9⃣ روایت نهم :
اولاً : سند ضعیف است، و اگر ابن عباس را از مسئله جدا کنیم، کافی است که علت ضعف رو وجود #عکرمه بدانیم زیرا ایشان در کتب رجالی شیعه هیچ توثیقی ندارد و بلکه بلعکس؛ ایشان تضعیف شده اند !
[1201-] عكرمة، مولى عباس، ضعيف.
📕[الوجيزة في الرجال ١١٧]
ابن طاوس : حاله في ذلك ظاهر لا يحتاج إلى اعتبار رواية.
📗[التحرير الطاووسي : ٤٣٦ / ٣١٤]
دوماً : نسبت کتاب " امالي " موجود به شیخ طوسی ثابت نیست و از این خاطر آقای آصف محسنی [ که خیلی از ارجاعات رافضی به او میباشد و به قول خودش بنا به منهج این آقا میخواد صحت این موضوع رو ثابت کند ] در جاهای مختلف کتاب های خود گفته است که نسخه موجود و متداول اعتباری ندارد !
8- بعض كتب الصدوق كما اشار اليه العلامة المجلسي.
9- أمالي الشيخ المفيد.
10- أمالي الشيخ الطوسي.
فإن نسخ هذه الكتب لم تصل إلى أرباب الجوامع الاربعة المشار اليها بالسند المعتبر.‼️
📚 مشرعة بحار الأنوار ١٤/١
https://t.me/eulumhadith
اولاً : سند ضعیف است، و اگر ابن عباس را از مسئله جدا کنیم، کافی است که علت ضعف رو وجود #عکرمه بدانیم زیرا ایشان در کتب رجالی شیعه هیچ توثیقی ندارد و بلکه بلعکس؛ ایشان تضعیف شده اند !
[1201-] عكرمة، مولى عباس، ضعيف.
📕[الوجيزة في الرجال ١١٧]
ابن طاوس : حاله في ذلك ظاهر لا يحتاج إلى اعتبار رواية.
📗[التحرير الطاووسي : ٤٣٦ / ٣١٤]
دوماً : نسبت کتاب " امالي " موجود به شیخ طوسی ثابت نیست و از این خاطر آقای آصف محسنی [ که خیلی از ارجاعات رافضی به او میباشد و به قول خودش بنا به منهج این آقا میخواد صحت این موضوع رو ثابت کند ] در جاهای مختلف کتاب های خود گفته است که نسخه موجود و متداول اعتباری ندارد !
8- بعض كتب الصدوق كما اشار اليه العلامة المجلسي.
9- أمالي الشيخ المفيد.
10- أمالي الشيخ الطوسي.
فإن نسخ هذه الكتب لم تصل إلى أرباب الجوامع الاربعة المشار اليها بالسند المعتبر.‼️
📚 مشرعة بحار الأنوار ١٤/١
https://t.me/eulumhadith
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#دروغ_غصب
✍🏻روايت اول: ضعيف على المشهور [مرآة العقول ١٣١/٢٥]
✍🏻روايت دوم: مجهول [مرآة العقول ٢٦٧/٦]
✍🏻روايت سوم: موضوع و کذب است [اینجا]
https://t.me/eulumhadith
✍🏻روايت اول: ضعيف على المشهور [مرآة العقول ١٣١/٢٥]
✍🏻روايت دوم: مجهول [مرآة العقول ٢٦٧/٦]
✍🏻روايت سوم: موضوع و کذب است [اینجا]
https://t.me/eulumhadith
" راويان کذاب و متهم در اسانید کافي "
📚 جرعه ای از دریا شبیری زنجانی ج۱ ص۱۸۶
📚 جرعه ای از دریا شبیری زنجانی ج۱ ص۱۸۶
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
70 % کتاب کافی کلینی ؛ صحیح نیست !
- دقت کنید ، کتاب کافی نزد شیعیان اصح کتب است تا جایی که بر برخی نسخه های این کتاب عبارت " الکافي كافٍ لشيعتنا " به امام زمان نسبت داده اند !
- راستی ؛ کلینی که در عهد سفراء اربعه وجود داشته، چرا این کتاب درب و داغون خود - که الآن مرجع تمام این مذهب شده - به دست این سفران نداده است تا امام زمانشان برایشان تصحیح کند !؟
¤ جالب است كه در همين کتاب کافی کلینی آمده :
«إن الأرض لا تخلو إلا وفيها إمام.»
میگوید زمین هرگز از امام خالی نمیماند!
«كيما إن زاد المؤمنون شيئا ردهم وإن نقصوا شيئا أتمه لهم.» [ الكافي، ج1، ص178 ]
يعنی برای آن که اگر مؤمنان چیزی اضافه کردند، آنها را برگرداند و اگر چیزی کاستند، دوباره سرجایش بگذارد و تمامش کند.
آيا امام زمان شيعه وظيفه اش را - حد اقل در همين امر دين - انجام داده است ؟
https://t.me/eulumhadith
- دقت کنید ، کتاب کافی نزد شیعیان اصح کتب است تا جایی که بر برخی نسخه های این کتاب عبارت " الکافي كافٍ لشيعتنا " به امام زمان نسبت داده اند !
- راستی ؛ کلینی که در عهد سفراء اربعه وجود داشته، چرا این کتاب درب و داغون خود - که الآن مرجع تمام این مذهب شده - به دست این سفران نداده است تا امام زمانشان برایشان تصحیح کند !؟
¤ جالب است كه در همين کتاب کافی کلینی آمده :
«إن الأرض لا تخلو إلا وفيها إمام.»
میگوید زمین هرگز از امام خالی نمیماند!
«كيما إن زاد المؤمنون شيئا ردهم وإن نقصوا شيئا أتمه لهم.» [ الكافي، ج1، ص178 ]
يعنی برای آن که اگر مؤمنان چیزی اضافه کردند، آنها را برگرداند و اگر چیزی کاستند، دوباره سرجایش بگذارد و تمامش کند.
آيا امام زمان شيعه وظيفه اش را - حد اقل در همين امر دين - انجام داده است ؟
https://t.me/eulumhadith
1⃣ اولاً: این اثر کذب است.
زیرا ابوسعید تستري در سند، كذاب است.
📌 قال الإمام الذهبي:
[ الحَسَن بْن عثمان بْن زياد، أبو سَعِيد التُّسْتَريّ … وكان كذّابًا. قَالَ ابن عديّ: كَانَ عندي أنه يضع الحديث. سألت عبدان الأهوازي عَنْهُ: فقال: كذَّاب ]
📚تاريخ الإسلام - ط التوفيقية ٢٣/٢١٧
2⃣ ثانیاً: فرضاً ثابت باشد، اما معنا و مفهوم کلمه #تدلیس در این اثر به این معنای مشهور نیست که رافضی برداشت نموده، بلکه مقصود این است که سیدنا ابوهریره روایاتی که از دیگر اصحاب عن رسول الله شنیده است را مستقیماً به رسول خدا نسبت میدهد و نام آن صحابی را نمی آورد.
📌این مفهوم را در کلام امام ذهبی - رحمه الله - مشاهده کنید:
[قُلْتُ: تَدْلِيْسُ الصَّحَابَةِ كَثِيْرٌ، وَلاَ عَيْبَ فِيْهِ، فَإِنَّ تَدْلِيْسَهُمْ عَنْ صَاحِبٍ أَكْبَرَ مِنْهُمْ، وَالصَّحَابَةُ كُلُّهُمْ عُدُوْلٌ]
📚سير أعلام النبلاء - ط الرسالة ٢/٦٠٨
زیرا ابوسعید تستري در سند، كذاب است.
📌 قال الإمام الذهبي:
[ الحَسَن بْن عثمان بْن زياد، أبو سَعِيد التُّسْتَريّ … وكان كذّابًا. قَالَ ابن عديّ: كَانَ عندي أنه يضع الحديث. سألت عبدان الأهوازي عَنْهُ: فقال: كذَّاب ]
📚تاريخ الإسلام - ط التوفيقية ٢٣/٢١٧
2⃣ ثانیاً: فرضاً ثابت باشد، اما معنا و مفهوم کلمه #تدلیس در این اثر به این معنای مشهور نیست که رافضی برداشت نموده، بلکه مقصود این است که سیدنا ابوهریره روایاتی که از دیگر اصحاب عن رسول الله شنیده است را مستقیماً به رسول خدا نسبت میدهد و نام آن صحابی را نمی آورد.
📌این مفهوم را در کلام امام ذهبی - رحمه الله - مشاهده کنید:
[قُلْتُ: تَدْلِيْسُ الصَّحَابَةِ كَثِيْرٌ، وَلاَ عَيْبَ فِيْهِ، فَإِنَّ تَدْلِيْسَهُمْ عَنْ صَاحِبٍ أَكْبَرَ مِنْهُمْ، وَالصَّحَابَةُ كُلُّهُمْ عُدُوْلٌ]
📚سير أعلام النبلاء - ط الرسالة ٢/٦٠٨
اولاً : یه تدلیس ریز کردند [چه بسا ناشی از جهالت و یا کپی کردن باشد] 😉
زیرا در متن آمده: " امام الخليقة بعدي" يعنی بعد منِ پیامبر، حضرت علی امام خلایق است.
حال که شیعی چنین ترجمه نموده :
امام و خلیفه بعد من است !
#خلیقة رو با #خليفة اشتباه گرفته است.
دوماً : در سند آمده «جعفر بن محمد بن مسرور» ، که توثیقی ندارد! و او غیر از «جعفر بن محمد بن قولویه» است..
آیتالله خوئی میگوید :
جعفر بن محمد بن مسرور :
من مشايخ الصدوق، وقد ترحم عليه، كما في بيان طريقه إلى محمد بن خالد القسري، وترضى عليه، كما في طريقه إلى عبيدالله المرافقي ... أقول : لا دلالة في شيء من ذلك على وثاقة الرجل، ولا على حسنه. نعم احتمل الوحيد في التعليقة : أنه جعفر بن محمد بن قولويه، فإن النجاشي ذكر في ترجمة علي بن محمد بن جعفر بن موسى بن مسرور أنه روى عنه أخوه جعفر بن محمد بن قولويه. أقول : هذا الاحتمال بعيد جدا، فإن علي بن محمد بن جعفر بن موسى بن مسرور، لم يسمع منه على ما ذكره النجاشي، وجعفر بن محمد بن قولويه، لم يرو عن علي بن محمد بن جعفر بن موسى بن مسرور، وإنما روى كتابه عن أخيه ..... وعليه فلم يثبت أن قولويه اسمه مسرور، بل الثابت خلافه.
زیرا در متن آمده: " امام الخليقة بعدي" يعنی بعد منِ پیامبر، حضرت علی امام خلایق است.
حال که شیعی چنین ترجمه نموده :
امام و خلیفه بعد من است !
#خلیقة رو با #خليفة اشتباه گرفته است.
دوماً : در سند آمده «جعفر بن محمد بن مسرور» ، که توثیقی ندارد! و او غیر از «جعفر بن محمد بن قولویه» است..
آیتالله خوئی میگوید :
جعفر بن محمد بن مسرور :
من مشايخ الصدوق، وقد ترحم عليه، كما في بيان طريقه إلى محمد بن خالد القسري، وترضى عليه، كما في طريقه إلى عبيدالله المرافقي ... أقول : لا دلالة في شيء من ذلك على وثاقة الرجل، ولا على حسنه. نعم احتمل الوحيد في التعليقة : أنه جعفر بن محمد بن قولويه، فإن النجاشي ذكر في ترجمة علي بن محمد بن جعفر بن موسى بن مسرور أنه روى عنه أخوه جعفر بن محمد بن قولويه. أقول : هذا الاحتمال بعيد جدا، فإن علي بن محمد بن جعفر بن موسى بن مسرور، لم يسمع منه على ما ذكره النجاشي، وجعفر بن محمد بن قولويه، لم يرو عن علي بن محمد بن جعفر بن موسى بن مسرور، وإنما روى كتابه عن أخيه ..... وعليه فلم يثبت أن قولويه اسمه مسرور، بل الثابت خلافه.
جدا از وجود جرثومه ( ابراهیم بن هاشم ) ، اما در سند " محمد بن موسی المتوکل " نیز وجود دارد که توثیقی برای او نیست !
محمّد بن موسى بن المتوكّل فإنّه لم يرد فيه توثيق
📚نخبة النظار ج۱ ص۵۵
وفي طريق الصدوق إلى الحسن بن محبوب محمد بن موسى بن المتوکل، ولا دليل على توثيقه
📚القضاء فی الفقه الاسلامی ج۱ ص۱۰۲
وأمّا الخدشة فيه من ناحية محمّد بن موسى بن المتوكل ؛ الذي لم يوثق في كلمات الاعلام المتقدمين
📚قاعدة لا ضرر و لا ضرار ج۱ ص۲۳
و الرواية ضعيفة بمحمد بن موسى بن المتوكل
📚مبانی منهاج الصالحین ج۴ ص۷۷
اين حديث از لحاظ سند، غير معتبر است؛ زيرا، طريق شيخ صدوق (رحمه الله) به «حسن بن محبوب» بخاطر وجود شخص مجهولى بنام «محمد بن موسى المتوكل» كه توثيقى ندارد، ضعيف است
📚ارث زوجه ج۱ ص۱۵۹
محمّد بن موسى بن المتوكّل فإنّه لم يرد فيه توثيق
📚نخبة النظار ج۱ ص۵۵
وفي طريق الصدوق إلى الحسن بن محبوب محمد بن موسى بن المتوکل، ولا دليل على توثيقه
📚القضاء فی الفقه الاسلامی ج۱ ص۱۰۲
وأمّا الخدشة فيه من ناحية محمّد بن موسى بن المتوكل ؛ الذي لم يوثق في كلمات الاعلام المتقدمين
📚قاعدة لا ضرر و لا ضرار ج۱ ص۲۳
و الرواية ضعيفة بمحمد بن موسى بن المتوكل
📚مبانی منهاج الصالحین ج۴ ص۷۷
اين حديث از لحاظ سند، غير معتبر است؛ زيرا، طريق شيخ صدوق (رحمه الله) به «حسن بن محبوب» بخاطر وجود شخص مجهولى بنام «محمد بن موسى المتوكل» كه توثيقى ندارد، ضعيف است
📚ارث زوجه ج۱ ص۱۵۹
📌 در بالا عرض شد که خوئی گفته است :
فلم يثبت أن قولويه اسمه مسرور، بل الثابت خلافه.
یعنی معلوم نیست نام قولویه مسرور باشد. بلکه خلافش ثابت است.
✘ اما رافضی گفته به اینکه آقای "شبیری زنجانی" آمده و بر ادله " خوئی " ردیه زده است.
⇜ آقای " حیدر حب الله " که از محققین و اساتید علم الحدیث عصر حاضر تشیع است، دقیقاً آمده و آنچه از احتجاجات شبیری زنجانی بوده را ابطال نموده و بلکه ادله ای به ادله های خوئی و ( همچنان محدث نوری ) اضاف و تقویت کرده است. [ به لینک مطلب رجوع کنید ]
⇜ اما آنچه در این قضیه بهتر بیان شده، مقاله آقای " امین حسین پوری " است که مفصلاً ادله جناب شبیری زنجانی را ابطال نموده است.
✘ ایشان چند دلیل برای ردّ این ادعا فرادید می نهد که از آن جمله است:
درگذشت «ابن مسرور» پیش از «ابن قولویه»، تفاوت آشکار میان مشایخ «ابن مسرور» و «ابن قولویه»، اختلاف طبقۀ شاگردان ابن قولویه با شاگردان ابن مسرور و قرائن پیرامونی آن، ناهمگونی روشن میان اسناد ابن مسرور و ابن قولویه و سرانجام تفاوتهای گسترده میان اسناد شیخ صدوق و ابن قولویه !
[ شخصاً مقاله را دارم / حدوداً ۵۰ صفحه است ]
فلم يثبت أن قولويه اسمه مسرور، بل الثابت خلافه.
یعنی معلوم نیست نام قولویه مسرور باشد. بلکه خلافش ثابت است.
✘ اما رافضی گفته به اینکه آقای "شبیری زنجانی" آمده و بر ادله " خوئی " ردیه زده است.
⇜ آقای " حیدر حب الله " که از محققین و اساتید علم الحدیث عصر حاضر تشیع است، دقیقاً آمده و آنچه از احتجاجات شبیری زنجانی بوده را ابطال نموده و بلکه ادله ای به ادله های خوئی و ( همچنان محدث نوری ) اضاف و تقویت کرده است. [ به لینک مطلب رجوع کنید ]
⇜ اما آنچه در این قضیه بهتر بیان شده، مقاله آقای " امین حسین پوری " است که مفصلاً ادله جناب شبیری زنجانی را ابطال نموده است.
✘ ایشان چند دلیل برای ردّ این ادعا فرادید می نهد که از آن جمله است:
درگذشت «ابن مسرور» پیش از «ابن قولویه»، تفاوت آشکار میان مشایخ «ابن مسرور» و «ابن قولویه»، اختلاف طبقۀ شاگردان ابن قولویه با شاگردان ابن مسرور و قرائن پیرامونی آن، ناهمگونی روشن میان اسناد ابن مسرور و ابن قولویه و سرانجام تفاوتهای گسترده میان اسناد شیخ صدوق و ابن قولویه !
[ شخصاً مقاله را دارم / حدوداً ۵۰ صفحه است ]
✘ راجع به مبحث توثيقات به اساليب و اوهامات واهی ( [ همچون کثرت روایت صدوق از راوی و یا ترضی و ترحم ایشون ] ) را مفصلاً ان شاءالله بيان خواهم كرد ، لا اقل لطفی به تمام ادمین های شیعه شده باشد✘
مقال مهم و مفيد جداً للأخ عثمان الحرستاني
ــــــــــ
🛑إنصاف أهل السنة لرواة الشيعة وتجني صاحب كتاب العتب الجميل ومعالجة كلام ابن حجر 🛑
ــــــــــــــــــــــــــ
قال الحافظ ابن حجر : ( وقد كنت أستشكل توثيقهم الناصبي غالبا، وتوهينهم الشيعية مطلقا)
كلام الحافظ موهم أنهم كان يتجنون على الشيعة، ويتسامحون مع النواصب، فيقبلون التأول في حق الناصبة ولا يتأولون في حق الشيعة
وفيه عدة ملاحظات
1. الشيعة فرق كثيرة جدا وطائفة دينية عظيمة ومن راجع كتاب فرق الشيعة للنوبختي ومقالات الشيعة لسعد الأشعري الرافضيان وهما كتابان قديمين سيعرف حجم وجود الشيعة وتشرذم فرقها الدينية، وأنها أمم تعبد الله وتتزاوج فيما بينها، ولها مجتمع استقلالي وكيان بارز.
بخلاف النواصب فهي فكرة هنا وهناك مبعثرة ولا تعدو أن تكون فكرة سياسية ماتت مع نهاية عصر بني أمية وبقي منها بقايا
فلن تجد في التاريخ اسلامي مسجدا للنواصب، ولا فلان واعظا للنواصب، ولا كتب في نصرة النصب كنا عند الشيعة في نصرة العترة، لأن النصب فكرة شخصية وليست فكرة متوارثة في الغالب كما عند الشيعة
فلذلك بالتأكيد ستجد الضعفاء من رواة الشيعة أكثر بكثير من ضعفاء رواة كما قال شريف حاتم
وأضيف فأقول أن عدد ثقات الشيعة أكثر بكثير من عدد ثقات النواصب الذين يطعنون في علي وهذا هو الأمر الطبيعي
2. القوة الروائية عند الفرد الشيعي ستكون أضعف منها عند الناصبي بالعموم، لأن الشيعي مشغول في نقل الدين عن رسول الله صلى الله عليه وسلم وعن افراد من آل البيت يعتقدهم مصدرا للدين وقد يغلب عليه النقل عن أفراد آل البيت أكثر من رسول الله صلى الله عليه وسلم كما هو حاصل في أكثر رواة الشيعة في كتب الرافضة
فطبيعي أن يكون الراوي الشيعي للسنة اقرب للجهالة من الناصبي المشغول في الرواية
بحكم قاعدة سبر المرويات الموجودة والمطردة عند المحدثين
، ثم تخصصه في حفظ السنة أشد من تخصص الشيعي فيكون أبعد للوهم من الشيعي
3. وجود أمثلة تطبيقية لتضعيف النواصب وذلك على سبيل التمثيل فقط، مثل عمر بن سعد يقول عنه يحيى بن معين كيف يكون ثقة من قتل الحسين واعتمد ابن أبي حاتم جرح ابن معين، وكذا ضعف يحيي بن معين بخالد القسري بسبب وقوعه في علي
وكذا ربيعة بن زيد السلمي
وكذا الصلت بن دينار : المتروك الناصبي
وكذا أزهر بن سعيد الحرازي
وكذا أسد بن وداعة الطائي
ونعيم بن أبي هند
كل هؤلاء نواصب قد ضعفوا كما أفاد الشريف حاتم
4. اتكأ على هذا الكلام صاحب كتاب العتب غير الجميل ولا النظيف على أئمة الجرح والتعديل
وجمع عددا من رواة الشيعة الذين طعن بهم باسباب علمية خارج عن تشيعهم وجعل ذلك تحاملا من علماء الجرح على الشيعة
ولكنه نسي أن يذكر النواصب الذين ضعفوا فلم لا يكون له عتب جميل في حق النواصب
ونسي كذلك أن يعتبر توثيق علماء للجرح وردهم على من طعن في بعض رواة الشيعة إنصافا وتحريا للصواب من قبلهم
ونسي أن يذكر توثيقات اهل السنة للشيعة مع أنها أكثر بكثير من توثيقات النواصب
5. وجود عدد من الشيعة الروافض السابين للصحابة ومع ذلك وثقوا
كابن الخراش الرافضي والمصنف مجلدين في ثلب الشيخين كما افاد بن عقدة ومع ذلك يعتبر رغم ترفضه رجلا معتمدا في جرح والتعديل ويعتمده ابن أبي حاتم نفسه
وكذا عباد بن يعقوب الراونجي الساب لعثمان وطلحة والزبير
مما يدل أن سبب التضعيف ليس تحاملا عل ىالراوي بسبب مذهبه بل بسبب عدالة الراوي وقوة ضبطه
6. عدم وجود راوي شيعي ضعف لأجل تشيعه فقط واستقر على تضعيفه، بل لابد أن تجد أن تضعيفه كان بسبب خارج عن تشيعه
إما أنه ركب إسناد منكرا من الثقات لا يعرف فيه متابع مع كثرة المتابعة فيمن يروي مثل هذا الإسناد ، أو سوء حفظ
مع وجود رواة ركبوا إسنادا من السنة اتهموا بالكذب لأنهم ركبوا إسنادا مسلسلا بالثقات لا يوجد له متابع وذلك لكذب فضيلة لسيدنا عمر رضي الله عنه مثل الراوي حبيب بن أبي حبيب.
7. لابد من ملاحظة أن الرواة الشيعة الذين وثقوا في الغالب لا حاجة لمروياتهم لوجود مشاركة في الرواية شديدة جدا
ومع ذلك تجدهم وثقوا مع عدم الحاجة إليهم، وهذا يدل على إنصاف كبير
مثلا أبان بن تغلب ما الحاجة إلى توثيقه وما هي المرويات التي تفرد به، ومع ذلك وثق.
8. مقارنة المنهج الشيعي الرجالي بمنهج الرجالي السني بخصوص هذه المسألة ظلم، ومجرد الالتفات والاعتبار لهذه المقارنة يقل إما على هوًى ظالم أو جهل مدقع، أو تحصيل متهالك.
لأمور
أ- فكم من راوي وثقه الطوسي (عالم الجرح الوحيد عند الشيعة مع النجاشي والكشي من المتقدمين) رغم بدعته الفطحية والواقفية ثم لما أرد تضعيفه لأجل رواية ضعفه وخونه
مثل عثمان بن عيسى الواقفي بلغت مروياته 745 رواية فعضته الحاجة لتوثيقه لكي لا تضيع مروياته
ثم خونه في الغيبة لما كان يروي ما يفيد حياة الكاظم
وكذا عمار بن موسي الساباطي الفطحي ضعفه لأجل مذهبه في الاستبصار في باب السهو لأجل أنه فاسد المذهب ثم وثقه في التهذيب والفهرست
ــــــــــ
🛑إنصاف أهل السنة لرواة الشيعة وتجني صاحب كتاب العتب الجميل ومعالجة كلام ابن حجر 🛑
ــــــــــــــــــــــــــ
قال الحافظ ابن حجر : ( وقد كنت أستشكل توثيقهم الناصبي غالبا، وتوهينهم الشيعية مطلقا)
كلام الحافظ موهم أنهم كان يتجنون على الشيعة، ويتسامحون مع النواصب، فيقبلون التأول في حق الناصبة ولا يتأولون في حق الشيعة
وفيه عدة ملاحظات
1. الشيعة فرق كثيرة جدا وطائفة دينية عظيمة ومن راجع كتاب فرق الشيعة للنوبختي ومقالات الشيعة لسعد الأشعري الرافضيان وهما كتابان قديمين سيعرف حجم وجود الشيعة وتشرذم فرقها الدينية، وأنها أمم تعبد الله وتتزاوج فيما بينها، ولها مجتمع استقلالي وكيان بارز.
بخلاف النواصب فهي فكرة هنا وهناك مبعثرة ولا تعدو أن تكون فكرة سياسية ماتت مع نهاية عصر بني أمية وبقي منها بقايا
فلن تجد في التاريخ اسلامي مسجدا للنواصب، ولا فلان واعظا للنواصب، ولا كتب في نصرة النصب كنا عند الشيعة في نصرة العترة، لأن النصب فكرة شخصية وليست فكرة متوارثة في الغالب كما عند الشيعة
فلذلك بالتأكيد ستجد الضعفاء من رواة الشيعة أكثر بكثير من ضعفاء رواة كما قال شريف حاتم
وأضيف فأقول أن عدد ثقات الشيعة أكثر بكثير من عدد ثقات النواصب الذين يطعنون في علي وهذا هو الأمر الطبيعي
2. القوة الروائية عند الفرد الشيعي ستكون أضعف منها عند الناصبي بالعموم، لأن الشيعي مشغول في نقل الدين عن رسول الله صلى الله عليه وسلم وعن افراد من آل البيت يعتقدهم مصدرا للدين وقد يغلب عليه النقل عن أفراد آل البيت أكثر من رسول الله صلى الله عليه وسلم كما هو حاصل في أكثر رواة الشيعة في كتب الرافضة
فطبيعي أن يكون الراوي الشيعي للسنة اقرب للجهالة من الناصبي المشغول في الرواية
بحكم قاعدة سبر المرويات الموجودة والمطردة عند المحدثين
، ثم تخصصه في حفظ السنة أشد من تخصص الشيعي فيكون أبعد للوهم من الشيعي
3. وجود أمثلة تطبيقية لتضعيف النواصب وذلك على سبيل التمثيل فقط، مثل عمر بن سعد يقول عنه يحيى بن معين كيف يكون ثقة من قتل الحسين واعتمد ابن أبي حاتم جرح ابن معين، وكذا ضعف يحيي بن معين بخالد القسري بسبب وقوعه في علي
وكذا ربيعة بن زيد السلمي
وكذا الصلت بن دينار : المتروك الناصبي
وكذا أزهر بن سعيد الحرازي
وكذا أسد بن وداعة الطائي
ونعيم بن أبي هند
كل هؤلاء نواصب قد ضعفوا كما أفاد الشريف حاتم
4. اتكأ على هذا الكلام صاحب كتاب العتب غير الجميل ولا النظيف على أئمة الجرح والتعديل
وجمع عددا من رواة الشيعة الذين طعن بهم باسباب علمية خارج عن تشيعهم وجعل ذلك تحاملا من علماء الجرح على الشيعة
ولكنه نسي أن يذكر النواصب الذين ضعفوا فلم لا يكون له عتب جميل في حق النواصب
ونسي كذلك أن يعتبر توثيق علماء للجرح وردهم على من طعن في بعض رواة الشيعة إنصافا وتحريا للصواب من قبلهم
ونسي أن يذكر توثيقات اهل السنة للشيعة مع أنها أكثر بكثير من توثيقات النواصب
5. وجود عدد من الشيعة الروافض السابين للصحابة ومع ذلك وثقوا
كابن الخراش الرافضي والمصنف مجلدين في ثلب الشيخين كما افاد بن عقدة ومع ذلك يعتبر رغم ترفضه رجلا معتمدا في جرح والتعديل ويعتمده ابن أبي حاتم نفسه
وكذا عباد بن يعقوب الراونجي الساب لعثمان وطلحة والزبير
مما يدل أن سبب التضعيف ليس تحاملا عل ىالراوي بسبب مذهبه بل بسبب عدالة الراوي وقوة ضبطه
6. عدم وجود راوي شيعي ضعف لأجل تشيعه فقط واستقر على تضعيفه، بل لابد أن تجد أن تضعيفه كان بسبب خارج عن تشيعه
إما أنه ركب إسناد منكرا من الثقات لا يعرف فيه متابع مع كثرة المتابعة فيمن يروي مثل هذا الإسناد ، أو سوء حفظ
مع وجود رواة ركبوا إسنادا من السنة اتهموا بالكذب لأنهم ركبوا إسنادا مسلسلا بالثقات لا يوجد له متابع وذلك لكذب فضيلة لسيدنا عمر رضي الله عنه مثل الراوي حبيب بن أبي حبيب.
7. لابد من ملاحظة أن الرواة الشيعة الذين وثقوا في الغالب لا حاجة لمروياتهم لوجود مشاركة في الرواية شديدة جدا
ومع ذلك تجدهم وثقوا مع عدم الحاجة إليهم، وهذا يدل على إنصاف كبير
مثلا أبان بن تغلب ما الحاجة إلى توثيقه وما هي المرويات التي تفرد به، ومع ذلك وثق.
8. مقارنة المنهج الشيعي الرجالي بمنهج الرجالي السني بخصوص هذه المسألة ظلم، ومجرد الالتفات والاعتبار لهذه المقارنة يقل إما على هوًى ظالم أو جهل مدقع، أو تحصيل متهالك.
لأمور
أ- فكم من راوي وثقه الطوسي (عالم الجرح الوحيد عند الشيعة مع النجاشي والكشي من المتقدمين) رغم بدعته الفطحية والواقفية ثم لما أرد تضعيفه لأجل رواية ضعفه وخونه
مثل عثمان بن عيسى الواقفي بلغت مروياته 745 رواية فعضته الحاجة لتوثيقه لكي لا تضيع مروياته
ثم خونه في الغيبة لما كان يروي ما يفيد حياة الكاظم
وكذا عمار بن موسي الساباطي الفطحي ضعفه لأجل مذهبه في الاستبصار في باب السهو لأجل أنه فاسد المذهب ثم وثقه في التهذيب والفهرست
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
مقال مهم و مفيد جداً للأخ عثمان الحرستاني ــــــــــ 🛑إنصاف أهل السنة لرواة الشيعة وتجني صاحب كتاب العتب الجميل ومعالجة كلام ابن حجر 🛑 ــــــــــــــــــــــــــ قال الحافظ ابن حجر : ( وقد كنت أستشكل توثيقهم الناصبي غالبا، وتوهينهم الشيعية مطلقا) كلام…
ب - ثوثيق الطاطري رغم بدعته التي لا تقبل التأويل وذلك أنه كان من اصحال الكاظم ومع ذلك وقف عليه وكفر بولاية الرضا مع تواتر ذلك عن الكاظم فيدل على الطعن في عدالته لا محالة عند الشيعة ومع ذلك قبلوه رغم خرم عدالته
فممكن قبول رواية المبتدع المتأول غير الكذاب ولكن الطاطري مبتدع كذاب وكذلك عثمان بن عيسي وثق مع أنه كذب ووضع الروايات لنصرة مذهبه
ج. الحاجة الماسة لكل رواية عند الشيعة من الموافق والمخالف لعدم وجود نظام المتابعة والمشاركة، فالتوثيق جاء اضطراريا لا بسبب الإنصاف والتجرد وإلا ضاعت مرويات كثيرة في المذهب كرواية عبد الله بن بكير وسماعة بن مهران وعلي بن أبي حمزة والطاطريون
وكذلك رواية حفص بن غياث وغياث بن كلوب والسكوني قبلت روايتهم عن الصادقين إذا تفردوا مع أنهم من السنة وذلك للحاجة لا كرما وإنصافا كما هو توثيق أهل السنة.
ـــــــــ
تمام
فممكن قبول رواية المبتدع المتأول غير الكذاب ولكن الطاطري مبتدع كذاب وكذلك عثمان بن عيسي وثق مع أنه كذب ووضع الروايات لنصرة مذهبه
ج. الحاجة الماسة لكل رواية عند الشيعة من الموافق والمخالف لعدم وجود نظام المتابعة والمشاركة، فالتوثيق جاء اضطراريا لا بسبب الإنصاف والتجرد وإلا ضاعت مرويات كثيرة في المذهب كرواية عبد الله بن بكير وسماعة بن مهران وعلي بن أبي حمزة والطاطريون
وكذلك رواية حفص بن غياث وغياث بن كلوب والسكوني قبلت روايتهم عن الصادقين إذا تفردوا مع أنهم من السنة وذلك للحاجة لا كرما وإنصافا كما هو توثيق أهل السنة.
ـــــــــ
تمام
مناظرة_بين_أبو_عمر_الباحث_و_صابر_مشهور_بعنوان_هل_الحاكم_wp13pqVc4KM.mp4
240.8 MB
مناظرة بعنوان هل الحاكم النيسابوري سني صادق أم رافضي كاذب!؟
الشيخ أبو عمر الباحث و صابر مشهور
الشيخ أبو عمر الباحث و صابر مشهور
📌معانی اصطلاح «متفق علیه» :
¤ اصطلاح «متفق علیه» سه معنا دارد:
❶ حدیثی که شروط صحت در آن جمع شده باشد.
- اين قول ابو عبد الله بن منده و ابو نعيم اصفهانى است.
[ ن.ک: منهج الحافظ أبي عبد الله بن منده للمقبل (ص: ۵۹۲) ]
❷ احاديثى كه احمد و بخارى و مسلم روايت كرده باشند.
- اين قول ابو البرکات ابن تيميه و جمال الدين حنبلی است.
[ المنتقى في الأحكام الشرعية (ص: ۲۷)، إحكام الذريعة إلى أحكام الشريعة (ص: ٧٢) ]
❸ معنای مشهور این اصطلاح این است:
* حدیثی که در آن ۵ شرط وجود داشته باشد، «متفق علیه» نامیده می شود:
• شرط اول) امام بخاری رحمه الله و امام مسلم رحمه الله روایت کرده باشند.
• شرط دوم) در کتاب (صحیح) روایت شده باشد.
• شرط سوم) به صورت مسند روایت کرده باشند.
- شرط چهارم) از یک صحابی رضی الله عنهم باشد.
• فقهاء بر این روش هستند که اگر یک متن از دو صحابی روایت شده: اسم صحابی را ذکر نمی کنند و با «قال رسول الله صلی الله علیه وسلم» شروع می کنند، و در پایان می گویند: «رواه البخاري ومسلم»؛ و این فرق عبارت «متفق علیه» با عبارت «رواه البخاري ومسلم» است.
- شرط پنجم) در لفظ یا معنا یکی باشد.
¤ اصطلاح «متفق علیه» سه معنا دارد:
❶ حدیثی که شروط صحت در آن جمع شده باشد.
- اين قول ابو عبد الله بن منده و ابو نعيم اصفهانى است.
[ ن.ک: منهج الحافظ أبي عبد الله بن منده للمقبل (ص: ۵۹۲) ]
❷ احاديثى كه احمد و بخارى و مسلم روايت كرده باشند.
- اين قول ابو البرکات ابن تيميه و جمال الدين حنبلی است.
[ المنتقى في الأحكام الشرعية (ص: ۲۷)، إحكام الذريعة إلى أحكام الشريعة (ص: ٧٢) ]
❸ معنای مشهور این اصطلاح این است:
* حدیثی که در آن ۵ شرط وجود داشته باشد، «متفق علیه» نامیده می شود:
• شرط اول) امام بخاری رحمه الله و امام مسلم رحمه الله روایت کرده باشند.
• شرط دوم) در کتاب (صحیح) روایت شده باشد.
• شرط سوم) به صورت مسند روایت کرده باشند.
- شرط چهارم) از یک صحابی رضی الله عنهم باشد.
• فقهاء بر این روش هستند که اگر یک متن از دو صحابی روایت شده: اسم صحابی را ذکر نمی کنند و با «قال رسول الله صلی الله علیه وسلم» شروع می کنند، و در پایان می گویند: «رواه البخاري ومسلم»؛ و این فرق عبارت «متفق علیه» با عبارت «رواه البخاري ومسلم» است.
- شرط پنجم) در لفظ یا معنا یکی باشد.
💠 شیعیان واقعاً کتب رجالي دارند که حال راویان را مشخص نموده باشد !؟
از مهمترین کتاب ها در این زمینه که شیعیان به آن میبالند دو کتاب " الفهرست " و " رجال " طوسی میباشد.
اهمیت کتاب " الفهرست " همانطور که خود شیخ طوسی در مقدمه ذکر کرده به اینکه توثیق و ضعف تمام راویان کتاب خود را بیان میکند :
فإذا ذكرت كل واحد من المصنفين وأصحاب الأصول فلابد من أن أشير إلى ما قيل فيه من التعديل والتجريح، وهل يعول على روايته أو لا، وأبين عن اعتقاده وهل هو موافق للحق أو هو مخالف له، لان كثيرا من مصنفي أصحابنا وأصحاب الأصول ينتحلون المذاهب الفاسدة، وإن كانت كتبهم معتمدة.
📚 الفهرست للطوسي 32 /1
📌 دقت کنید، تعداد افرادی که در کتاب ذکر شده اند ۹۱۲ شخص هستند.
👈🏻 اما آیا واقعاً حال این همه افراد را بیان کرده است !؟
قطعاً خیر، زیرا کسانی که در این کتاب توثیق شده اند، تنها ۱۲۰ نفر هستند و تنها ۲۰ راوی ديگر را تضعيف نموده اند که مجموعاً از ۹۱۲ نفر تنها حال ۱۴۰ فرد مورد بررسی قرار داده است !
⁉️ کتاب " رجال " طوسی چطــــــــــور است !؟
حال این کتاب چند برابر بدتر از کتاب قبلی است، زیرا از ۶۴۲۹ شخص، تنها ۱۵۶ نفر را توثیق، و ۴۳ نفر دیگر را تضعیف نموده است !
واقعاً این دو کتاب نیازی را برای شیعیان بر طرف میکند !؟ از این جهت میبینید که شیعیان متأخر و معاصر هر خار و خاشاکی را به اسم قاعده رجالی ساخته اند که حتی خود راویان و متقدمین از آنچه اینان ساخته اند مطّلع نبودند !
از مهمترین کتاب ها در این زمینه که شیعیان به آن میبالند دو کتاب " الفهرست " و " رجال " طوسی میباشد.
اهمیت کتاب " الفهرست " همانطور که خود شیخ طوسی در مقدمه ذکر کرده به اینکه توثیق و ضعف تمام راویان کتاب خود را بیان میکند :
فإذا ذكرت كل واحد من المصنفين وأصحاب الأصول فلابد من أن أشير إلى ما قيل فيه من التعديل والتجريح، وهل يعول على روايته أو لا، وأبين عن اعتقاده وهل هو موافق للحق أو هو مخالف له، لان كثيرا من مصنفي أصحابنا وأصحاب الأصول ينتحلون المذاهب الفاسدة، وإن كانت كتبهم معتمدة.
📚 الفهرست للطوسي 32 /1
📌 دقت کنید، تعداد افرادی که در کتاب ذکر شده اند ۹۱۲ شخص هستند.
👈🏻 اما آیا واقعاً حال این همه افراد را بیان کرده است !؟
قطعاً خیر، زیرا کسانی که در این کتاب توثیق شده اند، تنها ۱۲۰ نفر هستند و تنها ۲۰ راوی ديگر را تضعيف نموده اند که مجموعاً از ۹۱۲ نفر تنها حال ۱۴۰ فرد مورد بررسی قرار داده است !
⁉️ کتاب " رجال " طوسی چطــــــــــور است !؟
حال این کتاب چند برابر بدتر از کتاب قبلی است، زیرا از ۶۴۲۹ شخص، تنها ۱۵۶ نفر را توثیق، و ۴۳ نفر دیگر را تضعیف نموده است !
واقعاً این دو کتاب نیازی را برای شیعیان بر طرف میکند !؟ از این جهت میبینید که شیعیان متأخر و معاصر هر خار و خاشاکی را به اسم قاعده رجالی ساخته اند که حتی خود راویان و متقدمین از آنچه اینان ساخته اند مطّلع نبودند !
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعض الأخوة الأكارم طلب مني أن أترجم محتوى القناة إلى العربية ، و ذاك لأن الكثير ممن في القناة هم عرب و لا يجيدون الفارسية و لهذا في المستقبل القريب سنفتح قناة أخرى نترجم فيها محتوى هذه القناة [ علوم الحديث ] و أيضاً قناتي الأخرى [ التحقيقات ] حتى تعم الفائدة إن شاءالله .. .
{اݪتَحقِیقآت ــــــ📕} @rodoud_elmi
{علوم الحديث 📙} @eulumhadith
{اݪتَحقِیقآت ــــــ📕} @rodoud_elmi
{علوم الحديث 📙} @eulumhadith
https://t.me/alhadeth87
از کانال های مفید در خصوص علوم حدیث [ نزد شیعه ] این کانال است که برای یکی از برادران عرب زبان میباشد
از کانال های مفید در خصوص علوم حدیث [ نزد شیعه ] این کانال است که برای یکی از برادران عرب زبان میباشد
Telegram
علم الحديث عند الشيعة
اذا قال لك الشيعي الرواية ضعيفة؛ ادخل هنا وانسف دينه