عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
1.33K subscribers
447 photos
33 videos
78 files
497 links
{اݪتَحقِیقآت ــــــ📕} @rodoud_elmi
{علوم الحديث 📙} @eulumhadith
Download Telegram
٢-ابݪــہ گفت:
💢 علماء اهل سنت برای صیانت از حدیث و روایت، تدلیس بخشی از ائمه ی خود را بیان نمی کردند
◀️ حاکم نیشابوری : قد ذَكَرتُ فِي هَذِهِ الأَجناسِ السِّتَّةِ أَنوَاعَ التَّدلِيسِ لِيَتَأَمَّلَهُ طالِبُ هَذَا العلمِ فيقيس بِالأَقَلِّ على الأَكثَرِ،
👈 وَلَمْ أَسْتَحْسِنْ ذِكْرَ أَسَامِي مَنْ دَلَّسَ مِنْ أَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ صِيَانَةً لِلْحَدِيثِ وَرُوَاتِهِ
📚 معرفه علوم الحدیث ج۱ ص۱۱۱

#پاســـــــخ↓:

اولاً: معنی " لِلْحَدِيثِ وَرُوَاتِهِ" یعنی حدیث و #راویان؛ نه حدیث و روایات

دوماً: خود مؤلف در همين صفحه نام مدلسين كه تدليس آنان قادح در روایتشان است را ذکر کردند فلذا اگر قرار به مخفی کردن بود آنان را ذکر نمیکرد.

سوماً: منظور امام حاکم نیشابوری رحمه الله این است که این طبقه از مدلسین رو ذکر نکردم برای مصون داشتن احادیث و روات آن است زیرا سبب آن این است که ذکر نام آنان و عدم آن مؤثر نيست، چرا که این افراد تدلیسشان بسیار نادر است که ائمه آن را قادح نمیدانستند و از آنجا که صغار طلاب علم با دیدن آنان کنار مدلسین گمان نکنند مستوجب رد حدیث و جرح راوی میشود.

- این هم کلام شیخ عبدالکریم خضیر است:
[أما كلام الحاكم رحمه الله فمحمول على من احتمل الأئمة تدليسه ولم يره أهل العلم قادحاً في مروياته لأمانته كالسفيانين وغيرهما أو لقلة وندرة تدليسه في جانب مروياته الكثيرة فلم يذكرهم لئلا يتعرض صغار الطلاب لنقدهم وذكرهم وعدمه لا أثر له في مروياتهم وأما من كان تدليسه مؤثراً في رواياته فلا بد من ذكره مهما كانت النتائج المترتبة على ذكره نصحاً للأمة وصيانة للسنة]
📚لقاءات بالعلماء مجلد 1 صفحة 7

- نام آنان میتوانید در کتاب طبقات المدلسین امام ابن حجر در طبقه اول دید‌.
٣-ابݪــہ گفت:
💢 ذهبی میگوید معلوم است که لازم به صیانت از راوی و پوشاندن او هستیم و اگر بر خودم بخواهم تلیین این باب را باز کنم جزء اندکی کسی سالم باقی نمی ماند زیرا اکثریت اصلا نمی دانند چه روایت می کنند و حتی شناختی از شان آن ندارند
◀️ من المعلوم أنه لابد من صون الراوي وستره فالحد الفاصل بين المتقدم والمتأخر هو رأس سنة ثلثمائة، ولو فتحت على نفسي تليين هذا الباب لما سلم من إلا القليل، إذ الأكثر لا يدرون ما يروون، ولا يعرفون هذا الشأن
📚 میزان الاعتدال الذهبی ج۱ ص۴

#پاســـــــخ↓:

كلام امام ذهبی رحمه الله واضح است، زیرا میگوید عمده روایات تا رأس قرن سوم است و اسانيد آنان مورد بررسی میشود اما بعد از قرن سوم دیگر هر کسی آمده از کتاب ها و مصنفین روایت ذکر کرده فلذا دیگر حال آنان برای ما زیاد مهم نبوده زیرا کتاب ها موجود است و آنها را بررسی میکنیم. نه اینکه منظور ایشون باید مشکل روات رو باید بپوشانیم !

شیخ عبدالکریم خضیر:

[وأما كلام الذهبي رحمه الله الأول والثاني فالمراد به أن العمدة في الرواية على رواية القرون الثلاثة إلى رأس الثلاثمائة وأما من بعدهم فهو رواة كتب لا رواة أحاديث غالباً....لأن فائدة الأسانيد في العصور المتأخرة بعد عصر الرواية لمجرد ابقاء سلسلة الاسناد الذي من خصائص هذه الأمة ولذا لا يعتمد على المتأخرين في الرواية إذا روى من طريق أصحاب الكتب فالعبرة بسندالكتاب الأصلي لا على من دونه وان وجد حديث يرويه المتأخربسنده من غير مروربالكتب المصنفة فهذا يحتاط له أشد الاحتياط]

📚لقاءات بالعلماء مجلد 1 صفحة 7
٤-ابݪــہ گفت:
💢 از اشکالاتی که به ما وارد می کنند این است که چطور برخی از علمای مذهب شما مثل علامه ی حلی و .... ذکر راوی و عدم قدح و جرح او توسط متقدمین را به معنای پذیرش روایات او عنوان کرده اند/ ولی جالب است بدانید نزد برخی از علمای خودشان این قاعده وجود دارد که ذکر راوی توسط بخاری و ابن ابی حاتم و عدم جرح او وثاقت و عدالت او را به اثبات می رساند

◀️ تهناوی : كل من ذكره البخاري في "تواريخه"، ولم يطعن فيه فهو ثقة، فإن عادته ذكر الجرح والمجروحين
📚 قواعد علوم الحدیث ص۲۲۳

#پاســـــــخ↓:

اولاً : علامه حلی اساساً استدلال به سکوت متقدمین نکردند بلکه قائل به اصالة العداله هستند كما اينكه عده ای از اعلام شیعه بیان کردند

دوماً : سکوت امام بخاری و ابوحاتم رحمهم الله از ذکر جرح و تعدیل به راویان با سکوت طوسی و نجاشی فرق دارد، و اگر چشم خود را باز کنید وکمی به آنچه استدلال میکنید تأمل بفرماييد، نوشته اند که عادت امام بخاری عادتاً و غالباً اگر راوی جرح دارد، آن را ذکر میکنند، بر خلاف نجاشی و طوسی شما که کتابهایشان اساساً فهرستی است نه جرح و تعدیل رجالی و برای ذکر مصنّفین شیعه آورده اند

مثلاً نجاشی در فهرست خود( که بعضاً اسمش رو به رجال تغییر دادند ) 1269 راوی رو ذکر کرده در حالی که ۵۵۰ نفر رو توثیق و ۴۵ نفر دیگر را جرح نموده و بقیه رو رها کردند به امان خدا .

و شیخ طوسی هم (بر اساس نسخه جواد قیومی) 6249 راوی در کتاب خود آورده که تنها ۲۱۵ نفر را توثیق و ۷۳ نفر دیگر را جرح نموده و قریب به ۶۰۰۰ هزار در موردشان صحبت نکرده است.
فلذا فرق بین بزرگان ما همچون امام بخاری و امام ابن ابی حاتم با نجاشی و طوسی را بفهمید.

سوماً : اکثر اهل علم اصلاً سکوت امام بخاری و ابن ابی حاتم دلالت بر توثیق نمیدانند و بلکه بعضاً سکوت این دو بزرگوار در تاریخشان دلالت به جرح بودنشان میدانند اما صحیح این است که دلالتی بر ضعف و توثیق آنان ندارد.

- همانطور که خود ابن ابی حاتم خودشان تصریح کردند:
"ذكرنا أسامي كثيرة مهملة من الجرح والتعديل، كتبناها ليشتمل الكتاب على كل من روي عنه العلم، رجاء وجود الجرح والتعديل فيهم، فنحن ملحقوها بهم من بعد إن شاء الله"
[الجرح والتعديل ۳۸/۱]

- ابن عدي رحمه الله هم راجع منهج امام بخاری میگوید:
" مراد البخاري أن يذكر كل راو، وليس مراده أنه ضعيف أو غير ضعيف، وإنما يريد كثرة الأسامي."
[الكامل ۲۶۷/۳]
۵-ابݪــہ گفت:
نزد احمد بن حنبل ضعفاء الحدیث هم بهتر از ابو حنیفه بودند
◀️ أخبرنا عبد الله بن أحمد بن حنبل، قال: سألت أبي عن الرجل يريد أن يسأل عن الشيء من أمر دينه، يعني: مما يبتلى به من الأيمان في الطلاق وغيره، وفي مصره من أصحاب الرأي، ومن أصحاب الحديث لا يحفظون ولا يعرفون الحديث الضعيف ولا الإسناد القوي، فمن يسأل؟ أصحاب الرأي، أو هؤُلاء، أعني: أصحاب الحديث، على ما كان من قلة معرفتهم؟ قال:👈🏻يسأل أصحاب الحديث، ولا يسأل أصحاب الرأي، ضعيف الحديث خير من رأي أَبِي حنيفة 👉🏻

#پاســـــــخ↓:
بیسواد را ببینید!
امام احمد فرمودند: روایت ضعیف از نظر و اجتهاد ابوحنیفه بهتر است

اما شیعی میگه ضعیف الحدیث بهتر از ابوحنیفه است!

امام احمد کلامشان مشهور است در این مورد، کما اینکه در نقلی دیگر فرمودند به اینکه حدیث ضعیف از رأي رجال محبوبتر است:
[عبد الله بن أحمد أيضا: سمعت أبي يقول: الحديث الضعيف أحب إلي من الرأي]
📚اعلام الموقعين ٦١/١

-و اين هم آيت الله قزوینی؛ میگوید:
(بنده بر این عقیده هستم که اگر یک روایت ضعیف هم باشد ... عمل کردن به این روایت از سینه زدن زیر پرچم اصول عملیه بهتر است؛ حال شرعیه باشد یا عقلیه باشد فرقی نمی‌کند.)
📚 خارج کلام مقارن ۳۴

¤ البته شیخ الاسلام ابن تیمیه و ابن رجب و غیره فرمودند که منظور از حدیث ضعیف نزد امام احمد، همان حدیث حسن اصطلاح معاصر و یا قریب به مفهوم ترمذی رحمه الله است.
٦- ابݪــہ گفت:
قاعده ی تقدیم جرح بر تعدیل که وهابی بسیار بهش علاقه دارن احادیث اهل سنت را به باد می دهد و عالمان آنها گفته اند حتی از ائمه ی ما کسی را سالم باقی نمی گذارد
◀️ ابن حجر عسقلانی به نقل از سبکی : وقال السبكي في قاعدته في الجرح والتعديل: لا يفهم هذه القاعدة على إطلاقها فإننا لو أطلقنا تقديم الجرح لما سلم لنا أحد من الأئمة إذ ما من إمام إلا وقد طعن فيه طاعنون، وهلك فيه هالكون
📚 تلخیص الحبیر ج۱ ص۳۰
( دو نقل قول ديگر از ابن القیم و زرکشی هم آورده )

#پاســـــــخ↓:

اولا: این ابله میگوید وهابی ها به قاعده تقدیم جرح بر تعدیل علاقه بسیار دارند، و بعد سه نقل قول از همین وهابی ها ( لقب مخالف تشیع) رد همین قاعده آوردند !
الآن علاقه دارند یا قبول ندارند!؟
این بنده خدا نه استدلال بلده و نه هم میدونه چی میگه!

دوماً ما قائل به تقدیم جرح بر تعدیل نیستیم، همانطور که هیچ جرحی بدون ضابطه قبول نداریم اما آنچه که در کتب حدیثی فریقین به طور عام ذکر شده، تقدیم جرح مفسّر بر تعدیل است، کما اینکه در این منابع سه قول مذکور، ضوابط آن یاد کرده اند

سوماً این دغل بازی ها هم کار ما نیست، بلکه کار کارشناس بزرگ، چوپان دروغگو آقای آیت الله قزوینی است:

مثلا «ابراهیم همدانی» را ما توثیقش را از «علامه و اقای مامقانی و غیره» درست می‌کنیم. وقتی بخواهیم استدلال بكنیم تثبیت می‌كنیم وقتی بخواهیم تضعیف كنیم فرمایش اقای «خویی» برای تضعیفش بهتر است
http://www.hosseiniqazvini.com/fa/shownews.php?idnews=11898

- این هم مثالی دیگر:
https://t.me/eulumhadith/297
👍1
٧- ابݪــہ گفت:
💢 تعداد زیادی از روات صحیحین بخاری و مسلم اهل سنت افراد دارای جرح و ضعف هستند در بخاری ۸۰ راوی و در صحیح مسلم ۱۶۰ راوی
◀️ جلال الدین سیوطی : أَنَّ الَّذِينَ انْفَرَدَ الْبُخَارِيُّ 
بِالْإِخْرَاجِ لَهُمْ دُونَ مُسْلمٍ أَرْبَعُمِائَةٍ وَبِضْعَةٌ وَثَلَاثُونَ رَجُلًا، الْمُتَكَلَّمُ فِيهِمْ بِالضَّعْفِ مِنْهُمْ ثَمَانُونَ رَجُلًا، وَالَّذِينَ انْفَرَدَ مُسْلِمٌ بِالْإِخْرَاجِ لَهُمْ دُونَ الْبُخَارِيِّ سِتُّمِائَةٍ وَعِشْرُونَ، الْمُتَكَلَّمُ فِيهِمْ بِالضَّعْفِ مِنْهُمْ مِائَةٌ وَسِتُّونَ
📚 تدریب الراوی ج۱ ص۹۷

#پاســـــــخ↓:

اولا: کسی منکر انتقاد وارد شده به رجال صحیحین نیست، اما میگوییم این نقدها مردود است و مناقشه شده است
همانطور که از سیوطی رحمه الله نقل کردید، خود ایشان در الفیه حدیث میگوید:
وَانْتَقَدُوا عَلَيْهِمَا يَسِيرَا
فَكَمْ تَرَى نَحْوَهُمَا نَصِيرَا
وَلَيْسَ فِي الْكُتْبِ أَصَحُّ مِنْهُمَا
بَعْدَ الْقُرَانِ وَلِهَذَا قُدِّمَا

- یعنی آنچه به این صحیحین انتقاد شده، مقداری کم بوده اما چقدر اهل علم این نقد ها را دفع و مناقشه کرده اند.
فلذا از قدیم باب نقد باز بوده اما منتها نه برای هر بی در و پیکری !

دوماً امام ابن حجر رحمه الله در مقدمه فتح الباري؛ یک باب دارد که تمام این انتقاد ها را جمع آوری کرده و آن را مناقشه و وجه ادخال این رجال و روایات در صحیح بخاری را پاسخ دادند، و باید بدانید که اغلب روات نقد شده، به عنوان متابع در اسانید یاد شده اند( همچون علی بن زید بن جدعان، عطیه عوفی و امثالهم)

📌شیخ عبدالمحسن العباد راجع به این مسأله ميگوید:
هذا وقد انتقد بعض الحفاظ نحو الثمانين من رجال صحيح البخاري كما سبقت الإشارة إلى ذلك عند ذكر وجوه ترجيح صحيح البخاري على صحيح مسلم وقد عقد الحافظ ابن حجر في مقدمة الفتح فصلا ذكرهم فيه واحدا واحدا وأجاب عما وجه إليهم من انتقادات وقال في معرض تعداد الفصول العشرة التي اشتملت عليها المقدمة: "التاسع في سياق أسماء جميع من طعن فيه من رجاله على ترتيب الحروف والجواب عن ذلك الطعن بطريق الإنصاف والعدل والاعتذار عن المصنف في التخريج لبعضهم ممن يقوى جانب القدح فيه إما لكونه تجنب ما طعن فيه بسببه وإما لكونه أخرج ما وافقه عليه من هو أقوى منه وإما لغير ذلك من الأسباب"
📚الإمام البخاري وكتابه الجامع الصحيح ۴۹

سوماً: دقیقاً وجود این مسأله و فتح باب انتقادات از همان عصر اول صاحبان صحاح، دلالت دارد که صحت این دو کتاب بنا به صرف ادعا نبوده بلکه با مناقشات و ادله قوی، امّت به این نتیجه رسیدند.
۸- ابݪــہ گفت:
تعجب عالم اهل سنت از قول ابن قطان به اینکه در صحیحین بخاری و مسلم رواتیست که اصلا اسلامشان هم ثابت نیست چه رسد به عدالتشان

◀️ محمد بن اسماعیل صنعانی : الْبعد عَن الْإِنْصَاف قَول ابْن الْقطَّان إِن فِي رجال الصَّحِيحَيْنِ من لَا يعلم إِسْلَامه فضلا عَن عَدَالَته وَكم بَين هَذَا وَبَين قَول الْحَافِظ السَّابِق آنِفا وَ كَلَام ابْن الْقطَّان وَإِن تَلقاهُ بعض محققي الْمُتَأَخِّرين بِالْقبُولِ فَلَيْسَ بمقبول
📚 ثمرات النظر فی علم الاثر ۱۲۲

#پاســـــــخ↓:

اولاً : لفظ ابن قطان بايد آورده شود، زیرا بنده هر آنچه در کتاب های ایشون گشتم چنین مطلبی پیدا نکردم و تنها ابو ابراهیم صنعانی این کلام را به ابن قطان نسبت دادند

دوماً :در این کلام صنعانی، نگفته که روات غیر مسلمان و کافر در صحیحین است، بلکه میگوید نمیدانیم آنان مسلمان هستند یا خیر، زیرا بیانگر وجود مجهول هست و البته این صحت ندارد.

سوماً: شکی نیست که لفظ (من لا یعلم إسلامه) باطل و منکر هست.
اما وجود کسانی که توثیق صریح نشدند وجود دارد، لکن روایت شیخان بیانگر توثیق حکمی است.

چهارماً: به فرض صدور این کلام ، اما خود مؤلف هم رد داده اند و وجود چنین راویان را منکر شدند، و ما هم این را میگوییم و اگر غیر از این بود، شیعیان میرفتند آن روات را بیارند

پنجماً: نه تنها در صحیحین، بلکه در هیچ کدام از جوامع، مسانید و سنن چنین رواتی وجود ندارد، همانطور که هیچکدام از علمای متقدمین و متأخرين و معاصرين چنین ادعایی ندارد.

ششماً: آيا کفر راویان نزد شیعه سبب رد روایتشان میشود !؟ قصعاً خیر!

←آقاۍ خمینۍ ميگوید:
[والالتزام بالفسق والفجور #والشرك #والكفر في رواة الأحاديث، إذا كانوا متحرزين عن الأكاذيب، مما لا بأس به]
"اگر راوی ملتزم به فسق و فجور و شرک و کفر باشد، هیچ اشکالی نیست( روایتش مقبول است ) فقط به شرطی باشد که دروغ گو نباشد"

📚الطهارة الكبير - السيد مصطفى الخميني - ج ١ - الصفحة ٣٢٤

← ابوالقاسم خوئۍ: امڪان دارد راوى ثقـہ #كافر باشـد!!

[نعم لو لم يكن في البين تضعيف؛ لأمكننا الحكم بوثاقته؛ مع فساد عقيدته؛ بل مع كفره أيضاً.]
📚معجم رجال الحديث ۲۵/۶

- دقت کنید؛ بین کفر با فاسد العقیده فرق گذاشت.
✍🏻 همانطور که بیان شد، بنده به عده ای از علمای شیعه استناد کردم که روایات را به سبب وجود ابراهیم بت هاشم، رد و تضعیف کرده اند و یکی از آن اعلام، سید محسن موسوی است.

[ مخدوشتان سندا، لوقوع ابراهیم بن هاشم في طريقهما ، وهو ممّن لم يوثق في كتب الرجال]
و جایی دیگر میگوید:
[مضافا لوقوع ابراهيم بن هاشم فيها أيضاً ، غیر موثق علی الاقل]
📚ملكيّة الأرض - الاستاذ السيد محسن الموسوي | فقه أهل البيت - عربي | موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی ج26 ص44 و ص45

🉐 اما پاسخ این ابله شیعی:↡↡

ملکیه الارض !؟؟ محسن موسوی !؟

ما حیدر حب الله و محسن موسوی و امثال آنان را نمی شناسیم که مخالفین میرن از این اشخاص دو خط میارن معلوم نیست هم همینش راسته یا دروغ است!

اما پاسخ:
اینکه شما فلاکت زده و بیسواد علمای خود را نشناسید، عجیب نیست و اینکه کتاب های حیدر حب الله که در علم حدیث جزو متخصصین است و بنده حداقل چهار کتاب ایشون رو در علم حدیث دارم و صاحب علمیت و شأنی بین علمای شیعه هست، عجیب است که اگر شماها آن را بشناسید، چون اصلا نه کتابی را باز میکنید و نه هم دنبال علم هستند، چطور قرار بشناسید!؟

- اما اینکه اشاره به دروغ داشتید به اینکه اصلاً معلوم نیست منابع که داده ام درست یا غلط است، باید بگویم از فهم و تحقیق قاصر شماست، و این هم لینک از فقاهت راجع به دو قول ایشان، برید و مشاهده کنید که دروغگو چه کسی است👇🏻
ملكيّة الأرض - الاستاذ السيد محسن الموسوي | فقه أهل البيت - عربي | موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی ج26 ص44 و ص45


👈🏻 دوستان دقت داشته باشيد كه اين موسوعه برای یک عالم نیست بلکه موضوعات مختلف برای علمای مختلف که موضوعی در آن مطرح شده است، فلذا این ابله که رفته اند توثیقات دیگران رو از این موسوعه آورده، مساوی با جهل عمیق ایشان است.🌷


✍🏻 قول دیگری که بنده آوردم، از محسن الحکیم است که کلام ایشان بیانگر اختلاف در توثیق و تضعیف ابراهیم بن هاشم است زیرا بعضاً او را تضعیف کرده اند، با دقت مشاهده کنید:
[والتوقف في حجيته من جهة أن في السند إبراهيم بن هاشم ، وفيه كلام ، كما في المسالك ضعيف " . فالرجل إذن مختلف فيه]
📚مستمسك العروة ۹۵/۹

👈🏻اما رافضی که در عقل و شعور ایشان شک است، یک پست کامل گذاشته است که محسن الحکیم قائل به توثیق این جرثومه است فلذا بنده تدلیس و تقطیع کرده ام! در حالی که اگر به اغلب اقوال که بنده قرار داده ام، اشاره به این داشته ام که در ابراهیم بن هاشم اختلاف است و عدم تصریح به توثیق و وجود اختلاف را از زبان علمای شیعه آورده ام.

👈🏻 و اعتراضات این ابله راجع به کلام محمد عاملی، عبدالنبی کاظمی و قزوینی و محسن الأمین و جواد قیومی هم از این قبیل است که پاسخ آن مثل پاسخ بنده به اعتراض این بنده خدا به کلام محسن الحکیم است.🌷

︎محمد عاملی:
[و یمکن المناقشه فی الروایه من حیث السند بابراهیم بن هاشم حیث لم ینص علماونا علی توثیق]
📚مدارك الأحكام ۵۳/۲  

︎عبدالنبی كاظمی:
[ لم یوثق فی کتب الرجال کما اعترف به جماعه و لذلك اختلف الفقهاء في حالة ]
📚تكملة الرجال ١٨٨/١

︎حسینی قزوینی:
[عزیزان در نظر داشته باشند که ما متأسفانه توثیق خاصی نسبت به «ابراهیم بن هاشم» نداریم جز همان تعبیری که آقای خوئی ... البته این مسئله هم قابل بحث است.]
📗خارج فقــہ مقارنـــ ٣٤

- مورد عجیب این بود که این ابله میگوید منظور از جمله قزوینی [البته این مسئله هم قابل بحث است.] تشکیک نیست، که فارسی بلد ها بیشتر به حماقت این فرد پی میبرند که نیاز به تعلیق ندارد.

✍🏻 کلام آقای بروجردی رو آوردم که نه تنها ابراهیم بن هاشم رو توثیق نکردند، بلکه جزو اصحاب امام رضا را رد کردند.

که اینجا راجع به یونسی بودن این مورد توضیحات بیشتری اضافه کردم👇🏻
https://t.me/eulumhadith/128

- در مورد یحیی محمد میگوید که ایشان لامذهب است!
اولاً: ایشان درست است که خرعبلات و اشتباهات شیعه را بیان کرده و برایشان تصحیح نموده، اما به معنی بلا مذهب بودن ایشان نیست.
میتوانید به کتاب در آمدی بر فهم روشمند اسلام، ترجمه سيد ابو القاسم حسينى، سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنک وانديشه اسلامى، مراجعه کنید که ایشان حاجی آقا هست که کتاب ایشان را به فارسی ترجمه کردند.

دوماً: شما فرض کنید ایشان اصلا بلامذهب است، اما آنچه از ایشان آوردم، همراه با ادله و به صورت منطقی ادله شیعه برای توثیق ابراهیم بن هاشم را پاسخ و نقد کردند فلذا شما به ادله و کلام ایشون مقابله کنید، نه با تکفیر و تبدیع افراد .
بنده گفته بودم که عدم ثبوت تضعیف، دلالت بر توثیق نمیدهد و بارها تأكيد كردم و کلام میرزا جواد تبریزی آوردم كه اخيراً اين ابله شیعه متوجه شد.

🉐اما پاسخ ایشان را ببینید:
[علمای ما نگفتند هر کی تضعیف نشده است یعنی ثقه است به جزء عده ی قلیلی .. چرا یقه ی ابن حبان و ... که میگن اصل عدالت است تا وقتی جرح ثابت نشود رو نمیری بگیری؟
زشته بخدا برو براشون کلاس بزار یادشون بده ... و نیز ناصبی برای تائید حرفش رفت قولی از آیت الله میرزا جواد تبریزی آورد ولی این باید بدونه متنی که آورده ربطی به وثاقت ابراهیم بن هاشم ندارد و این چه برداشت سقیمی از آن گفته کرده من نمیدونم اما خود آیت الله میرزا تبریزی قائل به وثاقت حضرت ابراهیم بن هاشم هستند.]

پاسخ:
انگار کودک داشته تایپ میکرده!
-اصلا ایشون به مطلب بنده پاسخ داد !؟
قطعاً خیر بلکه تنها حرف بچه کودک ها رو زده

قبلاً میگفت شما چرا برای ابراهیم بن هاشم ضعف نیافتید پس ایشون ثقه هست و بنده پاسخ دادم که عدم ثبوت ضعف دلالت بر توثیق نمیدهد

الآن آمده میگه ما این رو نگفتیم اما چرا یقه ابن حبان و .. رو نمیگیرید!
یعنی تماماً چرت و پرت داره میگه و حرف برای گفتن رو نداره و برای تأكيد كلام بنده به کلام میرزا تبریزی استناد نمودم که صریح و فهم آن ساده است:

[عدم الاستثناء لا يدل على التوثيق بل غايته عدم ثبوت ضعف من لم يستثنوه من رجالها و عدم ثبوت الضعف أعم كما هو ظاهر ]

📚تنقيح مباني العروة — الميرزا جواد التبريزي – ج۲ ص۸۸

-یعنی عدم ثبوت ضعف دلالت بر توثیق نمیدهد.
اما جاهل شیعی پاسخش چی بود !؟
مثل همیشه خودش را به خنگی میزند و میگوید:
[رفت قولی از آیت الله میرزا جواد تبریزی آورد ولی این باید بدونه متنی که آورده ربطی به وثاقت ابراهیم بن هاشم ندارد و این چه برداشت سقیمی از آن گفته کرده من نمیدونم]‼️

- اين هم عالمی دیگر که تصریح میکند که شاید فهم آن برای شما ساده تر باشد:
[أقول: لكن هذا لا يعني أن كل من بقي فهو في دائرة التوثيق. بل نقول: إن من بقي لم يثبت ضعفه.]
📚الوجيز النافع في علم الرجال للحسني العاملي، السيد عبدالکريم ۸۷/۱ 
این ابله رافضی که نمیدانم این ضربات بنده چقدر ایشون رو گیج کرده، گفته بود:
[هیچگاه هیچکسی از علماۍ اعلام شیعیان این را بیان نکرده است که عدم تصریح به توثیق توسط متقدمین به معناۍ جرح است بلکه این گفته ی پیروان مذهب هَردَمبیلی اهل بدعت است]

- بنده بر خلاف کلام ایشان، نصوص علمایشان را آوردم که با عدم تصریح متقدمین به وثاقت، به روایت جرح را وارد و تضعیف کرده اند

- اما پاسخ ایشان را ببینید:↓
[اگر فرضا تضعیف راویانی به دلیل عدم توثیق متقدمین رخ داده است قطعا این راویان رواتی غیر از ابراهیم بن هاشم بودند و محل بحث ما اکنون ابراهیم بن هاشم است و نه روات دیگر]

- تعجب نکنید، ایشان شدیداً خنگ است‼️
- قبلتر ادعا کرده بود که هیچ راوی رو به مجرد عدم تصریح متقدمین رد نکرده اند، ووقتی آوردم که منهج علمایشان چنین بوده، میگوید حتماً راوی غیر ابراهیم بن هاشم رو رد کرده اند !!

- چند مورد دیگر در رد مهملات او گفته بودم، که پاسخ نداشت و نه هم کلام بنده را مناقشه کرد.

- موردی دیگر این است که بنده متنی از کتب شیعه آورده بودم که شهید ثانی و صاحب مدارک در جاهایی روایات ابراهیم بن هاشم رو به سبب عدم تصریح به وثاقت او، تضعیف کرده اند اما اینده بنده خدا میگه دروغ است!
در حالی که تصریح چند عالم آورده بودم که چنین است:

https://t.me/eulumhadith/407

https://t.me/eulumhadith/408

https://t.me/eulumhadith/410

- جالبه كه متن و تناقض عاملی صاحب مدارک رو آوردم و آنهم از بحرانی صاحب حدائق الناضرة كه بیان میکند عاملی جاهایی روایات ابراهیم بن هاشم تضعیف میکند و جاهای دیگر معتبر میدونه اما این ابله ما، نفهمیده بود که منظور بحرانی از تعبیر "سید السند" همان صاحب مدارک است، و قبلتر گفته بود که اصلا صاحب مدارک روایات ابراهیم بن هاشم رو تضعیف نکرده در حالی که اینجا کلام بحرانی رو باور کرده !

︎از کلام شهید مطهری آوردم که راجع به روایتی میگوید:
[اما روایت حمران گذشته از اینکه سنداً ضعیف است به ابراهیم بن هاشم]
📚پاسخهای استاد به نقدهايی بر کتاب مساله حجاب/ مرتضی مطهری ۵۱ 

🉐اما این ابله میگوید تضعیف ایشون به دو دلیل معتبر نیست:
یک: عدم تخصص ایشان
دو: دلیل ضعف ذکر نکرده!


پاسخ:
- مثال مطهری همچون ابن ماکولا و غیره نیست که شما بیان کردید، زیرا بحث بنده و استناد به شهید مطهری از جهت استئناس و اعتضاد است، نه احتجاج به تفرد در نظر ایشان باشد، یعنی فرق است بین تفرد استناد به یک فرد غیر متخصص، با استئناس به کلام ایشان در کنار سایر متخصصین که الآن این بهونه رو آوردید.

- اما اینکه گفتید دلیل نیاورده دیگر جهالت شماست، زیرا عدم وجود توثیق دیگر دلیل نمیخواد و اگر نیاز به دلیل هستید، بنده این همه مناقشات در جهالت این جرثومه رو کردم فلذا رجوع کنید.
شبهه کودکانه دیگر را آورد که ربط به موضوع ندارد و آن هم راجع به #حریز_بن_عثمان رحمه الله تعالی و تهمت ناصبی بودن به ایشان ‼️

‌پاسخ:
مختصراً میگویم، ایشان اساساً نه ناصبی بوده و نه هم حضرت علی رو سب و لعن کرده است، وآنچه به ایشان تهمت زده شده مردود است و بلکه خلاف آن از ایشان ثابت است.
- به عنوان مثال:
سمعت يحيى يقول: سمعت علي بن عياش يقول سمعت: حريز بن عثمان الرحبي يقول لرجل: «ويحك، أما تتقي الله؟ تزعم أني شتمت علياً؟ لا والله ما شتمت علياً قط»
📚تاریخ ابن معین۴۷۵/۴
روایت صحیح

قال شبابة سمعت رجلاً قال لحريز بن عثمان: «بلغني أنك لا تترحم على علي؟». قال: «اسكت. رحمه الله مئة مرة».
📚 سیر اعلام النبلاء ٨٠/٧
روايت معتبر

- وراجع به تهمت ابن حبان رحمه الله به حريز مرود است و هیچگاه هم ثابت نشده است.

-امام ذهبی رحمه الله در رد این اتهمات میگوید:

«هذا الشيخ أورع من ذلك»
📚 سیر اعلام النبلاء ۸۱/۷

- و دکتر بشار عواد در تحقیق خود بر تهذیب الکمال راجع به آثار تهمت به حریز میگوید:
«إن هذا الكلام ليس له سند، فلا يُعتبر ولا يعتدّ به».

📌 برای تفصیل در این مسأله ميتوانيد به مبحث "ابوعمر الباحث" مراجعه داشته باشید
https://t.me/AntiShobohat50/313


📌 اما اینکه گفتید نواصب نواصب؛ باید بگویم که این منهج منهج شیعیان و بلکه بزرگانتان بوده که نواصب را توثیق میکنید:

︎ سیستانی از نجاشی در توثیق نواصب تعجب میکند:
[والعجب كل العجب من النجاشي شيخ الاصحاب في معرفة الرجال يقدح في مثل جابر والمفضلان ويوثق النصاب]
📚إيضاح مناسك الحج -السيستاني ۱۳۱

︎ابوالقاسم خوئی میگوید مهم نیست که راوی ناصبی باشد، زیرا مهم این است که ثقه است!

أقول: لا ينبغي الاشكال في فساد الرجل من جهة عقيدته بل لا يبعد استفادة أنه لم يكن يتدين بشيء، ومن ثم كان يظهر الغلو مرة، والنصب أخرى، ومع ذلك لا يهمنا إثبات ذلك، إذ لا أثر لفساد العقيدة، أو العمل، في سقوط الرواية عن الحجية، بعد وثاقة الراوي .
📚مجعم رجال الحديث - الخوئي - ج 3 ص 152


✍🏻فلذا توثیق نواصب؛ کاری است که شیعیان ید طولایی در آن دارند و حتی بر کسی که اموال معصوم را تاراج میکرده؛ توثیق میکردند!
همچون عثمان بن عيسى دزد و معاند اهل بيت بود اما او از اصحاب اجماع است!!
اخیراً صحبتی از دلیل کردند اما تنها یک دلیل برای توثیق جرثومه [ابراهیم بن هاشم] ، اما ضربات ما را ملاحظه داشته باشید 👇🏻


🉐ابله رافضی گفت:
شیخ مفید به جهت اثبات تحریم ذبائح اهل کتاب استدلال به ۹ روایت با اسناد متفاوت می کنند که از این ۹ روایت در سند ۳ روایت حضرت ابراهیم بن هاشم وجود دارند؛ سپس می گویند : فهذه جملة مما ورد عن أئمة آل محمد ص في تحريم ذبائح أهل الكتاب 👈🏻 قد ورد من الطرق الواضحة بالأسانيد المشهورة و عن جماعة بمثلهم في الستر و الديانة و الثقة و الحفظ و الأمانة 👉🏻
📚 تحریم ذبائح اهل کتاب ج۱ ص۳۱

پاسخ :
اولاً : در اینجا شیخ مفید فرد خاصی رو توثیق نکرده است، بلکه حکم کلی بر احادیث [ ۹ روایت ] زده اند به اینکه روایات تحریم خوردن ذبیحه های اهل کتاب توسط اسانید و رجال ثقه نقل شده است، نه اینکه تمامی روات این اسانید ثقات و مأمون باشند !

دوماً : برای اینکه مقصود و مفهوم کلام ما را متوجه شوید، یک بررسی بر اسانید ۹ روایت را بنگرید که افرادی کذاب و یا جداً ضعیف خواهید دید، همچون مفضل بن صالح ( ابوجميله ) كه در اولين سند ذکر کرده است.
https://t.me/eulumhadith/301

سوماً : اساساً مجلسی این روایت مفضل بن صالح که شيخ مفید از کافی آورده بود هم راجع آن گفته است: ضعیف[مرآة العقول ٢٣/٢٢ ] بلکه چندی از روایات که از کافی آورده بود، مجلسی در مرآة تضعيف كرده بودند، فلذا از اين خاطر ميگوییم بر غالبیت و یا مجموع طرق شیخ مفید آمده حکم داده و از این خاطر میگوید:
بمثلهم في العدد يتواتر الخبر و يجب العمل لمن تأمل و نظر ]

چهارماً : برای اینکه حال شیعیان را کامل بگیریم،میگوییم که بر فرض اینکه شیخ مفید بر تمام رجال سند حکم به توثیق داده است، اما آیا میدانید که شیخ مفید اهلیت توثیق و جرح روات را نداشته است و بزرگانی از اعلام شیعه اصلاً به توثیقات او اعتبار نمیدهند!؟ چه برسد به تفرد ایشان !

- با دقت ملاحظه داشته باشید👇🏻
📌محمد بن الحسن بن الشهيد الثاني:
وكلام المفيد غير معلوم المراد من عبارته،فإنّه كثيراً ما يوثّق من ليس له أهليّة التوثيق.
[إستقصاء الإعتبار 3/ 2]

📌محمد آصف المحسني:
نحن لا نعتمد على توثيقات الشيخ المفيد مع جلالته ؛ فهو من المتسامحين خصوصاً في توثيق الرواة.
[مشرعة البحار 1/ 398 ]

📌الشیخ حيدر حب الله:
والذي توصّلتُ إليه أنّ الشيخ المفيد وأمثاله من علماء مختلف المذاهب ممّن لا يُعرفون بخبرويّتهم في مجال نقد الرواة والرجال، بل لوحظ عليهم سلسلة أخطاء أو أمور غريبة في هذا الميدان.. هؤلاء العلماء لا تعتبر توثيقاتهم أو تضعيفاتهم حجّة أو أمارة كامة.
[منطق النقد السندي 1: 249 ـ 254، 329 ـ 330]

📌الوحيد البهبهاني:
عندي أنّ استفادة العدالة منها لا تخلو من تأمُّلٍ، كما لا يخفى على المتأمِّل في الإرشاد في مقامات التوثيق
[الفوائد الرجالية 52]

📌النراقي:
إنّ استفادة العدالة من توثيق المفيد في الإرشاد لا يخلو من نظرٍ لمَنْ نظر فيه وتدبَّر.
[شعب المقال: 34]

📌السيد بحر العلوم:
أما توثيق المفيد رحمه الله، فمع مافيه من الكلام، لاينهض لمقاومة ما ذكر من أسباب الجرح.
[الفوائد الرجالية 352/2]

📌 محمد باقر ملكيان:
توثیقات شیخ مفید را نقد کردند و راجع به بی ارزش بودن توثیقات ایشان سخن گفته است.
[ اینجا را مراجعه کنید ]

📌 شيخ شاهرودی؛ محمد آل راضي؛ باقر ايرواني:

فالأصحّ هنا هو ما ذهب إليه الشيخ آصف محسني والشيخ الأحمدي الشاهرودي ـ وهو ما يظهر أيضاً من الشيخ محمد هادي آل راضي ـ من التوقّف في أمر توثيقات المفيد وأمثاله من علماء مختلف المذاهب. غاية الأمر أنّني أعتبرها مجرّد قرينة ناقصة على التوثيق. ولعلّ من أوائل من تنبّه لمشاكل توثيقات المفيد هو الشيخ محمد العاملي (1030هـ) حفيد الشهيد الثاني.
وقد كنتُ أثرت هذه الإشكاليّة (إشكاليّة عدم خبرويّة بعض المتقدّمين) شفاهاً على أستاذنا الشيخ باقر الإيرواني عام 1995 أو 1996م، وبدا منه الإقرار بها آنذاك.
[https://t.me/haidarhobbollah/2950]
🉐 آخرین ادعای ایشان این بود: مجلسی گفته که کلینی چون زیاد از ابراهیم بن هاشم روایت کرده، پس نزد او ثقه است!

پاسخ:
این ادعای پوچی است، زیرا کلینی از کذاب و متهم هم روایت کرده و بلکه زیاد هم روایت میکند که برای رد این ادعا، کافی است که بگوییم تنها در اصول کافی ( غیر فروع و روضه ) از ۳۷۸۳ روایت، ۲۱۳۵ روایات آن از کذابین و متروکین و متهمین روایت شده است.
🛅 جمــع بنــدۍ:

🌏اهمیــــت اسـناد و عݪم حـديـث💥

شكی نیست به اینکه اسناد و علم به جرح و تعدیل روات، از خصائص این امت است؛ و هیچ امتی جز امت خاتم الأنبیاءﷺ؛ کتاب شرع و سنن انبیا خود را با استفاده از چنین علمی نقل نکردند، فلذا یکی از اسباب تحریف کتب و منقولات آن ملت ها؛ همین بود.

و اهمیت دادن به سند و علم جرح و تعدیل، در همان قرن اول اسلام یعنی عصر اصحاب پیامبر صلی الله علیه واله وسلم دیده میشود؛ جابر بن عبدالله انصاری رضی الله عنه، مطلع شدند به اینکه یکی از اصحاب، حدیثی را به پیامبر نسبت دادند در حالی که جابر آن را از پیامبر ﷺ نشنیده بودند، فلذا یک ماه طی کرد که به شهر آن صحابی رسید و حدیث را از او شنید!
{ ورحل جابر بن عبد الله مسيرة شهر ، إلى عبد الله بن أنيس ، في حديث واحد }
📚صحيح بخارى ٤١/١

و امام مسلم رحمه الله در مقدمه کتاب صحیح خود میگوید:
[بَابُ في أَنَّ الْإِسْنَادَ مِنَ الدِّينِ وأن الرواية لا تكون إلا عن الثقات وأن جرح الرواة بما هو فيهم جائز بل واجب وأنه ليس من الغيبة المحرمة بل من الذب عن الشريعة المكرمة]

¤بیانگر دو نکته مهم هستند:
1. علم اسناد، جزوی از دین است، زیرا صحت و سقم منتسبات به صاحب شرع را بررسی میکند

2. جرح روات و بيان عیب آنان واجب است، زیرا نقولات غیر ثابت را از شریعت دور میکند، وما لایتم الواجب الا به فهو واجب

و همچنین با سند خود از ابن سیرین رحمه الله نقل میکند:
«إِنَّ هَذَا الْعِلْمَ دِينٌ، فَانْظُرُوا عَمَّنْ تَأْخُذُونَ دِينَكُمْ»
این علم دین است، فلذا بنگرید که دین خود از چه کسی اخذ میکنید.
📚مقدمة صحيح مسلم ١٤/١

"خوش‌تر آن باشد که سر دلبران، گفته آید در حدیث دیگران"؛
مستشرق آلمانی بنام سپرنجر [ Sprenger ]؛ اقرار زیبایی دارد:
[إن الدنيا لم تر ولن ترى أمة مثل المسلمين فقد درس بفضل علم الرجل الذى أوجدوه حياة نصف مليون رجل]
این دنیا هیچگاه امتی همچون مسلمین ندید و نخواهد دید، زیرا راجع نیم میلیون انسان مطالعه کردند( و به حال و روز این تعداد رجال بررسی کردند)

و مقوله مشهور یکی از مستشریق همین بود که فرمود:
"ليفخرِ المسلمون ما شاؤوا بعلم حديث نبيهم"

👈🏻همانطور که مشاهده کردید، از تمام علمای متقدّم شیعه و بلکه حتی تا قرن ٧ هجری؛ هيچ توثیقی نداشته است و آنچه که دیدیم، از تمام رجالیون متقدمین، تنها نجاشی و طوسی او را ذکر کرده اند و همانطور که بیان شد، هیچ توثیق و مدح معتدٌّ به برای او ندیدیم و آنچه از متأخرين آورده شد، تصریحات متوالی بر عدم وجود و حصول توثیق برای ابراهیم بن هاشم اقرار کردند.
و همچنین در بین اقوال و تنصیص این اعلام مشاهده شد که روایاتی را رد میکردند و آنهم به مجرد وجود ابراهیم بن هاشم فلذا اطمینان حاصل گردید که این راوی با این همه تعداد روایاتی که دارد و بلكه نصف كافی از روایات ایشون است اما هیچ توثیقی برای او یافت نمیشود.

فلذا میگوییم دین و شریعت مهمتر از فردی که حال او برای ما معلوم نیست بگیریم و جرح چنین فردی که نصف مذهب شیعه توسط این فرد مجهول و ناشناخته (که حتی معلوم نیست دقیقاً چه سالی احادیث را اخذ کرده و در چه سالی وفات یافته) مقدم بر ادله واهی بر توثیق ایشان است.🌷
#الإمام_البخاري

أستاذ_الْأُسْتَاذِينَ
وَسَيِّدَ_الْمُحَدِّثِينَ
وَطَبِيبَ_الْحَدِيثِ


📌امام ابن كثير رحمــہ الله میگوید:
[وَقَدْ أَثْنَى عَلَيْهِ عُلَمَاءُ زَمَانِهِ مِنْ شُيُوخِهِ وَأَقْرَانِهِ]

📚البداية والنهاية ت التركي ١٤/‏٥٢٩ — ابن كثير (ت ٧٧٤)


🉐مدح و توثيق امام بخاري رحمه الله توسط اعلام متقدم و معاصرین ایشان رحمــہم الله :👇🏻

📌قَالَ الْإِمَامُ أَحْمَدُ:
[مَا أَخْرَجَتْ خُرَاسَانُ مِثْلَهُ]

📌قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْمَدِينِيِّ:
[لَمْ يَرَ الْبُخَارِيُّ مِثْلَ نَفْسِهِ]

📌قَالَ إِسْحَاقُ بْنُ رَاهَوَيْهِ:
[لَوْ كَانَ فِي زَمَنِ الْحَسَنِ لَاحْتَاجَ الناس إليه في الحديث ومعرفته وَفِقْهِهِ.]

📌قالَ أَبُو بَكْرِ بْنِ أَبِي شَيْبَةَ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ نُمَيْرٍ:
[مَا رَأَيْنَا مِثْلَهُ.]

📌قَالَ عَلِيُّ بْنُ حُجْرٍ:
[لَا أعلم مثله]

📌قال محمود بن النظر بن سَهْلٍ الشَّافِعِيُّ:
[دَخَلْتُ الْبَصْرَةَ وَالشَّامَ وَالْحِجَازَ وَالْكُوفَةَ وَرَأَيْتُ عُلَمَاءَهَا كُلَّمَا جَرَى ذِكْرُ مُحَمَّدِ بْنِ إسماعيل الْبُخَارِيِّ فَضَّلُوهُ عَلَى أَنْفُسِهِمْ.]

📌قَالَ أَبُو الْعَبَّاسِ الدَّغُولِيُّ:
كَتَبَ أَهْلُ بَغْدَادَ إِلَى الْبُخَارِيِّ:
الْمُسْلِمُونَ بخير ما حبيت لَهُمْ ... وَلَيْسَ بَعْدَكَ خَيْرٌ حِينَ تُفْتَقَدُ

📌قَالَ الْفَلَّاسُ:
[كُلُّ حَدِيثٍ لَا يَعْرِفُهُ الْبُخَارِيُّ فَلَيْسَ بحديث]


📌قال أبو نعيم أحمد بْنُ حَمَّادٍ:
[هُوَ فَقِيهُ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَكَذَا قَالَ يَعْقُوبُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الدَّوْرَقِيُّ.]

📌امام ابن كثير رحمــہ الله میگوید:
[وَمِنْهُمْ مَنْ فَضَّلَهُ فِي الْفِقْهِ وَالْحَدِيثِ عَلَى الْإِمَامِ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ، وَإِسْحَاقَ بْنِ رَاهَوَيْهِ]

📌قَالَ قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ:
[رُحِلَ إِلَيَّ مِنْ شَرْقِ الْأَرْضِ وغربها خلق فَمَا رَحَلَ إِلَيَّ مِثْلُ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ البخاري.]

📌قال مرجّى بن رجاء:
[فضل البخاري على العلماء كفضل الرجال على النساء- يعنى في زمانه- وأما قبل زمانه مثل قرب الصحابة والتابعين فلا. وقال هو آية من آيات الله تمشى عَلَى الْأَرْضِ]

📌قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الدارميّ:
[مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ الْبُخَارِيُّ أَفْقَهُنَا وَأَعْلَمُنَا وَأَغْوَصُنَا وَأَكْثَرُنَا طَلَبًا]

📌قَالَ إِسْحَاقُ بْنُ رَاهَوَيْهِ:
[هُوَ أَبْصَرُ مِنِّي]

📌قَالَ أَبُو حَاتِمٍ الرَّازِيُّ:
[مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ أَعْلَمُ مَنْ دَخَلَ الْعِرَاقَ]

📌قَالَ عبد الله الْعِجْلِيُّ:
[رَأَيْتَ أَبَا حَاتِمٍ وَأَبَا زُرْعَةَ يَجْلِسَانِ إليه يسمعان مَا يَقُولُ، وَلَمْ يَكُنْ مُسْلِمٌ يَبْلُغُهُ، وَكَانَ أَعْلَمَ مِنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الذُّهْلِيِّ بِكَذَا وكذا، وكان حييا فَاضِلًا يُحْسِنُ كُلَّ شَيْءٍ وَقَالَ غَيْرُهُ: رَأَيْتُ مُحَمَّدَ بْنَ يَحْيَى الذُّهْلِيَّ يَسْأَلُ الْبُخَارِيَّ عَنِ الْأَسَامِي وَالْكُنَى وَالْعِلَلِ، وَهُوَ يَمُرُّ فِيهِ كَالسَّهْمِ، كأنه يقرأ قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ]

📌قَالَ أَحْمَدُ بْنُ حَمْدُونَ الْقَصَّارُ:
[رَأَيْتُ مُسْلِمَ بْنَ الْحَجَّاجِ جَاءَ إِلَى الْبُخَارِيِّ فَقَبَّلَ بَيْنَ عينيه وقال: دعني أُقَبِّلَ رِجْلَيْكَ يَا أُسْتَاذَ الْأُسْتَاذِينَ، وَسَيِّدَ الْمُحَدِّثِينَ، وَطَبِيبَ الْحَدِيثِ فِي عِلَلِهِ، ثُمَّ سَأَلَهُ عَنْ حَدِيثِ كَفَّارَةِ الْمَجْلِسِ فَذَكَرَ لَهُ عِلَّتَهُ فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ مُسْلِمٌ لَا يُبْغِضُكَ إِلَّا حَاسِدٌ، وَأَشْهَدُ أَنْ لَيْسَ فِي الدُّنْيَا مِثْلُكَ]

📌قَالَ الترمذي:
[لم أر بالعراق ولا في خراسان فِي مَعْنَى الْعِلَلِ وَالتَّارِيخِ وَمَعْرِفَةِ الْأَسَانِيدِ أَعْلَمَ مِنَ الْبُخَارِيِّ، وَكُنَّا يَوْمًا عِنْدَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُنِيرٍ فَقَالَ لِلْبُخَارِيِّ: جَعَلَكَ اللَّهُ زَيْنَ هَذِهِ الْأُمَّةِ قَالَ التِّرْمِذِيُّ: فَاسْتُجِيبَ لَهُ فِيهِ]

📌قَالَ ابْنُ خُزَيْمَةَ:
[مَا رَأَيْتُ تَحْتَ أَدِيمِ السَّمَاءِ أَعْلَمَ بِحَدِيثِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَلَا أحفظ له من محمد ابن إسماعيل البخاري]

✍🏻امام ابن كثير رحمــہ الله در پایان میگوید:

ولو استقصينا ثناء العلماء عليه فِي حِفْظِهِ وَإِتْقَانِهِ وَعِلْمِهِ وَفِقْهِهِ وَوَرَعِهِ وَزُهْدِهِ وعبادته لَطَالَ عَلَيْنَا، وَنَحْنُ عَلَى عَجَلٍ مِنْ أَجْلِ الحوادث والله سبحانه الْمُسْتَعَانُ.

📚البداية والنهاية ت شيري ١١/‏٣٢ — ابن كثير (ت ٧٧٤)
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
اخیراً صحبتی از دلیل کردند اما تنها یک دلیل برای توثیق جرثومه [ابراهیم بن هاشم] ، اما ضربات ما را ملاحظه داشته باشید 👇🏻 🉐ابله رافضی گفت: شیخ مفید به جهت اثبات تحریم ذبائح اهل کتاب استدلال به ۹ روایت با اسناد متفاوت می کنند که از این ۹ روایت در سند ۳ روایت…
لَوْ كَانَ الْحُمْقُ رَجُلاً لَكَانَ رَافِضِيّاً
اگر «حماقت» به‌شکل یک انسان درآید، یک رافضی خواهد

- بنده بیان کردم که اصلاً شیخ مفید ابراهیم بن هاشم را توثیق نکرده است و بلکه حکم کلی بر ۹ سند زده که این اسانید شامل افراد دروغگو و مجهول و ثقه هست نه اینکه بیاید بر تمام روات موجود حکم به ثقه بودنشان را بزند.

این را در سه مورد توضیح دادم
اما در مورد چهار؛ فرض بر توثیق مفید به نسبت ابراهیم بن هاشم گذاشتم که اساساً توثیقان شیخ مفید اعتبار ندارد، جدا از اینکه بیاید در توثیق فردی متفرد شده باشد و قول ۱۰ نفر از اعلام شیعه را بیان نمودم

👈🏻 آمدند و گفته اند این اقوال برای متأخرين است !

- در حالی که این مورد ربطی به متقدم و متأخر ندارد و اصلاً ابلهان شیعه نمیدانند که چرا اقوال متقدمین رو بر خلاف اقوال متأخرين در خصوص
#توثيقات_رجال پذیرفته شده است!
• فکر کرده اند راجع هر مورد و مسأله عنوان ميشود ‼️

الحمدلله كه داريم سبب خيری میشویم که به این بنده خداها کتب و عقاید خودشان را درس میدهیم🌷
🧧 موݪــف ڪتابـــ دلائل الإمامـہ ڪیست!؟

در کتاب «دلائل الإمامة» می‌بینیم که ده‌ها مرتبه، اینگونه تعبیر شده : «قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ» يا «قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ جَرِيرٍ الطَّبَرِيُّ».

لذا ابن‌شهرآشوب [متوفی 588] در کتاب «معالم العلماء /106» وقتی سخن از «أبوجعفر محمد بن جریر بن رستم طبري» به میان می‌آورد، او را صاحب «المسترشد» و «دلائل الإمامة» می‌شمارد.

همچنین سيد بن طاووس می‌گوید :
وَ رَوَى أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ جَرِيرٍ الطَّبَرِيُّ الْإِمَامِيُّ فِي كِتَابِ دَلَائِلِ‌ الْإِمَامَةِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ سُفْيَانُ بْنُ وَكِيعٍ عَنْ أَبِيهِ وَكِيعٍ عَنِ الْأَعْمَشِ قَالَ قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْوَاقِدِيُّ وَ زُرَارَةُ بْنُ خُلَّجٍ‌ لَقِينَا الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ قَبْلَ أَنْ يَخْرُجَ إِلَى الْعِرَاقِ.

📚 اللهوف/60

لذا می‌بینیم که ابن‌شهرآشوب، نویسنده‌ی «دلائل الإمامة» را همان طبری شیعی [صاحب المسترشد] می‌پنداشت. و سید بن طاووس نیز، همینطور.
چون راوی مستقیم از سفیان را، همان مؤلف کتاب «دلائل الإمامة» می‌دانست.

⌚️ مرحݪـہ زمانۍ ڪتاب «دلائل الإمامة» و مؤݪـف ⁉️

اولین شخصیت که از این کتاب روایات نقل نموده، سيد بن طاووس (متوفی 664 هـ) است.

و سپس سيد هاشم توبلي (متوفى 1107هـ) در کتاب مدینة المعاجز خود روايات زیادی از این کتاب نقل میکنند.

و پس از او، علامه مجلسی(متوفی 1110هـ) روایاتی از ایشان در کتاب بحار الأنوار نقل نمودند.

نکته جالب این است؛ تمام این سه شخصیت و یا بهتر است بگوییم حداقل تا قرن ۱۲ خبری از طبری سوم نبوده و او را همان " أبوجعفر محمد بن جرير بن رستم طبري آملی و صاحب المسترشد" می‌دانستند !!

به عنوان مثال؛ سيد هاشم توبلی هنگامی که میخواهند این طبری رو در ابتدای کتاب ( مدينة المعاجز ) وصف کنند؛ چنین میگویند:
[كتاب الإمامة لأبي جعفر محمد بن جرير بن رستم الطبري الآملي، كثير العلم، حسن الكلام]

دقیقاً همین وصفی است که نجاشی در رجال خود، صاحب " المسترشد " را وصف نمودند!

📚 رجال نجاشی ج۱ ص۳۷۶

✘و اين هم آقا بزرگ طهرانی به آن معترف اند [ اینجا ]

🪧 اما تمام اين زعم ها در اتحاد [ صاحب مسترشد با صاحب دلائل الإمامة ] توهمۍ بیش نیست و امڪان ندارد هر دو ڪتابــ برای یڪ شخصیت باشد و این هم اعتراف أعلام شیعـہ نسبت به این #توهماتــ است👇🏻

[وأما قول مدينة المعاجز فهو - كالبحار - استند إلى علي بن طاوس في #توهمه أن الكتاب الذي نقل عنه تلك الأخبار دلائل محمد بن جرير بن رستم - السابق - وزاد المجلسي في #التوهم أن ذاك الكتاب مسترشده المعروف ]

📕 قاموس الرجال ١٥٧/۹

[ وظاهره أنه اعتقد أن صاحب كتاب الإمامة الذي ينقل عنه هو بعينه ابن جرير الطبري الإمامي صاحب المسترشد .... و بالجملة فصاحب الترجمة متأخر بكثير عن محمد بن جرير الكبير ]

📕 طبقات أعلام الشيعة١٥٣/٢

[ثم إن محمد بن جرير هذا، مغاير لمحمد بن جرير المتقدم جزماً ]

📕معجم رجال الحديث ۱۵۸/۱۶

ادامه دارد ...
اوّلین فرد ڪه بین دو طبرۍ فرق قائل شد چه ڪسۍ اسـت⁉️

اولین نفر عبدالله مامقاني ( متوفی 1351 هـ ) در تنقیح المقال خود یاد کردند و آن را به " طبري الصغیر " عنوان كردند.
( البته آقا بزرگ طهرانی ادعا دارند که خودشون این نکته رو به مامقانی اطلاع دادند)

- يعني تا قرن ١٤ هجری خبری از طبری صغیر و دومی نبوده و شیعیان تنها یک أبوجعفر طبری داشته اند و او را صاحب «المسترشد» و «دلائل الإمامة» می‌شمردند.

- اما بعد از اينكه در اسانيد و مشايخ کتاب «دلائل الإمامة» بيشتر دقّت کردند، فهمیدند که اتحاد با مؤلف كتاب «المسترشد» امكان پذیر نیست.

✘مورد #خنده_دار این قوم شیعه که قابل درک نیست این است، شیعیان هنگامی که دیدند انتساب کتاب به "أبوجعفر محمد بن جرير طبري صاحب المسترشد" امکان پذیر نیست، و نسبت دادن ابن طاووس و دیگران به ایشان جزو توهمات است، به مجهول بودن #مؤلف پی نبردند بلکه #عملی_ناشایست انجام دادند‼️
- آن عمل چیست!؟
پاسخ: نگفتند که ما یقین پیدا کردیم که این کتاب «دلائل الإمامة» بر أبوجعفر طبري جعل شده و آقای ابن طاووس در شناخت اسم مؤلف متوهم بوده، بلكه آمدند ( در قرن ١٤ ) بنا به وهم و توهمات ابن طاووس يک شخصیت سومی را جعل کردند و آن را به نام و کنیه و نسب همان طبری صاحب «المسترشد» عنوان کردند!

✘ الآن که فهمیدیم صاحب «دلائل الإمامة» خود صاحب «المسترشد» نیست؛ آیا أبوجعفر طبری صاحب دلائل الإمامة نزد متقدمين و يا بهتر است بگوییم تا قرن ۱۴ توثیقی داشته است⁉️
بلا شک و شبهه خیر؛ هیچ ذکر و یادی از او نبوده زیرا بیان کردیم که اصلا چنین شخصیتی بر زمین نبوده و اساساً در قرن ۱۴ ( تقریبا ۱۰۰ سال قبل) ایشون بوجود آوردند!
فلذا ذکری از او نبوده، چه برسد به اینکه کسی او را توثیق کرده باشد و این هم اعتراف بزرگان شیعه است:👇🏻

[ ليس له ذكر في كلمات أصحابنا الرّجاليّين، و قد إشتبه الأمر على بعضهم، فزعمه السّابق و ليس بذلك، بل هو غيره قطعا ..]

📕 تنقیح المقال ۹۱/۲

- و اساساً اعتراف دارند که ذکری از این کتاب در کتب اصحاب رجال وجود ندارد اما بازم با تموم پر رویی و بدون دلیل میاد میگوید مؤلف ثقه است!
[فاغتنم ذلك، فإنّه من خواصّ كتابنا هذا، و لم أقف على من تنبّه له من أصحابنا في الكتب الرّجاليّة، و الحمد للّه سبحانه على نعمه الّتي لا تحصى.]

📕 تنقیح المقال ۹۱/۲

- اين هم اعتراف آقا بزرگ طهرانی به عدم ذکر حال این شخص موهوم:
[ومنشأ توهم الاتحاد عدم وجود ترجمة لأبي جعفر محمد بن جرير المتأخر في أصولنا الرجالية]

📕الذريعة ٢٤٦/٨

- یڪ شبهـہ واهۍ در رفع توهّــم:‼️

👈🏻 میگویند شیخ طوسی هنگامی که خواستند محمد بن جریر طبری، صاحب "المسترشد" معرفی کنند؛ آن را به #الکبیر توصیف کردند فلذا بیانگر این است که در مقابل کبیر، #صغیر وجود دارد که منظور همان صاحب "دلائل الإمامة"ميباشد!

پاسخ: "الکبیر" در اینجا برای بیان حال است که به معنی جلیل و بزرگ است، و آن را در مقابل طبری سنی یاد کرده اند.
[أما قول الفهرست في ذاك: «الكبير» فمعناه الجليل لإخراج العامي، لقوله بعد: «وليس هو صاحب التاريخ، فانة عامي»]

📚قاموس الرجال - الشيخ محمد تقي التستري - ج ٩ - الصفحة ١٥٧

🏮 برای اشباع این مبحـث و تفاصیݪ آن، از جمله بحث و بررسی محتوا و سند و رجال آن و دلایل عدم اتحاد دو طبری و بیان جعلی کتاب که مشایخ آن مشتمل بر سه قرن ( سه و چهار و پنج ) هستند، به اینجا رجوع کنید 👇🏻
https://t.me/rodoud_elmi/2280


والسلام علیکم و رحمة الله وبركاته ✋🏻