عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
1.33K subscribers
447 photos
33 videos
78 files
497 links
{اݪتَحقِیقآت ــــــ📕} @rodoud_elmi
{علوم الحديث 📙} @eulumhadith
Download Telegram
#تراجم_الرجال
#عیسی_بن_المستفاد
#شيعه


📮حال راوۍ [ عيسۍ بن المستفاد ] راوى كتاب [ الوصية ] :

1⃣ساعدي:
{ضعيف ، ضعّفه ابن الغضائري والنجاشي ، وعدّه من الضعفاء : العلاّمة وابن داوود والجزائري ومحمّد طه نجف والبهبودي ، ويظهر من رواياته التخليط والأُسلوب القصصي}
📚الضعفاء من رجال الحديث - ۵۰۲/۲

2⃣{من ضعفاء الرواة ، والطوسي لم يذكر طريقاً إليه  وإنّما أقتصر على قوله : "له كتاب رواه عبيد اللّه بن عبد اللّه الدّهقان عنه" ، كما لم يذكره في مَن لَم يَروِ عنهُم فلّعل ذلك يعود إلى أنّ روايته عن الأئمة (ع)غير ثابتة عنده ، وهو ما تردد فيه ابن الغضائري ، ولكن مع ذلك كان من حقّه أيضاً أن يكون في باب مَن لَم يَروِ عنهُم (ع) }
📚ضعفاء الرواة - إبراهيم الشبـوط - الصفحة ٣٧٨

3⃣اردبيلى:
{وهو في نفسه ضعيف }
📚جامع الرواة ج 1 - ص 654.

4⃣جواهرى:
{- مجهول - له كتاب -طريق الشيخ اليه ضعيف }
📚المفيد من معجم رجال الحديث - محمد الجواهري - الصفحة ٤٤٩

5⃣تسترى:
{عيسى بن المستفاد البجلي ، أبو موسى.محدث ضعيف الحديث }
📚سبل الرّشاد إلى أصحاب الجواد - التستري - الصفحة ١٩٩

6⃣إبن الغضائري :
{ضعيف ، ولهُ كتاب الوصية لا يثبت سنده}
📚كتاب الرجال - إبن الغضائري ص 81

7⃣محقق بحار الأنوار:
{ضعفه الصدوق في باب الاموال والدماء من الفقيه.}
📚بحار الأنوار؛ طبعة دارالاحیاء التراث ج 2 ص 260 "

8⃣جعفر السبحاني:
{والحديث ضعيف بعيسى بن المستفاد}
📚رسائل فقهية - جعفر السبحاني ج 3 ص 276

9⃣كاشف الغطاء:
{ عيسى بنالمستفاد قد ضعفه العلامة}
📚النور الساطع في الفقه النافع - ج ١ - الصفحة ٤٣١

0⃣1⃣طباطبائى قمى:
{و الكلام فيه هو الكلام مضافا الى ضعف الرواية بعيسى. }
📚مباني منهاج الصالحين - الطبطبائي ج 2 ص 446

1⃣1⃣علي الترابي :
{ذكره العلامة وابن داود في القسم الثاني ، وضعّفه في الوجيزة}
📚الموسوعة الرجالية الميسرة - علي أكبر الترابي ص 354

2⃣1⃣ابوالقاسم خوئى:
{و هي ضعيفة السند بعيسى بن المستفاد ، و بمجهولية طريق ابن طاوس إليه}
📚موسوعة الخوئي - الخوئي ج 9 ص 228

3⃣1⃣شبسترى:
{عيسى بن المستفاد البجلي الضرير ، محدّث إمامي ، ضعيف الحال}
📚أحسن التراجم جلد ١ صفحه ٤٤٨


4⃣1⃣فاضل لنكرانى:
{إن عيسى بن المستفاد ضعيف}
📚الخمس ١١٧/١

5⃣1⃣محمد طه نجف او را در قسمت سوم کتاب رجال یاد میکند که همچنین مخصوص روات ضعیف هستند.
📚إتقان المقال ۳۳۳

6⃣1⃣ابن داود او را در قسمت مجروحين و مجهولين كتاب خود ياد كرده است.
📚رجال ابن داوود: ص 149 و 265.

7⃣1⃣محمد الحكيم:
{وأما خبر عيسى بن المستفاد فهو ـ مع ضعفه في نفسه ـ لا يخلو عن إجمال}
📚مصباح المنهاج / الطهارة - ج ٧ - الصفحة ٢٦٣

8⃣1⃣علامه حلى او را در قسمت دوم كتاب الخلاصه كه مخصوص به روات ضعيف هست ذكر ميكند.
📚خلاصة الأقوال ۳۷۸

9⃣1⃣عبدالنبى جزائرى او را در قسمت چهارم کتابش که مخصوص راویان ضعیف است می آورد.
📚حاوي الأقوال ۱۵۰/۴

0⃣2⃣مؤمن القمي:
{أنّ سند ابن طاوس إلى عيسى بن المستفاد مجهول و عيسى نفسه ضعيف، فالحديث غير معتبر السند.}
📚الولاية الالهية الاسلامية او الحكومة الاسلامية ٢٠٦/٢

2⃣2⃣محمد ري شهرى:
{در کتاب الطرف به اسنادش از «عیسی بن المستفاد» که ضعیف است}
http://www.eshia.ir/feqh/archive/text/reyshahri/feqh/93/931021/

این حال [ عيسۍ بن المستفاد ] نـزد محدثین وعلما شیـعه هســت

نڪته 1: اگر به برخۍاقوال دقــت بفرماییـد میبیــنید ڪه اصل ڪتابــ هم ردڪرده اند

نڪته2: توضیــحاتۍ راجــع به [ ليس بذاك ]

نڪته: اولا بايد بدانيد ڪه اغلــب محدثین ومحققینۍ ڪه این راوۍ را جــرح ڪرده اند؛اساسـا از ڪلمه [ ليس بذاك ] نزد نجاشی مدح وتوثيقى برداشت نكرده اند چرا ڪه تضعیفشان دال بر این است که این لفظ جز جرح دلالتی دیگر ندارد.

تصریح برخی علما شیعه راجع به لفظ [ ليس بذاك ]:
1. شهید ثانی در الرعایة في علم الدراية صفحه ٢٠٩ مينويسد:{وألفاظ الجرح مثل: ضعيف.، كذاب.، وضاع للحديث ..... #ليس_بذلك الثقة، أو العدل، أو الوصف المعتبر في ذلك، ونحو ذلك}
¤ توضیحی بیشتری دیگر نمیدهد و بلکه آن را در کنار الفاظی همچون کذاب و وضاع و ... قرار داده است.
2. محمد باقر مجلسى به نقل از بهبهانى:
{ (ومنها) قولهم ليس بذاك وقد اخذه خالي رحمه الله - ذما' }
¤ ادامه توضيحات بهبهانى مراجعه كنيد ميدونيد كه منظور مجلسى جز جرح نيست.

3. تحقيق (امين حسين پوری) راجع به [ ليس بذاك ] صفحه ۶۷ میگوید:
مرحوم ملا علی کنی صاحب تنقیح المقال پس از نقل کلام جناب وحید عبارتی دارد که در مجموع نشان میدهد نظر ایشان آن است که تعبیر [ ليس بذاك ] راوی را از وثاقت و اعتبار می اندازد وهیچ گونه مدحی هم ندارد.

4. محمد حسین وحیدی در سایت [تخصصی شیعه] میگوید:
{صاحب رواشح السماویه (میرداماد، 1311: 60) و مقباس الهدایه (مامقانی، 1411، ج2: 302)؛ آن را از الفاظ ذم دانسته‌اند}

¤صاحب رواشح السماوية؛ استر آبادى هست.
𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
👍6
🏮دفع تهمـت از محدّثـين اهـݪ سـنت🏮

#رد_شبهات
#تراجم

✘افرادۍ جاهل براۍ خود سناریوئۍ باز ڪردند به اینڪه محدثین اهل سنت راویان را بخاطر روایت فضایل اهل بیت؛ تضعیف میکردند!

الآن برای این سناریو به کلام احمد غماری گمراه استناد کرده اند که مثلا ما را با این فرد کذّاب ملزم کنند!
و همچنین یک مثال از کتاب ابن عدی رحمه الله آوردند!

👈🏻فلذا در ابتدا مثال را مناقشه میکنیم و سپس کذب ادعای آقای غماری راجع به امام ذهبی رحمه الله در خصوص حدیـث #طیــر را بیان خواهیم کرد↯ ↯
https://t.me/eulumhadith/43
5
✘ابن عدۍ میگوید: وَيحيى إِنَّمَا تكلم فِيهِ وَضَعفه؛ لِأَنَّهُ يروي أَحَادِيث فِي فَضَائِل أهل الْبَيْت ويروي ثلب غَيرهم ويفرط

یحیۍ بن معین در راوی سخن گفت وتضعیف کرد فقط بخاطر آنکه احادیثی در فضائل اهلبیت﴿؏﴾ روایت میکند ومثالب دیگران را روایت میکند!
📘مختصر الكامل ج:۱ ص:۳۳۴

#پاســـــــہ#ــــــــخ

⁉️به نظر شما در مورد کدامین راوی این کلام را میگوید!؟ ابوالجارود !!

ایشون رافضی وضّاع است و اینجا منظور این است که در حق اهل بیت و صحابه احادیث #موضوع نقل میکند، نه اینکه به مجرد روایت ایشان، شدند رافضی و کذّاب!

«قال ابن معين: كذّاب. وقال النسائي: متروك، وقال ابن حبّان: رافضي يضع الحديث في المثالب والفضائل، وقال الحسين بن موسى النوبختي في كتاب مقالات الشيعة: قال الجاروديّة ـ وهم أصحاب أبي الجارود زياد بن المنذر ـ إنّ عليّاً أفضل الخلق بعد رسول الله صلّى الله عليه وسلّم وتبرّؤا من أبي بكر وعمر، وزعموا أنّ الإمامة مقصورة في ولد فاطمة، وبعضهم يرى الرجعة ويحلّ المتعة»
📚تهذيب الكمال ٥١٧/٩

🪧خوش‌تر آن باشد که سر دلبران، گفته آید در حدیث دیگران؛
اگر کلام ابن معین و ابن حبان و نسائی و غیره از اهل علم راجع به کذاب و ضعف ابوالجارود قبول نمیکنید، نظر معصومین و علما شیعه را ببینید:

آقای خمینۍ میگوید:[أبي الجارود الضعيف جدا، الوارد فيه عن الصادق عليه السلام أنه كذاب مكذب كافر عليه لعنة الله]
📕كتاب الطهارة -الخميني - ج ٣ - الصفحة ٢٥١

♻️توقع داريد چنین شخصی توثیق شود!؟

لازم به ذکر است ؛ وضّاع که در مقابل توثیق( معتبر) ندارد میتوان با روایات او هم از حالش مطّلع شد.
مثال ميزنم:
امام خطيب در مورد محمد بن حسن النقاش ميگوید:
[وفي أحاديثه مناكير بأسانيد مشهورة]
📗تاريخ بغداد ٢/ ١٩٨

¤ شیخ فالح الشبلي تعلیق میزند: اشاره دارد به اینکه گویا اسانید مشهور را گلچین میکند و متون بر آن وضع میکرده!
[قلت: وهذه إشارة جداً لطيفة فكلام الخطيب يوحي أن الرجل وضَّاع يضع الأسانيد المشهورة فيركبّ عليها المتون حتى تستوي مع الأحاديث الصحيحة]
https://ketabonline.com/ar/books/92939/read?part=1&page=25&index=5996027&q=لطيفة#

🛑 البته بايد شیعیان مجازی مطّلع شوند که رد راوی تنها بخاطر روایاتش؛ جزو منهج علما و محدثین شیعه است "لو کنتم من العاقلین"!👇🏻

¤محمد الأبطحۍ میگوید: يظهر من كلام النجاشي أن ضعفه لأجل فساد روايته، وذلك للغلو.
📕تهذيب المقال ٨٩/٥

يعنی ظاهر کلام نجاشی این است، که او ( منخل بن جمیل) را تضعیف کرد، تنها بخاطر روایات ایشان!


¤محمد تقي مجلسي ميگوید: و الظاهر أن عدم رواية ابن الوليد لكتاب بصائر الدرجات لتوهمه أنه يقرب من الغلو فيهم عليهم السلام
📕روضة المتقين ۲۴۰/۱۴
یعنی ابن الولید کتاب بصائر الدرجات را از شیخش( صفّار) نقل نکرد، زیرا اعتقاد داشت که در روایات او غلو وجود دارد

✘بلکه حتی توسط روایت راوی، تشخیص میدادند فلان راوی شیعه امامی است یا نه!
[قال جدّي : ويظهر من رواياته كونه إماميّا، وتقدّم بعضها في باب الأطعمة .....ويظهر من الاستبصار أنّه من رجال العامّة والزيديّ]
📚 تعليقة علی منهج المقال / الوحيد البهبهاني ۲۵۳/۴

🔥الآن شیعیان مجازی که این سناریو را شروع کردند؛ پاسخ دهند :
دلیل ضعف روایت این راویان چیست؟
میگویند: چون راوی آن ضعیف است

✋🏻میپرسیم: حالا چرا راوی ضعیف است؟
میگویند: چون احادیث غلو را روایت کرده!

#ياد_آوری
✘یحیۍ بن معین(که شیعیان بر ایشان اشکال وارد کرده اند) میگوید: چطور میتواند قاتل حضرت حسین رضی الله عنه ثقه باشد!؟
[انا أبو بكر بن أبى خيثمة فيما كتب الى قال سألت يحيى بن معين عن عمر بن سعد أثقة هو ؟ فقال : كيف يكون من قتل الحسين بن على رضي الله عنه ثقة ؟!]
📕الجرح والتعديل ١١١/٦
👍1
اما راجع به دروغ احمد غمارۍ . مۍگوید:
«وضعف به خلائق ليس له على ضعفهم دليل سوى روايته»
ذهبی به وسیله حدیث طیر مردمانی را تضعیف ڪرد ڪه جز روایت حدیث طیر دلیلۍ بر ضعفشان نیست!
📕فتح الملك العلى ص:١٦١

۱۰ صفحه بعد برای ادعای خود؛ به ۱۳ راوی اشاره میکند که آن را به کتاب میزان الإعتدال امام ذهبي رحمه الله ارجاع ميدهد:
[[وضعفوا برواية حديث الطير خلائق ، منهم : ابراهيم بن باب البصري ، واحمد بن سعيد بن فرقد الجدي ، وحماد بن يحيى ابن المختار، وابراهيم بن ثابت القصار، واسماعيل بن سليمان الرازي والحسن بن عبد الله الثقفي، وحمزة بن خراش، ودينار أبو مكيس ، وسليمان بن حجاج  ، وعبد الله بن زياد ابو العلاء ، وعمران بن وهب الطائي ، ومحمد بن احمد بن عياض ، ومحمد بن سليم ، ومحمد بن شعيب ، وميمون بن جابر أبو خلف وغيرهم ، وقد أورد هؤلاء الذهبي وضعفهم تبعا واستقلالا بحديث الطير]]
📚فتح الملك العلي ١٤٢

✍🏻ميگویم این افتراء است؛ و هیچکدام از این روات تنها بخاطر روایت طیر تضعیف نشده اند، بلکه هیچکدام از این نام برده ها توثیق ندارند که امام ذهبی بر خلاف آن، نظر داده باشد؛ فلذا مناسب میبینم برای اینکه حال آقای غمارۍ بهتر شناخته شود؛ به تک تک این روات بپردازم و شرح حال آنان کما اینکه خودشان اشاره کردند، از میزان الإعتدال امام ذهبۍ مۍآورم👇🏻
راوی ١: ابراهیم بن باب:
[إبراهيم بن باب البصري القصار عن ثابت البناني. واه، لا يكاد يعرف إلا بحديث الطير]
📚ميزان الاعتدال ٢١/١
🛢امام ذهبی میگوید؛ایشون واهی است، و هیچ شناخت و روایتی از او وجود ندارد، جز روایت طیر.؛ الآن این کجاش ادعای غماری را ثابت میکند!؟ راوی شناخته شده نيست و هيچ توثیقی ندارد و حتی اگر امام ذهبی او را ذکر نمیکرد، بازهم بر حالت خود میماند و بلکه امام عقیلی که ۴ قرن قبل امام ذهبی وجود داشتند، اشاره به ضعف او کرده اند، زیرا بعد از ذکر طریق ابراهیم بصری از ثابت البنانی؛ فرمودند:
[وَلَمْ يَأْتِ بِهِ ثِقَةٌ عَنْ حَمَّادِ بْنِ سَلَمَةَ , وَلَا عَنْ ثِقَةٍ , عَنْ ثَابِتٍ , وَهَذَا الْبَابُ الرِّوَايَةُ فِيهَا لِينٌ , وَضَعْفٌ , لَا نَعْلَمُ فِيهِ شَيْئًا ثَابِتًا.]
📕 الضعفاء ٤٦/١
نكته؛ ابراهيم بن باب بصری با ابراهيم بن ثابت بصری یکی اند.

راوی ۲: احمد بن سعيد بن فرقد:
[أحمد بن سعيد بن فرقد الجدي.روى عن أبي حمة. وعنه الطبراني، فذكر حديث الطير بإسناد الصحيحين، فهو المتهم بوضعه.]
📚ميزان الإعتدال ١٠٠/١
🛢ايشون همچون راوی قبلی است، هیچ توثیق برای او وجود ندارد، اما اشاره شده به اینکه ایشان متهم به وضع روایت طیر است؛ بدین مفهوم که این بنده خدا مجهول الحال است و معلوم نیست چه انسانی بوده، اما گویا همچون دیگر أفّاكين، اين روایت و سند را وضع کردند.
فلذا رد روایات ایشان بخاطر روایت طیر نیست، بلکه بخاطر جهالت ایشان است.

راوی ۳:حماد بن يحيى بن المختار:
[حماد بن يحيى بن المختار. عن عطية العوفي. قال ابن عدي: مجهول. يوسف بن عدي، حدثنا حماد بن المختار /، عن عبد الملك بن عمير، عن أنس، قال: أهدى للنبي صلى الله عليه وسلم طائر، فقال: اللهم ائتنى بأحب خلقك [إليك] وذكر الحديث.هذا حديث منكر. وساق له ابن عدي حديثاً آخر موضوعا في العترة.]

راوی ۴: إسماعيل بن سليمان الرازي:
[إسماعيل بن سليمان الرازي، أخو إسحاق بن سليمان.قال العقيلي: الغالب على حديثه الوهم. حدثنا جعفر بن أحمد، حدثنا محمد بن حميد، أنبأنا إسماعيل بن سليمان، حدثنا عبد الملك بن أبي سليمان، عن عطاء، عن عبد الله بن عمرو أن النبي صلى الله عليه وسلم كان يطعن في البيت بمخصرته، ويقول: ها إن هذا البيت مسؤول عن أعمالكم يوم القيامة، فانظروا ماذا يخبر عنكم وروى عن عطاء، عن أنس حديث الطير.
قال العقيلي: كلاهما ليسا بمحفوظين
.]

راوی ۵: حسن بن عبد الله الثقفي:
[الحسن بن عبد الله الثقفي. عن عبد العزيز بن أبي رواد. وعنه يحيى ابن بكير. منكر الحديث. قال العقيلي: الحسن بن عبد الله بن أبي عون الثقفي في حديثه وهم. حدثنا يحيى بن أيوب، حدثنا سعيد بن عفير، حدثنا الحسن، عن كامل أبى العلاء، فذكر حديثا. وقال صالح بن مسمار أحد الثقات: حدثنا ابن أبي فديك، حدثنا الحسن بن عبد الله الثقفي، عن نافع، عن أنس بحديث الطير، فنافع أبو هرمز واه أيضا.]
📚ميزان الاعتدال ۵۰۱/۱

🛢هیچکدام از این سه مورد دال بر مقصود این بشر نيست؛ زیرا در مورد راوی( ۳ ) نقل میکند که این راوی مجهول است و روایت طیر را روایت کرده و در مورد راوی ( ۴ ) به سوء حافظه و وهم ايشان اشاره ميكند و ميگوید راوی حدیث طیر است و در مورد ( ۵ ) همچنین وهم ایشان را بیان میکند و میگوید راوی حدیث طیر است اما سبب ضعف را راوی دیگر میداند و آنهم ابوهرمز، نه ایشان! فلذا اینکه راوی را یاد کند و مروایات ایشون را بیان کند، به معنی این نیست که سبب ضعف او، روایتش است!

راوی ۵: حمزة بن خراش:
در ميزان الإعتدال نام ايشون را نيافتم، اما در لسان الميزان ابن حجر رحمه الله آمده:
[حمزة بن خراش مجهول الحال يروى عن عبد الله القشيري ولا يدرى من هو عن انس بحديث الطير حدث عنه عمر بن صالح بن عثمان المزي مات سنة خمس وعشرين وثلاث مائة]
🛢مجهول الحال و راوی حدیث طیر است؛ آیا این یعنی جرح راوی بخاطر روایت طیر بوده!؟
راوی ۶: ابومکیس:
[دينار أبو مكيس الحبشى. عن أنس ذاك التالف المتهم. قال ابن حبان: يروى عن أنس أشياء موضوعة. وقال ابن عدي: ضعيف ذاهب. قال الخطيب: روى عنه أحمد بن محمد بن غالب الباهلي غلام خليل، وحمدون بن أحمد السمسار، ومحمد بن موسى البربري، وابن ناجية.
قلت: حدث في حدود الأربعين ومائتين بوقاحة عن أنس بن مالك. وقال ابن عدي: حدثنا جعفر بن محمد بن عامر، حدثنا محمد بن إسماعيل الأصبهاني، سمعت أبا مكيس عن أنس، عن النبي صلى الله عليه وسلم، فذكر حديث الطير]
📚ميزان الاعتدال ٣٠/٢

🛢بر ضعف و وضّاع بودن ایشون اتفاق است، و اشاره میکند به اینکه یکی از روایات ایشون( از صد ها روایت) همین حدیث طیر است.
نه اینکه کل مرویاتش رد میشود بخاطر روایت طیر! و هر عاقلی فرق بین این دو را میفهمد، زیرا شیعیان میخواهند بگویند هر کسی که روایت طیر را روایت کرده، لابد توثیق کنید و الا شما متهم به جرح روات بخاطر روایت کردن حدیث طیر هستید! (خنده)
امام ذهبی در جای دیگر میگوید: ایشون دروغگو هست، گویا هیچگاه با انس رضی الله عنه دیداری نداشتند.
[قُلْتُ: يَغْلِبُ عَلَى ظَنِّي أَنَّهُ كَذَّابٌ، مَا لَحِقَ أَنَساً أَبَداً.]
📚سير اعلام النبلاء ٣٧٦/١٠

راوی ۷: سلیمان بن حجاج:

[سليمان بن حجاج. شيخ للدراوردي. لا يعرف. عداده في أهل الطائف.
الدراوردي، عنه، عن ليث، عن مجاهد، عن ابن عباس: نهى رسول الله صلى الله عليه وسلم عن طعام المتباهيين وعن طعام المتباريين. موسى بن أعين، عن بكر بن خنيس، عن سليمان بن الحجاج، عن خالد بن سعيد، عن أبي حازم، عن سهل - مرفوعا: إن لكل شئ شبحا وشبح الجهاد الرباط، قال العقيلي: هذا لا أصل له.]
📚ميزان الاعتدال ۱۹۹/۲

🛢اسألكم بالله؛ اين چه ربطی به حدیث طیر داشت و اساساً محل شاهد کجاست و اسمی از طیر و منقولات ایشان در این باره کجاست!؟

راوی ۸: عبد الله بن زياد:
[عبد الله بن زياد أبو العلاء. عن عكرمة بن عمار. منكر الحديث، قاله البخاري.
قلت: هو صاحب حديث: الربا سبعون بابا أصغرها كالذي ينكح أمه. رواه عن عكرمة، عن يحيى بن أبي كثير، عن أبي سلمة، عن أبي هريرة - مرفوعا. روى هذا عن طلحة بن زيد - وهو تالف، عن الأوزاعي، عن يحيى بن أبي كثير، عن أنس. وروى صالح، عن عبد الكبير الحبحابي، عنه، عن ابن جدعان، عن سعيد ابن المسيب، عن أنس حديث الطير. وروى أيضا عن هشام بن عروة، فقال عبد القدوس بن محمد الحبحابي : حدثنا عمى [صالح]، حدثنا عبد الله بن زياد، عن هشام، عن أبيه، عن عائشة - مرفوعا: من قرأ سورة البقرة وآل عمران جعل الله له جناحين منظومين بالدر والياقوت.]
📚ميزان الاعتدال ۴۲۴/۲

🛢 سبحان الله؛ محل شاهد کجاست که قبلتر گفته بود(ذهبی به وسیله حدیث طیر مردمانی را تضعیف ڪرد ڪه جز روایت حدیث طیر دلیلۍ بر ضعفشان نیست)!؟
دروغ محض، اساساً منکر الحدیث بودن ایشان را از امام بخاری نقل میکند و به سه روایت واهی ایشان اشاره میکند که یکی از این سه روایت، حدیث طیر است، نه اینکه بخاطر روایت کردن حدیث طیر، دو روایت و مرویات ایشون رو رد کرده باشد!

راوی ۹: عمران بن وهب:
[عمران بن وهب الطائي عن أنس بن مالك، حديث الطير.ضعفه أبو حاتم. وعنه سلمة الابرش.]
📚ميزان الاعتدال ٢٤٤/٣

🛢 اشاره دارد به اینکه ابوحاتم او را تضعیف کرده و تنها حدیث طیر را روایت کرده اند.
خب توثیقش کجاست!؟ و اصلا غماری چطور و از کجای این سخن ، مقصودش را برداشت کرده!؟

والبته از انس هيچ سماعی ندارد، زیرا واسطه بین ایشون و انس تنها ابان بن ابی عیاش است و ایشان هم متروک است.
[قال ابن أبي حاتم، قلت لأبي: عمران بن وهب الطائي سمع من أنس؟ قال: لم يسمع من أنس.]
📕المراسيل: ص/ ١٥٢

راوی ۱۰: محمد بن أحمد بن عياض:
[وقال الحاكم: هذا على شرط البخاري ومسلم. قلت: الكل ثقات إلا هذا، فأنها أتهمه به، ثم ظهر لي أنه صدوق.]
📚ميزان الاعتدال۴۶۵/۳

🛢محمد بن احمد هیچ توثیقی ندارد، و از آنجا که شرح حالی برای ایشون یافت نشده، میگوید در ابتدا ایشون رو در وضع این روایت متهم میدانستم، اما سپس فهمیدم که ایشون نمیتواند متهم باشد.
بنظر شما این علیه خود غماری نیست!؟ زیرا اتهام را از این مجهول برطرف کرده در حالی که راوی حدیث طیر هم هست!
البته عرض شد که این راوی مجهول است و مثل پدرش توثیقی ندارد
[مُحَمَّدَ بْنَ أَحْمَدَ بْنِ عِيَاضٍ هَذَا غَيْرُ مَعْرُوفٍ]
📗البدايه والنهايه ٣٥٠/٧
راوی ۱۱: محمد بن سليم:
[ محمد بن مسلم عن أنس بحديث الطير. وعنه حكم بن محمد. لا يعرف.]
📚 ميزان الاعتدال٥٧٣/٣

راوی ۱۲: محمد بن شعیب:
[محمد بن شعيب عن داود بن علي الهاشمي الأمير. لا يعرف، والراوي عنه سليمان بن قرم - ضعيف.
حسين بن محمد المروزي، حدثنا سليمان بن قرم، عن محمد بن شعيب، عن داود ابن علي، عن أبيه، عن جده، عن ابن عباس، قال: أتى رسول الله صلى الله عليه وسلم بطائر، فقال: اللهم ائتنى بأحب خلقك إليك يأكل معي، فجاءه على فقال: اللهم وال من والاه.]
📚ميزان الإعتدال ٥٨٠/٣

🛢راجع به هر دو راوی( ۱۱ و ۱۲ )؛ واقعاً نیاز است به دروغ احمد الغماری تعلیق زد!؟ مسخره نیست بنظر شما!؟
امام ذهبی میگوید ایشون تنها روایت طیر را از انس نقل کردند و ایشون مجهول است.
خب مجهوله، الآن که روایت طیر رو نقل کرده دیگر باید بگوییم ثقةٌ ثقة!؟

راوی ۱۳: میمون بن جابر:
[ميمون بن جابر، أبو خلف الرفاءعن أنس بحديث الطير. قال أبو زرعة: متروك.يروي عنه سكين بن عبد العزيز.]
📚ميزان الاعتدال ٢٣٢/٤
🛢این همچون روات قبل، هیچ توثیقی ندارد و بلکه از متقدمین، ۵ قرن قبل از امام ذهبی ، جرح شده و اینکه از کجای کلام امام ذهبی برداشت شده به اینکه بخاطر روایت حدیث طیر ایشون جرح شده؟! نمیدونم اما شما فرض کنید نه امام ذهبی بوده و نه کتاب ایشان، از چه راهی قراره توثیقی برای ایشون یافت کرد!؟
فلذا اگر به طرق حدیث طیر رجوع کنید، غالباً راویان آن یا متروک و وضاع بوده اند، ویا اینکه اصلاً مجهول الحال اند!
#رد_شبهات
#تراجم

𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
3
#تراجم_الرجال
#عطیة_العوفي
#سنی


📮حال راوۍ [ #عطیة_العوفي ] :

1⃣ ابن حجر في التقريب (رقم 4616)
{صدوق يخطىء كثيراً، وكان شيعياً مدلساً، من الثالثة، مات سنة إحدى عشرة}

2⃣ الذهبي في المغني (2/ 436):
{تابعي مشهور، مجمع على ضعفه}

3⃣ البيهقي في السنن الكبرى (8/ 126):
{لا يحتج بروايته}

4⃣ قال ابن حبان في المجروحين (2/ 176):
{فلا يحل الاحتجاج به، ولا كتابة حديثه إلا على جهة التعجب}

5⃣ الحاكم في المستدرك (4/ 392):
{وقد روي في هذا الباب عن عطية العوفي حديث لم أر من إخراجه بدا وقد علوت فيه أيضاً}

6⃣ الدارقطني في العلل (4/ 6):
{مضطرب الحديث}

7⃣ ابن عدي في الكامل (7/ 85):
{وهو مع ضعفه يكتب حديثه، وكان يعد من شيعة الكوفة}

8⃣ الساجي في تهذيب التهذيب:
{ليس بحجة، وكان يقدم علياً على الكل}

9⃣ ابن خزيمة في صحيحه (4/ 68):
{في القلب من عطية بن سعد العوفي}

🔟 الجوزجاني في أحوال الرجال (رقم 42):
{مائل}

1⃣1⃣ النسائي في الضعفاء والمتروكون (رقم 481): {ضعيف}

2⃣1⃣ أبوداود في سؤالات الآجري (1/ 264رقم376):
{ليس بالذي يُعتمد عليه}

3⃣1⃣ أبوزرعة الرازي:
{ليّن}

4⃣1⃣ أبوحاتم الرازي في الجرح والتعديل (3/ 1/رقم 2125):
{ضعيف، يكتب حديثه، وأبونضرة أحب إليّ منه}

5⃣1⃣ يحيى بن معين في رواية ابن الجنيد (رقم 234):
{كان ضعيفاً في القضاء، ضعيفاً في الحديث}

في رواية أبي الوليد بن أبي الجارود في الضعفاء للعقيلي (3/ 359):
{كان عطية العوفي ضعيفاً}

وفي رواية ابن أبي مريمفي الكامل (7/ 84): {ضعيف إلا أنه يكتب حديثه}

6⃣1⃣ عبدالله بن أحمد في العلل (رقم 1306): {سمعت أبي ذكر عطية العوفي فقال:هو ضعيف الحديث}

7⃣1⃣ البخاري في التاريخ الكبير (4/رقم 2041): {كان يحيى يتكلم فيه}

8⃣1⃣ أسند أبوداود في سؤالات الآجري (1/ 238رقم308) أن الشافعي قال:{ سمعت سفيان بن عيينة يقول: عطية ما أدري ما عطية!}

9⃣1⃣ أحمد في العلل (رقم 4502):
{وكان سفيان _ يعني الثوري _ يضعف حديث عطية}

20.أحمد في العلل (رقم 1306):
{كان هشيم يضعف حديث عطية}
➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄

#نتيجه: از آنجا كه فهميديم به اينكه عطية بن سعيد العوفي نزد عموم محدثين ضعيف به شمار می آید؛ ازجمله: { #سفيان_الثوري و #ابن_عيينة و #هشيم ويحيى #القطان و #أحمد و #أبوحاتم و أبوزرعة #الرازيان و #أبوداود و #النسائي و #الجوزجاني و #الساجي و #ابن خزيمة و #ابن_حبان و #ابن_عدي و #الدارقطني و #الحاكم و #البيهقي و...}
اما به نسبت توثیق ابن معین رحمه الله؛ میگوییم که نقولات دیگری در مورد ایشان بر ضعف او هست.
︎ يحيى بن معين در روايت ابن الجنيد (رقم 234):
{كان ضعيفاً في القضاء، ضعيفاً في الحديث}

و در روايت أبي الوليد بن أبي الجارود در الضعفاء عقيلي (3/ 359):
{كان عطية العوفي ضعيفاً}

و در روايت ابن أبي مريم در الكامل (7/ 84): {ضعيف إلا أنه يكتب حديثه}

کما اینکه در تقریرات ابن شاهین ( در کتاب المختلف فيهم في عدة مواضع ) آمده به اینکه اگر یک امام چند قول از ایشان نقل شود؛ همان قول صواب است که همنظر دیگران باشد.

و اما به نسبت توثیق ابن سعد رحمه الله؛ میگوییم که قول ایشان در اینجا اساسا شاذ است و در برابر این همه بزرگان قولشان مقبولیتی ندارد!
وبلکه نظر ابن حجر رحمه الله - كما اينكه در هدى السارى ذكر كرده- بر عدم معتمد بودن ایشان است چرا که عموم اقوالش از واقدی سرچشمه گرفته است.
باز هم ميگویم: رحم الله رجلا عرف قدر نفسه
ابن حجر رحمة الله عليه:
(ليس بعمدة لأن غالب مادته من الواقدي)

حافظ ابن حجر -علیه الرحمة- در تقریب آورده است:
«عطية ابن سعد ابن جنادة... صدوق يخطىء كثيرا وكان شيعيا مدلسا من الثالثة.»
تقريب التهذيب، ص393.
ترجمه: عطیه بن سعد بن جُناده، بسیار راستگوست اما خطای زیاد دارد و شیعۀ مدلسی از طبقۀ سوم بوده است.

این کلام حافظ، تضعیف عطیه است و کسی خیال نکند صدوق در اینجا برای تحسین حال اوست؛ زیرا وقتی که راجع به یک راوی بگویند «یخطئ» این عمومیت دارد و لزوماً معنایش این نیست که زیاد خطا داشته باشد، اما وقتی بگویند «یخطئ كثيرا» یعنی اشتباهاتش در حدیث زیاد شده است، بنابراین چنین راوی‌ای به حدیثش احتجاج نخواهد شد.

و در طبقات المدلسین هم -طبقۀ چهارم- فرموده‌اند:
«عطية بن سعد العوفي الكوفي تابعي معروف ضعيف الحفظ مشهور بالتدليس القبيح.»
📚طبقات المدلسين، ص50.
ترجمه: عطیه بن سعد عوفی کوفی، تابعی معروفیست، حفظ او ضعیف بوده و به تدلیس قبیح شهرت دارد.

𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
@eulumhadith
👍31
[ بى اعتبارى علم جرح و تعديل نزد شيعيان ]

✍🏻 خویی از قائلین به حسی بودن گزارشات رجالیون می باشد. شاگرد ایشان شیخ محمد آصف محسنی درباره همین اشکال ارسال گفت و گویی با استاد خود داشته اند :

[و كنّا نسأل سيّدنا الأستاذ الخوئي رحمه اللّه أيّام تتلمذنا عليه في النّجف الأشرف عن هذا، و لم يكن عنده جواب مقنع، و كان يقول إذا طبع كتابي في الرجال تجد جوابك فيه، و لمّا لا حظناه بعد طبعه رأينا أنّه رحمه اللّه أجاب عن الشقّ‌ الأوّل، أي: حدسيّة التّوثيقات دون الشقّ‌ الثّاني الّذي هو العمدة عندي، و كنت أسأله عنه مرارا.

و أيضا هو لم يقدر على إثبات كون جميع التّوثيقات حسيّا، بل أثبت أنّ‌ الكثير منها حسي و الجميع ليس بحدسي، و هذا المقدار مقطوع به بملاحظة كتب الرجال لكنّه غير كاف، كما علمت.

و قد عرضت هذا السّؤال على جماعة من علماء العصر كالسّيد الأستاذ الحكيم رحمه اللّه و الشّيخ الحلّي (في المشهد العلوي) و السّيد الميلاني (في المشهد الرضوي) و السّيد الخميني في النجف و غيرهم رحمهم اللّه جميعا، و كجملة من علماء بلدة قم، فلم يأت أحد بشيء يقنعني.]

📚بحوث فى علم الرجال، ص 51

#آصف_محسنی
#حدسی_گزارشات
#شیعه
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
[ بى اعتبارى علم جرح و تعديل نزد شيعيان ] ✍🏻 خویی از قائلین به حسی بودن گزارشات رجالیون می باشد. شاگرد ایشان شیخ محمد آصف محسنی درباره همین اشکال ارسال گفت و گویی با استاد خود داشته اند : [و كنّا نسأل سيّدنا الأستاذ الخوئي رحمه اللّه أيّام تتلمذنا عليه في…
نقـد اخباریون شیعـہ به اصولیون
اگر جرح و تعدیل های رجالیون را حسی بدانیم به مشکل مرسل بودن گزارش های رجالی بر می خوریم. یعنی گزارشات رجالیون، در اکثر موارد به شکل مرسل است و دارای سند متصل نیست.

جای سوال است که چرا روایات مرسله را نمی‌پذیریم اما اقوال مرسله‌ی رجالیون را می‌پذیریم؟

آیت الله خویی از قائلین به حسی بودن گزارشات رجالیون می باشد. شاگرد ایشان شیخ محمد آصف محسنی درباره همین اشکال ارسال گفت و گویی با استاد خود داشته اند که در پیام قبلی مشاهده ڪردید.
👍2
⭕️ شیـعیانــ براۍ اینـڪه روایـتۍ ڪه از طـریق افــراد ڪذّابــ و متــہـم وامثالــہم نقل شده اثبـات كنند، سریـعاً بہ ڪلام شـیخ الإسلام ابن تیمیـہ رحمہ اللـہ [ ولـو ڪان الناقلـون فجاراً فساقاً ....] استـدلال مۍڪنند!

#تعدد_طرق
#رد_شبهات

⚠️ اين در حاليست كه خود شيخ الاسلام در ادامه رواتـــ ڪذّابــ (شدیـد الضـعف) را استـثناء مۍڪند!
✂️وأما من عرف منه أنه يتعمد الكذب: فمنهم من لا يروي عن هذا شيئا،وهذه طريقة أحمد بن حنبل وغيره لم يرو في مسنده عمن يعرف أنه يتعمد الكذب، لكن يروي عمن عرف منه الغلط للاعتبار به والاعتضاد.✂️
یعنۍ رواتـــ ڪذّابــ نمۍ توان بـہ عنــوان متـابع قـرار داد و بـہ طُرق او استشــهاد ڪرد

{قد يَحصلُ الْعِلْمُ بِهَا وَلو كانَ النّاقلونَ فجّارًا فسّاقا.}
تعدد وکثرت طرق، یکدیگر را تقویت می‌کنند. تاجایی‌که گاهی علم به‌آن موضوع، حاصل می‌شود. ولو اینکه ناقلان، فاجر وفاسق بوده باشند.
اگر به ادبیات عرب، آشنایی‌ای داشتید؛ متوجه می‌شدید که «قـد» وقتی بر سر فعل مضارع در آید، اصل بر این‌ست که افاده‌ی «توقّع» کند. یعنی احتمال وقـوع.
بنابراین؛ تعـدد وکثـرت طرق، گاهۍ موجب علم است. نه هـمیشـہ.
{ادامـــہ دارد ...}👇🏻
6
نڪتـہ: شیـخ الاسـلام مۍگوید:
[فَإِنَّ تَعَدُّدَ الطُّرُقِ وَكَثْرَتَهَا يُقَوِّي بَعْضَهَا بَعْضًا]
«تقویت»، همیشه به‌معنای تصحیح سندی نیست! گاهی یک حدیث موضوع (جعلی)، تقویت می‌شود و به درجه‌ی ضعیف، می‌رسد.

اصولاً تقویت یعنی ارتقاء.
این ارتقاء می‌تواند از وَضْع به ضَعْف باشد. یا از ضَعْف به حُسْن. یا از حُسْن به صحّت.

پس لزوماً به‌معنای صحت نیست.

🌐وايــنہم دیـگر علما هم گفتـہ اند:👇🏻

متى يقوَى الحديثُ الضعيفُ ؟تنحصرُ أسباب الضعف والقدح في الرواة في فئتين:إحداهما تضمُّ ما يقدح في العدالة: كالكذب على الرسول - صلى الله عليه وسلم - ،أو التهمة به أو الكذبِ في أحاديث الناس،أو الفسق أو جهالة الراوي أو الابتداع بمكفر ونحو ذلك،فكلُّ ما كان ضعفُه ناشئاً عن مثل هذه الأسباب لا تؤثِّرُ فيه كثرةُ الطرق،ولا يرتقي عن درجة الضعف لشدةِ أسبابِ هذا الضعف،وتقاعدِ الجابر عن جبر ضعفِ المروي،نعم, قد يَرْتقي بمجموع طُرقه عن كَوْنهِ مُنْكرًا, أو لا أصل له

📚 المفصل في علوم الحديث ١٠٩/١ — علي بن نايف الشحود

إِذَا رُوِيَ الْحَدِيثُ مِنْ وُجُوهٍ ضَعِيفَةٍ لَا يَلْزَمُ أَنْ يَحْصُلَ مِنْ مَجْمُوعِهَا حُسْنٌ، بَلْ مَا كَانَ ضَعْفُهُ لِضَعْفِ حِفْظِ رَاوِيهِ الصَّدُوقِ الْأَمِينِ زَالَ بِمَجِيئِهِ مِنْ وَجْهٍ آخَرَ وَصَارَ حَسَنًا، وَكَذَا إِذَا كَانَ ضَعْفُهَا لِإِرْسَالٍ زَالَ بِمَجِيئِهِ مِنْ وَجْهٍ آخَرَ، وَأَمَّا الضَّعْفُ لِفِسْقِ الرَّاوِي فَلَا يُؤَثِّرُ فِيهِ مُوَافَقَةُ غَيْرِهِ.

📚 تدريب الراوي في شرح تقريب النواوي ١/‏١٩٢ — السيوطي (ت ٩١١)

من المشهور عند أهل العلم أن الحديث إذا جاء من طرق متعددة فإنه يتقوى بها ويصير حجة وإن كان كل طريق منها على إنفراده ضعيفاً ولكن هذا ليس على إطلاقه بل هو مقيد عند المحققين منهم بما إذا كان ضعف رواته في مختلف طرقه ناشئاً من سوء حفظهم لا من تهمة في صدقهم أو دينهم وإلا فإنه لا يتقوى مهما كثرت طرقه وهذا ما نقله المحقق المناوي في (فيض القدير) عن العلماء قالوا:[وإذا قوي الضعف لا ينجبر بوروده من وجه آخر وإن كثرت طرقه ومن ثم اتفقوا على ضعف الحديث: [من حفظ على أمتي أربعين حديثاً] مع كثرة طرقه لقوة ضعفه وقصورها عن الجبر خلاف ما خف ضعفه ولم يقصر الجابر عن جبره فإنه ينجبر ويعتضد

📚تمام المنة في التعليق على فقه السنة ١/‏٣١ — ناصر الدين الألباني (ت ١٤٢٠)
5👍1
إن الحَدِيث الضَّعِيف قد يكون ضعفه مُمكن الزَّوال وقد يكون غير مُمكن الزَّوال فَإن كانَ مُمكن الزَّوال 👈🏻وذَلِكَ فِيما إذا كانَ الضعْف ناشئا من ضعف حفظ بعض رُواته مَعَ كَونه من أهل الصدْق والديانة👉🏻 فَإذا جاءَ ما رَواهُ من وجه آخر عرفنا أنه قد حفظه ولم يخْتل فِيهِ ضَبطه فيرتفع بذلك من دَرَجَة الضَّعِيف إلى دَرَجَة الحسن
ومثل ذَلِك ما إذا كانَ ضعفه ناشئا من جِهَة الإرْسال كَما فِي المُرْسل الَّذِي يُرْسِلهُ إمام حافظ فَإن ضعفه يَزُول بروايته من وجه خر فيرتفع بذلك من دَرَجَة الضَّعِيف إلى دَرَجَة الحسن ومثل الإرْسال التَّدْلِيس أو جَهالَة بعض الرِّجال
👈🏻وإن كانَ ضعفه غير مُمكن الزَّوال كالضعف ينشأ من كَون الرّاوِي مُتَّهمًا بِالكَذِبِ أو كَون الحَدِيث شاذا فَإن ضعفه لا يَزُول بروايته من وجه آخر👉🏻 فَلا يرْتَفع بذلك من دَرَجَة الضَّعِيف إلى دَرَجَة الحسن

📚توجيه النظر إلى أصول الأثر ١/‏٣٦٢ — طاهِر الجزائري (ت ١٣٣٨)

٤ - والحسن لغيره: الضعيف إذا تعددت طرقه على وجه يجبر بعضها بعضًا، بحيث لا يكون فيها كذاب، ولا متهم بالكذب.

📚مصطلح الحديث ١/‏٩ — ابن عثيمين (ت ١٤٢١)

إذا روي الحديث من وجوه ضعيفة لا يلزم أن يحصل من مجموعها حسن، بل ما كان ضعفه لضعف حفظ رايه الصدوق الأمين زال بمجيئه من وجه آخر وصار حسنًا، وكذا إذا كان ضعفه بالإرسال زال بمجيئه من وجه آخر، وأما الضعف لفسق الراوي فلا يؤثر فيه موافقة غيره.

📚التقريب والتيسير للنووي ١/‏٣١ — النووي (ت ٦٧٦)

[حُكْمُ حَدِيثٍ رُوِيَ مِن وُجُوهٍ ضَعِيفَةٍ]
(الثّالِثُ: إذا رُوِيَ الحَدِيثُ مِن وُجُوهٍ ضَعِيفَةٍ لا يَلْزَمُ أنْ يَحْصُلَ مِن مَجْمُوعِها) أنَّهُ (حَسَنٌ بَلْ ما كانَ ضَعْفُهُ لِضَعْفِ حِفْظِ راوِيهِ الصَّدُوقِ الأمِينِ زالَ بِمَجِيئِهِ مِن وجْهٍ آخَرَ)، وعَرَفْنا بِذَلِكَ أنَّهُ قَدْ حَفِظَهُ ولَمْ يَخْتَلَّ فِيهِ ضَبْطُهُ، (وصارَ) الحَدِيثُ (حَسَنًا) بِذَلِكَ، ... (وكَذا إذا كانَ ضَعْفُها لِإرْسالٍ)، أوْ تَدْلِيسٍ، أوْ جَهالَةِ رِجالٍ، كَما زادَهُ شَيْخُ الإسْلامِ (زالَ بِمَجِيئِهِ مِن وجْهٍ آخَرَ) وكانَ دُونَ الحَسَنِ لِذاتِهِ...(وأمّا الضَّعْفُ لِفِسْقِ الرّاوِي)، أوْ كَذِبِهِ، (فَلا يُؤَثِّرُ فِيهِ مُوافَقَةُ غَيْرِهِ) لَهُ، إذا كانَ الآخَرُ مِثْلَهُ؛ لِقُوَّةِ الضَّعْفِ وتَقاعُدِ هَذا الجابِرِ.

📚تدريب الراوي في شرح تقريب النواوي ١/‏١٩٤ — السيوطي (ت ٩١١)

#تعدد_طرق
7
قال الشيخ أبو عمر: لا يلزم من ورود الحديث من طرق متعددة كحديث «الأذنان من الرأس»: أن يكون حسنًا، لأن الضعف يتفاوت، فمنه ما لا يزول بالمتابعات، يعني لا يؤثر كونه تابعًا أو متبوعًا، كرواية الكذابين والمتروكين، ومنه ضعف يزول بالمتابعة، كما إذا كان راويه سيء الحفظ، أو روي الحديث عن حضيض الضعف إلى أوج الحسن أو الصحة. والله أعلم.

📚الباعث الحثيث إلى اختصار علوم الحديث ١/‏٤٠ — ابن كثير (ت ٧٧٤)

لا تظن أيها القارئ الفهم أن كل حديث ضعيف إذا جاء من طرق متعددة ضعيفة أنه يرتقي إلى درجة الحسن بل الضعيف في ذلك قسمان.

١- ضعف لا يزول بتعدد الطرق كرواية الكذابين والمتروكين أو المتهمين بالكذب أو الفسق، فتعدد الطرق برواية أمثالهم لا يزيد الضعيف إلا ضعفا وذلك كحديث: «الأذنان من الرأس»، فقد روي من طرق عدة إلا أنها كلها ضعيفة١.

٢- ضعف يزول بتعدد الطرق كما إذا كان راويه سيئ الحفظ مع كونه من أهل الصدق، والديانة، فإذا ما رأينا أن الحديث جاء من طرق أخرى عرفنا أنه مما قد حفظه ولم يختل فيه ضبطه، وكذا إذا كان ضعفه جاء من جهة الإرسال أو التدليس، فإنه يزول بالمتابعات، وذلك كالحديث الذي يرسله إمام حافظ إذ فيه ضعف قريب يزول بروايته من وجه آخر، فكل هذا يرتقي إلى درجة الحسن لغيره لا لذاته.
وكذلك يرتقي الحسن لذاته إلى درجة الصحيح لغيره إذا جاء من طرق عدة فالصحيح لغيره أصله حديث حسن لذاته، ثم جاء من طرق فارتقى إليه.

📚الوسيط في علوم ومصطلح الحديث ١/‏٢٦٩ — محمد أبو شهبة (ت ١٤٠٣)

أما قول المناوي: «وهذه الأخبار وإن فرض ضعفُها جميعها، لكن لا يُنكِر تقويَ الحديثِ الضعيف بكثرة طرقه وتعدد مخرجيه إلاّ جاهل بالصناعة الحديثية أو معاند متعصب»-
فهو خطأ وقع فيه كثير من العلماء المتأخرين حيث أطلقوا أن الحديث الضعيف إذا جاء من طرقٍ متعددة ضعيفة ارتقى إلى درجة الحسن أو الصحيح، فإنه إذا كان ضعف الحديث لفسق الراوي أو اتهامه بالكذب، ثم جاء من طرق أخرى من هذا النوع ازداد ضعفًا إلى ضعف، لأن تفرد المتهمين بالكذب أو المجروحين في عدالتهم بحيث لا يرويه غيرُهم يرفع الثقةَ بحديثهم، ويؤيد ضعفَ روايتهم. وعلى هذا فمن قوّى أحاديث الأبدال التي انفرد بروايتها المتهمون بالكذب والمتروكون ونحوهم يكون على الجادة أم من يُنكِر تقويتها؟

📚جامع المسائل لابن تيمية ط عالم الفوائد - المجموعة الثانية ١/‏٢٧ — ابن تيمية (ت ٧٢٨)

وبذلك يتبن خطأ كثير من العلماء المتأخرين، في إطلاقهم أن الحديث الضعيف إذا جاء من طرق متعددة ضعيفة ارتقى الى درجة الحسن أو الصحيح. فإنه إذا كان ضعف الحديث لفسق الراوي أو اتهامه بالكذب، ثم جاء من طرق أخرى من هذا النوع: ازداد ضعفا إلى ضعف، لأن تفرد المتهمين بالكذب أو المجروحين في عدالتهم بحيث لا يرويه غيرهم: يرفع الثقة بحديثهم، ويؤيد ضعف روايتهم. وهذا واضح

📚الباعث الحثيث شرح اختصار علوم الحديث ط ابن الجوزي ١/‏١١٣ — أحمد شاكر (ت ١٣٧٧)

قد أوقعت كثيرًا من العلماء، لا سيّما المشتغلين منهم بالفقه في خطأ فاضح، ألا وهو تصحيح كثير من الأحاديث الضعيفة اغترارًا بكَثرة طُرقها، وذهولًا منهم عن كون ضعفها من النوع الذي لا ينجبر الحديث بضعفها، بل لا تزيده إلا وهنًا على وهن

📚نصب المجانيق لنسف قصة الغرانيق ١/‏٤٠ — ناصر الدين الألباني (ت ١٤٢٠)

ومِن ذَلِكَ ضَعْفٌ لا يَزُولُ بِنَحْوِ ذَلِكَ، لِقُوَّةٍ الضَّعْفِ وتَقاعُدِ هَذا الجابِرِ عَنْ جَبْرِهِ ومُقاوَمَتِهِ. وذَلِكَ كالضَّعْفِ الَّذِي يَنْشَأُ مِن كَوْنِ الرّاوِي مُتَّهَمًا بِالكَذِبِ، أوْ كَوْنِ الحَدِيثِ شاذًّا.

📚مقدمة ابن الصلاح ت عتر ١/‏٣٤ — ابن الصلاح (ت ٦٤٣)

وأما إذا كان الضعف لكون الراوي متهمًا بالكذب أو فاسقًا فلا ينجبر ذلك بمجيئه من وجه آخر

📚إرشاد طلاب الحقائق إلى معرفة سنن خير الخلائق صلى الله عليه وسلم ١/‏١٤٨ — النووي (ت ٦٧٦)

#تعدد_طرق
#رد_شبهات
👍62
اصول_کمال حیدری
<unknown>
🎙آقای ڪمال حیدرۍ: آیا #اصول_اربعمائـہ به دست شیخ ڪلینۍ، صدوق و طوسۍ رسیده است؟!

📮 بـہ زبان فارسۍ
https://t.me/eulumhadith
#صوتیات
👍6👎1
4_5893499779350005819.mp4
6.8 MB
📮♻️آيـت اللہ قزوینۍ بالأخـره روایاتۍ از ڪتب شیعه راجـع به تنصیص بر ۱۲ امام پیـدا ڪردند اما متأسفانـہ به روایات جعلۍ استـناد ڪردند 🤷🏻

🔰 ✍🏻 بیان آن بـہ شـرح زیـر است:
https://t.me/eulumhadith
4👍1👎1