انتساب_کتاب_الضعفاء_به_ابن_غضائری؛.pdf
877.7 KB
انتساب کتاب الضعفاء به ابن غضائری(عمیدرضا اکبری)
بازخوانی_انتقادات_متأخران_بر_ابن_غضائری_در_جرح_غالیان،_عميدرضا_اکبري،.pdf
978 KB
بازخوانی انتقادات متأخران بر ابن غضائری در جرح غالیان (عمیدرضا اکبری )
👍3
https://youtu.be/9bSr2kRm3t8
📌عبدالمجید ترکمانی میگوید:
▪︎در حکم مرسل نزد زیادی از احناف و غیر احناف در فهم نظریه مالکیه وحنفیه اشتباه کرده اند و مرسل تنها به دو شرط نزد احناف ومالکیه قبول میشود:
۱. مُرسِل ثقه باشد
۲. تنها از ثقات ارسال کند
📌عبدالمجید ترکمانی میگوید:
▪︎در حکم مرسل نزد زیادی از احناف و غیر احناف در فهم نظریه مالکیه وحنفیه اشتباه کرده اند و مرسل تنها به دو شرط نزد احناف ومالکیه قبول میشود:
۱. مُرسِل ثقه باشد
۲. تنها از ثقات ارسال کند
YouTube
حكم الحديث المرسل وتعريفه عند الحنفية / الشيخ عبد المجيد تركماني
👍6
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
📌 اما راجع به مطالب پیش و پا افتاده این خِـــنگ بیســـواد [ ابراهیم بن عمر یماني / ابوالطفیل ] 🔷 ابراهیم بن عمر یماني : در خصوص ایشان تنها گفته چون تضعیف ایشون رو ابن غضائری ذڪر ڪرده پس رد است، زیرا کتاب ایشون جعلی است. و چند قول هم در این خصوص یاد ڪرد. …
┄┅━✺𖣐💖﴾﷽﴿💖𖣐✺━┅┄
💥ابراهیم بن عمر اݪیماني💥
📌 رافضــ🐕🦺ــــي در دفاع از وثاقت ابراهیم بن عمر یمانی چنین شروع میڪند ؛
📌و در آخر راجع به ابن غضائري چنین کلام خود را خاتمه میدهد ؛
📌 و در خصوص جهاݪت شیخ صدوق میگوید ؛
📌 و در خصوص علم منطق میگوید ؛
‼️ اینان معلوم نیست در هنگام نوشتن مطالب دینی، از شدّت فشار - والعیاذ بالله - احساسی بهشون دست میدهد انگار که در دستشویی تشریف دارند !
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
💠 در خصوص توثیق ابراهیم بن عمر چند مورد گفته است ؛
1⃣ نجاشی او را توثیق ڪــــــــــــــرده است.
2⃣ طوسی گفته او از صاحب اصــــول است.
3⃣ حماد بن عیسی از او روایت ڪرده است.
✅ پاســــــــــــــــــخ ↓↓
✍🏻در خصوص مورد نخست؛ پاسخ داده ایم که نجاشی او را توثیق نڪرده بلڪه توثیق از جانب ابن عقده است كه اعتبار ندارد و حتی اگر بگوییم از جانب ابن نوح و یا حتی خود نجاشی بوده، باز هم با تضعیف ابن غضائری تعارض دارد.
✘ مقصود از ابوالعباس؛ ابن عقده است :↓↓
اختلفت كلمات الرجاليين في تعيين أبي العباس، فمنهم من جعله ابن عقدة، و منهم من عيّنه ابن نوح والأكثر على أنّه مشترك ...فقال الكاظمي في تكملة الرجال 1: 350 في ترجمة حفص بن البختري: فنقل النجاشي عن أبي العباس و هو ابن عقدة توثيقه. .. الظاهر أنّه عند الاطلاق يراد بأبي العباس: ابن عقدة، و إذا أراد به ابن نوح قيّده كما يظهر من تتبّعه.
📕📚منهج المقال في تحقيق أحوال الرجال( الهامش ) ۸۰/۱
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✘ نامعتـــــبر بودن توثیقات ابن عقده : ↓↓
بالجملة، فمقتضى طائفة من الكلمات عدم اعتبار توثيق غير الإمامي.
كما عن الشهيد الثاني في حاشية الخلاصة عند الكلام في إبراهيم بن عمر من أنّ «ابن عقدة زيديّ المذهب لا يعتمد على توثيقه» و ما ذكره صاحب التوضيح في حاشية التوضيح عند الكلام في حميد بن حمّاد من أنّه «روى ابن عقدة أنّه ثقة»
📕📚الرسائل الرجالية ١٤٤/١
قال الشهيد الثاني : .. والمراد بأبي العباس هذا أحمد بن عقدة، وهو زيدي المذهب لا يعتمد على توثيقه، أو ابن نوح،ومع الاشتباه لا يفيد، وغيره مبهم لا يفيد فائدة يعتمد عليها.
📕📚 الضعفاء من رجال الحديث ١٥٧
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✘ ترجيح جرح ابن الغضائري بر توثيق أبو العباس/نجاشي : ↓↓
أقول: توثيق ابن عقدة لا يعتمد عليه في جنب توهين ابن الغضائري.
📕📚الفوائد الرجالية (للخواجوئي) ۳۱۸/۱
ابراهيم بن عمر اليماني الصنعاني قد تعارض فيه الجرح و التعديل ولايمكن الإعتماد على روايته.
📕📚قبسات من علم الرجال ، أبحاث السيد محمد رضا السيستاني ٢٠١/٢
ويظهر التعارض بين قول ابن الغضائري وما نقله النجاشي عن أبي العبّاس، ويُقدّم قول ابن الغضائري على قول أبي العباس لقاعدة تقديم الجرح على التعديل؛ ولأنّ ابن الغضائري المدقّق النقاد يُرجّح على قول أبي العباس.
📕📚 الضعفاء من رجال الحديث ١٥٦/١
قال الشهيد في (الحاشية) : «أقول في ترجيح تعديله نظر: إما أولا-فلتعارض الجرح و التعديل، و الاول مرجح»
📕📚الفوائد الرجالية (رجال السيد بحر العلوم) ١٥٥/٤
در مورد وی (ابن عمر یمانی) .. آقای سیستانی می فرمایند: توثیق نجاشی با تضعیف ابن غضائری تعارض خواهند کرد واین روایت نیز سندا مخدوش خواهد بود.
درس خارج فقه استاد محمدتقي شهيدي
📕📚[ مراجعه شود ]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⇜فلذا تمام مطالب اين بنده خدا راجع به اين راوی را ابطال نمودیم.
بنا به این مطالب فهمیدیم که اختلاف بر سر این راوی و موارد مرتبط به او مؤثر است و علمای شیعه هم به آن ترتیب اثر دادند، لذا دیگر این ڪݪام رافضي در مشڪݪ دار نبودن وجود احتماݪات باطݪ شــد ؛
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬
ادامـــــــہ دارد
💥ابراهیم بن عمر اݪیماني💥
📌 رافضــ🐕🦺ــــي در دفاع از وثاقت ابراهیم بن عمر یمانی چنین شروع میڪند ؛
بر آن آمدیم وثاقت ایشان را طی این کنفرانس به اثبات رسانده و شبهات مطرح را در سنگ توالت نهاده و بر آن سیفون را بکشیم
📌و در آخر راجع به ابن غضائري چنین کلام خود را خاتمه میدهد ؛
بعد از اثبات آنکه جرح ایشان جا در سنگ توالت دارد ... .
📌 و در خصوص جهاݪت شیخ صدوق میگوید ؛
چنان مستراحی از بزرگانمان درست کرده اند که هر وقت دستشویی میبینیم یاد علمامون میفتیم
📌 و در خصوص علم منطق میگوید ؛
منطقتو بزار تو سنگ توالت روش سیفون بکش
‼️ اینان معلوم نیست در هنگام نوشتن مطالب دینی، از شدّت فشار - والعیاذ بالله - احساسی بهشون دست میدهد انگار که در دستشویی تشریف دارند !
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
💠 در خصوص توثیق ابراهیم بن عمر چند مورد گفته است ؛
1⃣ نجاشی او را توثیق ڪــــــــــــــرده است.
2⃣ طوسی گفته او از صاحب اصــــول است.
3⃣ حماد بن عیسی از او روایت ڪرده است.
✅ پاســــــــــــــــــخ ↓↓
✍🏻در خصوص مورد نخست؛ پاسخ داده ایم که نجاشی او را توثیق نڪرده بلڪه توثیق از جانب ابن عقده است كه اعتبار ندارد و حتی اگر بگوییم از جانب ابن نوح و یا حتی خود نجاشی بوده، باز هم با تضعیف ابن غضائری تعارض دارد.
✘ مقصود از ابوالعباس؛ ابن عقده است :↓↓
اختلفت كلمات الرجاليين في تعيين أبي العباس، فمنهم من جعله ابن عقدة، و منهم من عيّنه ابن نوح و
📕📚منهج المقال في تحقيق أحوال الرجال( الهامش ) ۸۰/۱
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✘ نامعتـــــبر بودن توثیقات ابن عقده : ↓↓
بالجملة، فمقتضى طائفة من الكلمات عدم اعتبار توثيق غير الإمامي.
كما عن الشهيد الثاني في حاشية الخلاصة عند الكلام في إبراهيم بن عمر من أنّ «ابن عقدة زيديّ المذهب لا يعتمد على توثيقه» و ما ذكره صاحب التوضيح في حاشية التوضيح عند الكلام في حميد بن حمّاد من أنّه «روى ابن عقدة أنّه ثقة»
📕📚الرسائل الرجالية ١٤٤/١
قال الشهيد الثاني : .. والمراد بأبي العباس هذا أحمد بن عقدة، وهو زيدي المذهب لا يعتمد على توثيقه، أو ابن نوح،ومع الاشتباه لا يفيد، وغيره مبهم لا يفيد فائدة يعتمد عليها.
📕📚 الضعفاء من رجال الحديث ١٥٧
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✘ ترجيح جرح ابن الغضائري بر توثيق أبو العباس/نجاشي : ↓↓
أقول: توثيق ابن عقدة لا يعتمد عليه في جنب توهين ابن الغضائري.
📕📚الفوائد الرجالية (للخواجوئي) ۳۱۸/۱
ابراهيم بن عمر اليماني الصنعاني قد تعارض فيه الجرح و التعديل ولايمكن الإعتماد على روايته.
📕📚قبسات من علم الرجال ، أبحاث السيد محمد رضا السيستاني ٢٠١/٢
ويظهر التعارض بين قول ابن الغضائري وما نقله النجاشي عن أبي العبّاس، ويُقدّم قول ابن الغضائري على قول أبي العباس لقاعدة تقديم الجرح على التعديل؛ ولأنّ ابن الغضائري المدقّق النقاد يُرجّح على قول أبي العباس.
📕📚 الضعفاء من رجال الحديث ١٥٦/١
قال الشهيد في (الحاشية) : «أقول في ترجيح تعديله نظر: إما أولا-فلتعارض الجرح و التعديل، و الاول مرجح»
📕📚الفوائد الرجالية (رجال السيد بحر العلوم) ١٥٥/٤
در مورد وی (ابن عمر یمانی) .. آقای سیستانی می فرمایند: توثیق نجاشی با تضعیف ابن غضائری تعارض خواهند کرد واین روایت نیز سندا مخدوش خواهد بود.
درس خارج فقه استاد محمدتقي شهيدي
📕📚[ مراجعه شود ]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⇜فلذا تمام مطالب اين بنده خدا راجع به اين راوی را ابطال نمودیم.
بنا به این مطالب فهمیدیم که اختلاف بر سر این راوی و موارد مرتبط به او مؤثر است و علمای شیعه هم به آن ترتیب اثر دادند، لذا دیگر این ڪݪام رافضي در مشڪݪ دار نبودن وجود احتماݪات باطݪ شــد ؛
در صورت قرار دادن آن فرض یا احتمال بر محور حقیقی و بر فرض صحت به مشکل بر بخوریم که در این صورت است که احتمال باطل کننده ی استدلال خواهد بود .( ڪلام نادان شیعی )خدا را شاكریم كه به سبب نشر دروس اهلسنت، شیعیان هم آگاه و آگاه تر شدند و فهمیده اند ڪه چقدر راویانی ڪه به دروغ فڪر ڪرده بودند روایات آنها صحیح است، كه در حقیقت ڪذب و باطݪ بوده.
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬
ادامـــــــہ دارد
👍7❤2👏2
💠در خصوص مورد دوم( قول طوسی ؛ له أصل )، رافضي میگوید :
"علامهی مجلسی آن را مدح_عظیم دانسته است هنگامی که در مورد یک راوی دیگری که صاحب اصل بود سخن گفته اند : وكون كتابه أصلا ، عندي مدح عظيم .. "!
⁉️ آيا شيخ طوسي " صاحب أصل " بودن را از مؤيدات توثيق ميداند !؟
📌شیخ طوسی در مقدمه کتاب الفهرست مینویسد:
هنگام ذکر هر یک از نویسندگان و صاحبان اصول، ناچار از آن هستم که آنچه درباره او از «تعدیل و تجریح» گفته شده را اشاره کنم و اینکه آیا میشود بر روایتش اعتماد کرد یا نه و اعتقادش را آشکار کنم که آیا موافق حق است یا مخالف آن ، چرا که بسیاری از نویسندگان از اصحاب ما و صاحبان اصول به مذاهب فاسده گرویدهاند؛ هر چند کتابهایشان مورد اعتماد است.
▪️فإذا ذكرتُ كلَّ واحد من المصنفين وأصحاب الأصول فلابدّ من أن أُشير إلى ما قيل فيه من التعديل والتجريح، وهل يعوّل على روايته أو لا، وأبين عن اعتقاده وهل هو موافق للحق أو هو مخالف له، لأن كثيراً من مصنفي أصحابنا وأصحاب الأصول ينتحلون المذاهب الفاسدة، وإن كانت كتبهم معتمدة.
📚 الفهرست ج1 ص32
هرچند علمای شیعه گفته اند شیخ طوسی به وعده خود عمل نکرده است، اما محل شاهد ما این است که اصحاب اصول در دیدگاه خود طوسی ممکن است صاحب مذهب فاسد و راوی ضعیف باشد.
- امثله آن هم زياد است كه به عنوان نمونه علي بن أبي حمزة بطائني كذاب است، اما شيخ طوسي در الفهرست خود ميگوید ؛ له أصل !
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✍🏻 خود مجلسي كه ادعا دارد " دارای اصل بودن " مدح عظیم به نظر میاد، راویانی را تضعیف و روایاتشان را رد کرده که صاحب اصل بودند !
- به عنوان نموده :
[303] 2 - زياد بن المنذر، يكنى أبا الجارود، زيدي المذهب، واليه تنسب الزيدية الجارودية.
له أصل، وله كتاب التفسير عن أبي جعفر الباقر عليه السلام.
📚الفهرست ۱۳۱/۱
¤اما آقای مجلسی در (رجال صفحه ٢١٦ ) او را تضعيف كرده و رواياتش را در مرآة العقول و ملاذ الأخيار هم رد ميكند:
مرآة العقول: ج 1 ص 34 و ص 132 و ص 204 و ج 3 ص 8 و ص 259 و ص 291 و ج 7 ص 114 و ج 8 ص 108 وغيره، ملاذ الأخيار: ج 20 ص 553 و ج 3 ص 293 و ج 4 ص 157 و ص 521 وغيره .. .
✍🏻 خلاصه اين است كه نه خود شیخ طوسی به این قاعده من در آوردی التقاد داشته است و نه هم علمای شیعه به آن عمل نموده اند.
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬
ادامـــــــہ دارد
"علامهی مجلسی آن را مدح_عظیم دانسته است هنگامی که در مورد یک راوی دیگری که صاحب اصل بود سخن گفته اند : وكون كتابه أصلا ، عندي مدح عظيم .. "!
⁉️ آيا شيخ طوسي " صاحب أصل " بودن را از مؤيدات توثيق ميداند !؟
📌شیخ طوسی در مقدمه کتاب الفهرست مینویسد:
هنگام ذکر هر یک از نویسندگان و صاحبان اصول، ناچار از آن هستم که آنچه درباره او از «تعدیل و تجریح» گفته شده را اشاره کنم و اینکه آیا میشود بر روایتش اعتماد کرد یا نه و اعتقادش را آشکار کنم که آیا موافق حق است یا مخالف آن ، چرا که بسیاری از نویسندگان از اصحاب ما و صاحبان اصول به مذاهب فاسده گرویدهاند؛ هر چند کتابهایشان مورد اعتماد است.
▪️فإذا ذكرتُ كلَّ واحد من المصنفين وأصحاب الأصول فلابدّ من أن أُشير إلى ما قيل فيه من التعديل والتجريح، وهل يعوّل على روايته أو لا، وأبين عن اعتقاده وهل هو موافق للحق أو هو مخالف له، لأن كثيراً من مصنفي أصحابنا وأصحاب الأصول ينتحلون المذاهب الفاسدة، وإن كانت كتبهم معتمدة.
📚 الفهرست ج1 ص32
هرچند علمای شیعه گفته اند شیخ طوسی به وعده خود عمل نکرده است، اما محل شاهد ما این است که اصحاب اصول در دیدگاه خود طوسی ممکن است صاحب مذهب فاسد و راوی ضعیف باشد.
- امثله آن هم زياد است كه به عنوان نمونه علي بن أبي حمزة بطائني كذاب است، اما شيخ طوسي در الفهرست خود ميگوید ؛ له أصل !
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✍🏻 خود مجلسي كه ادعا دارد " دارای اصل بودن " مدح عظیم به نظر میاد، راویانی را تضعیف و روایاتشان را رد کرده که صاحب اصل بودند !
- به عنوان نموده :
[303] 2 - زياد بن المنذر، يكنى أبا الجارود، زيدي المذهب، واليه تنسب الزيدية الجارودية.
له أصل، وله كتاب التفسير عن أبي جعفر الباقر عليه السلام.
📚الفهرست ۱۳۱/۱
¤اما آقای مجلسی در (رجال صفحه ٢١٦ ) او را تضعيف كرده و رواياتش را در مرآة العقول و ملاذ الأخيار هم رد ميكند:
مرآة العقول: ج 1 ص 34 و ص 132 و ص 204 و ج 3 ص 8 و ص 259 و ص 291 و ج 7 ص 114 و ج 8 ص 108 وغيره، ملاذ الأخيار: ج 20 ص 553 و ج 3 ص 293 و ج 4 ص 157 و ص 521 وغيره .. .
✍🏻 خلاصه اين است كه نه خود شیخ طوسی به این قاعده من در آوردی التقاد داشته است و نه هم علمای شیعه به آن عمل نموده اند.
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬
ادامـــــــہ دارد
👍4👏2🔥1
💠 در خصوص مورد سوم (روايت حماد از ابراهيم بن عمر يماني)
📌 آيا حماد بن عيسى تنها از ثقات روايت ميكند !؟
عَنْهُ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ .. .
📚تهذيب الأحکام ج ۹، ص ۱۷۶
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻عمرو بن شمر
أبو عبد الله الجعفي عربي ، روى عن أبي عبد الله عليهالسلام ، ضعيف جدا ، زيد أحاديث في كتب جابر الجعفي ينسب بعضها إليه ، والامر ملبس
📓رجال النجاشي ٢٨٧/١
عَنْهُ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ... .
📚تهذيب الأحکام ج ۸، ص ۳۱۴
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[ كذاب متهم كما قاله ابن فضال وأحد أعمدة الواقفة بل أصلهم لم يعترف بامامة الرضا ]
📚المفيد من معجم رجال الحديث٣٨١
[ علي بن أبي حمزة البطائني الكذاب المعروف ]
📚تفصيل الشريعة ١٠١/٤
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌 آيا روايت اصحاب اجماع دلالت بر توثيق مشايخ آنها دارد !؟
ان أصحاب الإجماع كلهم ثقات، لكن لم يثبت كونهم لا يروون إلا عن ثقة، فلا تصح قاعدة، ولا تعني أكثر من جلالة هؤلاء ووثاقتهم، وإذا روى هؤلاء عن شخص فلا يعني أنهم يوثقونه، ولا يعني أن الرواية صحيحة، فتدخل في باب المؤيدات لا الأدلة
📚الوجيز النافع في علم الرجال ٩١/١
لما ذكرنا مراراً من عدم إمكان الاعتماد على المراسيل مطلقاً ، سواء كان المرسل من أصحاب الإجماع أم غيرهم ، إذ لم يثبت عدم ارسالهم إلا عن الثقة بل ثبت خلافه ، مضافاً إلى عدم حجية الإجماع المنقول عن الكشي ، أو غيره ، على العمل بمراسيلهم كمسانيدهم
📚فقه الشيعة - الموسوي الخلخالي ١٤٢/١
إن رواية الأجلاء، أو أصحاب الإجماع عن شخص، و كذلك اعتماد القدماء عليه لا تدل على وثاقته
📚معجم رجال الحديث ١١٧/١٤
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬
ادامـــــــہ دارد
📌 آيا حماد بن عيسى تنها از ثقات روايت ميكند !؟
عَنْهُ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ .. .
📚تهذيب الأحکام ج ۹، ص ۱۷۶
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻عمرو بن شمر
أبو عبد الله الجعفي عربي ، روى عن أبي عبد الله عليهالسلام ، ضعيف جدا ، زيد أحاديث في كتب جابر الجعفي ينسب بعضها إليه ، والامر ملبس
📓رجال النجاشي ٢٨٧/١
عَنْهُ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ... .
📚تهذيب الأحکام ج ۸، ص ۳۱۴
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[ كذاب متهم كما قاله ابن فضال وأحد أعمدة الواقفة بل أصلهم لم يعترف بامامة الرضا ]
📚المفيد من معجم رجال الحديث٣٨١
[ علي بن أبي حمزة البطائني الكذاب المعروف ]
📚تفصيل الشريعة ١٠١/٤
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌 آيا روايت اصحاب اجماع دلالت بر توثيق مشايخ آنها دارد !؟
ان أصحاب الإجماع كلهم ثقات، لكن لم يثبت كونهم لا يروون إلا عن ثقة، فلا تصح قاعدة، ولا تعني أكثر من جلالة هؤلاء ووثاقتهم، وإذا روى هؤلاء عن شخص فلا يعني أنهم يوثقونه، ولا يعني أن الرواية صحيحة، فتدخل في باب المؤيدات لا الأدلة
📚الوجيز النافع في علم الرجال ٩١/١
لما ذكرنا مراراً من عدم إمكان الاعتماد على المراسيل مطلقاً ، سواء كان المرسل من أصحاب الإجماع أم غيرهم ، إذ لم يثبت عدم ارسالهم إلا عن الثقة بل ثبت خلافه ، مضافاً إلى عدم حجية الإجماع المنقول عن الكشي ، أو غيره ، على العمل بمراسيلهم كمسانيدهم
📚فقه الشيعة - الموسوي الخلخالي ١٤٢/١
إن رواية الأجلاء، أو أصحاب الإجماع عن شخص، و كذلك اعتماد القدماء عليه لا تدل على وثاقته
📚معجم رجال الحديث ١١٧/١٤
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬
ادامـــــــہ دارد
👍5🔥1🥰1👏1
#نجاشي_مجـــہوݪ
📌 با چشم پوشی از تمام موارد فوق ؛ اشکال شیعه بر ابن الغضائری این است که ایشان مجــــــــــہوݪ است، زیرا از طرف معاصرینش توثیقی ندارد !
- همچنین از مجلسی و غیره این اشڪاݪ را ذڪر ڪرده اند:
وان كان احمد كما هو الظاهر فلا اعتمد عليه كثيرا وعلى أي حال فالاعتماد على هذا الكتاب يوجب رد أكثر اخبار الكتب المشهورة.
📚 بحار الأنوار ج۱ ص۴۱
لا عبرة بقول ابن الغضائري ، لأنّه غير معلوم الحال.
📚 إستقصاء الإعتبار ج۱ ص۸۶
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✍🏻 جدا از مطاݪب تڪراری رافضي اما بنا به طرح ایشان راجع به وثاقت ابن الغضائری، میگوییم شما تنها یڪ توثیق معتبر برای نجاشی از معاصرین خود و یا قریب اݪعهد به او بیابید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نڪته ؛ نجاشی تنها یڪ توثیق از صهرشتي برای او منقوݪ است که نه تنها معلوم نیست واقعاً مقصود او نجاشی باشد، بلڪه نسبت این ڪلام به صهرشتی ثابت نیست.
🍃فلذا این یڪ تحدی برای تمام شیعیان است ڪه توثیق نجاشی را برای ما ثابت ڪنند.
‼️دقت ڪنید، با اسقاط نجاشی، دیگر نه تنها وثاقت ابراهیم بن عمر یمانی زیر سؤاݪ میرود، بلڪه خود طوسی و روایات او و زیادی از ڪتاب ها هم متزلزݪ و مردود خواهد شد.
#تحدی
#نجاشی
📌 با چشم پوشی از تمام موارد فوق ؛ اشکال شیعه بر ابن الغضائری این است که ایشان مجــــــــــہوݪ است، زیرا از طرف معاصرینش توثیقی ندارد !
- همچنین از مجلسی و غیره این اشڪاݪ را ذڪر ڪرده اند:
وان كان احمد كما هو الظاهر فلا اعتمد عليه كثيرا وعلى أي حال فالاعتماد على هذا الكتاب يوجب رد أكثر اخبار الكتب المشهورة.
📚 بحار الأنوار ج۱ ص۴۱
لا عبرة بقول ابن الغضائري ، لأنّه غير معلوم الحال.
📚 إستقصاء الإعتبار ج۱ ص۸۶
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✍🏻 جدا از مطاݪب تڪراری رافضي اما بنا به طرح ایشان راجع به وثاقت ابن الغضائری، میگوییم شما تنها یڪ توثیق معتبر برای نجاشی از معاصرین خود و یا قریب اݪعهد به او بیابید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نڪته ؛ نجاشی تنها یڪ توثیق از صهرشتي برای او منقوݪ است که نه تنها معلوم نیست واقعاً مقصود او نجاشی باشد، بلڪه نسبت این ڪلام به صهرشتی ثابت نیست.
🍃فلذا این یڪ تحدی برای تمام شیعیان است ڪه توثیق نجاشی را برای ما ثابت ڪنند.
‼️دقت ڪنید، با اسقاط نجاشی، دیگر نه تنها وثاقت ابراهیم بن عمر یمانی زیر سؤاݪ میرود، بلڪه خود طوسی و روایات او و زیادی از ڪتاب ها هم متزلزݪ و مردود خواهد شد.
#تحدی
#نجاشی
👍4🔥3👏3🥰2😁1
Forwarded from ،،
👍4
Forwarded from ،،
،،
IMG_20240831_190929_476.jpg
مشاركة طيبة من أحد الإخوة على البوت:
رأيت في قناتك-وفقك الله- أنك مهتم بالشأن الشيعي الأمامي، ورأيت فيها مواضيع عن -علم الحديث- وأنا كنت مولعا بالخلاف السني الشيعي لكن بسبب المشاغل أصبحت قليل الإهتمام
حتى لا أطيل؛ لا يخفى عليك تتبع اعتراف علماء الأمامية في قولهم بأن الشهيد الثاني أخذ علم الدراية من كتب العامة كـ الحر العاملي، ومحسن الأمين، وعبدالله قيس أفندي وغيرهم الكثير.
لكن لم أرى لها تطبيقها على أرض الواقع أو بالأحرى كتابا يبين ذلك الأمر ولا قناة سواء في اليوتيوب أو التلجرام بينته، لذا بحثت حتى وصلت إلى أنه لم ينقل فقط، بل سرق سرقة كوضوح الشمس في رابعة النهار، من أحد علماء أهل السنة وهو شرف الدين محمد بن عبدالله الطيبي الدمشقي صاحب الخلاصة في معرفة الحديث، وهو الذي اقتبس منه الرافضي كتابه المسمى: "الدراية في علم مصطلح الحديث" ونسبه لنفسه.
وعندما تقرأ الكتابين لا تجد إلا فروقات يسيرة جدا، يقال فيها سارقٌ يخفي عوار سرقته.
لذا أحببت أن أشارككم الموضوع وإن كان باستطاعتكم أن تقوموا بإنشاء ملف pdf في ذلك الأمر أو تعرضوا الأمر في قناتكم كما يتاح و يتيسر لكم فلا بأس لأني تركت الموضوع.
وهذه صورة من كتاب الخلاصة في معرفة الحديث لـ شرف الدين الطيبي تـ743هـ.
وصورة من كتاب الشهيد الثاني تـ965هـ.
#علم_الحديث
رأيت في قناتك-وفقك الله- أنك مهتم بالشأن الشيعي الأمامي، ورأيت فيها مواضيع عن -علم الحديث- وأنا كنت مولعا بالخلاف السني الشيعي لكن بسبب المشاغل أصبحت قليل الإهتمام
حتى لا أطيل؛ لا يخفى عليك تتبع اعتراف علماء الأمامية في قولهم بأن الشهيد الثاني أخذ علم الدراية من كتب العامة كـ الحر العاملي، ومحسن الأمين، وعبدالله قيس أفندي وغيرهم الكثير.
لكن لم أرى لها تطبيقها على أرض الواقع أو بالأحرى كتابا يبين ذلك الأمر ولا قناة سواء في اليوتيوب أو التلجرام بينته، لذا بحثت حتى وصلت إلى أنه لم ينقل فقط، بل سرق سرقة كوضوح الشمس في رابعة النهار، من أحد علماء أهل السنة وهو شرف الدين محمد بن عبدالله الطيبي الدمشقي صاحب الخلاصة في معرفة الحديث، وهو الذي اقتبس منه الرافضي كتابه المسمى: "الدراية في علم مصطلح الحديث" ونسبه لنفسه.
وعندما تقرأ الكتابين لا تجد إلا فروقات يسيرة جدا، يقال فيها سارقٌ يخفي عوار سرقته.
لذا أحببت أن أشارككم الموضوع وإن كان باستطاعتكم أن تقوموا بإنشاء ملف pdf في ذلك الأمر أو تعرضوا الأمر في قناتكم كما يتاح و يتيسر لكم فلا بأس لأني تركت الموضوع.
وهذه صورة من كتاب الخلاصة في معرفة الحديث لـ شرف الدين الطيبي تـ743هـ.
وصورة من كتاب الشهيد الثاني تـ965هـ.
#علم_الحديث
🔥5❤3
،،
IMG_20240831_190927_131.jpg
كپی کردن شهید دوم [ متوفي 965هـ ] از عالم أهل سنت؛ شرف الدين طيبي [ متوفي 743هـ]
▪︎ اين هم اعترافات علما شيعه است :
« وهو [ أي الشهيد الثاني ] أول من صنف من الإمامية في دراية الحديث ، لكنه نقل الاصطلاحات من كتب العامة ، كما ذكره ولده وغيره» أمل الآمل ٧٦/١
«ومن المعلومات التي لا يشك فيها أحد أنه لم يصنف في دراية الحديث من علمائنا قبل الشهيد الثاني وإنما هو من علوم العامة» مقتبس الأثر ٧٣/٣
¤نمونه ای از کپی پیست شهید دوم از علمای اهلسنت [ اینجا ]
▪︎ اين هم اعترافات علما شيعه است :
« وهو [ أي الشهيد الثاني ] أول من صنف من الإمامية في دراية الحديث ، لكنه نقل الاصطلاحات من كتب العامة ، كما ذكره ولده وغيره» أمل الآمل ٧٦/١
«ومن المعلومات التي لا يشك فيها أحد أنه لم يصنف في دراية الحديث من علمائنا قبل الشهيد الثاني وإنما هو من علوم العامة» مقتبس الأثر ٧٣/٣
¤نمونه ای از کپی پیست شهید دوم از علمای اهلسنت [ اینجا ]
Telegram
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
❤6🔥3🥰1👏1
ڪسر أنــف أحمق الڪذاب
شخصی بنام محمد زڪریا لامردی ڪتابی در حدود ۲۰ صفحه نوشته که بر شیخ عثمان الخمیس ردیه ای در خصوص یزید نوشته باشد !
جدا از مبحث مناظره شیخ عثمان ڪه سابقاً با این ابله داشته و آبروی او را برده اما در اینجا که خواهان ردیه بر شیخ عثمان است، بازهم دروغ و تدلیس ڪرده است !
شیخ عثمان الخمیس - حفظه الله - در ڪتاب مهم خود بنام " حقبة من التاریخ " گفته است ڪه هیچ دلیل معتبری وجود ندارد به اینکه سر مبارڪ امام حسین رضی الله عنـہ به دست یزید رسیده است، بلڪه نزد خود عبیدالله بن زیاد در ڪوفه ماند.
رافضۍ بیســواد در ڪتاب خود - که سر تا سر آن از ڪتاب ابن جوزۍ ڪپی زده - گفته این ڪلام شیخ عثمان دروغ است !
دلیل این بنده خدا چی است !؟
همانطور ڪه در صفحه ڪتابی که از ایشـون قرار داده ام میبینید، روایتی از ڪتاب ابن جوزی قرار داده است اما تدلیس و دروغی ڪه داده است چیست !؟
روایتی که ابن جوزی [ ٥٧ ] با سند آورده است، پایان آن چنین است :
( نحرت الإبل .....لحومها أمر من الصبر )
← اما رافضی آمده و سخنان خود ابن جوری که در ادامه گفته است را به روایت اضاف کرده و نشسته سند رو بررسی میکند !!
اسكن كتاب ابن جوزی
شخصی بنام محمد زڪریا لامردی ڪتابی در حدود ۲۰ صفحه نوشته که بر شیخ عثمان الخمیس ردیه ای در خصوص یزید نوشته باشد !
جدا از مبحث مناظره شیخ عثمان ڪه سابقاً با این ابله داشته و آبروی او را برده اما در اینجا که خواهان ردیه بر شیخ عثمان است، بازهم دروغ و تدلیس ڪرده است !
شیخ عثمان الخمیس - حفظه الله - در ڪتاب مهم خود بنام " حقبة من التاریخ " گفته است ڪه هیچ دلیل معتبری وجود ندارد به اینکه سر مبارڪ امام حسین رضی الله عنـہ به دست یزید رسیده است، بلڪه نزد خود عبیدالله بن زیاد در ڪوفه ماند.
رافضۍ بیســواد در ڪتاب خود - که سر تا سر آن از ڪتاب ابن جوزۍ ڪپی زده - گفته این ڪلام شیخ عثمان دروغ است !
دلیل این بنده خدا چی است !؟
همانطور ڪه در صفحه ڪتابی که از ایشـون قرار داده ام میبینید، روایتی از ڪتاب ابن جوزی قرار داده است اما تدلیس و دروغی ڪه داده است چیست !؟
روایتی که ابن جوزی [ ٥٧ ] با سند آورده است، پایان آن چنین است :
( نحرت الإبل .....لحومها أمر من الصبر )
← اما رافضی آمده و سخنان خود ابن جوری که در ادامه گفته است را به روایت اضاف کرده و نشسته سند رو بررسی میکند !!
اسكن كتاب ابن جوزی
👍9🔥1
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
#نجاشي_مجـــہوݪ 📌 با چشم پوشی از تمام موارد فوق ؛ اشکال شیعه بر ابن الغضائری این است که ایشان مجــــــــــہوݪ است، زیرا از طرف معاصرینش توثیقی ندارد ! - همچنین از مجلسی و غیره این اشڪاݪ را ذڪر ڪرده اند: وان كان احمد كما هو الظاهر فلا اعتمد عليه كثيرا وعلى…
👍5👏2❤1🔥1
الـرد الشافـي علۍ الڪݪب العاوي
🔥پس از سرنگون ڪردن رافضی در خصوص ابراهیم بن عمر یماني ؛ مجدداً تحدی دادم ڪه وثاقت نجاشی شیعی را برای ما ثابت ڪنند.
زیرا نه تنها وثاقت ابراهیم بن عمر زیر سؤاݪ میرود، بلڪه حدوداً با رد نجاشی، تقریباً ۹۰ درصد روایات شیعه زیر سؤاݪ خواهد رفت.
🔹 رافضی نادان در ابتدا گفته است ؛
🔸فرضاً شما مشڪݪ برایتان پیش آمده، اما ای نادان بقیه کانال و ادمین های شما چرا ساڪت و مبهوت مانده اند!؟ نڪنه مشڪݪات شماها یهو پیش می آید !؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻 اما در خصوص مجـــــــــہوݪ بودن نجاشی چنین میگوید ؛
🔸 این اݪاغ بودن رو بهتر میبود برای بزرگان خودتان به ڪار میبردید، که در ادامه خواهید دید چه فضاحتی در این خصوص به بار آورده اند.
🔸 این رافضی مثݪ همیشه اشڪال بنده را درڪ نڪرده و بیهوده گاف میدهد.
آخه بنده ڪجا گفته ام بحث بر سر آوردن لفظ [ ثقة ] است و یا الفاظی همچون " امام و جݪیݪ و .. " از الفظ ڪه دݪالت بر موثوق بودن شخص را رد ڪرده ام !؟
- عصیفیر، بنده بدون هیچ غرض و قصد اذیت ڪردن دارم این مبحث را مطرح میڪنم که اصلاً نجاشی هیچ شهرت و توثیق و اعتباری تا قبݪ قرن هفتم نداشته است.
🟢 ادمین نادان برای اثبات وثاقت نجاشی به این سه مورد استناد میڪند ؛
1⃣ اجماع شیعــــــــــــہ بر وثاقــــــــت نجاشی
2⃣ توثیق همعـــــــــــصر نجاشی، بنام صهرشتی
3⃣ توثیق قریبان به عهد او همچون علامه حݪی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✍🏻 در خصوص اجماع، ڪه این دروغ است، زیرا اجماعی وجود ندارد، بلڪه از او میپرسم مستند این اجماع چیست در حالی ڪه هیچ معاصر و قریب به عصر او اشاره ای حتی به او و كتابش هم نداشتند !؟
✍🏻 در خصوص صهرشتي هم در همان مطلب تحدی ذکر کردم که نسبت کتاب به مؤلف ثابت نیست، زیرا این پاسخ های مُرده شماها رو میدونستم.
📌 نكته قابل تأمل اين است كه اين كتاب [ قبس المصباح ] رو مجلسي به صهرشتي نسبت داده، در همانجا یک کتاب دیگری هم به او نسبت میدهد :
وكتاب « قبس المصباح » من مؤَلَّفات الشيخ الفاضل أبي الحسن سليمان بن الحسن الصهرشتي من مشاهير تلامذة شيخ الطائفة إلى أن قال : وكتاب إصباح الشيعة بمصباح الشريعة له أيضاً. [ بحار الأنوار ١٥/١]
اما جالب است که علمای شیعه اولین دلیلی برای رد کتاب " إصباح الشيعة " به مؤلف را عدم ذكر آن توسط منتجب الدين در الفهرست خود است، زيرا هنگامی که وی به ترجمه صهرشتی میپردازد و کتاب های او را یاد میکند، اثری از این کتاب یافت نمیشود.[ تذكرة الأعيان سبحاني ٢٠٥ ]
▪︎فلذا همچنان بنا به چند دلیل میگوییم چنین کتابی برای صهرشتی نیست :
1. قال ابن شهر آشوب :
سليمان بن الحسن بن محمد الصهرشتى، له شرح مالا يسع تنبيه الفقيه عمدة الولي، والنضير في نفض كلام صاحب التفسير يعني القاضي أبا يوسف القزويني، وله: الانفرادات بالفتوى.[ معالم العلماء ٩١ ]
محل شاهد ؛ ابن شهر آشوب متولد سال ٤٨٩ هـ ؛ هیچ یادی از قبس المصباح نمیڪند.
2. قال الشیخ منتجب الدین :
أبو الحسن سليمان بن الحسن بن سليمان الصهرشتي .. وله تصانيف ، منها : كتاب النفيس ، كتاب التنبيه ، كتاب النوادر ، كتاب المتعة أخبرنا بها الوالد[ الفرست ٨٥ ]
محل شاهد ؛ منتجب الدين متولد سال ٥٠٤ هـ ؛ هیچ یادی از قبس المصباح نمیڪند.
3. هيچ اثری از این کتاب تا قبل از قرن 9 از آن نبوده، همانطور كه ابن طاووس و علامه حلي و غيره از آن يادی نکرده اند.
4. سند مجلسی برای این کتاب کجاست !؟ هیچ چیزی برای آن وجود ندارد، کما اینکه شماها دارید کتاب ابن الغضائری رد میکنید که حداقل پس از ۲۰۰ سال شهرت آن به افق رسیده است، چطور چنین کتابی که پس از ۴۰۰ الی ۵۰۰ سال بعد پیدا شده ایمان میاورید !؟
5. جالب است بدانيد كه حموي مؤرخ؛ که در قرن 6 هـ میزیسته؛ ڪتاب قبس المصباح را برای یک شیعه دیگه ای نسبت میدهد !
ينسب إليها أبو الفرج محمد بن الحسن البغدادي من فقهاء الشيعة، له كتاب سماه قبس المصباح لعله اختصره من مصباح المجتهد للطوسي، وله شعر وأدب، ذكره الشيخي في تاريخ.[معجم البلدان - الحموي - ج ٣ - الصفحة ٤٣٦]
فلذا نسبت ڪتاب به صهرشتی با ادله قاطع رد شد، و به تَبع توثیق او هم مساوی با عدم خواهد بود. [ در پست بعد توضیح داده میشود ]
ادامــــــــہ دارد ..
🔥پس از سرنگون ڪردن رافضی در خصوص ابراهیم بن عمر یماني ؛ مجدداً تحدی دادم ڪه وثاقت نجاشی شیعی را برای ما ثابت ڪنند.
زیرا نه تنها وثاقت ابراهیم بن عمر زیر سؤاݪ میرود، بلڪه حدوداً با رد نجاشی، تقریباً ۹۰ درصد روایات شیعه زیر سؤاݪ خواهد رفت.
🔹 رافضی نادان در ابتدا گفته است ؛
به دلیل مشکلاتی که برام پیش امده این چند روز وقت پاسخ دادن به ان ندارم حتما طی روز های آینده پاسخ او را میدهم
🔸فرضاً شما مشڪݪ برایتان پیش آمده، اما ای نادان بقیه کانال و ادمین های شما چرا ساڪت و مبهوت مانده اند!؟ نڪنه مشڪݪات شماها یهو پیش می آید !؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻 اما در خصوص مجـــــــــہوݪ بودن نجاشی چنین میگوید ؛
اول آنکه مطالبه اثبات وثاقت شیخ نجاشی مطالبه ای احمقانه و الاغ بودن درخواست کننده همچین چیزی را اثبات می کند
🔸 این اݪاغ بودن رو بهتر میبود برای بزرگان خودتان به ڪار میبردید، که در ادامه خواهید دید چه فضاحتی در این خصوص به بار آورده اند.
چون مثل آن می ماند که کسی از شیعیان بگوید ای اهل سنت تصریح به وثاقت یحیی بن معین را برای بنده بیاورید و به امام و عظمت و اینگونه الفاظ استفاده نکنید فقط با تصریح به وثاقت او برای ما استناد کنید آیا به عقل گوینده این گفتار نباید شک کرد؟
🔸 این رافضی مثݪ همیشه اشڪال بنده را درڪ نڪرده و بیهوده گاف میدهد.
آخه بنده ڪجا گفته ام بحث بر سر آوردن لفظ [ ثقة ] است و یا الفاظی همچون " امام و جݪیݪ و .. " از الفظ ڪه دݪالت بر موثوق بودن شخص را رد ڪرده ام !؟
- عصیفیر، بنده بدون هیچ غرض و قصد اذیت ڪردن دارم این مبحث را مطرح میڪنم که اصلاً نجاشی هیچ شهرت و توثیق و اعتباری تا قبݪ قرن هفتم نداشته است.
🟢 ادمین نادان برای اثبات وثاقت نجاشی به این سه مورد استناد میڪند ؛
1⃣ اجماع شیعــــــــــــہ بر وثاقــــــــت نجاشی
2⃣ توثیق همعـــــــــــصر نجاشی، بنام صهرشتی
3⃣ توثیق قریبان به عهد او همچون علامه حݪی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✍🏻 در خصوص اجماع، ڪه این دروغ است، زیرا اجماعی وجود ندارد، بلڪه از او میپرسم مستند این اجماع چیست در حالی ڪه هیچ معاصر و قریب به عصر او اشاره ای حتی به او و كتابش هم نداشتند !؟
✍🏻 در خصوص صهرشتي هم در همان مطلب تحدی ذکر کردم که نسبت کتاب به مؤلف ثابت نیست، زیرا این پاسخ های مُرده شماها رو میدونستم.
📌 نكته قابل تأمل اين است كه اين كتاب [ قبس المصباح ] رو مجلسي به صهرشتي نسبت داده، در همانجا یک کتاب دیگری هم به او نسبت میدهد :
وكتاب « قبس المصباح » من مؤَلَّفات الشيخ الفاضل أبي الحسن سليمان بن الحسن الصهرشتي من مشاهير تلامذة شيخ الطائفة إلى أن قال : وكتاب إصباح الشيعة بمصباح الشريعة له أيضاً. [ بحار الأنوار ١٥/١]
اما جالب است که علمای شیعه اولین دلیلی برای رد کتاب " إصباح الشيعة " به مؤلف را عدم ذكر آن توسط منتجب الدين در الفهرست خود است، زيرا هنگامی که وی به ترجمه صهرشتی میپردازد و کتاب های او را یاد میکند، اثری از این کتاب یافت نمیشود.[ تذكرة الأعيان سبحاني ٢٠٥ ]
▪︎فلذا همچنان بنا به چند دلیل میگوییم چنین کتابی برای صهرشتی نیست :
1. قال ابن شهر آشوب :
سليمان بن الحسن بن محمد الصهرشتى، له شرح مالا يسع تنبيه الفقيه عمدة الولي، والنضير في نفض كلام صاحب التفسير يعني القاضي أبا يوسف القزويني، وله: الانفرادات بالفتوى.[ معالم العلماء ٩١ ]
محل شاهد ؛ ابن شهر آشوب متولد سال ٤٨٩ هـ ؛ هیچ یادی از قبس المصباح نمیڪند.
2. قال الشیخ منتجب الدین :
أبو الحسن سليمان بن الحسن بن سليمان الصهرشتي .. وله تصانيف ، منها : كتاب النفيس ، كتاب التنبيه ، كتاب النوادر ، كتاب المتعة أخبرنا بها الوالد[ الفرست ٨٥ ]
محل شاهد ؛ منتجب الدين متولد سال ٥٠٤ هـ ؛ هیچ یادی از قبس المصباح نمیڪند.
3. هيچ اثری از این کتاب تا قبل از قرن 9 از آن نبوده، همانطور كه ابن طاووس و علامه حلي و غيره از آن يادی نکرده اند.
4. سند مجلسی برای این کتاب کجاست !؟ هیچ چیزی برای آن وجود ندارد، کما اینکه شماها دارید کتاب ابن الغضائری رد میکنید که حداقل پس از ۲۰۰ سال شهرت آن به افق رسیده است، چطور چنین کتابی که پس از ۴۰۰ الی ۵۰۰ سال بعد پیدا شده ایمان میاورید !؟
5. جالب است بدانيد كه حموي مؤرخ؛ که در قرن 6 هـ میزیسته؛ ڪتاب قبس المصباح را برای یک شیعه دیگه ای نسبت میدهد !
ينسب إليها أبو الفرج محمد بن الحسن البغدادي من فقهاء الشيعة، له كتاب سماه قبس المصباح لعله اختصره من مصباح المجتهد للطوسي، وله شعر وأدب، ذكره الشيخي في تاريخ.[معجم البلدان - الحموي - ج ٣ - الصفحة ٤٣٦]
فلذا نسبت ڪتاب به صهرشتی با ادله قاطع رد شد، و به تَبع توثیق او هم مساوی با عدم خواهد بود. [ در پست بعد توضیح داده میشود ]
ادامــــــــہ دارد ..
❤7👍2🥰2👏1
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
الـرد الشافـي علۍ الڪݪب العاوي 🔥پس از سرنگون ڪردن رافضی در خصوص ابراهیم بن عمر یماني ؛ مجدداً تحدی دادم ڪه وثاقت نجاشی شیعی را برای ما ثابت ڪنند. زیرا نه تنها وثاقت ابراهیم بن عمر زیر سؤاݪ میرود، بلڪه حدوداً با رد نجاشی، تقریباً ۹۰ درصد روایات شیعه زیر سؤاݪ…
💠 در پست سابق بطݪان نسبت ڪتاب قبس المصباح به صهرشتی بیان گردید، و در خصوص توثیق نجاشی توسط متأخرین همچنان توضیحات بیشتری از این مطلب ارائه میدهیم.
🔹شیعیان برای رد ڪتاب ابن اݪغضائری و مؤلف آن، به عدم شهرت ڪتاب او و عدم توثیق ایشان تا پس از ۲۰۰ سال استناد میڪنند.
حال ڪه دقیقاً نجاشی نتنها همین مشڪل را دارد، بلڪه چند برابر مشڪلات او بیشتر است.
اما اینڪه رافضی از قول خود رجوع ڪرد و گفت ڪه ۲۰۰ سال فاصله عهد بعید بحساب نمیاد، جای تأمݪ دارد، که بیانگر ناچارگی و حیرت شده اینان از مبحث وثاقت نجاشی بنظر میاد !
‼️اما آیا واقعاً توثیقات ابن طاووس و علامه حلی که پس از دو قرن از وفات نجاشی به دنیا آمده اند، قریب عهد شمرده میـــــشود !؟
📌 آقای خویی میگوید : افرادی همچون ابن طاووس، علامه حلی،ابن اوود، مجلسی و .. جزو افراد قریب عهد به متقدمین بحساب نمی آیند، فلذا هیچ اعتباری به توثیقات آنان نیست.
مما تثبت به الوثاقة أو الحسن أن ينص على ذلك أحد الأعلام المتأخرين ، بشرط أن يكون من أخبر عن وثاقته معاصرا للمخبر ، 👈🏻أو قريب العصر منه ، كما يتفق ذلك في توثيقات الشيخ منتجب الدين ، أو ابن شهرآشوب.
👈🏻و أمّا في غير ذلك كما في توثيقات ابن طاوس والعلامة وابن داود ، و من تأخر عنهم كالمجلسي لمن كان بعيدا عن عصرهم فلا عبرة بها ، فإنها مبنية على الحدس والاجتهاد جزما ،و ذلك فإن السلسلة قد انقطعت بعد الشيخ»
📕📚معجم رجال الحدیث، جلد ۱،ص ۴۳
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌 پس از ابطاݪ و بیان ڪردن سست و موهن بودن ادݪه شیعه در خصوص اثباتـــــــــ وثاقت نجاشی؛ آیا واقعاً میتوان گفت که ایشـون مجهوݪ بحساب میاد !؟
✍🏻 بنده بدور از هیچ غرض و هدف اذیت ڪردن مساڪین شیعه، بر خلاف میݪ شیعیان ادله ای ارائه میدهم ڪه امیدوارم بدون تعصب به آن نگریسته شود.
ادامــــــــہ دارد ..
🔹شیعیان برای رد ڪتاب ابن اݪغضائری و مؤلف آن، به عدم شهرت ڪتاب او و عدم توثیق ایشان تا پس از ۲۰۰ سال استناد میڪنند.
حال ڪه دقیقاً نجاشی نتنها همین مشڪل را دارد، بلڪه چند برابر مشڪلات او بیشتر است.
اما اینڪه رافضی از قول خود رجوع ڪرد و گفت ڪه ۲۰۰ سال فاصله عهد بعید بحساب نمیاد، جای تأمݪ دارد، که بیانگر ناچارگی و حیرت شده اینان از مبحث وثاقت نجاشی بنظر میاد !
‼️اما آیا واقعاً توثیقات ابن طاووس و علامه حلی که پس از دو قرن از وفات نجاشی به دنیا آمده اند، قریب عهد شمرده میـــــشود !؟
📌 آقای خویی میگوید : افرادی همچون ابن طاووس، علامه حلی،ابن اوود، مجلسی و .. جزو افراد قریب عهد به متقدمین بحساب نمی آیند، فلذا هیچ اعتباری به توثیقات آنان نیست.
مما تثبت به الوثاقة أو الحسن أن ينص على ذلك أحد الأعلام المتأخرين ، بشرط أن يكون من أخبر عن وثاقته معاصرا للمخبر ، 👈🏻أو قريب العصر منه ، كما يتفق ذلك في توثيقات الشيخ منتجب الدين ، أو ابن شهرآشوب.
👈🏻و أمّا في غير ذلك كما في توثيقات ابن طاوس والعلامة وابن داود ، و من تأخر عنهم كالمجلسي لمن كان بعيدا عن عصرهم فلا عبرة بها ، فإنها مبنية على الحدس والاجتهاد جزما ،و ذلك فإن السلسلة قد انقطعت بعد الشيخ»
📕📚معجم رجال الحدیث، جلد ۱،ص ۴۳
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌 پس از ابطاݪ و بیان ڪردن سست و موهن بودن ادݪه شیعه در خصوص اثباتـــــــــ وثاقت نجاشی؛ آیا واقعاً میتوان گفت که ایشـون مجهوݪ بحساب میاد !؟
✍🏻 بنده بدور از هیچ غرض و هدف اذیت ڪردن مساڪین شیعه، بر خلاف میݪ شیعیان ادله ای ارائه میدهم ڪه امیدوارم بدون تعصب به آن نگریسته شود.
ادامــــــــہ دارد ..
❤5👍2🥰2👏1
🛑 ســــــــــــــــــؤاݪ :
💯 آیا متقدمین، و یا بهتر است بگوییم از عصر نجاشی تا پس از ۲۰۰ سال از وفات ایشون؛ اثری، قولی راجع به ایشان و ڪتاب او دیده میشود !؟
🔰 به ترتیب پیش میـــــــــرویم :
🔴 شیخ طوســـــــے : هیچ ذڪری از نجاشی در ڪتاب های او وجود ندارد
ومن الملاحظ ان الشيخ الطوسي لم يورد للشيخ النجاشي ترجمة ولا ذكراً في كتابيه الرجال والفهرست كسائر رجال الشيعة.
الشيخ النجاشي، للدكتور حسن عيسى الحكيم ١٠٣
🟠 ابن شهر آشوبـــــ : هیچ ذڪری از نجاشی در ڪتاب های او یافت نمیشود، چه بسا در دو ڪتاب " معاݪم العلماء" و "مناقب" که توقع این را دارد که حداقل به او ارجاعاتی داشته باشد اما از ایشون ذڪری در میان نیست!
این در حالیست که از شیخ طوسی، صهرشتی، ابویعلی حلبی، ابوصلاح جعفری، دیلمی و غیره که از همعصران نجاشی است ذڪر میکند !
و عجیب است که اسانید متعدد به کتب سید رضی و شریف مرتضی، صدوق و مفید ذڪر میڪند، اما هیچ سندی مرتبط به نجاشی اشاره ای حتی ندارد.
🟡 منتجب الدین رازۍ: یکی از آثار رجالی مهم پس از شیخ طوسی، کتاب الفهرست منتجب الدین است، که در آنجا اثری از اساتید و معاصرین نجاشی همچون کراجڪی، طوسی، سید رضی و مرتضی، ابن براج و غیره یاد میڪند اما اثری از نجاشی نیست.
- بدتر از آن این است که دو راوی کتاب نجاشی، یعنی ابوالصمصام و صهرشتی که از تلامیذ نجاشی بودن را یاد میڪند، اما بازهم هیچ ذکری از نجاشی که استاد آنها بوده ذکر نمیکند !
🟢 ابن ادریس حلۍ: ایشون همچون بقیه ذکری از نجاشی در آثار او وجود ندارد.
حال که ڪتاب سرائر ایشون که ۳ جلد است و در آن اقوال فقهی و اشارات رجالی به وفور دیده میشود، اما باز هم هیچ ذکری از نجاشی و یا حداقل برای یڪ بار هم در ارجاعات خود به نجاشی و ڪتاب های او اشاره ای ندارد، حال که ذڪر طوسی و غیره در کتاب او وجود دارد و در بررسی رجالی در ضبط راویان به آثار شیخ طوسی رجوع میڪند، اما هیچ یادی از نجاشی، حتی در وجود خلاف در ضبط راوی استفاده نمیکند( مثال: ضبط نام ابن ابي عقیل )
🔵 عبدالجلیل قزوینی رازۍ: ایشون متولد اواخر قرن پنج بوده که مهمترین اثر او، کتاب «النقض» است، در این کتاب اطلاعاتی مملو از نام علمای بزرگ شیعه و کتاب های مشهور مذهب است، اما عجیب این است که هیچ اشاره ای به نجاشی ندارد !
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🟣 منابع اهݪسنت : در آثار خطیب بغدادی ( معاصر نجاشی )، ابن ماکولا(م ۴۷۵) ، انساب سمعانی (م ۵۶۲) المنتظم ابن الجوزی (م۵۹۷)، معجم یاقوت (م ۶۲۶) و غیره از منابع رد پایی از نجاشی دیده نمیشود.
برخلاف ذکر طوسی، مفید، سید مرتضی و رضی و .. که در این منابع ذکری از آنها دیده میشود.
اما ابن طاووس شیعی ادعا دارد که محمد بن النجار ( م ۶۴۳) در تذییل تاریخ بغداد از او یاد کرده، که البته ظاهرا این قسمت از کتاب مفقد است.
اما جالب این است که ابن النجار در کتاب خود حدوداً ترجمه مفصلی از علی بن احمد؛ یعنی فرزند نجاشی در کتاب خود می آورد و اساتید او را هم ذکر میکند، اما باز هم هیچ اثری از پدر وی، یعنی نجاشی ندارد !
ــــــــــــــــــــــــــــــ
▪︎نکته ؛ ابن طاووس ميگوید:
قال النجاشي- الذي زكّاه محمد بن النجّار- .. . [ التشريف بالمنن ۳۷۵ ]
محل شاهد ؛ ابن طاووس برای توثیق او، به محمد بن نجار سنی استناد میکند، حال که نه اشاره ای به صهرشتی و نه غیر او از علمای شیعه در مبحث وثاقت وی استناد نمیکند و این دلالت دارد که توثیقی پیش از این نداشته است !
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
💎 با این وجود، آیا دیگه حرفی برای گفتن میماند !؟ آیا این بحث اصلاً با اصطلاحات توثیق - که رافضی ادعا کرده - ارتباط دارد !؟
فلذا میگوییم نجاشی و کتاب او در نزد همعصران و تا دو قرن بعد او نه تنها هبچ ارزش علمی و قابل توجه شیعیان نبوده بلکه هیچ یادی از وجود او هم نداشته اند، با این حال چطور قرار است چنین فردی را مقیاس صحت و سقم احادیث شریعت خدا باشد !؟
تا این مطالب را تحقیق میکنیم به عمق فاجعه و سستی مذهب شیعه که به آن استوار است پی میبریم.
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬
💯 آیا متقدمین، و یا بهتر است بگوییم از عصر نجاشی تا پس از ۲۰۰ سال از وفات ایشون؛ اثری، قولی راجع به ایشان و ڪتاب او دیده میشود !؟
🔰 به ترتیب پیش میـــــــــرویم :
🔴 شیخ طوســـــــے : هیچ ذڪری از نجاشی در ڪتاب های او وجود ندارد
ومن الملاحظ ان الشيخ الطوسي لم يورد للشيخ النجاشي ترجمة ولا ذكراً في كتابيه الرجال والفهرست كسائر رجال الشيعة.
الشيخ النجاشي، للدكتور حسن عيسى الحكيم ١٠٣
🟠 ابن شهر آشوبـــــ : هیچ ذڪری از نجاشی در ڪتاب های او یافت نمیشود، چه بسا در دو ڪتاب " معاݪم العلماء" و "مناقب" که توقع این را دارد که حداقل به او ارجاعاتی داشته باشد اما از ایشون ذڪری در میان نیست!
این در حالیست که از شیخ طوسی، صهرشتی، ابویعلی حلبی، ابوصلاح جعفری، دیلمی و غیره که از همعصران نجاشی است ذڪر میکند !
و عجیب است که اسانید متعدد به کتب سید رضی و شریف مرتضی، صدوق و مفید ذڪر میڪند، اما هیچ سندی مرتبط به نجاشی اشاره ای حتی ندارد.
🟡 منتجب الدین رازۍ: یکی از آثار رجالی مهم پس از شیخ طوسی، کتاب الفهرست منتجب الدین است، که در آنجا اثری از اساتید و معاصرین نجاشی همچون کراجڪی، طوسی، سید رضی و مرتضی، ابن براج و غیره یاد میڪند اما اثری از نجاشی نیست.
- بدتر از آن این است که دو راوی کتاب نجاشی، یعنی ابوالصمصام و صهرشتی که از تلامیذ نجاشی بودن را یاد میڪند، اما بازهم هیچ ذکری از نجاشی که استاد آنها بوده ذکر نمیکند !
🟢 ابن ادریس حلۍ: ایشون همچون بقیه ذکری از نجاشی در آثار او وجود ندارد.
حال که ڪتاب سرائر ایشون که ۳ جلد است و در آن اقوال فقهی و اشارات رجالی به وفور دیده میشود، اما باز هم هیچ ذکری از نجاشی و یا حداقل برای یڪ بار هم در ارجاعات خود به نجاشی و ڪتاب های او اشاره ای ندارد، حال که ذڪر طوسی و غیره در کتاب او وجود دارد و در بررسی رجالی در ضبط راویان به آثار شیخ طوسی رجوع میڪند، اما هیچ یادی از نجاشی، حتی در وجود خلاف در ضبط راوی استفاده نمیکند( مثال: ضبط نام ابن ابي عقیل )
🔵 عبدالجلیل قزوینی رازۍ: ایشون متولد اواخر قرن پنج بوده که مهمترین اثر او، کتاب «النقض» است، در این کتاب اطلاعاتی مملو از نام علمای بزرگ شیعه و کتاب های مشهور مذهب است، اما عجیب این است که هیچ اشاره ای به نجاشی ندارد !
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🟣 منابع اهݪسنت : در آثار خطیب بغدادی ( معاصر نجاشی )، ابن ماکولا(م ۴۷۵) ، انساب سمعانی (م ۵۶۲) المنتظم ابن الجوزی (م۵۹۷)، معجم یاقوت (م ۶۲۶) و غیره از منابع رد پایی از نجاشی دیده نمیشود.
برخلاف ذکر طوسی، مفید، سید مرتضی و رضی و .. که در این منابع ذکری از آنها دیده میشود.
اما ابن طاووس شیعی ادعا دارد که محمد بن النجار ( م ۶۴۳) در تذییل تاریخ بغداد از او یاد کرده، که البته ظاهرا این قسمت از کتاب مفقد است.
اما جالب این است که ابن النجار در کتاب خود حدوداً ترجمه مفصلی از علی بن احمد؛ یعنی فرزند نجاشی در کتاب خود می آورد و اساتید او را هم ذکر میکند، اما باز هم هیچ اثری از پدر وی، یعنی نجاشی ندارد !
ــــــــــــــــــــــــــــــ
▪︎نکته ؛ ابن طاووس ميگوید:
قال النجاشي- الذي زكّاه محمد بن النجّار- .. . [ التشريف بالمنن ۳۷۵ ]
محل شاهد ؛ ابن طاووس برای توثیق او، به محمد بن نجار سنی استناد میکند، حال که نه اشاره ای به صهرشتی و نه غیر او از علمای شیعه در مبحث وثاقت وی استناد نمیکند و این دلالت دارد که توثیقی پیش از این نداشته است !
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
💎 با این وجود، آیا دیگه حرفی برای گفتن میماند !؟ آیا این بحث اصلاً با اصطلاحات توثیق - که رافضی ادعا کرده - ارتباط دارد !؟
فلذا میگوییم نجاشی و کتاب او در نزد همعصران و تا دو قرن بعد او نه تنها هبچ ارزش علمی و قابل توجه شیعیان نبوده بلکه هیچ یادی از وجود او هم نداشته اند، با این حال چطور قرار است چنین فردی را مقیاس صحت و سقم احادیث شریعت خدا باشد !؟
تا این مطالب را تحقیق میکنیم به عمق فاجعه و سستی مذهب شیعه که به آن استوار است پی میبریم.
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬
👍9❤3🔥1🥰1👏1
💠 تحدي ڪودڪ ؛ مطالبه توثیق فربری از همعصران و یا قریب به عهد او ‼️
← بعدش گفته به سمعانی صاحب انساب استناد نکنید چون در کانال مدافعان سنت توثیقات او را رد کرده اند !
✍🏻 نادان، ما حداقل دو سمعاني داریم که توثیق فربری از جد صاحب انساب نقل شده که در سال ۴۶۷هــ متولد شده است.
یعنی حدوداً ۱۴۴ سال پس از وفات فربری، متولد شده است :
📌قال أبو بكر السَّمْعاني في «أماليه» - وهو جد السَّمْعاني صاحب «الأنساب» - كان ثقة ورعًا.[ التقييد ١/ ١٢٦]
فلذا با فاصله نجاشی و علامه حلی قابل قیاس نیست.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌 اما نیازی به امام سمعانی نیست، بلڪه متقدمتر از ایشان فربری را توثیق ڪرده اند و بلڪه به شهرت وثاقت او قید نموده اند :
قال الإمام أبو الوليد الباجي (ولد عام 403) :
والفَرَبْريّ ثقة مشهور. [التعديل والتجريح ۱۷۳/۱]
نکته ؛ توفي الفربري سنة 323 هـ ، یعنی تنها ۸۰ سال فاصله است.
این هم پاســـــــــــــخ به تحدی ڪودکانه شماست، ببینیم چه موقع بازم از غیبت برمیگردید 😄🌹
← بعدش گفته به سمعانی صاحب انساب استناد نکنید چون در کانال مدافعان سنت توثیقات او را رد کرده اند !
✍🏻 نادان، ما حداقل دو سمعاني داریم که توثیق فربری از جد صاحب انساب نقل شده که در سال ۴۶۷هــ متولد شده است.
یعنی حدوداً ۱۴۴ سال پس از وفات فربری، متولد شده است :
📌قال أبو بكر السَّمْعاني في «أماليه» - وهو جد السَّمْعاني صاحب «الأنساب» - كان ثقة ورعًا.[ التقييد ١/ ١٢٦]
فلذا با فاصله نجاشی و علامه حلی قابل قیاس نیست.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌 اما نیازی به امام سمعانی نیست، بلڪه متقدمتر از ایشان فربری را توثیق ڪرده اند و بلڪه به شهرت وثاقت او قید نموده اند :
قال الإمام أبو الوليد الباجي (ولد عام 403) :
والفَرَبْريّ ثقة مشهور. [التعديل والتجريح ۱۷۳/۱]
نکته ؛ توفي الفربري سنة 323 هـ ، یعنی تنها ۸۰ سال فاصله است.
این هم پاســـــــــــــخ به تحدی ڪودکانه شماست، ببینیم چه موقع بازم از غیبت برمیگردید 😄🌹
❤15👍1🔥1🥰1👏1😁1