💥 #روایت_بيست_و_ششم 💥
❌دستڪارۍ شیخ صدوق [ ڪذوبـــ ]↓
- كلینی با سند #منقطع از امام رضا راجع به اسماء خداوند روایت میکند:
[ فسمى نفسه " سميعاً بصيراً قادراً قائماً ناطقاً ..." ]
- اما عجيب اينجاست كه شيخ صدوق توسط علي الدقاق از كلینی همین روایت رو با سند #متصل روایت میکند و کلمه [ ناطقاً ] رو حذف میکند !
- بعيد نيست سند هم ترکیب و وضع شده باشد ‼️
❌دستڪارۍ شیخ صدوق [ ڪذوبـــ ]↓
- كلینی با سند #منقطع از امام رضا راجع به اسماء خداوند روایت میکند:
[ فسمى نفسه " سميعاً بصيراً قادراً قائماً ناطقاً ..." ]
- اما عجيب اينجاست كه شيخ صدوق توسط علي الدقاق از كلینی همین روایت رو با سند #متصل روایت میکند و کلمه [ ناطقاً ] رو حذف میکند !
- بعيد نيست سند هم ترکیب و وضع شده باشد ‼️
💥 #روایت_بيست_و_هفتم 💥
❌دستڪارۍ شیخ صدوق [ ڪذوبـــ ]↓
- شیخ صدوق این روایت را در چندین موضع دستکاری کرده !
- هر آنچه لفظ [ آزر / آزر أبا ابراهيم] بوده؛ کلمه آزر از آن انداخته است !
- کلمه [ لیقتله ] انداخته است !
- جمله [ و ما تصنعون به؟ فقال آزر نعبده ] رو حذف كرده است !
⚠️ #هدف_تحریف:
﴿ ۞ وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَ ٰهِیمُ لِأَبِیهِ ءَازَرَ أَتَتَّخِذُ أَصۡنَامًا ءَالِهَةً إِنِّیۤ أَرَىٰكَ وَقَوۡمَكَ فِی ضَلَـٰلࣲ مُّبِینࣲ ﴾
- همانطور كه اسکن کتاب اعتقادات شیخ صدوق را مشاهده میکنید، اعتقاد دارند که تمام پدران انبیاء بايد مسلمان باشند نه مشرک و از این خاطر آیات قرآن راجع به آزر و أب بودن ایشان را به معنای #عمو گرفته اند !
- اما در اين روايت تصريح شده كه مادر ابراهیم توسط آزر، از ابراهیم علیه السلام #حامله شده فلذا جای تأويل دیگر وجود ندارد و از این خاطر شیخ صدوق آن را دستکاری کرده است ‼️
❌دستڪارۍ شیخ صدوق [ ڪذوبـــ ]↓
- شیخ صدوق این روایت را در چندین موضع دستکاری کرده !
- هر آنچه لفظ [ آزر / آزر أبا ابراهيم] بوده؛ کلمه آزر از آن انداخته است !
- کلمه [ لیقتله ] انداخته است !
- جمله [ و ما تصنعون به؟ فقال آزر نعبده ] رو حذف كرده است !
⚠️ #هدف_تحریف:
﴿ ۞ وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَ ٰهِیمُ لِأَبِیهِ ءَازَرَ أَتَتَّخِذُ أَصۡنَامًا ءَالِهَةً إِنِّیۤ أَرَىٰكَ وَقَوۡمَكَ فِی ضَلَـٰلࣲ مُّبِینࣲ ﴾
- همانطور كه اسکن کتاب اعتقادات شیخ صدوق را مشاهده میکنید، اعتقاد دارند که تمام پدران انبیاء بايد مسلمان باشند نه مشرک و از این خاطر آیات قرآن راجع به آزر و أب بودن ایشان را به معنای #عمو گرفته اند !
- اما در اين روايت تصريح شده كه مادر ابراهیم توسط آزر، از ابراهیم علیه السلام #حامله شده فلذا جای تأويل دیگر وجود ندارد و از این خاطر شیخ صدوق آن را دستکاری کرده است ‼️
💥 #روایت_بيست_و_هشتم 💥
❌دستڪارۍ شیخ صدوق [ ڪذوبـــ ]↓
- ابن قولويه در كامل الزيارات روایتی می آورد که در آن آمده است که فرشتگان قبر پیامبر، قبر امام علی و امام حسین زیارت میکنند و نام امام حسن در آن نیست !!
- اما شیخ صدوق با همان سند، زیارت فرشتگان به قبر امام حسن را اضاف کرده اند !
⚠️ #هدف_تحریف:
-در کتب شیعه روایات و آثار زیادی به چشم میخورد که امام حسین از امام حسن فضل خیلی بالاتری دارد و چه بسا به امام حسن توهیناتی کرده اند و از این خاطر شیخ صدوق در این روایت نام امام حسن را اضاف نمودند که چنین تهمتی به شیعه نزنند !
❌دستڪارۍ شیخ صدوق [ ڪذوبـــ ]↓
- ابن قولويه در كامل الزيارات روایتی می آورد که در آن آمده است که فرشتگان قبر پیامبر، قبر امام علی و امام حسین زیارت میکنند و نام امام حسن در آن نیست !!
- اما شیخ صدوق با همان سند، زیارت فرشتگان به قبر امام حسن را اضاف کرده اند !
⚠️ #هدف_تحریف:
-در کتب شیعه روایات و آثار زیادی به چشم میخورد که امام حسین از امام حسن فضل خیلی بالاتری دارد و چه بسا به امام حسن توهیناتی کرده اند و از این خاطر شیخ صدوق در این روایت نام امام حسن را اضاف نمودند که چنین تهمتی به شیعه نزنند !
💥 #روایت_بيست_و_نهم 💥
❌دستڪارۍ شیخ صدوق [ ڪذوبـــ ]↓
- در کافی آمده که رسول اکرم ﷺ در سفر روزه دار بود و سپس روزه خود را قطع کرد و افطار نمود؛ سپس امام صادق فرمودند:
[ "إنما يؤخذ بآخر أمر رسول الله ﷺ" ]
يعني آنها بايستى آخرين امر رسول الله را (كه همان خوردن روزه در سفر است) به كار ببندند.
- اما شیخ صدوق از آنجا که تغییر نظر خود پیامبر و همچنین حرام بودن روزه در سفر، مخالف عصمت میداند، کلمه [ آخر ] را حذف كرد !
❌دستڪارۍ شیخ صدوق [ ڪذوبـــ ]↓
- در کافی آمده که رسول اکرم ﷺ در سفر روزه دار بود و سپس روزه خود را قطع کرد و افطار نمود؛ سپس امام صادق فرمودند:
[ "إنما يؤخذ بآخر أمر رسول الله ﷺ" ]
يعني آنها بايستى آخرين امر رسول الله را (كه همان خوردن روزه در سفر است) به كار ببندند.
- اما شیخ صدوق از آنجا که تغییر نظر خود پیامبر و همچنین حرام بودن روزه در سفر، مخالف عصمت میداند، کلمه [ آخر ] را حذف كرد !
💥 #روایت_سى_ام 💥
❌دستڪارۍ شیخ صدوق [ ڪذوبـــ ]↓
- كلينی راجع به دِیه روایت کرده:
[ "أصابع اليدين والرجلين سواء في الدية، في كل إصبع عشرة من الإبل" ]
- اما شیخ صدوق این قسمت [ في كل إصبع عشرة من الإبل ] را حذف کرده تا با دیگر روایات جمع بزند ( همانطور که محمد تقی مجلسی در اسکنی که قرار داده ام اقرار کرده )
▪︎نكتــہ :
- شيخ صدوق سند خود به حسن بن محبوب در مشيخه از همین کتاب " من لا یحضره الفقیه " بیان کردند.
❌دستڪارۍ شیخ صدوق [ ڪذوبـــ ]↓
- كلينی راجع به دِیه روایت کرده:
[ "أصابع اليدين والرجلين سواء في الدية، في كل إصبع عشرة من الإبل" ]
- اما شیخ صدوق این قسمت [ في كل إصبع عشرة من الإبل ] را حذف کرده تا با دیگر روایات جمع بزند ( همانطور که محمد تقی مجلسی در اسکنی که قرار داده ام اقرار کرده )
▪︎نكتــہ :
- شيخ صدوق سند خود به حسن بن محبوب در مشيخه از همین کتاب " من لا یحضره الفقیه " بیان کردند.
✍🏻 به همین قدر اڪتفاء میڪنم ؛ حاݪ اینڪه بیش از ده مثال دیگر در دسترس است 🌷
📌 سه نڪتـہ:
۱. این ۳۰ عدد که از دستکاری شیخ صدوق ( ڪذوبـــ ) آورده شد، تنها مثال است و الا اگر کسی بین این همه کتاب های ایشان بیشتر وقت بزارد، به بیش از ۱۰۰ مورد از چنین موارد پیدا خواهد کرد، حال آنکه ۳۰ عدد مذکور برای اسقاط عدالت شیخ صدوق کافی است، جدا از کلام اهل علم که راجع به ایشان و تدلیساتشان آورده شد.
۲. این مثال ها که یاد شد، تنها با مقارنه بین روایات منقوله ایشان و منبع اصلی و مأخذ او بود و الا بعید نیست روایاتی که از تفردات ایشان است، بیش از این اعداد و شمارش احادیث وضع و ساخته است.
- نظر بنده این است که شیخ صدوق برای خود قانون و اعتقاد خاصی راجع به تجویز دروغگویی و وضع روایات داشته است، همانطور که خیلی از زنادقه و حتی زهّاد چنین گمانی در برابر وضع حدیث داشته اند که اگر مسأله ای میدیدند که نیاز به هدایت مردم بوده، حدیثی برای آن میساختند.
۳. دستکاری های شیخ صدوق، در ابواب مختلف است، که اگر ملاحظه کرده باشید بیشتر در مسائل امامت، اصول اعتقاد (صفات و...) و همچنین فقهیات بود.
اما باید به این نکته توجه کنید، مثال هایی که آورده شد، دستکاری در کلام اصحاب ائمه و علما نبوده، بلکه در کلام خود معصوم و شرع است که آنان را تخطئه و کلام آنان را تحریف میکرده، و اگر این را نوعی وضع و کذب بر امامان ندانیم، چه باید آن را نامید !
📌 سه نڪتـہ:
۱. این ۳۰ عدد که از دستکاری شیخ صدوق ( ڪذوبـــ ) آورده شد، تنها مثال است و الا اگر کسی بین این همه کتاب های ایشان بیشتر وقت بزارد، به بیش از ۱۰۰ مورد از چنین موارد پیدا خواهد کرد، حال آنکه ۳۰ عدد مذکور برای اسقاط عدالت شیخ صدوق کافی است، جدا از کلام اهل علم که راجع به ایشان و تدلیساتشان آورده شد.
۲. این مثال ها که یاد شد، تنها با مقارنه بین روایات منقوله ایشان و منبع اصلی و مأخذ او بود و الا بعید نیست روایاتی که از تفردات ایشان است، بیش از این اعداد و شمارش احادیث وضع و ساخته است.
- نظر بنده این است که شیخ صدوق برای خود قانون و اعتقاد خاصی راجع به تجویز دروغگویی و وضع روایات داشته است، همانطور که خیلی از زنادقه و حتی زهّاد چنین گمانی در برابر وضع حدیث داشته اند که اگر مسأله ای میدیدند که نیاز به هدایت مردم بوده، حدیثی برای آن میساختند.
۳. دستکاری های شیخ صدوق، در ابواب مختلف است، که اگر ملاحظه کرده باشید بیشتر در مسائل امامت، اصول اعتقاد (صفات و...) و همچنین فقهیات بود.
اما باید به این نکته توجه کنید، مثال هایی که آورده شد، دستکاری در کلام اصحاب ائمه و علما نبوده، بلکه در کلام خود معصوم و شرع است که آنان را تخطئه و کلام آنان را تحریف میکرده، و اگر این را نوعی وضع و کذب بر امامان ندانیم، چه باید آن را نامید !
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
┄┄┅━༅𖣔﷽𖣔༅━┅┄
#پاسخ_بہ_یڪ_شبـهه
✍🏻 ميگویند امام بخاری رحمه الله در کلام عبدالله بن مسعود راجع به "معوذتین" بر خلاف روایت حمیدی رحمه الله در مسند خود، تدلیس نمودند و کلام او را کامل نیاوردند !
- روایت امام بخاری :
[حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ حَدَّثَنَا عَبْدَةُ بْنُ أَبِي لُبَابَةَ عَنْ زِرِّ بْنِ حُبَيْشٍ ح وَحَدَّثَنَا عَاصِمٌ عَنْ زِرٍّ قَالَ سَأَلْتُ أُبَيَّ بْنَ كَعْبٍ قُلْتُ يَا أَبَا الْمُنْذِرِ إِنَّ أَخَاكَ ابْنَ مَسْعُودٍ يَقُولُ كَذَا وَكَذَا فَقَالَ أُبَيٌّ سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ لِي قِيلَ لِي فَقُلْتُ قَالَ فَنَحْنُ نَقُولُ كَمَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ]
📕 صحیح البخارۍ 4977
- روايت امام حميدی:
حَدَّثَنَا الْحُمَيْدِيُّ قَالَ: ثنا سُفْيَانُ قَالَ: ثنا عَبْدَةُ بْنُ أَبِي لُبَابَةَ، وَعَاصِمُ ابْنُ بَهْدَلَةَ أَنَّهُمَا سَمِعَا زِرَّ بْنَ حُبَيْشٍ يَقُولُ: سَأَلْتُ أُبَيَّ بْنَ كَعْبٍ عَنِ الْمُعَوِّذَتَيْنِ فَقُلْتُ: يَا أَبَا الْمُنْذِرِ إِنَّ أَخَاكَ ابْنَ مَسْعُودٍ يَحْكِيهِمَا مِنَ الْمُصْحَفِ قَالَ إِنِّي سَأَلَتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ قِيلَ لِي «قُلْ» فَقُلْتُ: فَنَحْنُ نَقُولُ كَمَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ
📕 مسند الحميدي ٣٦٧/١
📌پاســــــــــــــــخ:
1. اولاً : بايد بدانيد كه منهج امام بخاری رحمه الله در کتاب او، این نیست که تمام متون رو ذکر کند و نه هم اینکه روایات که موافق باب نباشد لزوماً تمام آن را یاد کند و بلکه محل شاهد ایشان در روایت، کلام و بیان رسول اکرم ﷺ است که از آن دین و احکام گرفته میشود.
2. دوماً : ابهام این جمله [ حْكِيهِمَا مِنَ الْمُصْحَفِ ] از جانب امام بخاری رحمه الله نیست، بلکه از جانب امام سفیان بن عیینه است، و این از باب تدلیس نیست بلکه از باب بیان نظر و رأی شرع است و کلام شارع هم همان کلامی است که بر زبان رسول اکرم جاری میشود و الا خود سفیان بن عیینه رحمه الله -کما اینکه در مسند حمیدی مشاهده شد- روایت را کامل بیان کرده بود و این جمله ابن مسعود رضی الله عنه همچنان در آن بود و اساساً امام بخاری از حمیدی این روایت رو نقل نکرده است، بلکه از طريق علي بن عبدالله المديني از سفيان بن عيينه است.
3. سوماً : دلیل وجود ابهام از جانب دیگر روات، این است که در طرق غیر امام بخاری رحمه الله با ابهام روایت شده است.
-ابن حجر عسقلانی رحمهالله در فتح الباری میگوید:
[ وكأن بعض الرواة أبهمه استعظاما له. وأظن ذلك من سفيان فإن الإسماعيلي أخرجه من طريقي عبد الجبار بن العلاء عن سفيان كذلك على الإبهام ]
- يعني از طریق عبدالجبار بن العلاء از سفيان بن عيينه همچنین به ابهام روایت شده است.
- میگویم: در طریق غیر سفیان بن عیینه، کما اینکه در مسند امام احمد رحمه الله آمده، همچنان به ابهام یاد شده است و حکایت یحکهما و غيره در آن نيست.
حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ عيَّاشٍ ، عَنْ عَاصِمٍ ، عَن زِرٍّ ، قَالَ : قُلْتُ لِأُبيٍّ : إِنَّ عَبْدَ اللَّهِ يَقُولُ فِي الْمُعَوِّذَتَينِ، فَقَالَ : سأَلنَا رسول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيهِ وسلَّمَ عَنهمَا فَقَالَ : " قيلَ لي فَقُلْتُ ". فَأَنَا أَقُولُ كَمَا قَالَ.
📚مسند احمد 21181
- همچنین در روایت قتیبة و وكيع از سفيان كما اينكه در مسند احمد و غیره یاد شده؛ ذکری از این حکایت نیست و متن چنین آمده است:
حدَّثَنَا وَكِيعٌ ، حَدَّثَنَا سُفْيَانُ ، عن عَاصمٍ ، عَنْ زرّ قَالَ : سألت أبيّ بنَ كَعبٍ عَنِ الْمعَوّذتين، فَقَالَ : سَأَلْتُ النّبِيّ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَنهُما، فَقَالَ : " قيلَ لِي فقُلتُ لَكُمْ فقولُوا ". قَالَ أُبَيٌّ : فَقَالَ لَنَا النَّبِيُّ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسلّمَ فَنَحْنُ نَقُولُ.
👈🏻 نتيجـہ : #حد_اقل در چهار طريق از تلاميذ سفيان بن عيينه [ علي بن المديني ؛ عبدالجبار بن العلاء ؛ وکیع ؛ قتيبة ] و از طریقی دیگر غیر از طریق سفیان بن عیینه رحمه الله؛ این حدیث به صورت ابهام یاد شده است فلذا تهمت ( فرضاً جرم بنامیم ) از امام بخاری رحمه الله منتفی است.
4. چهارماً : اگر این شیعیان کمی اهل تدلیس نباشند و یا اینکه بصیرت داشته باشند، کمی به این صفحه که از امام بخاری رحمه الله روایت آورده اند با دقت مطالعه کنند.
زيرا یک روایت قبل و حتی این روایت، ذیل باب دو سوره فلق و ناس آورده است، و کلام ابي بن كعب و دلالت بر قرآنی بودن آن از رسول خدا را آورده است، که این بیانگر واضح است که قصد تدلیسی نبوده و روایت را در باب معوذتین آورده که خواننده بداند موضوع راجع به سوره و قرآنی بودن فلق و ناس است و حکایت ابن مسعود زیرا به نام ابن مسعود هم تصریح شده است!
فلذا دیگر تدلیس چه نیازی بوده !
#پاسخ_بہ_یڪ_شبـهه
✍🏻 ميگویند امام بخاری رحمه الله در کلام عبدالله بن مسعود راجع به "معوذتین" بر خلاف روایت حمیدی رحمه الله در مسند خود، تدلیس نمودند و کلام او را کامل نیاوردند !
- روایت امام بخاری :
[حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ حَدَّثَنَا عَبْدَةُ بْنُ أَبِي لُبَابَةَ عَنْ زِرِّ بْنِ حُبَيْشٍ ح وَحَدَّثَنَا عَاصِمٌ عَنْ زِرٍّ قَالَ سَأَلْتُ أُبَيَّ بْنَ كَعْبٍ قُلْتُ يَا أَبَا الْمُنْذِرِ إِنَّ أَخَاكَ ابْنَ مَسْعُودٍ يَقُولُ كَذَا وَكَذَا فَقَالَ أُبَيٌّ سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ لِي قِيلَ لِي فَقُلْتُ قَالَ فَنَحْنُ نَقُولُ كَمَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ]
📕 صحیح البخارۍ 4977
- روايت امام حميدی:
حَدَّثَنَا الْحُمَيْدِيُّ قَالَ: ثنا سُفْيَانُ قَالَ: ثنا عَبْدَةُ بْنُ أَبِي لُبَابَةَ، وَعَاصِمُ ابْنُ بَهْدَلَةَ أَنَّهُمَا سَمِعَا زِرَّ بْنَ حُبَيْشٍ يَقُولُ: سَأَلْتُ أُبَيَّ بْنَ كَعْبٍ عَنِ الْمُعَوِّذَتَيْنِ فَقُلْتُ: يَا أَبَا الْمُنْذِرِ إِنَّ أَخَاكَ ابْنَ مَسْعُودٍ يَحْكِيهِمَا مِنَ الْمُصْحَفِ قَالَ إِنِّي سَأَلَتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ قِيلَ لِي «قُلْ» فَقُلْتُ: فَنَحْنُ نَقُولُ كَمَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ
📕 مسند الحميدي ٣٦٧/١
📌پاســــــــــــــــخ:
1. اولاً : بايد بدانيد كه منهج امام بخاری رحمه الله در کتاب او، این نیست که تمام متون رو ذکر کند و نه هم اینکه روایات که موافق باب نباشد لزوماً تمام آن را یاد کند و بلکه محل شاهد ایشان در روایت، کلام و بیان رسول اکرم ﷺ است که از آن دین و احکام گرفته میشود.
2. دوماً : ابهام این جمله [ حْكِيهِمَا مِنَ الْمُصْحَفِ ] از جانب امام بخاری رحمه الله نیست، بلکه از جانب امام سفیان بن عیینه است، و این از باب تدلیس نیست بلکه از باب بیان نظر و رأی شرع است و کلام شارع هم همان کلامی است که بر زبان رسول اکرم جاری میشود و الا خود سفیان بن عیینه رحمه الله -کما اینکه در مسند حمیدی مشاهده شد- روایت را کامل بیان کرده بود و این جمله ابن مسعود رضی الله عنه همچنان در آن بود و اساساً امام بخاری از حمیدی این روایت رو نقل نکرده است، بلکه از طريق علي بن عبدالله المديني از سفيان بن عيينه است.
3. سوماً : دلیل وجود ابهام از جانب دیگر روات، این است که در طرق غیر امام بخاری رحمه الله با ابهام روایت شده است.
-ابن حجر عسقلانی رحمهالله در فتح الباری میگوید:
[ وكأن بعض الرواة أبهمه استعظاما له. وأظن ذلك من سفيان فإن الإسماعيلي أخرجه من طريقي عبد الجبار بن العلاء عن سفيان كذلك على الإبهام ]
- يعني از طریق عبدالجبار بن العلاء از سفيان بن عيينه همچنین به ابهام روایت شده است.
- میگویم: در طریق غیر سفیان بن عیینه، کما اینکه در مسند امام احمد رحمه الله آمده، همچنان به ابهام یاد شده است و حکایت یحکهما و غيره در آن نيست.
حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ عيَّاشٍ ، عَنْ عَاصِمٍ ، عَن زِرٍّ ، قَالَ : قُلْتُ لِأُبيٍّ : إِنَّ عَبْدَ اللَّهِ يَقُولُ فِي الْمُعَوِّذَتَينِ، فَقَالَ : سأَلنَا رسول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيهِ وسلَّمَ عَنهمَا فَقَالَ : " قيلَ لي فَقُلْتُ ". فَأَنَا أَقُولُ كَمَا قَالَ.
📚مسند احمد 21181
- همچنین در روایت قتیبة و وكيع از سفيان كما اينكه در مسند احمد و غیره یاد شده؛ ذکری از این حکایت نیست و متن چنین آمده است:
حدَّثَنَا وَكِيعٌ ، حَدَّثَنَا سُفْيَانُ ، عن عَاصمٍ ، عَنْ زرّ قَالَ : سألت أبيّ بنَ كَعبٍ عَنِ الْمعَوّذتين، فَقَالَ : سَأَلْتُ النّبِيّ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَنهُما، فَقَالَ : " قيلَ لِي فقُلتُ لَكُمْ فقولُوا ". قَالَ أُبَيٌّ : فَقَالَ لَنَا النَّبِيُّ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسلّمَ فَنَحْنُ نَقُولُ.
👈🏻 نتيجـہ : #حد_اقل در چهار طريق از تلاميذ سفيان بن عيينه [ علي بن المديني ؛ عبدالجبار بن العلاء ؛ وکیع ؛ قتيبة ] و از طریقی دیگر غیر از طریق سفیان بن عیینه رحمه الله؛ این حدیث به صورت ابهام یاد شده است فلذا تهمت ( فرضاً جرم بنامیم ) از امام بخاری رحمه الله منتفی است.
4. چهارماً : اگر این شیعیان کمی اهل تدلیس نباشند و یا اینکه بصیرت داشته باشند، کمی به این صفحه که از امام بخاری رحمه الله روایت آورده اند با دقت مطالعه کنند.
زيرا یک روایت قبل و حتی این روایت، ذیل باب دو سوره فلق و ناس آورده است، و کلام ابي بن كعب و دلالت بر قرآنی بودن آن از رسول خدا را آورده است، که این بیانگر واضح است که قصد تدلیسی نبوده و روایت را در باب معوذتین آورده که خواننده بداند موضوع راجع به سوره و قرآنی بودن فلق و ناس است و حکایت ابن مسعود زیرا به نام ابن مسعود هم تصریح شده است!
فلذا دیگر تدلیس چه نیازی بوده !
♒️ سلسلـہ "عبقریة اݪبخارۍ دوّخت الشیعــة اݪروافضـ" (٢)
🔻بخش ( ۱ )
#پاسخ_بہ_یڪ_شبـهه
✍🏻 ميگویند امام بخاری رحمه الله نام صحابي " سمرة " رو به صورت #مبهم ذکر بر خلاف روایت حمیدی رحمه الله در مسند خود، که به نام این صحابی تصریح نموده اند
📌 روایت صحیح بخاری:
حَدَّثَنَا الْحُمَيْدِيُّ ، حَدَّثَنَا سُفْيَانُ ، حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ دِينَارٍ ، قَالَ : أَخْبَرَنِي طَاوُسٌ أَنَّهُ سَمِعَ ابْنَ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا يَقُولُ : بَلَغَ عُمَرَ أَنَّ فُلَانًا بَاعَ خَمْرًا فَقَالَ : قَاتَلَ اللَّهُ فُلَانًا، أَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ : " قَاتَلَ اللَّهُ الْيَهُودَ ؛ حُرِّمَتْ عَلَيْهِمُ الشُّحُومُ فَجَمَلُوهَا فَبَاعُوهَا ".
📕 صحيح بخاري ج٣ ص٨٢
📌 روایت مسند حمیدی:
(( حَدَّثَنَا الْحُمَيْدِيُّ، ثنا سُفْيَانُ، ثنا عَمْرُو بْنُ دِينَارٍ قَالَ: أَخْبَرَنِي طَاوُسٌ سَمِعَ ابْنَ عَبَّاسٍ يَقُولُ: بَلَغَ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ أَنَّ سَمُرَةَ بَاعَ خَمْرًا فَقَالَ: قَاتَلَ اللَّهُ سَمُرَةَ أَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: « لَعَنَ اللَّهُ الْيَهُودَ حُرِّمَتْ عَلَيْهِمُ الشُّحُومُ فَجَمَلُوهَا فَبَاعُوهَا» ))
📕 مسند حمیدی ج۱ ص۱۵۴
📌پاســــــــــــــــخ:
1. اولاً : دقت کنید، ما فرضاً بگوییم به نام این صحابی تصریح نشده باشد، هیچ خدشه ای به دین و اصحاب و امام بخاری وارد نمیکند، زیرا الآن چه بدانیم و چه ندانیم که فلان صحابی چه کسی است، لا یقدّم و لا یؤخّر !
- زيرا اصل این روایت اساساً موقوف است ، یعنی از زبان حضرت عمر رضی الله عنه است، نه رسول اکرم ﷺ فلذا نه تحریفی در دین شده و نه کلام رسول خدا را زیاد و کم کرده باشد.
- در حالی که شیخ صدوق ( ڪذوبـــ ) دارد ڪلام پیامبر و امامان رو تحریف و دستکاری قبیح ڪرده است.
[ مشاهـــده ڪنید ]
2. دوماً : آیا واقعاً ابهام اسم صحابی توسط امام بخاری رحمه الله صورت گرفته است !؟
✅ قطعاً خیر !
- زیرا ابهام اسم این صحابی توسط سفیان بن عیینه رحمه الله واقع شده و در واقع امام ابن عیینه برخی مواقع در تحدیث به نام صحابی تصریح نموده و در مواقع دیگر به صورت ابهام آن را بیان کردند، و بیان شد که اصلا عدم تصریح هیچ اثر و ضرری نمیرساند اما شیعیان که ضرباتی که بخاطر شیخ صدوق به آنان وارد کرده ایم، نمیدانند چطور جبران کنند و دارند دیوانه میشوند !
🔻بخش ( ۱ )
#پاسخ_بہ_یڪ_شبـهه
✍🏻 ميگویند امام بخاری رحمه الله نام صحابي " سمرة " رو به صورت #مبهم ذکر بر خلاف روایت حمیدی رحمه الله در مسند خود، که به نام این صحابی تصریح نموده اند
📌 روایت صحیح بخاری:
حَدَّثَنَا الْحُمَيْدِيُّ ، حَدَّثَنَا سُفْيَانُ ، حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ دِينَارٍ ، قَالَ : أَخْبَرَنِي طَاوُسٌ أَنَّهُ سَمِعَ ابْنَ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا يَقُولُ : بَلَغَ عُمَرَ أَنَّ فُلَانًا بَاعَ خَمْرًا فَقَالَ : قَاتَلَ اللَّهُ فُلَانًا، أَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ : " قَاتَلَ اللَّهُ الْيَهُودَ ؛ حُرِّمَتْ عَلَيْهِمُ الشُّحُومُ فَجَمَلُوهَا فَبَاعُوهَا ".
📕 صحيح بخاري ج٣ ص٨٢
📌 روایت مسند حمیدی:
(( حَدَّثَنَا الْحُمَيْدِيُّ، ثنا سُفْيَانُ، ثنا عَمْرُو بْنُ دِينَارٍ قَالَ: أَخْبَرَنِي طَاوُسٌ سَمِعَ ابْنَ عَبَّاسٍ يَقُولُ: بَلَغَ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ أَنَّ سَمُرَةَ بَاعَ خَمْرًا فَقَالَ: قَاتَلَ اللَّهُ سَمُرَةَ أَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: « لَعَنَ اللَّهُ الْيَهُودَ حُرِّمَتْ عَلَيْهِمُ الشُّحُومُ فَجَمَلُوهَا فَبَاعُوهَا» ))
📕 مسند حمیدی ج۱ ص۱۵۴
📌پاســــــــــــــــخ:
1. اولاً : دقت کنید، ما فرضاً بگوییم به نام این صحابی تصریح نشده باشد، هیچ خدشه ای به دین و اصحاب و امام بخاری وارد نمیکند، زیرا الآن چه بدانیم و چه ندانیم که فلان صحابی چه کسی است، لا یقدّم و لا یؤخّر !
- زيرا اصل این روایت اساساً موقوف است ، یعنی از زبان حضرت عمر رضی الله عنه است، نه رسول اکرم ﷺ فلذا نه تحریفی در دین شده و نه کلام رسول خدا را زیاد و کم کرده باشد.
- در حالی که شیخ صدوق ( ڪذوبـــ ) دارد ڪلام پیامبر و امامان رو تحریف و دستکاری قبیح ڪرده است.
[ مشاهـــده ڪنید ]
2. دوماً : آیا واقعاً ابهام اسم صحابی توسط امام بخاری رحمه الله صورت گرفته است !؟
✅ قطعاً خیر !
- زیرا ابهام اسم این صحابی توسط سفیان بن عیینه رحمه الله واقع شده و در واقع امام ابن عیینه برخی مواقع در تحدیث به نام صحابی تصریح نموده و در مواقع دیگر به صورت ابهام آن را بیان کردند، و بیان شد که اصلا عدم تصریح هیچ اثر و ضرری نمیرساند اما شیعیان که ضرباتی که بخاطر شیخ صدوق به آنان وارد کرده ایم، نمیدانند چطور جبران کنند و دارند دیوانه میشوند !
3. سوماً : دلیل وجود ابهام از جانب ابن عیینه رحمه الله، این است که در طرق غیر امام بخاری رحمه الله با ابهام روایت شده است.
👈🏻 روايت امام شافعي از سفيان بن عيينه :
أَخْبَرَنَا سُفْيَانُ، عَنْ عَمْرِو بْنِ دِينَارٍ، عَنْ طَاوُسٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ: بَلَغَ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ أَنَّ رَجُلًا بَاعَ خَمْرًا فَقَالَ: قَاتَلَ اللَّهُ فُلَانًا بَاعَ الْخَمْرَ، أَمَا عَلِمَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «قَاتَلَ اللَّهُ الْيَهُودَ، حُرِّمَتْ عَلَيْهِمُ الشُّحُومُ فَجَمَلُوهَا فَبَاعُوهَا»
📗الأم للشافعي ١٩٤/٧
👈🏻 روايت فضل بن دكين از سفيان بن عيينه :
قَالَ: فَحَدَّثَنَا أَبُو نُعَيْمٍ الْفَضْلُ بْنُ دُكَيْنٍ، قَالَ ثَنَا ابْنُ عُيَيْنَةَ، عَنْ عَمْرِو بْنِ دِينَارٍ، قَالَ: سَمِعْتُ طَاوُسًا، يُحَدِّثُ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: " بَلَغَ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ أَنَّ فُلَانًا بَاعَ الْخَمْرَ، فَقَالَ عُمَرُ، رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ: قَاتَلَ اللَّهُ فُلَانًا، أَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «قَاتَلَ اللَّهُ الْيَهُودَ، حُرِّمَتْ عَلَيْهِمُ الشُّحُومُ فَبَاعُوهَا، وَأَكَلُوا أَثْمَانَهَا»
📗مسند عمر بن الخطاب ليعقوب بن شيبة ٤٥
👈🏻 روايت ابن المقرئ و محمود بن آدم از سفيان بن عيينه :
حَدَّثَنَا ابْنُ الْمُقْرِئِ، وَمَحْمُودُ بْنُ آدَمَ، قَالَا: ثَنَا سُفْيَانُ، عَنْ عَمْرٍو، عَنْ طَاوُسٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ: سَمِعْتُ عُمَرَ، رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ يَقُولُ وَبَلَغَهُ أَنَّ رَجُلًا بَاعَ خَمْرًا فَقَالَ: قَاتَلَ اللَّهُ فُلَانًا أَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «قَاتَلَ اللَّهُ الْيَهُودَ حُرِّمَتْ عَلَيْهِمُ الشُّحُومُ فَأَجْمَلُوهَا فَبَاعُوهَا»
📗 المنتقى لابن جارود ١٤٩
👈🏻 روايت زعفراني از سفيان بن عيينه :
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى، قثنا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى، قثنا سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ، ح وَأَخْبَرَنِي الزَّعْفَرَانِيُّ، عَنْ سُفْيَانَ بْنِ عُيَيْنَةَ، عَنْ عَمْرِو بْنِ دِينَارٍ، عَنْ طَاوُسٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: بَلَغَ عُمَرَ أَنَّ سَمُرَةَ، بَاعَ الْخَمْرَ،فَقَالَ: قَاتَلَ اللَّهُ سَمُرَةَ بَاعَ خَمْرًا، وَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «لَعَنَ اللَّهُ الْيَهُودَ حُرِّمَتْ عَلَيْهِمُ الشُّحُومُ، فَجَمَلُوهَا، فَبَاعُوهَا» وَقَالَ الزَّعْفَرَانِيُّ: بَلَغَ عُمَرَ أَنَّ رَجُلًا بَاعَ الْخَمْرَ، فَقَالَ: قَاتَلَ اللَّهُ فُلَانًا وَذَكَرَ مِثْلَهُ.
📗مستخرج أبي عوانة ۳۷۱/۳
👈🏻 نكتـہ مهم: حتى خود امام حميدي رحمه الله؛ در غیر روایت امام بخاری، تصریح به نام "سمره" نکرده است.
در طریق سابق که از مسند ابوعوانه آورده شد، در آخر به آن اشاره شده :
5356 - حَدَّثَنَا الصَّوْمَعِيُّ، قثنا الْحُمَيْدِيُّ، وَأَبُو مُسْلِمٍ، وَأَبُو نُعَيْمٍ، قَالُوا: ثَنَا سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ، بِإِسْنَادِهِ نَحْوَهُ !
👈🏻 فلذا نتیجه این شد که فرضاً اگر جرم بنامیم، هیچ خدشه ای به امام بخاری رحمه الله وارد نیست.
4. چهارماً : آیا امام بخاری رحمه الله از تصریح بنام صحابی ( سمره بن جندب رضی الله عنه ) حرج و واهمه داشته اند !؟
✅ قطعاً خیر؛ زیرا امام بخاری اسم سمره رضی الله عنه را در علل کبیر امام ترمذی رحمه الله تصریح کرده اند !
343 - حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ , حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ زَيْدٍ , عَنْ عَمْرِو بْنِ دِينَارٍ , عَنْ طَاوُسٍ , قَالَ: بَلَغَ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ أَنَّ سَمُرَةَ , بَاعَ الْخَمْرَ. الْحَدِيثُ.
344 - وَقَالَ ابْنُ عُيَيْنَةَ: عَنْ عَمْرٍو , عَنْ طَاوُسٍ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ , فَسَأَلْتُ مُحَمَّدًا فَقَالَ: حَدِيثُ ابْنِ عُيَيْنَةَ أَصَحُّ. وَسُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ أَحْفَظُ مِنْ حَمَّادِ بْنِ زَيْدٍ. قَالَ: قُلْتُ لِمُحَمَّدٍ: هُوَ سَمُرَةُ بْنُ جُنْدُبٍ؟ قَالَ: نَعَمْ.
📚العلل الكبير ۱۹۸/۱
5. پنجماً : آیا عمل صحابی( سمره بن جندب رضی الله عنه ) به عدالت صحابه خدشه وارد میکند !؟
✅ قطعاً خیر !
[ مشاهـــده ڪنید ]
6. ششماً : اگر این تدلیس و دروغ بحساب میاد، پس این هدیه را داشته باشید ↓‼️
https://t.me/eulumhadith/520
👈🏻 روايت امام شافعي از سفيان بن عيينه :
أَخْبَرَنَا سُفْيَانُ، عَنْ عَمْرِو بْنِ دِينَارٍ، عَنْ طَاوُسٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ: بَلَغَ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ أَنَّ رَجُلًا بَاعَ خَمْرًا فَقَالَ: قَاتَلَ اللَّهُ فُلَانًا بَاعَ الْخَمْرَ، أَمَا عَلِمَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «قَاتَلَ اللَّهُ الْيَهُودَ، حُرِّمَتْ عَلَيْهِمُ الشُّحُومُ فَجَمَلُوهَا فَبَاعُوهَا»
📗الأم للشافعي ١٩٤/٧
👈🏻 روايت فضل بن دكين از سفيان بن عيينه :
قَالَ: فَحَدَّثَنَا أَبُو نُعَيْمٍ الْفَضْلُ بْنُ دُكَيْنٍ، قَالَ ثَنَا ابْنُ عُيَيْنَةَ، عَنْ عَمْرِو بْنِ دِينَارٍ، قَالَ: سَمِعْتُ طَاوُسًا، يُحَدِّثُ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: " بَلَغَ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ أَنَّ فُلَانًا بَاعَ الْخَمْرَ، فَقَالَ عُمَرُ، رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ: قَاتَلَ اللَّهُ فُلَانًا، أَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «قَاتَلَ اللَّهُ الْيَهُودَ، حُرِّمَتْ عَلَيْهِمُ الشُّحُومُ فَبَاعُوهَا، وَأَكَلُوا أَثْمَانَهَا»
📗مسند عمر بن الخطاب ليعقوب بن شيبة ٤٥
👈🏻 روايت ابن المقرئ و محمود بن آدم از سفيان بن عيينه :
حَدَّثَنَا ابْنُ الْمُقْرِئِ، وَمَحْمُودُ بْنُ آدَمَ، قَالَا: ثَنَا سُفْيَانُ، عَنْ عَمْرٍو، عَنْ طَاوُسٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ: سَمِعْتُ عُمَرَ، رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ يَقُولُ وَبَلَغَهُ أَنَّ رَجُلًا بَاعَ خَمْرًا فَقَالَ: قَاتَلَ اللَّهُ فُلَانًا أَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «قَاتَلَ اللَّهُ الْيَهُودَ حُرِّمَتْ عَلَيْهِمُ الشُّحُومُ فَأَجْمَلُوهَا فَبَاعُوهَا»
📗 المنتقى لابن جارود ١٤٩
👈🏻 روايت زعفراني از سفيان بن عيينه :
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى، قثنا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى، قثنا سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ، ح وَأَخْبَرَنِي الزَّعْفَرَانِيُّ، عَنْ سُفْيَانَ بْنِ عُيَيْنَةَ، عَنْ عَمْرِو بْنِ دِينَارٍ، عَنْ طَاوُسٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: بَلَغَ عُمَرَ أَنَّ سَمُرَةَ، بَاعَ الْخَمْرَ،فَقَالَ: قَاتَلَ اللَّهُ سَمُرَةَ بَاعَ خَمْرًا، وَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «لَعَنَ اللَّهُ الْيَهُودَ حُرِّمَتْ عَلَيْهِمُ الشُّحُومُ، فَجَمَلُوهَا، فَبَاعُوهَا» وَقَالَ الزَّعْفَرَانِيُّ: بَلَغَ عُمَرَ أَنَّ رَجُلًا بَاعَ الْخَمْرَ، فَقَالَ: قَاتَلَ اللَّهُ فُلَانًا وَذَكَرَ مِثْلَهُ.
📗مستخرج أبي عوانة ۳۷۱/۳
👈🏻 نكتـہ مهم: حتى خود امام حميدي رحمه الله؛ در غیر روایت امام بخاری، تصریح به نام "سمره" نکرده است.
در طریق سابق که از مسند ابوعوانه آورده شد، در آخر به آن اشاره شده :
5356 - حَدَّثَنَا الصَّوْمَعِيُّ، قثنا الْحُمَيْدِيُّ، وَأَبُو مُسْلِمٍ، وَأَبُو نُعَيْمٍ، قَالُوا: ثَنَا سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ، بِإِسْنَادِهِ نَحْوَهُ !
👈🏻 فلذا نتیجه این شد که فرضاً اگر جرم بنامیم، هیچ خدشه ای به امام بخاری رحمه الله وارد نیست.
4. چهارماً : آیا امام بخاری رحمه الله از تصریح بنام صحابی ( سمره بن جندب رضی الله عنه ) حرج و واهمه داشته اند !؟
✅ قطعاً خیر؛ زیرا امام بخاری اسم سمره رضی الله عنه را در علل کبیر امام ترمذی رحمه الله تصریح کرده اند !
343 - حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ , حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ زَيْدٍ , عَنْ عَمْرِو بْنِ دِينَارٍ , عَنْ طَاوُسٍ , قَالَ: بَلَغَ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ أَنَّ سَمُرَةَ , بَاعَ الْخَمْرَ. الْحَدِيثُ.
344 - وَقَالَ ابْنُ عُيَيْنَةَ: عَنْ عَمْرٍو , عَنْ طَاوُسٍ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ , فَسَأَلْتُ مُحَمَّدًا فَقَالَ: حَدِيثُ ابْنِ عُيَيْنَةَ أَصَحُّ. وَسُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ أَحْفَظُ مِنْ حَمَّادِ بْنِ زَيْدٍ. قَالَ: قُلْتُ لِمُحَمَّدٍ: هُوَ سَمُرَةُ بْنُ جُنْدُبٍ؟ قَالَ: نَعَمْ.
📚العلل الكبير ۱۹۸/۱
5. پنجماً : آیا عمل صحابی( سمره بن جندب رضی الله عنه ) به عدالت صحابه خدشه وارد میکند !؟
✅ قطعاً خیر !
[ مشاهـــده ڪنید ]
6. ششماً : اگر این تدلیس و دروغ بحساب میاد، پس این هدیه را داشته باشید ↓‼️
https://t.me/eulumhadith/520
اولاً : این یک مسأله فقهی است و بعید نیست که سمره رضی الله عنه به حکم بیع آن مطلع نبودند و به فرض که چنین نباشد، به عنوان معصیت میدانیم زیرا قائل به عصمت صحابه نیستیم.
قَوْلُهُ: (باعَ خَمْرًا) 👈🏻الظّاهِرُ أنَّهُ باعَها لِعَدَمِ عِلْمِهِ بِالحَدِيثِ👉🏻 وقَوْلُ عُمَرَ قاتَلَ اللَّهُ سُمْرَةَ لَيْسَ المُرادُ بِهِ اللَّعْنَ، وإنَّما المُرادُ بِهِ إظْهارُ الغَضَبِ لِلتَّنْبِيهِ عَلى أنَّهُ جَهْلٌ فِي غَيْرِ مَحَلِّهِ واللّائِقُ بِحالِ العاقِلِ أنْ لا يَجْهَلَ مِثْلَهُ
📚حاشية السندي على سنن ابن ماجه ٢/٣٣٠ — السندي، محمد بن عبد الهادي (ت ١١٣٨)
دوماً : قول عمر رضي الله عنه«قاتل الله..» لعن مقصوده هم نيست وبلكه کلام رایج عرب در هنگام غضب است.
👈🏻 مجلسی میگوید:
[يجوز أن يكون من الألفاظ التي تجري على ألسنة العرب ولا يراد بها الدعاء كقولهم : تربت يداك وقاتلك الله... وهذه الكلمة جارية على ألسنة العرب لا يريدون به الدعاء على المخاطب، ولا وقوع الأمر به، كما يقولون : قاتله الله]
📚مرآة العقول ج۲۱ ص۲۳۳
سوماً: در قرآن راجع به تحريم بيع خمر صراحت ندارد و اينكه آمده [ انما الخمر ...] همچون [حرمت علیکم المیتة] هست كه منظور #خوردن آن است
- چرا که روایت داریم پوست حیوان مرده اگر دباغی شود جایز است استفاده کرد، فلذا جا دارد لفظ [ اکل] را در تقدیر بدانیم
- اما عرض شد ممکن است حکم آن را نمیدانستند و این هم مورد عجیبی نیست، بلکه حتی امام معصوم در کتب شیعه بخاطر جهل به حکم مسأله ای؛ دست به کار حرام شده است:
(( كما يظهر من رواية صحيحة رواها الشيخ في التهذيب عن جميل عن الصادق عليهالسلام قال : « رآني علي بن الحسين عليهماالسلام وأنا أقلع الحشيش من حول الفساطيط بمنى فقال : يا بنى ان هذا لا يقلع »))
📚 پاورق من لا يحضره الفقيه ۲۵۶/۲
قَوْلُهُ: (باعَ خَمْرًا) 👈🏻الظّاهِرُ أنَّهُ باعَها لِعَدَمِ عِلْمِهِ بِالحَدِيثِ👉🏻 وقَوْلُ عُمَرَ قاتَلَ اللَّهُ سُمْرَةَ لَيْسَ المُرادُ بِهِ اللَّعْنَ، وإنَّما المُرادُ بِهِ إظْهارُ الغَضَبِ لِلتَّنْبِيهِ عَلى أنَّهُ جَهْلٌ فِي غَيْرِ مَحَلِّهِ واللّائِقُ بِحالِ العاقِلِ أنْ لا يَجْهَلَ مِثْلَهُ
📚حاشية السندي على سنن ابن ماجه ٢/٣٣٠ — السندي، محمد بن عبد الهادي (ت ١١٣٨)
دوماً : قول عمر رضي الله عنه«قاتل الله..» لعن مقصوده هم نيست وبلكه کلام رایج عرب در هنگام غضب است.
👈🏻 مجلسی میگوید:
[يجوز أن يكون من الألفاظ التي تجري على ألسنة العرب ولا يراد بها الدعاء كقولهم : تربت يداك وقاتلك الله... وهذه الكلمة جارية على ألسنة العرب لا يريدون به الدعاء على المخاطب، ولا وقوع الأمر به، كما يقولون : قاتله الله]
📚مرآة العقول ج۲۱ ص۲۳۳
سوماً: در قرآن راجع به تحريم بيع خمر صراحت ندارد و اينكه آمده [ انما الخمر ...] همچون [حرمت علیکم المیتة] هست كه منظور #خوردن آن است
- چرا که روایت داریم پوست حیوان مرده اگر دباغی شود جایز است استفاده کرد، فلذا جا دارد لفظ [ اکل] را در تقدیر بدانیم
- اما عرض شد ممکن است حکم آن را نمیدانستند و این هم مورد عجیبی نیست، بلکه حتی امام معصوم در کتب شیعه بخاطر جهل به حکم مسأله ای؛ دست به کار حرام شده است:
(( كما يظهر من رواية صحيحة رواها الشيخ في التهذيب عن جميل عن الصادق عليهالسلام قال : « رآني علي بن الحسين عليهماالسلام وأنا أقلع الحشيش من حول الفساطيط بمنى فقال : يا بنى ان هذا لا يقلع »))
📚 پاورق من لا يحضره الفقيه ۲۵۶/۲
♒️ سلسلـہ "عبقریة اݪبخارۍ دوّخت الشیعــة اݪروافضـ" (۳)
🔻بخش ( ۱ )
🔻بخش ( ٢ )
#پاسخ_بہ_یڪ_شبـهه
- میگویند امام بخاری رحمه الله روایتی طولانی راجع به هجرت صحابه به حبشه نقل کرده و بر خلاف امام مسلم ؛ جمله حضرت اسماء بنت عميس[وَقَالَتْ كَلِمَةً : كَذَبْتَ يَا عُمَرُ] را حذف نمودند.
📌 روایت امام مسلم :
(( حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ بَرَّادٍ الْأَشْعَرِيُّ ، وَمُحَمَّدُ بْنُ الْعَلَاءِ الْهَمْدَانِيُّ ، قَالَا : حَدَّثَنَا أَبُو أُسَامَةَ ، حَدَّثَنِي بُرَيْدٌ ، عَنْ أَبِي بُرْدَةَ ، عَنْ أَبِي مُوسَى ، قَالَ : بَلَغَنَا مَخْرَجُ ... فَقَالَ عُمَرُ حِينَ رَأَى أَسْمَاءَ : مَنْ هَذِهِ؟ قالَتْ : أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ . قَالَ عُمَرُ : الْحَبَشِيَّةُ هَذِهِ ؟ الْبَحْرِيَّةُ هَذِهِ ؟ فَقَالَتْ أَسْمَاءُ : نَعَمْ. فَقَالَ عُمَرُ : سَبَقْنَاكُمْ بِالْهِجْرَةِ، فَنَحْنُ أَحَقُّ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْكُمْ. فَغَضِبَتْ، وَقَالَتْ كَلِمَةً : كَذَبْتَ يَا عُمَرُ، كَلَّا وَاللَّهِ، كُنْتُمْ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُطْعِمُ جَائِعَكُمْ .. ))
📕صحيح مسلم 2502
📌 روایت صحیح بخاری :
(( حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْعَلَاءِ ، حَدَّثَنَا أَبُو أُسَامَةَ ، حَدَّثَنَا بُرَيْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ ، عَنْ أَبِي بُرْدَةَ ، عَنْ أَبِي مُوسَى رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ : بَلَغَنَا مَخْرَجُ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَنَحْنُ بِالْيَمَنِ، فَخَرَجْنَا مُهَاجِرِينَ إِلَيْه ...... فَقَالَ عُمَرُ حِينَ رَأَى أَسْمَاءَ : مَنْ هَذِهِ ؟ قَالَتْ : أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ. قَالَ عُمَرُ : الْحَبَشِيَّةُ هَذِهِ ؟ الْبَحْرِيَّةُ هَذِهِ ؟ قَالَتْ أَسْمَاءُ : نَعَمْ. قَالَ : سَبَقْنَاكُمْ بِالْهِجْرَةِ، فَنَحْنُ أَحَقُّ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْكُمْ. فَغَضِبَتْ، وَقَالَتْ : كَلَّا وَاللَّهِ كنْتُمْ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُطْعِمُ جَائِعَكُمْ ... .))
📕صحيح البخاري 4230
📌پاســــــــــــــــخ:
🔻بخش ( ۱ )
🔻بخش ( ٢ )
#پاسخ_بہ_یڪ_شبـهه
- میگویند امام بخاری رحمه الله روایتی طولانی راجع به هجرت صحابه به حبشه نقل کرده و بر خلاف امام مسلم ؛ جمله حضرت اسماء بنت عميس[وَقَالَتْ كَلِمَةً : كَذَبْتَ يَا عُمَرُ] را حذف نمودند.
📌 روایت امام مسلم :
(( حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ بَرَّادٍ الْأَشْعَرِيُّ ، وَمُحَمَّدُ بْنُ الْعَلَاءِ الْهَمْدَانِيُّ ، قَالَا : حَدَّثَنَا أَبُو أُسَامَةَ ، حَدَّثَنِي بُرَيْدٌ ، عَنْ أَبِي بُرْدَةَ ، عَنْ أَبِي مُوسَى ، قَالَ : بَلَغَنَا مَخْرَجُ ... فَقَالَ عُمَرُ حِينَ رَأَى أَسْمَاءَ : مَنْ هَذِهِ؟ قالَتْ : أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ . قَالَ عُمَرُ : الْحَبَشِيَّةُ هَذِهِ ؟ الْبَحْرِيَّةُ هَذِهِ ؟ فَقَالَتْ أَسْمَاءُ : نَعَمْ. فَقَالَ عُمَرُ : سَبَقْنَاكُمْ بِالْهِجْرَةِ، فَنَحْنُ أَحَقُّ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْكُمْ. فَغَضِبَتْ، وَقَالَتْ كَلِمَةً : كَذَبْتَ يَا عُمَرُ، كَلَّا وَاللَّهِ، كُنْتُمْ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُطْعِمُ جَائِعَكُمْ .. ))
📕صحيح مسلم 2502
📌 روایت صحیح بخاری :
(( حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْعَلَاءِ ، حَدَّثَنَا أَبُو أُسَامَةَ ، حَدَّثَنَا بُرَيْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ ، عَنْ أَبِي بُرْدَةَ ، عَنْ أَبِي مُوسَى رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ : بَلَغَنَا مَخْرَجُ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَنَحْنُ بِالْيَمَنِ، فَخَرَجْنَا مُهَاجِرِينَ إِلَيْه ...... فَقَالَ عُمَرُ حِينَ رَأَى أَسْمَاءَ : مَنْ هَذِهِ ؟ قَالَتْ : أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ. قَالَ عُمَرُ : الْحَبَشِيَّةُ هَذِهِ ؟ الْبَحْرِيَّةُ هَذِهِ ؟ قَالَتْ أَسْمَاءُ : نَعَمْ. قَالَ : سَبَقْنَاكُمْ بِالْهِجْرَةِ، فَنَحْنُ أَحَقُّ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْكُمْ. فَغَضِبَتْ، وَقَالَتْ : كَلَّا وَاللَّهِ كنْتُمْ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُطْعِمُ جَائِعَكُمْ ... .))
📕صحيح البخاري 4230
📌پاســــــــــــــــخ:
1. اولاً : تفصیل این روایت به این طولانی که در صحیح بخاری و صحیح مسلم آمده، مدار آن بر ابو اسامه از برید بن عبدالله است.
- تلامیذ ابو اسامه (حماد بن أسامه بن زيد) که این روایت را نقل کرده اند؛ ۴ نفر هستند:
۱. محمد بن العلاء ( ابوكريب )
٢. عبدالله بن براد كوفی( ابوعامر )
٣. موسى بن عبدالرحمن
۴. یوسف بن موسی
- الآن آیا تمام این تلامیذ این جمله [ كذبت يا عمر ] آورده اند !؟
✅ پاسخ : خیر !
- تنها راوی که به این جمله تفرّد کرده است، عبدالله بن برّاد کوفی است که در صحیح مسلم به عنوان متابع برای محمد بن العلاء ياد شده است.
- شاید سؤال پیش بیاد؛ دلیل این چیست که این جمله [ كذبت يا عمر ] از روایت محمد بن العلاء ( ابوكريب ) نيست !؟
✅ پاسخ: از آنجا که طرق خود ابوکریب راجع به این روایت را تتبع کردم، دیدم که دقیقاً در روایت ایشان این جمله وجود ندارد و امام مسلم هر چند اصل روایت بخاطر تقارب لفظ را از ابوکریب میداند، اما از آنجا که این جمله در طرق غیر عبدالله بن براد ( ابوعامر ) وجود ندارد، پس نتیجه میگیریم که از تفراد ابوعامر است.
👈🏻 دلیل :
۱. در روایت بخاری تنها طریق ابوکریب از اسامه با این تفاصیل بود و این جمله در آن نبود( همانطور که در اصل شبهه روایت امام بخاری قرار داده ام)
۲. روایت دو تن دیگر از تلامیذ ابوکریب؛ که این جمله (کذبت ..) در آن وجود ندارد
[ حدَّثَنَا أَبُو إِسْحَاقَ بْنُ حَمْزَةَ، ثنا أَحْمَدُ بْنُ عَلِيٍّ، وَأَحْمَدُ بْنُ زُهَيْرٍ، قَالَا: ثنا أَبُو كُرَيْبٍ، ثنا أَبُو أُسَامَةَ، عَنْ بُرَيْدٍ، عَنْ أَبِي بُرْدَةَ، عَنْ أَبِي مُوسَى الْأَشْعَرِيِّ، قَالَ: ... فَغَضِبَتْ وَقَالَتْ كَلِمَةً: كَلَّا وَاللهِ كُنْتُمْ مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ..]
📚حلية الأولياء ۷۴/۲
✍🏻 نتیجه ميگیریم که در روايت 3 نفر از تلامیذ ابوکریب، این لفظ [ كذبت ..] از طريق ابوكريب از ابواسامه نقل نكردند و آنان هم به اين ترتيب هستند:
اول: خود امام بخاري
دوم: احمد بن علي
سوم: احمد بن زهير
👈🏻 فلذا از اينجا نتیجه گرفته میشود که امام مسلم این زیادت [ كذبت ..] از عبدالله بن براد آورده اند.
✍🏻 بالا عرض شد که این از تفردات عبدالله بن برد است، اما 3 تلمیذ دیگر از تلامیذ ابو اسامه (حماد بن أسامه بن زيد) بر خلاف عبدالله بن براد، این زیادت را نیاورده اند:👇🏻
۱- روایت ابوكريب محمد بن العلاء؛ را آوردم.
اثبات شد كه ایشان همانطور که در کتاب صحیح بخاری و حلیة الأولياء توسط دو تلمیذ، این زیادت را نیاورده است.
۲- روایت موسی بن عبدالرحمن در سنن امام نسائی↓
[ أَخْبَرَنَا مُوسَى بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو أُسَامَةَ قَالَ: حَدَّثَنِي بُرَيْدٌ، عَنْ أَبِي بُرْدَةَ، عَنْ أَبِي مُوسَى قَالَ:..فَغَضِبَتْ» وَقَالَتْ: كَلَّا وَاللهِ، كُنْتُمْ مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُطْعِمُ جَائِعَكُم .. ]
📚السنن الكبرى ۴۰۵/۷
۳- روایت یوسف بن موسی در نزد دارقطنی: ↓
[حَدَّثَنا أَحْمَدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْعَلاءِ، وعَبد اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ، قَالا: حَدَّثَنا يُوسُفُ بْنُ مُوسَى، حَدَّثَنا أَبُو أُسَامة، حَدَّثَني بُرَيد، عَن أَبِي بُرْدَة، عَن أَبِي مُوسَى قَالَ:.. فَغَضِبَتْ وَقَالَتْ: كَلِمَةً: ياعمر كَلا وَاللَّهِ كُنْتُمْ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيه وَسَلَّم يُطْعِمُ جَائِعَكُمْ ..]
📚 أربعون حديثا من مسند بريد ۱۱۶/۱
👈🏻 فلذا بیان شد که امام بخاری رحمه الله نه تدلیسی کرده و نه سانسوری انجام دادند 🌷
▪︎نكتــہ :
- عرض شد كه اين لفظ [ كذبت ..] از تفردات عبدالله بن براد است و اساساً ايشان تمام روايات مرفوع و مأثور او در صحیح مسلم، به عنوان متابع ياد شده و احتجاجی در روایات به ایشان نشده است.
- و در صحیح بخاری، تنها یک اثر در شواهد از کلام کوتاه عبدالله بن الزبیر رضی الله عنه از ایشان یاد شده است و امام ابن حجر در فتح الباری میگوید:
[ ما له في البخاري سوى هذا الموضع ]
- خلاصه این است که ایشان به نسبت دیگر تلامید ابو اسامه (حماد بن أسامه بن زيد) بخصوص محمد بن العلاء رتبه او کمتر است و امام ابن حجر در توثیق عبدالله بن براد لفظ #صدوق به کار میبرد، در حالی که راجع به محمد بن العلاء، ثقة حافظ بكار برده است.
- تلامیذ ابو اسامه (حماد بن أسامه بن زيد) که این روایت را نقل کرده اند؛ ۴ نفر هستند:
۱. محمد بن العلاء ( ابوكريب )
٢. عبدالله بن براد كوفی( ابوعامر )
٣. موسى بن عبدالرحمن
۴. یوسف بن موسی
- الآن آیا تمام این تلامیذ این جمله [ كذبت يا عمر ] آورده اند !؟
✅ پاسخ : خیر !
- تنها راوی که به این جمله تفرّد کرده است، عبدالله بن برّاد کوفی است که در صحیح مسلم به عنوان متابع برای محمد بن العلاء ياد شده است.
- شاید سؤال پیش بیاد؛ دلیل این چیست که این جمله [ كذبت يا عمر ] از روایت محمد بن العلاء ( ابوكريب ) نيست !؟
✅ پاسخ: از آنجا که طرق خود ابوکریب راجع به این روایت را تتبع کردم، دیدم که دقیقاً در روایت ایشان این جمله وجود ندارد و امام مسلم هر چند اصل روایت بخاطر تقارب لفظ را از ابوکریب میداند، اما از آنجا که این جمله در طرق غیر عبدالله بن براد ( ابوعامر ) وجود ندارد، پس نتیجه میگیریم که از تفراد ابوعامر است.
👈🏻 دلیل :
۱. در روایت بخاری تنها طریق ابوکریب از اسامه با این تفاصیل بود و این جمله در آن نبود( همانطور که در اصل شبهه روایت امام بخاری قرار داده ام)
۲. روایت دو تن دیگر از تلامیذ ابوکریب؛ که این جمله (کذبت ..) در آن وجود ندارد
[ حدَّثَنَا أَبُو إِسْحَاقَ بْنُ حَمْزَةَ، ثنا أَحْمَدُ بْنُ عَلِيٍّ، وَأَحْمَدُ بْنُ زُهَيْرٍ، قَالَا: ثنا أَبُو كُرَيْبٍ، ثنا أَبُو أُسَامَةَ، عَنْ بُرَيْدٍ، عَنْ أَبِي بُرْدَةَ، عَنْ أَبِي مُوسَى الْأَشْعَرِيِّ، قَالَ: ... فَغَضِبَتْ وَقَالَتْ كَلِمَةً: كَلَّا وَاللهِ كُنْتُمْ مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ..]
📚حلية الأولياء ۷۴/۲
✍🏻 نتیجه ميگیریم که در روايت 3 نفر از تلامیذ ابوکریب، این لفظ [ كذبت ..] از طريق ابوكريب از ابواسامه نقل نكردند و آنان هم به اين ترتيب هستند:
اول: خود امام بخاري
دوم: احمد بن علي
سوم: احمد بن زهير
👈🏻 فلذا از اينجا نتیجه گرفته میشود که امام مسلم این زیادت [ كذبت ..] از عبدالله بن براد آورده اند.
✍🏻 بالا عرض شد که این از تفردات عبدالله بن برد است، اما 3 تلمیذ دیگر از تلامیذ ابو اسامه (حماد بن أسامه بن زيد) بر خلاف عبدالله بن براد، این زیادت را نیاورده اند:👇🏻
۱- روایت ابوكريب محمد بن العلاء؛ را آوردم.
اثبات شد كه ایشان همانطور که در کتاب صحیح بخاری و حلیة الأولياء توسط دو تلمیذ، این زیادت را نیاورده است.
۲- روایت موسی بن عبدالرحمن در سنن امام نسائی↓
[ أَخْبَرَنَا مُوسَى بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو أُسَامَةَ قَالَ: حَدَّثَنِي بُرَيْدٌ، عَنْ أَبِي بُرْدَةَ، عَنْ أَبِي مُوسَى قَالَ:..فَغَضِبَتْ» وَقَالَتْ: كَلَّا وَاللهِ، كُنْتُمْ مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُطْعِمُ جَائِعَكُم .. ]
📚السنن الكبرى ۴۰۵/۷
۳- روایت یوسف بن موسی در نزد دارقطنی: ↓
[حَدَّثَنا أَحْمَدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْعَلاءِ، وعَبد اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ، قَالا: حَدَّثَنا يُوسُفُ بْنُ مُوسَى، حَدَّثَنا أَبُو أُسَامة، حَدَّثَني بُرَيد، عَن أَبِي بُرْدَة، عَن أَبِي مُوسَى قَالَ:.. فَغَضِبَتْ وَقَالَتْ: كَلِمَةً: ياعمر كَلا وَاللَّهِ كُنْتُمْ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيه وَسَلَّم يُطْعِمُ جَائِعَكُمْ ..]
📚 أربعون حديثا من مسند بريد ۱۱۶/۱
👈🏻 فلذا بیان شد که امام بخاری رحمه الله نه تدلیسی کرده و نه سانسوری انجام دادند 🌷
▪︎نكتــہ :
- عرض شد كه اين لفظ [ كذبت ..] از تفردات عبدالله بن براد است و اساساً ايشان تمام روايات مرفوع و مأثور او در صحیح مسلم، به عنوان متابع ياد شده و احتجاجی در روایات به ایشان نشده است.
- و در صحیح بخاری، تنها یک اثر در شواهد از کلام کوتاه عبدالله بن الزبیر رضی الله عنه از ایشان یاد شده است و امام ابن حجر در فتح الباری میگوید:
[ ما له في البخاري سوى هذا الموضع ]
- خلاصه این است که ایشان به نسبت دیگر تلامید ابو اسامه (حماد بن أسامه بن زيد) بخصوص محمد بن العلاء رتبه او کمتر است و امام ابن حجر در توثیق عبدالله بن براد لفظ #صدوق به کار میبرد، در حالی که راجع به محمد بن العلاء، ثقة حافظ بكار برده است.
2. دوماً : به فرض ثبوت اين زيادت؛ اما آیا چیز عجیب و غریبی در آن است !؟
✅ قطعاً خیر!
- زیرا اینجا در برخورد حضرت اسماء با عمر رضي الله عنهما است كه در زمان رسول اکرم صلی الله علیه واله وسلم صورت گرفته است و آنهم در بیان فضل هجرت و سختی که این دو بزرگوار و دیگران انجام داده اند.
- زیرا حضرت عمر در اینجا میگوید: ما در مهاجرت مکه به مدینه از شما ( مهاجرین به حبشه که بعدتر از ما به مدینه آمده اید) سبقت گرفته ایم فلذا ما سزاوراتر به رسول اکرم هستیم.
اما حضرت اسماء غضبناک میشود و میگوید #اشتباه میکنید، بلکه ما سزاوارتر هستیم و .. الخ.
- چرا کلمه #کذب را به معنای #خطا گرفتیم !؟
-پاسخ: چون #اهل_حجاز این استعمال را داشته اند که به خطا، کذب اطلاق میکرده اند.
قال الامام النووي : " قَوْلُهَا لِعُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ (كَذَبْتَ) أَيْ أَخْطَأْتَ وَقَدْ اسْتَعْمَلُوا كَذَبَ بِمَعْنَى أَخْطَأَ ".
📚شرح صحيح مسلم ج 16 ص 64
قال ابن منظور : " وقد استعملت العربُ الكذِبَ في موضع الخطإِ ".
📚لسان العرب ابن منظور - ج 1 ص 708
قال الامام ابن حبان : " وأهل الحجاز يسمون الخطأ كذبا "
📚الثقات ابن حبان البستي- ج 6 ص 114
👈🏻 در کتب شیعه برای این مورد مثال های فراوان است که در این مقام بنظرم نیاز نیست برایشان بیاورم.
✍🏻 نتیجه این شد:
- اصلاً امام بخاری رحمه الله هیچ تدلیس و قیچی و سانسوری از ایشان ثابت نشده است.
- اساساً تفرد عبدالله بن براد در ثبوت این لفظ محل شک است.
- فرضاً که ثابت باشد؛ مفهوم و معنای دروغ از آن گرفته نمیشود.
✅ قطعاً خیر!
- زیرا اینجا در برخورد حضرت اسماء با عمر رضي الله عنهما است كه در زمان رسول اکرم صلی الله علیه واله وسلم صورت گرفته است و آنهم در بیان فضل هجرت و سختی که این دو بزرگوار و دیگران انجام داده اند.
- زیرا حضرت عمر در اینجا میگوید: ما در مهاجرت مکه به مدینه از شما ( مهاجرین به حبشه که بعدتر از ما به مدینه آمده اید) سبقت گرفته ایم فلذا ما سزاوراتر به رسول اکرم هستیم.
اما حضرت اسماء غضبناک میشود و میگوید #اشتباه میکنید، بلکه ما سزاوارتر هستیم و .. الخ.
- چرا کلمه #کذب را به معنای #خطا گرفتیم !؟
-پاسخ: چون #اهل_حجاز این استعمال را داشته اند که به خطا، کذب اطلاق میکرده اند.
قال الامام النووي : " قَوْلُهَا لِعُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ (كَذَبْتَ) أَيْ أَخْطَأْتَ وَقَدْ اسْتَعْمَلُوا كَذَبَ بِمَعْنَى أَخْطَأَ ".
📚شرح صحيح مسلم ج 16 ص 64
قال ابن منظور : " وقد استعملت العربُ الكذِبَ في موضع الخطإِ ".
📚لسان العرب ابن منظور - ج 1 ص 708
قال الامام ابن حبان : " وأهل الحجاز يسمون الخطأ كذبا "
📚الثقات ابن حبان البستي- ج 6 ص 114
👈🏻 در کتب شیعه برای این مورد مثال های فراوان است که در این مقام بنظرم نیاز نیست برایشان بیاورم.
✍🏻 نتیجه این شد:
- اصلاً امام بخاری رحمه الله هیچ تدلیس و قیچی و سانسوری از ایشان ثابت نشده است.
- اساساً تفرد عبدالله بن براد در ثبوت این لفظ محل شک است.
- فرضاً که ثابت باشد؛ مفهوم و معنای دروغ از آن گرفته نمیشود.