عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
1.34K subscribers
447 photos
33 videos
79 files
497 links
{اݪتَحقِیقآت ــــــ📕} @rodoud_elmi
{علوم الحديث 📙} @eulumhadith
Download Telegram
#علماء

هذه الصورة قد أجتمع فيها ثلاثة جبال في الحديث والتزكية والفقه على صغر سنهم ، فالأيمن : الشيخ عبد العزيز بن مرزوق الطريفي والشيخ محمد بن محمد المختار الشنقيطي والشيخ عبد الله بن ناصر السلمي .
https://t.me/elghamry1441
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
الشيخ_الصدوق_والاضطراب_الحديثي_والعلميّ_في_منهجيته.pdf
یکی از اتهاماتی که متوجه جناب صدوق است ؛ دخل و تصرف در احادیث است به حدی که به تعبیر مجلسی، نسبت به شیخ صدوق، سوءظن پیدا می‌کنیم !

📌جناب دکتر احمد عابدی نیز معتقد است صدوق در احادیث، دخل و تصرف می‌کرده و توجیهات خویی در دفاع از شیخ صدوق غیرقابل قبول است چون موارد دخل و تصرف در روایات و کلام ائمه از جانب شیخ صدوق یکی و دوتا نیست که بتوانیم از آن چشم پوشی و یا توجیه کرد !

( مکتب کلامی قم/ أحمد عابدينی )

https://t.me/eulumhadith/453
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
◼️بین ابراهیم يماني و سلیم، ابان واسطہ است ١٥٣٥٦ / ٥٤١. علي بن إبراهيم ، عن أبيہ ، عن حماد بن عيسى ، عن إبراهيم بن عمر اليماني ، عن سليم بن قيس الهلالي [١١] ، قال : سمعت سلمان الفارسي ـ رضي‌الله‌عنه ـ يقول : لما قبض رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآلہ .... [١١] تقدم…
#سلیم_بن_قیس
بعضی روایات ابراهیم بن عمر الیمانی از سلیم بن قیس با یک یا دو واسطه و حتی سه هست

1. في منهاج الفاضلين: (۲ واسطه)
الحسن بن أبي يعقوب الدينوري، عن إبراهيم بن عمر اليماني، عن عمه عبد الرزاق بن همام، عن أبان، عن سليم بن قيس.

2. في الكافي: (۱ واسطه)
علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن حماد بن عيسى، عن إبراهيم بن عمر اليماني، عن أبان بن أبي عياش، عن سليم بن قيس.

3. في الكافي بسند آخر: (۳ واسطه)
محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد، عن ابن أبي عمير، عن عيسى، عن إبراهيم بن عمر، عن ابن أبي عمير، عن عمر بن أذينة، عن أبان بن أبي عياش، عن سليم بن قيس.

4. في الخصال : (۱ واسطه)
حدثنا محمد بن الحسن الوليد، قال: حدثنا محمد بن الحسن الصفار، عن يعقوب بن يزيد و إبراهيم بن هاشم جميعا، عن حماد بن عيسى، عن إبراهيم بن عمر اليماني، عن أبان بن أبي عياش، عن سليم بن قيس.

5. في الإستنصار للكراجكي: (۳ واسطه)
رواه علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن حماد بن عيسى، عن إبراهيم بن عمر، عن ابن أبي عمير، عن عمر بن أذينة، عن أبان بن أبي عياش، عن سليم بن قيس الهلالي.
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
♒️ سلسلـــہ "عبقریة اݪبخارۍ دوّخت الشیعــة اݪروافضـ" 🔻بخش ( ۱ ) 🔻بخش ( ٢ ) 🔻بخش ( ٣ ) 🔻بخش ( ٤ ) 🔻بخش ( ۵ ) 🔻بخش ( ۶ ) 🔻بخش ( ۷ ) 🔻بخش ( ۸ ) 🔻بخش ( ۹ ) 🔻بخش (۱۰ ) ✍🏻 تابـــــــــــعونا هنــا ↓↓ https://t.me/eulumhadith/539
♒️ سلسلـہ "عبقریة اݪبخارۍ دوّخت الشیعــة اݪروافضـ" (٩)

از اشتباهات و کج فهمی های شیعیان مجازی این است؛ هنگامی که میخواهند اشکالی را بر مؤلف [ امام البخاري كنموذج ] بگیرند ، از منهج او در آن كتاب غافل هستند و یا حتی نگاهی به قبل و بعد مورد اشکال خود نمینگرند !

این شبهه مذکور را در پست بعد مختصراً پاسخ خواهم داد .
https://t.me/eulumhadith/1077
https://t.me/eulumhadith/1077
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
♒️ سلسلـہ "عبقریة اݪبخارۍ دوّخت الشیعــة اݪروافضـ" (٩) ︎از اشتباهات و کج فهمی های شیعیان مجازی این است؛ هنگامی که میخواهند اشکالی را بر مؤلف [ امام البخاري كنموذج ] بگیرند ، از منهج او در آن كتاب غافل هستند و یا حتی نگاهی به قبل و بعد مورد اشکال خود نمینگرند…
[-] پاسـخ مختصـــر :

این روایتی که مستشڪل ذڪر نمودند، در ابتدای ڪتاب تاریخ الأوسط امام بخاری است ( اثر شماره ٦ بر حسب نسخه موجود )

منهج مؤلف در این ڪتاب چیست !؟
پاسخ واضح است، زیرا اگر به ابتدای ڪتاب بنگرید میبینید که مؤلف منهج و هدف خود را واضح بیان نموده اند ( در شماره ۱ ڪتاب )

١ - أخبرنَا أَبُو ذَر عبد بْن أَحْمد بْن مُحَمَّد بْن عبد اللَّه الْهَرَوِيّ الْحَافِظ قَالَ أخبرنَا أَبُو عَليّ زَاهِر بْن أَحْمد الْفَقِيه السَّرخسِيّ بهَا قِرَاءَة عَلَيْهِ سنة تسع وَثَمَانِينَ وثلاثمائة قَالَ أخبرنَا أَبُو مُحَمَّد زَنْجوَيْه بْن مُحَمَّد النَّيْسَابُورِي قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّد بْن إِسْمَاعِيل البُخَارِيّ قَالَ كتاب مُخْتَصر من تَارِيخ النَّبِي ﷺ والمهاجرين وَالْأَنْصَار وطبقات التَّابِعين لَهُم بِإِحْسَان وَمن بعدهمْ ووفاتهم وَبَعض نسبهم وَكُنَاهُمْ وَمن يرغب فِي حَدِيثه وَقد استفاض أَنْسَاب قوم عِنْد أَهْليهمْ فتداولوها وَعرفهَا النَّاس بشهرتها فَإِن تنازعوا فِي شَيْء مِنْهَا احْتج حِينَئِذٍ إِلَى الْبَيَان وَالْحجّة.( تاریخ الأوسط ۱-۱ )


- یعنی آنچه مؤلف در صدد بیانی #مختصر است، این میباشد :

۱. تواریخ
۲. طبقات
۳. نسب
۴. ڪنیه
۵. و ...

- فلذا تا اینجا فهمیدیم ڪه مقصد مؤلف همین موارد است ڪه خواسته اند مختصراً بیان نمایند و کسی که میخواهد به این مطمئن شود، کافیست به باب اول ڪتاب ( که شبهه مستشکل از آن است ) رجوع کند ڪه در آن ۱۰ اثر ذڪر شده و آنها هم به این موارد مختصر می‌شود :

1. ذکر انساب و اولاد مهاجرين به حبشه

2. ذكر اولاد پیغمبر

3. ذكر نسب پیغمبر

4. ذكری از غزوات

5.‌ موارد متعلق به آنچه ذکر شد

✍🏻 در اینجا ما با مورد 3 کار داریم و آنهم نسب پیغمبر صلی الله علیه واله وسلم است که به تعبیر مؤلف [ عرفهَا النَّاس بشهرتها ]ميباشند.

از اين 10 اثر ، دو مورد آن در بيانگر همین است :

- مورد نخست : بیان نام پدر پیامبر اکرم از زبان خودشان ( دقیقاً روایتی که مستشکل به آن اشاره کرده ) :

٦ - حَدثنِي يُوسُف بن بهْلُول .... قَالَ لَمَّا اسْتَقْبَلْنَا وَادِي حُنَيْنٍ انْحَازَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ ذَاتَ الْيَمِينِ ثُمَّ قَالَ هَلُمُّوا إِلَيَّ أَنَا رَسُولُ اللَّهِ أَنا مُحَمَّد بن عبد الله.

- مورد دوم : بیان نام جد پیامبر اکرم از زبان خودشان :

٨ - حَدثنَا مُحَمَّد بن كثير حَدَّثَنَا سُفْيَانُ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ سَمِعْتُ يَعْنِي الْبَراء وَقيل أَبَا عُمَارَةَ قَالَ أَشْهَدُ عَلَى النَّبِيِّ ﷺ قَالَ أَنَا النَّبِيُّ لَا كذب أَنا بن عبد الْمطلب.

✍🏻 فلذا از اینجا می‌فهمیم که مقصود مؤلف از ذكر این آثار نه تحریف وقائع است و نه تدلیس آن، بلکه هدفشان واضح است و آن‌هم بیان نسَب پیغمبر ﷺ و آنچه به آن مرتبط است، می‌باشد.

📌 از قضا این شد که هر دو روایت بالا که ذکر شد، در حقیقت پیامبر اکرم ﷺ در غزوه #حنین بیان نمودند و در اصل خود روايت هم فرار اصحاب در آن ذكر شده است اما در اینجا ( روایت : أنا النبي لا كذب أنا ابن عبدالمطلب ) میبینید ذکری از #حنین درش نيست !

سؤال : آيا امام بخاری - رحمه الله - قصد سانسور کردن فرار برخی اصحاب در غزوه حنین داشتند !؟

اگر تأمل داشته باشيد اساساً اصل اين روايت و تفاصيل آن، امام بخاری - رحمه الله - در الجامع صحیح خود در چند جای مختلف بیان کرده اند و آنچه در ذهن این مستشکل رافضی میگردد چیزی جز اوهام نیست :
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
[-] پاسـخ مختصـــر : این روایتی که مستشڪل ذڪر نمودند، در ابتدای ڪتاب تاریخ الأوسط امام بخاری است ( اثر شماره ٦ بر حسب نسخه موجود ) منهج مؤلف در این ڪتاب چیست !؟ پاسخ واضح است، زیرا اگر به ابتدای ڪتاب بنگرید میبینید که مؤلف منهج و هدف خود را واضح بیان نموده…
2874 حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى ، حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ سَعِيدٍ ، عَنْ سُفْيَانَ ، قَالَ : حَدَّثَنِي أَبُو إِسْحَاقَ ، عَنِ الْبَرَاءِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ لَهُ رَجُلٌ : يَا أَبَا عُمَارَةَ، وَلَّيْتُمْ يَوْمَ حُنَيْنٍ ؟ قَالَ : لَا وَاللَّهِ، مَا وَلَّى النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَلَكِنْ وَلَّى سَرَعَانُ النَّاسِ ، فَلَقِيَهُمْ هَوَازِنُ بِالنَّبْلِ، وَالنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلَى بَغْلَتِهِ الْبَيْضَاءِ، وَأَبُو سُفْيَانَ بْنُ الْحَارِثِ آخِذٌ بِلِجَامِهَا، وَالنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ :
" أَنَا النَّبِيُّ لَا كَذِبْ أَنَا ابْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبْ "


2930 حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ خَالِدٍ ، حَدَّثَنَا زُهَيْرٌ ، حَدَّثَنَا أَبُو إِسْحَاقَ ، قَالَ : سَمِعْتُ الْبَرَاءَ ، وَسَأَلَهُ رَجُلٌ : أَكُنْتُمْ فَرَرْتُمْ يَا أَبَا عُمَارَةَ يَوْمَ حُنَيْنٍ ؟ قَالَ : لَا، وَاللَّهِ مَا وَلَّى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَلَكِنَّهُ خَرَجَ شُبَّانُ أَصْحَابِهِ وَأَخِفَّاؤُهُمْ حُسَّرًا لَيْسَ بِسِلَاحٍ، فَأَتَوْا قَوْمًا رُمَاةً جَمْعَ هَوَازِنَ، وَبَنِي نَصْرٍ، مَا يَكَادُ يَسْقُطُ لَهُمْ سَهْمٌ، فَرَشَقُوهُمْ رَشْقًا، مَا يَكَادُونَ يُخْطِئُونَ، فَأَقْبَلُوا هُنَالِكَ إِلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَهُوَ عَلَى بَغْلَتِهِ الْبَيْضَاءِ، وَابْنُ عَمِّهِ أَبُو سُفْيَانَ بْنُ الْحَارِثِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ يَقُودُ بِهِ، فَنَزَلَ وَاسْتَنْصَرَ، ثُمَّ قَالَ :
" أَنَا النَّبِيُّ لَا كَذِبْ أَنَا ابْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبْ " ثُمَّ صَفَّ أَصْحَابَهُ.

3042 حَدَّثَنَا عُبَيْدُ اللَّهِ ، عَنْ إِسْرَائِيلَ ، عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ ، قَالَ : سَأَلَ رَجُلٌ الْبَرَاءَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فَقَالَ : يَا أَبَا عُمَارَةَ، أَوَلَّيْتُمْ يَوْمَ حُنَيْنٍ ؟ قَالَ الْبَرَاءُ - وَأَنَا أَسْمَعُ - : أَمَّا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَمْ يُوَلِّ يَوْمَئِذٍ، كَانَ أَبُو سُفْيَانَ بْنُ الْحَارِثِ آخِذًا بِعِنَانِ بَغْلَتِهِ، فَلَمَّا غَشِيَهُ الْمُشْرِكُونَ نَزَلَ فَجَعَلَ يَقُولُ :
" أَنَا النَّبِيُّ لَا كَذِبْ أَنَا ابْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبْ " قَالَ : فَمَا رُئِيَ مِنَ النَّاسِ يَوْمَئِذٍ أَشَدُّ مِنْهُ.

و .......... .

( صحيح البخاري )

https://t.me/eulumhadith
إن شاءالله فعاليتمان را به زودی ادامه خواهیم داد ... .

"فلا نامت أعين الجبناء
"
14👍7👎1🔥1
بررسی حدیث ثقلین در کتب شیعه.pdf
5.2 MB
💠 بررسی حدیث [ ثقلین ] و بیان واهی بودن تمام طرق آن در منابع اهل تشیع.

#ثقلین
#شیعه
👍14👎1
💠 نقــــد " توثیق " قاسم بن یحیی و حسن بن راشــد ↓

- وقتی شخص مطلب این بنده خدا را میبیند، تنها احساس بهش دست میدهد که ایشون با این استدلال شَرم زده شده و تنها هدفش از قرار دادن این پست، رهایی خود از خود زنی ڪردن بوده !

📌 میگوید : هیچ کسی این دو راوی " مذکور " را توثیق نکرده است، اما از عبارت شیخ صدوق وثاقت این دو فهمیده میشود !

✍🏻 پاسخ :

اولاً : اگر به کتاب " من لا یحضره الفقیه " رجوع کنید، میبینید که این عبارت شیخ صدوق راجع به باب #وداع است، که پس از ذکر آن دعاء، اين عبارت را آورده است که سند و روایت آن هیچ ربطی به این دو راوی ندارد، حال که آنچه از روایت حسن بن راشد بوده، راجع به یک باب قبلتر است.

الآن چرا شیعیان آمده اند این عبارت را به باب قبلتر ربط دادند !؟ تنها دلیلشان این است که شیخ صدوق به جای اینکه بگوید #الوداعات، گفته #الزیارات ‼️

( ادامه دارد ‌‌‌... )
حال که اصلاً این دلیل نیست :
۱. زیرا هر چند وداع با زیارت مترادف نیستند، اما مرتبط و ملازم یکدیگر اند، فلذا از آنجا که وداع پس از زیارت و اتمام آن صورت میگیرد، آن را در کتب ادعیه زیارت [ بنا به قاعده غالبیت ] اطلاق میشود، همانطور که در ابواب زیارت قبور، وداع و کیفیت هم ذکر میکنند.
و بهتر این است که بگوییم اصلاً چرا شیخ صدوق بیاد در یک باب دیگر، راجع به سند یک باب قبلتر حرف بزند که روایت و سندش هم متفاوت است !؟

۲. همانطور که علمای شیعه تصریح کرده اند، روایات با سند قویتری برای این زیارت وجود دارد، چطور شیخ صدوق آمده و این را اصح الزیارات معرفی کرده است !؟
فلذا این هم یک قرینه ای دیگر است که عبارت با ادعا ربط ندارد‌.

۳. قرینه سوم که بنظرم لازم است ذکر کنم این است که همین دعای زیارت مذکور، در حقیقت عبارات آن بیشتر است ( کما اینکه در کتاب کامل الزیارات موجود است ) ، اما علمای شیعه گفته اند از آنجا که برخی عبارات دال بر غلو بوده و شیخ صدوق آن را مورد پسند نمیدانسته است، آن ها را حذف کرده !
فلذا اگر مقصود از " اصح الزیارات " همین بوده، چه نیازی به سانسور کردن داشته است !؟ و یا بهتر است بگوییم وای بر دیگر زیارات که معلوم نیست چه قدر نزد شیخ صدوق بی ارزش بوده اند !

دوماً : فرض را بر این میزاریم که این عبارت، مرتبط به روایتی است که در آن این دو راوی وجود دارند ، اما از کی تا بحال شده که #اصح به معنی صحت و وثاقت تمام رجال سند بوده باشد !؟

#أصح به معنی اقوی است که این کلمه در اغلب فنون ذکر میشود، همانطور که میگویند " الكافي، اصح الكتب بعد كتاب الله " كه لزوماً به معنی صحت تمام کتاب کافی نیست، بلکه به معنی رجحان و اقوی است.

( ادامه دارد ‌‌‌... )
سوماً : اصح بودن نزد صدوق شاید با اصح بودن نزد ما فرق بکند، مثلا بقیه زیارتها سندش وثوق نوعی نمی آورد برای صدوق، اما این زیارت سندش برای صدوق وثوق نوعی آورد، وثوق نوعی به صدور را هم ظاهرا طبق استقصاء آقای سیستانی قدماء کافی می دانستند، ولی ما کافی نمی دانیم، بلکه یا باید خبر ثقه باشد یا علم پیدا کنیم شخصا به صدور، ولذا این وجه دوم هم خالی از اشکال نیست.[ استاد شهیدی / ادله روایی استصحاب ]


چهارماً : تصحیح روایت توسط یک عالم لزوماً دلالت بر وثاقت تمام رجال سند نیست، زیرا ضابطه تصحیح او معلوم نیست بر چه اساس است، چه بسا بنا به مورد و یا ادله ای باشد که آن دلیل برای عالمی دیگر ضعیف و غیر قابل پذیرش باشد.

- همانطور که آقای باقر ایروانی به این نکته اشاره دارد :

قلت فيما سبق إنّ تصحيح الشيخ الصدوق(قده) لطريقٍ لا يدلّ على أنّه يوثّق رجال السند بل لعلّ الحكم بالصحّة هو لنكاتٍ أخرى يبني عليها لا مسألة التوثيق، فالتصحيح في الزمان المتقدّم ليس من المعلوم أنّه بمعنى الصحّة في زماننا، فالصحّة في زماننا هي مصطلحٌ صار للروايات التي في سندها ثقات عدولٌ إماميّة أمّا في ذلك الزمان فهو يعني الحجّة المعتبر الذي يجب العمل به أمّا لماذا يجب العمل به ؟ إنّ هذا نكاته مختلفة فقد يكون هو التوثيق وقد يكون هو الوثوق وقد يكون هو رواية بعض الأصحاب وقد يكون غير ذلك، فهناك موازين مختلفة لإثبات أنّ الخبر الحجّة ما هو، .... فلعلّ الصدوق(قده) لا يريد أن يقول بالتوثيق ولذلك قلت بالمناسبة أنّه في مقدّمة الفقيه هو قال ( لا أخرج فيه إلا ما أعتقد بصحته ويكون حجّة بيني وبين ربي وأحكم به ) ولكن مع ذلك قلنا هذه العبارة لا تدلّ على التوثيق فلعلّه لنكاتٍ ولقرائن ولموازين لو اطلعنا عليها لرفضناها.
[ خارج الفقه ]

- آقای خویی در مقدمه کتاب " معجم رجال الحدیث " یک بابی با این موضوع دارد :

4- الوقوع في سند محكوم بالصحة


و من جملة ذلك: وقوع شخص في سند رواية قد حكم أحد الأعلام من المتقدمين أو المتأخرين بصحتها ...أقول: إن اعتماد ابن الوليد أو غيره من الأعلام المتقدمين فضلا عن المتأخرين على رواية شخص و الحكم بصحتها لا يكشف عن وثاقة الراوي أو حسنه، و ذلك لاحتمال أن الحاكم بالصحة يعتمد على أصالة العدالة، و يرى حجية كل رواية يرويها مؤمن لم يظهر منه فسق، و هذا لا يفيد من يعتبر وثاقة الراوي أو حسنه في حجية خبره. هذا بالإضافة إلى تصحيح ابن الوليد و أضرابه من القدماء، الذين قد يصرحون بصحة رواية ما، أو يعتمدون عليها من دون تعرض لوثاقة رواتها، و أما الصدوق فهو يتبع شيخه في التصحيح و عدمه، كما صرح هو نفسه بذلك. 📕[معجم رجال الحديث ٧١/١]

( ادامه دارد ‌‌‌... )
پنجماً : جدا از مبحث " مجهولیت " این دو راوی، اما عده زیادی از علمای شیعه، قائل به تضعیف قاسم بن یحیی [ نوه حسن بن راشد ] هستند، به ويژه کسانی که قائل به اعتبار تضعیفات ابن الغضائری هستند :

القاسم بن يحيى بن الحسن بن راشد مولى المنصور ضعفه الغضائري والعلامة وابن داود والجزائري ومحمد طه نجف والمجلسي لضعفه وضعف جده والبهبودي.
📗[الضعفاء للساعدي]

واما ناحية السند فقد ضعفه الشيخ (الأنصاري في فرائد الأصول) لاجل اشتماله على القاسم بن يحيى، وهو ممن ضعفه العلامة في الخلاصة وقد رد بعضهم تضعيف العلامة: بانه مستند الى تضعيف ابن الغضائري وهو غير قادح. ولكن يمكن الخدشة فيه: بانه لم يثبت استناد العلامة في تضعيفه الى تضعيف ابن الغضائري. ومجرد عدم تضعيف غير ابن الغضائري ممن سبق العلامة، لا يلازم استناد العلامة إليه، بل لعل مستنده أمر خفي علينا. هذا مع ان عدم قدح تضعيف ابن الغضائري محل كلام فتدبر.
📘[منتقى الأصول لعبد الصاحب الحكيم]

وسند الحديث ضعيف بوقوع القاسم بن يحيى وجده الحسن بن راشد مولى المنصور في سند الخصال، وقد ضعفهما ابن الغضائري، ولو لم يعتبر تضعيفه فلم يرد فيهما توثيق، فيكونان مجهولين.
📕[تسديد الأصول للقمي]

الذي يهون الخطب أن هذه الرواية ضعيفة السند باشتمالها على القاسم بن‌يحيى،الذي ضعفه ابن الغضائري،و تضعيفه و ان لم يعتمد عليه،لكثرة تشكيكه، إلا أنه مجهول الحال.
📙[دراسات في علم الأصول للهاشمي الشاهرودي]

لكن القاسم مشهور بالضعف.
📓[زبدة الأقوال في خلاصة الرجال للحسيني الحلي]

القاسم بن يحيى‌ بن الحسن بن راشد مولى المنصور روى عن جده ضعيف صه.
📗[جامع الرواة للأردبيلي]

القاسم بن يحيى ضعفه الغضائري والعلامة وهو لم يوثق وهذا كاف في عدم قبول روايته.
📘[المسائل المستحدثة للروحاني]

والتحقيق: أن وثاقة القاسم بن يحيى بالتوثيق العام ذكره في سند كامل الزيارات (أمر مشكل)، وذلك لأن التوثيق العام في مورد لم يرد فيه التضعيف لا بأس به، وأما القاسم بن يحيى بما أنه ورد فيه التضعيف من الغضائري فلا يخلو الأمر إثبات الوثاقة بالتوثيق العام عن الأشكال.
📕[القواعد مائة قاعدة فقهية معني ومدرکا وموردا للمصطفوي]
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آراء علماء الشيعة في كتاب سليم بن قيس الهلالي | بحث تخصصي
#سلیم_بن_قیس
#اسرار_آل_محمد
#جعلی

" سلیم بن قیس ؛ بين الحقيقة و الخيال "

📌دکتر عبدالمهدی جلالی [ پژوهشگر شیعی ] :

نلخص إلى أن اسم سليم اسم بدون مسمى، اسم موهوم و موضوع، فلم يوجد في تاريخ الإسلام شخص بهذا الإسم.
و الإحتمال القوي أن أفراداً أو فرداً عمد إلى صنع هذه الشخصية و من ثم نسب إليها ذلك الكتاب و جعلوه ناطقاً باسمه
.
📓📕[سليم بن قيس حقيقة واقعية أم شخصية مصطنعة ۱۲۳]

{اݪتَحقِیقآت ــــــ📕} @rodoud_elmi
{علوم الحديث 📙} @eulumhadith

#سلیم_بن_قیس
#شهادت_حضرت_فاطمه - رضي الله عنها - افسانه است.
#مظلومیت_ايشان_چطور !؟ آیا بازهم افسانه است !؟


💠 از آنجا که - به فضل خداوند متعال - همگی متوجه شدند که شهادت حضرت فاطمه - رضي الله عنها - قصه ای بود که غالیان رافضه آن را جعل کرده اند و بعدها در مذهب شیعه به رسمیت شناخته شد. اما از آنجا که دست شیعیان خالی مانده مجبور شدند به افسانه ای دیگر تنزّل کنند و آن اینکه حضرت فاطمه رضی الله عنها مظلوم بودند ، فلذا لازم شد دوباره به روایات شیعه در این باره بنگریم و ببینیم که این ادّعا چقدر قوّت دارد .

فانتظرونا .... 🌦🧨

اݪتَحقِیقآت ــــــ📕 @rodoud_elmi
علوم الحديث 📙  @eulumhadith
1⃣ روایت اول :

🪭 این روایت شدیداً داغون است و اسناده مظلم، زیرا #شش راوی موجود در سند مجهول هستند ‼️

🔥[المعافي بن زكريا البغدادي بن يحيى بن حميد بن حماد الحريري النهرواني المعروف بابن طرار: لم يذكروه]
📚مستدركات ٤٤١/٧

🔥[عبدالله بن زاهر: لم يذكروه]
📚المستدركات ١٧/٥

🔥[حبش بن المعتمر: مجهول]
📚تنقيح المقال ٣١٧/١٧

🔥[عبدالعدوس مجهول و ذکری از او نیست]

🔥[سليمان بن مهران أبو محمد الأعمش الأسدي الكوفي مولاهم ق ( جخ ) مهمل .]
📚رجال بن داود ۱۰۰

🔥[محمد بن عامر مجهول و ذکری از او نیست]

@eulumhadith
2⃣ روايت دوم :
إسناده مظلم زیرا مسلسل به مجاهیل است و علامه مجلسی همچنین حکم به ضعف روایت داده است.
📘[مرآة العقول ج5 ص321]

🔥[ أحمد بن مهران ضعيف، ...وكلام ابن الغضائري صريح في تضعيفه، وكتابه من الأُصول الخمسة المعتمد عليها في الجرح. واعتماداً على‌ تضعيف ابن الغضائري عدّه في الضعفاء العلّامة وابن داوود والجزائري، ومحمّد طه نجف.]
📚الضعفاء من رجال الحديث ٢٣٧

🔥[ محمّد بن عبد الجبّار الشيبانيّ: لم يذكروه. ]
📚المستدركات ١٥٣/٧

🔥[ القاسم بن محمد الرازي: مجهول - روى في الكافي رواية ]
📚 المفيد من معجم رجال الحديث ٤٦٥

🔥[ علي بن محمد الهرمزاني: مجهول - روى رواية عن أبي عبد الله الحسين ]
📚 المفيد من معجم رجال الحديث ٤١٤

https://t.me/eulumhadith