عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
📌 آيا این روایت معتـــــــــــبر است !؟ 🔹پاســـــــــخ به مساڪین مجازۍ شیعه : ✍🏻 این بنده خدا دلیل معتبر بودن روایت را به وجود آن در کتاب " معجم الأحادیث المعتبره " آصف محسنی ارجاع داده است. 🔻میگویم جدا از وجود ضعف ابان بن عثمان و بلکه طعن شدید علی بن…
🔶 امام صادق ﴿ رحمــہ الݪه ﴾ :
من از هرکس که ابوبڪر و عمر را به خوبۍ یاد نکند، بيــزار هستم!
- حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي، قثنا أَسْبَاطٌ، عَنْ عَمْرِو بْنِ قَيْسٍ قَالَ: سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ يَقُولُ: بَرِئَ اللَّهُ مِمَّنْ تَبَرَّأَ مِنْ أَبِي بَكْرٍ وَعُمَرَ.
📌 اسناده صحيح
📚فضائل الصحابة لأحمد بن حنبل ١/١٦٠ — أحمد بن حنبل (ت ٢٤١)
- حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ حَمَّادٍ، قَالَ: نَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْأَسْوَدِ، قَالَ: نَا أَحْمَدُ بْنُ يُونُسَ، قَالَ: سَمِعْتُ الْحَسَنَ بْنَ صَالِحٍ، يَقُولُ: سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ، يَقُولُ: تَبَرَّأْ مِمَّنْ ذَكَرَهُمَا إِلَّا بِخَيْرٍ يَعْنِي: أَبَا بَكْرٍ وَعُمَرَ.
📌 صحيح .
📚فضائل الصحابة للدارقطني ١/٨٨ — الدارقطني (ت ٣٨٥)
✍🏻 امام الذهبي :
قُلْتُ: هَذَا القَوْلُ مُتَوَاتِرٌ عَنْ جَعْفَرٍ الصَّادِقِ، وَأَشْهَدُ بِاللهِ إِنَّهُ لَبَارٌّ فِي قَوْلِهِ، غَيْرُ مُنَافِقٍ لأَحَدٍ، فَقَبَّحَ اللهُ الرَّافِضَّةَ.
📚سير أعلام النبلاء - ط الرسالة ٦/٢٦٠ — شمس الدين الذهبي (ت ٧٤٨)
من از هرکس که ابوبڪر و عمر را به خوبۍ یاد نکند، بيــزار هستم!
- حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي، قثنا أَسْبَاطٌ، عَنْ عَمْرِو بْنِ قَيْسٍ قَالَ: سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ يَقُولُ: بَرِئَ اللَّهُ مِمَّنْ تَبَرَّأَ مِنْ أَبِي بَكْرٍ وَعُمَرَ.
📌 اسناده صحيح
📚فضائل الصحابة لأحمد بن حنبل ١/١٦٠ — أحمد بن حنبل (ت ٢٤١)
- حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ حَمَّادٍ، قَالَ: نَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْأَسْوَدِ، قَالَ: نَا أَحْمَدُ بْنُ يُونُسَ، قَالَ: سَمِعْتُ الْحَسَنَ بْنَ صَالِحٍ، يَقُولُ: سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ، يَقُولُ: تَبَرَّأْ مِمَّنْ ذَكَرَهُمَا إِلَّا بِخَيْرٍ يَعْنِي: أَبَا بَكْرٍ وَعُمَرَ.
📌 صحيح .
📚فضائل الصحابة للدارقطني ١/٨٨ — الدارقطني (ت ٣٨٥)
✍🏻 امام الذهبي :
قُلْتُ: هَذَا القَوْلُ مُتَوَاتِرٌ عَنْ جَعْفَرٍ الصَّادِقِ، وَأَشْهَدُ بِاللهِ إِنَّهُ لَبَارٌّ فِي قَوْلِهِ، غَيْرُ مُنَافِقٍ لأَحَدٍ، فَقَبَّحَ اللهُ الرَّافِضَّةَ.
📚سير أعلام النبلاء - ط الرسالة ٦/٢٦٠ — شمس الدين الذهبي (ت ٧٤٨)
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
📌 پاســـــــــــــــخ به جهاݪت مجازۍ هاۍ شیعــہ🔰 ❖ معݪوم نیست سر این قوم به چه خورده، اما آخه ڪجای روایت دݪالت بر مشروعیت توسݪ به اصحاب قبور دارد !؟ - روایت بیانگر این است که وجود ائمه سبب نزول باران، دفع بلا از انسان ها و استجابت دعا و دوخواست از خداوند…
┄┅━✺𖣐💖﴾﷽﴿💖𖣐✺━┅┄
✍🏻 رافضــ🦄ــی در خصوص نقد بنده به زعم خود ردیه زده ڪه بطݪان یڪایڪ آن را ملاحظه ڪنید.
🔥 نادان در ابتدا گفته که بنده تنها فحش ناموسی او را در کانالم میذارم و از بقیه مطالب او خود داری میڪنم !
اولاً : جسارتاً شما ابله هستید، و الا بر گردید به پست سابق که روایت دروغین شما را نقد ڪردم، در ڪجای آن بی تربیت خانوادگی تو رو بیان ڪردم؟ این بی تربیت خوب میداند ڪه ردود بنده چقدر برای او و مذهبش درد آور است فلذا با فحاشی دارد خود را تخلیه میڪند !
دوماً : بنده تمام سند تو رو که در یڪ تصویر جا داشت رو گذاشته ام، زیرا رد بنده بر فحاشی و بی تربیت خانواده شما نبوده و آنچه هم راجع به فهم سقیم شما راجع به توسݪ هم ذڪر و رد ڪرده ام.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
البته باید بدانید که شیعیان هیچ روایتی معتبر برای استخلاف سیدنا علی توسط پیغمبر ندارند و همینطور روایتی راجع به مشروعیت استغاثه به غیر خدا ندارند. و از این خاطر میبینید رافضی با فحش ناموسی، دست و پا زدن ها میخواد از خجالت خود در بیاید.
✍🏻 در پسـت بعد دنبال ڪنید :
✍🏻 رافضــ🦄ــی در خصوص نقد بنده به زعم خود ردیه زده ڪه بطݪان یڪایڪ آن را ملاحظه ڪنید.
🔥 نادان در ابتدا گفته که بنده تنها فحش ناموسی او را در کانالم میذارم و از بقیه مطالب او خود داری میڪنم !
مدام از نشر ردیه ی بنده ترس در دل داره و فقط به صورت دلبخواهی حدود ۳ خط که مادرش داخلشون فحش خورده رو نمایش میده
اولاً : جسارتاً شما ابله هستید، و الا بر گردید به پست سابق که روایت دروغین شما را نقد ڪردم، در ڪجای آن بی تربیت خانوادگی تو رو بیان ڪردم؟ این بی تربیت خوب میداند ڪه ردود بنده چقدر برای او و مذهبش درد آور است فلذا با فحاشی دارد خود را تخلیه میڪند !
دوماً : بنده تمام سند تو رو که در یڪ تصویر جا داشت رو گذاشته ام، زیرا رد بنده بر فحاشی و بی تربیت خانواده شما نبوده و آنچه هم راجع به فهم سقیم شما راجع به توسݪ هم ذڪر و رد ڪرده ام.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
البته باید بدانید که شیعیان هیچ روایتی معتبر برای استخلاف سیدنا علی توسط پیغمبر ندارند و همینطور روایتی راجع به مشروعیت استغاثه به غیر خدا ندارند. و از این خاطر میبینید رافضی با فحش ناموسی، دست و پا زدن ها میخواد از خجالت خود در بیاید.
✍🏻 در پسـت بعد دنبال ڪنید :
📌 اما راجع به مطالب پیش و پا افتاده این خِـــنگ بیســـواد [ ابراهیم بن عمر یماني / ابوالطفیل ]
🔷 ابراهیم بن عمر یماني : در خصوص ایشان تنها گفته چون تضعیف ایشون رو ابن غضائری ذڪر ڪرده پس رد است، زیرا کتاب ایشون جعلی است.
و چند قول هم در این خصوص یاد ڪرد.
✍🏻 اقواݪی که ایشان ذکر ڪرد، در چند خصوص است :
1⃣ معلون نیست ڪتاب برای حسین غضائری است، یا أحمد پسر ایشان .
2⃣ عدم صحت نسبت ڪتاب به مؤݪف.
3⃣ متشدد بودن ابن غضائری در جرح روات.
4⃣ ڪتاب رو دشمنان اسلام وضع ڪرده اند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔹✘⇜ پاســــ⇜ــخ ↓↓
▪️راجع به مورد نخست، ميگویم این علت بسیار واهی است. زیرا فرضاً که معلوم نباشد برای پدر است و یا فرزند ایشان، اما از آنجا که هر دو ثقه هستند دیگر هیچ اشکالی باقی نمیماند.اما با این حال میگوییم قطعاً کتاب برای فرزند است.
در ترجمه احمد بن علی ابو العباس رازی میگوید:
کان ضعیفا و حدثنی ابی رحمه الله انه کان فی مذهبه ارتفاع. این نیز اماره است بر اینکه مؤلف کتاب حسین بن عبید الله نیست زیرا جایی سراغ نداریم که حسین از پدرش مطلبی نقل کرده باشد. این در حالی است که احمد، شاگرد پدرش حسین بوده است و احمد و نجاشی نزد حسین تتلمذ می کردند.
آقای کلباسی در کتاب سماء المقال (جلد ۱ صفحه ۷۶ و ما بعد .. ) قرائن متعددی برای این ذکر میکند.
والظاهر من إطلاق ابن الغضائري في سائر كلماته هو المصرح به في هذا المقام، ومن هنا قال الشهيد الثاني في تعليقاته عليها:
إنه يستفاد من هذا، أن ابن الغضائري المتكرر في هذا الكتاب، هو أحمد بن الحسين بن عبيد الله الغضائري لا نفسه. [ سماء المقال ٧٦/١ ]
▪︎راجع به مورد دوم، ميگویم اين ادعا مردود است، زيرا هیچ کسی از علما از زمان ابن طاووس تا قرن 14 هجری به این کتاب طعنه وارد نکرده است و بلکه به انتساب آن به مؤلف مسلّم دانسته اند، فلذا هيچ دلیلی برای رد آن وجود ندارد و آنچه از شبهات در این خصوص بعدها ذکر شده، همه آن را علمای شیعه پاسخ داده اند.
المتتبع لهذه القضية يستنتج أن نفي الكتاب عن ابن الغضائري بدأ من عصر صاحب الذريعة إلى عصر السيد الخوئي.
📕التأسيس في نسبة كتاب سليم بن قيس ٥١
- نه تنها به انتساب آن اكتفاء نموده اند، بلكه به آن اعتماد کرده اند :
اعتمد عليه ابن طاووس في كتابه حل الإشكال، واعتبره أحد المصادر الرجالية الخمسة، واستند إلى تضعيفاته ابن داوود الحلّي في الجز الثاني من رجاله المختص بالمجروحين والمجهولين في 185 مورداً، وكذا اعتمده العلّامة الحلّي في القسم الثاني من خلاصة الأقوال.
📓الضعفاء من رجال الحديث ٢٢/١
▪︎راجع به مورد سوم ؛ آقای شبیری زنجانی میگوید :
اینکه مشهور شده است غضائری قداح است برای این است که رجال ممدوحین او در دست ما نیست. فقط کتاب رجالی مذمومین او به دست ما آمده است و دیده این که او بیشتر ذم کرده است. از کتبی که از کتاب ممدوحین او نقل کرده اند استفاده می شود که او گاه افرادی را مدح کرده است که دیگران آنها را مدح نکرده اند. .. مثلا اگر کسی در رجال شیخ و یا نجاشی تحقیق کند می بیند که افراد متعددی هستند که آنها او را قدح کرده اند ولی ابن غضائری آنها را قدح نکرده است.
🌐درس رجال آیت الله شبیری
جلسه 32
https://eshia.ir/Feqh/Archive/text/shobeiry/rejal/62/032/%D8%BA%D8%B6%D8%A7%D8%A6%D8%B1%DB%8C
بعضی گفتهاند: «توثیقات ابنغضائری را قبول میکنیم اما تضعیفاتش را خیر؛ چون مبنای ضیقی برای توثیق داشته.»، ولی ما این حرف را قبول نداریم و تضعیفاتش را میپذیریم.
🌐درس خارج فقه استاد محمد مهدی شبزندهدار
https://www.eshia.ir/Feqh/Archive/text/shabzendehdar/feqh/95/950825
▪︎ مورد چهارم دیگر با پاسخ موارد سابق، سستی آن معلوم میشود
بنا بر این وقتی شیخ آقا بزرگ ادعا می کند که این کتاب از یکی از اهل سنت است نمی توان به ادعای ایشان ترتیب اثر داد.
درس رجال استاد سیدجواد شبیری
جلسه33 [ اینجــــا ]
وقتی نقلهای علامه را با ابنداود مقایسه میکنیم، برای انسان اطمینان حاصل میشود که این کتاب، مجعول نیست. بنابراین برای ما ثابت است که این کتاب، کتاب ابنغضائری است. پس وقتی ابنغضائری گفته: «کذاب»، باید «القاسم الحارثی» را کناربگذاریم.
درس خارج فقه استاد محمد مهدی شبزندهدار [ اینجــــا ]
⚠️ و در اخیر جا دارد کلام جعفر سبحانی را در این خصوص ذکر کنیم، زیرا پس از بیان ادله و قرائن بر صحت نسبت کتاب به مؤلف، در موهن کردن آقای خویی میگوید :
وما ذكره صاحب معجم رجال الحديث .. من عدم ثبوت نسبة هذا الكتاب الى مؤلفه غير تام ، لان هذه القرائن تكفي في ثبوت النسبة ولولا الاعتماد عليها للزم رد كثير من الكتب غير الواصلة إلينا من طرق الرواية والاجازة.
وعلى الجملة لا يصحّ رد الكتاب بهذه الوجوه الموهونة.
📕 کلیات من علم الرجال ۹۲
🔷 ابراهیم بن عمر یماني : در خصوص ایشان تنها گفته چون تضعیف ایشون رو ابن غضائری ذڪر ڪرده پس رد است، زیرا کتاب ایشون جعلی است.
و چند قول هم در این خصوص یاد ڪرد.
✍🏻 اقواݪی که ایشان ذکر ڪرد، در چند خصوص است :
1⃣ معلون نیست ڪتاب برای حسین غضائری است، یا أحمد پسر ایشان .
2⃣ عدم صحت نسبت ڪتاب به مؤݪف.
3⃣ متشدد بودن ابن غضائری در جرح روات.
4⃣ ڪتاب رو دشمنان اسلام وضع ڪرده اند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔹✘⇜ پاســــ⇜ــخ ↓↓
▪️راجع به مورد نخست، ميگویم این علت بسیار واهی است. زیرا فرضاً که معلوم نباشد برای پدر است و یا فرزند ایشان، اما از آنجا که هر دو ثقه هستند دیگر هیچ اشکالی باقی نمیماند.اما با این حال میگوییم قطعاً کتاب برای فرزند است.
در ترجمه احمد بن علی ابو العباس رازی میگوید:
کان ضعیفا و حدثنی ابی رحمه الله انه کان فی مذهبه ارتفاع. این نیز اماره است بر اینکه مؤلف کتاب حسین بن عبید الله نیست زیرا جایی سراغ نداریم که حسین از پدرش مطلبی نقل کرده باشد. این در حالی است که احمد، شاگرد پدرش حسین بوده است و احمد و نجاشی نزد حسین تتلمذ می کردند.
آقای کلباسی در کتاب سماء المقال (جلد ۱ صفحه ۷۶ و ما بعد .. ) قرائن متعددی برای این ذکر میکند.
والظاهر من إطلاق ابن الغضائري في سائر كلماته هو المصرح به في هذا المقام، ومن هنا قال الشهيد الثاني في تعليقاته عليها:
إنه يستفاد من هذا، أن ابن الغضائري المتكرر في هذا الكتاب، هو أحمد بن الحسين بن عبيد الله الغضائري لا نفسه. [ سماء المقال ٧٦/١ ]
▪︎راجع به مورد دوم، ميگویم اين ادعا مردود است، زيرا هیچ کسی از علما از زمان ابن طاووس تا قرن 14 هجری به این کتاب طعنه وارد نکرده است و بلکه به انتساب آن به مؤلف مسلّم دانسته اند، فلذا هيچ دلیلی برای رد آن وجود ندارد و آنچه از شبهات در این خصوص بعدها ذکر شده، همه آن را علمای شیعه پاسخ داده اند.
المتتبع لهذه القضية يستنتج أن نفي الكتاب عن ابن الغضائري بدأ من عصر صاحب الذريعة إلى عصر السيد الخوئي.
📕التأسيس في نسبة كتاب سليم بن قيس ٥١
- نه تنها به انتساب آن اكتفاء نموده اند، بلكه به آن اعتماد کرده اند :
اعتمد عليه ابن طاووس في كتابه حل الإشكال، واعتبره أحد المصادر الرجالية الخمسة، واستند إلى تضعيفاته ابن داوود الحلّي في الجز الثاني من رجاله المختص بالمجروحين والمجهولين في 185 مورداً، وكذا اعتمده العلّامة الحلّي في القسم الثاني من خلاصة الأقوال.
📓الضعفاء من رجال الحديث ٢٢/١
▪︎راجع به مورد سوم ؛ آقای شبیری زنجانی میگوید :
اینکه مشهور شده است غضائری قداح است برای این است که رجال ممدوحین او در دست ما نیست. فقط کتاب رجالی مذمومین او به دست ما آمده است و دیده این که او بیشتر ذم کرده است. از کتبی که از کتاب ممدوحین او نقل کرده اند استفاده می شود که او گاه افرادی را مدح کرده است که دیگران آنها را مدح نکرده اند. .. مثلا اگر کسی در رجال شیخ و یا نجاشی تحقیق کند می بیند که افراد متعددی هستند که آنها او را قدح کرده اند ولی ابن غضائری آنها را قدح نکرده است.
🌐درس رجال آیت الله شبیری
جلسه 32
https://eshia.ir/Feqh/Archive/text/shobeiry/rejal/62/032/%D8%BA%D8%B6%D8%A7%D8%A6%D8%B1%DB%8C
بعضی گفتهاند: «توثیقات ابنغضائری را قبول میکنیم اما تضعیفاتش را خیر؛ چون مبنای ضیقی برای توثیق داشته.»، ولی ما این حرف را قبول نداریم و تضعیفاتش را میپذیریم.
🌐درس خارج فقه استاد محمد مهدی شبزندهدار
https://www.eshia.ir/Feqh/Archive/text/shabzendehdar/feqh/95/950825
▪︎ مورد چهارم دیگر با پاسخ موارد سابق، سستی آن معلوم میشود
بنا بر این وقتی شیخ آقا بزرگ ادعا می کند که این کتاب از یکی از اهل سنت است نمی توان به ادعای ایشان ترتیب اثر داد.
درس رجال استاد سیدجواد شبیری
جلسه33 [ اینجــــا ]
وقتی نقلهای علامه را با ابنداود مقایسه میکنیم، برای انسان اطمینان حاصل میشود که این کتاب، مجعول نیست. بنابراین برای ما ثابت است که این کتاب، کتاب ابنغضائری است. پس وقتی ابنغضائری گفته: «کذاب»، باید «القاسم الحارثی» را کناربگذاریم.
درس خارج فقه استاد محمد مهدی شبزندهدار [ اینجــــا ]
⚠️ و در اخیر جا دارد کلام جعفر سبحانی را در این خصوص ذکر کنیم، زیرا پس از بیان ادله و قرائن بر صحت نسبت کتاب به مؤلف، در موهن کردن آقای خویی میگوید :
وما ذكره صاحب معجم رجال الحديث .. من عدم ثبوت نسبة هذا الكتاب الى مؤلفه غير تام ، لان هذه القرائن تكفي في ثبوت النسبة ولولا الاعتماد عليها للزم رد كثير من الكتب غير الواصلة إلينا من طرق الرواية والاجازة.
وعلى الجملة لا يصحّ رد الكتاب بهذه الوجوه الموهونة.
📕 کلیات من علم الرجال ۹۲
💠 بنابراین در مطلب سابق بیان ڪردیم ڪه نسبت ڪتاب ابن الغضائری ثابت است و این تنها قوݪ اقݪیت[ ڪما زعم الجاهݪ ] نیست، بلڪه تا قرن چهارده هجری مورد اعتماد همه شیعه بوده و در عصر حاضر هم خیلی از بزرگان و محققین شیعه هم بر آن ترتیب اثر داده اند.
فلذا میگوییم تضعیف ابراهیم بن عمر توسط ابن غضائری ثابت است. اما فرضاً که جرح ثابت نباشد، اما بازم توثیقی معتد به برای آن نیست، زیرا عرض شد که نجاشی او را توثیق نڪرده و بلکه تنها ناقل ڪلام ابن عقده زیدی است.
📌رافضی بیســـــــواد در این خصوص گفته است :
"در پاسخ می گویم اگر بخاطر عبارت ذکر [ذلك أبو العباس] میگی که این از نظر بنده برای وثاقت ایشان نیست، بلکه برای اینکه از اصحاب کدام ائمه هستند و از چه امامی نقل می کنند هست و مشخص نیست که استناد برای کل عبارت باشد، و اساساً حتی مشخص نیست منظور از ابی عباس ابن عقده باشد و نه ابن نوح سیرافی"
🔹✘⇜ پاســــ⇜ــخ :
نادان، پس وقتی دائماً میگی مشخص نیست، یعنی دارید احتمالاتی را بیان میڪنید که برای خودت هم معلوم نیست حق ڪدام است.
فلذا میگوییم " اذا جاء الإحتماݪ، بطݪ الإستدلاݪ "
📌قال الخواجوئي: ...
فإن قلت: من عادة النجاشي أنّه بعد حكمه بالتوثيق من عنده يذكر كتب الرجل ومن يروي هو عنه، فقوله (ذلك) إشارة إلى روايته عنهما عليهما السلام، لا إلى كونه من أصحابنا وتوثيقه.
والظاهر من أبي العباس أن يكون ابن نوح أو ابن عقدة، وتقديم الجرح إنّما يكون إذا كان الجارح مثل المعدّل.
قلت: العبارة ليست بصريحة في التوثيق من الموثّق، وقد سبق أنّا لا نسلّم بعدم مساواتهما لو لم ندع الفضل للجارح، كما يُعلم مع التتبع.
....
قال الشهيد الثاني : .. والمراد بأبي العباس هذا أحمد بن عقدة، وهو زيدي المذهب لا يعتمد على توثيقه، أو ابن نوح،ومع الاشتباه لا يفيد، وغيره مبهم لا يفيد فائدة يعتمد عليها.
📚📕الضعفاء من رجال الحديث ١٥٧
🍃 فلذا نتيجه این شد که ابراهیم بن عمر یمانی ضعیف است به تضعیف ابن غضائری، و توثیقی از نجاشی هم ثابت نیست، و اگر هم بود جرح مقدم است - كما صرح به الشيعة -، و اگر توثیق و جرح هم از کار بیندازیم، بازم روایت ابراهیم بن عمر رد خواهد شد، زیرا که در دایره مهملات و مجاهيل قرار ميگیرد.
فلذا میگوییم تضعیف ابراهیم بن عمر توسط ابن غضائری ثابت است. اما فرضاً که جرح ثابت نباشد، اما بازم توثیقی معتد به برای آن نیست، زیرا عرض شد که نجاشی او را توثیق نڪرده و بلکه تنها ناقل ڪلام ابن عقده زیدی است.
📌رافضی بیســـــــواد در این خصوص گفته است :
"در پاسخ می گویم اگر بخاطر عبارت ذکر [ذلك أبو العباس] میگی که این از نظر بنده برای وثاقت ایشان نیست، بلکه برای اینکه از اصحاب کدام ائمه هستند و از چه امامی نقل می کنند هست و مشخص نیست که استناد برای کل عبارت باشد، و اساساً حتی مشخص نیست منظور از ابی عباس ابن عقده باشد و نه ابن نوح سیرافی"
🔹✘⇜ پاســــ⇜ــخ :
نادان، پس وقتی دائماً میگی مشخص نیست، یعنی دارید احتمالاتی را بیان میڪنید که برای خودت هم معلوم نیست حق ڪدام است.
فلذا میگوییم " اذا جاء الإحتماݪ، بطݪ الإستدلاݪ "
📌قال الخواجوئي: ...
فإن قلت: من عادة النجاشي أنّه بعد حكمه بالتوثيق من عنده يذكر كتب الرجل ومن يروي هو عنه، فقوله (ذلك) إشارة إلى روايته عنهما عليهما السلام، لا إلى كونه من أصحابنا وتوثيقه.
والظاهر من أبي العباس أن يكون ابن نوح أو ابن عقدة، وتقديم الجرح إنّما يكون إذا كان الجارح مثل المعدّل.
قلت: العبارة ليست بصريحة في التوثيق من الموثّق، وقد سبق أنّا لا نسلّم بعدم مساواتهما لو لم ندع الفضل للجارح، كما يُعلم مع التتبع.
....
قال الشهيد الثاني : .. والمراد بأبي العباس هذا أحمد بن عقدة، وهو زيدي المذهب لا يعتمد على توثيقه، أو ابن نوح،ومع الاشتباه لا يفيد، وغيره مبهم لا يفيد فائدة يعتمد عليها.
📚📕الضعفاء من رجال الحديث ١٥٧
🍃 فلذا نتيجه این شد که ابراهیم بن عمر یمانی ضعیف است به تضعیف ابن غضائری، و توثیقی از نجاشی هم ثابت نیست، و اگر هم بود جرح مقدم است - كما صرح به الشيعة -، و اگر توثیق و جرح هم از کار بیندازیم، بازم روایت ابراهیم بن عمر رد خواهد شد، زیرا که در دایره مهملات و مجاهيل قرار ميگیرد.
🔳 در خصوص مجـہوݪ بودن ابواݪطفیݪ :
✍🏻 رافضی نادان دزدڪی خواست خود را از این مسئݪه خݪاص ڪند و تنها به زور و بیهوده شڪݪک خنده و مسخره گذاشته که حاݪش جا بیاد.
تنها استدݪال او این بود که عدم توثیق دال بر مجهوݪ بودن نیست، بلکه مجهول کسی است که علما به او گفتند مجهوݪ !!
این عین حماقت است، زیرا وقتی ما میگوییم ابوالطفیل توثیق ندارد، یعنی قائل به جهالت او هستیم زیرا عدم ثبوت توثیق، دلالت بر عدم اعتبار اوست، همانطور که عدم ثبوت ضعف، دلالت بر توثیق ندارد.
[عدم الاستثناء لا يدل على التوثيق بل غايته عدم ثبوت ضعف من لم يستثنوه من رجالها و عدم ثبوت الضعف أعم كما هو ظاهر ]
📚تنقيح مباني العروة — الميرزا جواد التبريزي – ج۲ ص۸۸
¤اساساً تمام علما شیعه روایاتی را تضعیف کردند و تنها دلیل آنان عدم وجود توثیق معتبر است.
- امثلـــہ :
لم يوثقه أحد من قدماء الأصحاب، فما ذكره بأنه موثق اجتهاد منه وغير مبتن على الحس، ولا حجية لتوثيق المتأخرين ومدحهم.
یعنی اسماعيل حميری هیچکدام از متقدمین او را توثیق نکرده است و آنچه متأخرين ذكر نمودند حجت نيست.
📕پاورقی خلاصة الأقوال/ علامه حلي ٥٨
-مثالی دیگر:
روایت ضعیف است، بخاطر وجود ابن اسحاق که هیچکدام از متقدمین او را توثیق نکردند.
[و هذه الرواية ضعيفة بابن اسحاق حيث انه لم يوثقه من المتقدمين]
📚مباني منهاج الصالحين/تقي طباطبایي٤٥٤
▪︎ از امام میپرسند فلان روایت رو ابوالطفیل نقل کرده، امام در پاسخ میگوید : بله راست گفته رحمه الله !
رافضی میگوید چون در اینجا اون رو تصدیق کرده پس حتماً صادق و راستگو است، حال که حتی بزرگترین دروغگو در جهان هم قرار نیست همه حرف های او دروغ باشد
یک بار ترحم هم هیچ دلالتی بر توثیق ندارد، زیرا چه بسا دال بر ذم او هست که در حقیقت اصل بر این است که استغفار و ترحم برای فرد گناه کار است.
✍🏻 آقای آصف محسنی میگوید :
الفصل الأوّل: في الأمارات الضعيفة
1. ترحّم المعصوم عليه السّلام على أحد، و رضاه عنه، فإنّه لا يعقل صدور ذلك عنه إلّا بالنسبة إلى ثقة عدل.
و يردّه إنّ التّرحّم بمنزلة الاستغفار، فيكفيه الإيمان، فلا يدلّ بمجرّده على الحسن، فضلا عن الوثاقة، نعم، في تكراره كلام يأتي.
✍🏻و همینطور آصف محسنی در معجم خود [ ۱۵۱/۱ ] راجع به استدلال خویی بر حسن حال ابوالطفیل از ذیل روایت که رافضی آن را آورده ميگوید :
وفي استفادة حسنه من ذيل الرواية نظر، فلاحظ. !
فلذا رافضی هر فحش و بی ادبی که در این باره کرد، بر میگردد به علما و محققین شیعه که از جهل خود به همه آنها جسارت کرده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در خصوص غرابت سند و روایت ابوالطفیݪ از امام باقر را ذڪر ڪردم که علی اڪبر غفاری به این اشڪال وارد ڪرده بودند ؛
[2] كذا ورواية أبى الطفيل عن أبي جعفر عليه السلام في غاية البعد بل مما لا يكون . و في بعض النسخ " عن أبي عبد الله الطفيل " ولم أجده.
📕كمال الدين وتمام النعمة - للشيخ الصدوق - ج ١ - الصفحة ٢٣٤
✍🏻 جالب این است که رافضی رفته يک پست کامل معاصرت این دو رو ثابت کرده، در حالی که اصلاً اشکال این نیست و به قولی " فهم السؤال نصف الإجابة " !
بیسواد، محقق دارد به غرابت سند اشاره میکند که هیچ سابقه ای در روایت این صحابی از امام وجود ندارد، یا به عبارتی هیچ متقدم و متأخری از علما ابوالطفیل را جزو اصحاب امام باقر ندانسته است، و وجود دو راوی در یک طبقه لزوماً به معنی صحت سماع از یکدیگر نیست، چه بسا خلاف آن را ثابت میکند :
لم يعثر على رواية ابن أبي عمير عن محمد بن عمر في غير هذا الموضع، علماً أنهما جميعاً من الطبقة السادسة، ولا يتعارف رواية المتحدين في الطبقة أحدهما عن الآخر كما لا يخفى على الممارس.
📕بحوث في شرح مناسك الحج للشيخ أمجد رياض والشيخ نزار يوسف ۶۴۴/۱۹
و از شرط حکم به اتصال دو همعصر، عدم وجود مدلس از طبقه ما سبق آنهاست، چه بسا اگر طبقه قبل آنها ابراهیم بن عمر یمانی است که به قول ابن غضائری ضعیف جداً میباشد !
✍🏻 رافضی نادان دزدڪی خواست خود را از این مسئݪه خݪاص ڪند و تنها به زور و بیهوده شڪݪک خنده و مسخره گذاشته که حاݪش جا بیاد.
تنها استدݪال او این بود که عدم توثیق دال بر مجهوݪ بودن نیست، بلکه مجهول کسی است که علما به او گفتند مجهوݪ !!
این عین حماقت است، زیرا وقتی ما میگوییم ابوالطفیل توثیق ندارد، یعنی قائل به جهالت او هستیم زیرا عدم ثبوت توثیق، دلالت بر عدم اعتبار اوست، همانطور که عدم ثبوت ضعف، دلالت بر توثیق ندارد.
[عدم الاستثناء لا يدل على التوثيق بل غايته عدم ثبوت ضعف من لم يستثنوه من رجالها و عدم ثبوت الضعف أعم كما هو ظاهر ]
📚تنقيح مباني العروة — الميرزا جواد التبريزي – ج۲ ص۸۸
¤اساساً تمام علما شیعه روایاتی را تضعیف کردند و تنها دلیل آنان عدم وجود توثیق معتبر است.
- امثلـــہ :
لم يوثقه أحد من قدماء الأصحاب، فما ذكره بأنه موثق اجتهاد منه وغير مبتن على الحس، ولا حجية لتوثيق المتأخرين ومدحهم.
یعنی اسماعيل حميری هیچکدام از متقدمین او را توثیق نکرده است و آنچه متأخرين ذكر نمودند حجت نيست.
📕پاورقی خلاصة الأقوال/ علامه حلي ٥٨
-مثالی دیگر:
روایت ضعیف است، بخاطر وجود ابن اسحاق که هیچکدام از متقدمین او را توثیق نکردند.
[و هذه الرواية ضعيفة بابن اسحاق حيث انه لم يوثقه من المتقدمين]
📚مباني منهاج الصالحين/تقي طباطبایي٤٥٤
▪︎ از امام میپرسند فلان روایت رو ابوالطفیل نقل کرده، امام در پاسخ میگوید : بله راست گفته رحمه الله !
رافضی میگوید چون در اینجا اون رو تصدیق کرده پس حتماً صادق و راستگو است، حال که حتی بزرگترین دروغگو در جهان هم قرار نیست همه حرف های او دروغ باشد
یک بار ترحم هم هیچ دلالتی بر توثیق ندارد، زیرا چه بسا دال بر ذم او هست که در حقیقت اصل بر این است که استغفار و ترحم برای فرد گناه کار است.
✍🏻 آقای آصف محسنی میگوید :
الفصل الأوّل: في الأمارات الضعيفة
1. ترحّم المعصوم عليه السّلام على أحد، و رضاه عنه، فإنّه لا يعقل صدور ذلك عنه إلّا بالنسبة إلى ثقة عدل.
و يردّه إنّ التّرحّم بمنزلة الاستغفار، فيكفيه الإيمان، فلا يدلّ بمجرّده على الحسن، فضلا عن الوثاقة، نعم، في تكراره كلام يأتي.
✍🏻و همینطور آصف محسنی در معجم خود [ ۱۵۱/۱ ] راجع به استدلال خویی بر حسن حال ابوالطفیل از ذیل روایت که رافضی آن را آورده ميگوید :
وفي استفادة حسنه من ذيل الرواية نظر، فلاحظ. !
فلذا رافضی هر فحش و بی ادبی که در این باره کرد، بر میگردد به علما و محققین شیعه که از جهل خود به همه آنها جسارت کرده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در خصوص غرابت سند و روایت ابوالطفیݪ از امام باقر را ذڪر ڪردم که علی اڪبر غفاری به این اشڪال وارد ڪرده بودند ؛
[2] كذا ورواية أبى الطفيل عن أبي جعفر عليه السلام في غاية البعد بل مما لا يكون . و في بعض النسخ " عن أبي عبد الله الطفيل " ولم أجده.
📕كمال الدين وتمام النعمة - للشيخ الصدوق - ج ١ - الصفحة ٢٣٤
✍🏻 جالب این است که رافضی رفته يک پست کامل معاصرت این دو رو ثابت کرده، در حالی که اصلاً اشکال این نیست و به قولی " فهم السؤال نصف الإجابة " !
بیسواد، محقق دارد به غرابت سند اشاره میکند که هیچ سابقه ای در روایت این صحابی از امام وجود ندارد، یا به عبارتی هیچ متقدم و متأخری از علما ابوالطفیل را جزو اصحاب امام باقر ندانسته است، و وجود دو راوی در یک طبقه لزوماً به معنی صحت سماع از یکدیگر نیست، چه بسا خلاف آن را ثابت میکند :
لم يعثر على رواية ابن أبي عمير عن محمد بن عمر في غير هذا الموضع، علماً أنهما جميعاً من الطبقة السادسة، ولا يتعارف رواية المتحدين في الطبقة أحدهما عن الآخر كما لا يخفى على الممارس.
📕بحوث في شرح مناسك الحج للشيخ أمجد رياض والشيخ نزار يوسف ۶۴۴/۱۹
و از شرط حکم به اتصال دو همعصر، عدم وجود مدلس از طبقه ما سبق آنهاست، چه بسا اگر طبقه قبل آنها ابراهیم بن عمر یمانی است که به قول ابن غضائری ضعیف جداً میباشد !
▪︎راجع به مبحث توسل و استغاثه هیچ پاسخی به استدلال بنده نداشتند و بلکه مثل همیشه دزدکی از آن فرار کردند و حرف خود را دوباره تکراره شده رو قرار دادند
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
ولَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ
1- در مورد افرادی(منافقان) صحبت میکند که اگر نزد رسول خدا میامندند(گذشته) و از رسول خدا طلب استغفار کنند وخودشان هم طلب مغفرت کنند؛ پس خداوند گناهانشان را خواهد بخشید
و الفاظ عموم هم ندارد که بگویید العبرة بعموم اللفظ .. كلا ضمائر است.
2-آمدن نزد شخصى ربطى به آمدن نزد قبر او ندارد؛ نه لغتاً و نه شرعاً .. بلكه حي و حاضر هم ربطى به اموات غائب ندارد
3-اگر قرار است چنین آیات را به عموم بدانند؛ پس ما هم چنین استدلال میکنیم:
إن الذين ينادونك من وراء الحجرات أكثرهم لا يعقلون [الحجرات 4].
چرا که الآن اگر کسی قرار است نزد قبر رسول خدا برود واو را صدا زند؛ میشود پشت حجرات واتاق رسول خدا !
پس حکم آیه هم شاملشان میشود: أكثرهم لا يعقلون !!
پس اساسا آیه ربطی به بعد از مرگ و .. ندارد
و دلیل هم کوتاه تر از مدعاست!!
سهمودی و غیره از قبوری ها برای ما دلیل نمیشوند، حال که هیچ دلیلی برای ادعای غلط آنان از قرآن و سنت وجود ندارد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌روایت تَشْهَدُ مَقَامِي وَ تَسْمَعُ كَلاَمِي که این آورده هیچ سندی ندارد و بلڪه روایت بی در و پیڪر است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌 روایت امالی مفید فَيَقُولُ يَا رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ هرچند هیچ ربطی به توسل و استغاثه ندارد، زیرا خطاب مستقیم به خداست، اما باز هم روایت صحت ندارد و سنداً و دلالتاً مردود است.
💥الحسن بن علي بن عمرو الكوفي: لم يذكروه.[مستدركات علم رجال الحديث ٧/٣]
💥فيحيى بن أبي العلاء، مجهول.
[معجم رجال الحديث ج ٢١ - الصفحة ٢٧]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌 روايت توسل حضرت آدم به مقام اهل بيت( نه دعا خواندن آنها ) كه حاكم در مستدرک ذکر کرده موضوع است.
[التعليق - من تلخيص الذهبي]٤٢٢٨ - بل موضوع‼️
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
ولَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ
1- در مورد افرادی(منافقان) صحبت میکند که اگر نزد رسول خدا میامندند(گذشته) و از رسول خدا طلب استغفار کنند وخودشان هم طلب مغفرت کنند؛ پس خداوند گناهانشان را خواهد بخشید
و الفاظ عموم هم ندارد که بگویید العبرة بعموم اللفظ .. كلا ضمائر است.
2-آمدن نزد شخصى ربطى به آمدن نزد قبر او ندارد؛ نه لغتاً و نه شرعاً .. بلكه حي و حاضر هم ربطى به اموات غائب ندارد
3-اگر قرار است چنین آیات را به عموم بدانند؛ پس ما هم چنین استدلال میکنیم:
إن الذين ينادونك من وراء الحجرات أكثرهم لا يعقلون [الحجرات 4].
چرا که الآن اگر کسی قرار است نزد قبر رسول خدا برود واو را صدا زند؛ میشود پشت حجرات واتاق رسول خدا !
پس حکم آیه هم شاملشان میشود: أكثرهم لا يعقلون !!
پس اساسا آیه ربطی به بعد از مرگ و .. ندارد
و دلیل هم کوتاه تر از مدعاست!!
سهمودی و غیره از قبوری ها برای ما دلیل نمیشوند، حال که هیچ دلیلی برای ادعای غلط آنان از قرآن و سنت وجود ندارد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌روایت تَشْهَدُ مَقَامِي وَ تَسْمَعُ كَلاَمِي که این آورده هیچ سندی ندارد و بلڪه روایت بی در و پیڪر است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌 روایت امالی مفید فَيَقُولُ يَا رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ هرچند هیچ ربطی به توسل و استغاثه ندارد، زیرا خطاب مستقیم به خداست، اما باز هم روایت صحت ندارد و سنداً و دلالتاً مردود است.
💥الحسن بن علي بن عمرو الكوفي: لم يذكروه.[مستدركات علم رجال الحديث ٧/٣]
💥فيحيى بن أبي العلاء، مجهول.
[معجم رجال الحديث ج ٢١ - الصفحة ٢٧]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌 روايت توسل حضرت آدم به مقام اهل بيت( نه دعا خواندن آنها ) كه حاكم در مستدرک ذکر کرده موضوع است.
[التعليق - من تلخيص الذهبي]٤٢٢٨ - بل موضوع‼️
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from علم الحديث عند الشيعة
((وحدّثني أبو حاتم عن الأصمعيّ عن العمريّ قال: قال رجل لعمر بن الخطّاب رضي الله عنه: إنّ فلانا رجل صدق؛ قال: سافرت معه؟ قال لا.
قال: فكانت بينك وبينه خصومة؟ قال لا. قال: فهل ائتمنته على شيء؟ قال لا. قال: فأنت الذي لا علم لك به، أراك رأيته يرفع رأسه ويخفضه في المسجد!.))
على منطق المتكلم علي أبو الحسن فإن علم الرجال والجرح والتعديل عند أهل السنة سابق على الشيعة وهذا الأثر يدل عليه ويدل على أن الصحابة رضي الله عنهم كانوا يشترطون العدالة وعندهم مباني وأمارات للجرح والتعديل !!
وهناك روايات أخرى كثيرة دالة على نفس هذا المعنى
#مهزلة
قال: فكانت بينك وبينه خصومة؟ قال لا. قال: فهل ائتمنته على شيء؟ قال لا. قال: فأنت الذي لا علم لك به، أراك رأيته يرفع رأسه ويخفضه في المسجد!.))
على منطق المتكلم علي أبو الحسن فإن علم الرجال والجرح والتعديل عند أهل السنة سابق على الشيعة وهذا الأثر يدل عليه ويدل على أن الصحابة رضي الله عنهم كانوا يشترطون العدالة وعندهم مباني وأمارات للجرح والتعديل !!
وهناك روايات أخرى كثيرة دالة على نفس هذا المعنى
#مهزلة
📌 هنگامی ڪه أولاد بنی رفضون شونه خاݪی ڪردند !
✍🏻 در پست سابق بیان شد که از خنده دار بودن مسئله این است ڪه شیعی برای تصحیح روایت به ڪتابی ارجاع میدهد که دقیقاً در همان منبع مؤلف روایت را تضعیف ڪرده باشد.
الآن طلبڪار شده اند که این ادعا از جانب بنده است و برای رد آن تنها روایاتی ذڪر ڪردند که روایت " علی بن حسن بن فضاݪ " از " ابن عامر " در منابع مختلف ذڪر شده!
این صبیه فڪر میڪنند بنده به وجود این روایات اطلاع نداشته ام، حال که حتی آقای آصف محسنی ڪه این اشڪال رو ذڪر ڪرده، علم به وجود این روایات داشته است و از این اساس پس از اشاره به وجود روایات میگوید :
این روایات متعدد حݪ آور نیست، بلکه دایره سرگردانی رو بیشتر میڪند.
اقول: تقدّم التحيّر في رواية على بن الحسن عن أصحاب أبي عبداللّه عليه السلام وهو أبان في هذا السند بواسطة واحدة: ويقول السيد الاستاذ الخويى- رحمه اللّه- في معجمه:
وقد روى الكشي عن علي بن الحسن عن العباس بن عامر عن أبان بن عثمان في عدّة موارد.
اقول: لكن قول الكشي لا يزيل التحير وانما يوسع موارده.
📚📕معجم الأحاديث المعتبرة ۳۱۴/۵
▪︎ادامـــــــــــــہ دارد :
✍🏻 در پست سابق بیان شد که از خنده دار بودن مسئله این است ڪه شیعی برای تصحیح روایت به ڪتابی ارجاع میدهد که دقیقاً در همان منبع مؤلف روایت را تضعیف ڪرده باشد.
الآن طلبڪار شده اند که این ادعا از جانب بنده است و برای رد آن تنها روایاتی ذڪر ڪردند که روایت " علی بن حسن بن فضاݪ " از " ابن عامر " در منابع مختلف ذڪر شده!
این صبیه فڪر میڪنند بنده به وجود این روایات اطلاع نداشته ام، حال که حتی آقای آصف محسنی ڪه این اشڪال رو ذڪر ڪرده، علم به وجود این روایات داشته است و از این اساس پس از اشاره به وجود روایات میگوید :
این روایات متعدد حݪ آور نیست، بلکه دایره سرگردانی رو بیشتر میڪند.
اقول: تقدّم التحيّر في رواية على بن الحسن عن أصحاب أبي عبداللّه عليه السلام وهو أبان في هذا السند بواسطة واحدة: ويقول السيد الاستاذ الخويى- رحمه اللّه- في معجمه:
وقد روى الكشي عن علي بن الحسن عن العباس بن عامر عن أبان بن عثمان في عدّة موارد.
اقول: لكن قول الكشي لا يزيل التحير وانما يوسع موارده.
📚📕معجم الأحاديث المعتبرة ۳۱۴/۵
▪︎ادامـــــــــــــہ دارد :
💠 آيا ڪݪام آصف محسنی قابݪ پذیرش است !؟
- بݪا شڪ بله ، زیرا علی بن حسن فضاݪ؛ عباس بن عامر را درڪ نڪرده است و صحیح این است که ایشان در طبقه هشتم و یا نهم هستند، حال ڪه ابن عامر جزو طبقه ششم هستند و ملاقات این دو بعید بنظر میاد.
آنچه مشهور هست، پدر علي فضال، یعنی حسن بن علي بن فضال در سال ۲۲۴ هــ وفات یافتند، در حالی ڪه علي كه فرزند ایشان است بنا به صغر سنی او و متوجه نشدن مبحث نقل روایات، هیچ نقلی از پدر خود نداشته است :
وكان فطحيا ، ولم يرو عن أبيه شيئا وقال : « كنت اقابله وسني ثمان عشرة سنة بكتبه ولا أفهم إذ ذاك الروايات ولا أستحل أن أرويها عنه ». وروى عن أخويه عن أبيهما.
📚رجال النجاشي [ص258]
خلاصه مفهوم : در هجده سالگی، پدر ایشان فوت میکند در حالی که در آن سن؛ هیچ چیزی از اخذ و نقل روایات نمیدانسته است.
🔹فلذا حدوداً این بنده خدا تا ۲۰ الی ۲۵ سالگی؛ یعنی حدواً تا سال 230 هــ از این مسائݪ به دور بوده.
🔹 از طرفی دیگر عرض شد ڪه ابن عامر جزو طبقه ششم بوده، و سن فوت این طبقه از روات حدوداً بین ۲۱۰ هــ الی ۲۳۰ هــ است.[ اطلالة على الرجال و الحديث ٢٩ ]
🔻 فلذا اگر اين آقا علي بن حسن فضال در این سال وفات ابن عامر چیزی از اخذ حدیث حتی از پدر خود نمیدانسته است، به طریق اولی عباس بن عامر رو اصلاً نمیدانسته که بوده.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌 در روايت " مهدي مولى عثمان " ذكر شده كه عرض شد معلوم نيست صانع این چه کسیست.
▪︎دو کانال پاسخ به ما داده اند :
🔻 کانال نخست :
🔻 كانال دوم :
✍🏻 ايشون عمير المهري مولى عثمان را با مهدي مولى عثمان يکی میداند و میگوید تصحیف شده !
الآن دلیل ایشان چیست !؟ تنها همین که وجود چنین شخصیتی بنام مهدی وجود ندارد !
¤ حال که به همان عصر وضع کتاب رجال کشی تا عصر حاضر نگاه میکنیم، همگی از شیعیان ادعا دارند این شخصیت مهدی نام دارد و هیچکدام از آنان اشاره ای حتی به عمير / المهری نکرده اند، بلکه حتی کلام شیخ طوسی که از کانال نخست شیعه نقل کردم، هم همین المهدی رو گفته است.
📌فلذا به دو دليل ادعای تصحیف مردود است:
1. هیچ کدام از متقدمین و متأخرين اين ادعا را نكردند.
2. و همچنین هيچ کدام آنها حتی اشاره ای ندارند که این المهدی نام او عمیر است.
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬
- بݪا شڪ بله ، زیرا علی بن حسن فضاݪ؛ عباس بن عامر را درڪ نڪرده است و صحیح این است که ایشان در طبقه هشتم و یا نهم هستند، حال ڪه ابن عامر جزو طبقه ششم هستند و ملاقات این دو بعید بنظر میاد.
آنچه مشهور هست، پدر علي فضال، یعنی حسن بن علي بن فضال در سال ۲۲۴ هــ وفات یافتند، در حالی ڪه علي كه فرزند ایشان است بنا به صغر سنی او و متوجه نشدن مبحث نقل روایات، هیچ نقلی از پدر خود نداشته است :
وكان فطحيا ، ولم يرو عن أبيه شيئا وقال : « كنت اقابله وسني ثمان عشرة سنة بكتبه ولا أفهم إذ ذاك الروايات ولا أستحل أن أرويها عنه ». وروى عن أخويه عن أبيهما.
📚رجال النجاشي [ص258]
خلاصه مفهوم : در هجده سالگی، پدر ایشان فوت میکند در حالی که در آن سن؛ هیچ چیزی از اخذ و نقل روایات نمیدانسته است.
🔹فلذا حدوداً این بنده خدا تا ۲۰ الی ۲۵ سالگی؛ یعنی حدواً تا سال 230 هــ از این مسائݪ به دور بوده.
🔹 از طرفی دیگر عرض شد ڪه ابن عامر جزو طبقه ششم بوده، و سن فوت این طبقه از روات حدوداً بین ۲۱۰ هــ الی ۲۳۰ هــ است.[ اطلالة على الرجال و الحديث ٢٩ ]
🔻 فلذا اگر اين آقا علي بن حسن فضال در این سال وفات ابن عامر چیزی از اخذ حدیث حتی از پدر خود نمیدانسته است، به طریق اولی عباس بن عامر رو اصلاً نمیدانسته که بوده.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌 در روايت " مهدي مولى عثمان " ذكر شده كه عرض شد معلوم نيست صانع این چه کسیست.
▪︎دو کانال پاسخ به ما داده اند :
🔻 کانال نخست :
ایضا وهابی از وجود شخصیتی بنام مهدی غلام عثمان که در هنگام بیعت با امیرالمومنین علی علیهالسلام از خلفاء برائت میجوید اظهار تعجب کرده است در حالی که این شخص نزد شیعه مشهور است :✍🏻 پاسخ واضح است، زیرا طوسی ( مصحح کتاب کشی ) از همان روایت رجال کشی این اسم را یافته است و از این خاطر به خود روایت مورد بحث اشاره میکند.
المهدي، مولي عثمان، و كان محمودا، و هو ألذي بايع أمير المؤمنين [ عليه السلام ] علي البراءة من الأولين
📚 رجال شیخ طوسی صفحهی ۸۳
🔻 كانال دوم :
در منابع اهل سنت «عمير المهري مولى عثمان بن عفان» یاد شده است (بخاری، التاریخ الکبیر، ط دایرة المعارف العثمانیة، ج۶، ص۵۳۵؛ ابن ابی حاتم، الجرح والتعدیل، ج۶، ص۳۸۰؛ ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۲۵۴). ابن ابی شیبة هم گزارشی درباره او آورده است (المصنف، ت الحوت، ج۵، ص۵۴۱).
در منابع اهل سنت نیز نامش گاهی به المهدی تصحیف شده است (نمونه: بخاری، التاریخ الکبیر، ج۶، ص۵۳۵، پاورقی محقق) چرا که این تصحیف کاملاً رایج بوده است
✍🏻 ايشون عمير المهري مولى عثمان را با مهدي مولى عثمان يکی میداند و میگوید تصحیف شده !
الآن دلیل ایشان چیست !؟ تنها همین که وجود چنین شخصیتی بنام مهدی وجود ندارد !
¤ حال که به همان عصر وضع کتاب رجال کشی تا عصر حاضر نگاه میکنیم، همگی از شیعیان ادعا دارند این شخصیت مهدی نام دارد و هیچکدام از آنان اشاره ای حتی به عمير / المهری نکرده اند، بلکه حتی کلام شیخ طوسی که از کانال نخست شیعه نقل کردم، هم همین المهدی رو گفته است.
📌فلذا به دو دليل ادعای تصحیف مردود است:
1. هیچ کدام از متقدمین و متأخرين اين ادعا را نكردند.
2. و همچنین هيچ کدام آنها حتی اشاره ای ندارند که این المهدی نام او عمیر است.
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬
محمد بن مسعود، قال حدثني علي بن محمد القمي، قال حدثني أحمد بن محمد بن عيسى، عن زحل عمر بن عبد العزيز، عن جميل بن دراج، عن حمزة بن محمد الطيار قال: ذكرنا محمد بن أبي بكر عند أبي عبد الله (ع) فقال أبو عبد الله (ع) رحمه الله و صلى عليه، قال لأمير المؤمنين (ع) يوما من الأيام ابسط يدك أبايعك! فقال أ و ما فعلت قال بلى، فبسط يده، فقال أشهد أنك إمام مفترض طاعتك و أن أبي في النار. فقال أبو عبد الله (ع) كان إنجابه من قبل أمه أسماء بنت عميس رحمة الله عليها لا من قبل أبيه [اختیار رجال الکشي، ص63-64]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⁉️ آیا این روایت معتـــــــبر است !؟
🔹✘⇜ پاســــ⇜ــخ : ↓↓
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⁉️ آیا این روایت معتـــــــبر است !؟
🔹✘⇜ پاســــ⇜ــخ : ↓↓
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
محمد بن مسعود، قال حدثني علي بن محمد القمي، قال حدثني أحمد بن محمد بن عيسى، عن زحل عمر بن عبد العزيز، عن جميل بن دراج، عن حمزة بن محمد الطيار قال: ذكرنا محمد بن أبي بكر عند أبي عبد الله (ع) فقال أبو عبد الله (ع) رحمه الله و صلى عليه، قال لأمير المؤمنين (ع)…
✍🏻 علی آل محسن، ڪه آقای حسینی قزوینی راجع ایشان میگوید : "من در میان فضلای عربستان سعودی، فاضل ترین، و عالمترین روحانی عربستان را، در قسمت احصا و قطیف، شیخ «علی آل محسن» می دانم". [خارج کلام مقارن ۲۱۲/۱] در خصوص این روایت میگوید :
وأقول: هذه الروایة ضعیفة السند، فإن راویها هو حمزة بن محمد الطیار، وهو مهمل، لم یثبت توثیقه فی کتب الرجال.
قال المامقانی: حمزة بن محمد الطیار، عدَّه الشیخ فی رجاله من أصحاب الصادق علیه السلام، وقال: (کوفی). وظاهره کونه إمامیاً، إلا أن حاله مجهول [1] 746.
ومن جملة رواة هذا الخبر زُحَل عمر بن عبد العزیز، وهو لم یثبت توثیقه فی کتب الرجال، بل وصفه النجاشی بالتخلیط، ووصفه الفضل بن شاذان بأنه یروی المناکیر.
قال النجاشی: عمر بن عبد العزیز عربی، بصری، مخلط [2] 747.
وقال الکشی: أبو حفص، عمر بن عبد العزیز أبی بشار، المعروف بزُحَل. محمد ابن مسعود قال: حدثنی عبد الله بن حمدویه البیهی، قال: سمعت الفضل بن شاذان یقول: زُحَل أبو حفص یروی المناکیر، ولیس بغالٍ [3] 748.
وقال المامقانی: هو إمامی مجهول الحال من حیث العدالة والضبط وعدمهما، لکن الإنصاف أن مثله یُسمَّی ضعیفاً اصطلاحاً [1] 749.
📚📕لله و للحقیقه رد علی کتاب لله ثم للتاریخ ٤٧٤/١
🍃 نڪـــته ؛ علي بن محمد قمي همچنین مجهوݪ است :
أقول: هذه الرواية ضعيفة، بآدم، وعلي بن محمد القمي. [معجم رجال الحديث - السيد الخوئي - ج ٢١ - الصفحة ٢٢٣]
وأقول: هذه الروایة ضعیفة السند، فإن راویها هو حمزة بن محمد الطیار، وهو مهمل، لم یثبت توثیقه فی کتب الرجال.
قال المامقانی: حمزة بن محمد الطیار، عدَّه الشیخ فی رجاله من أصحاب الصادق علیه السلام، وقال: (کوفی). وظاهره کونه إمامیاً، إلا أن حاله مجهول [1] 746.
ومن جملة رواة هذا الخبر زُحَل عمر بن عبد العزیز، وهو لم یثبت توثیقه فی کتب الرجال، بل وصفه النجاشی بالتخلیط، ووصفه الفضل بن شاذان بأنه یروی المناکیر.
قال النجاشی: عمر بن عبد العزیز عربی، بصری، مخلط [2] 747.
وقال الکشی: أبو حفص، عمر بن عبد العزیز أبی بشار، المعروف بزُحَل. محمد ابن مسعود قال: حدثنی عبد الله بن حمدویه البیهی، قال: سمعت الفضل بن شاذان یقول: زُحَل أبو حفص یروی المناکیر، ولیس بغالٍ [3] 748.
وقال المامقانی: هو إمامی مجهول الحال من حیث العدالة والضبط وعدمهما، لکن الإنصاف أن مثله یُسمَّی ضعیفاً اصطلاحاً [1] 749.
📚📕لله و للحقیقه رد علی کتاب لله ثم للتاریخ ٤٧٤/١
🍃 نڪـــته ؛ علي بن محمد قمي همچنین مجهوݪ است :
أقول: هذه الرواية ضعيفة، بآدم، وعلي بن محمد القمي. [معجم رجال الحديث - السيد الخوئي - ج ٢١ - الصفحة ٢٢٣]
حمدويه بن نصير عن محمد بن عيسى عن محمد بن أبي عمير عن عمر بن أذينة عن زرارة بن أعين عن أبي جعفر (ع) أن محمد بن أبي بكر بايع عليا (ع) على البراءة من أبيه
(اختیار رجال الکشي، ص64، ح114)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⁉️ آیا این روایت معتـــــــبر است !؟
🔹✘⇜ پاســــ⇜ــخ : ↓↓
✍🏻 هرچند بعضاً به وجود دو شخصیت حمدویه بن نصیر تردد دارند ڪه یکیشان حمدویه ڪشی [ مجهول ] و دومی حمدویه شاهی [ ثقة ] است.
أقول: اعتبار الرواية مبني على وحدة المسمى في اسم حمدويه. [معجم الأحاديث المعتبرة ٥٦/٢]
اما در سند، محمد بن عیسۍ عبيدي وجود دارد، ڪه توسط محدثان شیعـہ مجازۍ ، تضعیف شده است.
( یکیشان هم همان همكار شماست که در ڪانال بغلی باشماها هماهنگ است.)
(اختیار رجال الکشي، ص64، ح114)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⁉️ آیا این روایت معتـــــــبر است !؟
🔹✘⇜ پاســــ⇜ــخ : ↓↓
✍🏻 هرچند بعضاً به وجود دو شخصیت حمدویه بن نصیر تردد دارند ڪه یکیشان حمدویه ڪشی [ مجهول ] و دومی حمدویه شاهی [ ثقة ] است.
أقول: اعتبار الرواية مبني على وحدة المسمى في اسم حمدويه. [معجم الأحاديث المعتبرة ٥٦/٢]
اما در سند، محمد بن عیسۍ عبيدي وجود دارد، ڪه توسط محدثان شیعـہ مجازۍ ، تضعیف شده است.
( یکیشان هم همان همكار شماست که در ڪانال بغلی باشماها هماهنگ است.)
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
💠 آيا ڪݪام آصف محسنی قابݪ پذیرش است !؟ - بݪا شڪ بله ، زیرا علی بن حسن فضاݪ؛ عباس بن عامر را درڪ نڪرده است و صحیح این است که ایشان در طبقه هشتم و یا نهم هستند، حال ڪه ابن عامر جزو طبقه ششم هستند و ملاقات این دو بعید بنظر میاد. آنچه مشهور هست، پدر علي فضال،…
📌محقق بحراني : اگر هر دروغ و مسخره ای قرار است به عنوان تصحیف به دوش نسّاخ بیندازیم، دیگر باب استدلال بسته خواهد شد، زیرا هر شخصی میتواند بر مخالف خود به خطای نساخ استناد کند !
وثانياً - أن ما ذكره - من حمل الواو في صحيحة الفقيه في قوله " وينصرف " على أنها بمعنى " أو " أو سقوط الألف من قلم الـنـسـاخ - وإن سقط به مع بعده وتكلفه وثالثا - أن ما ذكره - في الاعتذار عن سقوط قوله " وينصرف.. إلى آخره " الذي في صحيحة الفقيه من رواية الشيخ حيث إنه موضع الاستدلال وبتركه حصل الاختلال -.
فهو أيضا من التكلفات البعيدة والتمحلات الشديدة، ولو قامت هذه التكلفات في الروايات انسدت أبواب الاستدلالات، إذ للخصم أن يقدر ما يريد وما يوافق غرضه ويدعى أمثال هذه الدعاوى في دليل خصمه فيقلب عليه دليله فيدعى نقصان ما يحتاج إليه وزيادة ما يضره ويرد عليه ونحو ذلك كما لا يخفى على المنصف .... فهو مثل تأويلاته المتقدمة التي قد عرفت بما ذكرنا أنها متزعزعة منهدمة، ومن الذي يعجزه مثل هذه التأويلات الغثة الباردة والتمحلات السخيفة الشاردة التي قد عرفت أنه لو انفتح في أمثالها الباب لا نسد باب الاستدلال وعلا الباطل الصواب.
📚الحدائق الناضرة - المحقق البحراني ج 11 ص 403
وثانياً - أن ما ذكره - من حمل الواو في صحيحة الفقيه في قوله " وينصرف " على أنها بمعنى " أو " أو سقوط الألف من قلم الـنـسـاخ - وإن سقط به مع بعده وتكلفه وثالثا - أن ما ذكره - في الاعتذار عن سقوط قوله " وينصرف.. إلى آخره " الذي في صحيحة الفقيه من رواية الشيخ حيث إنه موضع الاستدلال وبتركه حصل الاختلال -.
فهو أيضا من التكلفات البعيدة والتمحلات الشديدة، ولو قامت هذه التكلفات في الروايات انسدت أبواب الاستدلالات، إذ للخصم أن يقدر ما يريد وما يوافق غرضه ويدعى أمثال هذه الدعاوى في دليل خصمه فيقلب عليه دليله فيدعى نقصان ما يحتاج إليه وزيادة ما يضره ويرد عليه ونحو ذلك كما لا يخفى على المنصف .... فهو مثل تأويلاته المتقدمة التي قد عرفت بما ذكرنا أنها متزعزعة منهدمة، ومن الذي يعجزه مثل هذه التأويلات الغثة الباردة والتمحلات السخيفة الشاردة التي قد عرفت أنه لو انفتح في أمثالها الباب لا نسد باب الاستدلال وعلا الباطل الصواب.
📚الحدائق الناضرة - المحقق البحراني ج 11 ص 403
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا ڪتاب اݪضعفاء ابن غضائری هیچ ڪسی آن را استنساخ نڪرده؟! آیا ورثه ایشان آن را از بین بردند؟! آیا قبل ابن طاووس کسی به این ڪتاب نظر نداشته است !؟
🔹✘⇜ پاســــ⇜ــخ : ↓↓
https://t.me/eulumhadith/1226
🔹✘⇜ پاســــ⇜ــخ : ↓↓
https://t.me/eulumhadith/1226
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
آیا ڪتاب اݪضعفاء ابن غضائری هیچ ڪسی آن را استنساخ نڪرده؟! آیا ورثه ایشان آن را از بین بردند؟! آیا قبل ابن طاووس کسی به این ڪتاب نظر نداشته است !؟ 🔹✘⇜ پاســــ⇜ــخ : ↓↓ https://t.me/eulumhadith/1226
📌 آیت الله شبیری :
آنی که شیخ در فهرست خود می گوید مربوط به فهرست ابن غضائری است که از بین رفته است. شیخ در فهرست می گوید: ورثه ی ابن غضائری بعد از فوت او تمامی کتاب او را از بین برده است و فهرست و رجال و سایر نسخ اصلی کتب او را از بین بردند ولی این نشان نمی دهد که قبل از این کار، از کتب ابن غضائری نسخه برداری نشده باشد. شیخ فقط در مورد فهرست می گوید که از آن نسخه برداری نشده است اما اینکه در مورد رجال ابن غضائری و در مورد سایر کتب او نیز این اتفاق افتاده است چیزی بیان نمی کند .. .
درس رجال آیت الله شبیری
جلسه 32
https://eshia.ir/Feqh/Archive/text/shobeiry/rejal/62/032/%D8%BA%D8%B6%D8%A7%D8%A6%D8%B1%DB%8C
📌 شهید الثاني :
وأما الثاني : فلما عرفت من أن كتاب الضعفاء ، غير ما ألفه حول الاصول والمصنفات ، وهو غير كتاب الممدوحين ، الذي ربما ينقل عنه العلاّمة كما عرفت ، وتعمد الورثة على اهلاك الاولين لا يكون دليلا على اهلاك الآخرين.
https://darsgoftar.net/book/view/33/33/25/92
سیستانی میگوید اینکه علامه حلی از کتاب ابن الغضائری نقل میکند شهادت به وجود کتاب وی در نزد علامه است. و نجاشی نیز عباراتی دارد که موافق با منقولات علامه از کتاب ابن الغضائری است، واین دلالت می کند که نجاشی به کتاب ابن الغضائری نظر می کرده است. حال چه شده است که مرحوم شیخ طوسی فرموده اند: "لم یستنسخهما احد"، احتمالا مرحوم شیخ الطائفة در این مطلب اشتباه کرده اند.
درس خارج فقه استاد محمدتقي شهيدي
96/09/22
https://eshia.ir/Feqh/Archive/text/shahidi/feqh2/96/960922/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%20%D8%A8%D9%86%20%D8%B9%D9%85%D8%B1%20%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C
آنی که شیخ در فهرست خود می گوید مربوط به فهرست ابن غضائری است که از بین رفته است. شیخ در فهرست می گوید: ورثه ی ابن غضائری بعد از فوت او تمامی کتاب او را از بین برده است و فهرست و رجال و سایر نسخ اصلی کتب او را از بین بردند ولی این نشان نمی دهد که قبل از این کار، از کتب ابن غضائری نسخه برداری نشده باشد. شیخ فقط در مورد فهرست می گوید که از آن نسخه برداری نشده است اما اینکه در مورد رجال ابن غضائری و در مورد سایر کتب او نیز این اتفاق افتاده است چیزی بیان نمی کند .. .
درس رجال آیت الله شبیری
جلسه 32
https://eshia.ir/Feqh/Archive/text/shobeiry/rejal/62/032/%D8%BA%D8%B6%D8%A7%D8%A6%D8%B1%DB%8C
📌 شهید الثاني :
وأما الثاني : فلما عرفت من أن كتاب الضعفاء ، غير ما ألفه حول الاصول والمصنفات ، وهو غير كتاب الممدوحين ، الذي ربما ينقل عنه العلاّمة كما عرفت ، وتعمد الورثة على اهلاك الاولين لا يكون دليلا على اهلاك الآخرين.
https://darsgoftar.net/book/view/33/33/25/92
سیستانی میگوید اینکه علامه حلی از کتاب ابن الغضائری نقل میکند شهادت به وجود کتاب وی در نزد علامه است. و نجاشی نیز عباراتی دارد که موافق با منقولات علامه از کتاب ابن الغضائری است، واین دلالت می کند که نجاشی به کتاب ابن الغضائری نظر می کرده است. حال چه شده است که مرحوم شیخ طوسی فرموده اند: "لم یستنسخهما احد"، احتمالا مرحوم شیخ الطائفة در این مطلب اشتباه کرده اند.
درس خارج فقه استاد محمدتقي شهيدي
96/09/22
https://eshia.ir/Feqh/Archive/text/shahidi/feqh2/96/960922/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%20%D8%A8%D9%86%20%D8%B9%D9%85%D8%B1%20%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
آیا ڪتاب اݪضعفاء ابن غضائری هیچ ڪسی آن را استنساخ نڪرده؟! آیا ورثه ایشان آن را از بین بردند؟! آیا قبل ابن طاووس کسی به این ڪتاب نظر نداشته است !؟ 🔹✘⇜ پاســــ⇜ــخ : ↓↓ https://t.me/eulumhadith/1226
کتاب که در اختیار نجاشی بوده و ازش استفاده کرده در فهرستش. گویا شیخ طوسی مطلع نبوده و گزارش نادرست کرده (البته اگر منظور شیخ از اهلاک کتب توسط ورثه، کتاب رجال هم باشه).
متأسفانه ایشان در مورد کتابهای ابن نوح نیز همین اشتباه را کرده در حالی که نجاشی لااقل برخی از کتابهای او را در اختیار داشته است.
( بارگاهی؛ شاگرد آیت الله مددی )
متأسفانه ایشان در مورد کتابهای ابن نوح نیز همین اشتباه را کرده در حالی که نجاشی لااقل برخی از کتابهای او را در اختیار داشته است.
( بارگاهی؛ شاگرد آیت الله مددی )
👍2
انتساب_کتاب_الضعفاء_به_ابن_غضائری؛.pdf
877.7 KB
انتساب کتاب الضعفاء به ابن غضائری(عمیدرضا اکبری)
بازخوانی_انتقادات_متأخران_بر_ابن_غضائری_در_جرح_غالیان،_عميدرضا_اکبري،.pdf
978 KB
بازخوانی انتقادات متأخران بر ابن غضائری در جرح غالیان (عمیدرضا اکبری )
👍3