♥ همراه شو عزیز ♥
شجریان
همراه شو عزیز همراه شو عزیز
تنها نمان به راه کین درد مشترک
هرگز جدا جدا درمان نمی شود
دشوار زندگی هرگز برای ما
این زخم مشترک آسان نمی شود @ettehad
تنها نمان به راه کین درد مشترک
هرگز جدا جدا درمان نمی شود
دشوار زندگی هرگز برای ما
این زخم مشترک آسان نمی شود @ettehad
اسرین درکاله: زنان کارگر و بردگی مدرن
سالها پیش در گزارشی از وضعیت زنان کارگر این جمله به چشمم خورد:
"زندانی زندانبانی که خود زندانیست طعمی بس تلخ و گزنده دارد!"
و این جمله حکایت زنان جامعه به طور کلی و به طور اخص زنانیست که وارد پروسه تولید جامعه می شوند یعنی زنان کارگر،نیروی کاری که جنسیتش مقدم بر هر موضوعی هست مقدم بر تخصصش مقدم بر هویتش!
برای همین اگر بخواهیم از زنان کارگر صحبت کنیم باید به بررسی نگاه جنسیتی به بخشی از نیروی کار جامعه بپردازیم.
سیستم نیروی کار را به دو قسمت تقسیم می کند:
کارگر درجه اول- کارگر درجه دوم
کارگر درجه اول مرد هست که رسما زاده شده برای کارکردن
کارگر درجه دوم زن هست که برای کارکردن زاده نشده بلکه از نگاه قانونی و فرهنگی جامعه جایش در خانه و در پروسه تولید مثل معنی پیدا می کند. و حالا بی ثباتی اقتصادی،فقر،نداری،بیکاری،گرانی و اعتیاد مرد خانواده و دلیل بزرگتر سرپرست خانوار شدن زنان، آنان را وارد بازار کار می کند
بازار کار جنسیت زده!
در این بازار قبل از هر چیزی که از نیروی کار دیده شود زن بودنش دیده می شود یعنی همان جنسیت و این یعنی سرآغاز شرایط کاری متفاوت از مردان برای نیروی کار زن یعنی بی حقوقی و ستم مضاعف ناشی از تبعیض جنسیتی.
همان ابتدای امر به کارگماردن زنان با نگاه جنسیتی صورت می گیرد فیزیک زنان چاقی و لاغری،زشتی و زیبایی،قدبلندی و کوتاهی و ...دوشیزه یا بانو بودن،متاهل یا مجرد بودن،فرزند داشتن و نداشتن مهم هست برای بکار گرفتنشان اما براستی چه اهمیتی دارد مثلا دوشیزه بودنشان در نیروی کارشان مگر اینکه یادمان بیافتد تمام تعرضات و آزار و اذیت های جنسی، بنابراین مهم می شود دوشیزه یا بانو بودنشان برای استخدام!
با اینکه در تقسیم بندی جامعه مسئولیت اقتصادی به دوش مرد می باشد اما چرخ اقتصاد خانواده بدون اشتغال زنان یا به قول مسئولین"یاور سرپرست خانواده"نمی چرخد پس زنان کارگری داریم که متاهل هستند و مادر
و همین دو آیتم متاهل بودن و مادر بودن می تواند شانس زنان را برای ورود به بازار کار کمتر کند چرا که کارفرما ترجیح می دهد کارگری داشته باشد که دغدغه ها و گرفتاریش کمتر باشد و زنی که متاهل هست و مادر، دغدغه و گرفتاریش بیشتر. جالب است جامعه خود این تفکیک را کرده که این مسئولیتها برای زنان است و این مسئولیتها برای مردان و به زنان می گویند تو باید مادر شوی شیر بدهی بچه بیاوری خونه داری کنی و این طور خود سیستم بعنوان جنسیت زنان را کنار می گذارد و وقتی زنی از سر نداری مجبور می شود کار کند و به جامعه برگردد آنوقت در پروسه کار به او می گویند آخه تو مادری آخه تو متاهلی...این چرخه که معلوم نیست کجایش برای زنان است و این چرخه که دارد روی می دهد آیا انتخاب خودش بوده؟! ..ادامه مطلب در لینک 👈 http://www.etehadeh.com/?page=news&nid=5938
سالها پیش در گزارشی از وضعیت زنان کارگر این جمله به چشمم خورد:
"زندانی زندانبانی که خود زندانیست طعمی بس تلخ و گزنده دارد!"
و این جمله حکایت زنان جامعه به طور کلی و به طور اخص زنانیست که وارد پروسه تولید جامعه می شوند یعنی زنان کارگر،نیروی کاری که جنسیتش مقدم بر هر موضوعی هست مقدم بر تخصصش مقدم بر هویتش!
برای همین اگر بخواهیم از زنان کارگر صحبت کنیم باید به بررسی نگاه جنسیتی به بخشی از نیروی کار جامعه بپردازیم.
سیستم نیروی کار را به دو قسمت تقسیم می کند:
کارگر درجه اول- کارگر درجه دوم
کارگر درجه اول مرد هست که رسما زاده شده برای کارکردن
کارگر درجه دوم زن هست که برای کارکردن زاده نشده بلکه از نگاه قانونی و فرهنگی جامعه جایش در خانه و در پروسه تولید مثل معنی پیدا می کند. و حالا بی ثباتی اقتصادی،فقر،نداری،بیکاری،گرانی و اعتیاد مرد خانواده و دلیل بزرگتر سرپرست خانوار شدن زنان، آنان را وارد بازار کار می کند
بازار کار جنسیت زده!
در این بازار قبل از هر چیزی که از نیروی کار دیده شود زن بودنش دیده می شود یعنی همان جنسیت و این یعنی سرآغاز شرایط کاری متفاوت از مردان برای نیروی کار زن یعنی بی حقوقی و ستم مضاعف ناشی از تبعیض جنسیتی.
همان ابتدای امر به کارگماردن زنان با نگاه جنسیتی صورت می گیرد فیزیک زنان چاقی و لاغری،زشتی و زیبایی،قدبلندی و کوتاهی و ...دوشیزه یا بانو بودن،متاهل یا مجرد بودن،فرزند داشتن و نداشتن مهم هست برای بکار گرفتنشان اما براستی چه اهمیتی دارد مثلا دوشیزه بودنشان در نیروی کارشان مگر اینکه یادمان بیافتد تمام تعرضات و آزار و اذیت های جنسی، بنابراین مهم می شود دوشیزه یا بانو بودنشان برای استخدام!
با اینکه در تقسیم بندی جامعه مسئولیت اقتصادی به دوش مرد می باشد اما چرخ اقتصاد خانواده بدون اشتغال زنان یا به قول مسئولین"یاور سرپرست خانواده"نمی چرخد پس زنان کارگری داریم که متاهل هستند و مادر
و همین دو آیتم متاهل بودن و مادر بودن می تواند شانس زنان را برای ورود به بازار کار کمتر کند چرا که کارفرما ترجیح می دهد کارگری داشته باشد که دغدغه ها و گرفتاریش کمتر باشد و زنی که متاهل هست و مادر، دغدغه و گرفتاریش بیشتر. جالب است جامعه خود این تفکیک را کرده که این مسئولیتها برای زنان است و این مسئولیتها برای مردان و به زنان می گویند تو باید مادر شوی شیر بدهی بچه بیاوری خونه داری کنی و این طور خود سیستم بعنوان جنسیت زنان را کنار می گذارد و وقتی زنی از سر نداری مجبور می شود کار کند و به جامعه برگردد آنوقت در پروسه کار به او می گویند آخه تو مادری آخه تو متاهلی...این چرخه که معلوم نیست کجایش برای زنان است و این چرخه که دارد روی می دهد آیا انتخاب خودش بوده؟! ..ادامه مطلب در لینک 👈 http://www.etehadeh.com/?page=news&nid=5938
سخنرانی_اسرین_درکاله_زنان_کارگر.wma
2.5 MB
سخنرانی اسرین درکاله در مراسم 8 مارس روز جهانی زن در تهران
عنوان سخنرانی: زنان کارگر و بردگی مدرن @ettehad
عنوان سخنرانی: زنان کارگر و بردگی مدرن @ettehad
اکرم نصیریان: موانع و مشکلات زنان در ورزش
ورزش نه تنها باعث سلامت جسم و نشاط و شادابی می شود بلکه فکر و ذهن را نیزتحت الشعاع قرار می دهد و توان مند می سازد. ورزش یک فعالیت و نیاز اجتماعی است. زندگی امروز نشان می دهد که ورزش، علیرغمِ اراده ای مردانه، جنسیت را کنار زده و عرصه ای است برای حضورِ فعالانه ی همه ی مردم و زنان در سال های اخیر نشان داده اند که می توانند فعالان این عرصه باشند. کلیشه ها و تابوهای جنسیتی ' کمبود امکانات ورزشی و هزینه های بالا ' بخشی ازموانع بزرگ در ورزش زنان به شمار می روند.در این مقاله می خواهم در دو بخش ورزش حرفه ای و ورزش همگانی این موانع را بررسی می کنم.
الف) بخش حرفه ای
زنان در ورزش حرفه ای توانسته اند موفقیت های چشمگیری کسب کنند. زنانی که به طور حرفه ای ورزش می کنند با مشکلات زیادی رو به رو هستند ' از پوشش های دست و پا گیر گرفته تا تبعیض در تخصیص بودجه ' از نگاه سنتی جامعه و خانواده تا حمایت نکردن از مدال آوران . این مشکلات باعث شده تا زنان ورزشکار زمینه مناسبی برای بروز ظرفیتهای واقعی خود پیدا نکنند .
زنان در انتخاب رشته ورزشی مورد علاقه خود با تبعیض روبه رو هستند. کلیشه های جنسیتی گاه یک رشته ورزشی را مناسب زنان نمی داند و آن را کاملا مردانه به حساب می آورد.
پس از انقلاب 57 زنان ایرانی تا 15 سال اجازه حضور در عرصه های بین المللی ورزش را نداشتند. در دو دهه اخیر با کوشش ها و پیگیری های زنان، فضا برای زنان ورزشکار در عرصه های داخلی و بین المللی باز شد. اما همچنان با چالش هایی روبرو هستند که بخشی را مطرح می کنم ... ادامه مطلب در لینک 👈 http://www.etehadeh.com/?page=news&nid=5938page=news&nid=5935
ورزش نه تنها باعث سلامت جسم و نشاط و شادابی می شود بلکه فکر و ذهن را نیزتحت الشعاع قرار می دهد و توان مند می سازد. ورزش یک فعالیت و نیاز اجتماعی است. زندگی امروز نشان می دهد که ورزش، علیرغمِ اراده ای مردانه، جنسیت را کنار زده و عرصه ای است برای حضورِ فعالانه ی همه ی مردم و زنان در سال های اخیر نشان داده اند که می توانند فعالان این عرصه باشند. کلیشه ها و تابوهای جنسیتی ' کمبود امکانات ورزشی و هزینه های بالا ' بخشی ازموانع بزرگ در ورزش زنان به شمار می روند.در این مقاله می خواهم در دو بخش ورزش حرفه ای و ورزش همگانی این موانع را بررسی می کنم.
الف) بخش حرفه ای
زنان در ورزش حرفه ای توانسته اند موفقیت های چشمگیری کسب کنند. زنانی که به طور حرفه ای ورزش می کنند با مشکلات زیادی رو به رو هستند ' از پوشش های دست و پا گیر گرفته تا تبعیض در تخصیص بودجه ' از نگاه سنتی جامعه و خانواده تا حمایت نکردن از مدال آوران . این مشکلات باعث شده تا زنان ورزشکار زمینه مناسبی برای بروز ظرفیتهای واقعی خود پیدا نکنند .
زنان در انتخاب رشته ورزشی مورد علاقه خود با تبعیض روبه رو هستند. کلیشه های جنسیتی گاه یک رشته ورزشی را مناسب زنان نمی داند و آن را کاملا مردانه به حساب می آورد.
پس از انقلاب 57 زنان ایرانی تا 15 سال اجازه حضور در عرصه های بین المللی ورزش را نداشتند. در دو دهه اخیر با کوشش ها و پیگیری های زنان، فضا برای زنان ورزشکار در عرصه های داخلی و بین المللی باز شد. اما همچنان با چالش هایی روبرو هستند که بخشی را مطرح می کنم ... ادامه مطلب در لینک 👈 http://www.etehadeh.com/?page=news&nid=5938page=news&nid=5935
سخنرانی اکرم نصیریان- ورزش زنان.wma
3.3 MB
سخنرانی اکرم نصیریان در مراسم 8 مارس روز جهانی زن در تهران
عنوان سخنرانی: موانع و مشکلات زنان در ورزش @ettehad
عنوان سخنرانی: موانع و مشکلات زنان در ورزش @ettehad
خوشبو قربانی :مشکلات مهاجران و زنان مهاجر افغانستانی
طبق آمار هایی که وجود دارد 3 میلیون مهاجر افغانستانی در ایران زندگی می کنند که یک میلیون از آنها قانونی و مابقی غیر قانونی هستند.
فقط کسانی که قانونی هستند،فرزندان شون میتوانند با شهریه های بالا در مدارس ایران درس بخوانند و دیگر هیچ کاری نمیتوانند با اقامت شون انجام بدند. حتی یک سیمکارت هم نمیتوانند به اسم خود بخرند.
سرکار هم که بیمه ندارند بدلیل اینکه مهاجرند.
آنهایی هم که غیر قانونی هستند که فاتحه شون خونده ست، اگر بگیرند شون دیپورت شون می کنند افغانستان!
همین موضوع بهانه ی خوبی است برای صاحب کارا که بدون هیچ نگرانی ای حقوق شون رو نمیدن و تو هم هیچ کاری نمی تونی بکنی! خیلی سر و صدا کنی تهدیدت می کند که به پلیس اطلاع میدم که غیرقانونی هستید!!!
شاید براتون سوال باشد که چرا نمیرند اقامت بگیرند و قانونی زندگی کنند؟
اکثر مهاجرت ها از سال 57 صورت گرفت که به دلایل جنگ، امنیت جانی و شغلی مردم افغانستان به کشور های همسایه مهاجرت کردند به این امید که بتوانند زندگی امن تری برای همسر و فرزندان شان ایجاد کنند.
از سال 57 تا سال 80 هیچ هویتی برای مهاجرای افغانستانی قائل نشدن، سال 80 طرحی اومد که برای مهاجرین کارت تردد ( کارت اقامت) بدند تا قانونی بشوند.
که خیلی ها به دلیل اینکه اطلاع رسانی درستی صورت نگرفته بود، نتونستن اقدام کنند و آنهایی که جا ماندن دیگر نمیتونستن کاری کنند تا وقتی که دوباره اعلام کنند که برای مهاجرین کارت میدن.
بماند که تو اردوگاه ها چه بدرفتاری هایی میشد با مهاجرین و همین کارت دادن چند سال طول کشید.
با این کارت ها فقط میتونستن فرزندان شان رو در مدارس دولتی ثبتنام کنند همین و بس.
با این مدارک هیچ کاری نمیتونستن بکند، حتی یک سیمکارت هم نمیتونستن به نام بزنند.... ادامه در لینک 👈 http://www.etehadeh.com/?page=news&nid=5938
طبق آمار هایی که وجود دارد 3 میلیون مهاجر افغانستانی در ایران زندگی می کنند که یک میلیون از آنها قانونی و مابقی غیر قانونی هستند.
فقط کسانی که قانونی هستند،فرزندان شون میتوانند با شهریه های بالا در مدارس ایران درس بخوانند و دیگر هیچ کاری نمیتوانند با اقامت شون انجام بدند. حتی یک سیمکارت هم نمیتوانند به اسم خود بخرند.
سرکار هم که بیمه ندارند بدلیل اینکه مهاجرند.
آنهایی هم که غیر قانونی هستند که فاتحه شون خونده ست، اگر بگیرند شون دیپورت شون می کنند افغانستان!
همین موضوع بهانه ی خوبی است برای صاحب کارا که بدون هیچ نگرانی ای حقوق شون رو نمیدن و تو هم هیچ کاری نمی تونی بکنی! خیلی سر و صدا کنی تهدیدت می کند که به پلیس اطلاع میدم که غیرقانونی هستید!!!
شاید براتون سوال باشد که چرا نمیرند اقامت بگیرند و قانونی زندگی کنند؟
اکثر مهاجرت ها از سال 57 صورت گرفت که به دلایل جنگ، امنیت جانی و شغلی مردم افغانستان به کشور های همسایه مهاجرت کردند به این امید که بتوانند زندگی امن تری برای همسر و فرزندان شان ایجاد کنند.
از سال 57 تا سال 80 هیچ هویتی برای مهاجرای افغانستانی قائل نشدن، سال 80 طرحی اومد که برای مهاجرین کارت تردد ( کارت اقامت) بدند تا قانونی بشوند.
که خیلی ها به دلیل اینکه اطلاع رسانی درستی صورت نگرفته بود، نتونستن اقدام کنند و آنهایی که جا ماندن دیگر نمیتونستن کاری کنند تا وقتی که دوباره اعلام کنند که برای مهاجرین کارت میدن.
بماند که تو اردوگاه ها چه بدرفتاری هایی میشد با مهاجرین و همین کارت دادن چند سال طول کشید.
با این کارت ها فقط میتونستن فرزندان شان رو در مدارس دولتی ثبتنام کنند همین و بس.
با این مدارک هیچ کاری نمیتونستن بکند، حتی یک سیمکارت هم نمیتونستن به نام بزنند.... ادامه در لینک 👈 http://www.etehadeh.com/?page=news&nid=5938
سخنرانی_خوشبو_قربانی_با_موضوع_مشکلات.wma
4.1 MB
سخنرانی خوشبو قربانی در مراسم 8 مارس روز جهانی زن در تهران
عنوان سخنرانی: مشکلات مهاجران و زنان مهاجر افغانستانی @ettehad
عنوان سخنرانی: مشکلات مهاجران و زنان مهاجر افغانستانی @ettehad
تهمینه خسروی: ساختار جامعه و خشونت علیه زنان
گفتگوهای دایم در مورد خشونت وادامه آن، نقد و بررسی این پدیده اجتماعی را همواره در مقابل دید جامعه زنده نگهمیدارد.
وجود این رفتارغیرانسانی صرفا" بواسطه برتری وتوانایی فیزیکی و قدرت بازوی مردانه نیست.بلکه موقعیت نابرابر و فرودست اقتصادی و اجتماعی سرمنشاء این پدیده است وتا زمانیکه برابری واستقلال اقتصادی ورفع تبعیض جنسیتی صورت نگیرد این خشونت در اشکال متفاوت به حیات خود ادامه میدهد. درنتیجه انواع خشونت علیه زنان از این سرچشمه میجوشد و در اجتماع جاری میشود.
معمولی ترین خشونت علیه زنان ،خشونت جسمی و کلامست، خشونت جسمی بخاطر نمود های بیرونی واثرات بجا مانده اش مانند جراحات،کبودی و شکستگی بیشتر مورد توجه جامعه قرار گرفته است. اما خشونت های کلامی با اثرات ماندگارتر، تاثیرات گاه مخرب تری بر روح و روان شخص بجا میگذارد.
این خشونت های کلامی در اشکال متنوع توهین و تحقیر کردن، تمسخر و بی احترامی و تخریب اعتماد بنفس تافشارهای عاطفی واحساسی را در برمیگیرد.
https://t.me/ettehad/22744
در مناطق غیرشهری و غیرپیشرفته که زن و دختر به مرد خانواده از نظراقتصادی بسیاربیشتر وابسته است همراه با فقر اطلاعاتی در این زمینه ، خشونت بعنوان یک واکنش عادی بخشی از روابط موجود تلقی میشود. و متاسفانه هستند اقشاری از زنان که این خشونتها را بعنوان یک سنت پذیرفته اند و به خود قبولانده اند که به عنوان اصل این خشونت راباید از طرف همسر یا پدر یا برادر خود متحمل شوند... ادامه در لینک 👈 http://www.etehadeh.com/?page=news&nid=5934
گفتگوهای دایم در مورد خشونت وادامه آن، نقد و بررسی این پدیده اجتماعی را همواره در مقابل دید جامعه زنده نگهمیدارد.
وجود این رفتارغیرانسانی صرفا" بواسطه برتری وتوانایی فیزیکی و قدرت بازوی مردانه نیست.بلکه موقعیت نابرابر و فرودست اقتصادی و اجتماعی سرمنشاء این پدیده است وتا زمانیکه برابری واستقلال اقتصادی ورفع تبعیض جنسیتی صورت نگیرد این خشونت در اشکال متفاوت به حیات خود ادامه میدهد. درنتیجه انواع خشونت علیه زنان از این سرچشمه میجوشد و در اجتماع جاری میشود.
معمولی ترین خشونت علیه زنان ،خشونت جسمی و کلامست، خشونت جسمی بخاطر نمود های بیرونی واثرات بجا مانده اش مانند جراحات،کبودی و شکستگی بیشتر مورد توجه جامعه قرار گرفته است. اما خشونت های کلامی با اثرات ماندگارتر، تاثیرات گاه مخرب تری بر روح و روان شخص بجا میگذارد.
این خشونت های کلامی در اشکال متنوع توهین و تحقیر کردن، تمسخر و بی احترامی و تخریب اعتماد بنفس تافشارهای عاطفی واحساسی را در برمیگیرد.
https://t.me/ettehad/22744
در مناطق غیرشهری و غیرپیشرفته که زن و دختر به مرد خانواده از نظراقتصادی بسیاربیشتر وابسته است همراه با فقر اطلاعاتی در این زمینه ، خشونت بعنوان یک واکنش عادی بخشی از روابط موجود تلقی میشود. و متاسفانه هستند اقشاری از زنان که این خشونتها را بعنوان یک سنت پذیرفته اند و به خود قبولانده اند که به عنوان اصل این خشونت راباید از طرف همسر یا پدر یا برادر خود متحمل شوند... ادامه در لینک 👈 http://www.etehadeh.com/?page=news&nid=5934
Telegram
اتحادیه آزاد کارگران ایران
تهمینه خسروی: ساختار جامعه و خشونت علیه زنان http://www.etehadeh.com/?page=news&nid=5934
فریده نخستین: دستفروشی
دوستان موضوعی که امروز من از ان صحبت میکنم تجربه زیسته ی من است ،تجربه ای که گریبانگیر من و نسل من است ،دغدغه ی پیدا کردن کار و دستمزدی مناسب ان قدری که برای مردان مشکل است برای ما زنان یا دختران چند برابر سخت است ،بازار کار ایران در شرایط نامناسبی است و سالیانه ده ها هزار کارجوی جدید به آن اضافه می شوند. از آنسو اقتصاد ایران توان تولید اشتغال و فرصت های کاری را ندارد و این مسئله باعث انباشت تقاضا برای کار شده و طبق آمارهای رسمی ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر و غیررسمی 7 میلیون بیکار متقاضی شغل در کشور وجود دارد.راستش امروز در مورد بیکاران بدون مهارت صحبت نمیکنم ، موضوع من اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی و دارندگان مدارک تحصیلی ست. دولت تدبیر و امید در سال های فعالیت خود وعده هایی درباره حل مشکل بیکاری جوانان داده بود که تا به امروز نه تنها به هیچ یک از وعده ها نپرداخته و اشتغال زایی صورت نگرفته بلکه بازار کار به قدری اشفته شده که ، علاوه بر وجود شرایط رکود شدید در فعالیت های بنگاه ها با پدیده ی دستفروشی قشر تحصیل کرده روبرو هستیم.
مسائل مرتبط با بیکاری جوانان و فارغ التحصیلان دانشگاهی، علاوه بر خود جوانان جویای کار خانواده ها را نیز با خود درگیر کرده است در شرایط فعلی، اشتغال و یافتن کاری مناسب که بتوان روی آینده آن شغل حساب کرد برای بسیاری از جوانان یک معضل جدی و چه بسا به آرزویی تبدیل شده است.برخی از این جوانان تحصیل کرده از شهرستان ها به پایتخت می روند و تلاش می کنند تا در سایه نبود فرصت های شغلی مناسب، از طریق اشتغال موقتی و دستفروشی کسب و کاری برای خود داشته باشند....ادامه مطلب در لینک 👈http://www.etehadeh.com/?page=news&nid=5938
دوستان موضوعی که امروز من از ان صحبت میکنم تجربه زیسته ی من است ،تجربه ای که گریبانگیر من و نسل من است ،دغدغه ی پیدا کردن کار و دستمزدی مناسب ان قدری که برای مردان مشکل است برای ما زنان یا دختران چند برابر سخت است ،بازار کار ایران در شرایط نامناسبی است و سالیانه ده ها هزار کارجوی جدید به آن اضافه می شوند. از آنسو اقتصاد ایران توان تولید اشتغال و فرصت های کاری را ندارد و این مسئله باعث انباشت تقاضا برای کار شده و طبق آمارهای رسمی ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر و غیررسمی 7 میلیون بیکار متقاضی شغل در کشور وجود دارد.راستش امروز در مورد بیکاران بدون مهارت صحبت نمیکنم ، موضوع من اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی و دارندگان مدارک تحصیلی ست. دولت تدبیر و امید در سال های فعالیت خود وعده هایی درباره حل مشکل بیکاری جوانان داده بود که تا به امروز نه تنها به هیچ یک از وعده ها نپرداخته و اشتغال زایی صورت نگرفته بلکه بازار کار به قدری اشفته شده که ، علاوه بر وجود شرایط رکود شدید در فعالیت های بنگاه ها با پدیده ی دستفروشی قشر تحصیل کرده روبرو هستیم.
مسائل مرتبط با بیکاری جوانان و فارغ التحصیلان دانشگاهی، علاوه بر خود جوانان جویای کار خانواده ها را نیز با خود درگیر کرده است در شرایط فعلی، اشتغال و یافتن کاری مناسب که بتوان روی آینده آن شغل حساب کرد برای بسیاری از جوانان یک معضل جدی و چه بسا به آرزویی تبدیل شده است.برخی از این جوانان تحصیل کرده از شهرستان ها به پایتخت می روند و تلاش می کنند تا در سایه نبود فرصت های شغلی مناسب، از طریق اشتغال موقتی و دستفروشی کسب و کاری برای خود داشته باشند....ادامه مطلب در لینک 👈http://www.etehadeh.com/?page=news&nid=5938
قتلهای ناموسی
زنان در کلیه جوامع وطبقه های اجتماعی و حتی در مدرن ترین کشورهای سرمایه داری مورد انواع خشونتهای فیزیکی وجنسی و روانی و... قرارمیگیرند. و در کشور ماهم زنان مستثنی نبوده و انواع خشونت ها،تجاوز ،قتل،فحاشی ،آزار واذیت،نیروی کار ارزان،عدم مساوات در دسترسی به مشاغل،دیه نصف مردو.....(که توسط مردان خانواده)پدر ،برادر،همسر وحکومت اعمال می شود تجربه می کنند وکسی یا قانونی برای حمایت از آنها وجود نداشته وگاهاً زنان هم باتربیت پسرانی مردسالار وخشن ودخترانی ضعیف و بدون اعتماد به نفس این خشونت ها را باز تولید میکنند.
قتلهای ناموسی یکی از خشونتهای رایج درهمه کشورها، از کشورها ی مدرن وسرمایه دار مانند انگلیس ،آمریکا و نروژو....گرفته تا دور افتاده ترین روستاها وشهرهای ایران بوده.والبته طبق آمار بیشتر در کشورهای مذهبی اتفاق می افتد . و براساس آمار سازمان ملل سالانه 5 هزار زن در قتل ناموسی کشته می شوند .
قتل ناموسی که قتل خویشاوندی هم گفته می شود که اغلب قتل زنان به دست مردان خانواده و بخاطر رفتاری یا گمان به رفتاری که شرافت آنها را لکه دار کرده که فقط با ریختن خون قربانی این لکه ننگ پاک می شود و این رفتار ممکن است داشتن رابطه احساسی با کسی،خودداری از ازدواج اجباری ،قربانی تجاوز جنسی،طلاق گرفتن ازهمسری ناشایست،و..... باشد .
در بیشتر شهرهای ایران هم این خشونت وجود داشته طبق آمار شهرهای غربی و جنوب (کردستان،کرمانشاه،ایلام،سیستان،و...)به دلیل بافت سنتی و پدر سالارانه و نداشتن آگاهی ،داشتن تعصبات شدید،زندگی عشیره ای ،خشونت نهادینه در جامعه،ازدواج اجباری وعدم وجود قانون بازدارنده و حمایت سنت وعرف از مردان انجام گرفته و قانون هم به حمایت از آنها برخواسته به طوری که طبق ماده 222 قانون مجازات ، اگر پدر یا جد پدری فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت دیه ی مقتول به ورثه و تعزیر محکوم می شود و یا طبق قانون 032 مجازات هر گاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی ببیند در صورت تمکین زن می تواند هر دوی آنها را به قتل برساند .
متاسفانه زن در چنین جوامعی هیچ امنیتی نداشته وچون پناهگاه امن دولتی یا انجمن های مدنی هم ندارد به ناچار مورد ازار وشکنجه مردان خانواده قرار گرفته واگر اورا مستقیما به قتل نرسانند فشارهای روانی وجسمی رابه حدی بیشتر میکنند که مجبور به خودکشی می شوند .وچون طبق قانون پدر این حق را داردکه فرزند خود را به بهانه ناموس بکشد ومجازات هم نمیشود خیلی راحت بر روی آنها سرپوش گذاشته و آن را مرگی عادی یا آتش سوزی ویا ..... جلوه داده وپرونده دخترشان را برای همیشه بسته و آبروی خود را خریده اند.
امروزه با پیشرفت علم و حضور بیشتر زنان در جامعه و افزایش آگاهی و فرهنگ سازی و کارهای مدنی فعالین ،کمپین های علیه خشونت وجمع آوری امضا برای اصلاح قوانین زن ستیز و نوشتن کتاب ومقاله و تهیه فیلم و.... خوشبختانه تعداد قربانیان قتلهای ناموسی نسبت به سالهای گذشته کمتر شده اما باز هم
آمارنگران کننده بوده و این آگاهی بخشی و مبارزه تا رسیدن به دنیایی برابر و عاری از خشونت باید ادامه داشته باشد .
موارد مستند در مریوان و روستاهای اطراف :
گوالن: زنی که بخاطر پی بردن به رابطه نامشروع همسرش با زنی دیگر او را با چاقو سر بریدند .
هزارخانی:بعد از تولد فرزند پنجم او را به اجبار طلاق داده وبعد از مدتی که تصمیم به ازدواج مجدد گرفت همسر قبلی با تحریک پدرش توسط افراد روستا او را در میدان روستا به قتل رساندند.
کانی دینار: دخترکه به گمان نامادری باکسی رابطه داشته و پدرش را تحریک میکند نصف شب او را
در خواب با ضربات چاقو به قتل می رسانند.
دزلی :زنی که قهر کرده و در منزل پدری بوده به دلیل ارتباط تلفنی با همسر ، برادرش او را به قتل می رساند .
تاز آباد: زنی زیبا که به اجبار با مردی ازدواج کرده و بعد از مدتی به او تهمت زده و او را قتل رساند.
مریوان : زنی که بر اثر اختلاف خانوادگی زنش را آتش زد و او را از پنجره به حیاط پرت کرد و20 درصد سوختگی داد و در بیمارستان ابتدا اعتراف کرد که شوهرش او را آتش زده اما چون شوهرش قول داد که با این صورت و بدن سوخته هم او را قبول کند شکایتش را پس گرفت و بعد از سه روز فوت کرد .
ودهها مورد دیگر
فراست ناصری
اسفند 95 @ettehad
زنان در کلیه جوامع وطبقه های اجتماعی و حتی در مدرن ترین کشورهای سرمایه داری مورد انواع خشونتهای فیزیکی وجنسی و روانی و... قرارمیگیرند. و در کشور ماهم زنان مستثنی نبوده و انواع خشونت ها،تجاوز ،قتل،فحاشی ،آزار واذیت،نیروی کار ارزان،عدم مساوات در دسترسی به مشاغل،دیه نصف مردو.....(که توسط مردان خانواده)پدر ،برادر،همسر وحکومت اعمال می شود تجربه می کنند وکسی یا قانونی برای حمایت از آنها وجود نداشته وگاهاً زنان هم باتربیت پسرانی مردسالار وخشن ودخترانی ضعیف و بدون اعتماد به نفس این خشونت ها را باز تولید میکنند.
قتلهای ناموسی یکی از خشونتهای رایج درهمه کشورها، از کشورها ی مدرن وسرمایه دار مانند انگلیس ،آمریکا و نروژو....گرفته تا دور افتاده ترین روستاها وشهرهای ایران بوده.والبته طبق آمار بیشتر در کشورهای مذهبی اتفاق می افتد . و براساس آمار سازمان ملل سالانه 5 هزار زن در قتل ناموسی کشته می شوند .
قتل ناموسی که قتل خویشاوندی هم گفته می شود که اغلب قتل زنان به دست مردان خانواده و بخاطر رفتاری یا گمان به رفتاری که شرافت آنها را لکه دار کرده که فقط با ریختن خون قربانی این لکه ننگ پاک می شود و این رفتار ممکن است داشتن رابطه احساسی با کسی،خودداری از ازدواج اجباری ،قربانی تجاوز جنسی،طلاق گرفتن ازهمسری ناشایست،و..... باشد .
در بیشتر شهرهای ایران هم این خشونت وجود داشته طبق آمار شهرهای غربی و جنوب (کردستان،کرمانشاه،ایلام،سیستان،و...)به دلیل بافت سنتی و پدر سالارانه و نداشتن آگاهی ،داشتن تعصبات شدید،زندگی عشیره ای ،خشونت نهادینه در جامعه،ازدواج اجباری وعدم وجود قانون بازدارنده و حمایت سنت وعرف از مردان انجام گرفته و قانون هم به حمایت از آنها برخواسته به طوری که طبق ماده 222 قانون مجازات ، اگر پدر یا جد پدری فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت دیه ی مقتول به ورثه و تعزیر محکوم می شود و یا طبق قانون 032 مجازات هر گاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی ببیند در صورت تمکین زن می تواند هر دوی آنها را به قتل برساند .
متاسفانه زن در چنین جوامعی هیچ امنیتی نداشته وچون پناهگاه امن دولتی یا انجمن های مدنی هم ندارد به ناچار مورد ازار وشکنجه مردان خانواده قرار گرفته واگر اورا مستقیما به قتل نرسانند فشارهای روانی وجسمی رابه حدی بیشتر میکنند که مجبور به خودکشی می شوند .وچون طبق قانون پدر این حق را داردکه فرزند خود را به بهانه ناموس بکشد ومجازات هم نمیشود خیلی راحت بر روی آنها سرپوش گذاشته و آن را مرگی عادی یا آتش سوزی ویا ..... جلوه داده وپرونده دخترشان را برای همیشه بسته و آبروی خود را خریده اند.
امروزه با پیشرفت علم و حضور بیشتر زنان در جامعه و افزایش آگاهی و فرهنگ سازی و کارهای مدنی فعالین ،کمپین های علیه خشونت وجمع آوری امضا برای اصلاح قوانین زن ستیز و نوشتن کتاب ومقاله و تهیه فیلم و.... خوشبختانه تعداد قربانیان قتلهای ناموسی نسبت به سالهای گذشته کمتر شده اما باز هم
آمارنگران کننده بوده و این آگاهی بخشی و مبارزه تا رسیدن به دنیایی برابر و عاری از خشونت باید ادامه داشته باشد .
موارد مستند در مریوان و روستاهای اطراف :
گوالن: زنی که بخاطر پی بردن به رابطه نامشروع همسرش با زنی دیگر او را با چاقو سر بریدند .
هزارخانی:بعد از تولد فرزند پنجم او را به اجبار طلاق داده وبعد از مدتی که تصمیم به ازدواج مجدد گرفت همسر قبلی با تحریک پدرش توسط افراد روستا او را در میدان روستا به قتل رساندند.
کانی دینار: دخترکه به گمان نامادری باکسی رابطه داشته و پدرش را تحریک میکند نصف شب او را
در خواب با ضربات چاقو به قتل می رسانند.
دزلی :زنی که قهر کرده و در منزل پدری بوده به دلیل ارتباط تلفنی با همسر ، برادرش او را به قتل می رساند .
تاز آباد: زنی زیبا که به اجبار با مردی ازدواج کرده و بعد از مدتی به او تهمت زده و او را قتل رساند.
مریوان : زنی که بر اثر اختلاف خانوادگی زنش را آتش زد و او را از پنجره به حیاط پرت کرد و20 درصد سوختگی داد و در بیمارستان ابتدا اعتراف کرد که شوهرش او را آتش زده اما چون شوهرش قول داد که با این صورت و بدن سوخته هم او را قبول کند شکایتش را پس گرفت و بعد از سه روز فوت کرد .
ودهها مورد دیگر
فراست ناصری
اسفند 95 @ettehad
من و فرزندانم که هویت ندارند❗️
بارها آمدم قصه تلخ زندگی ام را بنویسم ولی هربار به خودم نهیب زدم آخه چرا دیگران رو افسرده و نگران کنم زندگی پر تنش من چه دردی از دیگران دوا میکنه ولی اینبار دل به دریا زدم خواستم برای یکبار هم که شده دردم را فریاد کنم
شاید همه با من همدری کنن آخه تا به کی این درد پنهان بمونه ومن بدون همدردی بسوزم و چه روزی برای فریاد دردهای ناگفته ی من ' بهتر از ۸ مارس روز جهانی زن ' روزی که در تاریخچه ی خودش فریاد زنان برای لغو تبعیض بوده
من در کشوری زندگی میکنم که هیچگاه دیده نشده ام یعنی دردهایم دیده نشد غمهایم دیده نشد کی میدونه که نداشتن هویت چقدر دردناکه اری من یک زنم زنی که همیشه با غمهایم سوخته ام وشاید بارها فریاد کرده ام ولی کسی دردم را نشنید یا اگر هم شنید دادخواهی نکرد من مقصر نیستم شما چی فکر میکنید من از کجا باید میدونستم که ازدواج با یک فرد غیر ایرانی این مشکلات رو برام به ارمغان می آره سی سال پیش ' بله مدت زیادی از آن زمان می گذره تا آمدم به خودم بیام فرزندانم یکی پس از دیگری به دنیا آمدن وقتی برای شناسنامه انها اقدام کردم گفتن هیچ هویت ایرانی به فرزندانت تعلق نمیگیره کم کم موقع مدرسه رفتن شون فرا رسید و بازم به دلهره هایم اضافه شده بود دیگه نمیدونستم باید چکار میکردم همه زمان مدرسه رفتن فرزندانشون شاد بودن ولی من عزا گرفته بودم آخه ی آدم بدون هویت ایرانی چگونه تحصیل میکرد من خودم رو آماده کرده بودم برای ی جدال بزرگ فهمیده بودم که هر روز باید به چیزای جواب گو میشدم که اصلا تقصیر من نبود نه تقصیر من بود نه فرزندانم ' دوران مدرسه دوران خیلی سختی بود برای ثبت نامشون با مشکلات زیادی مواجه شدم باید به همه توضیح میدادم که فرزندانم شناسنامه ندارن وبه این دلیل همه تعجب میکردن که چرا خوب شما میتونستین به نام خودتون براشون هویت ایران رو بگیرید حتی با تحصیل ترین آدمها که این قضیه رو میشنیدن باور نمیکردن که چرا یک زن ایرانی نمیتونه برای فرزند خودش مدارک وهویت داشته باشه
حال شما قضاوت کنید دوستان درحالی که من هم خونده ام هم شنیده ام که تو کشورهای دیگه اگه یک کسی از کشور دیگه هم که باشه نوزادی به دنیا بیاره میشه شهروند همان کشور وبهش هویت تعلق میگیره و این درحالی هست که حتا حیوانات هم شناسنامه دارن من نه پولی از کسی خواسته ام نه تقاضای کار کردم من تنها حقم رو طلب کردم فقط حقم
روز ۸ مارس روز جهانی زنان روزی که زنان سرتاسر دنیا علیه ستمی که بر زنان میرود فریاد میزنند و این روز به همه انسانهایی که برای برابری مبارزه میکنند مبارک
#8مارس
پروین نخستین
اسفند 95 @ettehad
بارها آمدم قصه تلخ زندگی ام را بنویسم ولی هربار به خودم نهیب زدم آخه چرا دیگران رو افسرده و نگران کنم زندگی پر تنش من چه دردی از دیگران دوا میکنه ولی اینبار دل به دریا زدم خواستم برای یکبار هم که شده دردم را فریاد کنم
شاید همه با من همدری کنن آخه تا به کی این درد پنهان بمونه ومن بدون همدردی بسوزم و چه روزی برای فریاد دردهای ناگفته ی من ' بهتر از ۸ مارس روز جهانی زن ' روزی که در تاریخچه ی خودش فریاد زنان برای لغو تبعیض بوده
من در کشوری زندگی میکنم که هیچگاه دیده نشده ام یعنی دردهایم دیده نشد غمهایم دیده نشد کی میدونه که نداشتن هویت چقدر دردناکه اری من یک زنم زنی که همیشه با غمهایم سوخته ام وشاید بارها فریاد کرده ام ولی کسی دردم را نشنید یا اگر هم شنید دادخواهی نکرد من مقصر نیستم شما چی فکر میکنید من از کجا باید میدونستم که ازدواج با یک فرد غیر ایرانی این مشکلات رو برام به ارمغان می آره سی سال پیش ' بله مدت زیادی از آن زمان می گذره تا آمدم به خودم بیام فرزندانم یکی پس از دیگری به دنیا آمدن وقتی برای شناسنامه انها اقدام کردم گفتن هیچ هویت ایرانی به فرزندانت تعلق نمیگیره کم کم موقع مدرسه رفتن شون فرا رسید و بازم به دلهره هایم اضافه شده بود دیگه نمیدونستم باید چکار میکردم همه زمان مدرسه رفتن فرزندانشون شاد بودن ولی من عزا گرفته بودم آخه ی آدم بدون هویت ایرانی چگونه تحصیل میکرد من خودم رو آماده کرده بودم برای ی جدال بزرگ فهمیده بودم که هر روز باید به چیزای جواب گو میشدم که اصلا تقصیر من نبود نه تقصیر من بود نه فرزندانم ' دوران مدرسه دوران خیلی سختی بود برای ثبت نامشون با مشکلات زیادی مواجه شدم باید به همه توضیح میدادم که فرزندانم شناسنامه ندارن وبه این دلیل همه تعجب میکردن که چرا خوب شما میتونستین به نام خودتون براشون هویت ایران رو بگیرید حتی با تحصیل ترین آدمها که این قضیه رو میشنیدن باور نمیکردن که چرا یک زن ایرانی نمیتونه برای فرزند خودش مدارک وهویت داشته باشه
حال شما قضاوت کنید دوستان درحالی که من هم خونده ام هم شنیده ام که تو کشورهای دیگه اگه یک کسی از کشور دیگه هم که باشه نوزادی به دنیا بیاره میشه شهروند همان کشور وبهش هویت تعلق میگیره و این درحالی هست که حتا حیوانات هم شناسنامه دارن من نه پولی از کسی خواسته ام نه تقاضای کار کردم من تنها حقم رو طلب کردم فقط حقم
روز ۸ مارس روز جهانی زنان روزی که زنان سرتاسر دنیا علیه ستمی که بر زنان میرود فریاد میزنند و این روز به همه انسانهایی که برای برابری مبارزه میکنند مبارک
#8مارس
پروین نخستین
اسفند 95 @ettehad
سخنرانی_پروین_نخستین_با_موضوع_نداشتن.wma
1.4 MB
سخنرانی پروین نخستین در مراسم 8 مارس روز جهانی زن در تهران
عنوان سخنرانی: من و فرزندانم که هویت ندارند! @ettehad
عنوان سخنرانی: من و فرزندانم که هویت ندارند! @ettehad
Forwarded from اتحادیه آزاد کارگران ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌹🌹تاريخچه ٨ مارش روز جهاني زن🌹🌹
@ettehad
@ettehad
Forwarded from اتحادیه آزاد کارگران ایران
دوستان عزیز :آدرسهای منابع خبری اتحادیه آزاد کارگران ایران را جهت هر چه گسترده تر شدن صف متحد و متشکل مزدبگیران ،به اشتراک بگذاریم 👇👇👇👇👇
k.ekhraji@gmail.comایمیل اتحادیه آزاد کارگران ایران
https://www.facebook.com/etehadyeفیس بوک اتحادیه آزاد کارگران ایران
http://www.etehadeh.com/سایت اتحادیه آزاد کارگران ایران
https://telegram.me/ettehad تلگرام اتحادیه آزاد کارگران ایران
@ette9 ارتباط با ادمین
k.ekhraji@gmail.comایمیل اتحادیه آزاد کارگران ایران
https://www.facebook.com/etehadyeفیس بوک اتحادیه آزاد کارگران ایران
http://www.etehadeh.com/سایت اتحادیه آزاد کارگران ایران
https://telegram.me/ettehad تلگرام اتحادیه آزاد کارگران ایران
@ette9 ارتباط با ادمین
Telegram
اتحادیه آزاد کارگران ایران
@EtehadAzad. تماس با ادمین اتحادیه
Forwarded from اتحادیه آزاد کارگران ایران
شهروندان جهان.mp4
24.2 MB
ترانه ی زیبای شهروندان جهان
@ettehad
@ettehad
Forwarded from اتحادیه آزاد کارگران ایران
من نه سرودِ ملی دارم نه وطن و نه رئیس جمهور
من جز کسانی که می خواهند به رغم قانون پول،
برای عشق بجنگند، ارتشی ندارم
من نه کسی را برای استثمار کردن دارم
ونه ثروتی برای ساختن حساب بانکی ام
من مرزی برای دفاع در برابر این مردمان فقیر که از
چهار گوشه ی جهان خود را به اینجا می رسانند ندارم
اگر قرار است همگی اینجا از گرسنگی هلاک بشیم،
خوش آمدید!
مرگ بهتر است از زندگی در فلاکت،
پوشیده از لباس؟ هنگامی که خیلی های دیگر برهنه اند...
شهروندان جهان، مبارزین جهانی بدون مرز
اگر سهمت کافی نیست، بدون اینکه کتک بخوری بازهم بردار
روی این کره ی خاکی آنقدر انسان کوچیک هست
که خیلی ساده از پا در میان
به این مرزها نگاه کن،
اینها چیزی جز زخم های چرکین نیستند
زخم های بازی از فتوحات قدیمی،
بقایای شرابهای مقدس
چقدر سربازهای بینوا به جنگ فرستاده شدند و
بخاطر این مرزها مردند
زمانی که کلنل هاشون پیروزی را با شامپاین جشن می گرفتند
فقط یک رویا وجود داره که به دنبالشم،
فقط یک جمله که در من طنین اندازه:
فراسوی مرزها، زمین باید یا متعلق به همه باشد و
یا به هیچ کس!
شهروندان جهان، مبارزین جهانی بدون مرز.
ترجمه:مارال
@ettehad
من جز کسانی که می خواهند به رغم قانون پول،
برای عشق بجنگند، ارتشی ندارم
من نه کسی را برای استثمار کردن دارم
ونه ثروتی برای ساختن حساب بانکی ام
من مرزی برای دفاع در برابر این مردمان فقیر که از
چهار گوشه ی جهان خود را به اینجا می رسانند ندارم
اگر قرار است همگی اینجا از گرسنگی هلاک بشیم،
خوش آمدید!
مرگ بهتر است از زندگی در فلاکت،
پوشیده از لباس؟ هنگامی که خیلی های دیگر برهنه اند...
شهروندان جهان، مبارزین جهانی بدون مرز
اگر سهمت کافی نیست، بدون اینکه کتک بخوری بازهم بردار
روی این کره ی خاکی آنقدر انسان کوچیک هست
که خیلی ساده از پا در میان
به این مرزها نگاه کن،
اینها چیزی جز زخم های چرکین نیستند
زخم های بازی از فتوحات قدیمی،
بقایای شرابهای مقدس
چقدر سربازهای بینوا به جنگ فرستاده شدند و
بخاطر این مرزها مردند
زمانی که کلنل هاشون پیروزی را با شامپاین جشن می گرفتند
فقط یک رویا وجود داره که به دنبالشم،
فقط یک جمله که در من طنین اندازه:
فراسوی مرزها، زمین باید یا متعلق به همه باشد و
یا به هیچ کس!
شهروندان جهان، مبارزین جهانی بدون مرز.
ترجمه:مارال
@ettehad
Forwarded from اتحادیه آزاد کارگران ایران
بیانیه شماره 3 اتحادیه آزاد کارگران ایران پیرامون حداقل مزد سال 1396 - با بوق و کرنای تعیین سبد هزینه، سفرهای خالی ما کارگران پر نخواهد کرد http://www.etehadeh.com/?page=news&nid=5913
Forwarded from اتحادیه آزاد کارگران ایران
جعفر عظیم زاده در گفتگو با سایت اتحاد: امروزه فقر و فلاکت در چنان ابعادی زندگی میلیونها کارگر را در خود فرو برده است که دیگر هیچ کارگری سر سازگاری با وعده و وعید را ندارد http://www.etehadeh.com/?page
Forwarded from اتحادیه آزاد کارگران ایران
۴۰۰ هزار کارگر پیمانی وزارت راه ایران حقوق دریافت نمیکنند @ettehad
Forwarded from اتحادیه آزاد کارگران ایران
جعفر عظیم زاده در گفتگو با سایت اتحاد: امروزه فقر و فلاکت در چنان ابعادی زندگی میلیونها کارگر را در خود فرو برده است که دیگر هیچ کارگری سر سازگاری با وعده و وعید را ندارد
سایت اتحاد: چند روزی بیشتر برای اعلام حداقل مزد سال 1396 باقی نمانده است. در نتیجه فشار اعتراضات کارگری در طول سالهای گذشته، امسال در کمیته ای که در وزارت کار تشکیل شده بود مبلغ دو میلیون و چهار صد و هشتاد هزار تومان به عنوان سبد هزینه مورد توافق قرار گرفت. گذشته از چند و چون درستی یا نادرستی مقدار این سبد و اظهار نظرهای مختلفی که حول آن صورت گرفته است، مسئله این است که تعیین این سبد تا چه حد میتواند در تعیین حداقل مزد امسال برای پایان دادن به ستم معیشتی بر کارگران موثر باشد. آیا واقعا تعیین و اعلام این سبد در راستای بر آورده شدن خواست ما کارگران در مورد افزایش حداقل مزد بر اساس سبد هزینه خواهد بود یا داستان چیز دیگری است. اتحادیه ازاد کارگران ایران در بیانیه شماره 3 خود روند تا کنونی تعیین حداقل مزد را اقدامی فریبکارانه از سوی دولت و نهادهای دست ساز کارگری اعلام کرده و خاطر نشان کرده است این روند با هدف تحمیل حداقل مزدی مشابه سالهای گذشته صورت گرفته است. جعفر عظیم زاده دبیر اتحادیه ازاد کارگران ایران طی گفتگوئی با سایت اتحاد ابتدا پیرامون این پرسش که چرا اتحادیه آزاد در شرایطی که هنوز حداقل مزد تعیین نشده است پیشاپیش روند تاکنونی حداقل مزد را اقدامی فریبکارانه از سوی دولت و نهادهای دست ساز کارگری اعلام کرده است، اظهار داشت:
ببینید، حداقل از زمانی که اتحادیه آزاد کارگران ایران در سال 1386 اعلام موجودیت کرده است و ما از آن تاریخ هر ساله در مورد حداقل مزد دست به اعتراض زده ایم وضعیت دقیقا به همین منوالی بوده است که امسال شاهد آن هستیم. یعنی اینکه هر ساله در چند ماه باقی مانده به تعیین حداقل مزد، نهادهای دست ساز کارگری برای حفظ وجه از دست رفته خود در میان کارگران شروع به تبلیغات رسانه ای حول حداقل مزد کرده اند و فریاد وا معیشت کارگران را سر داده اند اما نماینده های همین نهادها در لحظه تعیین حداقل مزد امضای خود را پای دستمزد چندین برابر زیر خط فقر گذاشته اند. به همین دلیل ما این نهادها را در فقر و فلاکتی که امروزه بر طبقه کارگر ایران تحمیل شده است مسئول و شریک دولت و صاحبان سرمایه میدانیم.
جعفر عظیم زاده افزود: به نظر ما امسال نیز خارج از قاعده سالهای گذشته نیست و این نهادها همسو با دولت و کارفرمایان، با اعلام رقم دو میلیون و چهار صد و هشتاد هزار تومان و مانور بر روی آن، در پی به سر انجام رساندن آن کار دیگری هستند که نهایتا در شورایعالی کار بر علیه زندگی و معیشت طبقه کارگر به پیش خواهد رفت. این را طی روزهای آینده خواهیم دید و خواهیم دید که این نگاه و پیش بینی چقدر درست است. البته در رابطه با نهادهای دست ساز کارگری بحث لزوما بر سر افراد حاضر در این تشکلها به عنوان یک فرد نیست بلکه بحث بر سر سیاست مدون و حاکم بر کل تشکلها و نهادهای دست ساز کارگری است که همسو با دولت و کارفرمایان و ابزار دست آنها برای پیشبرد غارت و چپاول بیش از پیش دسترنج ما کارگران هستند. وگرنه ممکن است در میان نماینده هایی که از سوی این نهادهای دست ساز به شورایعالی کار میروند افرادی هم باشند که اولا حاضر به قرار گرفتن در موقعیت امضای حداقل مزد خفت بار نباشند و دوما اینکه به عنوان یک فرد در صورت قرار گرفتن در موقعیت گذاشتن چنین امضایی، در مقابل تحمیل ستم معیشتی بر کارگران ایستادگی بکنند و حاضر به امضای مزدی ناعادلانه نشوند.
سایت اتحاد: چند روزی بیشتر برای اعلام حداقل مزد سال 1396 باقی نمانده است. در نتیجه فشار اعتراضات کارگری در طول سالهای گذشته، امسال در کمیته ای که در وزارت کار تشکیل شده بود مبلغ دو میلیون و چهار صد و هشتاد هزار تومان به عنوان سبد هزینه مورد توافق قرار گرفت. گذشته از چند و چون درستی یا نادرستی مقدار این سبد و اظهار نظرهای مختلفی که حول آن صورت گرفته است، مسئله این است که تعیین این سبد تا چه حد میتواند در تعیین حداقل مزد امسال برای پایان دادن به ستم معیشتی بر کارگران موثر باشد. آیا واقعا تعیین و اعلام این سبد در راستای بر آورده شدن خواست ما کارگران در مورد افزایش حداقل مزد بر اساس سبد هزینه خواهد بود یا داستان چیز دیگری است. اتحادیه ازاد کارگران ایران در بیانیه شماره 3 خود روند تا کنونی تعیین حداقل مزد را اقدامی فریبکارانه از سوی دولت و نهادهای دست ساز کارگری اعلام کرده و خاطر نشان کرده است این روند با هدف تحمیل حداقل مزدی مشابه سالهای گذشته صورت گرفته است. جعفر عظیم زاده دبیر اتحادیه ازاد کارگران ایران طی گفتگوئی با سایت اتحاد ابتدا پیرامون این پرسش که چرا اتحادیه آزاد در شرایطی که هنوز حداقل مزد تعیین نشده است پیشاپیش روند تاکنونی حداقل مزد را اقدامی فریبکارانه از سوی دولت و نهادهای دست ساز کارگری اعلام کرده است، اظهار داشت:
ببینید، حداقل از زمانی که اتحادیه آزاد کارگران ایران در سال 1386 اعلام موجودیت کرده است و ما از آن تاریخ هر ساله در مورد حداقل مزد دست به اعتراض زده ایم وضعیت دقیقا به همین منوالی بوده است که امسال شاهد آن هستیم. یعنی اینکه هر ساله در چند ماه باقی مانده به تعیین حداقل مزد، نهادهای دست ساز کارگری برای حفظ وجه از دست رفته خود در میان کارگران شروع به تبلیغات رسانه ای حول حداقل مزد کرده اند و فریاد وا معیشت کارگران را سر داده اند اما نماینده های همین نهادها در لحظه تعیین حداقل مزد امضای خود را پای دستمزد چندین برابر زیر خط فقر گذاشته اند. به همین دلیل ما این نهادها را در فقر و فلاکتی که امروزه بر طبقه کارگر ایران تحمیل شده است مسئول و شریک دولت و صاحبان سرمایه میدانیم.
جعفر عظیم زاده افزود: به نظر ما امسال نیز خارج از قاعده سالهای گذشته نیست و این نهادها همسو با دولت و کارفرمایان، با اعلام رقم دو میلیون و چهار صد و هشتاد هزار تومان و مانور بر روی آن، در پی به سر انجام رساندن آن کار دیگری هستند که نهایتا در شورایعالی کار بر علیه زندگی و معیشت طبقه کارگر به پیش خواهد رفت. این را طی روزهای آینده خواهیم دید و خواهیم دید که این نگاه و پیش بینی چقدر درست است. البته در رابطه با نهادهای دست ساز کارگری بحث لزوما بر سر افراد حاضر در این تشکلها به عنوان یک فرد نیست بلکه بحث بر سر سیاست مدون و حاکم بر کل تشکلها و نهادهای دست ساز کارگری است که همسو با دولت و کارفرمایان و ابزار دست آنها برای پیشبرد غارت و چپاول بیش از پیش دسترنج ما کارگران هستند. وگرنه ممکن است در میان نماینده هایی که از سوی این نهادهای دست ساز به شورایعالی کار میروند افرادی هم باشند که اولا حاضر به قرار گرفتن در موقعیت امضای حداقل مزد خفت بار نباشند و دوما اینکه به عنوان یک فرد در صورت قرار گرفتن در موقعیت گذاشتن چنین امضایی، در مقابل تحمیل ستم معیشتی بر کارگران ایستادگی بکنند و حاضر به امضای مزدی ناعادلانه نشوند.
Forwarded from اتحادیه آزاد کارگران ایران
ایشان ادامه داد: ببینید ضرب المثلی است که می گوید: فلانی الاغ نخریده (منظورش این است که اینقدر فقیر است که نمیتواند الاغ بخرد) آخورش را می سازد. داستان امسال تعیین سبد هزینه و رقص و پایکوبی نهادهای دست ساز کارگری بر روی آن نیز به همین مثال می ماند. هنوز نه دولت و نه کارفرمایان، هیچیک اجرای ماده 41 قانون کار و سبد هزینه را به عنوان معیاری برای تعیین حداقل مزد قبول ننموده و صراحتا هم اعلام کرده اند که فقط درصد ناچیزی به مزد کارگران اضافه خواهند کرد. آنوقت این آقایان یکماه در اطاقهای گرم و نرم وزارت کار می نشینند سبد هزینه تعیین میکنند و تلاش میکنند آنرا به عنوان یک پیروزی و بزرگترین موفقیت کارگران در سالجاری به خورد ما کارگران بدهند. البته که ما مخالف تعیین سبد هزینه و اعلام رقم نیستیم اما تعیین سبد هزینه و اعلام رقم را به عنوان یک پیروزی به خورد کارگران دادن و رقص و پایکوبی حول آن عوامفریبی است. اینان اصل قضیه را که قبولاندن معیار سبد هزینه به دولت و کارفرمایان برای تعیین حداقل مزد است به کناری گذاشته اند و از آنطرف نیز میدانند که دولت و کارفرمایان بر اساس سبد هزینه در شورایعالی کار پای میز مذاکره نخواهند نشست. آنوقت سبد هزینه تهیه میکنند و میگویند پیروز شدیم و به موازات این رجز خوانی در مورد پیروزی، بطور مداوم تاکید میکنند که مقدار اعلام شده در سبد هزینه چندان قابل تحقق نیست تا زمینه لازم را برای انجام آن کار دیگر و تحمیل حداقل مزدی خفت بار برای سال آینده فراهم نمایند. اگر این از نظر شما عوامفریبی نیست پس چیست؟
جعفر عظیم زاده در اینمورد که به نظر شما سبد هزینه اعلام شده چقدر با سبد هزینه واقعی یک خانوار کارگری خوانایی دارد گفت: راستش به نظر من در این رابطه نیاز به توضیح چندانی نیست چرا که اولا این مسئله اولویت اول ما نیست، اولویت اول ما همانطور که تاکید کردم وادار کردن دولت و کارفرمایان به تمیکن به اجرای بی کم و کاست ماده 41 قانون کار و معیار سبد هزینه در تعیین حداقل مزد است اگر اینکار انجام پذیرد آنوقت است که میشود و باید در مورد میزان سبد هزینه به تهیه اسناد و مدارک برای قبولاندن سبد هزینه مورد نظر کارگران پرداخت. دوما، در مورد مقدار اعلام شده نیز باید بگویم باز هم با توجه به اینکه همه چیز مثل روز برای همگان و حتی نهادهای دست ساز کارگری روشن است چندان نیازی به استدلال و تاکید بر اینکه سبد هزینه بالای چهار میلیون تومان است نمی باشد چرا که خود اینان نیز آشکارا و با صراحت تمام اذعان کرده اند سبد هزینه دو میلیون و چهار صد و هشتاد هزار تومانی با "حذف بسیاری از اقلام زندگی و با در نظر داشت پایین ترین سطح قیمتها در بازار بسته شده و با واقعیت های عینی معیشت تطابق صددرصدی ندارد". اما من تعجبم از کسانی است که در مقام استاد دانشگاه و با چهره ای مزین به حمایت از کارگران اعلام کرده است: "مبلغ دو میلیون و چهار صد هشتاد هزار تومان به عنوان سبد هزینه مبنایی علمی دارد". به نظر من اینگونه نظریه پردازیها نه تنها کاسه داغتر از آش شدن برای تامین منافع دولت و صاحبان سرمایه است بلکه پشت کردن به مبانی علمی در مورد هزینه معیشت یک خانوار کارگری و استانداردهای جهانی مراکز علمی در این مورد است.
وی در پایان افزود: چه دولت و نهادهای دست ساز کارگری و چه آنانی که در کنار آنها خواسته و ناخواسته در روند عوامفریبانه تعیین و تحمیل حداقل مزدی خفت بار بر طبقه کارگر ایران شرکت دارند باید بدانند که اولا، امروزه آش چنان شور است و فقر و فلاکت در چنان ابعادی زندگی و معیشت میلیونها کارگر را در خود فرو برده است که دیگر هیچ کارگری سر سازگاری با وعده و وعید و "انشاءالله درست میشود" را ندارد و دوما اینکه، اینان دست کم گرفتن شعور و آگاهی کارگران ایران را باید برای همیشه فراموش کنند و بدانند که دیگر دنیا، دنیای پنجاه سال یا حتی ده سال پیش نیست. امروز عصر، عصر انفجار اطلاعات و اشراف انسانها بر هر آن چیزی است که در زندگی اجتماعی بشر جاری است لذا من به نوبه خود از همه کسانی که دلشان از فقر و فلاکتی که بر ما کارگران تحمیل شده است بدرد میاید میخواهم تا خود را از پروژه عوام فریبانه دولت و نهادهای دست ساز کارگری در تعیین حداقل مزد سال 96 به کناری بکشند و اگر توانی دارند آنرا در خدمت وادار کردن دولت به تمکین به اجرای بی کم و کاست ماده 41 قانون کار و معیار سبد هزینه در تعیین حداقل مزد قرار بدهند.
پایان - 15 اسفند 1395
@ettehad
جعفر عظیم زاده در اینمورد که به نظر شما سبد هزینه اعلام شده چقدر با سبد هزینه واقعی یک خانوار کارگری خوانایی دارد گفت: راستش به نظر من در این رابطه نیاز به توضیح چندانی نیست چرا که اولا این مسئله اولویت اول ما نیست، اولویت اول ما همانطور که تاکید کردم وادار کردن دولت و کارفرمایان به تمیکن به اجرای بی کم و کاست ماده 41 قانون کار و معیار سبد هزینه در تعیین حداقل مزد است اگر اینکار انجام پذیرد آنوقت است که میشود و باید در مورد میزان سبد هزینه به تهیه اسناد و مدارک برای قبولاندن سبد هزینه مورد نظر کارگران پرداخت. دوما، در مورد مقدار اعلام شده نیز باید بگویم باز هم با توجه به اینکه همه چیز مثل روز برای همگان و حتی نهادهای دست ساز کارگری روشن است چندان نیازی به استدلال و تاکید بر اینکه سبد هزینه بالای چهار میلیون تومان است نمی باشد چرا که خود اینان نیز آشکارا و با صراحت تمام اذعان کرده اند سبد هزینه دو میلیون و چهار صد و هشتاد هزار تومانی با "حذف بسیاری از اقلام زندگی و با در نظر داشت پایین ترین سطح قیمتها در بازار بسته شده و با واقعیت های عینی معیشت تطابق صددرصدی ندارد". اما من تعجبم از کسانی است که در مقام استاد دانشگاه و با چهره ای مزین به حمایت از کارگران اعلام کرده است: "مبلغ دو میلیون و چهار صد هشتاد هزار تومان به عنوان سبد هزینه مبنایی علمی دارد". به نظر من اینگونه نظریه پردازیها نه تنها کاسه داغتر از آش شدن برای تامین منافع دولت و صاحبان سرمایه است بلکه پشت کردن به مبانی علمی در مورد هزینه معیشت یک خانوار کارگری و استانداردهای جهانی مراکز علمی در این مورد است.
وی در پایان افزود: چه دولت و نهادهای دست ساز کارگری و چه آنانی که در کنار آنها خواسته و ناخواسته در روند عوامفریبانه تعیین و تحمیل حداقل مزدی خفت بار بر طبقه کارگر ایران شرکت دارند باید بدانند که اولا، امروزه آش چنان شور است و فقر و فلاکت در چنان ابعادی زندگی و معیشت میلیونها کارگر را در خود فرو برده است که دیگر هیچ کارگری سر سازگاری با وعده و وعید و "انشاءالله درست میشود" را ندارد و دوما اینکه، اینان دست کم گرفتن شعور و آگاهی کارگران ایران را باید برای همیشه فراموش کنند و بدانند که دیگر دنیا، دنیای پنجاه سال یا حتی ده سال پیش نیست. امروز عصر، عصر انفجار اطلاعات و اشراف انسانها بر هر آن چیزی است که در زندگی اجتماعی بشر جاری است لذا من به نوبه خود از همه کسانی که دلشان از فقر و فلاکتی که بر ما کارگران تحمیل شده است بدرد میاید میخواهم تا خود را از پروژه عوام فریبانه دولت و نهادهای دست ساز کارگری در تعیین حداقل مزد سال 96 به کناری بکشند و اگر توانی دارند آنرا در خدمت وادار کردن دولت به تمکین به اجرای بی کم و کاست ماده 41 قانون کار و معیار سبد هزینه در تعیین حداقل مزد قرار بدهند.
پایان - 15 اسفند 1395
@ettehad