العلم نقطه؛ كثرها الجاهلون ... !!
علم يك نقطه بيش نبود، جاهلان آن را زياد كردند
📌 اين بنده خدا فکر کرده با بیان کردن جهالات متعدد خود، دلیلی بر ضعف نقل است.
▪︎مبحث به این صورت است :
❌رافضی در ابتدا تحدي داد که توثیق فربری را از شخصی بیاوریم که قریب به عصر او [ به قول او حداقل ۲۰۰ سال فاصله] باشد.
⭕️ بنده پاسخ دادم و وثاقت فربری رو از ابواݪولید باجی آوردم که تنها فاصله آنها ۸۰ ساݪ بود.
❌ بعد از گیج شدن او از دیدن پاسخ بنده، دوباره آمد و گفت اگر سلسله سند که به ابوالولید باجی میرسد رو توثیق کنید، دیگر یقین حاصل میکنیم که توثیق حاصل شده است.
⭕️ بنده هم بلافاصله توثیقات این ناقلین رو اثبات کردم، اما آمده میگه نه ابوالولید از معاصرین او نیست پس قبول نیست. یعنی نجاشی و طوسی و غیره هم باید در کوره بیندازد. خب پورفسور، همان تحدی که دادی رو دوباره آب ڪردید.
❌ بعد دوباره حالش به جا آمد و فهمید که چه گافی داده، گفت اشکال اینجاست که بین ابن بخاری و ابوطاهر برکات انقطاع وجود دارد.
⭕️ گفتم بيسواد بشین سرجات، این انقطاع نیست بلکه از طریق استجازه است که عموی او ضیاء الدين واسطه است.
❌ بعد اینکه این را فهمید، آمد و گفت چند نفر از علمای شما اجازه را قبول ندارند.
⭕️ بنده آمدم و بیان کردم که قول جمهور اهل علم و بلکه از بعضی آنها اجماع بر صحت اجازه نقل شده است و آنچه از منکرین یاد شده، به فلان دلیل است که توضیح دادم.
❌ الآن آمده و بدون هیچ استدلالی میگه نه قول جمهور حجت نیست.
‼️آخه بیسواد، شما به اسم چند نفر تنها استدلال کردید، نه به ادله، الآن که حصول اتفاق و قول جماهیر و بزرگان اهل علم بیان کردم، با چه دلیل باید قول این بزرگواران را کنار زد!؟ دلیلی دارید!؟ دلیل نقلی که ندارید و شواهدی در سنت بر صحت آن هم هست. دلیل عقلی هم اصلاً که ندارید و الا با همین ادله، غالب روایات شیعه را مهر بطلان میزدید.
± به هر حاݪ خواستم این را بگویم ڪه این عمده جهاݪات رافضے سبب شده ڪه فڪر ڪند واقعاً نقݪ ابواݪوݪید باجي دارای اشڪاݪ است !!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✍🏻 بنده در مطالب سابق بیان ڪرده ام ڪه آنچه از اجازه رخ داده، از همان نوع اول ڪه به اقرار رافضے از مراتب اعݪی اجازه است.
اݪتڪرار یعݪّم اݪــح/شطّار :
- این بنده خدا خیاݪ ڪرده که ابوطاهر در زمان ڪودڪی ابن بخاری، رفته ڪنار او و بهش اجازه نقل داده است !
فلذا رافضے هی تڪرار میڪند ڪه چطور بچه شیرخوار اجازه تحمّݪ گرفته است !!
در حالی ڪه بارها تلاش ڪردم که رافضی رو بفهمونم به اینڪه طالب اجازه خود ابن بخاری نیست، بلکه ضیاء الدین است که برای نقݪ آن به ابن بخاري واسطه بوده.
البته خود شیعی هم از امام زرڪشي نقل ڪرد اما متوجه آن نشد :
بل لَا تجوز الرِّوَايَة عَن الْمُجِيز إِلَّا بعد مَحْض سَمَاعه أَو إِمَّا يُوصي لَهُ بِهَذَا الْجُزْء وَحفظه فَلَا تكون الرِّوَايَة عَنهُ إِذْنا فِي الْكَذِب عَلَيْهِ.
📚📕النكت على مقدمة ابن الصلاح للزركشي ٣/٥٠٧ — بدر الدين الزركشي (ت ٧٩٤)
- البته باید بدانید ڪه رافضے تا حاݪا هم ڪیفیت اجازه را تصور نڪرده و از این خاطر مثل بچه ها هم دارد خودزنی میڪند.
علم يك نقطه بيش نبود، جاهلان آن را زياد كردند
📌 اين بنده خدا فکر کرده با بیان کردن جهالات متعدد خود، دلیلی بر ضعف نقل است.
▪︎مبحث به این صورت است :
❌رافضی در ابتدا تحدي داد که توثیق فربری را از شخصی بیاوریم که قریب به عصر او [ به قول او حداقل ۲۰۰ سال فاصله] باشد.
⭕️ بنده پاسخ دادم و وثاقت فربری رو از ابواݪولید باجی آوردم که تنها فاصله آنها ۸۰ ساݪ بود.
❌ بعد از گیج شدن او از دیدن پاسخ بنده، دوباره آمد و گفت اگر سلسله سند که به ابوالولید باجی میرسد رو توثیق کنید، دیگر یقین حاصل میکنیم که توثیق حاصل شده است.
⭕️ بنده هم بلافاصله توثیقات این ناقلین رو اثبات کردم، اما آمده میگه نه ابوالولید از معاصرین او نیست پس قبول نیست. یعنی نجاشی و طوسی و غیره هم باید در کوره بیندازد. خب پورفسور، همان تحدی که دادی رو دوباره آب ڪردید.
❌ بعد دوباره حالش به جا آمد و فهمید که چه گافی داده، گفت اشکال اینجاست که بین ابن بخاری و ابوطاهر برکات انقطاع وجود دارد.
⭕️ گفتم بيسواد بشین سرجات، این انقطاع نیست بلکه از طریق استجازه است که عموی او ضیاء الدين واسطه است.
❌ بعد اینکه این را فهمید، آمد و گفت چند نفر از علمای شما اجازه را قبول ندارند.
⭕️ بنده آمدم و بیان کردم که قول جمهور اهل علم و بلکه از بعضی آنها اجماع بر صحت اجازه نقل شده است و آنچه از منکرین یاد شده، به فلان دلیل است که توضیح دادم.
❌ الآن آمده و بدون هیچ استدلالی میگه نه قول جمهور حجت نیست.
‼️آخه بیسواد، شما به اسم چند نفر تنها استدلال کردید، نه به ادله، الآن که حصول اتفاق و قول جماهیر و بزرگان اهل علم بیان کردم، با چه دلیل باید قول این بزرگواران را کنار زد!؟ دلیلی دارید!؟ دلیل نقلی که ندارید و شواهدی در سنت بر صحت آن هم هست. دلیل عقلی هم اصلاً که ندارید و الا با همین ادله، غالب روایات شیعه را مهر بطلان میزدید.
± به هر حاݪ خواستم این را بگویم ڪه این عمده جهاݪات رافضے سبب شده ڪه فڪر ڪند واقعاً نقݪ ابواݪوݪید باجي دارای اشڪاݪ است !!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✍🏻 بنده در مطالب سابق بیان ڪرده ام ڪه آنچه از اجازه رخ داده، از همان نوع اول ڪه به اقرار رافضے از مراتب اعݪی اجازه است.
اݪتڪرار یعݪّم اݪــح/شطّار :
- این بنده خدا خیاݪ ڪرده که ابوطاهر در زمان ڪودڪی ابن بخاری، رفته ڪنار او و بهش اجازه نقل داده است !
فلذا رافضے هی تڪرار میڪند ڪه چطور بچه شیرخوار اجازه تحمّݪ گرفته است !!
در حالی ڪه بارها تلاش ڪردم که رافضی رو بفهمونم به اینڪه طالب اجازه خود ابن بخاری نیست، بلکه ضیاء الدین است که برای نقݪ آن به ابن بخاري واسطه بوده.
البته خود شیعی هم از امام زرڪشي نقل ڪرد اما متوجه آن نشد :
بل لَا تجوز الرِّوَايَة عَن الْمُجِيز إِلَّا بعد مَحْض سَمَاعه أَو إِمَّا يُوصي لَهُ بِهَذَا الْجُزْء وَحفظه فَلَا تكون الرِّوَايَة عَنهُ إِذْنا فِي الْكَذِب عَلَيْهِ.
📚📕النكت على مقدمة ابن الصلاح للزركشي ٣/٥٠٧ — بدر الدين الزركشي (ت ٧٩٤)
- البته باید بدانید ڪه رافضے تا حاݪا هم ڪیفیت اجازه را تصور نڪرده و از این خاطر مثل بچه ها هم دارد خودزنی میڪند.
❤15
✍🏻 در پست سابق بیان شد که از قائلین به عدم اجازه به علتی بوده که مرتبط به طلب علم و رحلت برای آن است.
و بیان شد که بعضاً هم از قول خود رجوع کردند
ومَعَ هَذَا وغَيْرِه إلاَّ أنَّ كَثِيْرًا ممَّنْ كَرِهَ الإجَازَةَ قَدْ رَجَعَ إلى القَوْلِ بجَوَازِهَا والأخْذِ بها.
والحَمْدُ للهِ رَبِّ العَالمِيْنَ
📚📕الوجازة في الأثبات والإجازة ١/٤٠
📌 مثالی که رافضی نقل کرده از أبونصر سجزي است :
✅ در حالي كه ايشون از اين قول رجوع كرده و قول جمهور را ترجيح داده است :
وَفِي الْمُتَقَدِّمِينَ مَنْ كَانَ يَتَوَقَّفُ فِي الْإِجَازَةِ وَكَذَلِكَ فِي الْمُتَأَخِّرِينَ وَمِنْ جُمْلَتِهِمْ أَبُو نَصْرٍ السِّجْزِيُّ ثُمَّ قَالَ أَخِيرًا بِصِحَّتِهَا وَهُوَ أَبُو نَصْرٍ عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ سَعِيدِ بْنِ حَاتِمِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلَوِيَّةَ بْنِ سَهْلِ بْنِ عِيسَى بْنِ طَلْحَةَ الْحَافِظُ.
📚📕الوجيز في ذكر المجاز والمجيز ٦٣/١
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌ڪلام امام شعبه بن حجاج در رد اجازه نيست :
٥٥٣ - أخبرنا أبو عبد الله الحافظ، وأبو بكر أحمد بن الحسن القاضي، وأبو عبد الرحمن السلمي، قالوا: أخبرنا أبو العباس محمد بن يعقوب، حدثنا العباس بن محمد الدوري، حدثنا قُراد أبو نوح قال: سمعت شعبة يقول: كل حديث ليس فيه: حدثنا، أو: أخبرنا، فهو خلٌّ وبقل.
وإنما أراد- والله أعلم- في رواية المدلسين، أو من يُرسل الحديث فلا يسنده.
📚📕المدخل إلى السنن الكبرى - البيهقي - ت عوامة ١/٢٥٨ — أبو بكر البيهقي (ت ٤٥٨)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌 توثيق فربري توسط ابوبكر السمعاني هم ثابت است :
▪︎قال أبو بكر السَّمْعاني في «أماليه» : كان ثقة ورعًا.[ التقييد ١/ ١٢٦]
¤ اشكال رافضي : ثابت كنيد كه ابوبكر السمعاني كتاب أمالي داشته است :
✅قال إبن رشد الفهــــري :
ذكر ذلك أبوبكر السمعاني في أماليه،👈🏻 أخبرني بذلك العدل المسند عز الدين أبوالفداء إسماعيل بن عبدالرحمن الفراء بقرائتي عليه بالجامع المظفري من الصالحية عن الحافظ أبي بكر ابن نقطة البغدادي أنه ذكر ذلك عن السمعاني المذكور .. .
📚 إفادة اݪنصیح في التعريف بسند الجامع الصحيح 24
¤ اشكال رافضي : ابن رشد فهري چند سال بعد از ابوبکر السمعاني متولد شده، نمیتوان این انتساب رو پذیرفت ‼️
✅ هرچند اشکال این بنده خدا از جهالت ایشان است، اما از فرزند ابوبکر السمعاني نسبت کتاب را میآورم :
وأما والدي الإمام أبو بكر محمد بن منصور بن محمد بن عبد الجبار السمعاني رحمه الله .. وأملى مائة وأربعين مجلسا في الحديث، من طالعها عرف أن أحدا لم يسبقه إلى مثلها.
📚📕الأنساب للسمعاني ٧/٢٢٦ — السمعاني (ت ٥٦٢)
¤ اين هم نقل امام ذهبي - رحمه الله -:
أَرَّخَ مَوْلِدَهُ أَبُو بَكْرٍ السَّمْعَانِيُّ فِي «أَمَاليه»، وَقَالَ : كَانَ ثِقَةً وَرِعًا.
📚📕سير أعلام النبلاء - ط الحديث ١١/٣٥٢ — شمس الدين الذهبي (ت ٧٤٨)
ـــــــــــــــــ
بدبخت آن نجاشے، که مدافعان آن شده اند این بچه بیسوادها و بی خاصیت رها شده !!
و بیان شد که بعضاً هم از قول خود رجوع کردند
ومَعَ هَذَا وغَيْرِه إلاَّ أنَّ كَثِيْرًا ممَّنْ كَرِهَ الإجَازَةَ قَدْ رَجَعَ إلى القَوْلِ بجَوَازِهَا والأخْذِ بها.
والحَمْدُ للهِ رَبِّ العَالمِيْنَ
📚📕الوجازة في الأثبات والإجازة ١/٤٠
📌 مثالی که رافضی نقل کرده از أبونصر سجزي است :
قَالَ أَبُو نصر جمَاعَة من أهل الْعلم يَقُولُونَ قَول الْمُحدث قد أجزت لَك أَن تروي عني تَقْدِيره قد أجزت لَك مَا لَا يجوز فِي الشَّرْع لِأَن الشَّرْع لَا يُبِيح رِوَايَة من لم يسمع
✅ در حالي كه ايشون از اين قول رجوع كرده و قول جمهور را ترجيح داده است :
وَفِي الْمُتَقَدِّمِينَ مَنْ كَانَ يَتَوَقَّفُ فِي الْإِجَازَةِ وَكَذَلِكَ فِي الْمُتَأَخِّرِينَ وَمِنْ جُمْلَتِهِمْ أَبُو نَصْرٍ السِّجْزِيُّ ثُمَّ قَالَ أَخِيرًا بِصِحَّتِهَا وَهُوَ أَبُو نَصْرٍ عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ سَعِيدِ بْنِ حَاتِمِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلَوِيَّةَ بْنِ سَهْلِ بْنِ عِيسَى بْنِ طَلْحَةَ الْحَافِظُ.
📚📕الوجيز في ذكر المجاز والمجيز ٦٣/١
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌ڪلام امام شعبه بن حجاج در رد اجازه نيست :
٥٥٣ - أخبرنا أبو عبد الله الحافظ، وأبو بكر أحمد بن الحسن القاضي، وأبو عبد الرحمن السلمي، قالوا: أخبرنا أبو العباس محمد بن يعقوب، حدثنا العباس بن محمد الدوري، حدثنا قُراد أبو نوح قال: سمعت شعبة يقول: كل حديث ليس فيه: حدثنا، أو: أخبرنا، فهو خلٌّ وبقل.
وإنما أراد- والله أعلم- في رواية المدلسين، أو من يُرسل الحديث فلا يسنده.
📚📕المدخل إلى السنن الكبرى - البيهقي - ت عوامة ١/٢٥٨ — أبو بكر البيهقي (ت ٤٥٨)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌 توثيق فربري توسط ابوبكر السمعاني هم ثابت است :
▪︎قال أبو بكر السَّمْعاني في «أماليه» : كان ثقة ورعًا.[ التقييد ١/ ١٢٦]
¤ اشكال رافضي : ثابت كنيد كه ابوبكر السمعاني كتاب أمالي داشته است :
✅قال إبن رشد الفهــــري :
ذكر ذلك أبوبكر السمعاني في أماليه،👈🏻 أخبرني بذلك العدل المسند عز الدين أبوالفداء إسماعيل بن عبدالرحمن الفراء بقرائتي عليه بالجامع المظفري من الصالحية عن الحافظ أبي بكر ابن نقطة البغدادي أنه ذكر ذلك عن السمعاني المذكور .. .
📚 إفادة اݪنصیح في التعريف بسند الجامع الصحيح 24
¤ اشكال رافضي : ابن رشد فهري چند سال بعد از ابوبکر السمعاني متولد شده، نمیتوان این انتساب رو پذیرفت ‼️
✅ هرچند اشکال این بنده خدا از جهالت ایشان است، اما از فرزند ابوبکر السمعاني نسبت کتاب را میآورم :
وأما والدي الإمام أبو بكر محمد بن منصور بن محمد بن عبد الجبار السمعاني رحمه الله .. وأملى مائة وأربعين مجلسا في الحديث، من طالعها عرف أن أحدا لم يسبقه إلى مثلها.
📚📕الأنساب للسمعاني ٧/٢٢٦ — السمعاني (ت ٥٦٢)
¤ اين هم نقل امام ذهبي - رحمه الله -:
أَرَّخَ مَوْلِدَهُ أَبُو بَكْرٍ السَّمْعَانِيُّ فِي «أَمَاليه»، وَقَالَ : كَانَ ثِقَةً وَرِعًا.
📚📕سير أعلام النبلاء - ط الحديث ١١/٣٥٢ — شمس الدين الذهبي (ت ٧٤٨)
ـــــــــــــــــ
بدبخت آن نجاشے، که مدافعان آن شده اند این بچه بیسوادها و بی خاصیت رها شده !!
❤17
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
المعمم الغزي | وقوع حادثه عجيب در كتاب الفهرست نجاشے
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خروج نجاشے از قبر
پس از ۱۳ ساݪــــــ !!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خروج نجاشے از قبر
پس از ۱۳ ساݪــــــ !!
😁17🤣2
أسطورة الكليني وكتابه الكافي ج2 .pdf
195.6 MB
أسطورة الكليني وكتابه الكافي [ الجزء الثاني ]
👍11🥰2👏2🤣2❤1
ماجستير_محمد_عبدالله_العمري_كامل_الرسالة_028.pdf
10.8 MB
هذا هو أصل الكتاب للمؤلف [ محمد العمري ] الذي اختصره باسم أسطورة الكليني و كتابه الكافي :
https://t.me/eulumhadith/1288
https://t.me/eulumhadith/1289
https://t.me/eulumhadith/1288
https://t.me/eulumhadith/1289
❤11
Forwarded from التأهيل الحديثي الشامل
#حصاد_فوائد_النقد_والتخريج_والإعلال_4.
1⃣ ▫️ نتعرّف على الرواية الصحيحة ؛ لأجل العلم بها ، ولأجل العمل بها ، ولأجل بثّها بين الأنام ، فنحن جميعاً مأمورون بتبليغ دين الله ، ونتعرّف من خلال ذلك على ما ليس بصحيح فالرواية الصحيحة الأولى هي الأصل والثانية اختصار وفرع من الأولى ، ومن الرواية الأولى علمنا عدم صحة الرواية الثانية ؛ ولذا قال أبو داود : هذا اختصار من الحديث الأول .
2⃣ ▫️ حينما تأتينا رواية ظاهرها الصحة كما في الرواية الثانية لا نتعجل ونحكم بالتصحيح قبل جمع الطرق والنظر والموازنة والمقارنة وجمع أقوال النقاد .
3⃣ ▫️ من الخطأ وعدم الضبط أنْ يأتي الراوي ليختصر الخبر فيخطئ في اختصاره .
4⃣ ▫️ البخاري ومسلم يرويان من حديث الراوي الثقة ما سلم من الخطأ ، وهذا هو مقصد المحدثين حينما شرطوا ( الاتصال ، والعدالة ، والضبط ) ثم أضافوا شرطين مهمين (أن لا يكون شاذًا ولا معلًا)؟ .
5⃣ ▫️ سلسلة ( علي بن عيّاش عن شعيب بن أبي حمزة عن محمد بن المنكدر ، عن جابر ) سلسلة مشهورةٌ صحّت فيها أحاديث ، وليس معناه كل ما ورد في هذه السلسلة يكون مستقيمًا .
6⃣ ▫️ استخدام مصطلح ( على شرط البخاري ) و ( على شرط مسلم ) و ( على شرط الشيخين ) ليس جيدا لأنه ليس من شرط البخاري ولا مسلم تصحيح جميع مرويات الراوي .
.
.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤11👍1
¤ بررسی هر حدیث به پنج چیز نیاز دارد:
❶ ضبط اسماء رجال سند (از حیث حرکت گذاری و بیان وزن اسماء)
❷ تحقیق احوال رجال (از حیث تعدیل و تجریح و جهالت)
❸ ضبط الفاظ متن (از حیث لغوی -صرف و نحو و بلاغت و...-)
❹ حکم بر حدیث از حیث صحت و ضعف
❺ فقه حدیث و شناخت احکام عقدی و فقهی و سلوکی و بیان فوائد (و طرائف اسنادی و متنی)
[ المدخل إلى علوم الحديث الشریف (ص: ۱۶) ]
❶ ضبط اسماء رجال سند (از حیث حرکت گذاری و بیان وزن اسماء)
❷ تحقیق احوال رجال (از حیث تعدیل و تجریح و جهالت)
❸ ضبط الفاظ متن (از حیث لغوی -صرف و نحو و بلاغت و...-)
❹ حکم بر حدیث از حیث صحت و ضعف
❺ فقه حدیث و شناخت احکام عقدی و فقهی و سلوکی و بیان فوائد (و طرائف اسنادی و متنی)
[ المدخل إلى علوم الحديث الشریف (ص: ۱۶) ]
❤18🤣12👏1
▪︎تحقيق راجع به آيه رجم ( الشيخ و الشيخة اذا زنيا ... ) و بيان عدم ثبوت آن از طريق صحيح و نفي نزول آيه در این مورد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
▪︎تحقيق مهم في بيان أن ( و الشيخ و الشيخة اذا زنيا ... ) لم يثبت على قواعد أهل الصنعة الحديثية :
التحقيقات والتنقيحات للسلفية علي متن الورقات [ صفحة 352 ]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
▪︎تحقيق مهم في بيان أن ( و الشيخ و الشيخة اذا زنيا ... ) لم يثبت على قواعد أهل الصنعة الحديثية :
التحقيقات والتنقيحات للسلفية علي متن الورقات [ صفحة 352 ]
🤣8❤5👍2👏1
¤ قال الطوفي: (وَاعْلَمْ أَنَّ أَصْحَابَ الرَّأْيِ بِحَسَبِ الْإِضَافَةِ هُمْ كُلُّ مَنْ تَصَرَّفَ فِي الْأَحْكَامِ بِالرَّأْيِ، فَيَتَنَاوَلُ جَمِيعَ عُلَمَاءِ الْإِسْلَامِ؛ لِأَنَّ كُلَّ وَاحِدٍ مِنَ الْمُجْتَهِدِينَ لَا يَسْتَغْنِي فِي اجْتِهَادِهِ عَنْ نَظَرٍ وَرَأْيٍ، وَلَوْ بِتَحْقِيقِ الْمَنَاطِ وَتَنْقِيحِهِ الَّذِي لَا نِزَاعَ فِي صِحَّتِهِ.
وَأَمَّا بِحَسَبِ الْعَلَمِيَّةِ، فَهُوَ فِي عُرْفِ السَّلَفِ عَلَمٌ عَلَى أَهْلِ الْعِرَاقِ، وَهُمْ أَهْلُ الْكُوفَةِ، أَبُو حَنِيفَةَ وَمَنْ تَابَعَهُ مِنْهُمْ، وَإِنَّمَا سُمِّيَ هَؤُلَاءِ أَهْلَ الرَّأْيِ، لِأَنَّهُمْ تَرَكُوا كَثِيرًا مِنَ الْأَحَادِيثِ إِلَى الرَّأْيِ وَالْقِيَاسِ؛
- إِمَّا لِعَدَمِ بُلُوغِهِمْ إِيَّاهُ،
- أَوْ لِكَوْنِهِ عَلَى خِلَافِ الْكِتَابِ،
- أَوْ لِكَوْنِهِ رِوَايَةَ غَيْرِ فَقِيهٍ،
- أَوْ قَدْ أَنْكَرَهُ رَاوِي الْأَصْلِ،
- أَوْ لِكَوْنِهِ خَبَرَ وَاحِدٍ فِيمَا تَعُمُّ بِهِ الْبَلْوَى،
- أَوْ لِكَوْنِهِ وَارِدًا فِي الْحُدُودِ وَالْكَفَّارَاتِ عَلَى أَصْلِهِمْ فِي ذَلِكَ،
وَبِمُقْتَضَى هَذِهِ الْقَوَاعِدِ لَزِمَهُمْ تَرْكُ الْعَمَلِ بِأَحَادِيثَ كَثِيرَةٍ حَتَّى خَرَّجَ أَحْمَدُ رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالَى فِيمَا ذَكَرَهُ الْخَلَّالُ فِي «جَامِعِهِ» نَحْوَ مِائَةٍ أَوْ خَمْسِمِائَةِ حَدِيثٍ صِحَاحٍ خَالَفَهَا أَبُو حَنِيفَةَ، وَبَالَغَ بَعْضُهُمْ فِي التَّشْنِيعِ عَلَيْهِ حَتَّى صَنَّفَ كِتَابًا فِي الْخِلَافِ بَيْنَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَأَبِي حَنِيفَةَ، وَكَثُرَ عَلَيْهِ الطَّعْنُ مِنْ أَئِمَّةِ السَّلَفِ حَتَّى بَلَغُوا فِيهِ مَبْلَغًا وَلَا تَطِيبُ النَّفْسُ بِذِكْرِهِ، وَأَبَى اللَّهُ إِلَّا عِصْمَتَهُ مِمَّا قَالُوهُ، وَتَنْزِيهَهُ عَمَّا إِلَيْهِ نَسَبُوهُ.
وَجُمْلَةُ الْقَوْلِ فِيهِ: أَنَّهُ قَطْعًا لَمْ يُخَالِفِ السُنَّةَ عِنَادًا، وَإِنَّمَا خَالَفَ فِيمَا خَالَفَ مِنْهَا اجْتِهَادًا لِحُجَجٍ وَاضِحَةٍ، وَدَلَائِلَ صَالِحَةٍ لَائِحَةٍ، وَحُجَجُهُ بَيْنَ النَّاسِ مَوْجُودَةٌ، وَقَلَّ أَنْ يَنْتَصِفَ مِنْهَا مُخَالِفُوهُ، وَلَهُ بِتَقْدِيرِ الْخَطَأِ أَجْرٌ، وَبِتَقْدِيرِ الْإِصَابَةِ أَجْرَانِ، وَالطَّاعِنُونَ عَلَيْهِ إِمَّا حُسَّادٌ، أَوْ جَاهِلُونَ بِمَوَاقِعِ الِاجْتِهَادِ، وَآخِرُ مَا صَحَّ عَنِ الْإِمَامِ أَحْمَدَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ إِحْسَانُ الْقَوْلِ فِيهِ، وَالثَّنَاءُ عَلَيْهِ؛ ذَكَرَهُ أَبُو الْوَرْدِ مِنْ أَصْحَابِنَا فِي كِتَابِ «أُصُولُ الدِّينِ» وَاللَّهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى أَعْلَمُ بِالصَّوَابِ.)
[ شرح مختصر الروضة (٣ / ٢٨٩ - ٢٩٠) ]
وَأَمَّا بِحَسَبِ الْعَلَمِيَّةِ، فَهُوَ فِي عُرْفِ السَّلَفِ عَلَمٌ عَلَى أَهْلِ الْعِرَاقِ، وَهُمْ أَهْلُ الْكُوفَةِ، أَبُو حَنِيفَةَ وَمَنْ تَابَعَهُ مِنْهُمْ، وَإِنَّمَا سُمِّيَ هَؤُلَاءِ أَهْلَ الرَّأْيِ، لِأَنَّهُمْ تَرَكُوا كَثِيرًا مِنَ الْأَحَادِيثِ إِلَى الرَّأْيِ وَالْقِيَاسِ؛
- إِمَّا لِعَدَمِ بُلُوغِهِمْ إِيَّاهُ،
- أَوْ لِكَوْنِهِ عَلَى خِلَافِ الْكِتَابِ،
- أَوْ لِكَوْنِهِ رِوَايَةَ غَيْرِ فَقِيهٍ،
- أَوْ قَدْ أَنْكَرَهُ رَاوِي الْأَصْلِ،
- أَوْ لِكَوْنِهِ خَبَرَ وَاحِدٍ فِيمَا تَعُمُّ بِهِ الْبَلْوَى،
- أَوْ لِكَوْنِهِ وَارِدًا فِي الْحُدُودِ وَالْكَفَّارَاتِ عَلَى أَصْلِهِمْ فِي ذَلِكَ،
وَبِمُقْتَضَى هَذِهِ الْقَوَاعِدِ لَزِمَهُمْ تَرْكُ الْعَمَلِ بِأَحَادِيثَ كَثِيرَةٍ حَتَّى خَرَّجَ أَحْمَدُ رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالَى فِيمَا ذَكَرَهُ الْخَلَّالُ فِي «جَامِعِهِ» نَحْوَ مِائَةٍ أَوْ خَمْسِمِائَةِ حَدِيثٍ صِحَاحٍ خَالَفَهَا أَبُو حَنِيفَةَ، وَبَالَغَ بَعْضُهُمْ فِي التَّشْنِيعِ عَلَيْهِ حَتَّى صَنَّفَ كِتَابًا فِي الْخِلَافِ بَيْنَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَأَبِي حَنِيفَةَ، وَكَثُرَ عَلَيْهِ الطَّعْنُ مِنْ أَئِمَّةِ السَّلَفِ حَتَّى بَلَغُوا فِيهِ مَبْلَغًا وَلَا تَطِيبُ النَّفْسُ بِذِكْرِهِ، وَأَبَى اللَّهُ إِلَّا عِصْمَتَهُ مِمَّا قَالُوهُ، وَتَنْزِيهَهُ عَمَّا إِلَيْهِ نَسَبُوهُ.
وَجُمْلَةُ الْقَوْلِ فِيهِ: أَنَّهُ قَطْعًا لَمْ يُخَالِفِ السُنَّةَ عِنَادًا، وَإِنَّمَا خَالَفَ فِيمَا خَالَفَ مِنْهَا اجْتِهَادًا لِحُجَجٍ وَاضِحَةٍ، وَدَلَائِلَ صَالِحَةٍ لَائِحَةٍ، وَحُجَجُهُ بَيْنَ النَّاسِ مَوْجُودَةٌ، وَقَلَّ أَنْ يَنْتَصِفَ مِنْهَا مُخَالِفُوهُ، وَلَهُ بِتَقْدِيرِ الْخَطَأِ أَجْرٌ، وَبِتَقْدِيرِ الْإِصَابَةِ أَجْرَانِ، وَالطَّاعِنُونَ عَلَيْهِ إِمَّا حُسَّادٌ، أَوْ جَاهِلُونَ بِمَوَاقِعِ الِاجْتِهَادِ، وَآخِرُ مَا صَحَّ عَنِ الْإِمَامِ أَحْمَدَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ إِحْسَانُ الْقَوْلِ فِيهِ، وَالثَّنَاءُ عَلَيْهِ؛ ذَكَرَهُ أَبُو الْوَرْدِ مِنْ أَصْحَابِنَا فِي كِتَابِ «أُصُولُ الدِّينِ» وَاللَّهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى أَعْلَمُ بِالصَّوَابِ.)
[ شرح مختصر الروضة (٣ / ٢٨٩ - ٢٩٠) ]
👍7🤣4
شذوذ تفردات الظاهرية
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قال ابن تيمية (ت: ٧٢٨ هـ) رحمه الله تعالى: «أَهِلُ الظَّاهِرِ كُلُّ قَوْلٍ انْفَرَدُوا بِهِ عَنْ سَائِرِ الْأُمَّةِ فَهُوَ خَطَأٌ، وَأَمَّا مَا انْفَرَدُوا بِهِ عَنِ الْأَرْبَعَةِ وَهُوَ صَوَابٌ فَقَدْ قَالَهُ غَيْرُهُمْ مِنَ السَّلَفِ».
[ منهاج السنة النبوية (٥ / ١٧٨) ]
قال ابن عبدالهادي (ت: ٧٤٤ هـ) رحمه الله تعالى: «أبو محمد بنُ حزم من بحور العُلُوم، له اختيارات كثيرة حَسَنة، وافق فيها غيرَه من الأئمة، وله اختياراتٌ انفرد بها في الأصول والفروع، وجميع ما انفرد به خَطَأ، وهو كثير الوَهْم في الكلام على تصحيح الحديث وتضعيفه، وعلى أحوال الرُّواة».
[ طبقات علماء الحديث (٣ / ٣٤٩)؛ الأصول التي بنى عليها الغلاة مذهبهم في التبديع (ص: ۷۵) ]
قال الذهبي (ت: ٧٤٨ هـ) رحمه الله تعالى: «لا رَيْبَ أَنَّ كُلَّ مسَأَلَةٍ انْفَرَدَ (دَاوُدُ بنُ عَلِيٍّ) بِهَا، وَقُطِعَ بِبُطْلاَنِ قَوْلِهِ فِيْهَا، فَإِنَّهَا هَدْرٌ، وَإِنَّمَا نَحْكِيهَا للتَّعَجُّبِ، وَكُلَّ مسَأَلَةٍ لَهُ عَضَدَهَا نَصٌّ، وَسَبَقَهُ إِلَيْهَا صَاحِبٌ أَوْ تَابِعٌ، فَهِيَ مِنْ مَسَائِلِ الخِلاَفِ، فَلاَ تُهْدَرُ».
[ سير أعلام النبلاء (١٣ / ١٠٧) ]
قال ابن القيم (ت: ٧٥١ هـ) رحمه الله تعالى: «ودع الظاهريةَ البحتةَ، فإنها تقسّي القلوب، وتحجبها عن رُؤية محاسن الشريعة وبهجتها، وما أودعته من الحِكَم والمصالح، والعدل والرحمة».
[ تهذيب سنن أبي داود (١ / ٦٧) ]
قال ابن رجب (ت: ٧٩٥ هـ) رحمه الله تعالى في شرح حديث أُمّ سَلَمَةَ قَالَتْ: بَيْنَا أَنَا مَعَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مُضْطَجِعَةٌ فِي خَمِيصَةٍ، إِذْ حِضْتُ فَانْسَلَلْتُ فَأَخَذْتُ ثِيَابَ حِيضَتِي. قَالَ: "أَنُفِسْتِ؟" قُلْتُ: نَعَمْ،
- قال ابن رجب: «وقد اعتمد ابن حزم [في المحلى (٢ / ٢٦ و ١٨٤ و ٢٠٧)] على هَذا الحديث في ان الحائض والنفاس مدتهما واحدة، وأن أكثر النفاس كأكثر الحيض، وَهوَ قول لَم يسبق إليه، ولو كانَ هَذا الاستنباط حقاً لما خفي علي أئمة الإسلام كلهم إلى زمنه».
[ فتح الباري في شرح صحیح البخاري (١ / ٤٠٧) ]
قال طاهر الجزائري: «وَقد علم من وقف على كثير من مؤلفاته (أي: ابن حزم) أَنه يجنح فِي أَكثر الْمَوَاضِع إِلَى مُخَالفَة الْجُمْهُور، وَهُوَ فِي أَكثر مَا خالفهم فِيهِ أقرب إِلَى الْخَطَأ مِنْهُ إِلَى الصَّوَاب».
[ توجيه النظر إلى أصول الأثر (١ / ١٠٣) ]
(قال الأخ محمد)؛ برخی گمان می کنند: ظاهریه مذهب اهل حدیث است، و این مردود است، چنانکه امام ابن رجب (ت: ٧٩٥ هـ) رحمه الله تعالی می گوید: «وفي زمانِنا يتعَيَّن كتابةُ كلامِ أئمَّة السلف المقتدى بهم إلى زَمَن الشافعي وأحمدَ وإسحاقَ وأبي عبيد، ولْيكُنِ الإنسانُ على حذر مما حدث بعدهم؛ فإنه حدث بعدهم حوادثُ كثيرة، وحدث من انتسب إلى متابعةِ السُّنة والحديث مِن الظاهرية ونحوِهم، وهو أشدُّ مخالفة لها؛ لشذوذه عن الأئمَّة وانفراده عنهم بِفَهْم يفهمه، أو يأخذ مالم يأخذْ به الأئمة مِن قَبْلِه».
[ فضل علم السلف على علم الخلف (ص: ٦٧) ]
قال الشاطبي (ت: ٧٩٠ هـ) رحمه الله تعالی: «قال العلماءُ: وَهُوَ (أي: مذهب الظاهرية) بِدْعَةٌ ظَهَرَتْ فِي الشَّرِيعَةِ بَعْدَ الْمِائَتَيْن».
[ الاعتصام (٢ / ٤٥٧) و (١ / ٢٩٢)؛ الموافقات (٥ / ٢٨٠) ]
¤ (قال الأخ محمد): در فهم نصوص، وقوف بر ظاهر نص و دلیل کافی نیست، بلکه باید به فهم سلف امت و ائمه سنت رجوع شود تا به خوبی و دقت نصوص و ادله فهمیده شود، و باید از آرای متأخر -امثال محمد بن اسماعيل امير صنعانى (ت: ١١٨٢ هـ)، محمد بن علی شوکانی (ت: ١٢۵۰ هـ) و محمد صدیق حسن خان قِنَّوجی (ت: ١۳۰۷ هـ) که در کلام آنان نوعی ظاهریت وجود دارد- اجتناب شود.
قال الموفق ابن أبي ذر للخناجري الحلبي: «إن من الحزم ترك قول ابن حزم».
[ الكواكب السائرة بأعيان المائة العاشرة (٢ / ۱۴)؛ النظائر لبكر بن عبد الله (ص: ۲۹۹ / لطائف الکلم في العلم) ]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قال ابن تيمية (ت: ٧٢٨ هـ) رحمه الله تعالى: «أَهِلُ الظَّاهِرِ كُلُّ قَوْلٍ انْفَرَدُوا بِهِ عَنْ سَائِرِ الْأُمَّةِ فَهُوَ خَطَأٌ، وَأَمَّا مَا انْفَرَدُوا بِهِ عَنِ الْأَرْبَعَةِ وَهُوَ صَوَابٌ فَقَدْ قَالَهُ غَيْرُهُمْ مِنَ السَّلَفِ».
[ منهاج السنة النبوية (٥ / ١٧٨) ]
قال ابن عبدالهادي (ت: ٧٤٤ هـ) رحمه الله تعالى: «أبو محمد بنُ حزم من بحور العُلُوم، له اختيارات كثيرة حَسَنة، وافق فيها غيرَه من الأئمة، وله اختياراتٌ انفرد بها في الأصول والفروع، وجميع ما انفرد به خَطَأ، وهو كثير الوَهْم في الكلام على تصحيح الحديث وتضعيفه، وعلى أحوال الرُّواة».
[ طبقات علماء الحديث (٣ / ٣٤٩)؛ الأصول التي بنى عليها الغلاة مذهبهم في التبديع (ص: ۷۵) ]
قال الذهبي (ت: ٧٤٨ هـ) رحمه الله تعالى: «لا رَيْبَ أَنَّ كُلَّ مسَأَلَةٍ انْفَرَدَ (دَاوُدُ بنُ عَلِيٍّ) بِهَا، وَقُطِعَ بِبُطْلاَنِ قَوْلِهِ فِيْهَا، فَإِنَّهَا هَدْرٌ، وَإِنَّمَا نَحْكِيهَا للتَّعَجُّبِ، وَكُلَّ مسَأَلَةٍ لَهُ عَضَدَهَا نَصٌّ، وَسَبَقَهُ إِلَيْهَا صَاحِبٌ أَوْ تَابِعٌ، فَهِيَ مِنْ مَسَائِلِ الخِلاَفِ، فَلاَ تُهْدَرُ».
[ سير أعلام النبلاء (١٣ / ١٠٧) ]
قال ابن القيم (ت: ٧٥١ هـ) رحمه الله تعالى: «ودع الظاهريةَ البحتةَ، فإنها تقسّي القلوب، وتحجبها عن رُؤية محاسن الشريعة وبهجتها، وما أودعته من الحِكَم والمصالح، والعدل والرحمة».
[ تهذيب سنن أبي داود (١ / ٦٧) ]
قال ابن رجب (ت: ٧٩٥ هـ) رحمه الله تعالى في شرح حديث أُمّ سَلَمَةَ قَالَتْ: بَيْنَا أَنَا مَعَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مُضْطَجِعَةٌ فِي خَمِيصَةٍ، إِذْ حِضْتُ فَانْسَلَلْتُ فَأَخَذْتُ ثِيَابَ حِيضَتِي. قَالَ: "أَنُفِسْتِ؟" قُلْتُ: نَعَمْ،
- قال ابن رجب: «وقد اعتمد ابن حزم [في المحلى (٢ / ٢٦ و ١٨٤ و ٢٠٧)] على هَذا الحديث في ان الحائض والنفاس مدتهما واحدة، وأن أكثر النفاس كأكثر الحيض، وَهوَ قول لَم يسبق إليه، ولو كانَ هَذا الاستنباط حقاً لما خفي علي أئمة الإسلام كلهم إلى زمنه».
[ فتح الباري في شرح صحیح البخاري (١ / ٤٠٧) ]
قال طاهر الجزائري: «وَقد علم من وقف على كثير من مؤلفاته (أي: ابن حزم) أَنه يجنح فِي أَكثر الْمَوَاضِع إِلَى مُخَالفَة الْجُمْهُور، وَهُوَ فِي أَكثر مَا خالفهم فِيهِ أقرب إِلَى الْخَطَأ مِنْهُ إِلَى الصَّوَاب».
[ توجيه النظر إلى أصول الأثر (١ / ١٠٣) ]
(قال الأخ محمد)؛ برخی گمان می کنند: ظاهریه مذهب اهل حدیث است، و این مردود است، چنانکه امام ابن رجب (ت: ٧٩٥ هـ) رحمه الله تعالی می گوید: «وفي زمانِنا يتعَيَّن كتابةُ كلامِ أئمَّة السلف المقتدى بهم إلى زَمَن الشافعي وأحمدَ وإسحاقَ وأبي عبيد، ولْيكُنِ الإنسانُ على حذر مما حدث بعدهم؛ فإنه حدث بعدهم حوادثُ كثيرة، وحدث من انتسب إلى متابعةِ السُّنة والحديث مِن الظاهرية ونحوِهم، وهو أشدُّ مخالفة لها؛ لشذوذه عن الأئمَّة وانفراده عنهم بِفَهْم يفهمه، أو يأخذ مالم يأخذْ به الأئمة مِن قَبْلِه».
[ فضل علم السلف على علم الخلف (ص: ٦٧) ]
قال الشاطبي (ت: ٧٩٠ هـ) رحمه الله تعالی: «قال العلماءُ: وَهُوَ (أي: مذهب الظاهرية) بِدْعَةٌ ظَهَرَتْ فِي الشَّرِيعَةِ بَعْدَ الْمِائَتَيْن».
[ الاعتصام (٢ / ٤٥٧) و (١ / ٢٩٢)؛ الموافقات (٥ / ٢٨٠) ]
¤ (قال الأخ محمد): در فهم نصوص، وقوف بر ظاهر نص و دلیل کافی نیست، بلکه باید به فهم سلف امت و ائمه سنت رجوع شود تا به خوبی و دقت نصوص و ادله فهمیده شود، و باید از آرای متأخر -امثال محمد بن اسماعيل امير صنعانى (ت: ١١٨٢ هـ)، محمد بن علی شوکانی (ت: ١٢۵۰ هـ) و محمد صدیق حسن خان قِنَّوجی (ت: ١۳۰۷ هـ) که در کلام آنان نوعی ظاهریت وجود دارد- اجتناب شود.
قال الموفق ابن أبي ذر للخناجري الحلبي: «إن من الحزم ترك قول ابن حزم».
[ الكواكب السائرة بأعيان المائة العاشرة (٢ / ۱۴)؛ النظائر لبكر بن عبد الله (ص: ۲۹۹ / لطائف الکلم في العلم) ]
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ذكر بعض طرق البخاري للدكتور هارون الزعبي
🥰6👏1
¤ هدف از دروس علمی، مجرد کسب معلومات نیست؛ بلکه دست یافتن به معلومات در عصر حاضر بسیار آسان و ساده است و این کمترین و پایین ترین درجات مجالس و دروس علمی است.
هدف اصلی از دروس علمی، بالا بردن ملکات ذهنی و قوت نفسی و سعت ادراک و فهم اصول مسائل و تمکن در تحریر مسائل و اقوال است.
کسی که تلمیذ خود رو بر این منهج رشد ندهد، در حقیقت علم رو به او نیاموخته است بلکه مجرد معلومات رو به او القا کرده است.
- از این جهت شیخ صالح بن عبدالله بن حمد عصیمی حفظه الله می گوید: «مجالس علم مصانع عقول است.»
[ مقامات فهم الدرس العلمي وتطبيقها علی «عمدة الأحكام» (ص: ۳۴) / ٠١:٠٩:٢۳ ]
یعنی: مجالس و دروس علمی محل آموختن روش تفکر و تعقل صحیح، و موجب ترقی عقل است، و مجلس و درسی که در آن این اصل حاصل نشود، باید فکری دیگر بحال آن کرد.
هدف اصلی از دروس علمی، بالا بردن ملکات ذهنی و قوت نفسی و سعت ادراک و فهم اصول مسائل و تمکن در تحریر مسائل و اقوال است.
کسی که تلمیذ خود رو بر این منهج رشد ندهد، در حقیقت علم رو به او نیاموخته است بلکه مجرد معلومات رو به او القا کرده است.
- از این جهت شیخ صالح بن عبدالله بن حمد عصیمی حفظه الله می گوید: «مجالس علم مصانع عقول است.»
[ مقامات فهم الدرس العلمي وتطبيقها علی «عمدة الأحكام» (ص: ۳۴) / ٠١:٠٩:٢۳ ]
یعنی: مجالس و دروس علمی محل آموختن روش تفکر و تعقل صحیح، و موجب ترقی عقل است، و مجلس و درسی که در آن این اصل حاصل نشود، باید فکری دیگر بحال آن کرد.
YouTube
مقامات فهم الدرس العلمي، وتطبيقها على (عمدة الأحكام) | الشيخ صالح العصيمي
اشترك في القناة وفعل جرس 🔔 التنبيهات ليصلك كل جديد
📌 مجالس البث المرئي لشرح (عمدة الأحكام) كاملة:
https://www.youtube.com/playlist?list=PLMESC_UFcDHJlR4hJLc7eBdIIPFj-KrOj
الفوائد المنتقاة من شرح (عمدة الأحكام):
https://www.youtube.com/playlist?list…
📌 مجالس البث المرئي لشرح (عمدة الأحكام) كاملة:
https://www.youtube.com/playlist?list=PLMESC_UFcDHJlR4hJLc7eBdIIPFj-KrOj
الفوائد المنتقاة من شرح (عمدة الأحكام):
https://www.youtube.com/playlist?list…
👍7😁4
بحث_في_الصحابي_عبد_الرحمن_بن_عديس_البلوي_ودعوى_كون.pdf
292.9 KB
نقد روايات حضور عبدالرحمن بن عديس بلوي به مشاركت در قتل سيدنا عثمان رضي الله عنه
👍9😁6❤3👎1