💠 آيا ڪݪام آصف محسنی قابݪ پذیرش است !؟
- بݪا شڪ بله ، زیرا علی بن حسن فضاݪ؛ عباس بن عامر را درڪ نڪرده است و صحیح این است که ایشان در طبقه هشتم و یا نهم هستند، حال ڪه ابن عامر جزو طبقه ششم هستند و ملاقات این دو بعید بنظر میاد.
آنچه مشهور هست، پدر علي فضال، یعنی حسن بن علي بن فضال در سال ۲۲۴ هــ وفات یافتند، در حالی ڪه علي كه فرزند ایشان است بنا به صغر سنی او و متوجه نشدن مبحث نقل روایات، هیچ نقلی از پدر خود نداشته است :
وكان فطحيا ، ولم يرو عن أبيه شيئا وقال : « كنت اقابله وسني ثمان عشرة سنة بكتبه ولا أفهم إذ ذاك الروايات ولا أستحل أن أرويها عنه ». وروى عن أخويه عن أبيهما.
📚رجال النجاشي [ص258]
خلاصه مفهوم : در هجده سالگی، پدر ایشان فوت میکند در حالی که در آن سن؛ هیچ چیزی از اخذ و نقل روایات نمیدانسته است.
🔹فلذا حدوداً این بنده خدا تا ۲۰ الی ۲۵ سالگی؛ یعنی حدواً تا سال 230 هــ از این مسائݪ به دور بوده.
🔹 از طرفی دیگر عرض شد ڪه ابن عامر جزو طبقه ششم بوده، و سن فوت این طبقه از روات حدوداً بین ۲۱۰ هــ الی ۲۳۰ هــ است.[ اطلالة على الرجال و الحديث ٢٩ ]
🔻 فلذا اگر اين آقا علي بن حسن فضال در این سال وفات ابن عامر چیزی از اخذ حدیث حتی از پدر خود نمیدانسته است، به طریق اولی عباس بن عامر رو اصلاً نمیدانسته که بوده.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌 در روايت " مهدي مولى عثمان " ذكر شده كه عرض شد معلوم نيست صانع این چه کسیست.
▪︎دو کانال پاسخ به ما داده اند :
🔻 کانال نخست :
🔻 كانال دوم :
✍🏻 ايشون عمير المهري مولى عثمان را با مهدي مولى عثمان يکی میداند و میگوید تصحیف شده !
الآن دلیل ایشان چیست !؟ تنها همین که وجود چنین شخصیتی بنام مهدی وجود ندارد !
¤ حال که به همان عصر وضع کتاب رجال کشی تا عصر حاضر نگاه میکنیم، همگی از شیعیان ادعا دارند این شخصیت مهدی نام دارد و هیچکدام از آنان اشاره ای حتی به عمير / المهری نکرده اند، بلکه حتی کلام شیخ طوسی که از کانال نخست شیعه نقل کردم، هم همین المهدی رو گفته است.
📌فلذا به دو دليل ادعای تصحیف مردود است:
1. هیچ کدام از متقدمین و متأخرين اين ادعا را نكردند.
2. و همچنین هيچ کدام آنها حتی اشاره ای ندارند که این المهدی نام او عمیر است.
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬
- بݪا شڪ بله ، زیرا علی بن حسن فضاݪ؛ عباس بن عامر را درڪ نڪرده است و صحیح این است که ایشان در طبقه هشتم و یا نهم هستند، حال ڪه ابن عامر جزو طبقه ششم هستند و ملاقات این دو بعید بنظر میاد.
آنچه مشهور هست، پدر علي فضال، یعنی حسن بن علي بن فضال در سال ۲۲۴ هــ وفات یافتند، در حالی ڪه علي كه فرزند ایشان است بنا به صغر سنی او و متوجه نشدن مبحث نقل روایات، هیچ نقلی از پدر خود نداشته است :
وكان فطحيا ، ولم يرو عن أبيه شيئا وقال : « كنت اقابله وسني ثمان عشرة سنة بكتبه ولا أفهم إذ ذاك الروايات ولا أستحل أن أرويها عنه ». وروى عن أخويه عن أبيهما.
📚رجال النجاشي [ص258]
خلاصه مفهوم : در هجده سالگی، پدر ایشان فوت میکند در حالی که در آن سن؛ هیچ چیزی از اخذ و نقل روایات نمیدانسته است.
🔹فلذا حدوداً این بنده خدا تا ۲۰ الی ۲۵ سالگی؛ یعنی حدواً تا سال 230 هــ از این مسائݪ به دور بوده.
🔹 از طرفی دیگر عرض شد ڪه ابن عامر جزو طبقه ششم بوده، و سن فوت این طبقه از روات حدوداً بین ۲۱۰ هــ الی ۲۳۰ هــ است.[ اطلالة على الرجال و الحديث ٢٩ ]
🔻 فلذا اگر اين آقا علي بن حسن فضال در این سال وفات ابن عامر چیزی از اخذ حدیث حتی از پدر خود نمیدانسته است، به طریق اولی عباس بن عامر رو اصلاً نمیدانسته که بوده.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌 در روايت " مهدي مولى عثمان " ذكر شده كه عرض شد معلوم نيست صانع این چه کسیست.
▪︎دو کانال پاسخ به ما داده اند :
🔻 کانال نخست :
ایضا وهابی از وجود شخصیتی بنام مهدی غلام عثمان که در هنگام بیعت با امیرالمومنین علی علیهالسلام از خلفاء برائت میجوید اظهار تعجب کرده است در حالی که این شخص نزد شیعه مشهور است :✍🏻 پاسخ واضح است، زیرا طوسی ( مصحح کتاب کشی ) از همان روایت رجال کشی این اسم را یافته است و از این خاطر به خود روایت مورد بحث اشاره میکند.
المهدي، مولي عثمان، و كان محمودا، و هو ألذي بايع أمير المؤمنين [ عليه السلام ] علي البراءة من الأولين
📚 رجال شیخ طوسی صفحهی ۸۳
🔻 كانال دوم :
در منابع اهل سنت «عمير المهري مولى عثمان بن عفان» یاد شده است (بخاری، التاریخ الکبیر، ط دایرة المعارف العثمانیة، ج۶، ص۵۳۵؛ ابن ابی حاتم، الجرح والتعدیل، ج۶، ص۳۸۰؛ ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۲۵۴). ابن ابی شیبة هم گزارشی درباره او آورده است (المصنف، ت الحوت، ج۵، ص۵۴۱).
در منابع اهل سنت نیز نامش گاهی به المهدی تصحیف شده است (نمونه: بخاری، التاریخ الکبیر، ج۶، ص۵۳۵، پاورقی محقق) چرا که این تصحیف کاملاً رایج بوده است
✍🏻 ايشون عمير المهري مولى عثمان را با مهدي مولى عثمان يکی میداند و میگوید تصحیف شده !
الآن دلیل ایشان چیست !؟ تنها همین که وجود چنین شخصیتی بنام مهدی وجود ندارد !
¤ حال که به همان عصر وضع کتاب رجال کشی تا عصر حاضر نگاه میکنیم، همگی از شیعیان ادعا دارند این شخصیت مهدی نام دارد و هیچکدام از آنان اشاره ای حتی به عمير / المهری نکرده اند، بلکه حتی کلام شیخ طوسی که از کانال نخست شیعه نقل کردم، هم همین المهدی رو گفته است.
📌فلذا به دو دليل ادعای تصحیف مردود است:
1. هیچ کدام از متقدمین و متأخرين اين ادعا را نكردند.
2. و همچنین هيچ کدام آنها حتی اشاره ای ندارند که این المهدی نام او عمیر است.
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬
محمد بن مسعود، قال حدثني علي بن محمد القمي، قال حدثني أحمد بن محمد بن عيسى، عن زحل عمر بن عبد العزيز، عن جميل بن دراج، عن حمزة بن محمد الطيار قال: ذكرنا محمد بن أبي بكر عند أبي عبد الله (ع) فقال أبو عبد الله (ع) رحمه الله و صلى عليه، قال لأمير المؤمنين (ع) يوما من الأيام ابسط يدك أبايعك! فقال أ و ما فعلت قال بلى، فبسط يده، فقال أشهد أنك إمام مفترض طاعتك و أن أبي في النار. فقال أبو عبد الله (ع) كان إنجابه من قبل أمه أسماء بنت عميس رحمة الله عليها لا من قبل أبيه [اختیار رجال الکشي، ص63-64]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⁉️ آیا این روایت معتـــــــبر است !؟
🔹✘⇜ پاســــ⇜ــخ : ↓↓
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⁉️ آیا این روایت معتـــــــبر است !؟
🔹✘⇜ پاســــ⇜ــخ : ↓↓
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
محمد بن مسعود، قال حدثني علي بن محمد القمي، قال حدثني أحمد بن محمد بن عيسى، عن زحل عمر بن عبد العزيز، عن جميل بن دراج، عن حمزة بن محمد الطيار قال: ذكرنا محمد بن أبي بكر عند أبي عبد الله (ع) فقال أبو عبد الله (ع) رحمه الله و صلى عليه، قال لأمير المؤمنين (ع)…
✍🏻 علی آل محسن، ڪه آقای حسینی قزوینی راجع ایشان میگوید : "من در میان فضلای عربستان سعودی، فاضل ترین، و عالمترین روحانی عربستان را، در قسمت احصا و قطیف، شیخ «علی آل محسن» می دانم". [خارج کلام مقارن ۲۱۲/۱] در خصوص این روایت میگوید :
وأقول: هذه الروایة ضعیفة السند، فإن راویها هو حمزة بن محمد الطیار، وهو مهمل، لم یثبت توثیقه فی کتب الرجال.
قال المامقانی: حمزة بن محمد الطیار، عدَّه الشیخ فی رجاله من أصحاب الصادق علیه السلام، وقال: (کوفی). وظاهره کونه إمامیاً، إلا أن حاله مجهول [1] 746.
ومن جملة رواة هذا الخبر زُحَل عمر بن عبد العزیز، وهو لم یثبت توثیقه فی کتب الرجال، بل وصفه النجاشی بالتخلیط، ووصفه الفضل بن شاذان بأنه یروی المناکیر.
قال النجاشی: عمر بن عبد العزیز عربی، بصری، مخلط [2] 747.
وقال الکشی: أبو حفص، عمر بن عبد العزیز أبی بشار، المعروف بزُحَل. محمد ابن مسعود قال: حدثنی عبد الله بن حمدویه البیهی، قال: سمعت الفضل بن شاذان یقول: زُحَل أبو حفص یروی المناکیر، ولیس بغالٍ [3] 748.
وقال المامقانی: هو إمامی مجهول الحال من حیث العدالة والضبط وعدمهما، لکن الإنصاف أن مثله یُسمَّی ضعیفاً اصطلاحاً [1] 749.
📚📕لله و للحقیقه رد علی کتاب لله ثم للتاریخ ٤٧٤/١
🍃 نڪـــته ؛ علي بن محمد قمي همچنین مجهوݪ است :
أقول: هذه الرواية ضعيفة، بآدم، وعلي بن محمد القمي. [معجم رجال الحديث - السيد الخوئي - ج ٢١ - الصفحة ٢٢٣]
وأقول: هذه الروایة ضعیفة السند، فإن راویها هو حمزة بن محمد الطیار، وهو مهمل، لم یثبت توثیقه فی کتب الرجال.
قال المامقانی: حمزة بن محمد الطیار، عدَّه الشیخ فی رجاله من أصحاب الصادق علیه السلام، وقال: (کوفی). وظاهره کونه إمامیاً، إلا أن حاله مجهول [1] 746.
ومن جملة رواة هذا الخبر زُحَل عمر بن عبد العزیز، وهو لم یثبت توثیقه فی کتب الرجال، بل وصفه النجاشی بالتخلیط، ووصفه الفضل بن شاذان بأنه یروی المناکیر.
قال النجاشی: عمر بن عبد العزیز عربی، بصری، مخلط [2] 747.
وقال الکشی: أبو حفص، عمر بن عبد العزیز أبی بشار، المعروف بزُحَل. محمد ابن مسعود قال: حدثنی عبد الله بن حمدویه البیهی، قال: سمعت الفضل بن شاذان یقول: زُحَل أبو حفص یروی المناکیر، ولیس بغالٍ [3] 748.
وقال المامقانی: هو إمامی مجهول الحال من حیث العدالة والضبط وعدمهما، لکن الإنصاف أن مثله یُسمَّی ضعیفاً اصطلاحاً [1] 749.
📚📕لله و للحقیقه رد علی کتاب لله ثم للتاریخ ٤٧٤/١
🍃 نڪـــته ؛ علي بن محمد قمي همچنین مجهوݪ است :
أقول: هذه الرواية ضعيفة، بآدم، وعلي بن محمد القمي. [معجم رجال الحديث - السيد الخوئي - ج ٢١ - الصفحة ٢٢٣]
حمدويه بن نصير عن محمد بن عيسى عن محمد بن أبي عمير عن عمر بن أذينة عن زرارة بن أعين عن أبي جعفر (ع) أن محمد بن أبي بكر بايع عليا (ع) على البراءة من أبيه
(اختیار رجال الکشي، ص64، ح114)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⁉️ آیا این روایت معتـــــــبر است !؟
🔹✘⇜ پاســــ⇜ــخ : ↓↓
✍🏻 هرچند بعضاً به وجود دو شخصیت حمدویه بن نصیر تردد دارند ڪه یکیشان حمدویه ڪشی [ مجهول ] و دومی حمدویه شاهی [ ثقة ] است.
أقول: اعتبار الرواية مبني على وحدة المسمى في اسم حمدويه. [معجم الأحاديث المعتبرة ٥٦/٢]
اما در سند، محمد بن عیسۍ عبيدي وجود دارد، ڪه توسط محدثان شیعـہ مجازۍ ، تضعیف شده است.
( یکیشان هم همان همكار شماست که در ڪانال بغلی باشماها هماهنگ است.)
(اختیار رجال الکشي، ص64، ح114)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⁉️ آیا این روایت معتـــــــبر است !؟
🔹✘⇜ پاســــ⇜ــخ : ↓↓
✍🏻 هرچند بعضاً به وجود دو شخصیت حمدویه بن نصیر تردد دارند ڪه یکیشان حمدویه ڪشی [ مجهول ] و دومی حمدویه شاهی [ ثقة ] است.
أقول: اعتبار الرواية مبني على وحدة المسمى في اسم حمدويه. [معجم الأحاديث المعتبرة ٥٦/٢]
اما در سند، محمد بن عیسۍ عبيدي وجود دارد، ڪه توسط محدثان شیعـہ مجازۍ ، تضعیف شده است.
( یکیشان هم همان همكار شماست که در ڪانال بغلی باشماها هماهنگ است.)
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
💠 آيا ڪݪام آصف محسنی قابݪ پذیرش است !؟ - بݪا شڪ بله ، زیرا علی بن حسن فضاݪ؛ عباس بن عامر را درڪ نڪرده است و صحیح این است که ایشان در طبقه هشتم و یا نهم هستند، حال ڪه ابن عامر جزو طبقه ششم هستند و ملاقات این دو بعید بنظر میاد. آنچه مشهور هست، پدر علي فضال،…
📌محقق بحراني : اگر هر دروغ و مسخره ای قرار است به عنوان تصحیف به دوش نسّاخ بیندازیم، دیگر باب استدلال بسته خواهد شد، زیرا هر شخصی میتواند بر مخالف خود به خطای نساخ استناد کند !
وثانياً - أن ما ذكره - من حمل الواو في صحيحة الفقيه في قوله " وينصرف " على أنها بمعنى " أو " أو سقوط الألف من قلم الـنـسـاخ - وإن سقط به مع بعده وتكلفه وثالثا - أن ما ذكره - في الاعتذار عن سقوط قوله " وينصرف.. إلى آخره " الذي في صحيحة الفقيه من رواية الشيخ حيث إنه موضع الاستدلال وبتركه حصل الاختلال -.
فهو أيضا من التكلفات البعيدة والتمحلات الشديدة، ولو قامت هذه التكلفات في الروايات انسدت أبواب الاستدلالات، إذ للخصم أن يقدر ما يريد وما يوافق غرضه ويدعى أمثال هذه الدعاوى في دليل خصمه فيقلب عليه دليله فيدعى نقصان ما يحتاج إليه وزيادة ما يضره ويرد عليه ونحو ذلك كما لا يخفى على المنصف .... فهو مثل تأويلاته المتقدمة التي قد عرفت بما ذكرنا أنها متزعزعة منهدمة، ومن الذي يعجزه مثل هذه التأويلات الغثة الباردة والتمحلات السخيفة الشاردة التي قد عرفت أنه لو انفتح في أمثالها الباب لا نسد باب الاستدلال وعلا الباطل الصواب.
📚الحدائق الناضرة - المحقق البحراني ج 11 ص 403
وثانياً - أن ما ذكره - من حمل الواو في صحيحة الفقيه في قوله " وينصرف " على أنها بمعنى " أو " أو سقوط الألف من قلم الـنـسـاخ - وإن سقط به مع بعده وتكلفه وثالثا - أن ما ذكره - في الاعتذار عن سقوط قوله " وينصرف.. إلى آخره " الذي في صحيحة الفقيه من رواية الشيخ حيث إنه موضع الاستدلال وبتركه حصل الاختلال -.
فهو أيضا من التكلفات البعيدة والتمحلات الشديدة، ولو قامت هذه التكلفات في الروايات انسدت أبواب الاستدلالات، إذ للخصم أن يقدر ما يريد وما يوافق غرضه ويدعى أمثال هذه الدعاوى في دليل خصمه فيقلب عليه دليله فيدعى نقصان ما يحتاج إليه وزيادة ما يضره ويرد عليه ونحو ذلك كما لا يخفى على المنصف .... فهو مثل تأويلاته المتقدمة التي قد عرفت بما ذكرنا أنها متزعزعة منهدمة، ومن الذي يعجزه مثل هذه التأويلات الغثة الباردة والتمحلات السخيفة الشاردة التي قد عرفت أنه لو انفتح في أمثالها الباب لا نسد باب الاستدلال وعلا الباطل الصواب.
📚الحدائق الناضرة - المحقق البحراني ج 11 ص 403
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا ڪتاب اݪضعفاء ابن غضائری هیچ ڪسی آن را استنساخ نڪرده؟! آیا ورثه ایشان آن را از بین بردند؟! آیا قبل ابن طاووس کسی به این ڪتاب نظر نداشته است !؟
🔹✘⇜ پاســــ⇜ــخ : ↓↓
https://t.me/eulumhadith/1226
🔹✘⇜ پاســــ⇜ــخ : ↓↓
https://t.me/eulumhadith/1226
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
آیا ڪتاب اݪضعفاء ابن غضائری هیچ ڪسی آن را استنساخ نڪرده؟! آیا ورثه ایشان آن را از بین بردند؟! آیا قبل ابن طاووس کسی به این ڪتاب نظر نداشته است !؟ 🔹✘⇜ پاســــ⇜ــخ : ↓↓ https://t.me/eulumhadith/1226
📌 آیت الله شبیری :
آنی که شیخ در فهرست خود می گوید مربوط به فهرست ابن غضائری است که از بین رفته است. شیخ در فهرست می گوید: ورثه ی ابن غضائری بعد از فوت او تمامی کتاب او را از بین برده است و فهرست و رجال و سایر نسخ اصلی کتب او را از بین بردند ولی این نشان نمی دهد که قبل از این کار، از کتب ابن غضائری نسخه برداری نشده باشد. شیخ فقط در مورد فهرست می گوید که از آن نسخه برداری نشده است اما اینکه در مورد رجال ابن غضائری و در مورد سایر کتب او نیز این اتفاق افتاده است چیزی بیان نمی کند .. .
درس رجال آیت الله شبیری
جلسه 32
https://eshia.ir/Feqh/Archive/text/shobeiry/rejal/62/032/%D8%BA%D8%B6%D8%A7%D8%A6%D8%B1%DB%8C
📌 شهید الثاني :
وأما الثاني : فلما عرفت من أن كتاب الضعفاء ، غير ما ألفه حول الاصول والمصنفات ، وهو غير كتاب الممدوحين ، الذي ربما ينقل عنه العلاّمة كما عرفت ، وتعمد الورثة على اهلاك الاولين لا يكون دليلا على اهلاك الآخرين.
https://darsgoftar.net/book/view/33/33/25/92
سیستانی میگوید اینکه علامه حلی از کتاب ابن الغضائری نقل میکند شهادت به وجود کتاب وی در نزد علامه است. و نجاشی نیز عباراتی دارد که موافق با منقولات علامه از کتاب ابن الغضائری است، واین دلالت می کند که نجاشی به کتاب ابن الغضائری نظر می کرده است. حال چه شده است که مرحوم شیخ طوسی فرموده اند: "لم یستنسخهما احد"، احتمالا مرحوم شیخ الطائفة در این مطلب اشتباه کرده اند.
درس خارج فقه استاد محمدتقي شهيدي
96/09/22
https://eshia.ir/Feqh/Archive/text/shahidi/feqh2/96/960922/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%20%D8%A8%D9%86%20%D8%B9%D9%85%D8%B1%20%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C
آنی که شیخ در فهرست خود می گوید مربوط به فهرست ابن غضائری است که از بین رفته است. شیخ در فهرست می گوید: ورثه ی ابن غضائری بعد از فوت او تمامی کتاب او را از بین برده است و فهرست و رجال و سایر نسخ اصلی کتب او را از بین بردند ولی این نشان نمی دهد که قبل از این کار، از کتب ابن غضائری نسخه برداری نشده باشد. شیخ فقط در مورد فهرست می گوید که از آن نسخه برداری نشده است اما اینکه در مورد رجال ابن غضائری و در مورد سایر کتب او نیز این اتفاق افتاده است چیزی بیان نمی کند .. .
درس رجال آیت الله شبیری
جلسه 32
https://eshia.ir/Feqh/Archive/text/shobeiry/rejal/62/032/%D8%BA%D8%B6%D8%A7%D8%A6%D8%B1%DB%8C
📌 شهید الثاني :
وأما الثاني : فلما عرفت من أن كتاب الضعفاء ، غير ما ألفه حول الاصول والمصنفات ، وهو غير كتاب الممدوحين ، الذي ربما ينقل عنه العلاّمة كما عرفت ، وتعمد الورثة على اهلاك الاولين لا يكون دليلا على اهلاك الآخرين.
https://darsgoftar.net/book/view/33/33/25/92
سیستانی میگوید اینکه علامه حلی از کتاب ابن الغضائری نقل میکند شهادت به وجود کتاب وی در نزد علامه است. و نجاشی نیز عباراتی دارد که موافق با منقولات علامه از کتاب ابن الغضائری است، واین دلالت می کند که نجاشی به کتاب ابن الغضائری نظر می کرده است. حال چه شده است که مرحوم شیخ طوسی فرموده اند: "لم یستنسخهما احد"، احتمالا مرحوم شیخ الطائفة در این مطلب اشتباه کرده اند.
درس خارج فقه استاد محمدتقي شهيدي
96/09/22
https://eshia.ir/Feqh/Archive/text/shahidi/feqh2/96/960922/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%20%D8%A8%D9%86%20%D8%B9%D9%85%D8%B1%20%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
آیا ڪتاب اݪضعفاء ابن غضائری هیچ ڪسی آن را استنساخ نڪرده؟! آیا ورثه ایشان آن را از بین بردند؟! آیا قبل ابن طاووس کسی به این ڪتاب نظر نداشته است !؟ 🔹✘⇜ پاســــ⇜ــخ : ↓↓ https://t.me/eulumhadith/1226
کتاب که در اختیار نجاشی بوده و ازش استفاده کرده در فهرستش. گویا شیخ طوسی مطلع نبوده و گزارش نادرست کرده (البته اگر منظور شیخ از اهلاک کتب توسط ورثه، کتاب رجال هم باشه).
متأسفانه ایشان در مورد کتابهای ابن نوح نیز همین اشتباه را کرده در حالی که نجاشی لااقل برخی از کتابهای او را در اختیار داشته است.
( بارگاهی؛ شاگرد آیت الله مددی )
متأسفانه ایشان در مورد کتابهای ابن نوح نیز همین اشتباه را کرده در حالی که نجاشی لااقل برخی از کتابهای او را در اختیار داشته است.
( بارگاهی؛ شاگرد آیت الله مددی )
👍2
انتساب_کتاب_الضعفاء_به_ابن_غضائری؛.pdf
877.7 KB
انتساب کتاب الضعفاء به ابن غضائری(عمیدرضا اکبری)
بازخوانی_انتقادات_متأخران_بر_ابن_غضائری_در_جرح_غالیان،_عميدرضا_اکبري،.pdf
978 KB
بازخوانی انتقادات متأخران بر ابن غضائری در جرح غالیان (عمیدرضا اکبری )
👍3
https://youtu.be/9bSr2kRm3t8
📌عبدالمجید ترکمانی میگوید:
▪︎در حکم مرسل نزد زیادی از احناف و غیر احناف در فهم نظریه مالکیه وحنفیه اشتباه کرده اند و مرسل تنها به دو شرط نزد احناف ومالکیه قبول میشود:
۱. مُرسِل ثقه باشد
۲. تنها از ثقات ارسال کند
📌عبدالمجید ترکمانی میگوید:
▪︎در حکم مرسل نزد زیادی از احناف و غیر احناف در فهم نظریه مالکیه وحنفیه اشتباه کرده اند و مرسل تنها به دو شرط نزد احناف ومالکیه قبول میشود:
۱. مُرسِل ثقه باشد
۲. تنها از ثقات ارسال کند
YouTube
حكم الحديث المرسل وتعريفه عند الحنفية / الشيخ عبد المجيد تركماني
👍6
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
📌 اما راجع به مطالب پیش و پا افتاده این خِـــنگ بیســـواد [ ابراهیم بن عمر یماني / ابوالطفیل ] 🔷 ابراهیم بن عمر یماني : در خصوص ایشان تنها گفته چون تضعیف ایشون رو ابن غضائری ذڪر ڪرده پس رد است، زیرا کتاب ایشون جعلی است. و چند قول هم در این خصوص یاد ڪرد. …
┄┅━✺𖣐💖﴾﷽﴿💖𖣐✺━┅┄
💥ابراهیم بن عمر اݪیماني💥
📌 رافضــ🐕🦺ــــي در دفاع از وثاقت ابراهیم بن عمر یمانی چنین شروع میڪند ؛
📌و در آخر راجع به ابن غضائري چنین کلام خود را خاتمه میدهد ؛
📌 و در خصوص جهاݪت شیخ صدوق میگوید ؛
📌 و در خصوص علم منطق میگوید ؛
‼️ اینان معلوم نیست در هنگام نوشتن مطالب دینی، از شدّت فشار - والعیاذ بالله - احساسی بهشون دست میدهد انگار که در دستشویی تشریف دارند !
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
💠 در خصوص توثیق ابراهیم بن عمر چند مورد گفته است ؛
1⃣ نجاشی او را توثیق ڪــــــــــــــرده است.
2⃣ طوسی گفته او از صاحب اصــــول است.
3⃣ حماد بن عیسی از او روایت ڪرده است.
✅ پاســــــــــــــــــخ ↓↓
✍🏻در خصوص مورد نخست؛ پاسخ داده ایم که نجاشی او را توثیق نڪرده بلڪه توثیق از جانب ابن عقده است كه اعتبار ندارد و حتی اگر بگوییم از جانب ابن نوح و یا حتی خود نجاشی بوده، باز هم با تضعیف ابن غضائری تعارض دارد.
✘ مقصود از ابوالعباس؛ ابن عقده است :↓↓
اختلفت كلمات الرجاليين في تعيين أبي العباس، فمنهم من جعله ابن عقدة، و منهم من عيّنه ابن نوح والأكثر على أنّه مشترك ...فقال الكاظمي في تكملة الرجال 1: 350 في ترجمة حفص بن البختري: فنقل النجاشي عن أبي العباس و هو ابن عقدة توثيقه. .. الظاهر أنّه عند الاطلاق يراد بأبي العباس: ابن عقدة، و إذا أراد به ابن نوح قيّده كما يظهر من تتبّعه.
📕📚منهج المقال في تحقيق أحوال الرجال( الهامش ) ۸۰/۱
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✘ نامعتـــــبر بودن توثیقات ابن عقده : ↓↓
بالجملة، فمقتضى طائفة من الكلمات عدم اعتبار توثيق غير الإمامي.
كما عن الشهيد الثاني في حاشية الخلاصة عند الكلام في إبراهيم بن عمر من أنّ «ابن عقدة زيديّ المذهب لا يعتمد على توثيقه» و ما ذكره صاحب التوضيح في حاشية التوضيح عند الكلام في حميد بن حمّاد من أنّه «روى ابن عقدة أنّه ثقة»
📕📚الرسائل الرجالية ١٤٤/١
قال الشهيد الثاني : .. والمراد بأبي العباس هذا أحمد بن عقدة، وهو زيدي المذهب لا يعتمد على توثيقه، أو ابن نوح،ومع الاشتباه لا يفيد، وغيره مبهم لا يفيد فائدة يعتمد عليها.
📕📚 الضعفاء من رجال الحديث ١٥٧
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✘ ترجيح جرح ابن الغضائري بر توثيق أبو العباس/نجاشي : ↓↓
أقول: توثيق ابن عقدة لا يعتمد عليه في جنب توهين ابن الغضائري.
📕📚الفوائد الرجالية (للخواجوئي) ۳۱۸/۱
ابراهيم بن عمر اليماني الصنعاني قد تعارض فيه الجرح و التعديل ولايمكن الإعتماد على روايته.
📕📚قبسات من علم الرجال ، أبحاث السيد محمد رضا السيستاني ٢٠١/٢
ويظهر التعارض بين قول ابن الغضائري وما نقله النجاشي عن أبي العبّاس، ويُقدّم قول ابن الغضائري على قول أبي العباس لقاعدة تقديم الجرح على التعديل؛ ولأنّ ابن الغضائري المدقّق النقاد يُرجّح على قول أبي العباس.
📕📚 الضعفاء من رجال الحديث ١٥٦/١
قال الشهيد في (الحاشية) : «أقول في ترجيح تعديله نظر: إما أولا-فلتعارض الجرح و التعديل، و الاول مرجح»
📕📚الفوائد الرجالية (رجال السيد بحر العلوم) ١٥٥/٤
در مورد وی (ابن عمر یمانی) .. آقای سیستانی می فرمایند: توثیق نجاشی با تضعیف ابن غضائری تعارض خواهند کرد واین روایت نیز سندا مخدوش خواهد بود.
درس خارج فقه استاد محمدتقي شهيدي
📕📚[ مراجعه شود ]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⇜فلذا تمام مطالب اين بنده خدا راجع به اين راوی را ابطال نمودیم.
بنا به این مطالب فهمیدیم که اختلاف بر سر این راوی و موارد مرتبط به او مؤثر است و علمای شیعه هم به آن ترتیب اثر دادند، لذا دیگر این ڪݪام رافضي در مشڪݪ دار نبودن وجود احتماݪات باطݪ شــد ؛
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬
ادامـــــــہ دارد
💥ابراهیم بن عمر اݪیماني💥
📌 رافضــ🐕🦺ــــي در دفاع از وثاقت ابراهیم بن عمر یمانی چنین شروع میڪند ؛
بر آن آمدیم وثاقت ایشان را طی این کنفرانس به اثبات رسانده و شبهات مطرح را در سنگ توالت نهاده و بر آن سیفون را بکشیم
📌و در آخر راجع به ابن غضائري چنین کلام خود را خاتمه میدهد ؛
بعد از اثبات آنکه جرح ایشان جا در سنگ توالت دارد ... .
📌 و در خصوص جهاݪت شیخ صدوق میگوید ؛
چنان مستراحی از بزرگانمان درست کرده اند که هر وقت دستشویی میبینیم یاد علمامون میفتیم
📌 و در خصوص علم منطق میگوید ؛
منطقتو بزار تو سنگ توالت روش سیفون بکش
‼️ اینان معلوم نیست در هنگام نوشتن مطالب دینی، از شدّت فشار - والعیاذ بالله - احساسی بهشون دست میدهد انگار که در دستشویی تشریف دارند !
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
💠 در خصوص توثیق ابراهیم بن عمر چند مورد گفته است ؛
1⃣ نجاشی او را توثیق ڪــــــــــــــرده است.
2⃣ طوسی گفته او از صاحب اصــــول است.
3⃣ حماد بن عیسی از او روایت ڪرده است.
✅ پاســــــــــــــــــخ ↓↓
✍🏻در خصوص مورد نخست؛ پاسخ داده ایم که نجاشی او را توثیق نڪرده بلڪه توثیق از جانب ابن عقده است كه اعتبار ندارد و حتی اگر بگوییم از جانب ابن نوح و یا حتی خود نجاشی بوده، باز هم با تضعیف ابن غضائری تعارض دارد.
✘ مقصود از ابوالعباس؛ ابن عقده است :↓↓
اختلفت كلمات الرجاليين في تعيين أبي العباس، فمنهم من جعله ابن عقدة، و منهم من عيّنه ابن نوح و
📕📚منهج المقال في تحقيق أحوال الرجال( الهامش ) ۸۰/۱
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✘ نامعتـــــبر بودن توثیقات ابن عقده : ↓↓
بالجملة، فمقتضى طائفة من الكلمات عدم اعتبار توثيق غير الإمامي.
كما عن الشهيد الثاني في حاشية الخلاصة عند الكلام في إبراهيم بن عمر من أنّ «ابن عقدة زيديّ المذهب لا يعتمد على توثيقه» و ما ذكره صاحب التوضيح في حاشية التوضيح عند الكلام في حميد بن حمّاد من أنّه «روى ابن عقدة أنّه ثقة»
📕📚الرسائل الرجالية ١٤٤/١
قال الشهيد الثاني : .. والمراد بأبي العباس هذا أحمد بن عقدة، وهو زيدي المذهب لا يعتمد على توثيقه، أو ابن نوح،ومع الاشتباه لا يفيد، وغيره مبهم لا يفيد فائدة يعتمد عليها.
📕📚 الضعفاء من رجال الحديث ١٥٧
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✘ ترجيح جرح ابن الغضائري بر توثيق أبو العباس/نجاشي : ↓↓
أقول: توثيق ابن عقدة لا يعتمد عليه في جنب توهين ابن الغضائري.
📕📚الفوائد الرجالية (للخواجوئي) ۳۱۸/۱
ابراهيم بن عمر اليماني الصنعاني قد تعارض فيه الجرح و التعديل ولايمكن الإعتماد على روايته.
📕📚قبسات من علم الرجال ، أبحاث السيد محمد رضا السيستاني ٢٠١/٢
ويظهر التعارض بين قول ابن الغضائري وما نقله النجاشي عن أبي العبّاس، ويُقدّم قول ابن الغضائري على قول أبي العباس لقاعدة تقديم الجرح على التعديل؛ ولأنّ ابن الغضائري المدقّق النقاد يُرجّح على قول أبي العباس.
📕📚 الضعفاء من رجال الحديث ١٥٦/١
قال الشهيد في (الحاشية) : «أقول في ترجيح تعديله نظر: إما أولا-فلتعارض الجرح و التعديل، و الاول مرجح»
📕📚الفوائد الرجالية (رجال السيد بحر العلوم) ١٥٥/٤
در مورد وی (ابن عمر یمانی) .. آقای سیستانی می فرمایند: توثیق نجاشی با تضعیف ابن غضائری تعارض خواهند کرد واین روایت نیز سندا مخدوش خواهد بود.
درس خارج فقه استاد محمدتقي شهيدي
📕📚[ مراجعه شود ]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⇜فلذا تمام مطالب اين بنده خدا راجع به اين راوی را ابطال نمودیم.
بنا به این مطالب فهمیدیم که اختلاف بر سر این راوی و موارد مرتبط به او مؤثر است و علمای شیعه هم به آن ترتیب اثر دادند، لذا دیگر این ڪݪام رافضي در مشڪݪ دار نبودن وجود احتماݪات باطݪ شــد ؛
در صورت قرار دادن آن فرض یا احتمال بر محور حقیقی و بر فرض صحت به مشکل بر بخوریم که در این صورت است که احتمال باطل کننده ی استدلال خواهد بود .( ڪلام نادان شیعی )خدا را شاكریم كه به سبب نشر دروس اهلسنت، شیعیان هم آگاه و آگاه تر شدند و فهمیده اند ڪه چقدر راویانی ڪه به دروغ فڪر ڪرده بودند روایات آنها صحیح است، كه در حقیقت ڪذب و باطݪ بوده.
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬
ادامـــــــہ دارد
👍7❤2👏2
💠در خصوص مورد دوم( قول طوسی ؛ له أصل )، رافضي میگوید :
"علامهی مجلسی آن را مدح_عظیم دانسته است هنگامی که در مورد یک راوی دیگری که صاحب اصل بود سخن گفته اند : وكون كتابه أصلا ، عندي مدح عظيم .. "!
⁉️ آيا شيخ طوسي " صاحب أصل " بودن را از مؤيدات توثيق ميداند !؟
📌شیخ طوسی در مقدمه کتاب الفهرست مینویسد:
هنگام ذکر هر یک از نویسندگان و صاحبان اصول، ناچار از آن هستم که آنچه درباره او از «تعدیل و تجریح» گفته شده را اشاره کنم و اینکه آیا میشود بر روایتش اعتماد کرد یا نه و اعتقادش را آشکار کنم که آیا موافق حق است یا مخالف آن ، چرا که بسیاری از نویسندگان از اصحاب ما و صاحبان اصول به مذاهب فاسده گرویدهاند؛ هر چند کتابهایشان مورد اعتماد است.
▪️فإذا ذكرتُ كلَّ واحد من المصنفين وأصحاب الأصول فلابدّ من أن أُشير إلى ما قيل فيه من التعديل والتجريح، وهل يعوّل على روايته أو لا، وأبين عن اعتقاده وهل هو موافق للحق أو هو مخالف له، لأن كثيراً من مصنفي أصحابنا وأصحاب الأصول ينتحلون المذاهب الفاسدة، وإن كانت كتبهم معتمدة.
📚 الفهرست ج1 ص32
هرچند علمای شیعه گفته اند شیخ طوسی به وعده خود عمل نکرده است، اما محل شاهد ما این است که اصحاب اصول در دیدگاه خود طوسی ممکن است صاحب مذهب فاسد و راوی ضعیف باشد.
- امثله آن هم زياد است كه به عنوان نمونه علي بن أبي حمزة بطائني كذاب است، اما شيخ طوسي در الفهرست خود ميگوید ؛ له أصل !
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✍🏻 خود مجلسي كه ادعا دارد " دارای اصل بودن " مدح عظیم به نظر میاد، راویانی را تضعیف و روایاتشان را رد کرده که صاحب اصل بودند !
- به عنوان نموده :
[303] 2 - زياد بن المنذر، يكنى أبا الجارود، زيدي المذهب، واليه تنسب الزيدية الجارودية.
له أصل، وله كتاب التفسير عن أبي جعفر الباقر عليه السلام.
📚الفهرست ۱۳۱/۱
¤اما آقای مجلسی در (رجال صفحه ٢١٦ ) او را تضعيف كرده و رواياتش را در مرآة العقول و ملاذ الأخيار هم رد ميكند:
مرآة العقول: ج 1 ص 34 و ص 132 و ص 204 و ج 3 ص 8 و ص 259 و ص 291 و ج 7 ص 114 و ج 8 ص 108 وغيره، ملاذ الأخيار: ج 20 ص 553 و ج 3 ص 293 و ج 4 ص 157 و ص 521 وغيره .. .
✍🏻 خلاصه اين است كه نه خود شیخ طوسی به این قاعده من در آوردی التقاد داشته است و نه هم علمای شیعه به آن عمل نموده اند.
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬
ادامـــــــہ دارد
"علامهی مجلسی آن را مدح_عظیم دانسته است هنگامی که در مورد یک راوی دیگری که صاحب اصل بود سخن گفته اند : وكون كتابه أصلا ، عندي مدح عظيم .. "!
⁉️ آيا شيخ طوسي " صاحب أصل " بودن را از مؤيدات توثيق ميداند !؟
📌شیخ طوسی در مقدمه کتاب الفهرست مینویسد:
هنگام ذکر هر یک از نویسندگان و صاحبان اصول، ناچار از آن هستم که آنچه درباره او از «تعدیل و تجریح» گفته شده را اشاره کنم و اینکه آیا میشود بر روایتش اعتماد کرد یا نه و اعتقادش را آشکار کنم که آیا موافق حق است یا مخالف آن ، چرا که بسیاری از نویسندگان از اصحاب ما و صاحبان اصول به مذاهب فاسده گرویدهاند؛ هر چند کتابهایشان مورد اعتماد است.
▪️فإذا ذكرتُ كلَّ واحد من المصنفين وأصحاب الأصول فلابدّ من أن أُشير إلى ما قيل فيه من التعديل والتجريح، وهل يعوّل على روايته أو لا، وأبين عن اعتقاده وهل هو موافق للحق أو هو مخالف له، لأن كثيراً من مصنفي أصحابنا وأصحاب الأصول ينتحلون المذاهب الفاسدة، وإن كانت كتبهم معتمدة.
📚 الفهرست ج1 ص32
هرچند علمای شیعه گفته اند شیخ طوسی به وعده خود عمل نکرده است، اما محل شاهد ما این است که اصحاب اصول در دیدگاه خود طوسی ممکن است صاحب مذهب فاسد و راوی ضعیف باشد.
- امثله آن هم زياد است كه به عنوان نمونه علي بن أبي حمزة بطائني كذاب است، اما شيخ طوسي در الفهرست خود ميگوید ؛ له أصل !
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✍🏻 خود مجلسي كه ادعا دارد " دارای اصل بودن " مدح عظیم به نظر میاد، راویانی را تضعیف و روایاتشان را رد کرده که صاحب اصل بودند !
- به عنوان نموده :
[303] 2 - زياد بن المنذر، يكنى أبا الجارود، زيدي المذهب، واليه تنسب الزيدية الجارودية.
له أصل، وله كتاب التفسير عن أبي جعفر الباقر عليه السلام.
📚الفهرست ۱۳۱/۱
¤اما آقای مجلسی در (رجال صفحه ٢١٦ ) او را تضعيف كرده و رواياتش را در مرآة العقول و ملاذ الأخيار هم رد ميكند:
مرآة العقول: ج 1 ص 34 و ص 132 و ص 204 و ج 3 ص 8 و ص 259 و ص 291 و ج 7 ص 114 و ج 8 ص 108 وغيره، ملاذ الأخيار: ج 20 ص 553 و ج 3 ص 293 و ج 4 ص 157 و ص 521 وغيره .. .
✍🏻 خلاصه اين است كه نه خود شیخ طوسی به این قاعده من در آوردی التقاد داشته است و نه هم علمای شیعه به آن عمل نموده اند.
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬
ادامـــــــہ دارد
👍4👏2🔥1
💠 در خصوص مورد سوم (روايت حماد از ابراهيم بن عمر يماني)
📌 آيا حماد بن عيسى تنها از ثقات روايت ميكند !؟
عَنْهُ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ .. .
📚تهذيب الأحکام ج ۹، ص ۱۷۶
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻عمرو بن شمر
أبو عبد الله الجعفي عربي ، روى عن أبي عبد الله عليهالسلام ، ضعيف جدا ، زيد أحاديث في كتب جابر الجعفي ينسب بعضها إليه ، والامر ملبس
📓رجال النجاشي ٢٨٧/١
عَنْهُ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ... .
📚تهذيب الأحکام ج ۸، ص ۳۱۴
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[ كذاب متهم كما قاله ابن فضال وأحد أعمدة الواقفة بل أصلهم لم يعترف بامامة الرضا ]
📚المفيد من معجم رجال الحديث٣٨١
[ علي بن أبي حمزة البطائني الكذاب المعروف ]
📚تفصيل الشريعة ١٠١/٤
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌 آيا روايت اصحاب اجماع دلالت بر توثيق مشايخ آنها دارد !؟
ان أصحاب الإجماع كلهم ثقات، لكن لم يثبت كونهم لا يروون إلا عن ثقة، فلا تصح قاعدة، ولا تعني أكثر من جلالة هؤلاء ووثاقتهم، وإذا روى هؤلاء عن شخص فلا يعني أنهم يوثقونه، ولا يعني أن الرواية صحيحة، فتدخل في باب المؤيدات لا الأدلة
📚الوجيز النافع في علم الرجال ٩١/١
لما ذكرنا مراراً من عدم إمكان الاعتماد على المراسيل مطلقاً ، سواء كان المرسل من أصحاب الإجماع أم غيرهم ، إذ لم يثبت عدم ارسالهم إلا عن الثقة بل ثبت خلافه ، مضافاً إلى عدم حجية الإجماع المنقول عن الكشي ، أو غيره ، على العمل بمراسيلهم كمسانيدهم
📚فقه الشيعة - الموسوي الخلخالي ١٤٢/١
إن رواية الأجلاء، أو أصحاب الإجماع عن شخص، و كذلك اعتماد القدماء عليه لا تدل على وثاقته
📚معجم رجال الحديث ١١٧/١٤
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬
ادامـــــــہ دارد
📌 آيا حماد بن عيسى تنها از ثقات روايت ميكند !؟
عَنْهُ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ .. .
📚تهذيب الأحکام ج ۹، ص ۱۷۶
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻عمرو بن شمر
أبو عبد الله الجعفي عربي ، روى عن أبي عبد الله عليهالسلام ، ضعيف جدا ، زيد أحاديث في كتب جابر الجعفي ينسب بعضها إليه ، والامر ملبس
📓رجال النجاشي ٢٨٧/١
عَنْهُ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ... .
📚تهذيب الأحکام ج ۸، ص ۳۱۴
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[ كذاب متهم كما قاله ابن فضال وأحد أعمدة الواقفة بل أصلهم لم يعترف بامامة الرضا ]
📚المفيد من معجم رجال الحديث٣٨١
[ علي بن أبي حمزة البطائني الكذاب المعروف ]
📚تفصيل الشريعة ١٠١/٤
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌 آيا روايت اصحاب اجماع دلالت بر توثيق مشايخ آنها دارد !؟
ان أصحاب الإجماع كلهم ثقات، لكن لم يثبت كونهم لا يروون إلا عن ثقة، فلا تصح قاعدة، ولا تعني أكثر من جلالة هؤلاء ووثاقتهم، وإذا روى هؤلاء عن شخص فلا يعني أنهم يوثقونه، ولا يعني أن الرواية صحيحة، فتدخل في باب المؤيدات لا الأدلة
📚الوجيز النافع في علم الرجال ٩١/١
لما ذكرنا مراراً من عدم إمكان الاعتماد على المراسيل مطلقاً ، سواء كان المرسل من أصحاب الإجماع أم غيرهم ، إذ لم يثبت عدم ارسالهم إلا عن الثقة بل ثبت خلافه ، مضافاً إلى عدم حجية الإجماع المنقول عن الكشي ، أو غيره ، على العمل بمراسيلهم كمسانيدهم
📚فقه الشيعة - الموسوي الخلخالي ١٤٢/١
إن رواية الأجلاء، أو أصحاب الإجماع عن شخص، و كذلك اعتماد القدماء عليه لا تدل على وثاقته
📚معجم رجال الحديث ١١٧/١٤
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬
ادامـــــــہ دارد
👍5🔥1🥰1👏1
#نجاشي_مجـــہوݪ
📌 با چشم پوشی از تمام موارد فوق ؛ اشکال شیعه بر ابن الغضائری این است که ایشان مجــــــــــہوݪ است، زیرا از طرف معاصرینش توثیقی ندارد !
- همچنین از مجلسی و غیره این اشڪاݪ را ذڪر ڪرده اند:
وان كان احمد كما هو الظاهر فلا اعتمد عليه كثيرا وعلى أي حال فالاعتماد على هذا الكتاب يوجب رد أكثر اخبار الكتب المشهورة.
📚 بحار الأنوار ج۱ ص۴۱
لا عبرة بقول ابن الغضائري ، لأنّه غير معلوم الحال.
📚 إستقصاء الإعتبار ج۱ ص۸۶
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✍🏻 جدا از مطاݪب تڪراری رافضي اما بنا به طرح ایشان راجع به وثاقت ابن الغضائری، میگوییم شما تنها یڪ توثیق معتبر برای نجاشی از معاصرین خود و یا قریب اݪعهد به او بیابید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نڪته ؛ نجاشی تنها یڪ توثیق از صهرشتي برای او منقوݪ است که نه تنها معلوم نیست واقعاً مقصود او نجاشی باشد، بلڪه نسبت این ڪلام به صهرشتی ثابت نیست.
🍃فلذا این یڪ تحدی برای تمام شیعیان است ڪه توثیق نجاشی را برای ما ثابت ڪنند.
‼️دقت ڪنید، با اسقاط نجاشی، دیگر نه تنها وثاقت ابراهیم بن عمر یمانی زیر سؤاݪ میرود، بلڪه خود طوسی و روایات او و زیادی از ڪتاب ها هم متزلزݪ و مردود خواهد شد.
#تحدی
#نجاشی
📌 با چشم پوشی از تمام موارد فوق ؛ اشکال شیعه بر ابن الغضائری این است که ایشان مجــــــــــہوݪ است، زیرا از طرف معاصرینش توثیقی ندارد !
- همچنین از مجلسی و غیره این اشڪاݪ را ذڪر ڪرده اند:
وان كان احمد كما هو الظاهر فلا اعتمد عليه كثيرا وعلى أي حال فالاعتماد على هذا الكتاب يوجب رد أكثر اخبار الكتب المشهورة.
📚 بحار الأنوار ج۱ ص۴۱
لا عبرة بقول ابن الغضائري ، لأنّه غير معلوم الحال.
📚 إستقصاء الإعتبار ج۱ ص۸۶
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✍🏻 جدا از مطاݪب تڪراری رافضي اما بنا به طرح ایشان راجع به وثاقت ابن الغضائری، میگوییم شما تنها یڪ توثیق معتبر برای نجاشی از معاصرین خود و یا قریب اݪعهد به او بیابید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نڪته ؛ نجاشی تنها یڪ توثیق از صهرشتي برای او منقوݪ است که نه تنها معلوم نیست واقعاً مقصود او نجاشی باشد، بلڪه نسبت این ڪلام به صهرشتی ثابت نیست.
🍃فلذا این یڪ تحدی برای تمام شیعیان است ڪه توثیق نجاشی را برای ما ثابت ڪنند.
‼️دقت ڪنید، با اسقاط نجاشی، دیگر نه تنها وثاقت ابراهیم بن عمر یمانی زیر سؤاݪ میرود، بلڪه خود طوسی و روایات او و زیادی از ڪتاب ها هم متزلزݪ و مردود خواهد شد.
#تحدی
#نجاشی
👍4🔥3👏3🥰2😁1
Forwarded from ،،
👍4
Forwarded from ،،
،،
IMG_20240831_190929_476.jpg
مشاركة طيبة من أحد الإخوة على البوت:
رأيت في قناتك-وفقك الله- أنك مهتم بالشأن الشيعي الأمامي، ورأيت فيها مواضيع عن -علم الحديث- وأنا كنت مولعا بالخلاف السني الشيعي لكن بسبب المشاغل أصبحت قليل الإهتمام
حتى لا أطيل؛ لا يخفى عليك تتبع اعتراف علماء الأمامية في قولهم بأن الشهيد الثاني أخذ علم الدراية من كتب العامة كـ الحر العاملي، ومحسن الأمين، وعبدالله قيس أفندي وغيرهم الكثير.
لكن لم أرى لها تطبيقها على أرض الواقع أو بالأحرى كتابا يبين ذلك الأمر ولا قناة سواء في اليوتيوب أو التلجرام بينته، لذا بحثت حتى وصلت إلى أنه لم ينقل فقط، بل سرق سرقة كوضوح الشمس في رابعة النهار، من أحد علماء أهل السنة وهو شرف الدين محمد بن عبدالله الطيبي الدمشقي صاحب الخلاصة في معرفة الحديث، وهو الذي اقتبس منه الرافضي كتابه المسمى: "الدراية في علم مصطلح الحديث" ونسبه لنفسه.
وعندما تقرأ الكتابين لا تجد إلا فروقات يسيرة جدا، يقال فيها سارقٌ يخفي عوار سرقته.
لذا أحببت أن أشارككم الموضوع وإن كان باستطاعتكم أن تقوموا بإنشاء ملف pdf في ذلك الأمر أو تعرضوا الأمر في قناتكم كما يتاح و يتيسر لكم فلا بأس لأني تركت الموضوع.
وهذه صورة من كتاب الخلاصة في معرفة الحديث لـ شرف الدين الطيبي تـ743هـ.
وصورة من كتاب الشهيد الثاني تـ965هـ.
#علم_الحديث
رأيت في قناتك-وفقك الله- أنك مهتم بالشأن الشيعي الأمامي، ورأيت فيها مواضيع عن -علم الحديث- وأنا كنت مولعا بالخلاف السني الشيعي لكن بسبب المشاغل أصبحت قليل الإهتمام
حتى لا أطيل؛ لا يخفى عليك تتبع اعتراف علماء الأمامية في قولهم بأن الشهيد الثاني أخذ علم الدراية من كتب العامة كـ الحر العاملي، ومحسن الأمين، وعبدالله قيس أفندي وغيرهم الكثير.
لكن لم أرى لها تطبيقها على أرض الواقع أو بالأحرى كتابا يبين ذلك الأمر ولا قناة سواء في اليوتيوب أو التلجرام بينته، لذا بحثت حتى وصلت إلى أنه لم ينقل فقط، بل سرق سرقة كوضوح الشمس في رابعة النهار، من أحد علماء أهل السنة وهو شرف الدين محمد بن عبدالله الطيبي الدمشقي صاحب الخلاصة في معرفة الحديث، وهو الذي اقتبس منه الرافضي كتابه المسمى: "الدراية في علم مصطلح الحديث" ونسبه لنفسه.
وعندما تقرأ الكتابين لا تجد إلا فروقات يسيرة جدا، يقال فيها سارقٌ يخفي عوار سرقته.
لذا أحببت أن أشارككم الموضوع وإن كان باستطاعتكم أن تقوموا بإنشاء ملف pdf في ذلك الأمر أو تعرضوا الأمر في قناتكم كما يتاح و يتيسر لكم فلا بأس لأني تركت الموضوع.
وهذه صورة من كتاب الخلاصة في معرفة الحديث لـ شرف الدين الطيبي تـ743هـ.
وصورة من كتاب الشهيد الثاني تـ965هـ.
#علم_الحديث
🔥5❤3
،،
IMG_20240831_190927_131.jpg
كپی کردن شهید دوم [ متوفي 965هـ ] از عالم أهل سنت؛ شرف الدين طيبي [ متوفي 743هـ]
▪︎ اين هم اعترافات علما شيعه است :
« وهو [ أي الشهيد الثاني ] أول من صنف من الإمامية في دراية الحديث ، لكنه نقل الاصطلاحات من كتب العامة ، كما ذكره ولده وغيره» أمل الآمل ٧٦/١
«ومن المعلومات التي لا يشك فيها أحد أنه لم يصنف في دراية الحديث من علمائنا قبل الشهيد الثاني وإنما هو من علوم العامة» مقتبس الأثر ٧٣/٣
¤نمونه ای از کپی پیست شهید دوم از علمای اهلسنت [ اینجا ]
▪︎ اين هم اعترافات علما شيعه است :
« وهو [ أي الشهيد الثاني ] أول من صنف من الإمامية في دراية الحديث ، لكنه نقل الاصطلاحات من كتب العامة ، كما ذكره ولده وغيره» أمل الآمل ٧٦/١
«ومن المعلومات التي لا يشك فيها أحد أنه لم يصنف في دراية الحديث من علمائنا قبل الشهيد الثاني وإنما هو من علوم العامة» مقتبس الأثر ٧٣/٣
¤نمونه ای از کپی پیست شهید دوم از علمای اهلسنت [ اینجا ]
Telegram
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
❤6🔥3🥰1👏1