عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
1.33K subscribers
447 photos
33 videos
78 files
497 links
{اݪتَحقِیقآت ــــــ📕} @rodoud_elmi
{علوم الحديث 📙} @eulumhadith
Download Telegram
🎭 پاســـــــخ به ابݪـہ ↡↡↡    

🛅 ذڪر دو نڪتــہ :

۱. این بنده خدا، ده پست قرار داده که مطالب بنده که قبلاً بر او ردیه زده ام را نقد کند، اما اگر دوستان رجوع کنند و فحش و بی ادبی و ایموجی و گریه و .. از آن جدا کنند، در دو پست بیشتر نخواهد بود

۲. هیچکدام از اشکالات ما رو پاسخ نداد و ظاهراً تنها خواسته اند فشاری که به رخ آنان از برکات گروهمان رسیده، برطرف کنند
ڪلام ابݪـہ :
- مورد ۱: میگوید شما هیچ جرحی برای ابراهیم بن هاشم نیاوردند!

پاسخ: این عین حماقت است، زیرا وقتی ما میگوییم این جرثومه نزد متقدمان توثیق ندارد، یعنی قائل به جهالت او هستیم زیرا عدم ثبوت توثیق، دلالت بر عدم اعتبار اوست، همانطور که عدم ثبوت ضعف، دلالت بر توثیق ندارد.

[عدم الاستثناء لا يدل على التوثيق بل غايته عدم ثبوت ضعف من لم يستثنوه من رجالها و عدم ثبوت الضعف أعم كما هو ظاهر ]

📚تنقيح مباني العروة — الميرزا جواد التبريزي – ج۲ ص۸۸
- مورد ۲: ابله فرمود:
((و اما مطلب دوم اینکه هیچگاه هیچکسی از علماۍ اعلام شیعیان این را بیان نکرده است که عدم تصریح به توثیق توسط متقدمین به معناۍ جرح است بلکه این گفته ی پیروان مذهب هَردَمبیلی اهل بدعت است و الا نشان ما دهید کجا گفته شده عدم تصریح به توثیق یعنی جرح راوی !؟ اصلا مگر این مسئله امکان پذیر است !؟ اصلا عقل داخل سرتان هست که اینو بیان می کنید؟))

پاسخ: افراد زیادی هستند که روایت را تضعیف کردند و تنها دلیل آنان عدم توثیق متقدمین است.

- مثال:
[لم يوثقه أحد من قدماء الأصحاب، فما ذكره بأنه موثق اجتهاد منه وغير مبتن على الحس، ولا حجية لتوثيق المتأخرين ومدحهم]
یعنی اسماعيل حميری هیچکدام از متقدمین او را توثیق نکرده است و آنچه متأخرين ذكر نمودند حجت نيست.
📕پاورقی خلاصة الأقوال/ علامه حلي ٥٨


-مثالی دیگر: روایت ضعیف است، بخاطر وجود ابن اسحاق که هیچکدام از متقدمین او را توثیق نکردند.
[و هذه الرواية ضعيفة بابن اسحاق حيث انه لم يوثقه من المتقدمين]
📚مباني منهاج الصالحين/تقي طباطبایي٤٥٤ 

- بی ادبی و فحش این عصیفیر، شامل همه اینها میشود، مبارکتان باشد🌷

- دو مورد دیگر رو یاد کرد که به مورد (۱) مرتبط است زیرا مجهول ربطی به ضعیف ندارد.
- مورد ۳: تنها مبانی رو عنوان کرد که بنده نقد نمودم و هیچ مناقشه ای راجع به آن نداشتند و بلکه اهلیت آن رو هم ندارد و صاحب مبانی هم نیست.

¤ زیرا این خِنگ میگوید کسانی که این جرثومه رو توثیق کرده اند، بر اساس مبانی خودشان است، و مثال زد:

- برخی دلیلشان وجود ابراهیم بن هاشم در تفسیر قمی است و برخی دیگر این مبنا رو قبول ندارد

- برخی دلیلشان این است که او جزو مشایخ اجازه هست و برخی دیگر این مبنا رو قبول ندارد

- برخی مبنایشان فلان مورد است و برخی دیگر این مبنا رو قبول ندارند و .... الخ.

👈🏻 بسیار خوب، اگر کسی تمام این توثیقات عام رو قبول نداشته باشد و مثل بسیاری از بزرگان شیعه اقسام این توثیقات رو قبول نداشته؛ پس بنا به کلام شما اجازه است که این جرثومه رو #مجـــہول بداند ‼️

- در ضمن ما تنها با مجرد انتساب کلام به عالم، این مبانی رو نقد نکردیم، بلکه با ذکر ادله آنها پیش رفتیم که شما بچه ها توان پاسخگویی برای آن ندارید.
- مورد ۴: آمده اند اقوال افرادی از معاصرین آورده اند، با اینکه برخی از این مبانی توثیقات عام رو قبول نداشته اند، اما بر اساس مبانی دیگر( که مناقشه اش کردیم ) این جرثومه رو قبول کرده اند!
یعنی کلاً برای دلقک بازی و شلوغ کاری این کار رو کردند و الا مناقشه ای در این بابت یافت نمیشود.

- پس از آن گفتند:
[فقط کپی کاری از گروه و کانال های عربی بلدند و آمده اند تا از اختلاف مبانی و متنوع بودن ادله ی توثیق ابراهیم بن هاشم نزد علماء سوء استفاده کنند] ‼️
این عین حماقت است، زیرا هیچ گروه و کانال و یا سایتی همچون گروه ما تا بحال موضوع این جرثومه (ابراهیم بن هاشم) تحقیق نکرده اند.
البته قبلاً هم دیدید که کلام ایشون و توهماتشان را گذاشتیم که اینقدر تحقیقات ما و برکات گروهمان بر اینان فشار آورده، که توهم سوریه و عراق و عربستان و ... زده اند.
-مورد ۵: آمدند و یک دروغی بستند و گفتند:
[نام علمائی که مخالف مستاصل و بیچاره به کلام آنها به جهت اثبات عدم اعتبار روایات ابراهیم بن هاشم استناد کرده]
- و سپس دو مثال که از علمای شیعه آورده بودم به اینکه تصریحی در وثاقت ابراهیم بن هاشم صورت نگرفته است.

-پاسخ: این افتراء است، زيرا بنده نگفته ام که این دو مؤلف اين جرثومه رو قبول ندارند، بلكه محل شاهد بنده از کلام آنان این بود که تصریحی به وثاقت ایشان نیست و ما هم تحدی دادیم که برای این جرثومه از متقدمین توثیق پیدا کنید زیرا دیگر مبانی که برای توثیق او یاد شده است، مردود است.

از قدیم گفته اند: فهم السؤال نصف الإجابة 🌷


- مورد ٦: بنده هم ممدوح نبودن ابراهیم بن هاشم رو اثبات کردم و هم توضیح دادم به اینکه بر فرض ممدوح بودن او، اما بازهم روایاتشان معتبر نخواهد بود و به کلام علما استناد کردم.

اما ایشان هیچ پاسخی ندادند

- مورد ۷: ایشون بازم در ادامه مورد (۵) اقوال دیگر علمای شیعه که ما در #اعتراف اینان بر عدم تصریح و تنصیص بر وثاقت جرثومه رو آوردیم اما این #خنگ آمده به کلام این مؤلف ها استناد کرده که روايات ابراهيم بن هاشم رو معتبر ميدانند!
که پاسخ آن را در مورد ( ۶ ) توضیح داده ام زیرا این خلق خدا نه استدلال بلد است و نه استدلال ما رو میفهمد.

👈🏻 مورد جالب این بود که به ابله بودن این ادمین شیعه بیشتر پی میبرید، در نقد ایشون به استدلال بنده به کلام فیض کاشانی که در نقد اصولیین گفته بود، زیرا فیض کاشانی تصریح میکند که بر اساس #مبانی اصولیون باید نزد آنان روایات ابراهیم بن هاشم #ضعیف باشد

- کلام فیض کاشانی: 👇🏻
[ فإن كثيرا من الرواة المعتنين بشأنهم الذين هم مشايخ مشايخنا المشاهير الذين يكثرون الرواية عنهم ليسوا بمذكورين في كتب الجرح و التعديل بمدح و لا قدح و يلزم على هذا الاصطلاح أن يعد حديثهم في الضعيف مع أن أصحاب هذا الاصطلاح أيضا لا يرضون بذلك و ذلك مثل أحمد بن محمد بن الحسن بن الوليد الذي هو من مشايخ شيخنا المفيد و الواسطة بينه و بين أبيه و الرواية عنه كثيرة. و مثل ........ و مثل إبراهيم بن هاشم القمي ]

✍🏻 ایشون دو نکته مهم بیان میکند که بنده شبانه روز دارم آن را تکرار میکنم:
1. ابراهیم بن هاشم هیچ مدحی هم در کتب رجال ندارد

~ فیض کاشانی هم موافق است:
[ليسوا بمذكورين في كتب الجرح و التعديل بمدح و لا قدح... مثل ابراهیم بن هاشم]

2. بر اساس مبانی اصولی های شیعه باید روایات او ضعیف بحساب بیاد

~ فیض کاشانی هم موافق است:
[يلزم على هذا الاصطلاح أن يعد حديثهم في الضعيف... مثل ابراهیم بن هاشم]

• اما این ابله گیج و پاسخ ایشون به بنده:👇🏻

[تا الان #نفهمیدم نواصب بی بضاعت به چه دلیلی به کلام ایشان استدلال کرده اند !؟  خواستند بگویند ایشون ابراهیم بن هاشم را قبول ندارد] ‼️
- مورد ٨: ما در رد توثيقات متأخرين ادله رو ذکر کردیم و اقوال علما را آوردیم، زیرا اساساً هیچ دلیلی ندارد که کسی بیاد توثیقات افرادی که بعد از قرن ها آمده اند بپذیریم زیرا وقتی میبینیم قدماء حرفی به میان نیاورده اند دیگر اینان بر چه اساسی بعد از چند قرن آمده اند توثیق کنند!
و بالاخص که راجع به ابراهیم بن هاشم در توضیح و نقد کلام علامه حلی بیان کردیم که کلام او بیانگر صریحی بر نبودن دلیل از اقدمین بر وثاقت ابن هاشم دارد.

- ایشون برای رد این ادله و کلام میگوید پاسخ داده ام، و پاسخ او تنها یک کلام است که از غریفی نقل کرد:👇🏻
[شیخ نجاشی ( متوفی ۴۵۰ هجری ) و شیخ طوسی ( متوفی سال ۴۶۰ هجری ) هستند پس اگر فاصله ی زمانی طولانی بین آنها مانعی بر قبول توثیق به دلیل ضعف حس است پس چگونه آن توثیقات را باید پذیرفت !؟ و بر فرض عدم قبول توثیقات متاخرین در این صورت لازمه ی آن بستن باب علم توثیق خواهد بود ]

👈🏻این کلام و دلیل غریفی که این نادان به آن استدلال کرد، جز اینکه چیزی حل نکرد، بلکه توثیقات متقدمین هم زیر سؤال برد‼️

- زيرا ميگوید اگر وجود #فاصله بین رجالی متأخر با راوی سبب پذیرش قول رجالی #نمیشود، پس لازم است کلام متقدمین مثل طوسی و نجاشی هم رد کنیم زیرا آنان هم افرادی رو جرح و تعدیل کرده اند که همعصر خود نبوده اند‼️

- دقیقاً نقـد اخباریون شیعه به اصولیون این است که اگر جرح و تعدیل های رجالیون را حسی بدانیم به مشکل مرسل بودن گزارش های رجالی بر می خوریم. یعنی گزارشات رجالیون، در اکثر موارد به شکل مرسل است و دارای سند متصل نیست.

جای سوال است که چرا روایات مرسله را نمی‌پذیریم اما اقوال مرسله‌ی رجالیون را می‌پذیریم؟

آیت الله خویی از قائلین به حسی بودن گزارشات رجالیون می باشد. شاگرد ایشان شیخ محمد آصف محسنی درباره همین اشکال ارسال گفت و گویی با استاد خود داشته اند که در نهایت نتیجه این بود:
[فلم يأت أحد بشيء يقنعني.]
📚بحوث فى علم الرجال ۵۱

- مورد ٩: بازم آمد آنچه که راجع به کتاب الفهرست که در گروه بعد از کنفرانس خودم توضیح دادم، همان ها رو دوباره تکرار کرد که این دلالت بر بی بضاعتی این قوم و شرمندگیشان است [ https://t.me/c/1440164556/368575 ]


- تمام کلام ایشان راجع به ابراهیم بن هاشم این بود که بیان گردید و "اذا صح التعبیر" نقد شد.🌷
⚠️رد قاعده‌ی ثقه بودن تمام روات کامل الزیارات⚠️

📌نظر علمای شیعه در این باره↓
https://t.me/eulumhadith/386

📌 وجود روات بسیار ضعیف در این کتاب↓

https://t.me/eulumhadith/387
https://t.me/eulumhadith/388
https://t.me/eulumhadith/389
https://t.me/eulumhadith/390
https://t.me/eulumhadith/391
https://t.me/eulumhadith/392
🔻هو نفس ما ذكرناه في المسألة السابقة من كون المراد مردداً بينهما، فنقتصر فيه على القدر المتيقن وهو توثيق خصوص المباشرين ويؤيده – وإن لم يكن دليلاً كما سبق وأشرنا – أن من بين من ورد في الأسانيد العشرات من المنحرفين من الواقفة والفطحية والعامة وغيرهم.
📚الوجيز النافع في علم الرجال نویسنده : الحسني العاملي، السيد عبدالکريم    جلد : 1  صفحه : 141

🔻قلنا إنّ عبارة ابن قولويه لا تدلّ على وثاقة جميع من روي عنهم
📚بحوث في علم الرجال نویسنده : المحسني، الشيخ محمد آصف    جلد : 1  صفحه : 62

🔻همانگونه که در جایگاه خویش به تفصیل بحث کرده‌ایم، مرحوم ابن قولویه در مقدمه اساساً راویان کامل الزیارات را توثیق نکرده و برداشت توثیق ناشی از اشتباه در فهم کلام ابن قولویه است
🌐درس خارج اصول استاد سیدجواد شبیری
96/12/13

🔻پس نظریه سابق مرحوم خویی که تمام راویان موجود در سلسله اسناد کامل الزیارات ثقه هستند، نمی تواند صحیح باشد. هر چند ایشان پس از آن به علت وجود نقض های زیاد، اعتبار شهادت ابن قولویه را انکار کرده و از نظریه خود برگشتند.
🌐درس خارج اصول استاد سیدجواد شبیری
98/07/06


🔻🔻توضیحات کامل آیت‌الله شبیری زنجانی
https://www.eshia.ir/feqh/archive/text/shobeiry_mohammad/rejal/91/059/
روایت محمد بن جمهور العمی در کتاب

📘كامل الزيارات - ط مكتبة الصدوق نویسنده : ابن قولويه القمي    جلد : 1  صفحه : 192


⏮️وضعیت محمد بن جمهور نزد کبار علمای شیعه👇🏼
https://t.me/eulumhadith/302
روایات محمد بن سنان در کتاب

📘كامل الزيارات - ط مكتبة الصدوق نویسنده : ابن قولويه القمي    جلد : 1  صفحه : 6

📗كامل الزيارات - ط مكتبة الصدوق نویسنده : ابن قولويه القمي    جلد : 1  صفحه : 27

📔كامل الزيارات - ط مكتبة الصدوق نویسنده : ابن قولويه القمي    جلد : 1  صفحه : 35

📙كامل الزيارات - ط مكتبة الصدوق نویسنده : ابن قولويه القمي    جلد : 1  صفحه : 53

📘كامل الزيارات - ط مكتبة الصدوق نویسنده : ابن قولويه القمي    جلد : 1  صفحه : 53

📗كامل الزيارات - ط مكتبة الصدوق نویسنده : ابن قولويه القمي    جلد : 1  صفحه : 58

📓كامل الزيارات - ط مكتبة الصدوق نویسنده : ابن قولويه القمي    جلد : 1  صفحه : 61

📘كامل الزيارات - ط مكتبة الصدوق نویسنده : ابن قولويه القمي    جلد : 1  صفحه : 61

📔كامل الزيارات - ط مكتبة الصدوق نویسنده : ابن قولويه القمي    جلد : 1  صفحه : 62

📗كامل الزيارات - ط مكتبة الصدوق نویسنده : ابن قولويه القمي    جلد : 1  صفحه : 65

📙كامل الزيارات - ط مكتبة الصدوق نویسنده : ابن قولويه القمي    جلد : 1  صفحه : 69

📓كامل الزيارات - ط مكتبة الصدوق نویسنده : ابن قولويه القمي    جلد : 1  صفحه : 117

📘كامل الزيارات - ط مكتبة الصدوق نویسنده : ابن قولويه القمي    جلد : 1  صفحه : 117

📙كامل الزيارات - ط مكتبة الصدوق نویسنده : ابن قولويه القمي    جلد : 1  صفحه : 177

📗كامل الزيارات - ط مكتبة الصدوق نویسنده : ابن قولويه القمي    جلد : 1  صفحه : 189

📓كامل الزيارات - ط مكتبة الصدوق نویسنده : ابن قولويه القمي    جلد : 1  صفحه : 190

📔كامل الزيارات - ط مكتبة الصدوق نویسنده : ابن قولويه القمي    جلد : 1  صفحه : 279

📘كامل الزيارات - ط مكتبة الصدوق نویسنده : ابن قولويه القمي    جلد : 1  صفحه : 279

📗كامل الزيارات - ط مكتبة الصدوق نویسنده : ابن قولويه القمي    جلد : 1  صفحه : 282

📙كامل الزيارات - ط مكتبة الصدوق نویسنده : ابن قولويه القمي    جلد : 1  صفحه : 335


⏮️وضعیت محمد بن سنان نزد کبار علمای شیعه👇🏼
https://t.me/eulumhadith/303
📌 " توثيقات عام" قاعده مستثنا نشدگان توسط ابن الوليد

✍🏻 اين مبحث به دو مورد بر میگردد:
1⃣ حجیت کلام ابن الولید
2⃣ مفهوم کلام ابن الولید

👈🏻 افرادی همچون ابوالقاسم خوئی؛ بدون اینکه در مورد مفهوم کلام ابن الولید ورود کند، توثیقات عام ایشان در این مورد را نمیپذیرد، زیرا میگوید توثیقات ابن الولید برای افراد غیر مستثناء، ممكن است بخاطر اصالة العداله بوده به اينكه هر شیعی که فسق از او صادر نشده باشد بر او اعتماد میکردند:

 [ولكن الظاهر عدم صحة ذلك فإن اعتماد ابن الوليد على رواية شخص لا يكشف عن حسنه فضلا عن وثاقته إذ لعله كان يبني على أصالة العدالة ويعمل برواية كل شيعي لم يظهر منه فسق فاعتماده على رواية شخص لم يعلم أنه توثيق له]
📚 معجم رجال الحديث ٧٤/١
- تحقیقی که بنده انجام داده ام ، نتیجه اش این بود:

1. بر خلاف فهم ابن نوح و تابعان او؛ استثناء ابن الوليد، تنها بخاطر روایات مستثنین بوده فلذا افرادی که در روایاتشان غلو و یا تخلیط بوده و یا روایتی که بدون سند و یا عدم تصریح به نام آنان ( مثل عن طائفة/ عن بعض أصحابنا و ..) آنان را استثنا نموده است.

و از این خاطر ابن نوح مقصد استثنای "محمد بن عيسى بن عبيد " توسط ابن الولید رو نفهمده و تعجب کرده با اینکه ایشون ثقه هست!
در حالی که مقصود ابن الولید روایاتی که محمد بن احمد (صاحب نوادر الحکمه) از عبیدي داشته را استثنا کرده اند.

فلذا مقصود اصلی روایات محمد بن احمد از این افراد بوده که غالب مستثنین روایاتشان غلو و تخليط درش بوده است با اینکه فردی بینشان است که همچون ابن عبید که ثقه است اما روایات صاحب نوادر از او روایات غلو وجود داشته است.


2. هیچکدام از متقدمین ندیده ام بگویند فلانی ثقه است، بخاطر جزو مستثنین ابن الولید نبوده اند بلکه تنها برای استشهاد به ضعف و یا غلو آنان، به افراد استثناء شده است رو یاد میکردند.
از این خاطر اگر دلیل بر وثاقت استثناء نشدگان میدانستند، حداقل نجاشی و طوسی و .. در ترجمه و شرح حال ابراهیم بن هاشم و دیگران که حالشون بیشتر به این قرائن نیاز داشته، ذکر میکردند

3. اگر قائل به توثیق عدم مستثنین باشیم، لابد قائل به وثاقت افراد کثیری نزد متقدمین و یا حداقل نزد خود ابن الولید باشیم، همچون افراد دروغگو و ضعیف همچون؛
1. أبي جميلة
2. سلمة بن الخطاب
3. علي بن حديد
4. محمد بن الحسن بن شمون
5. محمد بن سليمان الديلمي
6. وهب بن وهب
7. يونس بن ظبيان
8. و ....

با اینکه این افراد جزو مشایخ محمد بن احمد بن یحیی هستند، اما جزو افراد مستثنای ابن الولید نیستند و قول به توثیق این افراد نزد ابن الولید بسیار بعید است و بلکه خود متقدمین تصریح به ضعف اینان کرده اند.

و بدتر از آن، آیت الله حسن رمیتی در نقد این قاعده میگوید:
[ لا يمكن قبوله، وذلك لوجود أكثر من عشرة أشخاص معروفين بالضعف ووجود أكثر من أربعين شخصا مجهولي الحال.]
https://www.eshia.ir/feqh/archive/text/romaity/osool/37/380224/


¤ برای اینکه ادله و قرائن پاسخ بنده را متوجه شوید، میتوانید به کلام نجاشی و شیخ طوسی رجوع کنید و محل شاهد را تأمل بفرماييد👇🏻
[939] محمد بن أحمد بن يحيى بن عمران بن عبد الله بن سعد بن مالك الأشعري القمي أبو جعفر، كان ثقة في الحديث. إلا أن أصحابنا قالوا: كان يروي عن الضعفاء ويعتمد المراسيل ولا يبالي عمن أخذ وما عليه في نفسه مطعن في شئ وكان محمد بن الحسن بن الوليد يستثنى من رواية محمد بن أحمد بن يحيى ما رواه عن محمد بن موسى الهمداني، أو ما رواه عن رجل، أو يقول بعض أصحابنا، أو عن محمد بن يحيى المعاذي، أو عن أبي عبد الله الرازي الجاموراني، أو عن أبي عبد الله السياري، أو عن يوسف بن السخت، أو عن وهب بن منبه، أو عن أبي علي النيشابوري (النيسابوري)، أو عن أبي يحيى الواسطي، أو عن محمد بن علي أبي سمينة، أو يقول في حديث، أو كتاب ولم أروه، أو عن سهل بن زياد الادمي، أو عن محمد بن عيسى بن عبيد باسناد منقطع، أو عن أحمد بن هلال، أو محمد بن علي الهمداني، أو عبد الله بن محمد الشامي، أو عبد الله بن أحمد الرازي، أو أحمد بن الحسين بن سعيد، أو أحمد بن بشير الرقي أو عن محمد بن هارون، أو عن مموية بن معروف، أو عن محمد بن عبد الله بن مهران، أو ما ينفرد (يتفرد) به الحسن بن الحسين اللؤلؤي وما يرويه عن جعفر بن محمد بن مالك، أو يوسف بن الحارث، أو عبد الله بن محمد الدمشقي. قال أبو العباس بن نوح: وقد أصاب شيخنا أبو جعفر محمد بن الحسن بن الوليد في ذلك كله وتبعه أبو جعفر بن بابويه رحمه الله على ذلك إلا في محمد بن عيسى بن عبيد فلا أدري ما رابه فيه، لأنه كان على ظاهر العدالة والثقة.
ولمحمد بن أحمد بن يحيى كتب، منها: كتاب نوادر الحكمة، وهو كتاب حسن كبير (كبير حسن) يعرفه القميون بدبة شبيب، قال: وشبيب فامي كان بقم له دبة ذات بيوت، يعطي منها ما يطلب منه من دهن، فشبهوا هذا الكتاب بذلك. و له كتاب الملاحم، وكتاب الطب، وكتاب مقتل الحسين عليه السلام، كتاب الإمامة، كتاب المزار.
أخبرنا الحسين بن موسى قال: حدثنا جعفر بن محمد قال: حدثنا محمد بن جعفر الرزاز قال: حدثنا محمد بن أحمد بنوادر الحكمة، وأخبرنا أحمد بن علي وابن شاذان وغيرهما، عن أحمد بن محمد بن يحيى، عن أبيه، عنه بسائر كتبه.

📚رجال النجاشي - النجاشي - الصفحة ٣٤٩
👈🏻 دقت بفرماييد؛ چند نکته ای در کلام نجاشی وجود دارد
¤ نجاشی میگوید:
[وكان محمد بن الحسن بن الوليد يستثنى من رواية محمد بن أحمد بن يحيى ما رواه عن ...]

- یعنی #روایاتی رو استثناء ميكرد که محمد بن احمد از فلان و فلان و ... نقل کرده باشد.

-فلذا اگر مقصود ایشان #ضعف آن افراد باشد، دیگر نیاز نیست روایات محمد بن احمد رو ذکر کند بلکه ذکر آن محلی از اعراب ندارد
و یا حد اقل باید میگفت:
((يستثنى من #مشایخ ( نَه روایة ) محمد بن أحمد بن يحيى ما رواه عن فلان ...))

¤ نجاشی در ادامه همچنین از ابن الولید نقل میکند:
[ أو يقول في حديث، أو كتاب ولم أروه ]

- یعنی روایاتی که محمد بن احمد نقل کند و بگوید در #حدیثی و یا #کتابی فلان حدیث آمده اما ( ولم أروه) يعنی سند متصلی به آن ندارد، معتبر نیست.

- فلذا اگر مقصود ایشان #ضعف روات باشد، اینجا دیگر روات مشخص نیست بلکه روایت رو نقد کرده است.
زیرا مقصود او این است که محمد بن احمد روایاتی دارد که بدون سند است فلذا آنها را نباید قبول کنیم؛ و از این خاطر میگوییم منظور روایت است نه روات !

¤ نجاشی در ادامه از ابن الولید نقل میکند:
[أو عن محمد بن عيسى بن عبيد باسناد منقطع]

- یعنی #روایاتی که محمد بن احمد از محمد بن عیسی نقل کند اما سند منقطع باشد، روایت پذیرفته نیست، نه اینکه راوی ضعیف است!
و الا فرقی بین منقطع و مسند آن نمیبود.

︎و در ادامه، نجاشی کلام ابن نوح را میاورد که از استثناء كردن "محمد بن عیسی بن عبید" تعجب کرده است!
در حالی که بیان شد کلام ابن الولید رو متوجه نشده اند .
[622] 37 - محمد بن أحمد بن يحيى بن عمران الأشعري القمي، جليل القدر، كثير الرواية.
له كتاب نوادر الحكمة، وهو يشتمل على كتب جماعة: أولها كتاب التوحيد، وكتاب الوضوء، وكتاب الصلاة، وكتاب الزكاة، وكتاب الصوم، وكتاب الحج، وكتاب النكاح، وكتاب الطلاق، وكتاب الأنبياء، وكتاب مناقب الرجال، وكتاب فضل العرب، وكتاب فضل العربية والعجمية، وكتاب الوصايا والصدقة، وكتاب النحل والهبات، وكتاب السكني، وكتاب الأوقات، وكتاب الفرائض، وكتاب الايمان والنذور والكفارات، وكتاب العتق والتدبير والولا والمكاتب وأمهات الأولاد، وكتاب الحدود والديات، وكتاب الشهادات، وكتاب القضايا والاحكام، العدد اثنان و عشرون كتابا.
أخبرنا بجميع كتبه ورواياته عدة من أصحابنا، عن أبي المفضل، عن ابن بطة القمي، عن محمد بن أحمد بن يحيى.
وأخبرنا بها أيضا الحسين بن عبيد الله وابن أبي جيد جميعا، عن أحمد ابن محمد بن يحيى، عن أبيه، عن محمد بن أحمد بن يحيى.
وأخبرنا بها جماعة، عن أبي جعفر ابن بابويه، عن أبيه و محمد بن الحسن، عن أحمد بن إدريأآلهتنا ومحمد بن يحيى، عنه.
وقال أبو جعفر بن بابويه: الا ما كان فيها من غلو أو تخليط، وهو الذي يكون طريقه محمد بن موسى الهمداني، أو يرويه عن رجل، أو عن بعض أصحابنا، أو يقول: وروى، أو يرويه عن محمد بن يحيى المعاذي، أو عن أبي عبد الله الرازي الجاموراني، أو عن السياري، أو يرويه عن يوسف ابن السخت، أو عن وهب بن منبه، أو عن أبي علي النيشابوري، أو أبي يحيى الواسطي، أو محمد بن علي الصيرفي، أو يقول: وجدت في كتاب ولم أروه، أو عن محمد بن عيسى بن عبيد باسناد منقطع ينفرد به، أو عن الهيثم بن عدي، أو عن سهل بن زياد الادمي، أو عن أحمد بن هلال، أو عن محمد بن علي الهمداني، أو عن عبد الله بن محمد الشامي، أو عن عبد الله بن أحمد الرازي، أو عن أحمد بن الحسين بن سعيد، أو عن أحمد ابن بشير الرقي، أو عن محمد بن هارون، أو عن ممويه بن معروف، أو عن محمد بن عبد الله بن مهران، أو ينفرد به الحسن بن الحسين بن سعيد اللؤلؤي، أو جعفر بن محمد الكوفي، أو جعفر بن محمد بن مالك، أو يوسف بن الحارث، أو عبد الله بن محمد الدمشقي.

📚الفهرست - الشيخ الطوسي - الصفحة ٢٢٢
👈🏻 دقت بفرماييد؛ چند نکته ای در کلام شیخ صدوق به نقل از شیخ طوسی وجود دارد

¤ شیخ صدوق میگوید:
[الا ما كان فيها من غلو أو تخليط، وهو الذي يكون طريقه محمد بن موسى الهمداني]
- #فیها؛ به #روایات بر میگردد؛ نه به #روات و الا باید میگفت "فیه" !
- الا #ما کان؛ ما برای غیر عاقل به کار میرود و الا اگر منظور روات باشد، باید بگوید "#من کان " !

- عبارت ( من کان فیها غلو و تخلیط ) صریح در نقد #روایات است که در آن 'غلو و تخلیط' وجود داشته است.

-فلذا شیخ صدوق میگوید: #روایاتی که محمد بن احمد (صاحب نوادر الحکمه) نقل میکند که #غلو ویا #تخلیط در آن باشد، مردود است.
و این گونه روایات را بیان میکند:
«وهو الذي يكون طريقه محمد بن موسى الهمداني»
یعنی روایات محمد بن احمد که در طریق آن محمد بن موسی آمده باشد.

¤ و باقی نقاط هم، در تعلیق بر نقل نجاشی، بیان گردید