☮ شبهه کودکانه دیگر را آورد که ربط به موضوع ندارد و آن هم راجع به #حریز_بن_عثمان رحمه الله تعالی و تهمت ناصبی بودن به ایشان ‼️
✅پاسخ:
مختصراً میگویم، ایشان اساساً نه ناصبی بوده و نه هم حضرت علی رو سب و لعن کرده است، وآنچه به ایشان تهمت زده شده مردود است و بلکه خلاف آن از ایشان ثابت است.
- به عنوان مثال:
سمعت يحيى يقول: سمعت علي بن عياش يقول سمعت: حريز بن عثمان الرحبي يقول لرجل: «ويحك، أما تتقي الله؟ تزعم أني شتمت علياً؟ لا والله ما شتمت علياً قط»
📚تاریخ ابن معین۴۷۵/۴
✅ روایت صحیح
قال شبابة سمعت رجلاً قال لحريز بن عثمان: «بلغني أنك لا تترحم على علي؟». قال: «اسكت. رحمه الله مئة مرة».
📚 سیر اعلام النبلاء ٨٠/٧
✅ روايت معتبر
- وراجع به تهمت ابن حبان رحمه الله به حريز مرود است و هیچگاه هم ثابت نشده است.
-امام ذهبی رحمه الله در رد این اتهمات میگوید:
«هذا الشيخ أورع من ذلك»
📚 سیر اعلام النبلاء ۸۱/۷
- و دکتر بشار عواد در تحقیق خود بر تهذیب الکمال راجع به آثار تهمت به حریز میگوید:
«إن هذا الكلام ليس له سند، فلا يُعتبر ولا يعتدّ به».
📌 برای تفصیل در این مسأله ميتوانيد به مبحث "ابوعمر الباحث" مراجعه داشته باشید
https://t.me/AntiShobohat50/313
📌 اما اینکه گفتید نواصب نواصب؛ باید بگویم که این منهج منهج شیعیان و بلکه بزرگانتان بوده که نواصب را توثیق میکنید:
▪︎ سیستانی از نجاشی در توثیق نواصب تعجب میکند:
[والعجب كل العجب من النجاشي شيخ الاصحاب في معرفة الرجال يقدح في مثل جابر والمفضلان ويوثق النصاب]
📚إيضاح مناسك الحج -السيستاني ۱۳۱
▪︎ابوالقاسم خوئی میگوید مهم نیست که راوی ناصبی باشد، زیرا مهم این است که ثقه است!
أقول: لا ينبغي الاشكال في فساد الرجل من جهة عقيدته بل لا يبعد استفادة أنه لم يكن يتدين بشيء، ومن ثم كان يظهر الغلو مرة، والنصب أخرى، ومع ذلك لا يهمنا إثبات ذلك، إذ لا أثر لفساد العقيدة، أو العمل، في سقوط الرواية عن الحجية، بعد وثاقة الراوي .
📚مجعم رجال الحديث - الخوئي - ج 3 ص 152
✍🏻فلذا توثیق نواصب؛ کاری است که شیعیان ید طولایی در آن دارند و حتی بر کسی که اموال معصوم را تاراج میکرده؛ توثیق میکردند!
همچون عثمان بن عيسى دزد و معاند اهل بيت بود اما او از اصحاب اجماع است!!
✅پاسخ:
مختصراً میگویم، ایشان اساساً نه ناصبی بوده و نه هم حضرت علی رو سب و لعن کرده است، وآنچه به ایشان تهمت زده شده مردود است و بلکه خلاف آن از ایشان ثابت است.
- به عنوان مثال:
سمعت يحيى يقول: سمعت علي بن عياش يقول سمعت: حريز بن عثمان الرحبي يقول لرجل: «ويحك، أما تتقي الله؟ تزعم أني شتمت علياً؟ لا والله ما شتمت علياً قط»
📚تاریخ ابن معین۴۷۵/۴
✅ روایت صحیح
قال شبابة سمعت رجلاً قال لحريز بن عثمان: «بلغني أنك لا تترحم على علي؟». قال: «اسكت. رحمه الله مئة مرة».
📚 سیر اعلام النبلاء ٨٠/٧
✅ روايت معتبر
- وراجع به تهمت ابن حبان رحمه الله به حريز مرود است و هیچگاه هم ثابت نشده است.
-امام ذهبی رحمه الله در رد این اتهمات میگوید:
«هذا الشيخ أورع من ذلك»
📚 سیر اعلام النبلاء ۸۱/۷
- و دکتر بشار عواد در تحقیق خود بر تهذیب الکمال راجع به آثار تهمت به حریز میگوید:
«إن هذا الكلام ليس له سند، فلا يُعتبر ولا يعتدّ به».
📌 برای تفصیل در این مسأله ميتوانيد به مبحث "ابوعمر الباحث" مراجعه داشته باشید
https://t.me/AntiShobohat50/313
📌 اما اینکه گفتید نواصب نواصب؛ باید بگویم که این منهج منهج شیعیان و بلکه بزرگانتان بوده که نواصب را توثیق میکنید:
▪︎ سیستانی از نجاشی در توثیق نواصب تعجب میکند:
[والعجب كل العجب من النجاشي شيخ الاصحاب في معرفة الرجال يقدح في مثل جابر والمفضلان ويوثق النصاب]
📚إيضاح مناسك الحج -السيستاني ۱۳۱
▪︎ابوالقاسم خوئی میگوید مهم نیست که راوی ناصبی باشد، زیرا مهم این است که ثقه است!
أقول: لا ينبغي الاشكال في فساد الرجل من جهة عقيدته بل لا يبعد استفادة أنه لم يكن يتدين بشيء، ومن ثم كان يظهر الغلو مرة، والنصب أخرى، ومع ذلك لا يهمنا إثبات ذلك، إذ لا أثر لفساد العقيدة، أو العمل، في سقوط الرواية عن الحجية، بعد وثاقة الراوي .
📚مجعم رجال الحديث - الخوئي - ج 3 ص 152
✍🏻فلذا توثیق نواصب؛ کاری است که شیعیان ید طولایی در آن دارند و حتی بر کسی که اموال معصوم را تاراج میکرده؛ توثیق میکردند!
همچون عثمان بن عيسى دزد و معاند اهل بيت بود اما او از اصحاب اجماع است!!
☣ اخیراً صحبتی از دلیل کردند اما تنها یک دلیل برای توثیق جرثومه [ابراهیم بن هاشم] ، اما ضربات ما را ملاحظه داشته باشید 👇🏻
🉐ابله رافضی گفت:
شیخ مفید به جهت اثبات تحریم ذبائح اهل کتاب استدلال به ۹ روایت با اسناد متفاوت می کنند که از این ۹ روایت در سند ۳ روایت حضرت ابراهیم بن هاشم وجود دارند؛ سپس می گویند : فهذه جملة مما ورد عن أئمة آل محمد ص في تحريم ذبائح أهل الكتاب 👈🏻 قد ورد من الطرق الواضحة بالأسانيد المشهورة و عن جماعة بمثلهم في الستر و الديانة و الثقة و الحفظ و الأمانة 👉🏻
📚 تحریم ذبائح اهل کتاب ج۱ ص۳۱
✅ پاسخ :
اولاً : در اینجا شیخ مفید فرد خاصی رو توثیق نکرده است، بلکه حکم کلی بر احادیث [ ۹ روایت ] زده اند به اینکه روایات تحریم خوردن ذبیحه های اهل کتاب توسط اسانید و رجال ثقه نقل شده است، نه اینکه تمامی روات این اسانید ثقات و مأمون باشند !
دوماً : برای اینکه مقصود و مفهوم کلام ما را متوجه شوید، یک بررسی بر اسانید ۹ روایت را بنگرید که افرادی کذاب و یا جداً ضعیف خواهید دید، همچون مفضل بن صالح ( ابوجميله ) كه در اولين سند ذکر کرده است.
https://t.me/eulumhadith/301
سوماً : اساساً مجلسی این روایت مفضل بن صالح که شيخ مفید از کافی آورده بود هم راجع آن گفته است: ضعیف[مرآة العقول ٢٣/٢٢ ] بلکه چندی از روایات که از کافی آورده بود، مجلسی در مرآة تضعيف كرده بودند، فلذا از اين خاطر ميگوییم بر غالبیت و یا مجموع طرق شیخ مفید آمده حکم داده و از این خاطر میگوید:
[و بمثلهم في العدد يتواتر الخبر و يجب العمل لمن تأمل و نظر ]
چهارماً : برای اینکه حال شیعیان را کامل بگیریم،میگوییم که بر فرض اینکه شیخ مفید بر تمام رجال سند حکم به توثیق داده است، اما آیا میدانید که شیخ مفید اهلیت توثیق و جرح روات را نداشته است و بزرگانی از اعلام شیعه اصلاً به توثیقات او اعتبار نمیدهند!؟ چه برسد به تفرد ایشان !
- با دقت ملاحظه داشته باشید👇🏻
🉐ابله رافضی گفت:
شیخ مفید به جهت اثبات تحریم ذبائح اهل کتاب استدلال به ۹ روایت با اسناد متفاوت می کنند که از این ۹ روایت در سند ۳ روایت حضرت ابراهیم بن هاشم وجود دارند؛ سپس می گویند : فهذه جملة مما ورد عن أئمة آل محمد ص في تحريم ذبائح أهل الكتاب 👈🏻 قد ورد من الطرق الواضحة بالأسانيد المشهورة و عن جماعة بمثلهم في الستر و الديانة و الثقة و الحفظ و الأمانة 👉🏻
📚 تحریم ذبائح اهل کتاب ج۱ ص۳۱
✅ پاسخ :
اولاً : در اینجا شیخ مفید فرد خاصی رو توثیق نکرده است، بلکه حکم کلی بر احادیث [ ۹ روایت ] زده اند به اینکه روایات تحریم خوردن ذبیحه های اهل کتاب توسط اسانید و رجال ثقه نقل شده است، نه اینکه تمامی روات این اسانید ثقات و مأمون باشند !
دوماً : برای اینکه مقصود و مفهوم کلام ما را متوجه شوید، یک بررسی بر اسانید ۹ روایت را بنگرید که افرادی کذاب و یا جداً ضعیف خواهید دید، همچون مفضل بن صالح ( ابوجميله ) كه در اولين سند ذکر کرده است.
https://t.me/eulumhadith/301
سوماً : اساساً مجلسی این روایت مفضل بن صالح که شيخ مفید از کافی آورده بود هم راجع آن گفته است: ضعیف[مرآة العقول ٢٣/٢٢ ] بلکه چندی از روایات که از کافی آورده بود، مجلسی در مرآة تضعيف كرده بودند، فلذا از اين خاطر ميگوییم بر غالبیت و یا مجموع طرق شیخ مفید آمده حکم داده و از این خاطر میگوید:
[و بمثلهم في العدد يتواتر الخبر و يجب العمل لمن تأمل و نظر ]
چهارماً : برای اینکه حال شیعیان را کامل بگیریم،میگوییم که بر فرض اینکه شیخ مفید بر تمام رجال سند حکم به توثیق داده است، اما آیا میدانید که شیخ مفید اهلیت توثیق و جرح روات را نداشته است و بزرگانی از اعلام شیعه اصلاً به توثیقات او اعتبار نمیدهند!؟ چه برسد به تفرد ایشان !
- با دقت ملاحظه داشته باشید👇🏻
📌محمد بن الحسن بن الشهيد الثاني:
وكلام المفيد غير معلوم المراد من عبارته،فإنّه كثيراً ما يوثّق من ليس له أهليّة التوثيق.
[إستقصاء الإعتبار 3/ 2]
📌محمد آصف المحسني:
نحن لا نعتمد على توثيقات الشيخ المفيد مع جلالته ؛ فهو من المتسامحين خصوصاً في توثيق الرواة.
[مشرعة البحار 1/ 398 ]
📌الشیخ حيدر حب الله:
والذي توصّلتُ إليه أنّ الشيخ المفيد وأمثاله من علماء مختلف المذاهب ممّن لا يُعرفون بخبرويّتهم في مجال نقد الرواة والرجال، بل لوحظ عليهم سلسلة أخطاء أو أمور غريبة في هذا الميدان.. هؤلاء العلماء لا تعتبر توثيقاتهم أو تضعيفاتهم حجّة أو أمارة كامة.
[منطق النقد السندي 1: 249 ـ 254، 329 ـ 330]
📌الوحيد البهبهاني:
عندي أنّ استفادة العدالة منها لا تخلو من تأمُّلٍ، كما لا يخفى على المتأمِّل في الإرشاد في مقامات التوثيق
[الفوائد الرجالية 52]
📌النراقي:
إنّ استفادة العدالة من توثيق المفيد في الإرشاد لا يخلو من نظرٍ لمَنْ نظر فيه وتدبَّر.
[شعب المقال: 34]
📌السيد بحر العلوم:
أما توثيق المفيد رحمه الله، فمع مافيه من الكلام، لاينهض لمقاومة ما ذكر من أسباب الجرح.
[الفوائد الرجالية 352/2]
📌 محمد باقر ملكيان:
توثیقات شیخ مفید را نقد کردند و راجع به بی ارزش بودن توثیقات ایشان سخن گفته است.
[ اینجا را مراجعه کنید ]
📌 شيخ شاهرودی؛ محمد آل راضي؛ باقر ايرواني:
فالأصحّ هنا هو ما ذهب إليه الشيخ آصف محسني والشيخ الأحمدي الشاهرودي ـ وهو ما يظهر أيضاً من الشيخ محمد هادي آل راضي ـ من التوقّف في أمر توثيقات المفيد وأمثاله من علماء مختلف المذاهب. غاية الأمر أنّني أعتبرها مجرّد قرينة ناقصة على التوثيق. ولعلّ من أوائل من تنبّه لمشاكل توثيقات المفيد هو الشيخ محمد العاملي (1030هـ) حفيد الشهيد الثاني.
وقد كنتُ أثرت هذه الإشكاليّة (إشكاليّة عدم خبرويّة بعض المتقدّمين) شفاهاً على أستاذنا الشيخ باقر الإيرواني عام 1995 أو 1996م، وبدا منه الإقرار بها آنذاك.
[https://t.me/haidarhobbollah/2950]
وكلام المفيد غير معلوم المراد من عبارته،فإنّه كثيراً ما يوثّق من ليس له أهليّة التوثيق.
[إستقصاء الإعتبار 3/ 2]
📌محمد آصف المحسني:
نحن لا نعتمد على توثيقات الشيخ المفيد مع جلالته ؛ فهو من المتسامحين خصوصاً في توثيق الرواة.
[مشرعة البحار 1/ 398 ]
📌الشیخ حيدر حب الله:
والذي توصّلتُ إليه أنّ الشيخ المفيد وأمثاله من علماء مختلف المذاهب ممّن لا يُعرفون بخبرويّتهم في مجال نقد الرواة والرجال، بل لوحظ عليهم سلسلة أخطاء أو أمور غريبة في هذا الميدان.. هؤلاء العلماء لا تعتبر توثيقاتهم أو تضعيفاتهم حجّة أو أمارة كامة.
[منطق النقد السندي 1: 249 ـ 254، 329 ـ 330]
📌الوحيد البهبهاني:
عندي أنّ استفادة العدالة منها لا تخلو من تأمُّلٍ، كما لا يخفى على المتأمِّل في الإرشاد في مقامات التوثيق
[الفوائد الرجالية 52]
📌النراقي:
إنّ استفادة العدالة من توثيق المفيد في الإرشاد لا يخلو من نظرٍ لمَنْ نظر فيه وتدبَّر.
[شعب المقال: 34]
📌السيد بحر العلوم:
أما توثيق المفيد رحمه الله، فمع مافيه من الكلام، لاينهض لمقاومة ما ذكر من أسباب الجرح.
[الفوائد الرجالية 352/2]
📌 محمد باقر ملكيان:
توثیقات شیخ مفید را نقد کردند و راجع به بی ارزش بودن توثیقات ایشان سخن گفته است.
[ اینجا را مراجعه کنید ]
📌 شيخ شاهرودی؛ محمد آل راضي؛ باقر ايرواني:
فالأصحّ هنا هو ما ذهب إليه الشيخ آصف محسني والشيخ الأحمدي الشاهرودي ـ وهو ما يظهر أيضاً من الشيخ محمد هادي آل راضي ـ من التوقّف في أمر توثيقات المفيد وأمثاله من علماء مختلف المذاهب. غاية الأمر أنّني أعتبرها مجرّد قرينة ناقصة على التوثيق. ولعلّ من أوائل من تنبّه لمشاكل توثيقات المفيد هو الشيخ محمد العاملي (1030هـ) حفيد الشهيد الثاني.
وقد كنتُ أثرت هذه الإشكاليّة (إشكاليّة عدم خبرويّة بعض المتقدّمين) شفاهاً على أستاذنا الشيخ باقر الإيرواني عام 1995 أو 1996م، وبدا منه الإقرار بها آنذاك.
[https://t.me/haidarhobbollah/2950]
🉐 آخرین ادعای ایشان این بود: مجلسی گفته که کلینی چون زیاد از ابراهیم بن هاشم روایت کرده، پس نزد او ثقه است!
✅پاسخ:
این ادعای پوچی است، زیرا کلینی از کذاب و متهم هم روایت کرده و بلکه زیاد هم روایت میکند که برای رد این ادعا، کافی است که بگوییم تنها در اصول کافی ( غیر فروع و روضه ) از ۳۷۸۳ روایت، ۲۱۳۵ روایات آن از کذابین و متروکین و متهمین روایت شده است.
✅پاسخ:
این ادعای پوچی است، زیرا کلینی از کذاب و متهم هم روایت کرده و بلکه زیاد هم روایت میکند که برای رد این ادعا، کافی است که بگوییم تنها در اصول کافی ( غیر فروع و روضه ) از ۳۷۸۳ روایت، ۲۱۳۵ روایات آن از کذابین و متروکین و متهمین روایت شده است.
🛅 جمــع بنــدۍ:
🌏اهمیــــت اسـناد و عݪم حـديـث💥
شكی نیست به اینکه اسناد و علم به جرح و تعدیل روات، از خصائص این امت است؛ و هیچ امتی جز امت خاتم الأنبیاءﷺ؛ کتاب شرع و سنن انبیا خود را با استفاده از چنین علمی نقل نکردند، فلذا یکی از اسباب تحریف کتب و منقولات آن ملت ها؛ همین بود.
و اهمیت دادن به سند و علم جرح و تعدیل، در همان قرن اول اسلام یعنی عصر اصحاب پیامبر صلی الله علیه واله وسلم دیده میشود؛ جابر بن عبدالله انصاری رضی الله عنه، مطلع شدند به اینکه یکی از اصحاب، حدیثی را به پیامبر نسبت دادند در حالی که جابر آن را از پیامبر ﷺ نشنیده بودند، فلذا یک ماه طی کرد که به شهر آن صحابی رسید و حدیث را از او شنید!
{ ورحل جابر بن عبد الله مسيرة شهر ، إلى عبد الله بن أنيس ، في حديث واحد }
📚صحيح بخارى ٤١/١
و امام مسلم رحمه الله در مقدمه کتاب صحیح خود میگوید:
[بَابُ في أَنَّ الْإِسْنَادَ مِنَ الدِّينِ وأن الرواية لا تكون إلا عن الثقات وأن جرح الرواة بما هو فيهم جائز بل واجب وأنه ليس من الغيبة المحرمة بل من الذب عن الشريعة المكرمة]
¤بیانگر دو نکته مهم هستند:
1. علم اسناد، جزوی از دین است، زیرا صحت و سقم منتسبات به صاحب شرع را بررسی میکند
2. جرح روات و بيان عیب آنان واجب است، زیرا نقولات غیر ثابت را از شریعت دور میکند، وما لایتم الواجب الا به فهو واجب
و همچنین با سند خود از ابن سیرین رحمه الله نقل میکند:
«إِنَّ هَذَا الْعِلْمَ دِينٌ، فَانْظُرُوا عَمَّنْ تَأْخُذُونَ دِينَكُمْ»
این علم دین است، فلذا بنگرید که دین خود از چه کسی اخذ میکنید.
📚مقدمة صحيح مسلم ١٤/١
"خوشتر آن باشد که سر دلبران، گفته آید در حدیث دیگران"؛
مستشرق آلمانی بنام سپرنجر [ Sprenger ]؛ اقرار زیبایی دارد:
[إن الدنيا لم تر ولن ترى أمة مثل المسلمين فقد درس بفضل علم الرجل الذى أوجدوه حياة نصف مليون رجل]
این دنیا هیچگاه امتی همچون مسلمین ندید و نخواهد دید، زیرا راجع نیم میلیون انسان مطالعه کردند( و به حال و روز این تعداد رجال بررسی کردند)
و مقوله مشهور یکی از مستشریق همین بود که فرمود:
"ليفخرِ المسلمون ما شاؤوا بعلم حديث نبيهم"
👈🏻همانطور که مشاهده کردید، از تمام علمای متقدّم شیعه و بلکه حتی تا قرن ٧ هجری؛ هيچ توثیقی نداشته است و آنچه که دیدیم، از تمام رجالیون متقدمین، تنها نجاشی و طوسی او را ذکر کرده اند و همانطور که بیان شد، هیچ توثیق و مدح معتدٌّ به برای او ندیدیم و آنچه از متأخرين آورده شد، تصریحات متوالی بر عدم وجود و حصول توثیق برای ابراهیم بن هاشم اقرار کردند.
و همچنین در بین اقوال و تنصیص این اعلام مشاهده شد که روایاتی را رد میکردند و آنهم به مجرد وجود ابراهیم بن هاشم فلذا اطمینان حاصل گردید که این راوی با این همه تعداد روایاتی که دارد و بلكه نصف كافی از روایات ایشون است اما هیچ توثیقی برای او یافت نمیشود.
فلذا میگوییم دین و شریعت مهمتر از فردی که حال او برای ما معلوم نیست بگیریم و جرح چنین فردی که نصف مذهب شیعه توسط این فرد مجهول و ناشناخته (که حتی معلوم نیست دقیقاً چه سالی احادیث را اخذ کرده و در چه سالی وفات یافته) مقدم بر ادله واهی بر توثیق ایشان است.🌷
🌏اهمیــــت اسـناد و عݪم حـديـث💥
شكی نیست به اینکه اسناد و علم به جرح و تعدیل روات، از خصائص این امت است؛ و هیچ امتی جز امت خاتم الأنبیاءﷺ؛ کتاب شرع و سنن انبیا خود را با استفاده از چنین علمی نقل نکردند، فلذا یکی از اسباب تحریف کتب و منقولات آن ملت ها؛ همین بود.
و اهمیت دادن به سند و علم جرح و تعدیل، در همان قرن اول اسلام یعنی عصر اصحاب پیامبر صلی الله علیه واله وسلم دیده میشود؛ جابر بن عبدالله انصاری رضی الله عنه، مطلع شدند به اینکه یکی از اصحاب، حدیثی را به پیامبر نسبت دادند در حالی که جابر آن را از پیامبر ﷺ نشنیده بودند، فلذا یک ماه طی کرد که به شهر آن صحابی رسید و حدیث را از او شنید!
{ ورحل جابر بن عبد الله مسيرة شهر ، إلى عبد الله بن أنيس ، في حديث واحد }
📚صحيح بخارى ٤١/١
و امام مسلم رحمه الله در مقدمه کتاب صحیح خود میگوید:
[بَابُ في أَنَّ الْإِسْنَادَ مِنَ الدِّينِ وأن الرواية لا تكون إلا عن الثقات وأن جرح الرواة بما هو فيهم جائز بل واجب وأنه ليس من الغيبة المحرمة بل من الذب عن الشريعة المكرمة]
¤بیانگر دو نکته مهم هستند:
1. علم اسناد، جزوی از دین است، زیرا صحت و سقم منتسبات به صاحب شرع را بررسی میکند
2. جرح روات و بيان عیب آنان واجب است، زیرا نقولات غیر ثابت را از شریعت دور میکند، وما لایتم الواجب الا به فهو واجب
و همچنین با سند خود از ابن سیرین رحمه الله نقل میکند:
«إِنَّ هَذَا الْعِلْمَ دِينٌ، فَانْظُرُوا عَمَّنْ تَأْخُذُونَ دِينَكُمْ»
این علم دین است، فلذا بنگرید که دین خود از چه کسی اخذ میکنید.
📚مقدمة صحيح مسلم ١٤/١
"خوشتر آن باشد که سر دلبران، گفته آید در حدیث دیگران"؛
مستشرق آلمانی بنام سپرنجر [ Sprenger ]؛ اقرار زیبایی دارد:
[إن الدنيا لم تر ولن ترى أمة مثل المسلمين فقد درس بفضل علم الرجل الذى أوجدوه حياة نصف مليون رجل]
این دنیا هیچگاه امتی همچون مسلمین ندید و نخواهد دید، زیرا راجع نیم میلیون انسان مطالعه کردند( و به حال و روز این تعداد رجال بررسی کردند)
و مقوله مشهور یکی از مستشریق همین بود که فرمود:
"ليفخرِ المسلمون ما شاؤوا بعلم حديث نبيهم"
👈🏻همانطور که مشاهده کردید، از تمام علمای متقدّم شیعه و بلکه حتی تا قرن ٧ هجری؛ هيچ توثیقی نداشته است و آنچه که دیدیم، از تمام رجالیون متقدمین، تنها نجاشی و طوسی او را ذکر کرده اند و همانطور که بیان شد، هیچ توثیق و مدح معتدٌّ به برای او ندیدیم و آنچه از متأخرين آورده شد، تصریحات متوالی بر عدم وجود و حصول توثیق برای ابراهیم بن هاشم اقرار کردند.
و همچنین در بین اقوال و تنصیص این اعلام مشاهده شد که روایاتی را رد میکردند و آنهم به مجرد وجود ابراهیم بن هاشم فلذا اطمینان حاصل گردید که این راوی با این همه تعداد روایاتی که دارد و بلكه نصف كافی از روایات ایشون است اما هیچ توثیقی برای او یافت نمیشود.
فلذا میگوییم دین و شریعت مهمتر از فردی که حال او برای ما معلوم نیست بگیریم و جرح چنین فردی که نصف مذهب شیعه توسط این فرد مجهول و ناشناخته (که حتی معلوم نیست دقیقاً چه سالی احادیث را اخذ کرده و در چه سالی وفات یافته) مقدم بر ادله واهی بر توثیق ایشان است.🌷
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#الإمام_البخاري
أستاذ_الْأُسْتَاذِينَ
وَسَيِّدَ_الْمُحَدِّثِينَ
وَطَبِيبَ_الْحَدِيثِ
📌امام ابن كثير رحمــہ الله میگوید:
[وَقَدْ أَثْنَى عَلَيْهِ عُلَمَاءُ زَمَانِهِ مِنْ شُيُوخِهِ وَأَقْرَانِهِ]
📚البداية والنهاية ت التركي ١٤/٥٢٩ — ابن كثير (ت ٧٧٤)
🉐مدح و توثيق امام بخاري رحمه الله توسط اعلام متقدم و معاصرین ایشان رحمــہم الله :👇🏻
📌قَالَ الْإِمَامُ أَحْمَدُ:
[مَا أَخْرَجَتْ خُرَاسَانُ مِثْلَهُ]
📌قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْمَدِينِيِّ:
[لَمْ يَرَ الْبُخَارِيُّ مِثْلَ نَفْسِهِ]
📌قَالَ إِسْحَاقُ بْنُ رَاهَوَيْهِ:
[لَوْ كَانَ فِي زَمَنِ الْحَسَنِ لَاحْتَاجَ الناس إليه في الحديث ومعرفته وَفِقْهِهِ.]
📌قالَ أَبُو بَكْرِ بْنِ أَبِي شَيْبَةَ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ نُمَيْرٍ:
[مَا رَأَيْنَا مِثْلَهُ.]
📌قَالَ عَلِيُّ بْنُ حُجْرٍ:
[لَا أعلم مثله]
📌قال محمود بن النظر بن سَهْلٍ الشَّافِعِيُّ:
[دَخَلْتُ الْبَصْرَةَ وَالشَّامَ وَالْحِجَازَ وَالْكُوفَةَ وَرَأَيْتُ عُلَمَاءَهَا كُلَّمَا جَرَى ذِكْرُ مُحَمَّدِ بْنِ إسماعيل الْبُخَارِيِّ فَضَّلُوهُ عَلَى أَنْفُسِهِمْ.]
📌قَالَ أَبُو الْعَبَّاسِ الدَّغُولِيُّ:
كَتَبَ أَهْلُ بَغْدَادَ إِلَى الْبُخَارِيِّ:
الْمُسْلِمُونَ بخير ما حبيت لَهُمْ ... وَلَيْسَ بَعْدَكَ خَيْرٌ حِينَ تُفْتَقَدُ
📌قَالَ الْفَلَّاسُ:
[كُلُّ حَدِيثٍ لَا يَعْرِفُهُ الْبُخَارِيُّ فَلَيْسَ بحديث]
📌قال أبو نعيم أحمد بْنُ حَمَّادٍ:
[هُوَ فَقِيهُ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَكَذَا قَالَ يَعْقُوبُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الدَّوْرَقِيُّ.]
📌امام ابن كثير رحمــہ الله میگوید:
[وَمِنْهُمْ مَنْ فَضَّلَهُ فِي الْفِقْهِ وَالْحَدِيثِ عَلَى الْإِمَامِ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ، وَإِسْحَاقَ بْنِ رَاهَوَيْهِ]
📌قَالَ قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ:
[رُحِلَ إِلَيَّ مِنْ شَرْقِ الْأَرْضِ وغربها خلق فَمَا رَحَلَ إِلَيَّ مِثْلُ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ البخاري.]
📌قال مرجّى بن رجاء:
[فضل البخاري على العلماء كفضل الرجال على النساء- يعنى في زمانه- وأما قبل زمانه مثل قرب الصحابة والتابعين فلا. وقال هو آية من آيات الله تمشى عَلَى الْأَرْضِ]
📌قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الدارميّ:
[مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ الْبُخَارِيُّ أَفْقَهُنَا وَأَعْلَمُنَا وَأَغْوَصُنَا وَأَكْثَرُنَا طَلَبًا]
📌قَالَ إِسْحَاقُ بْنُ رَاهَوَيْهِ:
[هُوَ أَبْصَرُ مِنِّي]
📌قَالَ أَبُو حَاتِمٍ الرَّازِيُّ:
[مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ أَعْلَمُ مَنْ دَخَلَ الْعِرَاقَ]
📌قَالَ عبد الله الْعِجْلِيُّ:
[رَأَيْتَ أَبَا حَاتِمٍ وَأَبَا زُرْعَةَ يَجْلِسَانِ إليه يسمعان مَا يَقُولُ، وَلَمْ يَكُنْ مُسْلِمٌ يَبْلُغُهُ، وَكَانَ أَعْلَمَ مِنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الذُّهْلِيِّ بِكَذَا وكذا، وكان حييا فَاضِلًا يُحْسِنُ كُلَّ شَيْءٍ وَقَالَ غَيْرُهُ: رَأَيْتُ مُحَمَّدَ بْنَ يَحْيَى الذُّهْلِيَّ يَسْأَلُ الْبُخَارِيَّ عَنِ الْأَسَامِي وَالْكُنَى وَالْعِلَلِ، وَهُوَ يَمُرُّ فِيهِ كَالسَّهْمِ، كأنه يقرأ قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ]
📌قَالَ أَحْمَدُ بْنُ حَمْدُونَ الْقَصَّارُ:
[رَأَيْتُ مُسْلِمَ بْنَ الْحَجَّاجِ جَاءَ إِلَى الْبُخَارِيِّ فَقَبَّلَ بَيْنَ عينيه وقال: دعني أُقَبِّلَ رِجْلَيْكَ يَا أُسْتَاذَ الْأُسْتَاذِينَ، وَسَيِّدَ الْمُحَدِّثِينَ، وَطَبِيبَ الْحَدِيثِ فِي عِلَلِهِ، ثُمَّ سَأَلَهُ عَنْ حَدِيثِ كَفَّارَةِ الْمَجْلِسِ فَذَكَرَ لَهُ عِلَّتَهُ فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ مُسْلِمٌ لَا يُبْغِضُكَ إِلَّا حَاسِدٌ، وَأَشْهَدُ أَنْ لَيْسَ فِي الدُّنْيَا مِثْلُكَ]
📌قَالَ الترمذي:
[لم أر بالعراق ولا في خراسان فِي مَعْنَى الْعِلَلِ وَالتَّارِيخِ وَمَعْرِفَةِ الْأَسَانِيدِ أَعْلَمَ مِنَ الْبُخَارِيِّ، وَكُنَّا يَوْمًا عِنْدَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُنِيرٍ فَقَالَ لِلْبُخَارِيِّ: جَعَلَكَ اللَّهُ زَيْنَ هَذِهِ الْأُمَّةِ قَالَ التِّرْمِذِيُّ: فَاسْتُجِيبَ لَهُ فِيهِ]
📌قَالَ ابْنُ خُزَيْمَةَ:
[مَا رَأَيْتُ تَحْتَ أَدِيمِ السَّمَاءِ أَعْلَمَ بِحَدِيثِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَلَا أحفظ له من محمد ابن إسماعيل البخاري]
✍🏻امام ابن كثير رحمــہ الله در پایان میگوید:
ولو استقصينا ثناء العلماء عليه فِي حِفْظِهِ وَإِتْقَانِهِ وَعِلْمِهِ وَفِقْهِهِ وَوَرَعِهِ وَزُهْدِهِ وعبادته لَطَالَ عَلَيْنَا، وَنَحْنُ عَلَى عَجَلٍ مِنْ أَجْلِ الحوادث والله سبحانه الْمُسْتَعَانُ.
📚البداية والنهاية ت شيري ١١/٣٢ — ابن كثير (ت ٧٧٤)
أستاذ_الْأُسْتَاذِينَ
وَسَيِّدَ_الْمُحَدِّثِينَ
وَطَبِيبَ_الْحَدِيثِ
📌امام ابن كثير رحمــہ الله میگوید:
[وَقَدْ أَثْنَى عَلَيْهِ عُلَمَاءُ زَمَانِهِ مِنْ شُيُوخِهِ وَأَقْرَانِهِ]
📚البداية والنهاية ت التركي ١٤/٥٢٩ — ابن كثير (ت ٧٧٤)
🉐مدح و توثيق امام بخاري رحمه الله توسط اعلام متقدم و معاصرین ایشان رحمــہم الله :👇🏻
📌قَالَ الْإِمَامُ أَحْمَدُ:
[مَا أَخْرَجَتْ خُرَاسَانُ مِثْلَهُ]
📌قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْمَدِينِيِّ:
[لَمْ يَرَ الْبُخَارِيُّ مِثْلَ نَفْسِهِ]
📌قَالَ إِسْحَاقُ بْنُ رَاهَوَيْهِ:
[لَوْ كَانَ فِي زَمَنِ الْحَسَنِ لَاحْتَاجَ الناس إليه في الحديث ومعرفته وَفِقْهِهِ.]
📌قالَ أَبُو بَكْرِ بْنِ أَبِي شَيْبَةَ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ نُمَيْرٍ:
[مَا رَأَيْنَا مِثْلَهُ.]
📌قَالَ عَلِيُّ بْنُ حُجْرٍ:
[لَا أعلم مثله]
📌قال محمود بن النظر بن سَهْلٍ الشَّافِعِيُّ:
[دَخَلْتُ الْبَصْرَةَ وَالشَّامَ وَالْحِجَازَ وَالْكُوفَةَ وَرَأَيْتُ عُلَمَاءَهَا كُلَّمَا جَرَى ذِكْرُ مُحَمَّدِ بْنِ إسماعيل الْبُخَارِيِّ فَضَّلُوهُ عَلَى أَنْفُسِهِمْ.]
📌قَالَ أَبُو الْعَبَّاسِ الدَّغُولِيُّ:
كَتَبَ أَهْلُ بَغْدَادَ إِلَى الْبُخَارِيِّ:
الْمُسْلِمُونَ بخير ما حبيت لَهُمْ ... وَلَيْسَ بَعْدَكَ خَيْرٌ حِينَ تُفْتَقَدُ
📌قَالَ الْفَلَّاسُ:
[كُلُّ حَدِيثٍ لَا يَعْرِفُهُ الْبُخَارِيُّ فَلَيْسَ بحديث]
📌قال أبو نعيم أحمد بْنُ حَمَّادٍ:
[هُوَ فَقِيهُ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَكَذَا قَالَ يَعْقُوبُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الدَّوْرَقِيُّ.]
📌امام ابن كثير رحمــہ الله میگوید:
[وَمِنْهُمْ مَنْ فَضَّلَهُ فِي الْفِقْهِ وَالْحَدِيثِ عَلَى الْإِمَامِ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ، وَإِسْحَاقَ بْنِ رَاهَوَيْهِ]
📌قَالَ قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ:
[رُحِلَ إِلَيَّ مِنْ شَرْقِ الْأَرْضِ وغربها خلق فَمَا رَحَلَ إِلَيَّ مِثْلُ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ البخاري.]
📌قال مرجّى بن رجاء:
[فضل البخاري على العلماء كفضل الرجال على النساء- يعنى في زمانه- وأما قبل زمانه مثل قرب الصحابة والتابعين فلا. وقال هو آية من آيات الله تمشى عَلَى الْأَرْضِ]
📌قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الدارميّ:
[مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ الْبُخَارِيُّ أَفْقَهُنَا وَأَعْلَمُنَا وَأَغْوَصُنَا وَأَكْثَرُنَا طَلَبًا]
📌قَالَ إِسْحَاقُ بْنُ رَاهَوَيْهِ:
[هُوَ أَبْصَرُ مِنِّي]
📌قَالَ أَبُو حَاتِمٍ الرَّازِيُّ:
[مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ أَعْلَمُ مَنْ دَخَلَ الْعِرَاقَ]
📌قَالَ عبد الله الْعِجْلِيُّ:
[رَأَيْتَ أَبَا حَاتِمٍ وَأَبَا زُرْعَةَ يَجْلِسَانِ إليه يسمعان مَا يَقُولُ، وَلَمْ يَكُنْ مُسْلِمٌ يَبْلُغُهُ، وَكَانَ أَعْلَمَ مِنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الذُّهْلِيِّ بِكَذَا وكذا، وكان حييا فَاضِلًا يُحْسِنُ كُلَّ شَيْءٍ وَقَالَ غَيْرُهُ: رَأَيْتُ مُحَمَّدَ بْنَ يَحْيَى الذُّهْلِيَّ يَسْأَلُ الْبُخَارِيَّ عَنِ الْأَسَامِي وَالْكُنَى وَالْعِلَلِ، وَهُوَ يَمُرُّ فِيهِ كَالسَّهْمِ، كأنه يقرأ قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ]
📌قَالَ أَحْمَدُ بْنُ حَمْدُونَ الْقَصَّارُ:
[رَأَيْتُ مُسْلِمَ بْنَ الْحَجَّاجِ جَاءَ إِلَى الْبُخَارِيِّ فَقَبَّلَ بَيْنَ عينيه وقال: دعني أُقَبِّلَ رِجْلَيْكَ يَا أُسْتَاذَ الْأُسْتَاذِينَ، وَسَيِّدَ الْمُحَدِّثِينَ، وَطَبِيبَ الْحَدِيثِ فِي عِلَلِهِ، ثُمَّ سَأَلَهُ عَنْ حَدِيثِ كَفَّارَةِ الْمَجْلِسِ فَذَكَرَ لَهُ عِلَّتَهُ فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ مُسْلِمٌ لَا يُبْغِضُكَ إِلَّا حَاسِدٌ، وَأَشْهَدُ أَنْ لَيْسَ فِي الدُّنْيَا مِثْلُكَ]
📌قَالَ الترمذي:
[لم أر بالعراق ولا في خراسان فِي مَعْنَى الْعِلَلِ وَالتَّارِيخِ وَمَعْرِفَةِ الْأَسَانِيدِ أَعْلَمَ مِنَ الْبُخَارِيِّ، وَكُنَّا يَوْمًا عِنْدَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُنِيرٍ فَقَالَ لِلْبُخَارِيِّ: جَعَلَكَ اللَّهُ زَيْنَ هَذِهِ الْأُمَّةِ قَالَ التِّرْمِذِيُّ: فَاسْتُجِيبَ لَهُ فِيهِ]
📌قَالَ ابْنُ خُزَيْمَةَ:
[مَا رَأَيْتُ تَحْتَ أَدِيمِ السَّمَاءِ أَعْلَمَ بِحَدِيثِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَلَا أحفظ له من محمد ابن إسماعيل البخاري]
✍🏻امام ابن كثير رحمــہ الله در پایان میگوید:
ولو استقصينا ثناء العلماء عليه فِي حِفْظِهِ وَإِتْقَانِهِ وَعِلْمِهِ وَفِقْهِهِ وَوَرَعِهِ وَزُهْدِهِ وعبادته لَطَالَ عَلَيْنَا، وَنَحْنُ عَلَى عَجَلٍ مِنْ أَجْلِ الحوادث والله سبحانه الْمُسْتَعَانُ.
📚البداية والنهاية ت شيري ١١/٣٢ — ابن كثير (ت ٧٧٤)
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
☣ اخیراً صحبتی از دلیل کردند اما تنها یک دلیل برای توثیق جرثومه [ابراهیم بن هاشم] ، اما ضربات ما را ملاحظه داشته باشید 👇🏻 🉐ابله رافضی گفت: شیخ مفید به جهت اثبات تحریم ذبائح اهل کتاب استدلال به ۹ روایت با اسناد متفاوت می کنند که از این ۹ روایت در سند ۳ روایت…
لَوْ كَانَ الْحُمْقُ رَجُلاً لَكَانَ رَافِضِيّاً
اگر «حماقت» بهشکل یک انسان درآید، یک رافضی خواهد
- بنده بیان کردم که اصلاً شیخ مفید ابراهیم بن هاشم را توثیق نکرده است و بلکه حکم کلی بر ۹ سند زده که این اسانید شامل افراد دروغگو و مجهول و ثقه هست نه اینکه بیاید بر تمام روات موجود حکم به ثقه بودنشان را بزند.
این را در سه مورد توضیح دادم
اما در مورد چهار؛ فرض بر توثیق مفید به نسبت ابراهیم بن هاشم گذاشتم که اساساً توثیقان شیخ مفید اعتبار ندارد، جدا از اینکه بیاید در توثیق فردی متفرد شده باشد و قول ۱۰ نفر از اعلام شیعه را بیان نمودم
👈🏻 آمدند و گفته اند این اقوال برای متأخرين است !
- در حالی که این مورد ربطی به متقدم و متأخر ندارد و اصلاً ابلهان شیعه نمیدانند که چرا اقوال متقدمین رو بر خلاف اقوال متأخرين در خصوص #توثيقات_رجال پذیرفته شده است!
• فکر کرده اند راجع هر مورد و مسأله عنوان ميشود ‼️
الحمدلله كه داريم سبب خيری میشویم که به این بنده خداها کتب و عقاید خودشان را درس میدهیم🌷
اگر «حماقت» بهشکل یک انسان درآید، یک رافضی خواهد
- بنده بیان کردم که اصلاً شیخ مفید ابراهیم بن هاشم را توثیق نکرده است و بلکه حکم کلی بر ۹ سند زده که این اسانید شامل افراد دروغگو و مجهول و ثقه هست نه اینکه بیاید بر تمام روات موجود حکم به ثقه بودنشان را بزند.
این را در سه مورد توضیح دادم
اما در مورد چهار؛ فرض بر توثیق مفید به نسبت ابراهیم بن هاشم گذاشتم که اساساً توثیقان شیخ مفید اعتبار ندارد، جدا از اینکه بیاید در توثیق فردی متفرد شده باشد و قول ۱۰ نفر از اعلام شیعه را بیان نمودم
👈🏻 آمدند و گفته اند این اقوال برای متأخرين است !
- در حالی که این مورد ربطی به متقدم و متأخر ندارد و اصلاً ابلهان شیعه نمیدانند که چرا اقوال متقدمین رو بر خلاف اقوال متأخرين در خصوص #توثيقات_رجال پذیرفته شده است!
• فکر کرده اند راجع هر مورد و مسأله عنوان ميشود ‼️
الحمدلله كه داريم سبب خيری میشویم که به این بنده خداها کتب و عقاید خودشان را درس میدهیم🌷
🧧 موݪــف ڪتابـــ دلائل الإمامـہ ڪیست!؟
در کتاب «دلائل الإمامة» میبینیم که دهها مرتبه، اینگونه تعبیر شده : «قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ» يا «قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ جَرِيرٍ الطَّبَرِيُّ».
لذا ابنشهرآشوب [متوفی 588] در کتاب «معالم العلماء /106» وقتی سخن از «أبوجعفر محمد بن جریر بن رستم طبري» به میان میآورد، او را صاحب «المسترشد» و «دلائل الإمامة» میشمارد.
همچنین سيد بن طاووس میگوید :
وَ رَوَى أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ جَرِيرٍ الطَّبَرِيُّ الْإِمَامِيُّ فِي كِتَابِ دَلَائِلِ الْإِمَامَةِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ سُفْيَانُ بْنُ وَكِيعٍ عَنْ أَبِيهِ وَكِيعٍ عَنِ الْأَعْمَشِ قَالَ قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْوَاقِدِيُّ وَ زُرَارَةُ بْنُ خُلَّجٍ لَقِينَا الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ قَبْلَ أَنْ يَخْرُجَ إِلَى الْعِرَاقِ.
📚 اللهوف/60
لذا میبینیم که ابنشهرآشوب، نویسندهی «دلائل الإمامة» را همان طبری شیعی [صاحب المسترشد] میپنداشت. و سید بن طاووس نیز، همینطور.
چون راوی مستقیم از سفیان را، همان مؤلف کتاب «دلائل الإمامة» میدانست.
⌚️ مرحݪـہ زمانۍ ڪتاب «دلائل الإمامة» و مؤݪـف ⁉️
اولین شخصیت که از این کتاب روایات نقل نموده، سيد بن طاووس (متوفی 664 هـ) است.
و سپس سيد هاشم توبلي (متوفى 1107هـ) در کتاب مدینة المعاجز خود روايات زیادی از این کتاب نقل میکنند.
و پس از او، علامه مجلسی(متوفی 1110هـ) روایاتی از ایشان در کتاب بحار الأنوار نقل نمودند.
نکته جالب این است؛ تمام این سه شخصیت و یا بهتر است بگوییم حداقل تا قرن ۱۲ خبری از طبری سوم نبوده و او را همان " أبوجعفر محمد بن جرير بن رستم طبري آملی و صاحب المسترشد" میدانستند !!
به عنوان مثال؛ سيد هاشم توبلی هنگامی که میخواهند این طبری رو در ابتدای کتاب ( مدينة المعاجز ) وصف کنند؛ چنین میگویند:
[كتاب الإمامة لأبي جعفر محمد بن جرير بن رستم الطبري الآملي، كثير العلم، حسن الكلام]
دقیقاً همین وصفی است که نجاشی در رجال خود، صاحب " المسترشد " را وصف نمودند!
📚 رجال نجاشی ج۱ ص۳۷۶
✘و اين هم آقا بزرگ طهرانی به آن معترف اند [ اینجا ]
🪧 اما تمام اين زعم ها در اتحاد [ صاحب مسترشد با صاحب دلائل الإمامة ] توهمۍ بیش نیست و امڪان ندارد هر دو ڪتابــ برای یڪ شخصیت باشد و این هم اعتراف أعلام شیعـہ نسبت به این #توهماتــ است👇🏻
[وأما قول مدينة المعاجز فهو - كالبحار - استند إلى علي بن طاوس في #توهمه أن الكتاب الذي نقل عنه تلك الأخبار دلائل محمد بن جرير بن رستم - السابق - وزاد المجلسي في #التوهم أن ذاك الكتاب مسترشده المعروف ]
📕 قاموس الرجال ١٥٧/۹
[ وظاهره أنه اعتقد أن صاحب كتاب الإمامة الذي ينقل عنه هو بعينه ابن جرير الطبري الإمامي صاحب المسترشد .... و بالجملة فصاحب الترجمة متأخر بكثير عن محمد بن جرير الكبير ]
📕 طبقات أعلام الشيعة١٥٣/٢
[ثم إن محمد بن جرير هذا، مغاير لمحمد بن جرير المتقدم جزماً ]
📕معجم رجال الحديث ۱۵۸/۱۶
ادامه دارد ...
در کتاب «دلائل الإمامة» میبینیم که دهها مرتبه، اینگونه تعبیر شده : «قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ» يا «قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ جَرِيرٍ الطَّبَرِيُّ».
لذا ابنشهرآشوب [متوفی 588] در کتاب «معالم العلماء /106» وقتی سخن از «أبوجعفر محمد بن جریر بن رستم طبري» به میان میآورد، او را صاحب «المسترشد» و «دلائل الإمامة» میشمارد.
همچنین سيد بن طاووس میگوید :
وَ رَوَى أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ جَرِيرٍ الطَّبَرِيُّ الْإِمَامِيُّ فِي كِتَابِ دَلَائِلِ الْإِمَامَةِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ سُفْيَانُ بْنُ وَكِيعٍ عَنْ أَبِيهِ وَكِيعٍ عَنِ الْأَعْمَشِ قَالَ قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْوَاقِدِيُّ وَ زُرَارَةُ بْنُ خُلَّجٍ لَقِينَا الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ قَبْلَ أَنْ يَخْرُجَ إِلَى الْعِرَاقِ.
📚 اللهوف/60
لذا میبینیم که ابنشهرآشوب، نویسندهی «دلائل الإمامة» را همان طبری شیعی [صاحب المسترشد] میپنداشت. و سید بن طاووس نیز، همینطور.
چون راوی مستقیم از سفیان را، همان مؤلف کتاب «دلائل الإمامة» میدانست.
⌚️ مرحݪـہ زمانۍ ڪتاب «دلائل الإمامة» و مؤݪـف ⁉️
اولین شخصیت که از این کتاب روایات نقل نموده، سيد بن طاووس (متوفی 664 هـ) است.
و سپس سيد هاشم توبلي (متوفى 1107هـ) در کتاب مدینة المعاجز خود روايات زیادی از این کتاب نقل میکنند.
و پس از او، علامه مجلسی(متوفی 1110هـ) روایاتی از ایشان در کتاب بحار الأنوار نقل نمودند.
نکته جالب این است؛ تمام این سه شخصیت و یا بهتر است بگوییم حداقل تا قرن ۱۲ خبری از طبری سوم نبوده و او را همان " أبوجعفر محمد بن جرير بن رستم طبري آملی و صاحب المسترشد" میدانستند !!
به عنوان مثال؛ سيد هاشم توبلی هنگامی که میخواهند این طبری رو در ابتدای کتاب ( مدينة المعاجز ) وصف کنند؛ چنین میگویند:
[كتاب الإمامة لأبي جعفر محمد بن جرير بن رستم الطبري الآملي، كثير العلم، حسن الكلام]
دقیقاً همین وصفی است که نجاشی در رجال خود، صاحب " المسترشد " را وصف نمودند!
📚 رجال نجاشی ج۱ ص۳۷۶
✘و اين هم آقا بزرگ طهرانی به آن معترف اند [ اینجا ]
🪧 اما تمام اين زعم ها در اتحاد [ صاحب مسترشد با صاحب دلائل الإمامة ] توهمۍ بیش نیست و امڪان ندارد هر دو ڪتابــ برای یڪ شخصیت باشد و این هم اعتراف أعلام شیعـہ نسبت به این #توهماتــ است👇🏻
[وأما قول مدينة المعاجز فهو - كالبحار - استند إلى علي بن طاوس في #توهمه أن الكتاب الذي نقل عنه تلك الأخبار دلائل محمد بن جرير بن رستم - السابق - وزاد المجلسي في #التوهم أن ذاك الكتاب مسترشده المعروف ]
📕 قاموس الرجال ١٥٧/۹
[ وظاهره أنه اعتقد أن صاحب كتاب الإمامة الذي ينقل عنه هو بعينه ابن جرير الطبري الإمامي صاحب المسترشد .... و بالجملة فصاحب الترجمة متأخر بكثير عن محمد بن جرير الكبير ]
📕 طبقات أعلام الشيعة١٥٣/٢
[ثم إن محمد بن جرير هذا، مغاير لمحمد بن جرير المتقدم جزماً ]
📕معجم رجال الحديث ۱۵۸/۱۶
ادامه دارد ...
☢ اوّلین فرد ڪه بین دو طبرۍ فرق قائل شد چه ڪسۍ اسـت⁉️
اولین نفر عبدالله مامقاني ( متوفی 1351 هـ ) در تنقیح المقال خود یاد کردند و آن را به " طبري الصغیر " عنوان كردند.
( البته آقا بزرگ طهرانی ادعا دارند که خودشون این نکته رو به مامقانی اطلاع دادند)
- يعني تا قرن ١٤ هجری خبری از طبری صغیر و دومی نبوده و شیعیان تنها یک أبوجعفر طبری داشته اند و او را صاحب «المسترشد» و «دلائل الإمامة» میشمردند.
- اما بعد از اينكه در اسانيد و مشايخ کتاب «دلائل الإمامة» بيشتر دقّت کردند، فهمیدند که اتحاد با مؤلف كتاب «المسترشد» امكان پذیر نیست.
✘مورد #خنده_دار این قوم شیعه که قابل درک نیست این است، شیعیان هنگامی که دیدند انتساب کتاب به "أبوجعفر محمد بن جرير طبري صاحب المسترشد" امکان پذیر نیست، و نسبت دادن ابن طاووس و دیگران به ایشان جزو توهمات است، به مجهول بودن #مؤلف پی نبردند بلکه #عملی_ناشایست انجام دادند‼️
- آن عمل چیست!؟
پاسخ: نگفتند که ما یقین پیدا کردیم که این کتاب «دلائل الإمامة» بر أبوجعفر طبري جعل شده و آقای ابن طاووس در شناخت اسم مؤلف متوهم بوده، بلكه آمدند ( در قرن ١٤ ) بنا به وهم و توهمات ابن طاووس يک شخصیت سومی را جعل کردند و آن را به نام و کنیه و نسب همان طبری صاحب «المسترشد» عنوان کردند!
✘ الآن که فهمیدیم صاحب «دلائل الإمامة» خود صاحب «المسترشد» نیست؛ آیا أبوجعفر طبری صاحب دلائل الإمامة نزد متقدمين و يا بهتر است بگوییم تا قرن ۱۴ توثیقی داشته است⁉️
بلا شک و شبهه خیر؛ هیچ ذکر و یادی از او نبوده زیرا بیان کردیم که اصلا چنین شخصیتی بر زمین نبوده و اساساً در قرن ۱۴ ( تقریبا ۱۰۰ سال قبل) ایشون بوجود آوردند!
فلذا ذکری از او نبوده، چه برسد به اینکه کسی او را توثیق کرده باشد و این هم اعتراف بزرگان شیعه است:👇🏻
[ ليس له ذكر في كلمات أصحابنا الرّجاليّين، و قد إشتبه الأمر على بعضهم، فزعمه السّابق و ليس بذلك، بل هو غيره قطعا ..]
📕 تنقیح المقال ۹۱/۲
- و اساساً اعتراف دارند که ذکری از این کتاب در کتب اصحاب رجال وجود ندارد اما بازم با تموم پر رویی و بدون دلیل میاد میگوید مؤلف ثقه است!
[فاغتنم ذلك، فإنّه من خواصّ كتابنا هذا، و لم أقف على من تنبّه له من أصحابنا في الكتب الرّجاليّة، و الحمد للّه سبحانه على نعمه الّتي لا تحصى.]
📕 تنقیح المقال ۹۱/۲
- اين هم اعتراف آقا بزرگ طهرانی به عدم ذکر حال این شخص موهوم:
[ومنشأ توهم الاتحاد عدم وجود ترجمة لأبي جعفر محمد بن جرير المتأخر في أصولنا الرجالية]
📕الذريعة ٢٤٦/٨
❌- یڪ شبهـہ واهۍ در رفع توهّــم:‼️
👈🏻 میگویند شیخ طوسی هنگامی که خواستند محمد بن جریر طبری، صاحب "المسترشد" معرفی کنند؛ آن را به #الکبیر توصیف کردند فلذا بیانگر این است که در مقابل کبیر، #صغیر وجود دارد که منظور همان صاحب "دلائل الإمامة"ميباشد!
✅پاسخ: "الکبیر" در اینجا برای بیان حال است که به معنی جلیل و بزرگ است، و آن را در مقابل طبری سنی یاد کرده اند.
[أما قول الفهرست في ذاك: «الكبير» فمعناه الجليل لإخراج العامي، لقوله بعد: «وليس هو صاحب التاريخ، فانة عامي»]
📚قاموس الرجال - الشيخ محمد تقي التستري - ج ٩ - الصفحة ١٥٧
🏮 برای اشباع این مبحـث و تفاصیݪ آن، از جمله بحث و بررسی محتوا و سند و رجال آن و دلایل عدم اتحاد دو طبری و بیان جعلی کتاب که مشایخ آن مشتمل بر سه قرن ( سه و چهار و پنج ) هستند، به اینجا رجوع کنید 👇🏻
https://t.me/rodoud_elmi/2280
والسلام علیکم و رحمة الله وبركاته ✋🏻
اولین نفر عبدالله مامقاني ( متوفی 1351 هـ ) در تنقیح المقال خود یاد کردند و آن را به " طبري الصغیر " عنوان كردند.
( البته آقا بزرگ طهرانی ادعا دارند که خودشون این نکته رو به مامقانی اطلاع دادند)
- يعني تا قرن ١٤ هجری خبری از طبری صغیر و دومی نبوده و شیعیان تنها یک أبوجعفر طبری داشته اند و او را صاحب «المسترشد» و «دلائل الإمامة» میشمردند.
- اما بعد از اينكه در اسانيد و مشايخ کتاب «دلائل الإمامة» بيشتر دقّت کردند، فهمیدند که اتحاد با مؤلف كتاب «المسترشد» امكان پذیر نیست.
✘مورد #خنده_دار این قوم شیعه که قابل درک نیست این است، شیعیان هنگامی که دیدند انتساب کتاب به "أبوجعفر محمد بن جرير طبري صاحب المسترشد" امکان پذیر نیست، و نسبت دادن ابن طاووس و دیگران به ایشان جزو توهمات است، به مجهول بودن #مؤلف پی نبردند بلکه #عملی_ناشایست انجام دادند‼️
- آن عمل چیست!؟
پاسخ: نگفتند که ما یقین پیدا کردیم که این کتاب «دلائل الإمامة» بر أبوجعفر طبري جعل شده و آقای ابن طاووس در شناخت اسم مؤلف متوهم بوده، بلكه آمدند ( در قرن ١٤ ) بنا به وهم و توهمات ابن طاووس يک شخصیت سومی را جعل کردند و آن را به نام و کنیه و نسب همان طبری صاحب «المسترشد» عنوان کردند!
✘ الآن که فهمیدیم صاحب «دلائل الإمامة» خود صاحب «المسترشد» نیست؛ آیا أبوجعفر طبری صاحب دلائل الإمامة نزد متقدمين و يا بهتر است بگوییم تا قرن ۱۴ توثیقی داشته است⁉️
بلا شک و شبهه خیر؛ هیچ ذکر و یادی از او نبوده زیرا بیان کردیم که اصلا چنین شخصیتی بر زمین نبوده و اساساً در قرن ۱۴ ( تقریبا ۱۰۰ سال قبل) ایشون بوجود آوردند!
فلذا ذکری از او نبوده، چه برسد به اینکه کسی او را توثیق کرده باشد و این هم اعتراف بزرگان شیعه است:👇🏻
[ ليس له ذكر في كلمات أصحابنا الرّجاليّين، و قد إشتبه الأمر على بعضهم، فزعمه السّابق و ليس بذلك، بل هو غيره قطعا ..]
📕 تنقیح المقال ۹۱/۲
- و اساساً اعتراف دارند که ذکری از این کتاب در کتب اصحاب رجال وجود ندارد اما بازم با تموم پر رویی و بدون دلیل میاد میگوید مؤلف ثقه است!
[فاغتنم ذلك، فإنّه من خواصّ كتابنا هذا، و لم أقف على من تنبّه له من أصحابنا في الكتب الرّجاليّة، و الحمد للّه سبحانه على نعمه الّتي لا تحصى.]
📕 تنقیح المقال ۹۱/۲
- اين هم اعتراف آقا بزرگ طهرانی به عدم ذکر حال این شخص موهوم:
[ومنشأ توهم الاتحاد عدم وجود ترجمة لأبي جعفر محمد بن جرير المتأخر في أصولنا الرجالية]
📕الذريعة ٢٤٦/٨
❌- یڪ شبهـہ واهۍ در رفع توهّــم:‼️
👈🏻 میگویند شیخ طوسی هنگامی که خواستند محمد بن جریر طبری، صاحب "المسترشد" معرفی کنند؛ آن را به #الکبیر توصیف کردند فلذا بیانگر این است که در مقابل کبیر، #صغیر وجود دارد که منظور همان صاحب "دلائل الإمامة"ميباشد!
✅پاسخ: "الکبیر" در اینجا برای بیان حال است که به معنی جلیل و بزرگ است، و آن را در مقابل طبری سنی یاد کرده اند.
[أما قول الفهرست في ذاك: «الكبير» فمعناه الجليل لإخراج العامي، لقوله بعد: «وليس هو صاحب التاريخ، فانة عامي»]
📚قاموس الرجال - الشيخ محمد تقي التستري - ج ٩ - الصفحة ١٥٧
🏮 برای اشباع این مبحـث و تفاصیݪ آن، از جمله بحث و بررسی محتوا و سند و رجال آن و دلایل عدم اتحاد دو طبری و بیان جعلی کتاب که مشایخ آن مشتمل بر سه قرن ( سه و چهار و پنج ) هستند، به اینجا رجوع کنید 👇🏻
https://t.me/rodoud_elmi/2280
والسلام علیکم و رحمة الله وبركاته ✋🏻
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
4_5859219085560122002.pdf
11.7 MB
♻️📖 تبرئة الإمام البخارۍ من فتوۍ انـتشار الحرمـة من رضـاع البهيمـہّ
📝د.نبيل بن أحمد بلهي
🏷🪧عدد صفحاتــــ۵۰ـــاست
📝د.نبيل بن أحمد بلهي
🏷🪧عدد صفحاتــــ۵۰ـــاست
🟩 موضوع جدیـــد:
📄محمد بن بابویه؛ #صـــدوق أم #ڪذوبـــــ !؟
◉━━━━━━───────
♡ ㅤ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
🏷 این موضوع را دنبال ڪنید
❋🦋❋↡
https://t.me/eulumhadith
㊙️ مقــدمـہ ڪوتاه
https://t.me/eulumhadith/454
☸ ⇤تشڪیڪ و طعنـہ اعݪام شیعـہ در وثاقت شیخ صدوق
https://t.me/eulumhadith/457
https://t.me/eulumhadith/458
https://t.me/eulumhadith/459
https://t.me/eulumhadith/460
https://t.me/eulumhadith/462
➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
☸ ⇤ طعونات و اعترافات اعݪام شیعـہ به دستڪاري های مُخل و قبیح شیخ صدوق
https://t.me/eulumhadith/465
➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
☸ ⇤ مثال های ڪثیر از دستڪاری های حرام و قبیح توسط شیخ صدوق
https://t.me/eulumhadith/466
https://t.me/eulumhadith/739
➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
☸ ⇤ مــورد چهارمـــ [ #پاسخ_به_نقد ] راجع به محمد بن بابویه اݪصدوق
📌قسمت اول :
https://t.me/c/1440164556/414611
📌 قسمت دوم :
https://t.me/c/1440164556/415602
•┈┈••۰❀🌿❀۰••┈┈•
░꯭⃟@𝐒𝐀𝐋𝐀𝐇 𝐄𝐃𝐃𝐈𝐍𝐄
┗━ꦿ᭄✿
📄محمد بن بابویه؛ #صـــدوق أم #ڪذوبـــــ !؟
◉━━━━━━───────
♡ ㅤ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
🏷 این موضوع را دنبال ڪنید
❋🦋❋↡
https://t.me/eulumhadith
㊙️ مقــدمـہ ڪوتاه
https://t.me/eulumhadith/454
☸ ⇤تشڪیڪ و طعنـہ اعݪام شیعـہ در وثاقت شیخ صدوق
https://t.me/eulumhadith/457
https://t.me/eulumhadith/458
https://t.me/eulumhadith/459
https://t.me/eulumhadith/460
https://t.me/eulumhadith/462
➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
☸ ⇤ طعونات و اعترافات اعݪام شیعـہ به دستڪاري های مُخل و قبیح شیخ صدوق
https://t.me/eulumhadith/465
➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
☸ ⇤ مثال های ڪثیر از دستڪاری های حرام و قبیح توسط شیخ صدوق
https://t.me/eulumhadith/466
https://t.me/eulumhadith/739
➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
☸ ⇤ مــورد چهارمـــ [ #پاسخ_به_نقد ] راجع به محمد بن بابویه اݪصدوق
📌قسمت اول :
https://t.me/c/1440164556/414611
📌 قسمت دوم :
https://t.me/c/1440164556/415602
•┈┈••۰❀🌿❀۰••┈┈•
░꯭⃟@𝐒𝐀𝐋𝐀𝐇 𝐄𝐃𝐃𝐈𝐍𝐄
┗━ꦿ᭄✿
㊙️ مقــدمـہ ڪوتاه:
- در مورد زمان و مكان ولادت ابن بابويه اطلاع روشنی در دست نيست. جمعی از نويسندگان قرون اخير با تكيه بر برخی روايات تولد ابن بابويه را اندكی پس از سال ٣٠٥هــ دانستهاند (بحرالعلوم، 3/ 301 ) و وفات ايشان هم در سال ٣٨١ هـ
- اولین موردی ڪه راجع شیخ صدوق عنوان میشود، راجع به وثـوق ایشان است، زیرا در بین خود شیعیان ( کما اینکه در ادامه ذڪر خواهم ڪرد ) در وثاقت شیخ صدوق اختلاف است، زیرا آنچه از متقدمین آنان یاد شده، راجع به ممدوح و فقیه بودن ایشان است.
- نخستين كسی كه ابن بابويه را صدوق ناميده، ابن ادريس حلي ( متوفي ٥٩٨ ) است، ليكن پس از وی تا زمان شهيد اول اين لقب شهرت نداشته است [ دائرة المعارف / احمد پاکتچی ]
- در مورد زمان و مكان ولادت ابن بابويه اطلاع روشنی در دست نيست. جمعی از نويسندگان قرون اخير با تكيه بر برخی روايات تولد ابن بابويه را اندكی پس از سال ٣٠٥هــ دانستهاند (بحرالعلوم، 3/ 301 ) و وفات ايشان هم در سال ٣٨١ هـ
- اولین موردی ڪه راجع شیخ صدوق عنوان میشود، راجع به وثـوق ایشان است، زیرا در بین خود شیعیان ( کما اینکه در ادامه ذڪر خواهم ڪرد ) در وثاقت شیخ صدوق اختلاف است، زیرا آنچه از متقدمین آنان یاد شده، راجع به ممدوح و فقیه بودن ایشان است.
- نخستين كسی كه ابن بابويه را صدوق ناميده، ابن ادريس حلي ( متوفي ٥٩٨ ) است، ليكن پس از وی تا زمان شهيد اول اين لقب شهرت نداشته است [ دائرة المعارف / احمد پاکتچی ]
☸ مــورد اوݪـــ [ #تشڪیڪ و #طعنـہ اعݪام شیعـہ ] در وثاقت محمد بن بابویه اݪصدوق :↓
📌علامه بحرانۍ : برخی از مشایخ ما، در وثاقت شیخ صدوق، متوقف اند ‼️
((ومِن المَنقول عن شيخنا العلاّمَة البحراني .. أنّه قال فى بعض حَواشيه على كتابه (البلغة) : كَان بعَضُ مَشايخنَا يَتوقف في وثَاقة شَيخنَا الصّدوق))
📕[روضات الجنات:134/6]
📌خوانسارۍ: بعید نیست که توقف برخی علمای شیعه در وثاقت شیخ صدوق، به سبب ڪثرت فتواهای مخالف با اجماعات طائفه بوده!
((و لا يبعد كون توقّف بعضهم في أمر الرّجل من جهة افتائه بكثير من مخالفات اجماع الطائفة))
📕[روضات الجنات: 134/6]
📌حرّ العاملۍ كه حال معاصرين زمان خود را ياد ميكند ميگوید: با اینکه شهرت شیخ صدوق مخفی نیست، اما برخی معاصرین ما منکر وثاقت شیخ صدوق هستند!
((والحاصل أن حَاله [أي الصّدوق] أشهَر مِن أن يخفى؛ ومَع ذلك فَإن بعضَ المُعَاصِرِين الآن يَتوقّفُ في تَوثِيقِه؛ بَل يُنكر ذلك؛ لعَدم التّصريحِ بِه))
📕[الفوائد الطوسيّ:07]
📌 ابوالمعالۍ كلباسۍ؛ علتی دیگر برای عدم توثیق او یاد میکند: ممكن است افرادی که در قبول روایات شیخ صدوق متوقف اند، به سبب عدم ثبوث ظبط و حافظه او است.
((لأنّه وإن كان في أعلا دَرجَة الزُّهد والعبادة والتّوفيق والسّعَادة، إلا أن الضّبط في الحَديث أمرٌ آخَر يحتاجُ إلى الثّبوت. وكذَا مَا ذَكرَه بَعضُ عُلماء الرِّجَال في حَق الصّدوق المُجمَع على عدالته: مِن أن تَوقّف بَعضٍ في اعتبار رِوَايتِه؛ لَعلّه لعَدم ثُبوت ضَبطِه))
📕[سماء المقال في علم الرّجال:2/210]
📌محقّق أسد الله كاظمۍ:
چه بسا متقدمین به سبب اضطراب و فتواهای او، به ایشان طعنه زدند
«وبالجُملَة فَأمْرُ الصَّدوقِ مُضْطِربٌ جِدّاً ، وَلا يحصُل مِن فَتَاواه غَالباً عِلمٌ وَلا ظنّ؛ [لا كما ظ] يحصُل من فتاوى أساطِين المُتأخّرين، وكذا الحالُ في تصحيحِه وترجيحِه،…، وربّما طَعنَ عَليه بَعض القُدمَاء بِمِثل ذَلك في حَديثٍ رَواه في العَمل في الصَّوم بالعَدَد، وهَذا عَجيبٌ مِنْ مِثلِه))
📕[كشف القناع عن وجوه حجية الإجماع : 213]
⇤ ادامــہ دارد ...
📌علامه بحرانۍ : برخی از مشایخ ما، در وثاقت شیخ صدوق، متوقف اند ‼️
((ومِن المَنقول عن شيخنا العلاّمَة البحراني .. أنّه قال فى بعض حَواشيه على كتابه (البلغة) : كَان بعَضُ مَشايخنَا يَتوقف في وثَاقة شَيخنَا الصّدوق))
📕[روضات الجنات:134/6]
📌خوانسارۍ: بعید نیست که توقف برخی علمای شیعه در وثاقت شیخ صدوق، به سبب ڪثرت فتواهای مخالف با اجماعات طائفه بوده!
((و لا يبعد كون توقّف بعضهم في أمر الرّجل من جهة افتائه بكثير من مخالفات اجماع الطائفة))
📕[روضات الجنات: 134/6]
📌حرّ العاملۍ كه حال معاصرين زمان خود را ياد ميكند ميگوید: با اینکه شهرت شیخ صدوق مخفی نیست، اما برخی معاصرین ما منکر وثاقت شیخ صدوق هستند!
((والحاصل أن حَاله [أي الصّدوق] أشهَر مِن أن يخفى؛ ومَع ذلك فَإن بعضَ المُعَاصِرِين الآن يَتوقّفُ في تَوثِيقِه؛ بَل يُنكر ذلك؛ لعَدم التّصريحِ بِه))
📕[الفوائد الطوسيّ:07]
📌 ابوالمعالۍ كلباسۍ؛ علتی دیگر برای عدم توثیق او یاد میکند: ممكن است افرادی که در قبول روایات شیخ صدوق متوقف اند، به سبب عدم ثبوث ظبط و حافظه او است.
((لأنّه وإن كان في أعلا دَرجَة الزُّهد والعبادة والتّوفيق والسّعَادة، إلا أن الضّبط في الحَديث أمرٌ آخَر يحتاجُ إلى الثّبوت. وكذَا مَا ذَكرَه بَعضُ عُلماء الرِّجَال في حَق الصّدوق المُجمَع على عدالته: مِن أن تَوقّف بَعضٍ في اعتبار رِوَايتِه؛ لَعلّه لعَدم ثُبوت ضَبطِه))
📕[سماء المقال في علم الرّجال:2/210]
📌محقّق أسد الله كاظمۍ:
چه بسا متقدمین به سبب اضطراب و فتواهای او، به ایشان طعنه زدند
«وبالجُملَة فَأمْرُ الصَّدوقِ مُضْطِربٌ جِدّاً ، وَلا يحصُل مِن فَتَاواه غَالباً عِلمٌ وَلا ظنّ؛ [لا كما ظ] يحصُل من فتاوى أساطِين المُتأخّرين، وكذا الحالُ في تصحيحِه وترجيحِه،…، وربّما طَعنَ عَليه بَعض القُدمَاء بِمِثل ذَلك في حَديثٍ رَواه في العَمل في الصَّوم بالعَدَد، وهَذا عَجيبٌ مِنْ مِثلِه))
📕[كشف القناع عن وجوه حجية الإجماع : 213]
⇤ ادامــہ دارد ...
← #تمسخر و #دعا بر علیـہ شیخ صدوق توسط اعلآم شیعـہ ‼️
📌 شريف المرتضۍ:
او در موضوعی خود را به تکلف انداخته که فراتر از بضاعت اوست! از این رو نقصان علمی و ناتوانی خود [در فهم و درک این موضوع] را نشان داده است، در حالی که اگر از کسانی بود که توفیق رشد [علمی] یافته اند، به آنچه نسبت به آن بیاطلاع است و در حوزه تخصص او نیست و به شناخت روش راه نیافته است نمیپرداخت.اما تمایلات [نفسانی] صاحبش را هلاک می کند. از سلب توفیق به خدا پناه می بریم و از او می طلبیم که ما را از گمراهی ایمن دارد.
((امّا المتقدمون فمنهم سيّدنا الأجلّ المرتضى قدّس اللّه روحه فانّه قال بعد ما حكى كلام الصدوق ره: إعلم أنّ الّذي حكيت عمّا حكيت ممّا قد أثبتناه قد تكلّف ما ليس من شأنه فأبدى بذلك عن نقصه في العلم و عجزه، و لو كان ممّن وفق لرشده لما تعرض لما لا يحسنه و لا هو من صناعته، و لا يهتدي الى معرفته لكنّ الهوى مرد لصاحبه نعوذ باللّه من سلب التوفيق))
📕[الأنوار النعمانية28/4]
📌 شیخ بهائۍ: خدا را شكر كه خداوند شیخ صدوق را هلاک کرد و به او توفیق نداد که کتاب خود را بنویسد!
((و نقل الشيخ البهائي رحمه الله انه قال : الحمد لله الذي قطع عمره ولم يوفقه لكتابة مثل ذلك ))
📕[مقدمة كتاب من لايحضره الفقيه:70/1 ]
📌شيخ مفيد: آنچه شیخ صدوق در معنای روح بیان کرده، از توهمات ایشان بوده و قول صدوق همان قول کثیری از فلاسفه و ملحدین است !
((وقال الشيخ المفيد في شرحه على العقائد كلام أبي جعفر في النفس والروح ... والذي حكاه من ذلك وتوهمه هو مذهب كثير من الفلاسفة الملحدين الذين زعموا أن الأنفس لا يلحقها الكون والفساد وأنها باقية وإنما تفنى وتفسد الأجسام المركبة.))
📕[بحار الأنوار: 81/61]
📌يوسف بحرانۍ: شيخ صدوق رئیس اخباريها بوده و داراي نظريات غریبی بوده که هیچ مجتهد و اخباری با او موافقت نکرده است!
((وقد ذهب رئيس الاخباريين الصدوق إلى مذاهب غريبة لم يوافقه عليها مجتهد أو إخباري))
📕[الحدائق الناضرة:1/ 170]
📌محقّق أسد الله كاظمۍ:
چه بسا متقدمین به سبب فتواها و ترجیحات او، به ایشان طعنه زدند !
((وبالجُملَة فَأمْرُ الصَّدوقِ مُضْطِربٌ جِدّاً ، وَلا يحصُل مِن فَتَاواه غَالباً عِلمٌ وَلا ظنّ؛ [لا كما ظ] يحصُل من فتاوى أساطِين المُتأخّرين، وكذا الحالُ في تصحيحِه وترجيحِه،…، وربّما طَعنَ عَليه بَعض القُدمَاء بِمِثل ذَلك في حَديثٍ رَواه في العَمل في الصَّوم بالعَدَد، وهَذا عَجيبٌ مِنْ مِثلِه))
📕[كشف القناع عن وجوه حجية الإجماع : 213]
⇤ ادامــہ دارد ...
📌 شريف المرتضۍ:
او در موضوعی خود را به تکلف انداخته که فراتر از بضاعت اوست! از این رو نقصان علمی و ناتوانی خود [در فهم و درک این موضوع] را نشان داده است، در حالی که اگر از کسانی بود که توفیق رشد [علمی] یافته اند، به آنچه نسبت به آن بیاطلاع است و در حوزه تخصص او نیست و به شناخت روش راه نیافته است نمیپرداخت.اما تمایلات [نفسانی] صاحبش را هلاک می کند. از سلب توفیق به خدا پناه می بریم و از او می طلبیم که ما را از گمراهی ایمن دارد.
((امّا المتقدمون فمنهم سيّدنا الأجلّ المرتضى قدّس اللّه روحه فانّه قال بعد ما حكى كلام الصدوق ره: إعلم أنّ الّذي حكيت عمّا حكيت ممّا قد أثبتناه قد تكلّف ما ليس من شأنه فأبدى بذلك عن نقصه في العلم و عجزه، و لو كان ممّن وفق لرشده لما تعرض لما لا يحسنه و لا هو من صناعته، و لا يهتدي الى معرفته لكنّ الهوى مرد لصاحبه نعوذ باللّه من سلب التوفيق))
📕[الأنوار النعمانية28/4]
📌 شیخ بهائۍ: خدا را شكر كه خداوند شیخ صدوق را هلاک کرد و به او توفیق نداد که کتاب خود را بنویسد!
((و نقل الشيخ البهائي رحمه الله انه قال : الحمد لله الذي قطع عمره ولم يوفقه لكتابة مثل ذلك ))
📕[مقدمة كتاب من لايحضره الفقيه:70/1 ]
📌شيخ مفيد: آنچه شیخ صدوق در معنای روح بیان کرده، از توهمات ایشان بوده و قول صدوق همان قول کثیری از فلاسفه و ملحدین است !
((وقال الشيخ المفيد في شرحه على العقائد كلام أبي جعفر في النفس والروح ... والذي حكاه من ذلك وتوهمه هو مذهب كثير من الفلاسفة الملحدين الذين زعموا أن الأنفس لا يلحقها الكون والفساد وأنها باقية وإنما تفنى وتفسد الأجسام المركبة.))
📕[بحار الأنوار: 81/61]
📌يوسف بحرانۍ: شيخ صدوق رئیس اخباريها بوده و داراي نظريات غریبی بوده که هیچ مجتهد و اخباری با او موافقت نکرده است!
((وقد ذهب رئيس الاخباريين الصدوق إلى مذاهب غريبة لم يوافقه عليها مجتهد أو إخباري))
📕[الحدائق الناضرة:1/ 170]
📌محقّق أسد الله كاظمۍ:
چه بسا متقدمین به سبب فتواها و ترجیحات او، به ایشان طعنه زدند !
((وبالجُملَة فَأمْرُ الصَّدوقِ مُضْطِربٌ جِدّاً ، وَلا يحصُل مِن فَتَاواه غَالباً عِلمٌ وَلا ظنّ؛ [لا كما ظ] يحصُل من فتاوى أساطِين المُتأخّرين، وكذا الحالُ في تصحيحِه وترجيحِه،…، وربّما طَعنَ عَليه بَعض القُدمَاء بِمِثل ذَلك في حَديثٍ رَواه في العَمل في الصَّوم بالعَدَد، وهَذا عَجيبٌ مِنْ مِثلِه))
📕[كشف القناع عن وجوه حجية الإجماع : 213]
⇤ ادامــہ دارد ...
← تصریح اعݪام متقدمین شیعـہ، به #ڪافر بودن شیخ صدوق ‼️
📌 نعمة الله جزايرۍ: بر چه اساس شریف مرتضۍ و شیخ مفید و موافق آنان، شیخ صدوق را ڪافر میدانند در حالۍ ڪه روایات او را میپذیرند !؟
((فالمرتضى و من شاركه في التشنيع كشيخنا المفيد .. قد أعتمدوا على الصدوق ره في الأخبار و الأحكام و نقلوها عنه و أعتمدوا على نقله، فكيف يقبلونها منه و ينسبونه الى الخروج عن الدين؟!))
📕 [الأنوار النعمانية 29/4]
📌 نعمة الله جزايرۍ: بر چه اساس شریف مرتضۍ و شیخ مفید و موافق آنان، شیخ صدوق را ڪافر میدانند در حالۍ ڪه روایات او را میپذیرند !؟
((فالمرتضى و من شاركه في التشنيع كشيخنا المفيد .. قد أعتمدوا على الصدوق ره في الأخبار و الأحكام و نقلوها عنه و أعتمدوا على نقله، فكيف يقبلونها منه و ينسبونه الى الخروج عن الدين؟!))
📕 [الأنوار النعمانية 29/4]
📌 ثناء #عظــیم شیخ صدوق ( ڪذوبــــ ) توسط شیخ مفیــد🔰
❶غیر متخصص
❷نابڪار
❸ناقص العقل
❹عاجز
❺شڪست خورده
❻هوا پرست
❼گـمراه
❽قریب به جنون و دیوانگۍ
❾معاند
❿مبتلا به آفت و بݪا
❶❶ هالِک
إعلم، أن الذي حكيت عنه ما حكيت، مما قد أثبتناه، قد تكلف ما ليس من شأنه، فأبدى بذلك عن نقصه في العلم وعجزه، ولو كان ممن وفق لرشده لما تعرض لما لا يحسنه، ولا هو من صناعته، ولا يهتدي إلى معرفة طريقه، لكن الهوى مود لصاحبه، نعوذ بالله من سلب التوفيق، ونسأله العصمة من الضلال، ونستهديه في سلوك منهج الحق، وواضح الطريق بمنه
📚عدم سهو النبي (ص) - الشيخ المفيد - الصفحة ٢٠
https://lib.eshia.ir/15202/1/20
وان شيعيا يعتمد على هذا الحديث في الحكم على النبي عليه السلام بالغلط، والنقص، وارتفاع العصمة عنه من العناد لناقص العقل، ضيف الرأي، قريب إلى ذوي الآفات المسقطة عنهم التكليف. والله المستعان، وهو حسبنا ونعم الوكيل.
📚عدم سهو النبي (ص) - الشيخ المفيد - الصفحة ٣٢
https://ar.lib.eshia.ir/15202/1/32
❶غیر متخصص
❷نابڪار
❸ناقص العقل
❹عاجز
❺شڪست خورده
❻هوا پرست
❼گـمراه
❽قریب به جنون و دیوانگۍ
❾معاند
❿مبتلا به آفت و بݪا
❶❶ هالِک
إعلم، أن الذي حكيت عنه ما حكيت، مما قد أثبتناه، قد تكلف ما ليس من شأنه، فأبدى بذلك عن نقصه في العلم وعجزه، ولو كان ممن وفق لرشده لما تعرض لما لا يحسنه، ولا هو من صناعته، ولا يهتدي إلى معرفة طريقه، لكن الهوى مود لصاحبه، نعوذ بالله من سلب التوفيق، ونسأله العصمة من الضلال، ونستهديه في سلوك منهج الحق، وواضح الطريق بمنه
📚عدم سهو النبي (ص) - الشيخ المفيد - الصفحة ٢٠
https://lib.eshia.ir/15202/1/20
وان شيعيا يعتمد على هذا الحديث في الحكم على النبي عليه السلام بالغلط، والنقص، وارتفاع العصمة عنه من العناد لناقص العقل، ضيف الرأي، قريب إلى ذوي الآفات المسقطة عنهم التكليف. والله المستعان، وهو حسبنا ونعم الوكيل.
📚عدم سهو النبي (ص) - الشيخ المفيد - الصفحة ٣٢
https://ar.lib.eshia.ir/15202/1/32
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☸ مــورد دومـــ اعتراف اعݪام شیعـہ به[ #دستڪارۍ و #تحریفات ڪلام امامان ] توسط شیخ صدوق :↓
📌 آیة الله سيستانۍ :
((ومَن راجَع (الفقيه) يِجد أنّ دَأب الصّدوق -قُدس سره- عَلىٰ تَعقِيب بَعض الرّوايات بكلامٍ لنَفسِه مِن دُون فَصلٍ مُشعر بالتّغاير ـ كما أنّ الأمر كَذلك في التهذيب ـ ومِن هُنا قَد يَشتبهُ الأمرُ عَلىٰ النّاظر فَيعدّ كَلامه جُزءاً مِنَ الرِّوايَة))
📚[قاعدة لا ضرر ولا ضرار:27].
📌محقّق يوسف البحرانۍ راجع به روایتی میگوید:
((والظّاهر أنّ هذا التّفسير مِن كَلام الصّدوق الذي يُدخِلُه غَالباً في الأخبَار))
📚[الحدائق الناضرة:18/230]
📌 محمد باقر مجلسۍ :
((هَذا الخبرُ مَأخوذٌ مِن الكَافي، وفَيه تَغييراتٌ عَجَيبة تُورِثُ سُوءَ الظنّ بالصَّدوق ، وإنّه إنّما فَعَلَ ذَلك ليُوافق مذهب أهل العَدل، وفِي الكافي هَكَذا: أيها السّائل ..))
📚[بحار الأنوار:5/156]
📌محمد تقي مجلسۍ:
((والظَّاهِرُ أنّ هَذِه الزِّيادَة المُخِلَّةُ مِنَ الصَّدوق))
📚[روضة المتّقين:4/106]
📌((فَتدبّر في التّغييراتِ المُخِلّة))
📚[روضة المتّقين:3/191]
📌((والظّاهِرُ أنّ هَذهِ التّغييرات المُخِلَّة بِالفَهْمِ؛ إنّما وَقعَت لإسقَاط السَّنَد؛ وسَقطَ بَعضُه سَهْواً، ويُحتمَلُ كَونُه مِنَ النّسّاخ وهُو بَعيدٌ))
📚[روضة المتّقين:1/300]
📌((والظَّاهِرُ أنَّ الصَّدوقَ أخَذَهُ مِن كِتابِ الحَلَبي؛ وغَيَّرَ بَعض التّغييرَاتِ المُخِلَّة))
📚[روضة المتّقين:1/390]،
📌((لما غَيَّر المُصَنِّفُ [أي الصّدوق] العِبارة الأولى ؛ غَفل عَن تَغيير مَا بعده كما يَقع كَثيراً منه))
📚[روضة المتقين:11/233]
📌((وعلى أيّ حَال؛ فَالتغييُر الذي مِنَ المُصِنِّف [أي الصّدوق] مُخِلُّ بالمعنَى، ومُخالِفٌ للأخبَار ولِقَول الأصحَاب))
📚[روضة المتقين:7/388]
📌((والظّاهِر أنّه [أي الصّدوق] نقلَهُ بالمعنَى، وأسقَطَ بَعضَه))
📚[روضة المتقين:3/180
📌((وَأسقطَ المصنّف [يعني الشيخ الصّدوق] قَولَه : (يَا مَنْ بَدا لله) لأنّه لا يَعتقِدُ هَذا الخبر الذي نُقِلَ أنّه بَدا لله في إسماعيل ، والأخبَار في البَداء عِندنا مُتواتِرَة ، لا يُمكن نفيه حتى يترك هَذا الخبر لأجله ، ومعناهُ : أنّ الإمامة لمّا كانت في الأكبر من الأولاد بعد وفَاة الأب ، ولمّا كَان إسماعيل أكبَرُ الأولاد ، كانَ جميع الأصحَاب يَنتظرُونَه، فَلمّا مَات ظَهر لَهم أنّه لم يَكُن إمَامَاً ؛ فَأُطلِق البَداء عليه بِاعتبار ظُهورِه عِندَ النّاس ؛ لأنّه لا يتغيّر عِلم الله أبداً ، أو كانَ إمَامته في لَوح المَحو والإثبَات ، ومحى وأثبتَ إمَامة مُوسى -عليه السلام- لمَصْلَحَة لا نَعرفها ، كما في أكثر مَا يُمحَى خَبراً كَان أو حُكما ، و لو عَرفه العُلماء لم يَعرِفْه العَوامّ ، فكَانَ عَدم ذِكره أولى))
📚[روضة المتقين:5/440-441]
📌الشيخ علۍ أكبر غفارۍ بعد از ذكر روایتی راجع به بداء ميگوید :
((أو أسَقطهَا المُصنّفُ [أي الصّدوق] وهُو الأظهَر؛ لأنّه لا يَعتقُدُ الخَبر الذي نُقل عَن الصادق -عليه السلام- أنّه قال: ((مَا بدا للّه بدَاء كمَا بدا له في إسمَاعيل ابني))
📚[حاشية تحقيق من لا يحضره الفقيه:2/601].
📌قول محدّث نوری طبرسۍ راجع به دستکاری های صدوق میگوید :
((هَذا ويظهر من بعض المواضع أنّ الصّدوق -رحمه الله- كان يختصر الخبر الطّويل ، ويُسقِطُ منه ما أدّى نَظره إلى إسقَاطِه))
📚[مستدرك الوسائل:11/171].
📌 آیة الله سيستانۍ :
((ومَن راجَع (الفقيه) يِجد أنّ دَأب الصّدوق -قُدس سره- عَلىٰ تَعقِيب بَعض الرّوايات بكلامٍ لنَفسِه مِن دُون فَصلٍ مُشعر بالتّغاير ـ كما أنّ الأمر كَذلك في التهذيب ـ ومِن هُنا قَد يَشتبهُ الأمرُ عَلىٰ النّاظر فَيعدّ كَلامه جُزءاً مِنَ الرِّوايَة))
📚[قاعدة لا ضرر ولا ضرار:27].
📌محقّق يوسف البحرانۍ راجع به روایتی میگوید:
((والظّاهر أنّ هذا التّفسير مِن كَلام الصّدوق الذي يُدخِلُه غَالباً في الأخبَار))
📚[الحدائق الناضرة:18/230]
📌 محمد باقر مجلسۍ :
((هَذا الخبرُ مَأخوذٌ مِن الكَافي، وفَيه تَغييراتٌ عَجَيبة تُورِثُ سُوءَ الظنّ بالصَّدوق ، وإنّه إنّما فَعَلَ ذَلك ليُوافق مذهب أهل العَدل، وفِي الكافي هَكَذا: أيها السّائل ..))
📚[بحار الأنوار:5/156]
📌محمد تقي مجلسۍ:
((والظَّاهِرُ أنّ هَذِه الزِّيادَة المُخِلَّةُ مِنَ الصَّدوق))
📚[روضة المتّقين:4/106]
📌((فَتدبّر في التّغييراتِ المُخِلّة))
📚[روضة المتّقين:3/191]
📌((والظّاهِرُ أنّ هَذهِ التّغييرات المُخِلَّة بِالفَهْمِ؛ إنّما وَقعَت لإسقَاط السَّنَد؛ وسَقطَ بَعضُه سَهْواً، ويُحتمَلُ كَونُه مِنَ النّسّاخ وهُو بَعيدٌ))
📚[روضة المتّقين:1/300]
📌((والظَّاهِرُ أنَّ الصَّدوقَ أخَذَهُ مِن كِتابِ الحَلَبي؛ وغَيَّرَ بَعض التّغييرَاتِ المُخِلَّة))
📚[روضة المتّقين:1/390]،
📌((لما غَيَّر المُصَنِّفُ [أي الصّدوق] العِبارة الأولى ؛ غَفل عَن تَغيير مَا بعده كما يَقع كَثيراً منه))
📚[روضة المتقين:11/233]
📌((وعلى أيّ حَال؛ فَالتغييُر الذي مِنَ المُصِنِّف [أي الصّدوق] مُخِلُّ بالمعنَى، ومُخالِفٌ للأخبَار ولِقَول الأصحَاب))
📚[روضة المتقين:7/388]
📌((والظّاهِر أنّه [أي الصّدوق] نقلَهُ بالمعنَى، وأسقَطَ بَعضَه))
📚[روضة المتقين:3/180
📌((وَأسقطَ المصنّف [يعني الشيخ الصّدوق] قَولَه : (يَا مَنْ بَدا لله) لأنّه لا يَعتقِدُ هَذا الخبر الذي نُقِلَ أنّه بَدا لله في إسماعيل ، والأخبَار في البَداء عِندنا مُتواتِرَة ، لا يُمكن نفيه حتى يترك هَذا الخبر لأجله ، ومعناهُ : أنّ الإمامة لمّا كانت في الأكبر من الأولاد بعد وفَاة الأب ، ولمّا كَان إسماعيل أكبَرُ الأولاد ، كانَ جميع الأصحَاب يَنتظرُونَه، فَلمّا مَات ظَهر لَهم أنّه لم يَكُن إمَامَاً ؛ فَأُطلِق البَداء عليه بِاعتبار ظُهورِه عِندَ النّاس ؛ لأنّه لا يتغيّر عِلم الله أبداً ، أو كانَ إمَامته في لَوح المَحو والإثبَات ، ومحى وأثبتَ إمَامة مُوسى -عليه السلام- لمَصْلَحَة لا نَعرفها ، كما في أكثر مَا يُمحَى خَبراً كَان أو حُكما ، و لو عَرفه العُلماء لم يَعرِفْه العَوامّ ، فكَانَ عَدم ذِكره أولى))
📚[روضة المتقين:5/440-441]
📌الشيخ علۍ أكبر غفارۍ بعد از ذكر روایتی راجع به بداء ميگوید :
((أو أسَقطهَا المُصنّفُ [أي الصّدوق] وهُو الأظهَر؛ لأنّه لا يَعتقُدُ الخَبر الذي نُقل عَن الصادق -عليه السلام- أنّه قال: ((مَا بدا للّه بدَاء كمَا بدا له في إسمَاعيل ابني))
📚[حاشية تحقيق من لا يحضره الفقيه:2/601].
📌قول محدّث نوری طبرسۍ راجع به دستکاری های صدوق میگوید :
((هَذا ويظهر من بعض المواضع أنّ الصّدوق -رحمه الله- كان يختصر الخبر الطّويل ، ويُسقِطُ منه ما أدّى نَظره إلى إسقَاطِه))
📚[مستدرك الوسائل:11/171].