☣ ابݪـہ گفت:
[مبحث حضرت ابراهیم بن هاشم که به فضائح بزرگی برای جماعت عمریه منتهی شده است و آبروی آنها را بر باد داده است]
✅ پاسخ: خنده دار است که یک ابله رافضی که نمیداند چطور اثرات سیلی های بنده از سر و صورت خود برطرف کند، میاد به یک جرثومه ای واهی بنام ابراهیم بن هاشم، با پیشوند #حضرت استفاده میکند که به قول دوستان انگار خواستند پیامبریش رو ثابت کنند !
آخه این بدبخت که نصف روایات کافی رو به خورد شما داده در حالی که هیچ شناختی از این فرد ندارید، آبروی ما رو برده یا آبروی مذهبتان !؟
ایشون نزد شما ثقه باشد هم هیچ ضرری برای مد نمیرسد، اما زشت و فلاکت زدگی اذان شماست که برای این جرثومه توان اثبات یک دلیل معتبر برای وثاقت او ندارید.
- صدق من قال:
لَوْ كَانَ الْحُمْقُ رَجُلاً لَكَانَ رَافِضِيّاً
اگر «حماقت» بهشکل یک انسان درآید، یک رافضی خواهد
👈🏻 التماس اين ابݪـہ از عدم ادامه دادن به این مبحث که برای شیعیان شدیداً شرمسار است تا حدی که قزوینی با كمال تأسف ميگوید:
[عزیزان در نظر داشته باشند که ما متأسفانه توثیق خاصی نسبت به «ابراهیم بن هاشم» نداریم جز همان تعبیری که آقای خوئی ... البته این مسئله هم قابل بحث است.]
📗خارج فقــہ مقارنـــ ٣٤
🔥التماسات ابݪـہ و اصرار بر بستن پرونده سیاه ابراهیم بن هاشم👇🏻
~ [شما را که به حق و درست حرف زدنتان انتظاری نیست ولی حداقل سکوت که می تونید بکنید]
~ [ ضعیف بودن حضرت ابراهیم بن هاشم طنز شیعیان برای این مدت شد ]
~ [ تا همین اندازه دیگر کافی است ]
🔥 بی ادبی و فحش های ابݪـہ زیاد است که به احترام اعضاء و گروه، از آن خود داری میکنیم🌷
☯ در پست اول، جدا از این همه بی ادبی و فحش ها که لایق خودش است، تنها دو مورد رو تکرار کرد که چند بار برای این ابله بیان کرده بودم اما اصرار بر جهل و دروغ دارد ‼️
1⃣ مطلب اوݪـــ ابلـہ :
[من نمیدونم حقیقتاً دیگه باید با چه بگوییم که عدم تصریح به وثاقت حمل بر جرح نمی شود و عدم تصریح به وثاقت به معنی جرح نیست هزار بار اینو گفتیم باز هم هزار بار میگیم بعدشم باز میگیم و تکرار میکنیم عدم تصریح به وثاقت جرح راوی نمی باشد]
✅ پاسخ: دوستان به اصرار بر جهل ایشون دقت کنید که چند بار بنده بیان کرده بودم که عدم وجود توثیق؛ دلالت بر جرح #نیست، بلکه بیانگر #مجهول و #ناشناخته بودن است.
- به عنوان مثال اینجا↓بیان کرده بودم
https://t.me/eulumhadith/379
- اما بازهم چند بار این را مثل سابق تکرار میکند که بنظرم کسی که پست های بنده را مطالعه کرده باشد، به فلاکت زدگی این قوم پی میبرد که تنها دروغ میدهند که کسی بگوید این جماعت برای بعد از چند روز که از بستن پرونده این جرثومه آمده اند حرفی داشته اند ‼️
2⃣ مطلب دومـــ ابلـہ :
[عدم تصریح به وثاقت می تواند به دلایل مختلفی رخ دهد که یکی از آنها اساساً به دلیل بی نیازی راوی مطرح به تصریح به وثاقت است]
✅ پاسخ:
- میگوید به دلایل مختلف !
-و بعد تنها یک دلیل ذکر میکند و آن این است که ابراهیم بن هاشم شهرت او بیش از این است که توثیق شوند !
- البته دوستان اینکه میگوید دلایل #مختلف دروغ است، زیرا جز این ادعا دیگر دلایل دیگری ندارند که بگویند اما همانطور که شما میدانید و این گروه شیعی هم این را با کمال بی حیائی میگویند، کلامی باطل است، زیرا افرادی همچون کلینی، صفّار، خزاز قمی، ابن الولید و .. که شهرت و علمیت آنان بالاتر از این جرثومه است سخن گفته اند و توثیقات دو چندان کرده اند، و حتی پسر این جرثومه، که علی بن ابراهیم هست هم برچسب توثیقات بر دوش او گذاشته اند، اما ابراهیم بن هاشم که حتی تاریخ وفات و ولادت او هم معلوم نیست و تخمینات در این مورد هم دارای تشکیک رو رها کردند به امان خدا که بعدها چند جاهل شیعه بیاد بگوید شهرت ایشون بیش از مذکورین بوده فلذا توثیق نکرده اند !
البته جسارت نباشد، زیرا اکثر علمای شیعه این احتجاج را حجت نمیدانند و بلکه تنها اقتصار به ممدوح بودن این جرثومه قائل اند.
[مبحث حضرت ابراهیم بن هاشم که به فضائح بزرگی برای جماعت عمریه منتهی شده است و آبروی آنها را بر باد داده است]
✅ پاسخ: خنده دار است که یک ابله رافضی که نمیداند چطور اثرات سیلی های بنده از سر و صورت خود برطرف کند، میاد به یک جرثومه ای واهی بنام ابراهیم بن هاشم، با پیشوند #حضرت استفاده میکند که به قول دوستان انگار خواستند پیامبریش رو ثابت کنند !
آخه این بدبخت که نصف روایات کافی رو به خورد شما داده در حالی که هیچ شناختی از این فرد ندارید، آبروی ما رو برده یا آبروی مذهبتان !؟
ایشون نزد شما ثقه باشد هم هیچ ضرری برای مد نمیرسد، اما زشت و فلاکت زدگی اذان شماست که برای این جرثومه توان اثبات یک دلیل معتبر برای وثاقت او ندارید.
- صدق من قال:
لَوْ كَانَ الْحُمْقُ رَجُلاً لَكَانَ رَافِضِيّاً
اگر «حماقت» بهشکل یک انسان درآید، یک رافضی خواهد
👈🏻 التماس اين ابݪـہ از عدم ادامه دادن به این مبحث که برای شیعیان شدیداً شرمسار است تا حدی که قزوینی با كمال تأسف ميگوید:
[عزیزان در نظر داشته باشند که ما متأسفانه توثیق خاصی نسبت به «ابراهیم بن هاشم» نداریم جز همان تعبیری که آقای خوئی ... البته این مسئله هم قابل بحث است.]
📗خارج فقــہ مقارنـــ ٣٤
🔥التماسات ابݪـہ و اصرار بر بستن پرونده سیاه ابراهیم بن هاشم👇🏻
~ [شما را که به حق و درست حرف زدنتان انتظاری نیست ولی حداقل سکوت که می تونید بکنید]
~ [ ضعیف بودن حضرت ابراهیم بن هاشم طنز شیعیان برای این مدت شد ]
~ [ تا همین اندازه دیگر کافی است ]
🔥 بی ادبی و فحش های ابݪـہ زیاد است که به احترام اعضاء و گروه، از آن خود داری میکنیم🌷
☯ در پست اول، جدا از این همه بی ادبی و فحش ها که لایق خودش است، تنها دو مورد رو تکرار کرد که چند بار برای این ابله بیان کرده بودم اما اصرار بر جهل و دروغ دارد ‼️
1⃣ مطلب اوݪـــ ابلـہ :
[من نمیدونم حقیقتاً دیگه باید با چه بگوییم که عدم تصریح به وثاقت حمل بر جرح نمی شود و عدم تصریح به وثاقت به معنی جرح نیست هزار بار اینو گفتیم باز هم هزار بار میگیم بعدشم باز میگیم و تکرار میکنیم عدم تصریح به وثاقت جرح راوی نمی باشد]
✅ پاسخ: دوستان به اصرار بر جهل ایشون دقت کنید که چند بار بنده بیان کرده بودم که عدم وجود توثیق؛ دلالت بر جرح #نیست، بلکه بیانگر #مجهول و #ناشناخته بودن است.
- به عنوان مثال اینجا↓بیان کرده بودم
https://t.me/eulumhadith/379
- اما بازهم چند بار این را مثل سابق تکرار میکند که بنظرم کسی که پست های بنده را مطالعه کرده باشد، به فلاکت زدگی این قوم پی میبرد که تنها دروغ میدهند که کسی بگوید این جماعت برای بعد از چند روز که از بستن پرونده این جرثومه آمده اند حرفی داشته اند ‼️
2⃣ مطلب دومـــ ابلـہ :
[عدم تصریح به وثاقت می تواند به دلایل مختلفی رخ دهد که یکی از آنها اساساً به دلیل بی نیازی راوی مطرح به تصریح به وثاقت است]
✅ پاسخ:
- میگوید به دلایل مختلف !
-و بعد تنها یک دلیل ذکر میکند و آن این است که ابراهیم بن هاشم شهرت او بیش از این است که توثیق شوند !
- البته دوستان اینکه میگوید دلایل #مختلف دروغ است، زیرا جز این ادعا دیگر دلایل دیگری ندارند که بگویند اما همانطور که شما میدانید و این گروه شیعی هم این را با کمال بی حیائی میگویند، کلامی باطل است، زیرا افرادی همچون کلینی، صفّار، خزاز قمی، ابن الولید و .. که شهرت و علمیت آنان بالاتر از این جرثومه است سخن گفته اند و توثیقات دو چندان کرده اند، و حتی پسر این جرثومه، که علی بن ابراهیم هست هم برچسب توثیقات بر دوش او گذاشته اند، اما ابراهیم بن هاشم که حتی تاریخ وفات و ولادت او هم معلوم نیست و تخمینات در این مورد هم دارای تشکیک رو رها کردند به امان خدا که بعدها چند جاهل شیعه بیاد بگوید شهرت ایشون بیش از مذکورین بوده فلذا توثیق نکرده اند !
البته جسارت نباشد، زیرا اکثر علمای شیعه این احتجاج را حجت نمیدانند و بلکه تنها اقتصار به ممدوح بودن این جرثومه قائل اند.
📌 پست های دیگر ابݪـہ↓↓
❇️ بنده اقوال عده ای از اعݪام شیعـہ را ذکر نمودم که روایاتی را رد کرده اند و یکی از ادله رد روایت، وجود ابراهیم بن هاشم در سند بوده فلذا این ابله در صدد نقد ( متآسفم که میگویم نقد، بلکه چیزی جز جهل نیست، فلذا شما عیناً مشاهده بفرمایید ) کلام بنده است🪧
✍🏻 نقل بنده به اینکه علامه حلی روایتی را تضعیف میکند و یکی از دو دلیل ایشان، وجود ابراهیم بن هاشم و عدم تصریح به تعدیل ایشان است ↡
📌علامه حلي:
[الجواب عن الأوّل: أنّ في طريقه ابن فضّال، و هو ضعيف، و إبراهيم بن هاشم، و لم ينصّ أصحابنا على تعديله صريحا.]
📚منتهى المطلب في تحقيق المذهب ١٦٠/٨
🉐 اما پاسخ این ابݪـہ را مشاهده کنید هنگامی که خود را به خِنگی میزند :
[ به کلام علامه ی حلی استدلال کردند که چه چیزی را اثبات کنند !؟ اگر کسی فهمید به ما هم اطلاع دهد ]‼️
✍🏻 نقل بنده از فيض كاشانی که کلام او سبب تدمیر شیعی است که نفهمید چی بگوید در حالی که ۷ سطر رو همانند پشت سر هم قرار داده که بگوییم پاسخ داده و جالب اینجاست که بلا فاصله گفته وهابی نمیدونم چرا مطالبش تکرار میکنند ‼️
✍🏻 اما به هر حال استشهاد بنده به کلام فیض کاشانی را ببینید ↡↡
♦️https://t.me/eulumhadith/412
🉐 اما پاسخ ابله این قوم را بنگرید:↓
[ اینکه خود علامه فرموده چیزی که من میگم رو خود علمای اصول نیز نمی پذیرند ( أن أصحاب هذا الاصطلاح أيضا لا يرضون بذلك ) پس دیگر الزامی باقی نمی ماند ]‼️
✅ پاسخ: بنده بیان کردم که فیض کاشانی که بزرگ شیعه هست قائل به این است که مدح و توثیقی برای ابراهیم بن هاشم وجود ندارد فلذا بر اساس #مبانی اصولیون شیعه باید روایات ابراهیم بن هاشم ضعیف باشد.
اما این بنده خدا میگوید که جناب فیض کاشانی اقرار کرده که خود اصولیون زیر بار نمیروند فلذا دیگر الزامی باقی نمیماند!
- یکی نیست به این ابله بگوید که الزام فرد بر اساس مبانی خود، جدا از تطبیقات او هست !؟
فیض کاشانی در صدد بیان این است که مبانی اصولیون بیانگر این است که اگر راوی جرح و تعدیلی برایشان یافت نشود، لابد احادیثشان ضعیف بشمار آید، اما اصولیون به مبنای خود عمل نکرده اند.
اما این ابله میگوید الآن که اصولیون به مبانی خود عمل نمیکنند پس دیگر الزام آور نیست ‼️
الحمدلله علی نعمة العقل !
❇️ بنده اقوال عده ای از اعݪام شیعـہ را ذکر نمودم که روایاتی را رد کرده اند و یکی از ادله رد روایت، وجود ابراهیم بن هاشم در سند بوده فلذا این ابله در صدد نقد ( متآسفم که میگویم نقد، بلکه چیزی جز جهل نیست، فلذا شما عیناً مشاهده بفرمایید ) کلام بنده است🪧
✍🏻 نقل بنده به اینکه علامه حلی روایتی را تضعیف میکند و یکی از دو دلیل ایشان، وجود ابراهیم بن هاشم و عدم تصریح به تعدیل ایشان است ↡
📌علامه حلي:
[الجواب عن الأوّل: أنّ في طريقه ابن فضّال، و هو ضعيف، و إبراهيم بن هاشم، و لم ينصّ أصحابنا على تعديله صريحا.]
📚منتهى المطلب في تحقيق المذهب ١٦٠/٨
🉐 اما پاسخ این ابݪـہ را مشاهده کنید هنگامی که خود را به خِنگی میزند :
[ به کلام علامه ی حلی استدلال کردند که چه چیزی را اثبات کنند !؟ اگر کسی فهمید به ما هم اطلاع دهد ]‼️
✍🏻 نقل بنده از فيض كاشانی که کلام او سبب تدمیر شیعی است که نفهمید چی بگوید در حالی که ۷ سطر رو همانند پشت سر هم قرار داده که بگوییم پاسخ داده و جالب اینجاست که بلا فاصله گفته وهابی نمیدونم چرا مطالبش تکرار میکنند ‼️
✍🏻 اما به هر حال استشهاد بنده به کلام فیض کاشانی را ببینید ↡↡
♦️https://t.me/eulumhadith/412
🉐 اما پاسخ ابله این قوم را بنگرید:↓
[ اینکه خود علامه فرموده چیزی که من میگم رو خود علمای اصول نیز نمی پذیرند ( أن أصحاب هذا الاصطلاح أيضا لا يرضون بذلك ) پس دیگر الزامی باقی نمی ماند ]‼️
✅ پاسخ: بنده بیان کردم که فیض کاشانی که بزرگ شیعه هست قائل به این است که مدح و توثیقی برای ابراهیم بن هاشم وجود ندارد فلذا بر اساس #مبانی اصولیون شیعه باید روایات ابراهیم بن هاشم ضعیف باشد.
اما این بنده خدا میگوید که جناب فیض کاشانی اقرار کرده که خود اصولیون زیر بار نمیروند فلذا دیگر الزامی باقی نمیماند!
- یکی نیست به این ابله بگوید که الزام فرد بر اساس مبانی خود، جدا از تطبیقات او هست !؟
فیض کاشانی در صدد بیان این است که مبانی اصولیون بیانگر این است که اگر راوی جرح و تعدیلی برایشان یافت نشود، لابد احادیثشان ضعیف بشمار آید، اما اصولیون به مبنای خود عمل نکرده اند.
اما این ابله میگوید الآن که اصولیون به مبانی خود عمل نمیکنند پس دیگر الزام آور نیست ‼️
الحمدلله علی نعمة العقل !
📌 الآن که توان پاسخ مطالب بنده را نداشت و تنها در پی بی ادبی و جهالت خود بود، این بار آمده اند و به علمای اهل سنت اشاره کرده اند به اینکه ببینید علمای اهل سنت افرادی رو توثیق کردند در حالی که جرح و تعدیلی برای آنان نبوده ‼️
✍🏻 اولاً : که مبانی اهل سنت، هیچ درمانی برای درد ابراهیم بن هاشم نخواهد بود و اگر واقعاً ادله ای داشتید، از کتب خود استناد میکردید
✍🏻 دوماً : آنچه از اهل سنت آوردید هم پاسخ آن خارج از دو مورد نیست:
1. بنده و اکثریت مخالف نظر آن عالم بوده، فلذا دیگر درد شما را دو چندان میکند
2. فهم سقیم شما از کلام اعلام است، که دیگر باید بر حال خود گریه کنید
🛢 اما اقوال علما که این بنده خدا آن را آوردند:
👈🏻کلام ابن حجر راجع به نبهان مولی ام سلمه:
فَإِنَّ مَنْ يَعْرِفُهُ ( الزُّهْرِيُّ وَيَصِفُهُ بِأَنَّهُ مُكَاتَبُ أُمِّ سَلَمَةَ وَلَمْ يُجَرِّحْهُ أَحَدٌ لَا تُرَدُّ رِوَايَتُهُ )
📚 فتح الباری ج۹ ص۳۳۷
✅ پاسخ:
- ابن حجر او را به اطلاق توثیق نکردند بلکه همانطور که در تقریب خود ذکر کرده اند، ایشون را "مقبول" میدانند، یعنی تنها روایات او در متابعات پذیرفته میشود و شیخ البانی رحمه الله مفصلاً مجهول بودن "نبهان" را [ سلسلة الأحاديث الضعيفة ۸۹۹/۱۲] بیان فرمودند، فلذا رجوع کنید.
👈🏻 كلام حاكم نيشابوری در توثیق مظاهر بن اسلم :
[مُظَاهِرُ بْنُ أَسْلَمَ شَيْخٌ مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ، لَمْ يَذْكُرْهُ أَحَدٌ مِنْ مُتَقَدِّمِي مَشَايِخِنَا بِجَرْحٍ، فَإِذَا الْحَدِيثُ صَحِيحٌ]
📚 المستدرک ج۲ ص۲۲۳
✅ پاسخ:
کلام حاکم رحمه الله هیچکدام از اعلام نپذیرفته زیرا ائمه بر ضعف مظاهر بن اسلم اتفاق دارند
همانطور که عبدالله فوزان بیان نمودند:
[ وهذا حديث ضعيف اتفق الأئمة على تضعيفه؛ لأن في إسناده مظاهر بن أسلم المخزومي المدني، وقد اتفق الأئمة على تضعيفه ... وأما قول الحاكم: (مظاهر بن أسلم شيخ أهل البصرة لم يذكره أحد من متقدمي مشايخنا بجرح، فإذن الحديث صحيح) فهو قول لم يوافقه عليه أحد، كما ذكر الحافظ]
📚منحة العلام ١٠٣/٨
👈🏻 كلام شيخ احمد شاكر راجع به ابو ميسره:
[الضعفاء. فهذا تابعي لم يجرحه أحد، فهو على الستر والثقة. وتصحيح بعض الحفاظ حديثه كما سيأتي توثيق له ضمناً.]
📚 مسند احمد بن حنبل ج۲ ص۳۸۹
✅ پاسخ:
ايشون بیان کردند کردند که ادله توثیق او، توثیقات ضمنی از قبیل تصحیح روایات ایشان توسط حفّاظ است.
اما بازهم مثل موارد سابق ایشون مجهول الحال است، کما اینکه ابن حجر فرمودند، و عده ای همچون صاحبان كتاب تحرير التقريب گفته اند که ایشون مجهول العین است!
[مجهول العين، فقد تفرد بالرواية عنه واحد فقط، ولم يوثقه أحد]
👈🏻 كلام ابوالطيب منصوری صاحب روض الباسم که شیعی میگوید:
[در مورد راوی محمد بن یعقوب می گوید صدوق و ادیب است و هنگامی که جرح نشده است دل به او اطمینان پیدا میکند با اینکه تصریح به وثاقت او نشده است]
✅ پاسخ:
این توثیق رو برای محمد بن یعقوب نیست بلکه برای محمد بن ابراهیم باخرزی است که البته نه روایت ایشون رو دیدم و نمیدانیم کی است و آنچه هم از نقولات در ادیب بود و شیعه بودنش است، هیچ دلالتی بر توثیق ایشان نیست و ندیدم کسی این دو توثیق کرده باسد که به قول ایشان ملزم شویم.
👈🏻 منهج ابن حبان: هر راوی که جرح ندارد، مساوی با تعدیل اوست.
✅ پاسخ: این منهج بارها در گروه بیان کردیم که نه اهل علم و علما آن را قبول دارند و نه هم به آن عمل کردیم
امام ابن حجر عسقلانی رحمة الله علیه در مورد منهج امام ابن حبان در توثیق روات میگویند ؛
اینکه ابن حبان هرگاه کسی جهالت عین نداشت وجرحی نداشت را عادل وثقه میدانست شگفت انگیز و خلاف جمهور است!
(قلت وهذا الذي ذهب اليه بن حبان من ان الرجل إذا انتفت جهالة عينه كان على العدالة الى ان يتبن جرحه مذهب عجيب والجمهور على خلافه)
📚لسان الميزان ١/١٤ — ابن حجر العسقلاني (ت ٨٥٢)
- برای تفصیل این مورد به اینجا رجوع کنید:
https://t.me/alnaafie/321
🏷 این بود اشکالات رافضی بیان کردم که نه تنها بنده موافق چنین منهج نیستم بلکه غالب اعلام اهل سنت مخالف آن بودند و بیان کردم.
- فلذا اگر شما هم اهل عقل و فهم هستید یا اینکه ادله ما را مناقشه کنید و یا اینکه از رو هوا نپذیرید.
☯ اما ديگر شبهاتـــ واهۍ ایشان را بنگرید👇🏻
✍🏻 اولاً : که مبانی اهل سنت، هیچ درمانی برای درد ابراهیم بن هاشم نخواهد بود و اگر واقعاً ادله ای داشتید، از کتب خود استناد میکردید
✍🏻 دوماً : آنچه از اهل سنت آوردید هم پاسخ آن خارج از دو مورد نیست:
1. بنده و اکثریت مخالف نظر آن عالم بوده، فلذا دیگر درد شما را دو چندان میکند
2. فهم سقیم شما از کلام اعلام است، که دیگر باید بر حال خود گریه کنید
🛢 اما اقوال علما که این بنده خدا آن را آوردند:
👈🏻کلام ابن حجر راجع به نبهان مولی ام سلمه:
فَإِنَّ مَنْ يَعْرِفُهُ ( الزُّهْرِيُّ وَيَصِفُهُ بِأَنَّهُ مُكَاتَبُ أُمِّ سَلَمَةَ وَلَمْ يُجَرِّحْهُ أَحَدٌ لَا تُرَدُّ رِوَايَتُهُ )
📚 فتح الباری ج۹ ص۳۳۷
✅ پاسخ:
- ابن حجر او را به اطلاق توثیق نکردند بلکه همانطور که در تقریب خود ذکر کرده اند، ایشون را "مقبول" میدانند، یعنی تنها روایات او در متابعات پذیرفته میشود و شیخ البانی رحمه الله مفصلاً مجهول بودن "نبهان" را [ سلسلة الأحاديث الضعيفة ۸۹۹/۱۲] بیان فرمودند، فلذا رجوع کنید.
👈🏻 كلام حاكم نيشابوری در توثیق مظاهر بن اسلم :
[مُظَاهِرُ بْنُ أَسْلَمَ شَيْخٌ مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ، لَمْ يَذْكُرْهُ أَحَدٌ مِنْ مُتَقَدِّمِي مَشَايِخِنَا بِجَرْحٍ، فَإِذَا الْحَدِيثُ صَحِيحٌ]
📚 المستدرک ج۲ ص۲۲۳
✅ پاسخ:
کلام حاکم رحمه الله هیچکدام از اعلام نپذیرفته زیرا ائمه بر ضعف مظاهر بن اسلم اتفاق دارند
همانطور که عبدالله فوزان بیان نمودند:
[ وهذا حديث ضعيف اتفق الأئمة على تضعيفه؛ لأن في إسناده مظاهر بن أسلم المخزومي المدني، وقد اتفق الأئمة على تضعيفه ... وأما قول الحاكم: (مظاهر بن أسلم شيخ أهل البصرة لم يذكره أحد من متقدمي مشايخنا بجرح، فإذن الحديث صحيح) فهو قول لم يوافقه عليه أحد، كما ذكر الحافظ]
📚منحة العلام ١٠٣/٨
👈🏻 كلام شيخ احمد شاكر راجع به ابو ميسره:
[الضعفاء. فهذا تابعي لم يجرحه أحد، فهو على الستر والثقة. وتصحيح بعض الحفاظ حديثه كما سيأتي توثيق له ضمناً.]
📚 مسند احمد بن حنبل ج۲ ص۳۸۹
✅ پاسخ:
ايشون بیان کردند کردند که ادله توثیق او، توثیقات ضمنی از قبیل تصحیح روایات ایشان توسط حفّاظ است.
اما بازهم مثل موارد سابق ایشون مجهول الحال است، کما اینکه ابن حجر فرمودند، و عده ای همچون صاحبان كتاب تحرير التقريب گفته اند که ایشون مجهول العین است!
[مجهول العين، فقد تفرد بالرواية عنه واحد فقط، ولم يوثقه أحد]
👈🏻 كلام ابوالطيب منصوری صاحب روض الباسم که شیعی میگوید:
[در مورد راوی محمد بن یعقوب می گوید صدوق و ادیب است و هنگامی که جرح نشده است دل به او اطمینان پیدا میکند با اینکه تصریح به وثاقت او نشده است]
✅ پاسخ:
این توثیق رو برای محمد بن یعقوب نیست بلکه برای محمد بن ابراهیم باخرزی است که البته نه روایت ایشون رو دیدم و نمیدانیم کی است و آنچه هم از نقولات در ادیب بود و شیعه بودنش است، هیچ دلالتی بر توثیق ایشان نیست و ندیدم کسی این دو توثیق کرده باسد که به قول ایشان ملزم شویم.
👈🏻 منهج ابن حبان: هر راوی که جرح ندارد، مساوی با تعدیل اوست.
✅ پاسخ: این منهج بارها در گروه بیان کردیم که نه اهل علم و علما آن را قبول دارند و نه هم به آن عمل کردیم
امام ابن حجر عسقلانی رحمة الله علیه در مورد منهج امام ابن حبان در توثیق روات میگویند ؛
اینکه ابن حبان هرگاه کسی جهالت عین نداشت وجرحی نداشت را عادل وثقه میدانست شگفت انگیز و خلاف جمهور است!
(قلت وهذا الذي ذهب اليه بن حبان من ان الرجل إذا انتفت جهالة عينه كان على العدالة الى ان يتبن جرحه مذهب عجيب والجمهور على خلافه)
📚لسان الميزان ١/١٤ — ابن حجر العسقلاني (ت ٨٥٢)
- برای تفصیل این مورد به اینجا رجوع کنید:
https://t.me/alnaafie/321
🏷 این بود اشکالات رافضی بیان کردم که نه تنها بنده موافق چنین منهج نیستم بلکه غالب اعلام اهل سنت مخالف آن بودند و بیان کردم.
- فلذا اگر شما هم اهل عقل و فهم هستید یا اینکه ادله ما را مناقشه کنید و یا اینکه از رو هوا نپذیرید.
☯ اما ديگر شبهاتـــ واهۍ ایشان را بنگرید👇🏻
۱- ابݪــہ گفت:
💢خطیب بغدادی می گوید در این موارد زیر اسانید روایات فقط زینت آنهاست
◀️ خطیب بغدادی : أَخْبَارُ الصَّالِحِينَ وَحِكَايَاتُ الزُّهَّادِ وَالْمُتَعَبْدِينَ وَمَوَاعِظُ الْبُلَغَاءِ وَحِكَمُ الْأُدَبَاءِ فَالْأَسَانِيدُ زِينَةٌ لَهَا وَلَيْسَتْ شَرْطًا فِي تَأْدِيَتِهَا
📚 اخلاق الراوی و آداب السامع ج۲ ص۲۱۳
#پاســـــــخ↓:
اولاً: آیا خطیب بغدادی رحمه الله قائل به این است که احادیث نیاز به سند نیست و سند تنها زینت است!؟
خیر، و این دروغ است بلکه از بیسوادی شیعی و قیچی کردن او است.
-خطیب بغدادی آثار متعددی از سلف میارد به اینکه جمع طرق حدیث و ذکر اسانید، شرط قبول آن است اما ذکر سند برای اخباری که راجع به زهّاد و حکمت ها و موعظه های شعراء، نیاز به ذكر سند نيست و بلكه سند زینت برای این منقولات است.
[✂️الْأَسَانِيدَ الْمُتَّصِلَةَ شَرْطٌ فِي صِحَّتِهِ وَلُزُومِ الْعَمَلِ بِهِ ... يَقُولُ: قَالَ عَبْدُ اللَّهِ وَهُوَ ابْنُ الْمُبَارَكِ:" الْإِسْنَادُ عِنْدِي مِنَ الدِّينِ لَوْلَا الْإِسْنَادُ لَقَالَ مَنْ شَاءَ مَا شَاءَ✂️...👈🏻وَأَمَّا أَخْبَارُ الصَّالِحِينَ وَحِكَايَاتُ الزُّهَّادِ وَالْمُتَعَبْدِينَ وَمَوَاعِظُ الْبُلَغَاءِ وَحِكَمُ الْأُدَبَاءِ فَالْأَسَانِيدُ زِينَةٌ لَهَا وَلَيْسَتْ شَرْطًا فِي تَأْدِيَتِهَا]
دوماً: سری به خود شیعه بزنید که اسانید آنان به چه خاطر بوده!؟ تبرّک و خجالت از اهل سنت !
[ اینجا را مراجعه بفرمایید ]
💢خطیب بغدادی می گوید در این موارد زیر اسانید روایات فقط زینت آنهاست
◀️ خطیب بغدادی : أَخْبَارُ الصَّالِحِينَ وَحِكَايَاتُ الزُّهَّادِ وَالْمُتَعَبْدِينَ وَمَوَاعِظُ الْبُلَغَاءِ وَحِكَمُ الْأُدَبَاءِ فَالْأَسَانِيدُ زِينَةٌ لَهَا وَلَيْسَتْ شَرْطًا فِي تَأْدِيَتِهَا
📚 اخلاق الراوی و آداب السامع ج۲ ص۲۱۳
#پاســـــــخ↓:
اولاً: آیا خطیب بغدادی رحمه الله قائل به این است که احادیث نیاز به سند نیست و سند تنها زینت است!؟
خیر، و این دروغ است بلکه از بیسوادی شیعی و قیچی کردن او است.
-خطیب بغدادی آثار متعددی از سلف میارد به اینکه جمع طرق حدیث و ذکر اسانید، شرط قبول آن است اما ذکر سند برای اخباری که راجع به زهّاد و حکمت ها و موعظه های شعراء، نیاز به ذكر سند نيست و بلكه سند زینت برای این منقولات است.
[✂️الْأَسَانِيدَ الْمُتَّصِلَةَ شَرْطٌ فِي صِحَّتِهِ وَلُزُومِ الْعَمَلِ بِهِ ... يَقُولُ: قَالَ عَبْدُ اللَّهِ وَهُوَ ابْنُ الْمُبَارَكِ:" الْإِسْنَادُ عِنْدِي مِنَ الدِّينِ لَوْلَا الْإِسْنَادُ لَقَالَ مَنْ شَاءَ مَا شَاءَ✂️...👈🏻وَأَمَّا أَخْبَارُ الصَّالِحِينَ وَحِكَايَاتُ الزُّهَّادِ وَالْمُتَعَبْدِينَ وَمَوَاعِظُ الْبُلَغَاءِ وَحِكَمُ الْأُدَبَاءِ فَالْأَسَانِيدُ زِينَةٌ لَهَا وَلَيْسَتْ شَرْطًا فِي تَأْدِيَتِهَا]
دوماً: سری به خود شیعه بزنید که اسانید آنان به چه خاطر بوده!؟ تبرّک و خجالت از اهل سنت !
[ اینجا را مراجعه بفرمایید ]
٢-ابݪــہ گفت:
💢 علماء اهل سنت برای صیانت از حدیث و روایت، تدلیس بخشی از ائمه ی خود را بیان نمی کردند
◀️ حاکم نیشابوری : قد ذَكَرتُ فِي هَذِهِ الأَجناسِ السِّتَّةِ أَنوَاعَ التَّدلِيسِ لِيَتَأَمَّلَهُ طالِبُ هَذَا العلمِ فيقيس بِالأَقَلِّ على الأَكثَرِ،
👈 وَلَمْ أَسْتَحْسِنْ ذِكْرَ أَسَامِي مَنْ دَلَّسَ مِنْ أَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ صِيَانَةً لِلْحَدِيثِ وَرُوَاتِهِ
📚 معرفه علوم الحدیث ج۱ ص۱۱۱
#پاســـــــخ↓:
اولاً: معنی " لِلْحَدِيثِ وَرُوَاتِهِ" یعنی حدیث و #راویان؛ نه حدیث و روایات ❌
دوماً: خود مؤلف در همين صفحه نام مدلسين كه تدليس آنان قادح در روایتشان است را ذکر کردند فلذا اگر قرار به مخفی کردن بود آنان را ذکر نمیکرد.
سوماً: منظور امام حاکم نیشابوری رحمه الله این است که این طبقه از مدلسین رو ذکر نکردم برای مصون داشتن احادیث و روات آن است زیرا سبب آن این است که ذکر نام آنان و عدم آن مؤثر نيست، چرا که این افراد تدلیسشان بسیار نادر است که ائمه آن را قادح نمیدانستند و از آنجا که صغار طلاب علم با دیدن آنان کنار مدلسین گمان نکنند مستوجب رد حدیث و جرح راوی میشود.
- این هم کلام شیخ عبدالکریم خضیر است:
[أما كلام الحاكم رحمه الله فمحمول على من احتمل الأئمة تدليسه ولم يره أهل العلم قادحاً في مروياته لأمانته كالسفيانين وغيرهما أو لقلة وندرة تدليسه في جانب مروياته الكثيرة فلم يذكرهم لئلا يتعرض صغار الطلاب لنقدهم وذكرهم وعدمه لا أثر له في مروياتهم وأما من كان تدليسه مؤثراً في رواياته فلا بد من ذكره مهما كانت النتائج المترتبة على ذكره نصحاً للأمة وصيانة للسنة]
📚لقاءات بالعلماء مجلد 1 صفحة 7
- نام آنان میتوانید در کتاب طبقات المدلسین امام ابن حجر در طبقه اول دید.
💢 علماء اهل سنت برای صیانت از حدیث و روایت، تدلیس بخشی از ائمه ی خود را بیان نمی کردند
◀️ حاکم نیشابوری : قد ذَكَرتُ فِي هَذِهِ الأَجناسِ السِّتَّةِ أَنوَاعَ التَّدلِيسِ لِيَتَأَمَّلَهُ طالِبُ هَذَا العلمِ فيقيس بِالأَقَلِّ على الأَكثَرِ،
👈 وَلَمْ أَسْتَحْسِنْ ذِكْرَ أَسَامِي مَنْ دَلَّسَ مِنْ أَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ صِيَانَةً لِلْحَدِيثِ وَرُوَاتِهِ
📚 معرفه علوم الحدیث ج۱ ص۱۱۱
#پاســـــــخ↓:
اولاً: معنی " لِلْحَدِيثِ وَرُوَاتِهِ" یعنی حدیث و #راویان؛ نه حدیث و روایات ❌
دوماً: خود مؤلف در همين صفحه نام مدلسين كه تدليس آنان قادح در روایتشان است را ذکر کردند فلذا اگر قرار به مخفی کردن بود آنان را ذکر نمیکرد.
سوماً: منظور امام حاکم نیشابوری رحمه الله این است که این طبقه از مدلسین رو ذکر نکردم برای مصون داشتن احادیث و روات آن است زیرا سبب آن این است که ذکر نام آنان و عدم آن مؤثر نيست، چرا که این افراد تدلیسشان بسیار نادر است که ائمه آن را قادح نمیدانستند و از آنجا که صغار طلاب علم با دیدن آنان کنار مدلسین گمان نکنند مستوجب رد حدیث و جرح راوی میشود.
- این هم کلام شیخ عبدالکریم خضیر است:
[أما كلام الحاكم رحمه الله فمحمول على من احتمل الأئمة تدليسه ولم يره أهل العلم قادحاً في مروياته لأمانته كالسفيانين وغيرهما أو لقلة وندرة تدليسه في جانب مروياته الكثيرة فلم يذكرهم لئلا يتعرض صغار الطلاب لنقدهم وذكرهم وعدمه لا أثر له في مروياتهم وأما من كان تدليسه مؤثراً في رواياته فلا بد من ذكره مهما كانت النتائج المترتبة على ذكره نصحاً للأمة وصيانة للسنة]
📚لقاءات بالعلماء مجلد 1 صفحة 7
- نام آنان میتوانید در کتاب طبقات المدلسین امام ابن حجر در طبقه اول دید.
٣-ابݪــہ گفت:
💢 ذهبی میگوید معلوم است که لازم به صیانت از راوی و پوشاندن او هستیم و اگر بر خودم بخواهم تلیین این باب را باز کنم جزء اندکی کسی سالم باقی نمی ماند زیرا اکثریت اصلا نمی دانند چه روایت می کنند و حتی شناختی از شان آن ندارند
◀️ من المعلوم أنه لابد من صون الراوي وستره فالحد الفاصل بين المتقدم والمتأخر هو رأس سنة ثلثمائة، ولو فتحت على نفسي تليين هذا الباب لما سلم من إلا القليل، إذ الأكثر لا يدرون ما يروون، ولا يعرفون هذا الشأن
📚 میزان الاعتدال الذهبی ج۱ ص۴
#پاســـــــخ↓:
كلام امام ذهبی رحمه الله واضح است، زیرا میگوید عمده روایات تا رأس قرن سوم است و اسانيد آنان مورد بررسی میشود اما بعد از قرن سوم دیگر هر کسی آمده از کتاب ها و مصنفین روایت ذکر کرده فلذا دیگر حال آنان برای ما زیاد مهم نبوده زیرا کتاب ها موجود است و آنها را بررسی میکنیم. نه اینکه منظور ایشون باید مشکل روات رو باید بپوشانیم !
شیخ عبدالکریم خضیر:
[وأما كلام الذهبي رحمه الله الأول والثاني فالمراد به أن العمدة في الرواية على رواية القرون الثلاثة إلى رأس الثلاثمائة وأما من بعدهم فهو رواة كتب لا رواة أحاديث غالباً....لأن فائدة الأسانيد في العصور المتأخرة بعد عصر الرواية لمجرد ابقاء سلسلة الاسناد الذي من خصائص هذه الأمة ولذا لا يعتمد على المتأخرين في الرواية إذا روى من طريق أصحاب الكتب فالعبرة بسندالكتاب الأصلي لا على من دونه وان وجد حديث يرويه المتأخربسنده من غير مروربالكتب المصنفة فهذا يحتاط له أشد الاحتياط]
📚لقاءات بالعلماء مجلد 1 صفحة 7
💢 ذهبی میگوید معلوم است که لازم به صیانت از راوی و پوشاندن او هستیم و اگر بر خودم بخواهم تلیین این باب را باز کنم جزء اندکی کسی سالم باقی نمی ماند زیرا اکثریت اصلا نمی دانند چه روایت می کنند و حتی شناختی از شان آن ندارند
◀️ من المعلوم أنه لابد من صون الراوي وستره فالحد الفاصل بين المتقدم والمتأخر هو رأس سنة ثلثمائة، ولو فتحت على نفسي تليين هذا الباب لما سلم من إلا القليل، إذ الأكثر لا يدرون ما يروون، ولا يعرفون هذا الشأن
📚 میزان الاعتدال الذهبی ج۱ ص۴
#پاســـــــخ↓:
كلام امام ذهبی رحمه الله واضح است، زیرا میگوید عمده روایات تا رأس قرن سوم است و اسانيد آنان مورد بررسی میشود اما بعد از قرن سوم دیگر هر کسی آمده از کتاب ها و مصنفین روایت ذکر کرده فلذا دیگر حال آنان برای ما زیاد مهم نبوده زیرا کتاب ها موجود است و آنها را بررسی میکنیم. نه اینکه منظور ایشون باید مشکل روات رو باید بپوشانیم !
شیخ عبدالکریم خضیر:
[وأما كلام الذهبي رحمه الله الأول والثاني فالمراد به أن العمدة في الرواية على رواية القرون الثلاثة إلى رأس الثلاثمائة وأما من بعدهم فهو رواة كتب لا رواة أحاديث غالباً....لأن فائدة الأسانيد في العصور المتأخرة بعد عصر الرواية لمجرد ابقاء سلسلة الاسناد الذي من خصائص هذه الأمة ولذا لا يعتمد على المتأخرين في الرواية إذا روى من طريق أصحاب الكتب فالعبرة بسندالكتاب الأصلي لا على من دونه وان وجد حديث يرويه المتأخربسنده من غير مروربالكتب المصنفة فهذا يحتاط له أشد الاحتياط]
📚لقاءات بالعلماء مجلد 1 صفحة 7
٤-ابݪــہ گفت:
💢 از اشکالاتی که به ما وارد می کنند این است که چطور برخی از علمای مذهب شما مثل علامه ی حلی و .... ذکر راوی و عدم قدح و جرح او توسط متقدمین را به معنای پذیرش روایات او عنوان کرده اند/ ولی جالب است بدانید نزد برخی از علمای خودشان این قاعده وجود دارد که ذکر راوی توسط بخاری و ابن ابی حاتم و عدم جرح او وثاقت و عدالت او را به اثبات می رساند
◀️ تهناوی : كل من ذكره البخاري في "تواريخه"، ولم يطعن فيه فهو ثقة، فإن عادته ذكر الجرح والمجروحين
📚 قواعد علوم الحدیث ص۲۲۳
#پاســـــــخ↓:
اولاً : علامه حلی اساساً استدلال به سکوت متقدمین نکردند بلکه قائل به اصالة العداله هستند كما اينكه عده ای از اعلام شیعه بیان کردند
دوماً : سکوت امام بخاری و ابوحاتم رحمهم الله از ذکر جرح و تعدیل به راویان با سکوت طوسی و نجاشی فرق دارد، و اگر چشم خود را باز کنید وکمی به آنچه استدلال میکنید تأمل بفرماييد، نوشته اند که عادت امام بخاری عادتاً و غالباً اگر راوی جرح دارد، آن را ذکر میکنند، بر خلاف نجاشی و طوسی شما که کتابهایشان اساساً فهرستی است نه جرح و تعدیل رجالی و برای ذکر مصنّفین شیعه آورده اند
مثلاً نجاشی در فهرست خود( که بعضاً اسمش رو به رجال تغییر دادند ) 1269 راوی رو ذکر کرده در حالی که ۵۵۰ نفر رو توثیق و ۴۵ نفر دیگر را جرح نموده و بقیه رو رها کردند به امان خدا .
و شیخ طوسی هم (بر اساس نسخه جواد قیومی) 6249 راوی در کتاب خود آورده که تنها ۲۱۵ نفر را توثیق و ۷۳ نفر دیگر را جرح نموده و قریب به ۶۰۰۰ هزار در موردشان صحبت نکرده است.
فلذا فرق بین بزرگان ما همچون امام بخاری و امام ابن ابی حاتم با نجاشی و طوسی را بفهمید.
سوماً : اکثر اهل علم اصلاً سکوت امام بخاری و ابن ابی حاتم دلالت بر توثیق نمیدانند و بلکه بعضاً سکوت این دو بزرگوار در تاریخشان دلالت به جرح بودنشان میدانند اما صحیح این است که دلالتی بر ضعف و توثیق آنان ندارد.
- همانطور که خود ابن ابی حاتم خودشان تصریح کردند:
"ذكرنا أسامي كثيرة مهملة من الجرح والتعديل، كتبناها ليشتمل الكتاب على كل من روي عنه العلم، رجاء وجود الجرح والتعديل فيهم، فنحن ملحقوها بهم من بعد إن شاء الله"
[الجرح والتعديل ۳۸/۱]
- ابن عدي رحمه الله هم راجع منهج امام بخاری میگوید:
" مراد البخاري أن يذكر كل راو، وليس مراده أنه ضعيف أو غير ضعيف، وإنما يريد كثرة الأسامي."
[الكامل ۲۶۷/۳]
💢 از اشکالاتی که به ما وارد می کنند این است که چطور برخی از علمای مذهب شما مثل علامه ی حلی و .... ذکر راوی و عدم قدح و جرح او توسط متقدمین را به معنای پذیرش روایات او عنوان کرده اند/ ولی جالب است بدانید نزد برخی از علمای خودشان این قاعده وجود دارد که ذکر راوی توسط بخاری و ابن ابی حاتم و عدم جرح او وثاقت و عدالت او را به اثبات می رساند
◀️ تهناوی : كل من ذكره البخاري في "تواريخه"، ولم يطعن فيه فهو ثقة، فإن عادته ذكر الجرح والمجروحين
📚 قواعد علوم الحدیث ص۲۲۳
#پاســـــــخ↓:
اولاً : علامه حلی اساساً استدلال به سکوت متقدمین نکردند بلکه قائل به اصالة العداله هستند كما اينكه عده ای از اعلام شیعه بیان کردند
دوماً : سکوت امام بخاری و ابوحاتم رحمهم الله از ذکر جرح و تعدیل به راویان با سکوت طوسی و نجاشی فرق دارد، و اگر چشم خود را باز کنید وکمی به آنچه استدلال میکنید تأمل بفرماييد، نوشته اند که عادت امام بخاری عادتاً و غالباً اگر راوی جرح دارد، آن را ذکر میکنند، بر خلاف نجاشی و طوسی شما که کتابهایشان اساساً فهرستی است نه جرح و تعدیل رجالی و برای ذکر مصنّفین شیعه آورده اند
مثلاً نجاشی در فهرست خود( که بعضاً اسمش رو به رجال تغییر دادند ) 1269 راوی رو ذکر کرده در حالی که ۵۵۰ نفر رو توثیق و ۴۵ نفر دیگر را جرح نموده و بقیه رو رها کردند به امان خدا .
و شیخ طوسی هم (بر اساس نسخه جواد قیومی) 6249 راوی در کتاب خود آورده که تنها ۲۱۵ نفر را توثیق و ۷۳ نفر دیگر را جرح نموده و قریب به ۶۰۰۰ هزار در موردشان صحبت نکرده است.
فلذا فرق بین بزرگان ما همچون امام بخاری و امام ابن ابی حاتم با نجاشی و طوسی را بفهمید.
سوماً : اکثر اهل علم اصلاً سکوت امام بخاری و ابن ابی حاتم دلالت بر توثیق نمیدانند و بلکه بعضاً سکوت این دو بزرگوار در تاریخشان دلالت به جرح بودنشان میدانند اما صحیح این است که دلالتی بر ضعف و توثیق آنان ندارد.
- همانطور که خود ابن ابی حاتم خودشان تصریح کردند:
"ذكرنا أسامي كثيرة مهملة من الجرح والتعديل، كتبناها ليشتمل الكتاب على كل من روي عنه العلم، رجاء وجود الجرح والتعديل فيهم، فنحن ملحقوها بهم من بعد إن شاء الله"
[الجرح والتعديل ۳۸/۱]
- ابن عدي رحمه الله هم راجع منهج امام بخاری میگوید:
" مراد البخاري أن يذكر كل راو، وليس مراده أنه ضعيف أو غير ضعيف، وإنما يريد كثرة الأسامي."
[الكامل ۲۶۷/۳]
۵-ابݪــہ گفت:
نزد احمد بن حنبل ضعفاء الحدیث هم بهتر از ابو حنیفه بودند
◀️ أخبرنا عبد الله بن أحمد بن حنبل، قال: سألت أبي عن الرجل يريد أن يسأل عن الشيء من أمر دينه، يعني: مما يبتلى به من الأيمان في الطلاق وغيره، وفي مصره من أصحاب الرأي، ومن أصحاب الحديث لا يحفظون ولا يعرفون الحديث الضعيف ولا الإسناد القوي، فمن يسأل؟ أصحاب الرأي، أو هؤُلاء، أعني: أصحاب الحديث، على ما كان من قلة معرفتهم؟ قال:👈🏻يسأل أصحاب الحديث، ولا يسأل أصحاب الرأي، ضعيف الحديث خير من رأي أَبِي حنيفة 👉🏻
#پاســـــــخ↓:
بیسواد را ببینید!
امام احمد فرمودند: روایت ضعیف از نظر و اجتهاد ابوحنیفه بهتر است
اما شیعی میگه ضعیف الحدیث بهتر از ابوحنیفه است!
امام احمد کلامشان مشهور است در این مورد، کما اینکه در نقلی دیگر فرمودند به اینکه حدیث ضعیف از رأي رجال محبوبتر است:
[عبد الله بن أحمد أيضا: سمعت أبي يقول: الحديث الضعيف أحب إلي من الرأي]
📚اعلام الموقعين ٦١/١
-و اين هم آيت الله قزوینی؛ میگوید:
(بنده بر این عقیده هستم که اگر یک روایت ضعیف هم باشد ... عمل کردن به این روایت از سینه زدن زیر پرچم اصول عملیه بهتر است؛ حال شرعیه باشد یا عقلیه باشد فرقی نمیکند.)
📚 خارج کلام مقارن ۳۴
¤ البته شیخ الاسلام ابن تیمیه و ابن رجب و غیره فرمودند که منظور از حدیث ضعیف نزد امام احمد، همان حدیث حسن اصطلاح معاصر و یا قریب به مفهوم ترمذی رحمه الله است.
نزد احمد بن حنبل ضعفاء الحدیث هم بهتر از ابو حنیفه بودند
◀️ أخبرنا عبد الله بن أحمد بن حنبل، قال: سألت أبي عن الرجل يريد أن يسأل عن الشيء من أمر دينه، يعني: مما يبتلى به من الأيمان في الطلاق وغيره، وفي مصره من أصحاب الرأي، ومن أصحاب الحديث لا يحفظون ولا يعرفون الحديث الضعيف ولا الإسناد القوي، فمن يسأل؟ أصحاب الرأي، أو هؤُلاء، أعني: أصحاب الحديث، على ما كان من قلة معرفتهم؟ قال:👈🏻يسأل أصحاب الحديث، ولا يسأل أصحاب الرأي، ضعيف الحديث خير من رأي أَبِي حنيفة 👉🏻
#پاســـــــخ↓:
بیسواد را ببینید!
امام احمد فرمودند: روایت ضعیف از نظر و اجتهاد ابوحنیفه بهتر است
اما شیعی میگه ضعیف الحدیث بهتر از ابوحنیفه است!
امام احمد کلامشان مشهور است در این مورد، کما اینکه در نقلی دیگر فرمودند به اینکه حدیث ضعیف از رأي رجال محبوبتر است:
[عبد الله بن أحمد أيضا: سمعت أبي يقول: الحديث الضعيف أحب إلي من الرأي]
📚اعلام الموقعين ٦١/١
-و اين هم آيت الله قزوینی؛ میگوید:
(بنده بر این عقیده هستم که اگر یک روایت ضعیف هم باشد ... عمل کردن به این روایت از سینه زدن زیر پرچم اصول عملیه بهتر است؛ حال شرعیه باشد یا عقلیه باشد فرقی نمیکند.)
📚 خارج کلام مقارن ۳۴
¤ البته شیخ الاسلام ابن تیمیه و ابن رجب و غیره فرمودند که منظور از حدیث ضعیف نزد امام احمد، همان حدیث حسن اصطلاح معاصر و یا قریب به مفهوم ترمذی رحمه الله است.
٦- ابݪــہ گفت:
قاعده ی تقدیم جرح بر تعدیل که وهابی بسیار بهش علاقه دارن احادیث اهل سنت را به باد می دهد و عالمان آنها گفته اند حتی از ائمه ی ما کسی را سالم باقی نمی گذارد
◀️ ابن حجر عسقلانی به نقل از سبکی : وقال السبكي في قاعدته في الجرح والتعديل: لا يفهم هذه القاعدة على إطلاقها فإننا لو أطلقنا تقديم الجرح لما سلم لنا أحد من الأئمة إذ ما من إمام إلا وقد طعن فيه طاعنون، وهلك فيه هالكون
📚 تلخیص الحبیر ج۱ ص۳۰
( دو نقل قول ديگر از ابن القیم و زرکشی هم آورده )
#پاســـــــخ↓:
اولا: این ابله میگوید وهابی ها به قاعده تقدیم جرح بر تعدیل علاقه بسیار دارند، و بعد سه نقل قول از همین وهابی ها ( لقب مخالف تشیع) رد همین قاعده آوردند !
الآن علاقه دارند یا قبول ندارند!؟
این بنده خدا نه استدلال بلده و نه هم میدونه چی میگه!
دوماً ما قائل به تقدیم جرح بر تعدیل نیستیم، همانطور که هیچ جرحی بدون ضابطه قبول نداریم اما آنچه که در کتب حدیثی فریقین به طور عام ذکر شده، تقدیم جرح مفسّر بر تعدیل است، کما اینکه در این منابع سه قول مذکور، ضوابط آن یاد کرده اند
سوماً این دغل بازی ها هم کار ما نیست، بلکه کار کارشناس بزرگ، چوپان دروغگو آقای آیت الله قزوینی است:
مثلا «ابراهیم همدانی» را ما توثیقش را از «علامه و اقای مامقانی و غیره» درست میکنیم. وقتی بخواهیم استدلال بكنیم تثبیت میكنیم وقتی بخواهیم تضعیف كنیم فرمایش اقای «خویی» برای تضعیفش بهتر است
http://www.hosseiniqazvini.com/fa/shownews.php?idnews=11898
- این هم مثالی دیگر:
https://t.me/eulumhadith/297
قاعده ی تقدیم جرح بر تعدیل که وهابی بسیار بهش علاقه دارن احادیث اهل سنت را به باد می دهد و عالمان آنها گفته اند حتی از ائمه ی ما کسی را سالم باقی نمی گذارد
◀️ ابن حجر عسقلانی به نقل از سبکی : وقال السبكي في قاعدته في الجرح والتعديل: لا يفهم هذه القاعدة على إطلاقها فإننا لو أطلقنا تقديم الجرح لما سلم لنا أحد من الأئمة إذ ما من إمام إلا وقد طعن فيه طاعنون، وهلك فيه هالكون
📚 تلخیص الحبیر ج۱ ص۳۰
( دو نقل قول ديگر از ابن القیم و زرکشی هم آورده )
#پاســـــــخ↓:
اولا: این ابله میگوید وهابی ها به قاعده تقدیم جرح بر تعدیل علاقه بسیار دارند، و بعد سه نقل قول از همین وهابی ها ( لقب مخالف تشیع) رد همین قاعده آوردند !
الآن علاقه دارند یا قبول ندارند!؟
این بنده خدا نه استدلال بلده و نه هم میدونه چی میگه!
دوماً ما قائل به تقدیم جرح بر تعدیل نیستیم، همانطور که هیچ جرحی بدون ضابطه قبول نداریم اما آنچه که در کتب حدیثی فریقین به طور عام ذکر شده، تقدیم جرح مفسّر بر تعدیل است، کما اینکه در این منابع سه قول مذکور، ضوابط آن یاد کرده اند
سوماً این دغل بازی ها هم کار ما نیست، بلکه کار کارشناس بزرگ، چوپان دروغگو آقای آیت الله قزوینی است:
مثلا «ابراهیم همدانی» را ما توثیقش را از «علامه و اقای مامقانی و غیره» درست میکنیم. وقتی بخواهیم استدلال بكنیم تثبیت میكنیم وقتی بخواهیم تضعیف كنیم فرمایش اقای «خویی» برای تضعیفش بهتر است
http://www.hosseiniqazvini.com/fa/shownews.php?idnews=11898
- این هم مثالی دیگر:
https://t.me/eulumhadith/297
👍1
٧- ابݪــہ گفت:
💢 تعداد زیادی از روات صحیحین بخاری و مسلم اهل سنت افراد دارای جرح و ضعف هستند در بخاری ۸۰ راوی و در صحیح مسلم ۱۶۰ راوی
◀️ جلال الدین سیوطی : أَنَّ الَّذِينَ انْفَرَدَ الْبُخَارِيُّ
بِالْإِخْرَاجِ لَهُمْ دُونَ مُسْلمٍ أَرْبَعُمِائَةٍ وَبِضْعَةٌ وَثَلَاثُونَ رَجُلًا، الْمُتَكَلَّمُ فِيهِمْ بِالضَّعْفِ مِنْهُمْ ثَمَانُونَ رَجُلًا، وَالَّذِينَ انْفَرَدَ مُسْلِمٌ بِالْإِخْرَاجِ لَهُمْ دُونَ الْبُخَارِيِّ سِتُّمِائَةٍ وَعِشْرُونَ، الْمُتَكَلَّمُ فِيهِمْ بِالضَّعْفِ مِنْهُمْ مِائَةٌ وَسِتُّونَ
📚 تدریب الراوی ج۱ ص۹۷
#پاســـــــخ↓:
اولا: کسی منکر انتقاد وارد شده به رجال صحیحین نیست، اما میگوییم این نقدها مردود است و مناقشه شده است
همانطور که از سیوطی رحمه الله نقل کردید، خود ایشان در الفیه حدیث میگوید:
وَانْتَقَدُوا عَلَيْهِمَا يَسِيرَا
فَكَمْ تَرَى نَحْوَهُمَا نَصِيرَا
وَلَيْسَ فِي الْكُتْبِ أَصَحُّ مِنْهُمَا
بَعْدَ الْقُرَانِ وَلِهَذَا قُدِّمَا
- یعنی آنچه به این صحیحین انتقاد شده، مقداری کم بوده اما چقدر اهل علم این نقد ها را دفع و مناقشه کرده اند.
فلذا از قدیم باب نقد باز بوده اما منتها نه برای هر بی در و پیکری !
دوماً امام ابن حجر رحمه الله در مقدمه فتح الباري؛ یک باب دارد که تمام این انتقاد ها را جمع آوری کرده و آن را مناقشه و وجه ادخال این رجال و روایات در صحیح بخاری را پاسخ دادند، و باید بدانید که اغلب روات نقد شده، به عنوان متابع در اسانید یاد شده اند( همچون علی بن زید بن جدعان، عطیه عوفی و امثالهم)
📌شیخ عبدالمحسن العباد راجع به این مسأله ميگوید:
هذا وقد انتقد بعض الحفاظ نحو الثمانين من رجال صحيح البخاري كما سبقت الإشارة إلى ذلك عند ذكر وجوه ترجيح صحيح البخاري على صحيح مسلم وقد عقد الحافظ ابن حجر في مقدمة الفتح فصلا ذكرهم فيه واحدا واحدا وأجاب عما وجه إليهم من انتقادات وقال في معرض تعداد الفصول العشرة التي اشتملت عليها المقدمة: "التاسع في سياق أسماء جميع من طعن فيه من رجاله على ترتيب الحروف والجواب عن ذلك الطعن بطريق الإنصاف والعدل والاعتذار عن المصنف في التخريج لبعضهم ممن يقوى جانب القدح فيه إما لكونه تجنب ما طعن فيه بسببه وإما لكونه أخرج ما وافقه عليه من هو أقوى منه وإما لغير ذلك من الأسباب"
📚الإمام البخاري وكتابه الجامع الصحيح ۴۹
سوماً: دقیقاً وجود این مسأله و فتح باب انتقادات از همان عصر اول صاحبان صحاح، دلالت دارد که صحت این دو کتاب بنا به صرف ادعا نبوده بلکه با مناقشات و ادله قوی، امّت به این نتیجه رسیدند.
💢 تعداد زیادی از روات صحیحین بخاری و مسلم اهل سنت افراد دارای جرح و ضعف هستند در بخاری ۸۰ راوی و در صحیح مسلم ۱۶۰ راوی
◀️ جلال الدین سیوطی : أَنَّ الَّذِينَ انْفَرَدَ الْبُخَارِيُّ
بِالْإِخْرَاجِ لَهُمْ دُونَ مُسْلمٍ أَرْبَعُمِائَةٍ وَبِضْعَةٌ وَثَلَاثُونَ رَجُلًا، الْمُتَكَلَّمُ فِيهِمْ بِالضَّعْفِ مِنْهُمْ ثَمَانُونَ رَجُلًا، وَالَّذِينَ انْفَرَدَ مُسْلِمٌ بِالْإِخْرَاجِ لَهُمْ دُونَ الْبُخَارِيِّ سِتُّمِائَةٍ وَعِشْرُونَ، الْمُتَكَلَّمُ فِيهِمْ بِالضَّعْفِ مِنْهُمْ مِائَةٌ وَسِتُّونَ
📚 تدریب الراوی ج۱ ص۹۷
#پاســـــــخ↓:
اولا: کسی منکر انتقاد وارد شده به رجال صحیحین نیست، اما میگوییم این نقدها مردود است و مناقشه شده است
همانطور که از سیوطی رحمه الله نقل کردید، خود ایشان در الفیه حدیث میگوید:
وَانْتَقَدُوا عَلَيْهِمَا يَسِيرَا
فَكَمْ تَرَى نَحْوَهُمَا نَصِيرَا
وَلَيْسَ فِي الْكُتْبِ أَصَحُّ مِنْهُمَا
بَعْدَ الْقُرَانِ وَلِهَذَا قُدِّمَا
- یعنی آنچه به این صحیحین انتقاد شده، مقداری کم بوده اما چقدر اهل علم این نقد ها را دفع و مناقشه کرده اند.
فلذا از قدیم باب نقد باز بوده اما منتها نه برای هر بی در و پیکری !
دوماً امام ابن حجر رحمه الله در مقدمه فتح الباري؛ یک باب دارد که تمام این انتقاد ها را جمع آوری کرده و آن را مناقشه و وجه ادخال این رجال و روایات در صحیح بخاری را پاسخ دادند، و باید بدانید که اغلب روات نقد شده، به عنوان متابع در اسانید یاد شده اند( همچون علی بن زید بن جدعان، عطیه عوفی و امثالهم)
📌شیخ عبدالمحسن العباد راجع به این مسأله ميگوید:
هذا وقد انتقد بعض الحفاظ نحو الثمانين من رجال صحيح البخاري كما سبقت الإشارة إلى ذلك عند ذكر وجوه ترجيح صحيح البخاري على صحيح مسلم وقد عقد الحافظ ابن حجر في مقدمة الفتح فصلا ذكرهم فيه واحدا واحدا وأجاب عما وجه إليهم من انتقادات وقال في معرض تعداد الفصول العشرة التي اشتملت عليها المقدمة: "التاسع في سياق أسماء جميع من طعن فيه من رجاله على ترتيب الحروف والجواب عن ذلك الطعن بطريق الإنصاف والعدل والاعتذار عن المصنف في التخريج لبعضهم ممن يقوى جانب القدح فيه إما لكونه تجنب ما طعن فيه بسببه وإما لكونه أخرج ما وافقه عليه من هو أقوى منه وإما لغير ذلك من الأسباب"
📚الإمام البخاري وكتابه الجامع الصحيح ۴۹
سوماً: دقیقاً وجود این مسأله و فتح باب انتقادات از همان عصر اول صاحبان صحاح، دلالت دارد که صحت این دو کتاب بنا به صرف ادعا نبوده بلکه با مناقشات و ادله قوی، امّت به این نتیجه رسیدند.
۸- ابݪــہ گفت:
تعجب عالم اهل سنت از قول ابن قطان به اینکه در صحیحین بخاری و مسلم رواتیست که اصلا اسلامشان هم ثابت نیست چه رسد به عدالتشان
◀️ محمد بن اسماعیل صنعانی : الْبعد عَن الْإِنْصَاف قَول ابْن الْقطَّان إِن فِي رجال الصَّحِيحَيْنِ من لَا يعلم إِسْلَامه فضلا عَن عَدَالَته وَكم بَين هَذَا وَبَين قَول الْحَافِظ السَّابِق آنِفا وَ كَلَام ابْن الْقطَّان وَإِن تَلقاهُ بعض محققي الْمُتَأَخِّرين بِالْقبُولِ فَلَيْسَ بمقبول
📚 ثمرات النظر فی علم الاثر ۱۲۲
#پاســـــــخ↓:
اولاً : لفظ ابن قطان بايد آورده شود، زیرا بنده هر آنچه در کتاب های ایشون گشتم چنین مطلبی پیدا نکردم و تنها ابو ابراهیم صنعانی این کلام را به ابن قطان نسبت دادند
دوماً :در این کلام صنعانی، نگفته که روات غیر مسلمان و کافر در صحیحین است، بلکه میگوید نمیدانیم آنان مسلمان هستند یا خیر، زیرا بیانگر وجود مجهول هست و البته این صحت ندارد.
سوماً: شکی نیست که لفظ (من لا یعلم إسلامه) باطل و منکر هست.
اما وجود کسانی که توثیق صریح نشدند وجود دارد، لکن روایت شیخان بیانگر توثیق حکمی است.
چهارماً: به فرض صدور این کلام ، اما خود مؤلف هم رد داده اند و وجود چنین راویان را منکر شدند، و ما هم این را میگوییم و اگر غیر از این بود، شیعیان میرفتند آن روات را بیارند
پنجماً: نه تنها در صحیحین، بلکه در هیچ کدام از جوامع، مسانید و سنن چنین رواتی وجود ندارد، همانطور که هیچکدام از علمای متقدمین و متأخرين و معاصرين چنین ادعایی ندارد.
ششماً: آيا کفر راویان نزد شیعه سبب رد روایتشان میشود !؟ قصعاً خیر!
←آقاۍ خمینۍ ميگوید:
[والالتزام بالفسق والفجور #والشرك #والكفر في رواة الأحاديث، إذا كانوا متحرزين عن الأكاذيب، مما لا بأس به]
"اگر راوی ملتزم به فسق و فجور و شرک و کفر باشد، هیچ اشکالی نیست( روایتش مقبول است ) فقط به شرطی باشد که دروغ گو نباشد"
📚الطهارة الكبير - السيد مصطفى الخميني - ج ١ - الصفحة ٣٢٤
← ابوالقاسم خوئۍ: امڪان دارد راوى ثقـہ #كافر باشـد!!
[نعم لو لم يكن في البين تضعيف؛ لأمكننا الحكم بوثاقته؛ مع فساد عقيدته؛ بل مع كفره أيضاً.]
📚معجم رجال الحديث ۲۵/۶
- دقت کنید؛ بین کفر با فاسد العقیده فرق گذاشت.
تعجب عالم اهل سنت از قول ابن قطان به اینکه در صحیحین بخاری و مسلم رواتیست که اصلا اسلامشان هم ثابت نیست چه رسد به عدالتشان
◀️ محمد بن اسماعیل صنعانی : الْبعد عَن الْإِنْصَاف قَول ابْن الْقطَّان إِن فِي رجال الصَّحِيحَيْنِ من لَا يعلم إِسْلَامه فضلا عَن عَدَالَته وَكم بَين هَذَا وَبَين قَول الْحَافِظ السَّابِق آنِفا وَ كَلَام ابْن الْقطَّان وَإِن تَلقاهُ بعض محققي الْمُتَأَخِّرين بِالْقبُولِ فَلَيْسَ بمقبول
📚 ثمرات النظر فی علم الاثر ۱۲۲
#پاســـــــخ↓:
اولاً : لفظ ابن قطان بايد آورده شود، زیرا بنده هر آنچه در کتاب های ایشون گشتم چنین مطلبی پیدا نکردم و تنها ابو ابراهیم صنعانی این کلام را به ابن قطان نسبت دادند
دوماً :در این کلام صنعانی، نگفته که روات غیر مسلمان و کافر در صحیحین است، بلکه میگوید نمیدانیم آنان مسلمان هستند یا خیر، زیرا بیانگر وجود مجهول هست و البته این صحت ندارد.
سوماً: شکی نیست که لفظ (من لا یعلم إسلامه) باطل و منکر هست.
اما وجود کسانی که توثیق صریح نشدند وجود دارد، لکن روایت شیخان بیانگر توثیق حکمی است.
چهارماً: به فرض صدور این کلام ، اما خود مؤلف هم رد داده اند و وجود چنین راویان را منکر شدند، و ما هم این را میگوییم و اگر غیر از این بود، شیعیان میرفتند آن روات را بیارند
پنجماً: نه تنها در صحیحین، بلکه در هیچ کدام از جوامع، مسانید و سنن چنین رواتی وجود ندارد، همانطور که هیچکدام از علمای متقدمین و متأخرين و معاصرين چنین ادعایی ندارد.
ششماً: آيا کفر راویان نزد شیعه سبب رد روایتشان میشود !؟ قصعاً خیر!
←آقاۍ خمینۍ ميگوید:
[والالتزام بالفسق والفجور #والشرك #والكفر في رواة الأحاديث، إذا كانوا متحرزين عن الأكاذيب، مما لا بأس به]
"اگر راوی ملتزم به فسق و فجور و شرک و کفر باشد، هیچ اشکالی نیست( روایتش مقبول است ) فقط به شرطی باشد که دروغ گو نباشد"
📚الطهارة الكبير - السيد مصطفى الخميني - ج ١ - الصفحة ٣٢٤
← ابوالقاسم خوئۍ: امڪان دارد راوى ثقـہ #كافر باشـد!!
[نعم لو لم يكن في البين تضعيف؛ لأمكننا الحكم بوثاقته؛ مع فساد عقيدته؛ بل مع كفره أيضاً.]
📚معجم رجال الحديث ۲۵/۶
- دقت کنید؛ بین کفر با فاسد العقیده فرق گذاشت.
✍🏻 همانطور که بیان شد، بنده به عده ای از علمای شیعه استناد کردم که روایات را به سبب وجود ابراهیم بت هاشم، رد و تضعیف کرده اند و یکی از آن اعلام، سید محسن موسوی است.
[ مخدوشتان سندا، لوقوع ابراهیم بن هاشم في طريقهما ، وهو ممّن لم يوثق في كتب الرجال]
و جایی دیگر میگوید:
[مضافا لوقوع ابراهيم بن هاشم فيها أيضاً ، غیر موثق علی الاقل]
📚ملكيّة الأرض - الاستاذ السيد محسن الموسوي | فقه أهل البيت - عربي | موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی ج26 ص44 و ص45
🉐 اما پاسخ این ابله شیعی:↡↡
ملکیه الارض !؟؟ محسن موسوی !؟
ما حیدر حب الله و محسن موسوی و امثال آنان را نمی شناسیم که مخالفین میرن از این اشخاص دو خط میارن معلوم نیست هم همینش راسته یا دروغ است!
✅ اما پاسخ:
اینکه شما فلاکت زده و بیسواد علمای خود را نشناسید، عجیب نیست و اینکه کتاب های حیدر حب الله که در علم حدیث جزو متخصصین است و بنده حداقل چهار کتاب ایشون رو در علم حدیث دارم و صاحب علمیت و شأنی بین علمای شیعه هست، عجیب است که اگر شماها آن را بشناسید، چون اصلا نه کتابی را باز میکنید و نه هم دنبال علم هستند، چطور قرار بشناسید!؟
- اما اینکه اشاره به دروغ داشتید به اینکه اصلاً معلوم نیست منابع که داده ام درست یا غلط است، باید بگویم از فهم و تحقیق قاصر شماست، و این هم لینک از فقاهت راجع به دو قول ایشان، برید و مشاهده کنید که دروغگو چه کسی است👇🏻
ملكيّة الأرض - الاستاذ السيد محسن الموسوي | فقه أهل البيت - عربي | موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی ج26 ص44 و ص45
👈🏻 دوستان دقت داشته باشيد كه اين موسوعه برای یک عالم نیست بلکه موضوعات مختلف برای علمای مختلف که موضوعی در آن مطرح شده است، فلذا این ابله که رفته اند توثیقات دیگران رو از این موسوعه آورده، مساوی با جهل عمیق ایشان است.🌷
✍🏻 قول دیگری که بنده آوردم، از محسن الحکیم است که کلام ایشان بیانگر اختلاف در توثیق و تضعیف ابراهیم بن هاشم است زیرا بعضاً او را تضعیف کرده اند، با دقت مشاهده کنید:
[والتوقف في حجيته من جهة أن في السند إبراهيم بن هاشم ، وفيه كلام ، كما في المسالك ضعيف " . فالرجل إذن مختلف فيه]
📚مستمسك العروة ۹۵/۹
👈🏻اما رافضی که در عقل و شعور ایشان شک است، یک پست کامل گذاشته است که محسن الحکیم قائل به توثیق این جرثومه است فلذا بنده تدلیس و تقطیع کرده ام! در حالی که اگر به اغلب اقوال که بنده قرار داده ام، اشاره به این داشته ام که در ابراهیم بن هاشم اختلاف است و عدم تصریح به توثیق و وجود اختلاف را از زبان علمای شیعه آورده ام.
👈🏻 و اعتراضات این ابله راجع به کلام محمد عاملی، عبدالنبی کاظمی و قزوینی و محسن الأمین و جواد قیومی هم از این قبیل است که پاسخ آن مثل پاسخ بنده به اعتراض این بنده خدا به کلام محسن الحکیم است.🌷
▪︎محمد عاملی:
[و یمکن المناقشه فی الروایه من حیث السند بابراهیم بن هاشم حیث لم ینص علماونا علی توثیق]
📚مدارك الأحكام ۵۳/۲
▪︎عبدالنبی كاظمی:
[ لم یوثق فی کتب الرجال کما اعترف به جماعه و لذلك اختلف الفقهاء في حالة ]
📚تكملة الرجال ١٨٨/١
▪︎حسینی قزوینی:
[عزیزان در نظر داشته باشند که ما متأسفانه توثیق خاصی نسبت به «ابراهیم بن هاشم» نداریم جز همان تعبیری که آقای خوئی ... البته این مسئله هم قابل بحث است.]
📗خارج فقــہ مقارنـــ ٣٤
- مورد عجیب این بود که این ابله میگوید منظور از جمله قزوینی [البته این مسئله هم قابل بحث است.] تشکیک نیست، که فارسی بلد ها بیشتر به حماقت این فرد پی میبرند که نیاز به تعلیق ندارد.
✍🏻 کلام آقای بروجردی رو آوردم که نه تنها ابراهیم بن هاشم رو توثیق نکردند، بلکه جزو اصحاب امام رضا را رد کردند.
که اینجا راجع به یونسی بودن این مورد توضیحات بیشتری اضافه کردم👇🏻
https://t.me/eulumhadith/128
- در مورد یحیی محمد میگوید که ایشان لامذهب است!
اولاً: ایشان درست است که خرعبلات و اشتباهات شیعه را بیان کرده و برایشان تصحیح نموده، اما به معنی بلا مذهب بودن ایشان نیست.
میتوانید به کتاب در آمدی بر فهم روشمند اسلام، ترجمه سيد ابو القاسم حسينى، سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنک وانديشه اسلامى، مراجعه کنید که ایشان حاجی آقا هست که کتاب ایشان را به فارسی ترجمه کردند.
دوماً: شما فرض کنید ایشان اصلا بلامذهب است، اما آنچه از ایشان آوردم، همراه با ادله و به صورت منطقی ادله شیعه برای توثیق ابراهیم بن هاشم را پاسخ و نقد کردند فلذا شما به ادله و کلام ایشون مقابله کنید، نه با تکفیر و تبدیع افراد .
[ مخدوشتان سندا، لوقوع ابراهیم بن هاشم في طريقهما ، وهو ممّن لم يوثق في كتب الرجال]
و جایی دیگر میگوید:
[مضافا لوقوع ابراهيم بن هاشم فيها أيضاً ، غیر موثق علی الاقل]
📚ملكيّة الأرض - الاستاذ السيد محسن الموسوي | فقه أهل البيت - عربي | موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی ج26 ص44 و ص45
🉐 اما پاسخ این ابله شیعی:↡↡
ملکیه الارض !؟؟ محسن موسوی !؟
ما حیدر حب الله و محسن موسوی و امثال آنان را نمی شناسیم که مخالفین میرن از این اشخاص دو خط میارن معلوم نیست هم همینش راسته یا دروغ است!
✅ اما پاسخ:
اینکه شما فلاکت زده و بیسواد علمای خود را نشناسید، عجیب نیست و اینکه کتاب های حیدر حب الله که در علم حدیث جزو متخصصین است و بنده حداقل چهار کتاب ایشون رو در علم حدیث دارم و صاحب علمیت و شأنی بین علمای شیعه هست، عجیب است که اگر شماها آن را بشناسید، چون اصلا نه کتابی را باز میکنید و نه هم دنبال علم هستند، چطور قرار بشناسید!؟
- اما اینکه اشاره به دروغ داشتید به اینکه اصلاً معلوم نیست منابع که داده ام درست یا غلط است، باید بگویم از فهم و تحقیق قاصر شماست، و این هم لینک از فقاهت راجع به دو قول ایشان، برید و مشاهده کنید که دروغگو چه کسی است👇🏻
ملكيّة الأرض - الاستاذ السيد محسن الموسوي | فقه أهل البيت - عربي | موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی ج26 ص44 و ص45
👈🏻 دوستان دقت داشته باشيد كه اين موسوعه برای یک عالم نیست بلکه موضوعات مختلف برای علمای مختلف که موضوعی در آن مطرح شده است، فلذا این ابله که رفته اند توثیقات دیگران رو از این موسوعه آورده، مساوی با جهل عمیق ایشان است.🌷
✍🏻 قول دیگری که بنده آوردم، از محسن الحکیم است که کلام ایشان بیانگر اختلاف در توثیق و تضعیف ابراهیم بن هاشم است زیرا بعضاً او را تضعیف کرده اند، با دقت مشاهده کنید:
[والتوقف في حجيته من جهة أن في السند إبراهيم بن هاشم ، وفيه كلام ، كما في المسالك ضعيف " . فالرجل إذن مختلف فيه]
📚مستمسك العروة ۹۵/۹
👈🏻اما رافضی که در عقل و شعور ایشان شک است، یک پست کامل گذاشته است که محسن الحکیم قائل به توثیق این جرثومه است فلذا بنده تدلیس و تقطیع کرده ام! در حالی که اگر به اغلب اقوال که بنده قرار داده ام، اشاره به این داشته ام که در ابراهیم بن هاشم اختلاف است و عدم تصریح به توثیق و وجود اختلاف را از زبان علمای شیعه آورده ام.
👈🏻 و اعتراضات این ابله راجع به کلام محمد عاملی، عبدالنبی کاظمی و قزوینی و محسن الأمین و جواد قیومی هم از این قبیل است که پاسخ آن مثل پاسخ بنده به اعتراض این بنده خدا به کلام محسن الحکیم است.🌷
▪︎محمد عاملی:
[و یمکن المناقشه فی الروایه من حیث السند بابراهیم بن هاشم حیث لم ینص علماونا علی توثیق]
📚مدارك الأحكام ۵۳/۲
▪︎عبدالنبی كاظمی:
[ لم یوثق فی کتب الرجال کما اعترف به جماعه و لذلك اختلف الفقهاء في حالة ]
📚تكملة الرجال ١٨٨/١
▪︎حسینی قزوینی:
[عزیزان در نظر داشته باشند که ما متأسفانه توثیق خاصی نسبت به «ابراهیم بن هاشم» نداریم جز همان تعبیری که آقای خوئی ... البته این مسئله هم قابل بحث است.]
📗خارج فقــہ مقارنـــ ٣٤
- مورد عجیب این بود که این ابله میگوید منظور از جمله قزوینی [البته این مسئله هم قابل بحث است.] تشکیک نیست، که فارسی بلد ها بیشتر به حماقت این فرد پی میبرند که نیاز به تعلیق ندارد.
✍🏻 کلام آقای بروجردی رو آوردم که نه تنها ابراهیم بن هاشم رو توثیق نکردند، بلکه جزو اصحاب امام رضا را رد کردند.
که اینجا راجع به یونسی بودن این مورد توضیحات بیشتری اضافه کردم👇🏻
https://t.me/eulumhadith/128
- در مورد یحیی محمد میگوید که ایشان لامذهب است!
اولاً: ایشان درست است که خرعبلات و اشتباهات شیعه را بیان کرده و برایشان تصحیح نموده، اما به معنی بلا مذهب بودن ایشان نیست.
میتوانید به کتاب در آمدی بر فهم روشمند اسلام، ترجمه سيد ابو القاسم حسينى، سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنک وانديشه اسلامى، مراجعه کنید که ایشان حاجی آقا هست که کتاب ایشان را به فارسی ترجمه کردند.
دوماً: شما فرض کنید ایشان اصلا بلامذهب است، اما آنچه از ایشان آوردم، همراه با ادله و به صورت منطقی ادله شیعه برای توثیق ابراهیم بن هاشم را پاسخ و نقد کردند فلذا شما به ادله و کلام ایشون مقابله کنید، نه با تکفیر و تبدیع افراد .
☮ بنده گفته بودم که عدم ثبوت تضعیف، دلالت بر توثیق نمیدهد و بارها تأكيد كردم و کلام میرزا جواد تبریزی آوردم كه اخيراً اين ابله شیعه متوجه شد.
🉐اما پاسخ ایشان را ببینید:
[علمای ما نگفتند هر کی تضعیف نشده است یعنی ثقه است به جزء عده ی قلیلی .. چرا یقه ی ابن حبان و ... که میگن اصل عدالت است تا وقتی جرح ثابت نشود رو نمیری بگیری؟
زشته بخدا برو براشون کلاس بزار یادشون بده ... و نیز ناصبی برای تائید حرفش رفت قولی از آیت الله میرزا جواد تبریزی آورد ولی این باید بدونه متنی که آورده ربطی به وثاقت ابراهیم بن هاشم ندارد و این چه برداشت سقیمی از آن گفته کرده من نمیدونم اما خود آیت الله میرزا تبریزی قائل به وثاقت حضرت ابراهیم بن هاشم هستند.]
✅ پاسخ:
انگار کودک داشته تایپ میکرده!
-اصلا ایشون به مطلب بنده پاسخ داد !؟
قطعاً خیر بلکه تنها حرف بچه کودک ها رو زده
قبلاً میگفت شما چرا برای ابراهیم بن هاشم ضعف نیافتید پس ایشون ثقه هست و بنده پاسخ دادم که عدم ثبوت ضعف دلالت بر توثیق نمیدهد
الآن آمده میگه ما این رو نگفتیم اما چرا یقه ابن حبان و .. رو نمیگیرید!
یعنی تماماً چرت و پرت داره میگه و حرف برای گفتن رو نداره و برای تأكيد كلام بنده به کلام میرزا تبریزی استناد نمودم که صریح و فهم آن ساده است:
[عدم الاستثناء لا يدل على التوثيق بل غايته عدم ثبوت ضعف من لم يستثنوه من رجالها و عدم ثبوت الضعف أعم كما هو ظاهر ]
📚تنقيح مباني العروة — الميرزا جواد التبريزي – ج۲ ص۸۸
-یعنی عدم ثبوت ضعف دلالت بر توثیق نمیدهد.
اما جاهل شیعی پاسخش چی بود !؟
مثل همیشه خودش را به خنگی میزند و میگوید:
[رفت قولی از آیت الله میرزا جواد تبریزی آورد ولی این باید بدونه متنی که آورده ربطی به وثاقت ابراهیم بن هاشم ندارد و این چه برداشت سقیمی از آن گفته کرده من نمیدونم]‼️
- اين هم عالمی دیگر که تصریح میکند که شاید فهم آن برای شما ساده تر باشد:
[أقول: لكن هذا لا يعني أن كل من بقي فهو في دائرة التوثيق. بل نقول: إن من بقي لم يثبت ضعفه.]
📚الوجيز النافع في علم الرجال للحسني العاملي، السيد عبدالکريم ۸۷/۱
🉐اما پاسخ ایشان را ببینید:
[علمای ما نگفتند هر کی تضعیف نشده است یعنی ثقه است به جزء عده ی قلیلی .. چرا یقه ی ابن حبان و ... که میگن اصل عدالت است تا وقتی جرح ثابت نشود رو نمیری بگیری؟
زشته بخدا برو براشون کلاس بزار یادشون بده ... و نیز ناصبی برای تائید حرفش رفت قولی از آیت الله میرزا جواد تبریزی آورد ولی این باید بدونه متنی که آورده ربطی به وثاقت ابراهیم بن هاشم ندارد و این چه برداشت سقیمی از آن گفته کرده من نمیدونم اما خود آیت الله میرزا تبریزی قائل به وثاقت حضرت ابراهیم بن هاشم هستند.]
✅ پاسخ:
انگار کودک داشته تایپ میکرده!
-اصلا ایشون به مطلب بنده پاسخ داد !؟
قطعاً خیر بلکه تنها حرف بچه کودک ها رو زده
قبلاً میگفت شما چرا برای ابراهیم بن هاشم ضعف نیافتید پس ایشون ثقه هست و بنده پاسخ دادم که عدم ثبوت ضعف دلالت بر توثیق نمیدهد
الآن آمده میگه ما این رو نگفتیم اما چرا یقه ابن حبان و .. رو نمیگیرید!
یعنی تماماً چرت و پرت داره میگه و حرف برای گفتن رو نداره و برای تأكيد كلام بنده به کلام میرزا تبریزی استناد نمودم که صریح و فهم آن ساده است:
[عدم الاستثناء لا يدل على التوثيق بل غايته عدم ثبوت ضعف من لم يستثنوه من رجالها و عدم ثبوت الضعف أعم كما هو ظاهر ]
📚تنقيح مباني العروة — الميرزا جواد التبريزي – ج۲ ص۸۸
-یعنی عدم ثبوت ضعف دلالت بر توثیق نمیدهد.
اما جاهل شیعی پاسخش چی بود !؟
مثل همیشه خودش را به خنگی میزند و میگوید:
[رفت قولی از آیت الله میرزا جواد تبریزی آورد ولی این باید بدونه متنی که آورده ربطی به وثاقت ابراهیم بن هاشم ندارد و این چه برداشت سقیمی از آن گفته کرده من نمیدونم]‼️
- اين هم عالمی دیگر که تصریح میکند که شاید فهم آن برای شما ساده تر باشد:
[أقول: لكن هذا لا يعني أن كل من بقي فهو في دائرة التوثيق. بل نقول: إن من بقي لم يثبت ضعفه.]
📚الوجيز النافع في علم الرجال للحسني العاملي، السيد عبدالکريم ۸۷/۱
☮ این ابله رافضی که نمیدانم این ضربات بنده چقدر ایشون رو گیج کرده، گفته بود:
[هیچگاه هیچکسی از علماۍ اعلام شیعیان این را بیان نکرده است که عدم تصریح به توثیق توسط متقدمین به معناۍ جرح استبلکه این گفته ی پیروان مذهب هَردَمبیلی اهل بدعت است]
- بنده بر خلاف کلام ایشان، نصوص علمایشان را آوردم که با عدم تصریح متقدمین به وثاقت، به روایت جرح را وارد و تضعیف کرده اند
- اما پاسخ ایشان را ببینید:↓
[اگر فرضا تضعیف راویانی به دلیل عدم توثیق متقدمین رخ داده است قطعا این راویان رواتی غیر از ابراهیم بن هاشم بودند و محل بحث ما اکنون ابراهیم بن هاشم است و نه روات دیگر]
- تعجب نکنید، ایشان شدیداً خنگ است‼️
- قبلتر ادعا کرده بود که هیچ راوی رو به مجرد عدم تصریح متقدمین رد نکرده اند، ووقتی آوردم که منهج علمایشان چنین بوده، میگوید حتماً راوی غیر ابراهیم بن هاشم رو رد کرده اند !!
- چند مورد دیگر در رد مهملات او گفته بودم، که پاسخ نداشت و نه هم کلام بنده را مناقشه کرد.
- موردی دیگر این است که بنده متنی از کتب شیعه آورده بودم که شهید ثانی و صاحب مدارک در جاهایی روایات ابراهیم بن هاشم رو به سبب عدم تصریح به وثاقت او، تضعیف کرده اند اما اینده بنده خدا میگه دروغ است!
در حالی که تصریح چند عالم آورده بودم که چنین است:
https://t.me/eulumhadith/407
https://t.me/eulumhadith/408
https://t.me/eulumhadith/410
- جالبه كه متن و تناقض عاملی صاحب مدارک رو آوردم و آنهم از بحرانی صاحب حدائق الناضرة كه بیان میکند عاملی جاهایی روایات ابراهیم بن هاشم تضعیف میکند و جاهای دیگر معتبر میدونه اما این ابله ما، نفهمیده بود که منظور بحرانی از تعبیر "سید السند" همان صاحب مدارک است، و قبلتر گفته بود که اصلا صاحب مدارک روایات ابراهیم بن هاشم رو تضعیف نکرده در حالی که اینجا کلام بحرانی رو باور کرده !
▪︎از کلام شهید مطهری آوردم که راجع به روایتی میگوید:
[اما روایت حمران گذشته از اینکه سنداً ضعیف است به ابراهیم بن هاشم]
📚پاسخهای استاد به نقدهايی بر کتاب مساله حجاب/ مرتضی مطهری ۵۱
🉐اما این ابله میگوید تضعیف ایشون به دو دلیل معتبر نیست:
یک: عدم تخصص ایشان
دو: دلیل ضعف ذکر نکرده!
✅ پاسخ:
- مثال مطهری همچون ابن ماکولا و غیره نیست که شما بیان کردید، زیرا بحث بنده و استناد به شهید مطهری از جهت استئناس و اعتضاد است، نه احتجاج به تفرد در نظر ایشان باشد، یعنی فرق است بین تفرد استناد به یک فرد غیر متخصص، با استئناس به کلام ایشان در کنار سایر متخصصین که الآن این بهونه رو آوردید.
- اما اینکه گفتید دلیل نیاورده دیگر جهالت شماست، زیرا عدم وجود توثیق دیگر دلیل نمیخواد و اگر نیاز به دلیل هستید، بنده این همه مناقشات در جهالت این جرثومه رو کردم فلذا رجوع کنید.
[هیچگاه هیچکسی از علماۍ اعلام شیعیان این را بیان نکرده است که عدم تصریح به توثیق توسط متقدمین به معناۍ جرح است
- بنده بر خلاف کلام ایشان، نصوص علمایشان را آوردم که با عدم تصریح متقدمین به وثاقت، به روایت جرح را وارد و تضعیف کرده اند
- اما پاسخ ایشان را ببینید:↓
[اگر فرضا تضعیف راویانی به دلیل عدم توثیق متقدمین رخ داده است قطعا این راویان رواتی غیر از ابراهیم بن هاشم بودند و محل بحث ما اکنون ابراهیم بن هاشم است و نه روات دیگر]
- تعجب نکنید، ایشان شدیداً خنگ است‼️
- قبلتر ادعا کرده بود که هیچ راوی رو به مجرد عدم تصریح متقدمین رد نکرده اند، ووقتی آوردم که منهج علمایشان چنین بوده، میگوید حتماً راوی غیر ابراهیم بن هاشم رو رد کرده اند !!
- چند مورد دیگر در رد مهملات او گفته بودم، که پاسخ نداشت و نه هم کلام بنده را مناقشه کرد.
- موردی دیگر این است که بنده متنی از کتب شیعه آورده بودم که شهید ثانی و صاحب مدارک در جاهایی روایات ابراهیم بن هاشم رو به سبب عدم تصریح به وثاقت او، تضعیف کرده اند اما اینده بنده خدا میگه دروغ است!
در حالی که تصریح چند عالم آورده بودم که چنین است:
https://t.me/eulumhadith/407
https://t.me/eulumhadith/408
https://t.me/eulumhadith/410
- جالبه كه متن و تناقض عاملی صاحب مدارک رو آوردم و آنهم از بحرانی صاحب حدائق الناضرة كه بیان میکند عاملی جاهایی روایات ابراهیم بن هاشم تضعیف میکند و جاهای دیگر معتبر میدونه اما این ابله ما، نفهمیده بود که منظور بحرانی از تعبیر "سید السند" همان صاحب مدارک است، و قبلتر گفته بود که اصلا صاحب مدارک روایات ابراهیم بن هاشم رو تضعیف نکرده در حالی که اینجا کلام بحرانی رو باور کرده !
▪︎از کلام شهید مطهری آوردم که راجع به روایتی میگوید:
[اما روایت حمران گذشته از اینکه سنداً ضعیف است به ابراهیم بن هاشم]
📚پاسخهای استاد به نقدهايی بر کتاب مساله حجاب/ مرتضی مطهری ۵۱
🉐اما این ابله میگوید تضعیف ایشون به دو دلیل معتبر نیست:
یک: عدم تخصص ایشان
دو: دلیل ضعف ذکر نکرده!
✅ پاسخ:
- مثال مطهری همچون ابن ماکولا و غیره نیست که شما بیان کردید، زیرا بحث بنده و استناد به شهید مطهری از جهت استئناس و اعتضاد است، نه احتجاج به تفرد در نظر ایشان باشد، یعنی فرق است بین تفرد استناد به یک فرد غیر متخصص، با استئناس به کلام ایشان در کنار سایر متخصصین که الآن این بهونه رو آوردید.
- اما اینکه گفتید دلیل نیاورده دیگر جهالت شماست، زیرا عدم وجود توثیق دیگر دلیل نمیخواد و اگر نیاز به دلیل هستید، بنده این همه مناقشات در جهالت این جرثومه رو کردم فلذا رجوع کنید.
☮ شبهه کودکانه دیگر را آورد که ربط به موضوع ندارد و آن هم راجع به #حریز_بن_عثمان رحمه الله تعالی و تهمت ناصبی بودن به ایشان ‼️
✅پاسخ:
مختصراً میگویم، ایشان اساساً نه ناصبی بوده و نه هم حضرت علی رو سب و لعن کرده است، وآنچه به ایشان تهمت زده شده مردود است و بلکه خلاف آن از ایشان ثابت است.
- به عنوان مثال:
سمعت يحيى يقول: سمعت علي بن عياش يقول سمعت: حريز بن عثمان الرحبي يقول لرجل: «ويحك، أما تتقي الله؟ تزعم أني شتمت علياً؟ لا والله ما شتمت علياً قط»
📚تاریخ ابن معین۴۷۵/۴
✅ روایت صحیح
قال شبابة سمعت رجلاً قال لحريز بن عثمان: «بلغني أنك لا تترحم على علي؟». قال: «اسكت. رحمه الله مئة مرة».
📚 سیر اعلام النبلاء ٨٠/٧
✅ روايت معتبر
- وراجع به تهمت ابن حبان رحمه الله به حريز مرود است و هیچگاه هم ثابت نشده است.
-امام ذهبی رحمه الله در رد این اتهمات میگوید:
«هذا الشيخ أورع من ذلك»
📚 سیر اعلام النبلاء ۸۱/۷
- و دکتر بشار عواد در تحقیق خود بر تهذیب الکمال راجع به آثار تهمت به حریز میگوید:
«إن هذا الكلام ليس له سند، فلا يُعتبر ولا يعتدّ به».
📌 برای تفصیل در این مسأله ميتوانيد به مبحث "ابوعمر الباحث" مراجعه داشته باشید
https://t.me/AntiShobohat50/313
📌 اما اینکه گفتید نواصب نواصب؛ باید بگویم که این منهج منهج شیعیان و بلکه بزرگانتان بوده که نواصب را توثیق میکنید:
▪︎ سیستانی از نجاشی در توثیق نواصب تعجب میکند:
[والعجب كل العجب من النجاشي شيخ الاصحاب في معرفة الرجال يقدح في مثل جابر والمفضلان ويوثق النصاب]
📚إيضاح مناسك الحج -السيستاني ۱۳۱
▪︎ابوالقاسم خوئی میگوید مهم نیست که راوی ناصبی باشد، زیرا مهم این است که ثقه است!
أقول: لا ينبغي الاشكال في فساد الرجل من جهة عقيدته بل لا يبعد استفادة أنه لم يكن يتدين بشيء، ومن ثم كان يظهر الغلو مرة، والنصب أخرى، ومع ذلك لا يهمنا إثبات ذلك، إذ لا أثر لفساد العقيدة، أو العمل، في سقوط الرواية عن الحجية، بعد وثاقة الراوي .
📚مجعم رجال الحديث - الخوئي - ج 3 ص 152
✍🏻فلذا توثیق نواصب؛ کاری است که شیعیان ید طولایی در آن دارند و حتی بر کسی که اموال معصوم را تاراج میکرده؛ توثیق میکردند!
همچون عثمان بن عيسى دزد و معاند اهل بيت بود اما او از اصحاب اجماع است!!
✅پاسخ:
مختصراً میگویم، ایشان اساساً نه ناصبی بوده و نه هم حضرت علی رو سب و لعن کرده است، وآنچه به ایشان تهمت زده شده مردود است و بلکه خلاف آن از ایشان ثابت است.
- به عنوان مثال:
سمعت يحيى يقول: سمعت علي بن عياش يقول سمعت: حريز بن عثمان الرحبي يقول لرجل: «ويحك، أما تتقي الله؟ تزعم أني شتمت علياً؟ لا والله ما شتمت علياً قط»
📚تاریخ ابن معین۴۷۵/۴
✅ روایت صحیح
قال شبابة سمعت رجلاً قال لحريز بن عثمان: «بلغني أنك لا تترحم على علي؟». قال: «اسكت. رحمه الله مئة مرة».
📚 سیر اعلام النبلاء ٨٠/٧
✅ روايت معتبر
- وراجع به تهمت ابن حبان رحمه الله به حريز مرود است و هیچگاه هم ثابت نشده است.
-امام ذهبی رحمه الله در رد این اتهمات میگوید:
«هذا الشيخ أورع من ذلك»
📚 سیر اعلام النبلاء ۸۱/۷
- و دکتر بشار عواد در تحقیق خود بر تهذیب الکمال راجع به آثار تهمت به حریز میگوید:
«إن هذا الكلام ليس له سند، فلا يُعتبر ولا يعتدّ به».
📌 برای تفصیل در این مسأله ميتوانيد به مبحث "ابوعمر الباحث" مراجعه داشته باشید
https://t.me/AntiShobohat50/313
📌 اما اینکه گفتید نواصب نواصب؛ باید بگویم که این منهج منهج شیعیان و بلکه بزرگانتان بوده که نواصب را توثیق میکنید:
▪︎ سیستانی از نجاشی در توثیق نواصب تعجب میکند:
[والعجب كل العجب من النجاشي شيخ الاصحاب في معرفة الرجال يقدح في مثل جابر والمفضلان ويوثق النصاب]
📚إيضاح مناسك الحج -السيستاني ۱۳۱
▪︎ابوالقاسم خوئی میگوید مهم نیست که راوی ناصبی باشد، زیرا مهم این است که ثقه است!
أقول: لا ينبغي الاشكال في فساد الرجل من جهة عقيدته بل لا يبعد استفادة أنه لم يكن يتدين بشيء، ومن ثم كان يظهر الغلو مرة، والنصب أخرى، ومع ذلك لا يهمنا إثبات ذلك، إذ لا أثر لفساد العقيدة، أو العمل، في سقوط الرواية عن الحجية، بعد وثاقة الراوي .
📚مجعم رجال الحديث - الخوئي - ج 3 ص 152
✍🏻فلذا توثیق نواصب؛ کاری است که شیعیان ید طولایی در آن دارند و حتی بر کسی که اموال معصوم را تاراج میکرده؛ توثیق میکردند!
همچون عثمان بن عيسى دزد و معاند اهل بيت بود اما او از اصحاب اجماع است!!
☣ اخیراً صحبتی از دلیل کردند اما تنها یک دلیل برای توثیق جرثومه [ابراهیم بن هاشم] ، اما ضربات ما را ملاحظه داشته باشید 👇🏻
🉐ابله رافضی گفت:
شیخ مفید به جهت اثبات تحریم ذبائح اهل کتاب استدلال به ۹ روایت با اسناد متفاوت می کنند که از این ۹ روایت در سند ۳ روایت حضرت ابراهیم بن هاشم وجود دارند؛ سپس می گویند : فهذه جملة مما ورد عن أئمة آل محمد ص في تحريم ذبائح أهل الكتاب 👈🏻 قد ورد من الطرق الواضحة بالأسانيد المشهورة و عن جماعة بمثلهم في الستر و الديانة و الثقة و الحفظ و الأمانة 👉🏻
📚 تحریم ذبائح اهل کتاب ج۱ ص۳۱
✅ پاسخ :
اولاً : در اینجا شیخ مفید فرد خاصی رو توثیق نکرده است، بلکه حکم کلی بر احادیث [ ۹ روایت ] زده اند به اینکه روایات تحریم خوردن ذبیحه های اهل کتاب توسط اسانید و رجال ثقه نقل شده است، نه اینکه تمامی روات این اسانید ثقات و مأمون باشند !
دوماً : برای اینکه مقصود و مفهوم کلام ما را متوجه شوید، یک بررسی بر اسانید ۹ روایت را بنگرید که افرادی کذاب و یا جداً ضعیف خواهید دید، همچون مفضل بن صالح ( ابوجميله ) كه در اولين سند ذکر کرده است.
https://t.me/eulumhadith/301
سوماً : اساساً مجلسی این روایت مفضل بن صالح که شيخ مفید از کافی آورده بود هم راجع آن گفته است: ضعیف[مرآة العقول ٢٣/٢٢ ] بلکه چندی از روایات که از کافی آورده بود، مجلسی در مرآة تضعيف كرده بودند، فلذا از اين خاطر ميگوییم بر غالبیت و یا مجموع طرق شیخ مفید آمده حکم داده و از این خاطر میگوید:
[و بمثلهم في العدد يتواتر الخبر و يجب العمل لمن تأمل و نظر ]
چهارماً : برای اینکه حال شیعیان را کامل بگیریم،میگوییم که بر فرض اینکه شیخ مفید بر تمام رجال سند حکم به توثیق داده است، اما آیا میدانید که شیخ مفید اهلیت توثیق و جرح روات را نداشته است و بزرگانی از اعلام شیعه اصلاً به توثیقات او اعتبار نمیدهند!؟ چه برسد به تفرد ایشان !
- با دقت ملاحظه داشته باشید👇🏻
🉐ابله رافضی گفت:
شیخ مفید به جهت اثبات تحریم ذبائح اهل کتاب استدلال به ۹ روایت با اسناد متفاوت می کنند که از این ۹ روایت در سند ۳ روایت حضرت ابراهیم بن هاشم وجود دارند؛ سپس می گویند : فهذه جملة مما ورد عن أئمة آل محمد ص في تحريم ذبائح أهل الكتاب 👈🏻 قد ورد من الطرق الواضحة بالأسانيد المشهورة و عن جماعة بمثلهم في الستر و الديانة و الثقة و الحفظ و الأمانة 👉🏻
📚 تحریم ذبائح اهل کتاب ج۱ ص۳۱
✅ پاسخ :
اولاً : در اینجا شیخ مفید فرد خاصی رو توثیق نکرده است، بلکه حکم کلی بر احادیث [ ۹ روایت ] زده اند به اینکه روایات تحریم خوردن ذبیحه های اهل کتاب توسط اسانید و رجال ثقه نقل شده است، نه اینکه تمامی روات این اسانید ثقات و مأمون باشند !
دوماً : برای اینکه مقصود و مفهوم کلام ما را متوجه شوید، یک بررسی بر اسانید ۹ روایت را بنگرید که افرادی کذاب و یا جداً ضعیف خواهید دید، همچون مفضل بن صالح ( ابوجميله ) كه در اولين سند ذکر کرده است.
https://t.me/eulumhadith/301
سوماً : اساساً مجلسی این روایت مفضل بن صالح که شيخ مفید از کافی آورده بود هم راجع آن گفته است: ضعیف[مرآة العقول ٢٣/٢٢ ] بلکه چندی از روایات که از کافی آورده بود، مجلسی در مرآة تضعيف كرده بودند، فلذا از اين خاطر ميگوییم بر غالبیت و یا مجموع طرق شیخ مفید آمده حکم داده و از این خاطر میگوید:
[و بمثلهم في العدد يتواتر الخبر و يجب العمل لمن تأمل و نظر ]
چهارماً : برای اینکه حال شیعیان را کامل بگیریم،میگوییم که بر فرض اینکه شیخ مفید بر تمام رجال سند حکم به توثیق داده است، اما آیا میدانید که شیخ مفید اهلیت توثیق و جرح روات را نداشته است و بزرگانی از اعلام شیعه اصلاً به توثیقات او اعتبار نمیدهند!؟ چه برسد به تفرد ایشان !
- با دقت ملاحظه داشته باشید👇🏻
📌محمد بن الحسن بن الشهيد الثاني:
وكلام المفيد غير معلوم المراد من عبارته،فإنّه كثيراً ما يوثّق من ليس له أهليّة التوثيق.
[إستقصاء الإعتبار 3/ 2]
📌محمد آصف المحسني:
نحن لا نعتمد على توثيقات الشيخ المفيد مع جلالته ؛ فهو من المتسامحين خصوصاً في توثيق الرواة.
[مشرعة البحار 1/ 398 ]
📌الشیخ حيدر حب الله:
والذي توصّلتُ إليه أنّ الشيخ المفيد وأمثاله من علماء مختلف المذاهب ممّن لا يُعرفون بخبرويّتهم في مجال نقد الرواة والرجال، بل لوحظ عليهم سلسلة أخطاء أو أمور غريبة في هذا الميدان.. هؤلاء العلماء لا تعتبر توثيقاتهم أو تضعيفاتهم حجّة أو أمارة كامة.
[منطق النقد السندي 1: 249 ـ 254، 329 ـ 330]
📌الوحيد البهبهاني:
عندي أنّ استفادة العدالة منها لا تخلو من تأمُّلٍ، كما لا يخفى على المتأمِّل في الإرشاد في مقامات التوثيق
[الفوائد الرجالية 52]
📌النراقي:
إنّ استفادة العدالة من توثيق المفيد في الإرشاد لا يخلو من نظرٍ لمَنْ نظر فيه وتدبَّر.
[شعب المقال: 34]
📌السيد بحر العلوم:
أما توثيق المفيد رحمه الله، فمع مافيه من الكلام، لاينهض لمقاومة ما ذكر من أسباب الجرح.
[الفوائد الرجالية 352/2]
📌 محمد باقر ملكيان:
توثیقات شیخ مفید را نقد کردند و راجع به بی ارزش بودن توثیقات ایشان سخن گفته است.
[ اینجا را مراجعه کنید ]
📌 شيخ شاهرودی؛ محمد آل راضي؛ باقر ايرواني:
فالأصحّ هنا هو ما ذهب إليه الشيخ آصف محسني والشيخ الأحمدي الشاهرودي ـ وهو ما يظهر أيضاً من الشيخ محمد هادي آل راضي ـ من التوقّف في أمر توثيقات المفيد وأمثاله من علماء مختلف المذاهب. غاية الأمر أنّني أعتبرها مجرّد قرينة ناقصة على التوثيق. ولعلّ من أوائل من تنبّه لمشاكل توثيقات المفيد هو الشيخ محمد العاملي (1030هـ) حفيد الشهيد الثاني.
وقد كنتُ أثرت هذه الإشكاليّة (إشكاليّة عدم خبرويّة بعض المتقدّمين) شفاهاً على أستاذنا الشيخ باقر الإيرواني عام 1995 أو 1996م، وبدا منه الإقرار بها آنذاك.
[https://t.me/haidarhobbollah/2950]
وكلام المفيد غير معلوم المراد من عبارته،فإنّه كثيراً ما يوثّق من ليس له أهليّة التوثيق.
[إستقصاء الإعتبار 3/ 2]
📌محمد آصف المحسني:
نحن لا نعتمد على توثيقات الشيخ المفيد مع جلالته ؛ فهو من المتسامحين خصوصاً في توثيق الرواة.
[مشرعة البحار 1/ 398 ]
📌الشیخ حيدر حب الله:
والذي توصّلتُ إليه أنّ الشيخ المفيد وأمثاله من علماء مختلف المذاهب ممّن لا يُعرفون بخبرويّتهم في مجال نقد الرواة والرجال، بل لوحظ عليهم سلسلة أخطاء أو أمور غريبة في هذا الميدان.. هؤلاء العلماء لا تعتبر توثيقاتهم أو تضعيفاتهم حجّة أو أمارة كامة.
[منطق النقد السندي 1: 249 ـ 254، 329 ـ 330]
📌الوحيد البهبهاني:
عندي أنّ استفادة العدالة منها لا تخلو من تأمُّلٍ، كما لا يخفى على المتأمِّل في الإرشاد في مقامات التوثيق
[الفوائد الرجالية 52]
📌النراقي:
إنّ استفادة العدالة من توثيق المفيد في الإرشاد لا يخلو من نظرٍ لمَنْ نظر فيه وتدبَّر.
[شعب المقال: 34]
📌السيد بحر العلوم:
أما توثيق المفيد رحمه الله، فمع مافيه من الكلام، لاينهض لمقاومة ما ذكر من أسباب الجرح.
[الفوائد الرجالية 352/2]
📌 محمد باقر ملكيان:
توثیقات شیخ مفید را نقد کردند و راجع به بی ارزش بودن توثیقات ایشان سخن گفته است.
[ اینجا را مراجعه کنید ]
📌 شيخ شاهرودی؛ محمد آل راضي؛ باقر ايرواني:
فالأصحّ هنا هو ما ذهب إليه الشيخ آصف محسني والشيخ الأحمدي الشاهرودي ـ وهو ما يظهر أيضاً من الشيخ محمد هادي آل راضي ـ من التوقّف في أمر توثيقات المفيد وأمثاله من علماء مختلف المذاهب. غاية الأمر أنّني أعتبرها مجرّد قرينة ناقصة على التوثيق. ولعلّ من أوائل من تنبّه لمشاكل توثيقات المفيد هو الشيخ محمد العاملي (1030هـ) حفيد الشهيد الثاني.
وقد كنتُ أثرت هذه الإشكاليّة (إشكاليّة عدم خبرويّة بعض المتقدّمين) شفاهاً على أستاذنا الشيخ باقر الإيرواني عام 1995 أو 1996م، وبدا منه الإقرار بها آنذاك.
[https://t.me/haidarhobbollah/2950]
🉐 آخرین ادعای ایشان این بود: مجلسی گفته که کلینی چون زیاد از ابراهیم بن هاشم روایت کرده، پس نزد او ثقه است!
✅پاسخ:
این ادعای پوچی است، زیرا کلینی از کذاب و متهم هم روایت کرده و بلکه زیاد هم روایت میکند که برای رد این ادعا، کافی است که بگوییم تنها در اصول کافی ( غیر فروع و روضه ) از ۳۷۸۳ روایت، ۲۱۳۵ روایات آن از کذابین و متروکین و متهمین روایت شده است.
✅پاسخ:
این ادعای پوچی است، زیرا کلینی از کذاب و متهم هم روایت کرده و بلکه زیاد هم روایت میکند که برای رد این ادعا، کافی است که بگوییم تنها در اصول کافی ( غیر فروع و روضه ) از ۳۷۸۳ روایت، ۲۱۳۵ روایات آن از کذابین و متروکین و متهمین روایت شده است.