عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
1.33K subscribers
447 photos
33 videos
78 files
497 links
{اݪتَحقِیقآت ــــــ📕} @rodoud_elmi
{علوم الحديث 📙} @eulumhadith
Download Telegram
♻️تساهل امام سیوطی در نظر علما♻️


1️⃣ علامه آلبانی✍🏼

قلت: وإن من تساهل السيوطي

📚سلسلة الأحاديث الضعيفة والموضوعة وأثرها السيئ في الأمة نویسنده : الألباني، ناصر الدين    جلد : 14  صفحه : 204


2️⃣ شیخ ابو ابراهیم الصنعانی✍🏼

أن السيوطي معروف بتساهله في التصحيح والتضعيف، فالأحاديث التي صححها أو حسنها، وفيها قسم كبير قد ردها عليه الشارح المناوي، وهي تبلغ المئات

📚التنوير شرح الجامع الصغير نویسنده : الصنعاني، أبو إبراهيم    جلد : 1  صفحه : 130


3️⃣ شیخ محمد جعفر کتانی✍🏼

وقد قال في شرح النخبة للعلامة أبي الحسن محمد صادق السندي المدني ما نصه "وقد تساهل السيوطي في الحكم بالتواتر

📚نظم المتناثر نویسنده : الكتاني، محمد بن جعفر    جلد : 1  صفحه : 8


4️⃣ شیخ صدیق حسن خان✍🏼

فإذا عرفت مبلغ تساهل السيوطي في تصحيح الضعيف ورفع الموضوع إلى مرتبة الضعيف

📚فتح البيان في مقاصد القرآن نویسنده : صديق حسن خان    جلد : 10  صفحه : 38


5️⃣ شیخ عبدالکریم الخضیر✍🏼

نعم السيوطي أشد تساهلاً، السيوطي أشد تساهلاً، وأحمد شاكر أشد تساهلاً، فلا يمنع أن الشيخ يرد على السيوطي، ويرد على أحمد شاكر.

📚شرح ألفية العراقي نویسنده : الخضير، عبد الكريم    جلد : 10  صفحه : 36
ابراهیم بن عمر الیمانی

📌ابن غضائری:

ضعيف جدّا

📚الرجال نویسنده : ابن الغضائري    جلد : 1  صفحه : 36


📌طباطبایی:

لكن سند الرواية لا يخلو من خدش فان الاقوال في ابراهيم بن عمر اليماني متعارضة

📚مباني منهاج الصالحين نویسنده : الطباطبائي القمي، السيد تقي    جلد : 1  صفحه : 129


📌بهائی:

و قال الشهيد الثاني: انّ النجاشي حكى توثيقه عن أبي العبّاس و غيره. و أبو العبّاس مشترك و غيره غير معلوم. و أيضا الجرح مقدّم، فما ثبت توثيق الرجل.

📚مشرق الشمسين و إكسير السعادتين مع تعليقات الخواجوئى نویسنده : الشيخ البهائي    جلد : 1  صفحه : 232


📌ساعدی:

وثقه أبو العباس، نقل توثيقه النجاشي، وضعّفه ابن الغضائري، واختلف العلماء في وثاقته منهم من رجّح وثاقته، ومنهم من رجّح قول ابن الغضائري بناءً على‌ قاعدة تقديم الجرح على التعديل عند المعارضة؛ ولأنّه أضبط من ابن نوح.

📚الضعفاء من رجال الحديث نویسنده : الساعدي، حسين    جلد : 1  صفحه : 163


📌مازندرانی:

ورواية ابراهيم بن عمر اليماني المختلف فيه ، فان النجاشي وثقه ، وابن الغضائري ضعفه ، قال الشهيد الثاني : ان النجاشي حكى توثيقه عن أبي العباس وغيره ، وأبو العباس مشترك ، وغيره غير معلوم ، وأيضا الجرح مقدم ، فما ثبت توثيق الرجل.

📚الرسائل الفقهيّة نویسنده : المازندراني الخاجوئي، محمد اسماعيل    جلد : 2  صفحه : 192


📌مقدس اردبیلی:

ومثله صحيحة ابن خالد القماط وان كان فيه إبراهيم بن عمر اليماني وحصل فيه بعض الشك ، لكنه مقبول كما قبله المصنف.

📚مجمع الفائدة والبرهان في شرح إرشاد الأذهان نویسنده : المحقق المقدّس الأردبيلي    جلد : 1  صفحه : 252
😁1
📌 دوستان يادتان هست كه بارها #تحدی داده بودیم که شیعه تنها یک سند صحیح برای حدیث #ثقلین از کتب خود بیارد ⁉️

👈🏻 حدیث ثقلین نزد شیعه این است:
[ پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم وصیت میکند که به کتاب خدا و اهل بیت تمسک کنید.]

✍🏻الآن این بنده خدا که مثل همیشه مشکل ضعف علمی و فهم دارد خواسته روایت صحیح برای حدیث ثقلین بیارد اما رفته است کلام امام باقر آورده اند‼️
👈🏻امام باقر میگوید به ثقلین که پیامبر آن را نزد شما رها کرده ملتزم شوید زیرا هر کسی به آن تمسک بجوید گمراه نمیشود

آیا این کلام و دستور پیامبر اکرم است یا امام باقر ‼️
عاقل میداند که دستور تمسک و وصیت به اهل بیت در اینجا از کلام امام است نه پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم.

[ البته این روایت رو بارها دیده ام و به شیعیان این تذکّر رو داده ام و اگر هم فهم طرف مقابل دچار مشکل است، میگوییم به فرض اینکه سخن پیامبر باشد، اما بین امام باقر و پیامبر اکرم انقطاع وجود دارد ]
😁1🤝1
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
📌 دوستان يادتان هست كه بارها #تحدی داده بودیم که شیعه تنها یک سند صحیح برای حدیث #ثقلین از کتب خود بیارد ⁉️ 👈🏻 حدیث ثقلین نزد شیعه این است: [ پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم وصیت میکند که به کتاب خدا و اهل بیت تمسک کنید.] ✍🏻الآن این بنده خدا که مثل همیشه…
🛑بیان ضعف و قـوّت ڪݪۍ روایاتــ :
تمام طرق این روایت شديد الضعف هستند جز طريق (سوم) و (بیست و پنجم) كه سند هر دو هم ضعيف است و دلالتی بر وجوب تمسک به اهل بیت ندارد.

📌#نڪتـہ: کسی که بررسی طرق ها را مراجعه کند میداند که هیچ جا ندارد که به عنوان شاهد و متابع برای همدیگر باشند.‼️

📌#نڪتـہ: خیلی ویا اکثر طرق روایت، راویان مشترک دارند که به عنوان تعدد سند بحساب نمی آید‼️
https://t.me/eulumhadith/224
😁1
#اعترافات_قزوینی
#علوم_الحدیث

📌 چند صحابی نزد اهل سنت جزو روات احادیث هستند که نیاز به توثیق آنان داریم⁉️

❇️ پاسخ آقای قزوینی: نهایتاً ۱۰۰ نفر صحابی جزو راویان اصلی روایات هستند‼️


✍🏻[می‌پرسیم از این 10 هزار تا چند نفر روایت دارند؟ «ابن حزم» آمده تمام صحابه‌ا‌ی که روایت دارند را آورده، 999 تا صحابه دارند که این‌ها روایت دارند؛ پس از 120 هزار نفر، 1000 نفر روایت دارند، از این 1000 نفر هم نزدیک به ششصد هفتصد نفرشان یک روایت یا دو تا روایت دارند. حدود 400 نفر می‌ماند، از این 400 نفر هم 390 یا 380 نفر، ده تا بیست تا صد تا روایت دارند روایاتی که این‌ها نقل کرده‌اند به 10 نفر نمی‌رسد، به 10 تا از صحابه مثل «ابو هریره» و «ابن عباس» و «عایشه» و غیره؛ در نتیجه این 120 هزار صحابه در ده بیست نفر خلاصه شد!
یا خیلی كه بخواهیم ارفاق کنیم 100 نفر بشود
.]

http://www.hosseiniqazvini.com/fa/shownews.php?idnews=12067
#اعترافات_قزوینی
#علوم_الحدیث

📌 شرط استناد به روایت چه چیزی است!؟


✍🏻آیت الله قزوینی:

[شرط اول استناد به یك روایت صحت سند روایت است. روایت وقتی صحیح نیست نمی‌توانیم به آن استناد كنیم ]
http://www.hosseiniqazvini.com/fa/shownews.php?idnews=11922
#اعترافات_قزوینی
#علوم_الحدیث

خداوندا، ڪمۍ به اين افراد دروغگو و نامـرد، مردانگۍ عطا ڪن ♨️

آیت الله دکتر حسینی قزوینی؛ کارشناس شبکه ولی عصر ( چوپان دروغگو ) میگوید:

[دوستان، بحث امروز را خیلی عنایت کنند، من امروز نکاتی را می خواهم مطرح کنم، که شاید کمی سنگین باشد ولی اگر خوب دقت بشود، در خیلی از جاها برای ما مشکل گشاست.
ما از قواعد رجالی، در هر کجا، و به هر نحوی که برای مراد و مطلوب ما مفید باشد استدلال می کنیم. مثلاً یک دفعه می آییم و از عبارت «لم أعرفه» هیثمی، ضعف روایت را استفاده می کنیم. می گوئیم که آقای هیثمی گفته که من این راوی را نمی شناسم، مجهول است. و راوی مجهول هم قابل قبول نیست. پس روایت ضعیف است. و نظر علما را هم در این زمینه نقل می کنیم.
یک دفعه بر خلاف این است؛ ما بر اساس گفته هیثمی، مطلب خودمان را اثبات می کنیم. می گوئیم که اینگونه نیست که راوی مجهول شد، پس روایت ضعیف باشد
؛ مجهول دو قسم است، یا مجهول العین است؛ و یا مجهول الحال است و... از این طریق وارد می شویم... دوستان در این زمینه باید خوب کار بکنند تا ورزیده بشوند. بحث های علمی، در حقیقت نوعی جنگ نرم است. در جنگ نرم، حریف از انواع و اقسام تکنیک ها استفاده می کند تا خودش را پیروز میدان کند.]

📚خارج کلام مقارن ج ۱ ص ۱۹۴
https://lib.eshia.ir/11139/1/194
🙏1
🛑 توضیحی درمورد قاعده [من روى له البخاري و مسلم فقد جاز القنطرة]

🟡شیخ عبدالله الجدیع میگوید :

کسی که شیخین از او روایت کرده اند دو قِسْم است :

1﴾ از او در اصول روایت کرده اند .

تمام رواتی که شیخین در اصول خود از آنها روایت نموده اند و در کتب رجالیه هیچ توثیق یا جرحی ندارند ، موثق هستند و روایت آنها قوی است .

تمام رواتی که شیخین از آنها در اصول خود روایت کرده اند و در مورد تنها جرح هایی وارد شده است :

¹) جرح از روی تَعَنُّت بوده است و جمهور رجالیون نظر بر توثیق آن راوی دارند . ← حدیث آن راوی قوی است .

²) جرح ها در لَیّ‍ِن الحدیث بودن و اشکال در حفظ راوی است ← حدیث او از درجه حسن تنازل نمیکند و این کمترین و پایین ترین درجه از درجات تصحیح است .

2﴾ از او در شواهد و متابعات روایت کرده اند .

در این دسته ، راویان اشکال در حفظ آنها وجود دارد و در توثیق آنها متوقف میشویم .

📚تحرير علوم الحديث ١/‏٣١٨ — عبد الله الجديع
https://t.me/Books_scans/102?single

🟢أیضا علامه ابن عبدالهادی رحمه الله نیز بر این قاعده اشکال گرفته اند :

وها هُنا فائِدَة جليلة وهُوَ ما جرت بِهِ عادَة كثير من المُتَأخِّرين فِي الرجل إذا روى لَهُ البُخارِيّ ومُسلم وقد تكلم فِيهِ أن يعتمدوه ويقولوا قد جازَ القنطرة قالَ الشَّيْخ وهَكَذا نعتقده وبِه نقُول وجرى على ذَلِك الحافِظ أبُو الحجّاج (د ٨١) المزي والذهبي وغَيرهم مِمّا يظْهر من تصرفهم

و نازع فِي ذَلِك الإمام النّاقِد شمس الدّين مُحَمَّد بن عبد الهادِي وقالَ الحق أن هَذا القَوْل غير مَقْبُول على الإطْلاق بل الكَلام فِي الرجل من رجال الصَّحِيح تارَة لا يكون مؤثرا فِيهِ ككلام النَّسائِيّ فِي أحْمد بن صالح المصْرِيّ وتارَة يكون مؤثرا كيحيى بن أيُّوب المصْرِيّ ونعيم بن حَمّاد وسُويد بن سعيد وغَيرهم فَإذا انْفَرد واحِد مِنهُم واشتهر الكَلام فِيهِ أو ضعفه أكثر الأئِمَّة .

بِحَدِيث فِي الحَلال والحرام لم يحْتَج بِهِ وأصْحاب الصَّحِيح إذا رووا لمن تكلم فِيهِ وضعف فَإنَّهُم يثبتون من حَدِيثه ما لم ينْفَرد بِهِ بل وافق فِيهِ الثِّقات وقامَت شَواهِد صدقه قالَ وفِي هَذا الموضع يعرض الغَلَط لطائفتين من النّاس إحْداهما يرَوْنَ الرجل قد أخرج لَهُ فِي الصَّحِيح فيحكمون بِصِحَّة كل ما رَواهُ حَيْثُ رَأوْهُ فِي حَدِيث قالُوا هَذا حَدِيث صَحِيح على شَرط الصَّحِيح وهُوَ غلط فَإن ذَلِك الحَدِيث قد يكون مِمّا أنكر عَلَيْهِ من حَدِيثه أو يكون شاذا أو مُعَللا فَلا يكون من شَرط أصْحاب الصَّحِيح بل ولا يكون حسنا وقد أخرج البُخارِيّ حَدِيث جماعَة ونكب على بضعها خارج الصَّحِيح .


📚النكت على مقدمة ابن الصلاح للزركشي ٣/‏٣٤٨ — الزركشي، بدر الدين (ت ٧٩٤)

🟠 علامه صنعانی رحمه الله نیز این قاعده را قابل تطبیق بر کل روات صحیحین نمی‌دانند :

فَقَوْل الشَّيْخ أبي الحسن المَقْدِسِي فِي الرجل الَّذِي يخرج عَنهُ فِي الصَّحِيح هَذا جازَ القنطرة حَتّى لا يلْتَفت إلى ما قيل فِيهِ كَأنَّهُ يُرِيد كثير مِنهُم جازها وإلّا فَكيف يجوزها النواصب وغلاة الشِّيعَة وأهل الإرجاء والمبتدعة مِمَّن هم فِي الصَّحِيح

📚ثمرات النظر في علم الأثر ١/‏١١٧ — الصنعاني (ت ١١٨٢)
👍1😁1
یونس بن ظبیان


👳نجاشی🖋️
ضعيف جدا ، لا يلتفت إلى ما رواه. كل كتبه تخليط
📚رجال النجاشی
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/14028/1/448

👳ابن غضائری🖋️
غال، كذّاب‌ وضّاع للحديث‌.
روى عن أبي عبد اللّه عليه السّلام.
لا يلتفت إلى حديثه‌
📚الرجال
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/27444/1/101

👳حلی🖋️
فأنا لا أعتمد على روايته لقول هؤلاء المشايخ العظماء فيه.
📚ترتیب خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/12145/1/455

👳حلی🖋️
ورواية يونس، و هو مشترك بين الموثق كابن عبد الرحمن وابن رباط ، والمضعف كابن ظبيان فلا حجة فيه
📚منتهی المطلب
http://lib.eshia.ir/10166/2/30

👳اردبیلی🖋️
قال الكشى قال الفضل بن شاذان انه من الكذابين المشهورين و قال النجاشى انه مولى ضعيف جدا لا يلتفت الى ما رواه كل كتبه تخليط و قال ابن الغضائرى يونس بن ظبيان كوفى غال كذاب وضاع للحديث روى عن أبي عبد اللّه عليه السلام لا يلتفت الى حديثه فانا لا اعتمد على روايته لقول هؤلاء المشايخ العظماء فيه
📚جامع الرواة و ازاحة الاشتباهات عن الطرق و الأسناد
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/14021/2/355

👳ساعدی🖋️
غالٍ، ضعيف جدّاً، كذّاب، يضع الحديث، ضعّفه محمّد بن مسعود العياشي، والفضل بن شاذان، والكشّي، وابن الغضائري، والنجاشي، وعدّه من الضعفاء العلّامة، وابن داوود، والجزائري ومحمّد طه نجف، والبهبودي. له عدّة روايات في الكتب الأربعة وغيرها يظهر من بعضها التخليط والوضع.
📚الضعفاء من رجال الحدیث
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/27371/3/463

👳حسینی جلالی🖋️
و هي ضعيفة بابن ظبيان وهو يونس بن ظبيان فإنّه لم يوثق، ولو كان أبو ظبيان على ما قيل فهي ضعيفة أيضاً لأنّه أيضاً لم يوثق
📚فقه العترة
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/71847/1/21

👳مروج جزائری🖋️
أمّا يونس بن ظبيان فضعيف
📚هدی الطالب
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/86945/6/421

👳خمینی🖋️
فلأنّ مشايخ الجماعة و من يروون عنهم، لم يكن كلّهم ثقاة، بل‌ فيهم من كان كاذباً وضّاعاً ضعيفاً لا يعتنى برواياته و بكتبه:
هذا ابن أبي عمير و هو أشهر الطائفة في هذه الخاصّة يروي عن يونس بن ظَبْيان الذي قال النجاشي فيه على‌ ما حكي عنه-: «ضعيف جدّاً، لا يلتفت إلى‌ ما رواه، كلّ كتبه تخليط» . و عن ابن الغضائري: «أنّه غالٍ وضّاع للحديث» . و عن الفضل في بعض كتبه: «الكذّابون المشهورون: أبو الخطّاب، و يونس بن ظبيان، و يزيد الصائغ ..»  إلى‌ آخره.
📚كتاب الطهارة
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/11187/3/336

👳خوئی🖋️
نعم الظاهر ان الراوي هو يونس بن ظبيان الضعيف
📚کتاب الصلاة
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/10126/7/326

👳مقدس اردبیلی🖋️
ويدفع بضعف السّند ، بأن يونس ، قيل : كان يضع الحديث
📚مجمع الفائدة
http://lib.eshia.ir/10147/2/451

👳فاضل مقداد🖋️
أما يونس فإنه مخلط وضاع للحديث
📚تتقیح الرائح
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/71524/1/251

👳جعفر سبحانی🖋️
وأمّا الثاني فقد قال النجاشي على ما حكى عنه القهبائي: ضعيف جدّاً، لا يلتفت إلى ما رواه، كل كتبه تخليط، وقال العياشي: متهم غال، وروى الكشي بسند صحيح رواية في ذمه،متضمّنة لعن أبي الحسن الرضا إياه، وقال الكشي: ذكر الفضل بن شاذان في بعض كتبه، إنّ من الكذابين المشهورين ابن ظبْيان، إلى غير ذلك من الكلمات الواردة في حقّه، فكيف يمكن الاستدلال بروايته؟!
📚رسائل فقهیه
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/26557/5/434

👳مکارم شیرازی🖋️
در مورد «ابن أبى عمير» بحث است كه او «لا يُرسِلُ الّا عن ثقة» يا «لا يروى الّا عن ثقة». معروف «لا يرسل» است، ولى بعضى مى‌گويند «لا يروى» است كه اين مشكل است چون اشخاصى هستند كه «ابن ابى عمير» از آنها نقل كرده در حالى كه از كذّابين هستند مثل «يونس بن ظبيان» كه مرد كثيفى بوده و ادّعاى الوهيّت هم داشته است، پس «لا يروى» صحيح نيست.
📚کتاب النکاح
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/27598/1/36

👳مکارم شیرازی🖋️
وأمّا مجرّد رواية ابن أبي عمير عنه لا يكفي في وثاقته، لأنّا رأينا ابن أبي عمير يروى عن بعض الضعاف أو أضعف الضعاف، مثل يونس بن ظبيان الذي قيل في حقه: إنّه كان من أكذب الكذّابين، والصحيح أنّ ابن أبي عمير لا يرسل إلا عن ثقة.
📚انوار الفقاهة
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/12404/2/346

👳علوی عاملی🖋️
اما سند الرّابع ففيه زياد بن مروان و في النّجاشى انّه واقفى و يونس بن ظبيان كذاب غال
📚مناهج الاخیار
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/86904/1/665

👳مرتضی بنی فضل🖋️
أبي عمير قد روى عن جماعة ضعّفهم الشيخ و النجاشي و غيرهما، كالحسين بن أحمد المنقري، و علي بن أبي حمزة سالم البطائني، و علي بن حديد المدائني الأزدي الساباطي، و يونس بن ظبيان، حيث إنّ الشيخ في رجاله عدّ الحسين بن أحمد من أصحاب الباقر و الكاظم عليهما السلام و ضعّفه.
📚مدارک تحریر الوسیلة
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/12431/2/437
❤‍🔥1
مفضل بن صالح ابوجمیلة


👳حلی🖋️
ضعيف كذاب، يضع الحديث
📚خلاصة الاقوال
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/14022/1/407

👳تفرشی🖋️
ضعيف ، كذاب يضع الحديث
📚نقد الرجال
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/27185/4/406

👳مامقانی🖋️
ضعیف
📚تنقیح المقال
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/10510/7/177

👳ساعدی🖋️
ضعّفه النجاشي، ووصفه ابن الغضائري بالضعف والكذب والوضع، وعدّه من الضعفاء العلّامة الحلّي، وابن داوود، والجزائري، ومحمّد طه نجف، والبهبودي، وكما ضعّفه البخاري، والرازي، وابن حبّان، وعدّه من الضعفاء ابن عدي، وابن الجوزي، والعقيلي، والذهبي.
وفي بعض رواياته يظهر من الضعف والوضع والتخليط
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/27371/3/327

👳جواهری🖋️
12583 - 12578 - 12607 - المفضل بن صالح أبو جميلة: كان نخاسا يبيع الرقيق - له كتاب - من أصحاب الصادق (ع) - روى في كامل الزيارات وتقدم في سابقه روايته في تفسير القمي ولكنه متسالم على ضعفه كما ذكره النجاشي فلا يكون التوثيق العام معتبرا للتعارض - روى 25 رواية، منها عن أبي جعفر، وأبي عبد الله، وأبي الحسن، والرضا (ع) ولم يرو عن الجواد (ع) لأنه توفى في زمن الرضا (ع) - متحد مع سابقه ولاحقه -.
📚المفید من معجم رجال الحدیث
لینک🔻
http://shiaonlinelibrary.com/%D8%A7%D9%84%D9%83%D8%AA%D8%A8/3021_%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%81%D9%8A%D8%AF-%D9%85%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%AC%D9%85-%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%AF%D9%8A%D8%AB-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%A7%D9%84%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%8A/%D8%A7%D9%84%D8%B5%D9%81%D8%AD%D8%A9_624#top
محمد بن جمهور العمی


👳طوسی🖋️
غال
📚الفهرست
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/86760/1/387

👳استرآبادی🖋️
في طريقه محمّد بن جمهور، و هو ضعيف جدّا
📚منهج المقال
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/27184/5/24

👳عاملی🖋️
ضعيف فاسد المذهب روى عن الرضا (ع)
📚الوجیز النافع
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/12144/1/423
http://lib.eshia.ir/12144/1/423

👳عاملی🖋️
ضعیف
📚التحریر الطاووسی
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/14005/1/242

👳خوئی🖋️
الرواية ضعيفة السند، و لا أقل من أن في سندها محمد بن جمهور العمي
📚معجم رجال الحدیث
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/14036/8/42

👳حسینی الحلی
وإلى ميمون بن مهران ضعيف بمحمّد بن جمهور
📚زبدة الاقول
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/27329/1/512

👳ساعدی🖋️
غالٍ، ضعيف في حديثه، فاسد المذهب، متهم بوضع الرسالة المذهبة على الإمام الرضا عليه السلام، ضعفه ابن الغضائري، والنجاشي، والطوسي، وعدّه في الضعفاء كلّ من العلّامة الحلّي، وابن داوود الحلّي، والجزائري، ومحمّد طه نجف، والبهبودي.
📚الضعفاء من رجال الحدیث
لینک🔻
http://lib.eshia.ir/27371/3/157
محمد بن سنان


👳هاشم معروف🖋️
ضعيف ، كذاب ، مُتفقٌ على تكذيبه
📚دراسات في الحديث و المحدثون ۲۷۹

👳ساعدي🖋️
ضعيف، متهم بالغلو، ضعّفه ابن شاذان، وابن عقدة، والمفيد وابن الغضائري، والنجاشي، والطوسي وعدّه في الضعفاء العلّامة الحلّي، وابن داوود، والجزائري، ومحمّد طه نجف، والبهبودي، كثير الرواية في بعضها غلو وتخليط وكذب، ومنها محفوف بقرائن الصحّة وعمل الفقهاء بمضامينها.
📚 الضعفاء ١٩٨/٣

👳جواهری🖋️
متعارض فيه التوثيق والتضعيف فلا دليل على وثاقته
📚المفيد من معجم رجال الحديث - محمد الجواهري - الصفحة ٥٣٥

👳نجاشی🖋️
له مسائل عنه معروفة، وهو رجلٌ ضعيفٌ جدّاً، لا يعوّل عليه، ولا يلتفت إلى ما تفرّد به
📚رجال النجاشي ٣٢٨

👳طوسی🖋️
محمد بن سنان مطعون عليه، ضعيف جدّاً، وما يستبدّ بروايته ولا يشركه فيه غيره، لا يُعمل به
📚تهذيب الأحكام ٣٦١/٧

👳مفید🖋️
مطعون فيه، لا تختلف العصابة في تهمته وضعفه، وما كان هذا سبيله لم يعمل عليه في الدين
📚الردّ على أصحاب العدد  ٢٠/٩

👳ابن غضائری🖋️
ضعيف، غالٍ، يضع، لا يُلتفت إليه
📚الضعفاء لابن الغضائري ٩٢

👳ابن داوود🖋️
قد طعن رجال عليه، ضعيف، وروى عنه أنه قال عند موته: لا ترووا عني مما حدّثت شيئاً؛ فإنما هي كتب اشتريتها من السوق؛ والغالب على حديثه الفساد
📚رجال ابن داوود ٩٢

👳علی اکبر غفاری🖋️
و الطريق إليه ضعيف بمحمّد بن سنان على المشهور.
📚من لا یحضره الفقیه ۵۰۵/۴
📌 كنفرانس:
نقد توثيقات جرثومه ای بنام ابراهيم بن هاشم قمي
🔰

https://t.me/c/1440164556/368315
📌 " توثيقات عام" قاعده مستثنا نشدگان توسط ابن الوليد

✍🏻 اين مبحث به دو مورد بر میگردد:
1⃣ حجیت کلام ابن الولید
2⃣ مفهوم کلام ابن الولید

👈🏻 افرادی همچون ابوالقاسم خوئی؛ بدون اینکه در مورد مفهوم کلام ابن الولید ورود کند، توثیقات عام ایشان در این مورد را نمیپذیرد، زیرا میگوید توثیقات ابن الولید برای افراد غیر مستثناء، ممكن است بخاطر اصالة العداله بوده به اينكه هر شیعی که فسق از او صادر نشده باشد بر او اعتماد میکردند:

 [ولكن الظاهر عدم صحة ذلك فإن اعتماد ابن الوليد على رواية شخص لا يكشف عن حسنه فضلا عن وثاقته إذ لعله كان يبني على أصالة العدالة ويعمل برواية كل شيعي لم يظهر منه فسق فاعتماده على رواية شخص لم يعلم أنه توثيق له]
📚 معجم رجال الحديث ٧٤/١
- تحقیقی که بنده انجام داده ام ، نتیجه اش این بود:

1. بر خلاف فهم ابن نوح و تابعان او؛ استثناء ابن الوليد، تنها بخاطر روایات مستثنین بوده فلذا افرادی که در روایاتشان غلو و یا تخلیط بوده و یا روایتی که بدون سند و یا عدم تصریح به نام آنان ( مثل عن طائفة/ عن بعض أصحابنا و ..) آنان را استثنا نموده است.

و از این خاطر ابن نوح مقصد استثنای "محمد بن عيسى بن عبيد " توسط ابن الولید رو نفهمده و تعجب کرده با اینکه ایشون ثقه هست!
در حالی که مقصود ابن الولید روایاتی که محمد بن احمد (صاحب نوادر الحکمه) از عبيدي داشته را استثنا کرده اند.

فلذا مقصود اصلی روایات محمد بن احمد از این افراد بوده که غالب مستثنین روایاتشان غلو و تخليط درش بوده است با اینکه فردی بینشان است که همچون ابن عبید که ثقه است اما روایات صاحب نوادر از او روایات غلو وجود داشته است.


2. هیچکدام از متقدمین ندیده ام بگویند فلانی ثقه است، بخاطر جزو مستثنین ابن الولید نبوده اند بلکه تنها برای استشهاد به ضعف و یا غلو آنان، به افراد استثناء شده است رو یاد میکردند.
از این خاطر اگر دلیل بر وثاقت استثناء نشدگان میدانستند، حداقل نجاشی و طوسی و .. در ترجمه و شرح حال ابراهیم بن هاشم و دیگران که حالشون بیشتر به این قرائن نیاز داشته، ذکر میکردند

3. اگر قائل به توثیق عدم مستثنین باشیم، لابد قائل به وثاقت افراد کثیری نزد متقدمین و یا حداقل نزد خود ابن الولید باشیم، همچون افراد دروغگو و ضعیف همچون؛
1. أبي جميلة
2. سلمة بن الخطاب
3. علي بن حديد
4. محمد بن الحسن بن شمون
5. محمد بن سليمان الديلمي
6. وهب بن وهب
7. يونس بن ظبيان
8. و ....

با اینکه این افراد جزو مشایخ محمد بن احمد بن یحیی هستند، اما جزو افراد مستثنای ابن الولید نیستند و قول به توثیق این افراد نزد ابن الولید بسیار بعید است و بلکه خود متقدمین تصریح به ضعف اینان کرده اند.

و بدتر از آن، آیت الله حسن رمیتی در نقد این قاعده میگوید:
[ لا يمكن قبوله، وذلك لوجود أكثر من عشرة أشخاص معروفين بالضعف ووجود أكثر من أربعين شخصا مجهولي الحال.]
https://www.eshia.ir/feqh/archive/text/romaity/osool/37/380224/


¤ برای اینکه ادله و قرائن پاسخ بنده را متوجه شوید، میتوانید به کلام نجاشی و شیخ طوسی رجوع کنید و محل شاهد را تأمل بفرماييد👇🏻
[939] محمد بن أحمد بن يحيى بن عمران بن عبد الله بن سعد بن مالك الأشعري القمي أبو جعفر، كان ثقة في الحديث. إلا أن أصحابنا قالوا: كان يروي عن الضعفاء ويعتمد المراسيل ولا يبالي عمن أخذ وما عليه في نفسه مطعن في شئ وكان محمد بن الحسن بن الوليد يستثنى من رواية محمد بن أحمد بن يحيى ما رواه عن محمد بن موسى الهمداني، أو ما رواه عن رجل، أو يقول بعض أصحابنا، أو عن محمد بن يحيى المعاذي، أو عن أبي عبد الله الرازي الجاموراني، أو عن أبي عبد الله السياري، أو عن يوسف بن السخت، أو عن وهب بن منبه، أو عن أبي علي النيشابوري (النيسابوري)، أو عن أبي يحيى الواسطي، أو عن محمد بن علي أبي سمينة، أو يقول في حديث، أو كتاب ولم أروه، أو عن سهل بن زياد الادمي، أو عن محمد بن عيسى بن عبيد باسناد منقطع، أو عن أحمد بن هلال، أو محمد بن علي الهمداني، أو عبد الله بن محمد الشامي، أو عبد الله بن أحمد الرازي، أو أحمد بن الحسين بن سعيد، أو أحمد بن بشير الرقي أو عن محمد بن هارون، أو عن مموية بن معروف، أو عن محمد بن عبد الله بن مهران، أو ما ينفرد (يتفرد) به الحسن بن الحسين اللؤلؤي وما يرويه عن جعفر بن محمد بن مالك، أو يوسف بن الحارث، أو عبد الله بن محمد الدمشقي. قال أبو العباس بن نوح: وقد أصاب شيخنا أبو جعفر محمد بن الحسن بن الوليد في ذلك كله وتبعه أبو جعفر بن بابويه رحمه الله على ذلك إلا في محمد بن عيسى بن عبيد فلا أدري ما رابه فيه، لأنه كان على ظاهر العدالة والثقة.
ولمحمد بن أحمد بن يحيى كتب، منها: كتاب نوادر الحكمة، وهو كتاب حسن كبير (كبير حسن) يعرفه القميون بدبة شبيب، قال: وشبيب فامي كان بقم له دبة ذات بيوت، يعطي منها ما يطلب منه من دهن، فشبهوا هذا الكتاب بذلك. و له كتاب الملاحم، وكتاب الطب، وكتاب مقتل الحسين عليه السلام، كتاب الإمامة، كتاب المزار.
أخبرنا الحسين بن موسى قال: حدثنا جعفر بن محمد قال: حدثنا محمد بن جعفر الرزاز قال: حدثنا محمد بن أحمد بنوادر الحكمة، وأخبرنا أحمد بن علي وابن شاذان وغيرهما، عن أحمد بن محمد بن يحيى، عن أبيه، عنه بسائر كتبه.

📚رجال النجاشي - النجاشي - الصفحة ٣٤٩
👈🏻 دقت بفرماييد؛ چند نکته ای در کلام نجاشی وجود دارد
¤ نجاشی میگوید:
[وكان محمد بن الحسن بن الوليد يستثنى من رواية محمد بن أحمد بن يحيى ما رواه عن ...]

- یعنی #روایاتی رو استثناء ميكرد که محمد بن احمد از فلان و فلان و ... نقل کرده باشد.

-فلذا اگر مقصود ایشان #ضعف آن افراد باشد، دیگر نیاز نیست روایات محمد بن احمد رو ذکر کند بلکه ذکر آن محلی از اعراب ندارد
و یا حد اقل باید میگفت:
((يستثنى من #مشایخ ( نَه روایة ) محمد بن أحمد بن يحيى ما رواه عن فلان ...))

¤ نجاشی در ادامه همچنین از ابن الولید نقل میکند:
[ أو يقول في حديث، أو كتاب ولم أروه ]

- یعنی روایاتی که محمد بن احمد نقل کند و بگوید در #حدیثی و یا #کتابی فلان حدیث آمده اما ( ولم أروه) يعنی سند متصلی به آن ندارد، معتبر نیست.

- فلذا اگر مقصود ایشان #ضعف روات باشد، اینجا دیگر روات مشخص نیست بلکه روایت رو نقد کرده است.
زیرا مقصود او این است که محمد بن احمد روایاتی دارد که بدون سند است فلذا آنها را نباید قبول کنیم؛ و از این خاطر میگوییم منظور روایت است نه روات !

¤ نجاشی در ادامه از ابن الولید نقل میکند:
[أو عن محمد بن عيسى بن عبيد باسناد منقطع]

- یعنی #روایاتی که محمد بن احمد از محمد بن عیسی نقل کند اما سند منقطع باشد، روایت پذیرفته نیست، نه اینکه راوی ضعیف است!
و الا فرقی بین منقطع و مسند آن نمیبود.

︎و در ادامه، نجاشی کلام ابن نوح را میاورد که از استثناء كردن "محمد بن عیسی بن عبید" تعجب کرده است!
در حالی که بیان شد کلام ابن الولید رو متوجه نشده اند .
[622] 37 - محمد بن أحمد بن يحيى بن عمران الأشعري القمي، جليل القدر، كثير الرواية.
له كتاب نوادر الحكمة، وهو يشتمل على كتب جماعة: أولها كتاب التوحيد، وكتاب الوضوء، وكتاب الصلاة، وكتاب الزكاة، وكتاب الصوم، وكتاب الحج، وكتاب النكاح، وكتاب الطلاق، وكتاب الأنبياء، وكتاب مناقب الرجال، وكتاب فضل العرب، وكتاب فضل العربية والعجمية، وكتاب الوصايا والصدقة، وكتاب النحل والهبات، وكتاب السكني، وكتاب الأوقات، وكتاب الفرائض، وكتاب الايمان والنذور والكفارات، وكتاب العتق والتدبير والولا والمكاتب وأمهات الأولاد، وكتاب الحدود والديات، وكتاب الشهادات، وكتاب القضايا والاحكام، العدد اثنان و عشرون كتابا.
أخبرنا بجميع كتبه ورواياته عدة من أصحابنا، عن أبي المفضل، عن ابن بطة القمي، عن محمد بن أحمد بن يحيى.
وأخبرنا بها أيضا الحسين بن عبيد الله وابن أبي جيد جميعا، عن أحمد ابن محمد بن يحيى، عن أبيه، عن محمد بن أحمد بن يحيى.
وأخبرنا بها جماعة، عن أبي جعفر ابن بابويه، عن أبيه و محمد بن الحسن، عن أحمد بن إدريأآلهتنا ومحمد بن يحيى، عنه.
وقال أبو جعفر بن بابويه: الا ما كان فيها من غلو أو تخليط، وهو الذي يكون طريقه محمد بن موسى الهمداني، أو يرويه عن رجل، أو عن بعض أصحابنا، أو يقول: وروى، أو يرويه عن محمد بن يحيى المعاذي، أو عن أبي عبد الله الرازي الجاموراني، أو عن السياري، أو يرويه عن يوسف ابن السخت، أو عن وهب بن منبه، أو عن أبي علي النيشابوري، أو أبي يحيى الواسطي، أو محمد بن علي الصيرفي، أو يقول: وجدت في كتاب ولم أروه، أو عن محمد بن عيسى بن عبيد باسناد منقطع ينفرد به، أو عن الهيثم بن عدي، أو عن سهل بن زياد الادمي، أو عن أحمد بن هلال، أو عن محمد بن علي الهمداني، أو عن عبد الله بن محمد الشامي، أو عن عبد الله بن أحمد الرازي، أو عن أحمد بن الحسين بن سعيد، أو عن أحمد ابن بشير الرقي، أو عن محمد بن هارون، أو عن ممويه بن معروف، أو عن محمد بن عبد الله بن مهران، أو ينفرد به الحسن بن الحسين بن سعيد اللؤلؤي، أو جعفر بن محمد الكوفي، أو جعفر بن محمد بن مالك، أو يوسف بن الحارث، أو عبد الله بن محمد الدمشقي.

📚الفهرست - الشيخ الطوسي - الصفحة ٢٢٢
👈🏻 دقت بفرماييد؛ چند نکته ای در کلام شیخ صدوق به نقل از شیخ طوسی وجود دارد

¤ شیخ صدوق میگوید:
[الا ما كان فيها من غلو أو تخليط، وهو الذي يكون طريقه محمد بن موسى الهمداني]
- #فیها؛ به #روایات بر میگردد؛ نه به #روات و الا باید میگفت "فیه" !
- الا #ما کان؛ ما برای غیر عاقل به کار میرود و الا اگر منظور روات باشد، باید بگوید "#من کان " !

- عبارت ( من کان فیها غلو و تخلیط ) صریح در نقد #روایات است که در آن 'غلو و تخلیط' وجود داشته است.

-فلذا شیخ صدوق میگوید: #روایاتی که محمد بن احمد (صاحب نوادر الحکمه) نقل میکند که #غلو ویا #تخلیط در آن باشد، مردود است.
و این گونه روایات را بیان میکند:
«وهو الذي يكون طريقه محمد بن موسى الهمداني»
یعنی روایات محمد بن احمد که در طریق آن محمد بن موسی آمده باشد.

¤ و باقی نقاط هم، در تعلیق بر نقل نجاشی، بیان گردید