💠 قویترین دݪایݪ شیعه برای مشروعیت [ بدعـت ] اربعیــن حسینۍ چیست !؟
پاســـخ ⇜ همین دو روایت بالاست ڪه اتفاقاً محققین شیعه هر دو روایت را تضعیف نمودند‼️
✘ روایت اول : حداقل در سند ۲ الۍ ۳ مجـہوݪ وجود دارد !
✘ روایت دوم : اصلاً سند ندارد، و در حقیقت برخی علمای شیعه گفته اند مقصود از ٤۰ در این اثر، زيارت ٤٠ نفر هست، نه چهلمین روز .. !
مـذهــــ_سُسْت_ـــــب
شیعــــــــــــــــــــــــــہ
پاســـخ ⇜ همین دو روایت بالاست ڪه اتفاقاً محققین شیعه هر دو روایت را تضعیف نمودند‼️
✘ روایت اول : حداقل در سند ۲ الۍ ۳ مجـہوݪ وجود دارد !
✘ روایت دوم : اصلاً سند ندارد، و در حقیقت برخی علمای شیعه گفته اند مقصود از ٤۰ در این اثر، زيارت ٤٠ نفر هست، نه چهلمین روز .. !
مـذهــــ_سُسْت_ـــــب
شیعــــــــــــــــــــــــــہ
👍1
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
✍🏻 پاســخ به مهمݪات اهݪ بدعت [ رافضـہ ] راجع به تاریخ الأوسط امام بخارۍ رحمــہ الله ↓ https://t.me/eulumhadith/1011
📌 آیا ڪتاب " صحیح ابن حبان " تنها از طریق ابواݪحسن زوزني برای مسݪمین نقل شده است !؟
⇜ خیر ؛ بلکه راویان متعددۍ دارد ، از جمله :
1. امام دارقطني
2. امام حاكم نيشابوري
3. ابن مندة
4. ابوبكر نوقاني
5. محمد بن محمد بن صالح
6. و ...
- تمام اين راویان جزو تلامیذ امام ابن حبان - علیه الرحمة - هستند كه این کتاب را از شیخ خود نقل نموده اند.
⇜ برای نمونه، سـند روایت ڪتاب امام دارقطنۍ از استاد خود ابن حبان را بیان خواهم ڪرد :
https://t.me/eulumhadith/1021
⇜ خیر ؛ بلکه راویان متعددۍ دارد ، از جمله :
1. امام دارقطني
2. امام حاكم نيشابوري
3. ابن مندة
4. ابوبكر نوقاني
5. محمد بن محمد بن صالح
6. و ...
- تمام اين راویان جزو تلامیذ امام ابن حبان - علیه الرحمة - هستند كه این کتاب را از شیخ خود نقل نموده اند.
⇜ برای نمونه، سـند روایت ڪتاب امام دارقطنۍ از استاد خود ابن حبان را بیان خواهم ڪرد :
https://t.me/eulumhadith/1021
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
من هو " محمد فؤاد عبدالباقي " !؟ ( محقق كتب احاديث ) https://t.me/eulumhadith/1023
محمد فؤاد عبدالباقي
كان آية - رحمه الله -
كان آية - رحمه الله -
hadeeth0851_الجرح_و_التعديل_بين.pdf
6.4 MB
الجرح و التعديل بين ابن المطهر الحلي و أبي القاسم الخوئي عرض ونقد لسعد راشد عوض الشنفا
kaqzbhrk.pdf
3 MB
⚠️ آیا أم المؤمنين عائشه به جواز رضاع الڪبیر فتوا دادند !؟
✍🏻 مؤلف در این ڪتاب نه تنها این را رد نمودند، بلڪه ثابت ڪردند ڪه فتوا و نظر أم المؤمنین به رد رضاع ڪبیر دلالت دارد.
https://t.me/eulumhadith
✍🏻 مؤلف در این ڪتاب نه تنها این را رد نمودند، بلڪه ثابت ڪردند ڪه فتوا و نظر أم المؤمنین به رد رضاع ڪبیر دلالت دارد.
https://t.me/eulumhadith
¤ضابطه ای در تحقیق روایات مجاهيل كتاب بحار الأنوار.
آصف محسنی در مقدمه "مشرعة بحار الأنوار " نام برخی از راویان مجهول و تعدادشان را ذکر میکند.
1. كل إبراهيم بن شعيب مجهول .
2. كل أسباط مجهول .
3. و.....
[ مشرعة بحار الأنوار ج ١ ص ١٧ _٢٠ ]
آصف محسنی در مقدمه "مشرعة بحار الأنوار " نام برخی از راویان مجهول و تعدادشان را ذکر میکند.
1. كل إبراهيم بن شعيب مجهول .
2. كل أسباط مجهول .
3. و.....
[ مشرعة بحار الأنوار ج ١ ص ١٧ _٢٠ ]
⁉️ آیا برای ڪتابـ " قرب الإسناد " نسخه معتبر و سالمی وجود دارد !؟ چرا مؤلف ڪتاب مشخص نيست !؟ آیا آن کتاب قرب الإسناد كه نجاشی و طوسی معرفی کرده اند با آنچه در کتاب مطبوع همخوانی دارد !؟
مجلسی میگوید : ڪتاب قرب الإسناد را از یک نسخه قدیمی باز نویسی کردم که از خط محمد بن ادریس ( متوفی ۵۹۸ ) بود !
⚠️ســــؤال :
- مجلسی - که حداقل پس از ۵۰۰ سال متولد شده - چطور فهمیده که این خط برای ابن ادریس است !؟ و اساساً ناقل نسخه ابن ادریس کی است و با چه دلیلی به این نوشته اعتماد میڪند !؟
💥 جالب است بدانید به اینڪه ڪتاب "قرب الإسناد" ڪه نجاشی معرفی كرده ، گفته است ڪه این ڪتاب مشتمل بر ۳ مورد است :
1. قرب الإسناد إلى الرضا
2. قرب الإسناد إلى أبي جعفر بن الرضا
3. قرب الإسناد إلى صاحب الأمر
در حالی که در کتاب مطبوع دو مورد اخير یک از وجود ندارد، بلکه أسانيد آن به 2 مورد ديگر ( جز امام رضا ) تقسیم میشود :
1. قرب الإسناد إلى الصادق ( صفحه ۴ _۸۴ )
2. قرب الإسناد إلى أبي ابراهيم موسى بن جعفر ( صفحه ۸۴ _۱۴۷ )
و به قرب الإسناد إلى الرضا ( ۱۴۸_ ۱۷۵ ) کتاب ختم میشود !
به قول آصف محسنی : فهذه زيادة بلة في طين !
مجلسی میگوید : ڪتاب قرب الإسناد را از یک نسخه قدیمی باز نویسی کردم که از خط محمد بن ادریس ( متوفی ۵۹۸ ) بود !
⚠️ســــؤال :
- مجلسی - که حداقل پس از ۵۰۰ سال متولد شده - چطور فهمیده که این خط برای ابن ادریس است !؟ و اساساً ناقل نسخه ابن ادریس کی است و با چه دلیلی به این نوشته اعتماد میڪند !؟
💥 جالب است بدانید به اینڪه ڪتاب "قرب الإسناد" ڪه نجاشی معرفی كرده ، گفته است ڪه این ڪتاب مشتمل بر ۳ مورد است :
1. قرب الإسناد إلى الرضا
2. قرب الإسناد إلى أبي جعفر بن الرضا
3. قرب الإسناد إلى صاحب الأمر
در حالی که در کتاب مطبوع دو مورد اخير یک از وجود ندارد، بلکه أسانيد آن به 2 مورد ديگر ( جز امام رضا ) تقسیم میشود :
1. قرب الإسناد إلى الصادق ( صفحه ۴ _۸۴ )
2. قرب الإسناد إلى أبي ابراهيم موسى بن جعفر ( صفحه ۸۴ _۱۴۷ )
و به قرب الإسناد إلى الرضا ( ۱۴۸_ ۱۷۵ ) کتاب ختم میشود !
به قول آصف محسنی : فهذه زيادة بلة في طين !
👍1
#پاسخ_بہ_یڪ_شبـهه
📌 رافضی میگوید :
بشر بن سعید تابعی میفرماید که از احادیث ابوهریره با رعایت بیشتری نقل کنید!!
وَقَالَ مُسْلِمُ بْنُ الْحَجَّاجِ: ثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الدَّارِمِيُّ، ثَنَا مَرْوَانُ الدِّمَشْقِيُّ، عَنِ اللَّيْثِ بْنِ سَعْدٍ، حَدَّثَنِي بُكَيْرُ بْنُ الْأَشَجِّ قَالَ: قَالَ لَنَا بُسْرُ بْنُ سَعِيدٍ: اتَّقُوا اللَّهَ وَتَحَفَّظُوا مِنَ الْحَدِيثِ، فَوَاللَّهِ لَقَدْ رَأَيْتُنَا نُجَالِسُ أَبَا هُرَيْرَةَ، فَيُحَدِّثُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ﷺ وَيُحَدِّثُنَا عَنْ كَعْبِ الْأَحْبَارِ، ثُمَّ يَقُومُ فَأَسْمَعُ بَعْضَ مَنْ كَانَ مَعَنَا يَجْعَلُ حَدِيثَ رَسُولِ اللَّهِ ﷺ عَنْ كَعْبٍ، وَحَدِيثَ كَعْبٍ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ﷺ.
📚البداية والنهاية ت التركي ١١/٣٧٧
چرا ابوهریره جای احادیث رسول را با کلام کعب الأحبار یهودی عوض میکرده است؟؟
✅ پاســـــــــــخ:
📌میگوید :
"بشر بن سعید تابعی میفرماید که از احادیث ابوهریره با رعایت بیشتری نقل کنید"
اين رافضی - سهواً و يا عمداً- دروغ گفت !
زیرا بشر بن سعید دارد توصیهای عام میکند که در باب تحدیث و روایات دقت بیشتری صورت بگیرد: اتَّقُوا اللَّهَ وَتَحَفَّظُوا مِنَ الْحَدِيثِ
اما این شیعی فکر میکند مقصود، تنها روایات ابوهریره است !
فلذا بشر بن سعید رحمه الله در ادامه مثالی از بی دقتی برخی سمّاع حدیث میزند که نزد حضرت ابوهریره رضی الله عنه مینشستیم و از احادیث رسول خدا برای ما بازگو میکرد و همچنین کلام کعب الأحبار را برای ما نقل میکرد، اما برخی افراد که در آن مجلس حاضر بودند، بخاطر بیدقتیشان کلام کعب الأحبار را از کلام رسول خدا تمییز نمیدادند !
الآن آیا اشکال از حضرت ابوهریره است !؟
خیر، بلکه ابوهریره کلام رسول خدا را از کلام کعب احبار جدا میکردند اما برخی سامعین برایشان وهم صورت میگرفته است !
‼️ اما این بنده خدا میگوید :
"چرا ابوهریره جای احادیث رسول را با احبار یهودی عوض میکرده است؟؟"
اعوذ بالله من هذا الجهل !
📌 رافضی میگوید :
بشر بن سعید تابعی میفرماید که از احادیث ابوهریره با رعایت بیشتری نقل کنید!!
وَقَالَ مُسْلِمُ بْنُ الْحَجَّاجِ: ثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الدَّارِمِيُّ، ثَنَا مَرْوَانُ الدِّمَشْقِيُّ، عَنِ اللَّيْثِ بْنِ سَعْدٍ، حَدَّثَنِي بُكَيْرُ بْنُ الْأَشَجِّ قَالَ: قَالَ لَنَا بُسْرُ بْنُ سَعِيدٍ: اتَّقُوا اللَّهَ وَتَحَفَّظُوا مِنَ الْحَدِيثِ، فَوَاللَّهِ لَقَدْ رَأَيْتُنَا نُجَالِسُ أَبَا هُرَيْرَةَ، فَيُحَدِّثُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ﷺ وَيُحَدِّثُنَا عَنْ كَعْبِ الْأَحْبَارِ، ثُمَّ يَقُومُ فَأَسْمَعُ بَعْضَ مَنْ كَانَ مَعَنَا يَجْعَلُ حَدِيثَ رَسُولِ اللَّهِ ﷺ عَنْ كَعْبٍ، وَحَدِيثَ كَعْبٍ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ﷺ.
📚البداية والنهاية ت التركي ١١/٣٧٧
چرا ابوهریره جای احادیث رسول را با کلام کعب الأحبار یهودی عوض میکرده است؟؟
✅ پاســـــــــــخ:
📌میگوید :
"بشر بن سعید تابعی میفرماید که از احادیث ابوهریره با رعایت بیشتری نقل کنید"
اين رافضی - سهواً و يا عمداً- دروغ گفت !
زیرا بشر بن سعید دارد توصیهای عام میکند که در باب تحدیث و روایات دقت بیشتری صورت بگیرد: اتَّقُوا اللَّهَ وَتَحَفَّظُوا مِنَ الْحَدِيثِ
اما این شیعی فکر میکند مقصود، تنها روایات ابوهریره است !
فلذا بشر بن سعید رحمه الله در ادامه مثالی از بی دقتی برخی سمّاع حدیث میزند که نزد حضرت ابوهریره رضی الله عنه مینشستیم و از احادیث رسول خدا برای ما بازگو میکرد و همچنین کلام کعب الأحبار را برای ما نقل میکرد، اما برخی افراد که در آن مجلس حاضر بودند، بخاطر بیدقتیشان کلام کعب الأحبار را از کلام رسول خدا تمییز نمیدادند !
الآن آیا اشکال از حضرت ابوهریره است !؟
خیر، بلکه ابوهریره کلام رسول خدا را از کلام کعب احبار جدا میکردند اما برخی سامعین برایشان وهم صورت میگرفته است !
‼️ اما این بنده خدا میگوید :
"چرا ابوهریره جای احادیث رسول را با احبار یهودی عوض میکرده است؟؟"
اعوذ بالله من هذا الجهل !
عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
#پاسخ_بہ_یڪ_شبـهه 📌 رافضی میگوید : بشر بن سعید تابعی میفرماید که از احادیث ابوهریره با رعایت بیشتری نقل کنید!! وَقَالَ مُسْلِمُ بْنُ الْحَجَّاجِ: ثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الدَّارِمِيُّ، ثَنَا مَرْوَانُ الدِّمَشْقِيُّ، عَنِ اللَّيْثِ…
✍🏻 برای اینکه این قضیه برای عوام [ ادمین های شیعه ] را ساده کنیم، از منابع خود اهل تشیع مثال میزنیم :
عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ الْقُتَيْبِيُّ، قَالَ، قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْفَضْلُ بْنُ شَاذَانَ، سَأَلَ أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، مُحَمَّدَ بْنَ أَبِي عُمَيْرٍ، فَقَالَ لَهُ: إِنَّكَ قَدْ لَقِيتَ مَشَايِخَ الْعَامَّةِ فَكَيْفَ لَمْ تَسْمَعْ مِنْهُمْ فَقَالَ قَدْ سَمِعْتُ مِنْهُمْ، غَيْرَ أَنِّي رَأَيْتُ كَثِيراً مِنْ أَصْحَابِنَا قَدْ سَمِعُوا عِلْمَ الْعَامَّةِ وَ عِلْمَ الْخَاصَّةِ فَاخْتَلَطَ عَلَيْهِمْ حَتَّى كَانُوا يَرْوُونَ حَدِيثَ الْعَامَّةِ عَنِ الْخَاصَّةِ وَ حَدِيثَ الْخَاصَّةِ عَنِ الْعَامَّةِ، فَكَرِهْتُ أَنْ يَخْتَلِطَ عَلَيَّ، فَتَرَكْتُ ذَلِكَ وَ أَقْبَلْتُ عَلَى هَذَا.
📚(رجال الكشي ٤٨٧)
به محمد بن ابی عمیر گفته شد : شما با مشایخ اهل سنت هم ملاقات داشتید اما چطور از آنان سماع نداشتید !؟
جواب میدهد که بله از آنان حدیث شنیدم اما از آنجا که بسیاری از اصحاب ما [ شیعیان ] دیدم که احادیث را از اهل سنت و اهل تشیع اخذ میکردند اما بر آنان خلط صورت گرفت تا جایی که روایات را جا به جا میکردند و روایات اهل سنت را به شیعه و روایات شیعه را به اهل سنت نسبت میدادند فلذا از ترس این گونه اختلاط، از روایت کردن از اهل سنت دست کشیدم.
- الآن شخصی همچون این رافضی [ بیسواد ] اعتراض کند که چرا اصحاب ائمه روایات معصومین را با روایات اهل سنت عوض میکردند !؟
عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ الْقُتَيْبِيُّ، قَالَ، قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْفَضْلُ بْنُ شَاذَانَ، سَأَلَ أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، مُحَمَّدَ بْنَ أَبِي عُمَيْرٍ، فَقَالَ لَهُ: إِنَّكَ قَدْ لَقِيتَ مَشَايِخَ الْعَامَّةِ فَكَيْفَ لَمْ تَسْمَعْ مِنْهُمْ فَقَالَ قَدْ سَمِعْتُ مِنْهُمْ، غَيْرَ أَنِّي رَأَيْتُ كَثِيراً مِنْ أَصْحَابِنَا قَدْ سَمِعُوا عِلْمَ الْعَامَّةِ وَ عِلْمَ الْخَاصَّةِ فَاخْتَلَطَ عَلَيْهِمْ حَتَّى كَانُوا يَرْوُونَ حَدِيثَ الْعَامَّةِ عَنِ الْخَاصَّةِ وَ حَدِيثَ الْخَاصَّةِ عَنِ الْعَامَّةِ، فَكَرِهْتُ أَنْ يَخْتَلِطَ عَلَيَّ، فَتَرَكْتُ ذَلِكَ وَ أَقْبَلْتُ عَلَى هَذَا.
📚(رجال الكشي ٤٨٧)
به محمد بن ابی عمیر گفته شد : شما با مشایخ اهل سنت هم ملاقات داشتید اما چطور از آنان سماع نداشتید !؟
جواب میدهد که بله از آنان حدیث شنیدم اما از آنجا که بسیاری از اصحاب ما [ شیعیان ] دیدم که احادیث را از اهل سنت و اهل تشیع اخذ میکردند اما بر آنان خلط صورت گرفت تا جایی که روایات را جا به جا میکردند و روایات اهل سنت را به شیعه و روایات شیعه را به اهل سنت نسبت میدادند فلذا از ترس این گونه اختلاط، از روایت کردن از اهل سنت دست کشیدم.
- الآن شخصی همچون این رافضی [ بیسواد ] اعتراض کند که چرا اصحاب ائمه روایات معصومین را با روایات اهل سنت عوض میکردند !؟
✍🏻 خوشحالۍ رافضی !
به زعم خود یڪ روایت صحیح اݪـسنــد برای افسانه شهادت حضرت فاطمه رضی الله عنها پیدا ڪرده !!
این روایت جعلیست و جاعل هم قصد جعل سند با رجال [ به زعم خود ] ثقات بوده اما فراموش ڪرده که اتصال سنــد رو ملاحظه ڪند فلذا دست ڪم دو انقطاع در این سند دیده میشـود !
❶ مورد نخست :
✘.. قالَ حَدَّثَنَا اَلصَّفَّارُ مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زِيَادٍ ..
📌 نام صفار محمد بن حسن است ، نه حسین، فلذا یا اینڪه تصحیف صورت گرفته و یا جاعل ڪند ذهن بوده .
- اگر مقصود از صفار صاحب بصائر است، مشڪل پیش میاد، زیرا محمد بن حسن صفار هیچ روایتی بدون واسطه از محمد بن زیاد ( ابن ابی عمیر ) ندارد فلذا انقطاع پیش میاد .
❷ مورد دوم :
✘.. عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ سَمِعْتُ اَلصَّادِقَ .. .
📌 مفضل بن عمر هیچ روایتی از یونس بن یعقوب ندارد، بلڪه شیخ او یونس بن ظبیان [ ڪذاب ] است فلذا خارج از دو موضوع نیست :
۱. در اصل یونس بن ظبیان بوده و در اینجا به ابن یعقوب تصحیف صورت گرفته است.
۲. تصحیفی نیست، بلڪه اسناد ترڪیبی است که در اینجا انقطاع صورت میگیرد.
به زعم خود یڪ روایت صحیح اݪـسنــد برای افسانه شهادت حضرت فاطمه رضی الله عنها پیدا ڪرده !!
این روایت جعلیست و جاعل هم قصد جعل سند با رجال [ به زعم خود ] ثقات بوده اما فراموش ڪرده که اتصال سنــد رو ملاحظه ڪند فلذا دست ڪم دو انقطاع در این سند دیده میشـود !
❶ مورد نخست :
✘.. قالَ حَدَّثَنَا اَلصَّفَّارُ مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زِيَادٍ ..
📌 نام صفار محمد بن حسن است ، نه حسین، فلذا یا اینڪه تصحیف صورت گرفته و یا جاعل ڪند ذهن بوده .
- اگر مقصود از صفار صاحب بصائر است، مشڪل پیش میاد، زیرا محمد بن حسن صفار هیچ روایتی بدون واسطه از محمد بن زیاد ( ابن ابی عمیر ) ندارد فلذا انقطاع پیش میاد .
❷ مورد دوم :
✘.. عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ سَمِعْتُ اَلصَّادِقَ .. .
📌 مفضل بن عمر هیچ روایتی از یونس بن یعقوب ندارد، بلڪه شیخ او یونس بن ظبیان [ ڪذاب ] است فلذا خارج از دو موضوع نیست :
۱. در اصل یونس بن ظبیان بوده و در اینجا به ابن یعقوب تصحیف صورت گرفته است.
۲. تصحیفی نیست، بلڪه اسناد ترڪیبی است که در اینجا انقطاع صورت میگیرد.