عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
1.34K subscribers
447 photos
33 videos
79 files
497 links
{اݪتَحقِیقآت ــــــ📕} @rodoud_elmi
{علوم الحديث 📙} @eulumhadith
Download Telegram
لَوْ كَانَ الْحُمْقُ رَجُلاً لَكَانَ رَافِضِيّاً
اگر «حماقت» به‌شکل یک انسان درآید، یک رافضی خواهد !

اين بنده خدا بنام رشيد أيلال يک صحفی هست که نه درس دین را خوانده و نه هم محقق است، بلکه آنچه هم در این کتاب مزعوم " أسطورة البخاري " آورده از جمع چند مقاله و سایت ها است.
اهل سنت و محققین که شکل و رو این بیسواد دیده اند و او را میشناسند، از جهالت او خنده میکنند و به قول دکتر مصطفی حمزه " هو جاهلٌ لم يشم رائحة العلم ".
اما بدتر از آن این است که یک رافضی همچون این نادان می آید و میگوید ایشون از "شیوخ و محققین بزرگ اهلسنت " است‼️

بد نیست به کتاب یوسف سمرین بنام بيع الوهم تهافت طرح رشيد أيلال عن صحيح البخاري که در آنجا به جهالات و سرقت های علمی مؤلف به صورت دقیق بیان نموده و همچنین به کتاب الجهالات المسطورة مراجعه کنید که به پوچی شبهات ایلال رشید پی ببرید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خب بگو پروفسور، چطور راجع به فربری مبهوت ماندید!؟ نجاشی ڪه رفت رو هوا، الآن هم باز تهدید میڪنید که آبروی مذهب سست شما رو بیشتر نبرم!؟
دستتان آنقدری خاݪیست که جز به ارزش الگو قرار دادن زراره بن اعین بیشتر نیستید.
10👍1
بيع الوهم تهافت طرح رشيد أيلال عن صحيح البخاري
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جُمُعه البُخَاري أمْ جَمَعَهُ البُخارِي | الشيخ صالح العصيمي

جُمُعه البُخَاري أمْ جَمَعَهُ البُخارِي | الشيخ صالح العصيمي

🌴 منتقد اعظم :
مؤلف صحيح بخاری، محمد بن اسماعیل نیست، بلکه جمعه بن محمد بخاری است‼️

👈🏻 منتقدان صحیح بخاری، همین افراد هستند که همچون روافض عقل ندارند 🌹

https://t.me/eulumhadith
😁18
⁉️ آيا طريق صحيح و معتبر برای رجال نجاشی وجود دارد !؟

✍🏻 پس از اینکه با ادله قاطع و قرائن متعدد بیان شد که خود نجاشی مورد توجه علمای شیعه تا دو قرن بعد او نبوده.

و نه تنها توثیقی برای او نبوده بلکه حتی ذکر و ارجاعی از ایشان وجود نداشته است، با اینکه علمای قبل و همعصران و حتی امثال ابوالصمصام و صهرشتی که به قول معروف جزو تلامیذ نجاشی بودند رو ذکر کردند، اما هیچ اشاره ای به خود او ندارند !

📌 اما طریق ها که به کتاب نجاشی نقل شده کدام اند !؟

1⃣ طریق اول [ ابن داود حلي ] :

- طريقي إلى النجاشي شيخنا نجم الدين أيضا ، والشيخ مفيد الدين محمد بن جهيم رحمهما الله جميعا عن السيد شمس الدين فخار ، عن عبدالحميد بن التقي ، عن أبي الرضا فضل الله بن علي الراوندي العلوي الحسني ، عن ذي الفقار العلوي ، عن النجاشي المصنف
📚 الرجال ابن داوود الحلي جلد 1 صفحه 28


👈🏻 شمس الدین فخار و عبدالحمید بن تقی هر دو توثیقی ندارند. تنها حر عاملی همچون عادتش؛ که پس از 5 قرن آمده آنها را توثیق کرده است.

2⃣ طريق دوم [ علامه حلي ] :

عن السيّد السعيد أحمد بن يوسف بن أحمد بن العريضيّ العلويّ الحسينيّ، عن البرهان محمّد بن محمّد بن علي الحمدانيّ القزوينيّ، عن السيّد فضل اللّه بن علي الحسني الراونديّ، عن العماد أبي الصمصام بن معبد الحسنيّ، عن النجاشيّ صاحب كتاب «الرجال»، جميع مصنّفاته
📚 إجازات المحقّق الكركي جلد 1 صفحه 381


👈🏻 أحمد بن يوسف عريضي و محمد قزويني همچنین هر دو توثیقی ندارند و پس از 5 قرن باز حر عاملي آمده و اونها رو توثيق كرده كه اعتباری به توثیقات او نیست.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فلذا همانطـور که خود نجاشی مجهول است، کتاب او هم طریق معتبری ندارد.
🔥7👍1
پنچـــــــر شد 😄
😁10👍1
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
پنچـــــــر شد 😄
خلاصه مبحث فربری رحمـــــہ الݪه :

رافضی در ابتدا تحدي داد که توثیق فربری را از شخصی بیاوریم که قریب به عصر او [ به قول او حداقل ۲۰۰ سال فاصله] باشد.

⭕️ بنده پاسخ دادم و وثاقت فربری رو از ابواݪولید باجی آوردم که تنها فاصله آنها ۸۰ ساݪ بود.

بعد از گیج شدن او از دیدن پاسخ بنده، دوباره آمد و گفت اگر سلسله سند که به ابوالولید باجی میرسد رو توثیق کنید، دیگر یقین حاصل میکنیم که توثیق حاصل شده است.

⭕️ الآن که توثیقات این ناقلین رو اثبات کردم، آمده میگه نه ابوالولید از معاصرین او نیست پس قبول نیست.

یعنی دیگر به قدری به او فشار آمده که الآن از بقیه شیعیان مدد میخواهد !
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✍🏻 البته باید بدانید که تحدی این احمق از شیعیان عرب پیدا ڪرده و فڪر میڪند آن ابلهان به قدر این تحدی هستند، حال که بنده مدت هاست که این مباحث پیش و پا افتاده را میدانم و تحقیق ڪرده ام.
👍10
‼️برای قبول توثیق فربری از ابوبڪر سمعاني این مطالبه را میڪند که اثبات ڪنم ایشون ڪتابی بنام أماݪي داشته است.

🔻بفرمایید پروفسـور بیسواد ؛

📌قال ابن نقطة رحمه الله :

قال أبو بكر محمد بن منصور السمعاني في أماليه
  أبو سعيد محمد بن موسى بن الفضل بن شاذان الصيرفي، من أهل نيسابور، شيخ ثقة، سمع أبا العباس .... .

📚📕التقييد لمعرفة رواة السنن والمسانيد ١/‏١١٠ — ابن نقطة (ت ٦٢٩)

نكته ؛ ابن نقطة رحمه الله در سده ابوبكر سمعاني  متولد شده است.


📌قال إبن رشد الفهــــري :

ذكر ذلك أبوبكر السمعاني في أماليه،👈🏻 أخبرني بذلك العدل المسند عز الدين أبوالفداء إسماعيل بن عبدالرحمن الفراء بقرائتي عليه بالجامع المظفري من الصالحية عن الحافظ أبي بكر ابن نقطة البغدادي أنه ذكر ذلك عن السمعاني المذكور .. .

📕📚 إفادة اݪنصیح في التعريف بسند الجامع الصحيح 24
8🔥3
⁉️ آيا اين دو روايت معــــتبر است !؟

🛑 روايت نخست ؛ جدا از وجود مجاهيل در طبقه اول سند، اما آخر آن هم از شخص مجهول نقل شده بنام حمزة بن حمران:

[حمزة بن حمران: بن أعين الشيباني من أصحاب الباقر، والصادق (ع) - مجهول - له كتاب - طريق الشيخ اليه ضعيف -]
المفيد من معجم رجال الحديث - الصفحة ١٩٨

🛑 روايت دوم؛ موضوع است :
https://t.me/rodoud_elmi/2645
https://t.me/rodoud_elmi/2662
6
📌 رفع جـہݪ از بیســــواد ؛

🔹اشڪاݪ رافضی : انقطاع بین ابن البخاري و ابوطاهر، زیرا در هنگام وفات ابوطاهر، ابن البخاري ۲ ساله بوده.

✍🏻 پاســــــــــــــــــخ :

طرق تحمّل روایت متعدد است، که یکی از آن طریق اجازه هست.

- روش آن این است که شیخ به تلمیذ کتاب خود را اجازةً میدهد تا اینکه از او روایت کند و گاهی دیگر به دلیل کم سن بودن فرد، کسی دیگر از آن شیخ ڪتاب و روایات او را برای فرزند خود و دیگران اجازه میگیرد تا بتوانند به طریق متصل از آن شیخ نقل کنند.

✍🏻 در اینجا هم همینطور است، کما اینکه خود ابن البخاري از طریق اجازه از ابوطاهر نقل میڪند.

📌قال إبن رشد الفهــــري :

وسندنا فيه من طريق أبوالوليد الباجي :
ما أجازه لنا أبوالحسن علي بن أحمد بن عبدالواحد المقدسي، عن أبي طاهر بركات بن إبراهيم بن طاهر المقدسي إجازةً عن الإمام ابي بكر الطرطوشي كتابةً، عن أبي الوليد الباجي .. . [ السنن الأبين و المورد الأمعن ٦١ ]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
💠 اجازات او از طریق عموی او؛ امام ضیاء الدین اݪمقدسي است : ↓↓
https://t.me/eulumhadith/1267
8
3 - أبو الحسن علي بن أحمد بن عبد الواحد السعدي المقدسي الصالحي الحنبلي، فخر الدين أبو الحسن المعروف بابن البخاري.
أثنى عليه عمه الحافظ الضياء، ووصفه بالخلق الجميل والمروءة التامة.
قال الحافظ المزي: أحد المشايخ الأكابر، والأعيان الأماثل من بيت العلم والحديث قال. ولا يعلم أن أحدا حصل له من الحظوة في الرواية في هذه الأزمان مثل ما حصل له.
وقال ابن تيمية: ينشرح صدري إذا أدخلت ابن البخاري بيني وبين رسول الله صلى الله عليه وسلم في حديث.
وقال الذهبي: كان فقيها إماما فاضلا أديبا زاهدا صالحا خيرا، عدلا مأمونا. استجاز له عمه الضياء من خلق منهمأبو المكارم اللبان، وأبو جعفر الصيدلاني، وأبو الفرج بن الجوزي وغيرهم. وممن سمع منه من الحفاظ والأكابر: المنذري، الدمياطي، وابن دقيق العبد، وشيخ الإسلام ابن تيمية وابن جماعة ورحل إليه أبو الفتح بن سيد الناس: فوجده مات قبل وصوله بيومين، فتألم لذلك.

📚📕أمالي الحافظ الأصبهاني - أبو نعيم الأصبهاني - الصفحة ١٩

👈🏻 دقت ڪنید، این چند مورد که در بالا مثال زده شده، در آن موقع هم ابن البخاري ڪودڪ بوده ؛

ابوالمكارم اللبان : متوفي 597 / ابوجعفر الصيدلاني : متوفي 603 / ابوالفرج ابن الجوزي : متوفي 597

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

✍🏻 فلذا سند در حکم اتصاݪ است، یعنی مثل این است که بگویید : ابن البخاري [ عن ضیاء المقدسي ] عن ابوطاهر .. .

(امیدوارم این مسائݪ ابتدایی را رافضي یاد بگیـرد)
10🥰1👏1
💠توضيح ساده برای بچه کودکستانی های رافضـــــہ↓↓
https://t.me/eulumhadith/1271
9🔥1
ابن رشد ميگوید : أنبأنا أبو الحسن بن أحمد الصالحي كَتْباً بظاهر دمشق.

يعنی ابوالحسن ( ابن البخاري ) به صورت مکتوب به ما خبر داد.
یعنی ابن بخاری نوشته هایی داشته که همون را بهشون داده که ازش نقل کنند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دقت کنید، ابوطاهر صاحب نقل است که به ابوالولید باجی ختم میشود.
فلذا ضیاء الدین ( عموی ابن بخاری ) که از ابوطاهر همین نقل ها را شنیده، از ابوطاهر #استجازه ای برای پسر برادر خود ( ابن بخاری ) میگیرد که تا بعدها ابن بخاری بتواند از ابوطاهر به صورت اجازه ( نه سماع مستقیم ) نقل کند.

یعنی شما تصور کنید سند چنین است :
ابن البخاري عن ضياء الدين عن ابوطاهر

فهم این کجاش مبهم است !؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
واستجاز لَهُ عَمه الْحَافِظ الضياء أَبُو عبد الله أَبَا طَاهِر الخشوعي وَأَبا المكارم اللبان وَأَبا عبد الله الكراني

📚📕الوافي بالوفيات ٢٠/‏١٢١ — الصفدي (ت ٧٦٤)

✍🏻اینجا دیگر واضح بیان شده که ضیاء الدين مقدسی #استجازه ای از منقولات ابوطاهر برای ابن بخاری کرده است.

استجازه : طلب اجازه [ اجازه نقݪ ]

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
طالب اجازه : ← ضیاء الدين
مجــــــــــيز : ← ابوطاهر
مجـــــیز له : ← ابن البخاري
13🤔1
💠 آخرين دست و پا زدن رافضے از مبحث وثاقت فربری - رحمــــــہ الݪه - که میگوید :

إجازه در تحمݪ حدیث، جمهور قائݪ به جواز آن هستند اما برخی دیگر آن را منع کردند !

فلذا در این مقام این بنده خدا که مبحث اجازه را جدیداً از ما شنیده، شرح میدهیم.

📌 جالب است؛ مطالب خود را با جهالت تمام شروع میڪند :
برترین حالت ان را اجازه از سوی شیخ برای تلمیذ دانسته اند که به صورت معین رخ داده باشد ..یا آنکه در وصیت او باشد که در راوی مورد مناقشه اینگونه نبوده است، بلکه اجازه از عموی او بوده

✍🏻 پروفسور، مگر فرق وصیت با استجازه در چیست !؟ هر دو یڪیست که وصیت ابوطاهر توسط ضیاء الدین به ابن بخاری نقل شده است و برای بیان علو إسناد، مستجیز ذڪر نمیشود .

- در پست سابق هم بیان ڪردم که چه اجازه از ابوطاهر و چه واسطه ضیاء مقدسی باشد، در هر دو حالت سند متصل است، زیرا توهم ارسال در آن نیست چون واسطه بیان شده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پس از بیانی خلاصه در مورد طریق تحمݪ به صورت اجازه ؛ قوݪ جمـہور اهݪ علم و مخالفین را بیان میڪنم.
11👍1🔥1
خوش‌تر آن باشد که سر دلبران، گفته آید در حدیث دیگران

- برای بیان آنچه از این اجازه که صورت گرفته به مثالی از منابع خود شیعه اشاره میڪنم که شیعیان بدانند که با رد اجازه، حدوداً ۹۰ در صد روایات ڪتب اربعه و دیگر روایاتشان زیر سؤال میرود، زیرا اغلب روایات آنان از طریق اجازه بوده. و در اینجا توضیحی از روایت ابوحمزہ ثمالی از ابن محبوب را ببینید، با اینکه در هنگام مرگ ثمالی، ابن محبوب #یڪ_ساله بوده؛ اما بدون واسطه از آن نقل میڪند و دلیلشان هم این است که پدر او از ابوحمزه اجازه گرفته است :

أما وجه الاتهام فهو إن الثمالي كان سنة وفاته مأة وخمسون وكان ابن محبوب متولدا في هذه السنة وعليه فكيف يعقل أن يروى هو عن الثمالي بلا واسطة فروايته عنه كذلك كان ينافي وثاقته عندهم .. ومن شدة عنايتهم به أنهم كانوا يريدون إبقائه في أعقابهم فجوزوا الاستجازة من شيوخهم للأطفال حتى يرووا عن مشايخهم بلا واسطة بعد بلوغهم فمن القريب أن يكون أبو حمزة كان قد أجاز لابن محبوب روايته عنه وهو ابن سنة باستجازة أبيه محبوب بن وهب فيصح إذن رواية ابن محبوب عن أبي حمزة بلا واسطة.

📚زبدة المقال للقزويني ج ١ صفحه ٥٧
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⁉️ اما برگردیم به اصل موضوع؛ چه ڪسانی از اهل علم اجازات را جایز میدانستند !؟
✍🏻 اغلب اهݪ علم و بعضاً اجماع را بر صحت آن نقل نمودند. اما حق این است که در ابتدا و عهد اولیه اسلام عده ای این مبنا را جایز نمیدانستند و دلایل آن هم بعد ذڪر میکنم اما همچون ڪثیری از مسائݪ، بعدها به صحت آن اتفاق صورت گرفته است ↓↓

[ملاحظـــہ ؛ در برخی از اقواݪ زیر تصریح به جواز اجازه به ڪودڪ داده شده است.]

📌 الإمام خطیب البغدادي :

وَعَلَى هَذَا رَأَيْنَا كَافَّةَ شُيُوخِنَا يُجِيزُونَ لِلْأَطْفَالِ الْغُيَّبِ عَنْهُمْ، مِنْ غَيْرِ أَنْ يَسْأَلُوا عَنْ مَبْلَغِ أَسْنَانِهِمْ وَحَالِ تَمْيِيزِهِمْ، وَلَمْ نَرَهُمْ أَجَازُوا لِمَنْ لَمْ يَكُنْ مَوْلُودًا فِي الْحَالِ، وَلَوْ فَعَلَهُ فَاعِلٌ لَصَحَّ لِمُقْتَضَى الْقِيَاسِ إِيَّاهُ، وَاللَّهُ أَعْلَمُ

📚📕الكفاية في علم الرواية للخطيب البغدادي ١/‏٣٢٥ — الخطيب البغدادي (ت ٤٦٣)

📌 الإمام أبوطاهر اݪسلفي :

وَالَّذِي أَذْهَبُ أَنَا إِلَيْهِ وَعَلَيْهِ أَدْرَكْتُ الْحُفَّاظَ مِنْ مَشَايِخِي سَفَرًا وَحَضَرًا اتِّبَاعًا لِمَذْهَبِ شُيُوخِهِمْ فِي ذَلِكَ أَنَّ الْإِجَازَةَ تَصِحُّ لِمَنْ يُجَازُ لَهُ صَغِيرا كَانَ أَوْ كَبِيرًا فَهِيَ فَائِدَةٌ إِلَيْهِ عَائِدَةٌ

📕📚الوجيز في ذكر المجاز والمجيز ١/‏٦٧ — أبو طاهر السلفي (ت ٥٧٦)

وقال أبو الطاهر السِّلفي في»الوجيز«(ص ٦٨) عن صحة (إجازة الطفل):»هو الصحيح الذي يقتضيه القياس، وعليه دَرَج الناس، وأئمة الحديث في القديم والحديث، ورأَوْه صحيحًا وأنه التحقيق، والله تعالى وليُّ التَّوفيق«.

📌 الإمام ابن اݪصلاح :
ثُمَّ إِنَّ الَّذِي اسْتَقَرَّ عَلَيْهِ الْعَمَلُ، وَقَالَ بِهِ جَمَاهِيرُ أَهْلِ الْعِلْمِ مِنْ أَهْلِ الْحَدِيثِ، وَغَيْرِهِمُ: الْقَوْلُ بِتَجْوِيزِ الْإِجَازَةِ، وَإِبَاحَةِ الرِّوَايَةِ بِهَا.

📕📚مقدمة ابن الصلاح = معرفة أنواع علوم الحديث - ت عتر ١/‏١٥٣ — ابن الصلاح (ت ٦٤٣)

📌 الإمام النووي :

وَالْمَشْهُورُ مِنْ مَذَاهِبِ السَّلَفِ وَالْخَلْفِ، وَالَّذِي عَلَيْهِ الْعَمَلُ صِحَّةُ الْإِجَازَةِ، وَجَوَازُ الرِّوَايَةِ بِهَا، وَوُجُوبُ الْعَمَلِ بِهَا.

📕📚روضة الطالبين وعمدة المفتين ١١/‏١٥٧ — النووي (ت ٦٧٦)

[الإجازة للطفل]:
وأَمَّا الإجازة للطِّفل الذي لا يميِّز؛ فَصَحَّحه وقطَع به القاضي أبو الطَّيِّب.
وقال الخطيب: «وعليه عهدتُ شيوخَنا، يجيزون للأطْفال الغُيَّب، ولا يسألونَ عن أسمائِهم، وتمييزهم؛ لأنَّها إباحة، والإباحة تصحُّ من العاقلِ وغيرهِ».

📚📕الكافي في علوم الحديث ١/‏٥٠٨ — أبو الحسن التبريزي (ت ٧٤٦)

📌الإمام السخاوي :

(لَكِنْ عَلَى جَوَازِهَا) أَيِ: الْإِجَازَةِ (اسْتَقَرَّا عَمَلُهُمُ) أَيْ: أَهْلِ الْحَدِيثِ قَاطِبَةً، وَصَارَ بَعْدَ الْخُلْفِ إِجْمَاعًا.

📕📚فتح المغيث بشرح ألفية الحديث ٢/‏٢٢٦ — شمس الدين السخاوي (ت ٩٠٢)

📌 الإمام ابن رحمون :

كان من سنة علماء الحديث، طلب الإجازة في القديم والحديث، حرصا على بقاء الإسناد، ومحافظة على الشريعة الغراء إلى يوم التناد، وهي التي نسيت في مغربنا بهذه الأعصر واكتفى أهله عن البسط بالحصر، وأهملوا السند والإجازة، وحسبوا أن العلم بمجرد التدريس والحيازة.

📚📕فهرس الفهارس ١/‏٨١ — الكتاني، عبد الحي (ت ١٣٨٢)

📌الشیخ ابراهیم بن الحاج الشافعي :

صحة إجازة الصغير الذي لايميز ذهب إليه جمهور أهل العلم، وأكابر المحدثين؛ كالخطيب البغدادي و ابن الصلاح و النووي والقاضي أبا الطيب والعراقي والزركشي وابن حجر العسقلاني والسخاوي والسيوطي و غيرهم.

📚📕الإجازة و الإسناد عند المحدثين ٣١
14🔥2
︎در پست سابق قول جمهور اهل علم از متقدمین و متأخرين بیان شد، و الآن هم نام افراد که آن را قبول کرده اند را نام میبریم :

📌 قال الشیخ ذیاب الغامدي :

وهَاكَ يَارَعَاكَ اللهُ بَعْضَ أسْماءِ مَنْ ذَهَبَ إلى القَوْلِ بجَوَازِ الإجَازَةِ، وصِحَّةِ القَوْلِ والعَمَلِ بِها، عَلى اخْتِصَارٍ وطَرَفٍ.

💥وكَانَ ممَّنْ يُصَحِّحُ الإجَازَةَ مِنَ المُتَقَدِّمِيْنَ: ↓↓

الحَسَنُ البَصْرِيُّ (١١٠)، ومَكْحُوْلٌ الشَّامِيُّ (١١٣)، ونَافِعٌ مَوْلى ابنِ عُمَرَ (١١٧)، وقَتَادَةُ بنُ دَعَامَةَ السُّدُوْسِيُّ (١١٧)، والزُّهْرِيُّ (١٢٤)، وأيُّوْبُ السِّخْتِيَانيُّ (١٣١)، ورَبِيْعَةُ الرَّأي (١٣٦)، وابنُ جُرَيْجٍ (١٥٠)، والأوْزَاعِيُّ (١٥٧)، وحَيْوَةُ بنُ شُرَيْحٍ (١٥٨)، والثَّوْرِيُّ (١٦١)، والمَاجِشُوْنُ (١٦٤)، واللَّيْثُ بنُ سَعْدٍ (١٧٥)، ومَالِكٌ (١٧٩)، وابنُ عُيَيْنَةَ (١٩٨). والشَّافِعيُّ (٢٠٤)، وأحْمَدُ بنُ حَنْبَلَ (٢٤١)، ومُحَمَّدُ بنُ يَحْي الذُّهْليُّ (٢٥٨)، والبُخَارِيُّ (٢٥٦)، ومُسْلِمٌ (٢٦١)، والتِّرمِذِيُّ (٢٧٩)، وأبُو زُرْعَةَ (٢٨١)، وابنُ خُزَيْمَةَ (٣١١)، وغَيْرُهُم كَثِيْرٌ فَوْقَ الحَصْرِ.

💥أمَّا أسْماءُ مَنْ يُصَحِّحُ الإجَازَةَ مِنَ المُتأخِّرِيْنَ؛ فَكَثِيْرٌ لا يُحْصَوْنَ: ↓↓

فَهَذَا: ابنُ أبي دَاوُدَ السِّجِسْتَانيُّ (٣١٦)، والدَّارَقُطْنيُّ (٣٨٥)، وابنُ مَنْدَه الحَنْبليُّ (٣٩٥)، والحَاكِمُ النَّيْسَابُوْرِيُّ (٤٠٥)، وأبُو نُعِيْمٍ الأصْفَهانيُّ (٤٣٠)، وابنُ حَزْمٍ (٤٥٦)، وأبُو يَعْلى الحَنْبليُّ (٤٥٨)، والبَيْهَقِيُّ (٤٥٨)، وابنُ عَبْدِ البَرِّ (٤٦٣)، والخَطِيْبُ البَغْدَادِيُّ (٤٦٣)، وأبُو الوَلِيْدِ البَاجِي (٤٧٤) وابنُ رُشْدٍ القُرْطُبِيُّ الجَدُّ (٥٢٠)، والقَاضِي عِيَاضٌ اليَحْصُبِيُّ (٥٤٤)، وأبُو بَكْرٍ الإشْبِيْليُّ (٥٧٥)، وأبُو طَاهِرٍ السِّلَفِيُّ (٥٧٦)، وعَبْدُ الحَقِّ الإشْبِيليُّ (٥٨١)، وابنُ الصَّلاحِ (٦٤٣)، والضِّيَاءُ المَقْدَسِيُّ الحَنْبَليُّ (٦٤٣)، والمُنْذَرِيُّ (٦٥٦)، وابنُ دَقِيْقٍ (٦٦٧)، والنَّووِيُّ (٦٧٦). وابنُ تَيْمِيَّةَ (٧٢٨)، والمِزِّيُّ (٧٤٢)، والذِّهَبِيُّ (٧٤٨)، وابنُ القَيِّمِ (٧٥١)، وابنُ كَثِيْرٍ (٧٧٤)، وابنُ رَجَبٍ (٧٩٥)، وابنُ حَجَرٍ (٨٥٢)،والسَّخَاوِيُّ (٩٠٢)، وابنُ عَبْدِ الهَادِي (٩٠٩)، والسُّيُوْطِيُّ (٩١١)، والصَّنْعَانيُّ (١١٨٢)، ومُحَمَّدُ بنُ عَبْدِ الوَهَّابِ (١٢٠٦)، وأئِمَّةُ الدَّعْوَةِ، والشَّوْكانيُّ (١٢٥٠)، وابنُ بَازٍ (١٤٢٠)، وابنُ عَقِيْلٍ، وهُؤلاءِ في غَيْرِهِم مِنَ الأئِمَّةِ الكِبَارِ؛ كُلُّهُم قَدِ اجْتَمَعَتْ كَلِمَتُهُم عَلى صِحَّةِ الإجَازَةِ والعَمَلِ بِها، واللهُ المُوَفِّقُ والهَادِي إلى سَوَاءِ السَّبِيْلِ.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✍🏻 بنظرم از ذڪر این ائمہ و اهݪ عݪم، شیعی هوݪ شده است و میگوید تمام این بزرگواران در اشتباه هستند !

تمام این علما و به تَبع بنده میگــویم دلیل مخاݪفین ( که عده کمی هستند ) بسیار ضعیف است [ در پست بعد اشاره میشود ] اما از این بنده خدا؛ رافضی بیسواد یک مطالبه دارم که به چه دلیل میگویید ادله عدم جواز قوی و ترجیح میخورد!؟

دقت ڪنید که این بحث اجازه مورد اتفاق شیعه هست، چون اساساً آنها به إسناد اهمیت چندانی نمیدهند و اولی است که همین بحث اجازه را قبول داشته باشند.
14🔥2
اما مسئله دیگر؛ آن عده که خلاف این تعداد از بزرگان گفته اند، دلایل آنان چیست !؟

~ لازم است در ابتدا دقت ڪنید که اقوالی که از برخی بزرگان در خصوص رد تحمل به اجازه نقل شده نسبت آنها صحیح نیست و یا اینکه از قول خود رجوع ڪرده اند.

ومَعَ هَذَا وغَيْرِه إلاَّ أنَّ كَثِيْرًا ممَّنْ كَرِهَ الإجَازَةَ قَدْ رَجَعَ إلى القَوْلِ بجَوَازِهَا والأخْذِ بها.
والحَمْدُ للهِ رَبِّ العَالمِيْنَ

📚📕الوجازة في الأثبات والإجازة ١/‏٤٠ 

👈🏻اما همچنین اگر به اقوݪی که رافضی فرستاده بنگرید، بیشتر آنها به این مورد قید شده است : لو حلت الإجازة، لبطلت الرحݪة !

واضح است که مقصود آن از باب سد الذرائع بوده که مردم از طلب علم و رحلت برای اخذ حدیث دور نشوند.

-و اهل علم هم به این مورد اشاره دارند ؛

لقد اعتمد جمهورالمحدثين على الإجازة إلا أن البعض لم يقبل بها، وينبغي يحمل هذا المنع على من يستكثر من الإجازات، ويكتفي بها عن الرحلة و التلقي والتفقه.

📕📚 مكانة الإجازة عند المحدثين ٧٤

¤أمَّا مَنْ كَرِهَ الإجَازَةَ مِنْ أهْلِ العِلْمِ، فلأمُوْرٍ:
ـ إمَّا خَوْفًا مِنِ انْقِطَاعِ الرِّحْلَةِ في طَلَبِ العِلْمِ والحَدِيْثِ، ولَيْسَ بِشَرْطٍ.
ـ أو خَوْفًا مِنْ اسْتِكْثَارِ طَالِبِ العِلْمِ بهَذِه الإجَازَاتِ عَلى حِسَابِ تَحْصِيْلِ العِلْمِ، وهَذَا شَرْطٌ، فَكَانَ عَلى طَالِبِ العِلْمِ أنْ يَحْذَرَ غَوَائِلَ العِلْمِ وشَوائِبَه، وإلاَّ كَانَ مَا يُحَصِّلُه مِنْ إجَازَاتٍ وغَيْرِها حُجَّةً عَلَيْه عَيَاذًا باللهِ!
ومَعَ هَذَا وغَيْرِه إلاَّ أنَّ كَثِيْرًا ممَّنْ كَرِهَ الإجَازَةَ قَدْ رَجَعَ إلى القَوْلِ بجَوَازِهَا والأخْذِ بها.

📕📚الوجازة في الأثبات والإجازة ١/‏٤٠ — ذياب الغامدي

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

✍🏻 بعضاً هم یک اشکال بسیار ضعیف ذکر کرده اند (که البته معلوم نیست قائل آن چه کسی است) میگویند که اجازات همچون حکم مرسل و مجاهیل است، حال که اصلاً واسطه و طریقت أخذ معلوم است ؛

👈🏻 أن القائلين بالجواز أكثر و أقوى من حيث منازلهم في العلم، و أن العلة في المنع ليست قوية.
فقد قال الخطيب البغدادي : وقالوا : بأنها تجري مجرى المرسل و الرواية عن المجاهيل، إنه غير صحيح لأنه يعرف المجيز بعينه و أمانته وعدالته فكيف يكون بمنزلة من لايعرف.
و قال إبن الصلاح : و هذا باطل لأنه ليس في الإجازة مايقدح في اتصال المنقول بها و في الثقة به.


📕📚 الإجازة عند المحدثين صفـــــــحـہ ٢١
14🔥2👍1
📌 رافضـے در آخر یڪ احتماݪ داده که ممڪن است ابن بخاري رحمـہ الله آنموقع که برای او استجازه گرفته اند، معدوم بوده و متوݪد نشده است !

- حال که امام ذهبي رحمـــــہ الله صریح بیان ڪرده که این اجازه پس از متولد شدن او حاصݪ شده است :

٦٤٥ - علي بن أحمد بن عبد الواحد بن أحمد، الشيخ الإمام، الصالح، الورع، المعمر، العالم، مسند العالم، فخر الدين، أبو الحسن ابن العلامة شمس الدين أبي العباس المقدسي، الصالحي، الحنبلي، المعروف والده بالبخاري.
ولد في آخر سنة خمسٍ وتسعين وخمسمائة. واستجاز له عمه الحافظ الضياء أبو عبد الله أبا طاهر الخشوعي وأبا المكارم اللبان وأبا عبد الله الكراني وأبا جعفر الصيدلاني وأبا الفرج ابن الجوزي والمبارك ابن المعطوش وهبة الله بن الحسن السبط وأبا سعد الصفار ومحمد بن الخصيب القرشي ومحمد بن معمر القرشي وإدريس بن محمد آل والوية وأبا الفخر أسعد بن روح وزاهر بن أحمد الثقفي وأخاه أبا محمود أسعد راوي مسند أبي يعلى عن الخلال وبقاء بن حند والمفتي خلف بن أحمد الفراء وداود بن ماشاذة وعبد الله بن عبد الرحمن البقلي وعبد الله بن مسلم بن جوالق وعبد الوهاب ابن سكينة وأبا زرعة عبيد الله ابن اللفتواني وعبد الواحد بن أبي المطهر الصيدلاني وعفيفة الفارفانية.
أجاز له هؤلاء في سنة ست وتسعين وسنة سبع.👉🏻

📕تاريخ الإسلام - ت بشار ١٥/‏٦٦٥ — شمس الدين الذهبي (ت ٧٤٨)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

♻️ جــــــواز اجازه برای صغیر هم دوباره ذڪر میڪنم :

فجوزوا الاستجازة من شيوخهم للأطفال حتى يرووا عن مشايخهم بلا واسطة.

📕زبدة المقال للقزويني [ منابع شیعه ] ج ١ صفحه ٥٧

عَلَى هَذَا رَأَيْنَا كَافَّةَ شُيُوخِنَا يُجِيزُونَ لِلْأَطْفَالِ الْغُيَّبِ عَنْهُمْ، مِنْ غَيْرِ أَنْ يَسْأَلُوا عَنْ مَبْلَغِ أَسْنَانِهِمْ وَحَالِ تَمْيِيزِهِمْ، وَلَمْ نَرَهُمْ أَجَازُوا لِمَنْ لَمْ يَكُنْ مَوْلُودًا فِي الْحَالِ، وَلَوْ فَعَلَهُ فَاعِلٌ لَصَحَّ لِمُقْتَضَى الْقِيَاسِ إِيَّاهُ، وَاللَّهُ أَعْلَمُ

📕الكفاية في علم الرواية للخطيب البغدادي ١/‏٣٢٥ — الخطيب البغدادي (ت ٤٦٣)

الَّذِي أَذْهَبُ أَنَا إِلَيْهِ وَعَلَيْهِ أَدْرَكْتُ الْحُفَّاظَ مِنْ مَشَايِخِي سَفَرًا وَحَضَرًا اتِّبَاعًا لِمَذْهَبِ شُيُوخِهِمْ فِي ذَلِكَ أَنَّ الْإِجَازَةَ تَصِحُّ لِمَنْ يُجَازُ لَهُ صَغِيرا كَانَ أَوْ كَبِيرًا فَهِيَ فَائِدَةٌ إِلَيْهِ عَائِدَةٌ

📕الوجيز في ذكر المجاز والمجيز ١/‏٦٧ — أبو طاهر السلفي (ت ٥٧٦)

وقال أبو الطاهر السِّلفي في»الوجيز«(ص ٦٨) عن صحة (إجازة الطفل):»هو الصحيح الذي يقتضيه القياس، وعليه دَرَج الناس، وأئمة الحديث في القديم والحديث، ورأَوْه صحيحًا وأنه التحقيق، والله تعالى وليُّ التَّوفيق«.

[الإجازة للطفل]:
وأَمَّا الإجازة للطِّفل الذي لا يميِّز؛ فَصَحَّحه وقطَع به القاضي أبو الطَّيِّب.
وقال الخطيب: «وعليه عهدتُ شيوخَنا، يجيزون للأطْفال الغُيَّب، ولا يسألونَ عن أسمائِهم، وتمييزهم؛ لأنَّها إباحة، والإباحة تصحُّ من العاقلِ وغيرهِ».

📕الكافي في علوم الحديث ١/‏٥٠٨ — أبو الحسن التبريزي (ت ٧٤٦)

صحة إجازة الصغير الذي لايميز ذهب إليه جمهور أهل العلم، وأكابر المحدثين؛ كالخطيب البغدادي و ابن الصلاح و النووي والقاضي أبا الطيب والعراقي والزركشي وابن حجر العسقلاني والسخاوي والسيوطي و غيرهم.

📕الإجازة و الإسناد عند المحدثين ٣١

قُلْتُ: كَأَنَّهُمْ رَأَوُا الطِّفْلَ أَهْلًا لِتَحَمُّلِ هَذَا النَّوْعِ مِنْ أَنْوَاعِ تَحَمُّلِ الْحَدِيثِ، لِيُؤَدِّيَ بِهِ بَعْدَ حُصُولِ أَهْلِيَّتِهِ، حِرْصًا عَلَى تَوْسِيعِ السَّبِيلِ إِلَى بَقَاءِ الْإِسْنَادِ الَّذِي اخْتَصَّتْ بِهِ هَذِهِ الْأُمَّةُ، وَتَقْرِيبِهِ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ﷺ، (وَاللَّهُ أَعْلَمُ).

📕مقدمة ابن الصلاح ١/‏١٦٠ — ابن الصلاح (ت ٦٤٣)
19🔥2
📌 پس از تلاش چند روزه شیعیان برای اثبات وثاقت نجاشی، آمده میگه بله علامه حلي و ابن طاووس او را توثیق کرده اند !

︎میدانم که این مسئله برای شما حیرت انگیز بوده، اما باید کم کم یقین پیدا کرده باشید که به خیلی از آنچه بر آن بنا کرده اید، سُست و واهی است.

بنده هم عرض کردم که نتنها وثاقت نجاشی، بلکه حتی کتاب و ذکر نام او تا قبل از ۲۰۰ سال از وفات او ذکر نشده، و سؤال اينجاست كه به چه دلیل هیچ کسی به او متعرض نشده، حال که معاصرین و قبل و بعد و حتی شاگردان او ذکر شده اند !؟

میگوید 200 سال فاصله، زیاد نیست ‼️

محدّث أعظم؛ این دو كه بعد از دو قرن آمده اند، بر چه اساس نجاشی رو توثیق کرده اند !؟

یا باید شهرت نجاشی ثابت شده باشد و یا اینکه اقوال رجالیون متقدمتر از خود دیده باشند، که در سابق با ادله قوی بیان شد که ایشون اصلا شناخته شده نبوده.
فلذا بر اساس منهج خویی که ادعا دارید به این قضیه مرتبط نیست، توثیق بر اساس حدس و گمان بوده که قابل پذیرش نیست :

و أمّا في غير ذلك كما في توثيقات ابن طاوس والعلامة ..لمن كان بعيدا عن عصرهم فلا عبرة بها ، 👈🏻فإنها مبنية على الحدس والاجتهاد جزما »
📕📚معجم رجال الحدیث، جلد ۱،ص ۴۳
16👍1