عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
1.33K subscribers
447 photos
33 videos
78 files
497 links
{اݪتَحقِیقآت ــــــ📕} @rodoud_elmi
{علوم الحديث 📙} @eulumhadith
Download Telegram
┄┅━✺𖣐﴾﷽﴿𖣐✺━┅┄

💥جمع الـجيوش والدساڪر لبيان جهالة الجرثومة؛ إبـراهـيم بـن هـاشم 💥


🔻مقدمـــــہ ۱
🔻مقدمـــــہ ۲

ابراهيم بن هاشم در نگـاه علماۍ رجال متقدّم

🌴𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄

🔮 تصریح بزرگان شیعه به عدم وجود توثیق برای ابراهیم بن هاشم 👇🏻

❶  علامه حلۍ
احمد اردبیلۍ
❸ محمد بن حسن بن شهید ثانۍ
فیض کاشانۍ
شهید ثانۍ
محسن الموسوۍ
❼  محسن الحڪيم
محمد عاملۍ
❾  عبدالنبي كاظمۍ
علۍ بروجردۍ
حسينی قزوينۍ
يحيۍ محمد
جواد قيومۍ
محقق کتاب اللمعة
محقق كتاب نقد الرجال
محسن الأمين

🌴 𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄

🟥 رد و تضعیف روایات ابراهیم بن هاشم توسط علماۍ شیعــہ 🔰
https://t.me/eulumhadith/415

🌴 𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
📌 مناقشـہ ادݪه ابواݪقاسم خوئۍ

🉑 دلیلــ اولــ
🉑 دلیلــ دومــ
🉑 دلیلــ سومــ

🌴 𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
✍🏻جمــع بنــدۍ

𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄

⫸ بیان نکاتۍ در رابطه با توثیقات متاخرین و حجیت آن

🟣 بخش اول
🟣 بخش دوم

𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄

💢 بیان دو نڪتـہ مهم در ڪلام علامـہ حݪۍ

💮 نڪتـہ اولــ
💮 نڪتـہ دومــ
𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
👍1
🔮پـاسخ بـہ اشـکالیات جهّاݪ شیـعـہ 👇🏻

🪙 مقدمــــہ

بخش اول
بخش دوم
بخش سوم
بخش چهارم
بخش پنجم
بخش ششم
بخش هفتم
بخش هشتم
بخش نهم

𖣐➵➵➵𖣐➵➵➵𖣐➵➵┅┄
🏮 ذڪر چند نڪتـہ مڪمّݪ
آیا وجود راوی در ڪتاب تفسیر قمۍ سبب توثیق فرد میشود !؟
آیا وجود راوی در ڪتاب ڪامل الزیارات سبب توثیق فرد میشود !؟
آیا وجود راوی در ڪتاب نوادر الحڪمه سبب توثیق فرد میشود !؟
آیا ڪثرت روایت از فردۍ سبب توثیق آن راوۍ میشود !؟
آیا روایت اجلاء از فردۍ سبب توثیق آن راوۍ میشود !؟

🅾 نقدۍ جدید بر مــہملات رافضۍ راجع به جرثومـہ اۍ بنام ابراهیم بن هاشم👇🏻
https://t.me/eulumhadith/424
🌴 𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄

✍🏻 با مطالعه ی تمام کنفرانس و مطالب مطرح شده؛ خواهید دانست ڪـہ شیعیان هیچ دلیلۍ براۍ اثبات وثاقت و بݪڪـہ حتۍ ممدوح بودن این جرثومه بنام ابراهیم بن هاشم ندارند و هر آنچـہ اصرار میڪنند تنها براۍ خریدن آبروۍ شیعـہ و روایاتشان است.
❇️ 𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄

«مجموعـہ مدافعان سنّـت»

➢•|https://t.me/+FmBIuNxFqHI5NzAx|
➢•|@rodoud_elmi
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
📌آقای محسن موسوي روایت را رد میکند و آنهم بخاطر این جرثومه! [مخدوشتان سنداً ؛ لوقوع إبراهيم بن هاشم في طريقهما ، وهو ممّن لم يوثق في كتب الرجال] و جایی دیگر میگوید: [مضافا لوقوع ابراهيم بن هاشم فيها أيضاً ، غير موثّق على الأقل] 📚ملكيّة الأرض - الاُستاذ السيّد…
📌 تضعيف روايات ابراهيم بن هاشم:

[حسنه روايتى است كه در سلسله سند آن راويى وجود داشته باشد كه توثيق و تعديل نشده, ولى مدح شده باشد و سلسله راويان آن, همه, دوازده امامى باشند, در مثل, مانند رواياتى كه در سلسله سند آنها ابراهيم بن هاشم واقع شده است.
"شهيد ثانى", به روايات او عمل نكرده و سيد "محمد عاملى" نيز در مدارك الاحكام و نهايه روايات او را ضعيف شمرده است.]

[صاحب مدارك نيز در جاى مدارك الاحكام، روايات ابراهيم بن هاشم را ضعيف دانسته و به آن عمل نمى كند ولى در يك مورد از نهاية المرام ديده شده كه وى روايت ابراهيم بن هاشم را صحيحه دانسته است]

📚فقه/ دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم  ١٩/٥ 
📌 دغل بازی شیعیان در صحت و سقم روایات ابراهیم بن هاشم:

[ثم انه لا يخفى عليك انا قد أشرنا في غير موضع مما تقدم الى اضطراب كلام السيد السند (قدس سره) في حديث إبراهيم بن هاشم و عده في الضعيف تارة و في الحسن اخرى و في الصحيح تارة]
📚الحدائق الناضرة ۲۵۷/۷

- سيد السند؛ همان عاملی صاحب مدارک است.
📌 تضعیف روایت ابراهیم بن هاشم توسط عالم شیعی:

[اما روایت حمران گذشته از اینکه سنداً ضعیف است به ابراهیم بن هاشم]
📚پاسخهای استاد به نقدهايی بر کتاب مساله حجاب/ مرتضی مطهری ۵۱ 
📌 ضعیف شمردن روایت ابراهیم بن هاشم:

[مختار الشهيد الثاني؛ استضعافا للرواية من جهة اشتمال إسنادها على إبراهيم بن هاشم ، ولم ينصّ عليه بالتوثيق.]
📚تبصرة الفقهاء/ الرازي النجفي الاصفهاني، محمد تقي  ۱۷۲/۳  
📌 ضعیف شمردن سند به سبب عدم تصریح به وثاقت ابراهیم بن هاشم:

[وسندها ضعيف بابن الفضّال ، عن يونس بن يعقوب ، وبعدم صراحة توثيق إبراهيم بن هاشم ]
📚مجمع الفائدة والبرهان ۱۳۸/۱۴
📌کلام فیض کاشانی:

[ فإن كثيرا من الرواة المعتنين بشأنهم الذين هم مشايخ مشايخنا المشاهير الذين يكثرون الرواية عنهم ليسوا بمذكورين في كتب الجرح و التعديل بمدح و لا قدح
ويلزم على هذا الاصطلاح أن يعد حديثهم في الضعيف مع أن أصحاب هذا الاصطلاح أيضا لا يرضون بذلك و ذلك مثل أحمد بن محمد بن الحسن بن الوليد الذي هو من مشايخ شيخنا المفيد و الواسطة بينه و بين أبيه و الرواية عنه كثيرة. و مثل ........ و مثل إبراهيم بن هاشم القمي ]

✍🏻 ایشون دو نکته مهم بیان میکند که بنده شبانه روز دارم آن را تکرار میکنم:
1. ابراهیم بن هاشم هیچ مدحی هم در کتب رجال ندارد

~ فیض کاشانی هم موافق است:
[ليسوا بمذكورين في كتب الجرح و التعديل بمدح و لا قدح... مثل ابراهیم بن هاشم]

2. بر اساس مبانی اصولی های شیعه باید روایات او ضعیف بحساب بیاد

~ فیض کاشانی هم موافق است:
[يلزم على هذا الاصطلاح أن يعد حديثهم في الضعيف... مثل ابراهیم بن هاشم]
📌آقای محسن موسوي روایت را رد میکند و آنهم بخاطر این جرثومه!

[مخدوشتان سنداً ؛ لوقوع إبراهيم بن هاشم في طريقهما ، وهو ممّن لم يوثق في كتب الرجال]

و جایی دیگر میگوید:
[مضافا لوقوع ابراهيم بن هاشم فيها أيضاً ، غير موثّق على الأقل]
📚ملكيّة الأرض - الاُستاذ السيّد محسن الموسوي | فقه أهل البيت - عربي | موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی ج26 ص44 و ص45
🕉 عواقب رد جرثومـہ ای بنام ابراهیم بن هاشم از زبان قزوینۍ 👇🏻

در همین بحث ابراهیم بن هاشم، اگر کسی معتقد به توثیق خاص «ابراهیم بن هاشم» باشد و ما هم توثیق نداریم باید طبق این نظر، نزدیک پنج هزار روایت را دور بیندازید!!

اصلاً لازم نیست که ما «الصحیح من الکافی» بنویسیم، همین که یک مرتبه بگوییم روایات «ابراهیم بن هاشم» همگی ضعیف است، با این حرف ما حدود پنج هزار روایت را دور ریختیم و اصلاً به آن نیازی نداریم.

📚خارج کلام مقارن ج ۱ ص ۳۴
📌 بنده (صلاح الدین)؛ راجع به آوردن یک روایت با سند صحیح از کتب شیعه؛ در گروه درخواست کرده بودم، زیرا عرضم این بود که تا بحال یک سند صحیح از رسول خدا در کتب شیعه نیافته ام فلذا هر کسی که توان آوردن را دارد، بنده آن را بررسی خواهم کرد و برخی کاربران روایاتی آوردند و بیان شد که ضعیف اند اما بعد از چند روز از پرسش بنده، دیدم یکی از کانال ها خواسته اند به سؤال بنده پاسخ دهند و روایت مد نظرشان این است:👇🏻

[حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ اَلْوَلِيدِ رِضْوَانُ اَللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ اَلصَّفَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عِيسَى عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ آبَائِهِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ: قَالَ اَللَّهُ جَلَّ جَلاَلُهُ : أَيُّمَا عَبْدٍ أَطَاعَنِي لَمْ أَكِلْهُ إِلَى غَيْرِي وَ أَيُّمَا عَبْدٍ عَصَانِي وَكَلْتُهُ إِلَى نَفْسِهِ ثُمَّ لَمْ أُبَالِ فِي أَيِّ وَادٍ هَلَكَ.]
📚الأمالی (للصدوق) ج ۱، ص ۴۸۹
✍🏻 اما پاسخ به این روایت:

اولاً: از نظر بزرگان شیعه چنین سندی قابل پذیرش نیست و بلکه روایت را بخاطر ابن فضال تضعیف کرده اند و او را کافر و ملعون عنوان کرده اند

- ابن ادريس حلي:
[وراوي أحدهما فطحي المذهب، كافر ملعون، وهو الحسن بن الفضال، وبنو فضال كلهم فطحية، والحسن رأسهم في الضلال.]
📚السرائر (ج 1، ص495)

- علامه حلی در منتهى المطلب (ص 534) میگوید:
[وفي طريقه ابن فضال وهو "ضعيف".]

- و در کتاب( مختلف الشيعة ص 422/7) همچنین راجع به روایتی گفته اند:
[ والرواية ضعيفة السند، فإن في طريهما الحسن بن علي بن فضال و ابن بكير و هما ضعيفان]

- و همچنین از اکثر اصحاب نقل شده که روایات چنین فردی رو قبول نمیکنند:
[ثم ان الحسن بن علي بن فضال الواقع في الطريق فطحي المذهب ، وان رجع عنه في غمرات الموت. ولكن رجوعه هذا لا يجدي نفعا في الاعتماد على حديثه على مذهب من لا يعمل بالموثق بل يرده ، كأكثر أصحابنا ، ومنهم العلامة كما صرح به في كتبه الاصولية.]
📚الرسائل الفقهيّة - الخاجوئي، ٣٢٣/٢ 

دوماً: بنده بنا به بررسی که کرده ام، روایات #مروان_مسلم از امام صادق با یک الی دو واسطه است جز در دو الی سه مورد، که یکیش همین است و یکی دیگر راجع به روزه شعبان که اتفاقاً هر سه هم از طریق ابن فضال است اما حتی دیگر روایات ابن فضال رو هم ببینید، میدانید که روایات مروان همچنان از امام صادق با واسطه است!

- شما هر آنچه دوست دارید تحقیق کنید که بدانید روایات مراون بن مسلم جز با واسطه، از امام صادق روایت نمیکند؛ و این هم به عنوان مثال:
[ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ أَخْرَجَ زَكَاةَ مَالِهِ أَلْفَ دِرْهَمٍ فَلَمْ يَجِدْ ...]
📗 الكافي- ط الاسلامية ۵۵۷/۳

👈🏻 دو واسطه بین مروان بن مسلم و امام صادق‼️

[ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى الْحَنَّاطِ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ لِامْرَأَتِي أُخْتاً عَارِفَةً عَلَى رَأْيِنَا وَ ...]
📗 الكافي ط الاسلامية ٣٤٩/٥

👈🏻 دو واسطه بین مروان بن مسلم و امام صادق‼️

 [ على بن الحسن عن أحمد ومحمد ابني الحسن عن علي بن يعقوب عن مروان بن مسلم عن أيوب بن الحر عن سليمان بن خالد عن ابي عبد الله عليه‌السلام قال : عدة المملوكة المتوفى عنها زوجها اربعة اشهر وعشرا.]
📗الإستبصار ٣٤٧/٣

👈🏻 دو واسطه بین مروان بن مسلم و امام صادق‼️

[أحمد بن محمد ، عن علي بن الحسن التيمي ، عن أخويه محمد واحمد ، عن علي بن يعقوب الهاشمي ، عن مروان بن مسلم ، عن سعيد بن عمرو الجعفي ، عن رجل من أهل مصر ، عن أبي عبد الله ( عليه السلام ) ، قال : « أما إن قائمنا لو قد قام ، لقد أخذ بني شيبة ، وقطع أيديهم وطاف بهم ، وقال : هؤلاء سراق الله » الخبر.]
📗مستدرك الوسائل ١٥٣/١٨

👈🏻 دو واسطه بین مروان بن مسلم و امام صادق‼️

[ أحمد بن الحسن بن علي بن فضال عن علي بن يعقوب الهاشمي عن مروان بن مسلم عن حريز عن العجلي عن أبي عبد اللَّه ع قال‌ سألته عن رجل استودعني مالا فهلك و ليس لولده شي‌ء و لم يحج حجة الإسلام قال حج عنه و ما فضل فأعطهم.]
📗الوافي ٣٠٧/١٢

👈🏻 دو واسطه بین مروان بن مسلم و امام صادق‼️

👈🏻و غيره از موارد كه با واسطه بوده که بنده کتب ثمانیه شیعه رو هم بررسی کردم و نتیجه این بود که با یک الی دو واسطه و در جایی سه واسطه هم دیدم كه از امام صادق روايت ميكند.

نتیجه این است: اگر کسی کمترین اطلاع به این مبانی دارد، خواهد فهمید که کثرت روایت از فردی با واسطه، سند های دو سه مورد بی واسطه را زیر سؤال ميبرد

👈🏻وبه عنوان مثال، روایت ابن ابی عمیر از محمد بن مسلم که در چند مورد معدود بدون واسطه از ایشان روایت کرده اما در بقیه موارد با واسطه بوده، یعنی با اینکه همعصر هستند، اما بخاطر کثرت روایت ایشان از ابن مسلم با واسطه، روایت او را به عنوان مرسل عنوان کرده اند.

لم تثبت رواية ابن أبي عمير ،عن محمّد بن مسلم مباشرةً. وما ورد في قليلٍ من الأسناد ممّا يُوهِم ذلك لا يخلو من خللٍ ... وروى هو عن محمّد بن مسلم بالتوسّط في كثير من الأسناد جدّاً.
📚 الکافی- ط دار الحدیث (پاورقی)  ۲۱۵/۴


في رواية ابن أبي عمير عن محمّد بن مسلم- بلا واسطة- سقط أو إرسال و إن وقع في قليل من الأسناد ؛ فإنّ المتكرّر في أسناد عديدة رواية ابن أبي عمير عن محمّد بن مسلم بالواسطة

📚توضيح الأسناد المشكلة - شبيري الزنجاني ١٩٤/١

🏮👈🏻 به اشكالی که راجع به مورد اول گرفتند را اینجا پاسخ دادم👇🏻
https://t.me/c/1440164556/374091
📌 #احمد_بن_زیاد_الهمداني
📌
#شيخ_صدوق

دروغگو_کدام یک_است!؟

✍🏻 در اواسط قرن چهارم هجری، بعد از اینکه بغداد را زیارت کرد و مهمترین اعتراضات راجع به مهدویت و طول غیبت ایشان که بین شیعیان متداول بود را شنیدند، شیخ صدوق ( متوفي 381هـ ) به حج بيت الله الحرام سفر نمود و در راه برگشت به محل اقامت خود به شهر ری ( در ایران ) و هنگام وصول ایشان به شهر همدان، ادعای رؤيت فردی مجهول کرد که هیچ یادی از او در کتب رجال و تراجم وجود ندارد و آنهم بنام - احمد بن زیاد الهمداني - و ادعا كرد كه روایات زیادی به او بیان نمود که معظم آن روایات از تفرد ایشان بوده[ این قید مهم است ]

و محتوای قسمتی از آن روایات، در پاسخ به اعتراضات مبحث امامت و مهدویت بود که در بغداد آن اعتراضات را شنیده بودند و انگار این اتفاقات ناخود اگاه، برای این غرض صورت گرفته بود!

#آنچه بیشتر #عجیب است، اینکه احمد بن زیاد همدانی در ۹۹٪ روایات خود ادعا دارد که از علی بن ابراهیم قمی شنیده اند ! در حالی که باید روایات ایشان ( علی بن ابراهیم ) در قُم و گوشه و کناره های آن منتشر شده باشد تا حدی که کلینی ( متوفي 329هـ ) نصف روايات کتاب کافی رو از علی بن ابراهیم است! پس چطور تنها احمد بن زیاد در معظم نقولات خود، علی بن ابراهیم شیخ ایشان بوده اند !
مورد عجیب تر هم این است که شیخ صدوق با مدت کمی که در همدان ( شهر احمد بن زیاد ) سپری کرد، این احمد بن زیاد را با چنین القاب او را وصف کرد:
«كان رجلاً ثقةً ديّناً فاضلاً عليه رحمة الله ورضوانه»‏!!

#شاید به ذهن شما خطور کند که چه معضلات و اعتراضاتی بوده که شیخ صدوق خواسته اند آن را با چنین قصه و افسانه ها آن را حل کنند !؟

#بلا_شک، امامت الهی که شیعیان ادعای تنصیص بر امامان خود داشته اند اما با معضلاتی مواجه شدند که یکی از مهمترین موارد آن؛ تنصیص بر امامت امام موسی کاظم و سرگردانی اصحاب امام صادق بعد از وفات ایشان در انتخاب امام خود بودند و متفرق شدن آنان به فرقه های مختلف! ، زیرا سؤال پیش میاد که اگر تنصیصی از خدا و رسول ایشان بر امامان بوده، پس چطور خواص اصحاب ائمه از این نصوص اطلاع نداشتند !؟
و اشکال متضاعف میشود هنگامی که #زراره_بن_اعین، برای شناخت امام بعد، فرزند خود ( عبید ) را به مدینه میفرستند و در راه باز گشت، بدون اینکه امام بعد خود را بشناسد، وفات میکند!!

فلذا افسانه های ناخود آگاه برای شیخ صدوق در راه برگشت از حج، در شهر همدان صورت میگیرد و با این فرد مجهول بنام احمد بن زیاد همدانی ملاقات میکند و این روایات را از او میگیرد !

- یکی از این روایات که برای حل معضلات شیعه آن زمان از این مجهول گرفتند، روایتی در ماست مالی کردن سرگردانی زراره بود.

- روایت همین است:
«حدّثنا أحمد بن زياد بن جعفر الهمدانيّ “رض”، قال: حدّثنا عليّ بن إبراهيم بن هاشم، قال: حدّثني محمّد بن عيسى بن عبيد، عن إبراهيم بن محمّد الهمدانيّ “رض”، قال: قلت للرّضا “ع” يا ابن رسول الله، أخبرني عن زرارة هل كان يعرف حقّ أبيك “ع”؟ فقال: نعم. فقلت له: فلِمَ بعث ابنه عُبيداً ليتعرّف الخبر إلى من أوصى الصّادق جعفر بن محمّد “ع”؟ فقال: إنّ زرارة كان يعرف أمر أبي “ع” ونصّ أبيه عليه، وإنّما بعث ابنه ليتعرّف من أبي “ع” هل يجوز له أن يرفع التّقيّة في إظهار أمره ونصّ أبيه عليه، وأنّه لما أبطأ عنه ابنه طولب بإظهار قوله في أبي “ع”، فلم يُحبّ أن يُقدم على ذلك دون أمره، فرفع المصحف وقال: الّلهم إنّ إمامي من أثبت هذا المصحف إمامته من ولد جعفر بن محمّد “ع”».

📚كمال الدّين ص75


- خلاصه معنا روايت اين است كه زراره در اصل سرگردان نبوده بلکه از سر تقیه خود را به تظاهر نمایی به سرگردانی میکردند !


🔰 یکی دیگر از روایات را ببینید که به قول شیعیان قویترین روایات خود در این مورد دارند:

︎حدیث ثقلین که متضمن تنصیص بر امامان بوده [ که البته رد داده بودم ] :

حدثنا احمد بن زياد بن جعفر الهمداني قال: حدثنا على بن ابراهيم بن هاشم عن أبيه عن محمد بن أبي عمير عن غياث بن إبراهيم عن الصادق جعفر بن محمد عن أبيه محمد بن على عن أبيه على بن الحسين عن أبيه الحسين بن على عليه السلام قال: سئل أمير المؤمنين عليه السلام عن معنى قول رسول الله صلى الله عليه وآله انى مخلف فيكم الثقلين كتاب الله وعترتي من العتره؟ فقال: انا والحسن والحسين والائمه التسعه من ولد الحسين تاسعهم مهديهم وقائمهم لا يفارقون كتاب الله ولا يفارقهم حتى يردوا على رسول الله صلى الله عليه وآله حوضه.

📚 عیون اخبار الرضا ج۲ ص۶۰


#دروغگو_کدامیک_است
[ میثاق_العسر / مع التصرّف ... ]

https://t.me/eulumhadith
#ادامــہ_دارد
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
📌 #احمد_بن_زیاد_الهمداني 📌#شيخ_صدوق دروغگو_کدام یک_است!؟ ✍🏻 در اواسط قرن چهارم هجری، بعد از اینکه بغداد را زیارت کرد و مهمترین اعتراضات راجع به مهدویت و طول غیبت ایشان که بین شیعیان متداول بود را شنیدند، شیخ صدوق ( متوفي 381هـ ) به حج بيت الله الحرام…
#احمد_بن_زیاد_الهمدانی

🔸 یک نمونه از تفاوت منظر رجالی و فهرستی🔸

📌آیت الله سید احمد مددی:

مرحوم صدوق گاهی از «احمد بن زیاد بن جعفر الهمدانی» (الهمدانی بفتح میم. همدان به سکون میم عشیره ایست از یمن که خیلی هم محب امیر المؤمنین علیه السلام بوده اند و این قصه یا حار همدان من یمت یرنی هم از همین عشیره است.) نقل می کند. او از مشایخ مرحوم صدوق است که ایشان در طریق حج در همدان با او برخورد کرده اند و ما به هیچ وجه ایشان را نمی شناسیم. مرحوم صدوق در همدان ایران از ایشان عده ای از مصادر شیعه را نقل کرده اند. تنها راهی که داریم به ایشان اولا این است که مرحوم صدوق با ترضی از ایشان نقل کرده اند، یعنی رضی الله عنه فرموده اند. و دوم اینکه مرحوم صدوق یک جا دارند که: «لم أسمع هذا الحديث إلا من أحمد بن‏ زياد بن جعفر الهمداني رضي الله عنه بهمدان عند منصرفي من حج‏ بيت الله الحرام و كان رجلا ثقة دينا فاضلا رحمة الله عليه و رضوانه‏» (كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص: 369) الآن شخصیت علمی و حدیث شناسی ایشان را نداریم اما همین جمله مرحوم صدوق منشأ توثیق شده است.

👈🏻 مطلب دوم که توجه نشده است اینکه ممکن است به لحاظ رجالی با توثیق مرحوم صدوق ایشان را قبول کرد ولی به لحاظ فهرستی مشکل دارد؛ معظم روایات ایشان از علی بن ابراهیم است بلکه شاید همه روایاتش از علی بن ابراهیم باشد و آنچه ایشان نقل می کند از منفردات خودش که هیچ بلکه از منفردات مرحوم صدوق هم هست. این مقداری کار را مشکل می کند؛ این سؤال پیش می آید که مرحوم صدوق که خودشان قمی است و پدرشان همین طور و پدرشان از ابراهیم بن هاشم نقل می کنند و ... چه طور می شود مرحوم صدوق کتابهای علی بن ابراهیم را ندارند و می روند همدان از او نقل می کنند که انفراد هم دارد! اگر این روایات واقعاً در کتاب مرحوم علی بن ابراهیم بود خیلی بهتر بود مرحوم کلینی از علی بن ابراهیم نقل می کردند نه با این سند عجیب و غریب! این چه میراث علی بن ابراهیم بوده است که در قم نبوده است و رفته است در همدان !
ما قبول می کنیم ایشان مرد خوب و عدل و مرضی ولی ظاهرا نسخه شان شاذ باشد. عجیب اینکه مرحوم صدوق روایاتی را که توسط این مرد بزرگوار همدانی نقل می کنند، از هیچ جای دیگر ندارند. شاید شفاهی بوده است یا ... خود مرحوم صدوق توضیحی نداده اند. چرا اینها منفرد است؟ ایشان بالاخره می آیند در قم نسخه شناسی می کنند. این توضیح را ایشان اگر هم انجام داده اند به دست ما نرسیده است.
شاید علی بن ابراهیم کتابی در فقه نوشته اند و در آن کتاب مثلاً 2000 روایت دارند و مثلاً ده سال بعد روایات دیگری را دیده است و مقابله کرده است و بعض روایات قبلی را قبول نداشته اند و در نسخه دوم 2000 روایت را حذف کرده اند. احمد بن زیاد نسخه اول را از علی بن ابراهیم گرفته و به همدان رفته است درحالیکه این نسخه دوم در قم مشهور می شود. به قولی او شاگرد دوره اول علی بن ابراهیم بوده است. مثلا فرض بفرمایید مسند احمد را پسرش عبدالله نقل می کنند. مسند احمد به حسب صحابه است. مسند مثلا علی بن ابی طالب علیهما السلام یا مسند فاطمه سلام الله علیها که البته یکی دو صفحه است. همین طور مسند دارد. مسند که تمام می شود پسر که عبدالله است زیادات - به قول خودشان و به قول ما «مستدرک»- بر کتاب پدر دارند. آنها را هم که می بینیم ، دارد که: «قال عبدالله حدثنی ابی»؛ کسی وارد نباشد می بیند که کل کتاب این طور است؛ یعنی کل کتاب «حدثنی ابی» است و معلوم می شود که پدر اینها را هم دیده بوده است ولی قبول نداشته است. یعنی احمد بن حنبل که از ائمه اهل سنت است ممکن است تحدیث بکند ولی قبول نکند. مرحوم علی بن ابراهیم هم ممکن است تحدیث کرده باشند ولی قبول نکرده باشند. مثلا همین جمع بین فاطمیتین را مرحوم صدوق در علل دارند ولی در فقیه ندارند. یعنی در مقام فقاهت قبول ندارند ولی در مقام روایت دارند.
ای کاش مرحوم صدوق توضیح می دادند که روایات احمد بن زیاد چرا اینگونه است. پس ما حدیث ایشان را از منظر رجالی قبول می کنیم ولی از منظر فهرستی محل تأمل است.

📚 درس خارج فقه؛ سال88-1387 ؛ جلسه 84 و 85
#احمد_بن_زیاد_الهمدانی

📌همچنین آیت الله سید احمد مددی میگوید:

✍🏻یکی از فرق‌های مسلک فهرستی و رجالی در این‌جا خود را نشان می‌دهد. این روایت شواهد رجالی دارد؛ اما به لحاظ فهرستی، دارای اشکال است.

شیخ صدوق از ایشان، مقدار قابل توجه‌ای از میراث علی‌بن ابراهیم را بیان کرده است.[۱۱] این مجموعه از انفرادات شیخ صدوق یا استاد ایشان یعنی احمدبن زیاد همدانی است. یعنی کلینی، پدر صدوق و بقیه اصحاب که در قم بودند و علی‌بن ابراهیم را درک کرده‌اند، این روایات را از علی‌بن ابراهیم نقل نکرده‌اند. خود شیخ صدوق هم این روایت را در کتب دیگرش، نقل نکرده است. لذا قبول این سنخ روایات، فعلا برای ما مشکل است و ابهام دارد.[۱۲]و یافتن شواهدی برای وثوق آنها، فعلا مشکل است. چطور ممکن است که صدوق که از علمای قم است و با یک واسطه روایات علی‌بن ابراهیم را نقل می‌کند، در شهر قم که میراث‌دار روایات علی‌بن ابراهیم است، این روایات را نیافته است تا نقل کند، و در همدان در نزد این شخص یافته و نقل کرده است.[۱۳]

https://mfeb.ir/home/feqham1-7/#_ftn12
🛑پاورقی را ببینید👇🏻
https://t.me/eulumhadith/423
نقدۍ جدید بر مــہملات رافضۍ راجع به جرثومـہ اۍ بنام ابراهیم بن هاشم👇🏻
ابݪـہ گفت:
[مبحث حضرت ابراهیم بن هاشم که به فضائح بزرگی برای جماعت عمریه منتهی شده است و آبروی آنها را بر باد داده است]

پاسخ: خنده دار است که یک ابله رافضی که نمیداند چطور اثرات سیلی های بنده از سر و صورت خود برطرف کند، میاد به یک جرثومه ای واهی بنام ابراهیم بن هاشم، با پیشوند #حضرت استفاده میکند که به قول دوستان انگار خواستند پیامبریش رو ثابت کنند !
آخه این بدبخت که نصف روایات کافی رو به خورد شما داده در حالی که هیچ شناختی از این فرد ندارید، آبروی ما رو برده یا آبروی مذهبتان !؟
ایشون نزد شما ثقه باشد هم هیچ ضرری برای مد نمیرسد، اما زشت و فلاکت زدگی اذان شماست که برای این جرثومه توان اثبات یک دلیل معتبر برای وثاقت او ندارید.

- صدق من قال:
لَوْ كَانَ الْحُمْقُ رَجُلاً لَكَانَ رَافِضِيّاً
اگر «حماقت» به‌شکل یک انسان درآید، یک رافضی خواهد

👈🏻 التماس اين ابݪـہ از عدم ادامه دادن به این مبحث که برای شیعیان شدیداً شرمسار است تا حدی که قزوینی با كمال تأسف ميگوید:

[عزیزان در نظر داشته باشند که ما متأسفانه توثیق خاصی نسبت به «ابراهیم بن هاشم» نداریم جز همان تعبیری که آقای خوئی ... البته این مسئله هم قابل بحث است.]
📗خارج فقــہ مقارنـــ ٣٤

🔥التماسات ابݪـہ و اصرار بر بستن پرونده سیاه ابراهیم بن هاشم👇🏻

~ [شما را که به حق و درست حرف زدنتان انتظاری نیست ولی حداقل سکوت که می تونید بکنید]

~ [ ضعیف بودن حضرت ابراهیم بن هاشم طنز شیعیان برای این مدت شد ]

~ [ تا همین اندازه دیگر کافی است ]

🔥 بی ادبی و فحش های ابݪـہ زیاد است که به احترام اعضاء و گروه، از آن خود داری میکنیم🌷

در پست اول، جدا از این همه بی ادبی و فحش ها که لایق خودش است، تنها دو مورد رو تکرار کرد که چند بار برای این ابله بیان کرده بودم اما اصرار بر جهل و دروغ دارد ‼️


1⃣ مطلب اوݪـــ ابلـہ :
[من نمیدونم حقیقتاً دیگه باید با چه بگوییم که عدم تصریح به وثاقت حمل بر جرح نمی شود و عدم تصریح به وثاقت به معنی جرح نیست هزار بار اینو گفتیم باز هم هزار بار میگیم بعدشم باز میگیم و تکرار میکنیم عدم تصریح به وثاقت جرح راوی نمی باشد]

پاسخ: دوستان به اصرار بر جهل ایشون دقت کنید که چند بار بنده بیان کرده بودم که عدم وجود توثیق؛ دلالت بر جرح #نیست، بلکه بیانگر #مجهول و #ناشناخته بودن است.

- به عنوان مثال اینجا↓بیان کرده بودم
https://t.me/eulumhadith/379

- اما بازهم چند بار این را مثل سابق تکرار میکند که بنظرم کسی که پست های بنده را مطالعه کرده باشد، به فلاکت زدگی این قوم پی میبرد که تنها دروغ میدهند که کسی بگوید این جماعت برای بعد از چند روز که از بستن پرونده این جرثومه آمده اند حرفی داشته اند ‼️


2⃣ مطلب دومـــ ابلـہ :
[عدم تصریح به وثاقت می تواند به دلایل مختلفی رخ دهد که یکی از آنها اساساً به دلیل بی نیازی راوی مطرح به تصریح به وثاقت است]

پاسخ:
- میگوید به دلایل مختلف !
-و بعد تنها یک دلیل ذکر میکند و آن این است که ابراهیم بن هاشم شهرت او بیش از این است که توثیق شوند !

- البته دوستان اینکه میگوید دلایل #مختلف دروغ است، زیرا جز این ادعا دیگر دلایل دیگری ندارند که بگویند اما همانطور که شما میدانید و این گروه شیعی هم این را با کمال بی حیائی میگویند، کلامی باطل است، زیرا افرادی همچون کلینی، صفّار، خزاز قمی، ابن الولید و .. که شهرت و علمیت آنان بالاتر از این جرثومه است سخن گفته اند و توثیقات دو چندان کرده اند، و حتی پسر این جرثومه، که علی بن ابراهیم هست هم برچسب توثیقات بر دوش او گذاشته اند، اما ابراهیم بن هاشم که حتی تاریخ وفات و ولادت او هم معلوم نیست و تخمینات در این مورد هم دارای تشکیک رو رها کردند به امان خدا که بعدها چند جاهل شیعه بیاد بگوید شهرت ایشون بیش از مذکورین بوده فلذا توثیق نکرده اند !
البته جسارت نباشد، زیرا اکثر علمای شیعه این احتجاج را حجت نمیدانند و بلکه تنها اقتصار به ممدوح بودن این جرثومه قائل اند.
📌 پست های دیگر ابݪـہ↓↓

❇️ بنده اقوال عده ای از اعݪام شیعـہ را ذکر نمودم که روایاتی را رد کرده اند و یکی از ادله رد روایت، وجود ابراهیم بن هاشم در سند بوده فلذا این ابله در صدد نقد ( متآسفم که میگویم نقد، بلکه چیزی جز جهل نیست، فلذا شما عیناً مشاهده بفرمایید ) کلام بنده است🪧

✍🏻 نقل بنده به اینکه علامه حلی روایتی را تضعیف میکند و یکی از دو دلیل ایشان، وجود ابراهیم بن هاشم و عدم تصریح به تعدیل ایشان است ↡

📌علامه حلي:
[الجواب عن الأوّل: أنّ في طريقه ابن فضّال، و هو ضعيف، و إبراهيم بن هاشم، و لم ينصّ أصحابنا على تعديله صريحا.]

📚منتهى المطلب في تحقيق المذهب ١٦٠/٨

🉐 اما پاسخ این ابݪـہ را مشاهده کنید هنگامی که خود را به خِنگی میزند :
[ به کلام علامه ی حلی استدلال کردند که چه چیزی را اثبات کنند !؟ اگر کسی فهمید به ما هم اطلاع دهد ]‼️

✍🏻 نقل بنده از فيض كاشانی که کلام او سبب تدمیر شیعی است که نفهمید چی بگوید در حالی که ۷ سطر رو همانند پشت سر هم قرار داده که بگوییم پاسخ داده و جالب اینجاست که بلا فاصله گفته وهابی نمیدونم چرا مطالبش تکرار میکنند ‼️

✍🏻 اما به هر حال استشهاد بنده به کلام فیض کاشانی را ببینید ↡↡
♦️https://t.me/eulumhadith/412


🉐 اما پاسخ ابله این قوم را بنگرید:↓

[ اینکه خود علامه فرموده چیزی که من میگم رو خود علمای اصول نیز نمی پذیرند ( أن أصحاب هذا الاصطلاح أيضا لا يرضون بذلك ) پس دیگر الزامی باقی نمی ماند ]‼️

پاسخ: بنده بیان کردم که فیض کاشانی که بزرگ شیعه هست قائل به این است که مدح و توثیقی برای ابراهیم بن هاشم وجود ندارد فلذا بر اساس #مبانی اصولیون شیعه باید روایات ابراهیم بن هاشم ضعیف باشد.
اما این بنده خدا میگوید که جناب فیض کاشانی اقرار کرده که خود اصولیون زیر بار نمیروند فلذا دیگر الزامی باقی نمیماند!
- یکی نیست به این ابله بگوید که الزام فرد بر اساس مبانی خود، جدا از تطبیقات او هست !؟
فیض کاشانی در صدد بیان این است که مبانی اصولیون بیانگر این است که اگر راوی جرح و تعدیلی برایشان یافت نشود، لابد احادیثشان ضعیف بشمار آید، اما اصولیون به مبنای خود عمل نکرده اند.
اما این ابله میگوید الآن که اصولیون به مبانی خود عمل نمیکنند پس دیگر الزام آور نیست ‼️

الحمدلله علی نعمة العقل !