركات من علم رجال الحديث ج ٥ ص ٣٨٠
﴿ #نقد روايات #مدح زراره ﴾

📌روايت پنجمــ :

حدثنی حمدویه بن نصیر، قال: حدثنی یعقوب بن یزید و محمد ابن الحسین بن أبی الخطاب عن محمد بن أبی عمیر عن ابراهیم بن عبد الحمید و غیره قالوا : قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:
رحم اللّه زرارة بن أعین، لو لا زرارة بن أعین، لو لا زرارة و نظراؤه لاندرست أحادیث أبی علیه السّلام
📚 اختیار معرفة الرجال ج ۱، ص ۱۳۶

پاســـخ :
- ابراهیم بن عبدالحمید کیه !؟
از خانواده خود زراره است، که در واقع برادر مادری محمد بن عبدالله بن زراره میباشند !!

قال النجاشي: " إبراهيم بن عبد الحميد الأسدي، مولاهم، كوفي أنماطي، وهو أخو محمد بن عبد الله بن زرارة لامه .
📗معجم رجال الحديث - السيد الخوئي - ج ١ - الصفحة ٢٢٠

و توضیح آن، همانند جواب بنده به شهادت فرزندان زراره است که قابل پذیرش نیست. [ اینجا ]


📌روايت ششمــ :

حدثني حمدويه بن نصير ، قال حدثنا يعقوب بن يزيد ، عن محمد بن أبي عمير ، عن جميل بن دراج ، قال سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول بشر المخبتين بالجنة بريد بن معاوية العجلي ، وأبو بصير بن ليث البختري المرادي ، ومحمد بن مسلم ، وزرارة ، أربعة نجباء أمناء الله على حلاله وحرامه ، لولا هؤلاء انقطعت آثار النبوة واندرست

📚اختيار معرفة الرجال ج ۱ ص ۳۹۵

پاســـخ :

- پاسخ به این روایت، همچون پاسخ به روایت سابق است، زیرا این آقای جمیل بن دراج، مرید و شاگرد ویژه زراره بوده و اگر اهل مطالعه در سیر آنان نیستید، حداقل با اندک سرچ در نت، این امر برای شما روشن میشود.

- در حقیقت در مقابل تمام آن روایات ذامه متواتره که دلالت بر کفر و فسق زراره داشت، اگر نگوییم مریدان و یا فرزندان او برای دفاع از زراره دروغ نبسته اند، لابد امام صادق در مقابل آنان تقیه میکرده اند و الا چرا این روایت ها را خاندان و مرید زراره روایت کنند، اما روایات ذامه، هیچکدام از این افراد نقل نکرده اند !؟

اگر این روایات ذامه تقیه است، چرا برای حفظ جان زراره، خاندان و نزدیکان او از این روایات ذامه نقل نمیکرده اند !؟

📌روايت هفتمــ :
https://t.me/eulumhadith/659
تمامـــ 🔥
الجواب_عما_أشکله_الإمام_أبو_زرعة_الرازي_على_صحيح_الإمام_مسلم.pdf
529.7 KB
✍🏻 الجواب عما أشکله الإمام أبو زرعة الرازي على صحيح الإمام مسلم
✍🏻 آیا شیعیان روایت #معتبر در کتب خود راجع به #غدیر دارند ⁉️

︎ شیعیان برای پاسخ به این سؤال، معمولاً به یک روایت استدلال میکنند و آن به همین صورت است : ↡↡↡  
السؤال عن الثقلين يوم القيامة : 98 - حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الوليد رضي الله عنه قال : حدثنا محمد بن - الحسن الصفار ، عن محمد بن الحسين بن أبي الخطاب ، ويعقوب بن يزيد جميعا ، عن محمدي بن أبي عمير ، عن عبد الله بن سنان ، عن معروف بن خربوذ ، عن أبي الطفيل عامر بن واثلة ، عن حذيفة بن أسيد الغفاري قال : لما رجع رسول الله صلى الله عليه وآله من حجة الوداع ونحن معه أقبل حتى انتهى إلى الجحفة فأمر أصحابه بالنزول فنزل القوم منازلهم ، ثم نودي بالصلاة فصلى بأصحابه ركعتين ، ثم أقبل بوجهه إليهم فقال لهم : إنه قد نبأني اللطيف الخبير أني ميت وأنكم ميتون ، وكأني قد دعيت فاجبت وأني مسؤول عما ارسلت به إليكم ، وعما خلفت فيكم من كتاب الله وحجته وأنكم مسؤولون ، فما أنتم قائلون لربكم ؟ قالوا : نقول : قد بلغت ونصحت وجاهدت - فجزاك الله عنا أفضل الجزاء - ثم قال لهم : ألستم تشهدون أن لا إله إلا الله وأني رسول الله إليكم وأن الجنة حق ؟ وأن النار حق ؟ وأن البعث بعد الموت حق ؟ فقالوا : نشهد بذلك ، قال : اللهم اشهد على ما يقولون ، ألا وإني اشهدكم أني أشهد أن الله مولاي ، وأنا مولى كل مسلم ، وأنا أولى بالمؤمنين من أنفسهم ، فهل تقرون لي بذلك ، وتشهدون لي به ؟ فقالوا : نعم نشهد لك بذلك ، فقال : ألا من كنت مولاه فإن عليا مولاه ( 1 ) وهو هذا ، ثم أخذ بيد علي عليه السلام فرفعها مع يده حتى بدت آباطهما : ثم : قال : اللهم وال من والاه ، وعاد من عاداه ، وانصر من نصره واخذل من خذله ، ألا وإني فرطكم ( 2 ) وأنتم واردون علي الحوض ، حوضي غدا وهو حوض عرضه ما بين بصرى وصنعاء ( 3 ) فيه أقداح من فضة عدد نجوم السماء ، ألا وإني سائلكم غدا ماذا صنعتم فيما أشهدت الله به عليكم في يومكم هذا إذا وردتم علي حوضي ، وماذا صنعتم بالثقلين ( 4 ) من بعدي فانظروا كيف تكونون خلفتموني فيهما حين تلقوني ؟ قالوا : وما هذان الثقلان يا رسول الله ؟ قال : أما الثقل الاكبر فكتاب الله عزوجل ، سبب ممدود من الله ومني في أيديكم ، طرفه بيد الله والطرف الآخر بأيديكم ، فيه علم ما مضى وما بقي إلى أن تقوم الساعة ، وأما الثقل الاصغر فهو حليف القرآن ( 5 ) وهو علي بن أبي طالب و عترته عليهم السلام ، وإنهما لن يفترقا حتى يردا علي الحوض. قال معروف بن خربوذ : فعرضت هذا الكلام على أبي جعفر عليه السلام فقال : صدق أبوالطفيل - رحمه الله - هذا الكلام وجدناه في كتاب علي عليه السلام وعرفناه. -

📚 الخصال للشيخ الصدوق جلد1 ص 65
اما پاســـخ ↡

1⃣ اولاً : حذيفة بن أسيد هيچ توثیقی نزد شیعیان ندارد و تنها یک روایتی نقل شده که حواری بودن امام حسن را بیان میکند اما توسط خود شیعیان تضعیف شده است.

2⃣ دوماً : ابوالطفیل همچنین هیچ توثیقی در کتب شیعه برای او یافت نمیشود و بلكه ایشان مذموم است زیرا اعتقاد به امامت و زنده بودن محمد حنفیه است که کیسانی بحساب میاید و تنها دلیل وثاقت او همین روایت مزبور است که ( جدا از ردیه بنده اما ) دلالت بر وثاقت نمیدهد، چه بسا شخص غیر ثقه و دروغگو هم حرفی راست بزند و این عجیب نیست. و آصف محسنی در معجم خود [ ۱۵۱/۱ ] همچنین این را گفته اند:
[وفي استفادة حسنه من ذيل الرواية نظر فلاحظ]

3⃣ سوماً : تا اینجا بیان شد، که اصل سند ضعیف است.

- اما برای صحت سند، به ذیل روایت استدلال میکنند :

(( قال معروف بن خربوذ : فعرضت هذا الكلام على أبي جعفر عليه السلام فقال : صدق أبوالطفيل - رحمه الله - هذا الكلام وجدناه في كتاب علي عليه السلام وعرفناه. ))

🔸 اما جوابـــ :
- میگویم معلوم نیست که سند برای مکالمه معروف بن خربوذ با امام باقر همین اصل سند روایت باشد، به دو دلیل:

1. خود شیخ صدوق معروف به دستکاری و اضافه در روايات بوده فلذا نمیشه به تفردات او اعتنا کرد و اين حق است.

📌 آیة الله سيستانۍ : عادت شیخ صدوق این است که بعد از روایت از خودش کلامی رو اضاف میکند که معلوم نیست از اصل حدیث است یا نه و از این خاطر خواننده فکر میکند اضافات صدوق جزوی از خود روایت است !
((ومَن راجَع (الفقيه) يِجد أنّ دَأب الصّدوق -قُدس‌ سره- عَلىٰ تَعقِيب بَعض الرّوايات بكلامٍ لنَفسِه مِن دُون فَصلٍ مُشعر بالتّغاير ـ كما أنّ الأمر كَذلك في التهذيب ـ ومِن هُنا قَد يَشتبهُ الأمرُ عَلىٰ النّاظر فَيعدّ كَلامه جُزءاً مِنَ الرِّوايَة))
📚[قاعدة لا ضرر ولا ضرار:27].

✍🏻 بیشتر بدانید :
https://t.me/eulumhadith/453

2. مشابه همین روایت با همین سند از ابن خربوذ عن ابوالطفيل عن حذيفة بن أسيد در كفاية الأثر یاد شده است اما اين زيادت در آن ديده نميشود.

¤ نكته: کلام ابن خربوذ دلالت دارد که اصلا حدیث ثقلین و غدیر نزد اصحاب ائمه مشهور نبوده و برای همین است که برای صحت این روایت به امام باقر رجوع کرده اند و هذا إن دل على شيء يدل على وجود التلفيق و الدس في هذا الحديث.

🔸 مورد ديگه ای که لازم است ذکر کنیم این است که توثیق خود معروف بن خربوذ زیر سؤال است، و تنها توثیقی که برای او یافت میشود این است که کشی ادعا کرده که ایشون جزو اصحاب اجماع است !

✍🏻 اما به چند دلیل این رد میشود :

1. بهترین دلیل بر عدم حصول این اجماع، وجود اختلاف در نزد خود متقدمین است.
- زیرا وقتی که میبینیم همین افراد، آقای کشی که در مورد آنها اجماع را ادعا کرده، مورد ضعف و کذب و بلکه تکفیر قرار داده شده اند، دیگر این چه اجماعی رخ داده است !؟

2. در مورد خود معروف بن خربوذ هم اختلاف بنظر میاد که آقای خمینی هم به این اشاره دارد، زیرا میگوید نه نجاشی او را توثیق کرده و نه شیخ طوسی و نه هم علامه حلی !

(( و لم يتعرّض النجاشي لمعروف بن خَرَّبوذ، و لم يوثّقه الشيخ‌ و العلّامة، و قال الثاني: «روى الكشّي فيه مدحاً و قدحاً». و قال ابن داود: «و ثقته أصحّ»، و هو ظاهر أو مشعر بوجود الخلاف فيه ))
📚 كتاب الطهارة ٣٤٧/٣

3. خود متقدمين معتقد به این اجماع نبوده اند، به ویژه که خود شیخ طوسی که کتاب کشی رو نقل کرده، به این اجماع راجع به تمام این افراد مذکور در ادعا را قبول نداشته است !

4. اصلاً در مفهوم کلام خود کشی که این اجماع رو نقل کرده هم مورد اتفاق نیست، البته مقصودم نه از جهت توثیق مشایخ آنان ، زیرا این مورد اغلب شیعیان قبول ندارند، بلکه مقصود دلالت وثاقت این افراد است، زیرا عده ای همچون آیت الله مسلم داوری از این نقل کشی این را فهمیده است که تنها بیانگر فقیه بودن آنان را دارد ، نه توثیق این افراد مذکور !

الإحتمال الرابع ما طرحه الشيخ الداوري ، من أن ماذكره الكشي لا علاقة له لا بتوثيق من روى عنه أصحاب الإجماع و لا بتصحيح مروياتهم، بل لا رابط لهذه النصوص كلها بالرواية و الحديث و النقل، لأن غرض الكشي كان بيان منزلة هؤلاء على المستوى العلمي و الفقهي و تصديق العصابة لهم في الفقه.
📚منطق النقد السندي ٤٥٤/١

✍🏻 برای اطلاع بیشتر از این ادعاهای بنده، میتوانید این مطالب را مطالعه بفرمایید :👇🏻
https://t.me/eulumhadith/653
https://t.me/eulumhadith/654
https://t.me/eulumhadith/655
https://t.me/eulumhadith/656
https://t.me/eulumhadith/657
👍1