اتحادیه آزاد کارگران ایران
6.98K subscribers
55K photos
27.1K videos
777 files
46.7K links
@EtehadAzad. تماس با ادمین اتحادیه
Download Telegram
تصاویر دیگری از تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی اهواز

ارسالی به اتحادیه آزاد کارگران ایران

یکشنبه ۲۸ خردادماه ۱۴۰۲

🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوستان عزیز: آدرس‌های منابع خبری اتحادیه آزاد کارگران ایران و راه‌های ارتباطی با ما را جهت هر چه گسترده‌تر شدن صف متحد و متشکل مزدبگیران، به اشتراک بگذاریم

کانال تلگرام اتحادیه آزاد کارگران ایران🔻🔻

https://telegram.me/ettehad


ارتباط با ادمین تلگرام🔻🔻🔻

https://t.me/Ettehadyeh20


اینستاگرام اتحادیه آزاد کارگران ایران🔻

http://instagram.com/ettehad.azad

فیسبوک اتحاديه آزاد کارگران ایران 🔻

https://www.facebook.com/etehad.azad

یوتیوب اتحادیه آزاد کارگران ایران 👇👇🌷🌷

https://www.youtube.com/c/etehadyehazad

توییتر اتحادیه آزاد کارگران ایران 👇🌷🌷

https://twitter.com/AzadEttehad

سایت اتحاديه آزاد کارگران ایران👇🌼

https://www.etehad-e.com

آدرس ایمیل اتحادیه آزاد کارگران ایران 🔻🔻

etehadyeh.azad@gmail.com
..‏فایل صوتی ‎#سروناز_احمدی از زندان اوین

دفاعیه‌ای بود درباره حق زندگی خوب داشتن کودکان کار.
حق زندگی خوب داشتن مهاجرها.
حق زندگی خوب داشتن زنان.
حق زندگی خوب داشتن همه انسانها
و
سوسیالیسم بعنوان یک ضرورت اجتماعی
▪️سنندج؛ آزادی #هاجرسعیدی فعال جنبش زنان و کارگری


هاجر سعیدی فعال جنبش زنان و از اعضای سابق شورای زنان، پس از گذشت بیش از یک ماه بازداشت با تودیع قرار وثیقه موقتاً از زندان آزاد شد.

روز یک‌شنبه ٢٨ خردادماه ۱۴۰۲، هاجر سعیدی فعال جنبش زنان و کارگری و از اعضای سابق شورای زنان، پس از گذشت بیش از یک ماه بازداشت با تودیع قرار وثیقه ۵٠٠ میلیون تومانی موقتاً و تا زمان پایان مراحل دادرسی از زندان مرکزی سنندج آزاد شد.
هاجر سعیدی به همراه ۷ فعال کارگری دیگر با اسامی کمال کریمی، عبدالله خیرآبادی، اقبال پیشکاری، حبیب‌الله کریمی، سیروان محمودی، شادمان عبدی و خبات محمودی درحالی بازداشت شدند که روز ٢٧ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۲،جهت گرامی‌داشت یاد جانباخته راه آزادی "هومن عبدالهی" به منزل پدر وی رفته بودند که با یورش نیروهای امنیتی اداره اطلاعات شهرستان سنندج، بدون ارائه هیچ‌گونه برگه قضایی بازداشت و به بازداشتگاه این اداره منتقل شده بودند.

#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این زندگی نامه محمد ابراهیم اسکندری رئیس اتحادیه کامیونداران کل کشور است

🔸برگرفته از صفحه توئیتر فرزند محمدابراهیم اسکندری

🔻
اتحادیه آزاد کارگران ایران
این زندگی نامه محمد ابراهیم اسکندری رئیس اتحادیه کامیونداران کل کشور است 🔸برگرفته از صفحه توئیتر فرزند محمدابراهیم اسکندری 🔻
‏شوهرت بی عرضه بود نتونست اون خونه زندگی رو نگه داره به ما چه؟ پول میخوای؟ دست بچه هات رو بگیر برگرد خونه پدرت، من خودم تا آخر عمر نوکر خودت و بچه هاتم. فقط طلاق بگیر. مامانم گفت پول خودم رو بده، ارث پدریم رو بده. من الان که بچه هام گرسنه ان بهش نیاز دارم، که شوهرم بیکاره،
‏و یهو طوفان شد تو فامیل. همون آدمهایی که تا قبل این حرف تمام رفت و آمدشون رو با ما قطع کرده بودن که نکنه فقر ما دامنشون رو لکه دار کنه، که یه تلفن نزدن بپرسن مرده اید یا زنده اید، یهو شروع کردن پشت هم پیغام پسغام دادن و مامانم رو به جلسات خانوادگی و فامیلی و طایفه ای فراخواندن،
‏اما فکر میکنید واسه چی؟ واسه اینکه کمکمون کنن؟ فکر میکنید نشستن گفتن ۵ تا بچه که سه تاشون به سن مدرسه نرسیدن، دوتا مدرسه رو، شوهر مریض، این زن هم که همخون خودمونه کمک کنیم بهشون؟ نخیر، مامانم رو فراخواندن که " وااسفا وامصیبتا، تو طلب ارث کردی از برادرت، یعنی چی؟
‏ما کی از این رسم و رسوم داشتیم تو فامیل؟ هیچی دیگه لابد فردا هم میخوای بری از برادر خودت شکایت کنی، باب نکن این چیزها رو تو طایفه. زشته، قبح داره، اون مرد برا تو مرد نمیشه، طلاق بگیر بیا ما خودمون برات خونه میسازیم، هممون حواسمون به خودت و بچه هات هست
‏برگرد بیا تو اینجا مثل یه ملکه زندگی میکردی، شوهر غریبه کردن همینه، غریبه هیچ وقت برا ما خیر و برکت نیاورده، و خلاصه بگذریم جلسه پشت جلسه و در نهایت وقتی مادرم ابدا قبول نکرد که طلاق بگیره و خواست کنار شوهرش بمونه همه اشون طردمون کرد انگار که اصلا مایی وجود نداره
‏فامیل های بابام هم که اصلا هر کدوم پراکنده، جاهای دور، اصلا ارتباطی باهاشون نداشتیم حتی نمیشناختیمشون، ما موندیم و فقر و بدبختی و بیچارگی و خونه ای که حتی یه قاب عکس هم دیگه توش نبود برای فروش، رو زمین سرد مامانم یه پتو پهن میکرد همون پتو، فرشمون بود، سفره مون بود
‏لحافمون بود. تو سرمای زمستان کز میکردیم بغل هم و از لرز و سرما تا صبح خوابمون نمیبرد. اینم بگم که فامیلای مامان من یکی یکی از پولدارترها... ما شدیم مایه ننگ فامیل، حتی اسممون رو هم دیگه نمی آوردن و اگه میخواستن دورادور خبری بگیرن اینطوری بود که " نرگس ( مامانم) نمیخواد طلاق
‏بگیره از این مرتیکه، حتی اسم بابام رو عارشون می اومد بیارن و تنها جرم پدر من اول این بود که از طایفه نبود و دوم اینکه ورشکسته و فقیر بود. این بین هم هی طلبکارها بابام رو مینداختن زندان و اون طلبهای لعنتی هم هرچی میدادیم اصلا صاف نمیشد، هی از این دست قرض میکردیم به
‏ اون دست میدادیم و خلاصه افتاده بودیم تو سیکل باطل، چون چیزی که بابام هی پس میداد اصل پول نبود، سود ماهیانه پول بود. مجبور بود بره باز نزول کنه که نزول پس بده، و اینم فامیل و در و همسایه کرده بودن چوب تو سر پدرم و ما که باباتون " نزول بگیره"
‏بدون اینکه درک کنن چرا؟ چاره ای جز این داشتیم؟ کار نبود، بانک وام نمیداد، سرمایه هیچی نداشتیمو هیچ کسی هم  کمکمون نمیکرد، یادمه یه سال عید بود طبق هرسال عید که همه لباس نو میخرن، ما لباسهامون دیگه واقعا پاره پوره شده بود، بابام یه جفت گیوه داشت که به شکل بدی دهن باز کرده
‏ بود، رفت یکم پول قرض کرد برا من و خواهرم لباس نو خرید که بعد تعطیلات میریم مدرسه بیش از این جلو دوستامون خجالت نکشیم، هیچ وقت یادم نمیره لباسها رو همونجا تو مغازه پوشیدیم و تو راه داشتیم کیف میکردیم بعد چندسال یه دست لباس نو داریم، بابام جلو جلو راه میرفت و با فاصله از
ما، ‏دویدم رفتم دستش رو گرفتم بدون اینکه نگام کنه گفت با من راه نیاین، گفتم چرا؟ گفت من لباسها کهنه و کفشهام پاره اس، شما دخترید، زشته تو محل شما رو با این وضع من ببینن، یهو دیدی یه پسری ازت خوشش اومد بدونه پدرت اینه سروضعش سمتت نمیاد،
‏منظورش ازدواج نبود چون پدرم واقعا دوست و رفیق من بود، باهاش انقدر راحت بودم از بس که ذهن بازی داشت، منظورش این بود ممکنه من عاشق کسی بشم کسی عاشقم بشه، خجالت نکشم یبار چون پدرم فقیره. تا عمر دارم این خاطره از یادم نمیره
‏خلاصه این وضعیت چندسال همین جور ادامه داشت، پدرم شروع کرده بود نوشتن شکایت و عریضه برای دوست و آشنا و بلاخص راننده های کامیون، چون فوق لیسانس حقوق بود و حقوق خونده بود و قلمش هم واقعا به قول همه معجزه میکرد، شروع کرد به نوشتن شکایت برا مثلا راننده هایی که مشکل بیمه داشتن،
‏برا زنهایی که شوهراشون تو تصادف مرده بود و حقوق مستمری اشون برقرار نشده بود و یا کسانی که میخواستن از کارفرما شکایت کنن و ...
یه پول کمی میگرفت و میافتاد دنبال کارای حقوقی مردم، دستمزد در حدی که خرج زندگیمون دربیاد و از گشنگی نمیریم

🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
اتحادیه آزاد کارگران ایران
‏شوهرت بی عرضه بود نتونست اون خونه زندگی رو نگه داره به ما چه؟ پول میخوای؟ دست بچه هات رو بگیر برگرد خونه پدرت، من خودم تا آخر عمر نوکر خودت و بچه هاتم. فقط طلاق بگیر. مامانم گفت پول خودم رو بده، ارث پدریم رو بده. من الان که بچه هام گرسنه ان بهش نیاز دارم،…
‏فقط هم از کسانی که پول داشتن، ابدا از آدمهایی که مثل خودمون بودن پول نمیگرفت و می افتاد ماهها دنبال کاراشون، و حتی بارها شده بود با همون پول کمی که داشت اگه مثلا یه کیلو میوه برا ما میخرید حتما یک کیلو هم میبرد برا بچه اون زنی که شوهرش مرده بود و از ما بدبخت تر بود.
‏این شد که اسم بابام تو شهر و بین کامیونداران بلاخص پیچید، دیگه جوری شد هرکس گیر حقوقی چیزی داشت می اومد در خونه ما، از در و دیوار خونه امون کاغذ می بارید. صبح تا شب و شب تا صبح می نشست نامه پشت نامه اداری مینوشت، بارها نصفه شب از خواب بیدار شده بودم می دیدم هنوز داره کار میکنه.
‏وقتی یه پرونده داشت دیگه نه خواب داشت نه آرام. شد امین مردم، شد امانت دار مردم، همه شهر دیگه به حسن اعتماد و درستی و صداقت میشناختنش، رسید به دورانی که دولت یه کوچلو آزادی داد برای سندیکاها، پدرم شروع کرد با کامیونداران حرف زدن، گفت باید سندیکا داشته باشید، سندیکا
‏ازتون در برابر دولت و خیلی چیزها حمایت میکنه، راه افتاد شهر به شهر و استان به استان رفت بین کامیونداران و باهاشون در مورد حق سندیکا داشتن حرف زد، رسید به انتخابات برای هئیت مدیره سندیکاها
‏تو کل استان به بابام رای دادن، سال بعدش تو کل کشور بهش رای دادن و شد رئیس سندیکای کامیونداران استان لرستان و کل کشور ، البته که این سمت برامون هیچ وقت هیچ پول و ثروتی نیاورد چون پدرم هیچ وقت برای کسب ثروت کار نکرد. هنوز که هنوزه مادرم اجاره نشینه
‏و ما حتی وقتی بابام مرد پول کفن و دفنش رو به زور جور کردیم. اما یه چیزی برامون گذاشت، یادمون داد چطور نشکنیم، چطور مقاومت کنیم، چطور بجنگیم و چطور صادقانه زندگی کنیم، یادمون داد از چه طبقه ای هستیم و برا چه طبقه ای باید بجنگیم
‏بارها بعدش بازم زندان افتاد اما اینبارها نه برای بدهی بلکه برای دفاع از حقوق کامیونداران و کارگران، تو شهر خرم آباد، تو کل استان لرستان و خیلی استان های دیگه از کامیوندارهای قدیمی اگه بپرسید همه رو اسم بابام قسم میخورن
‏خلاصه که بله من بی رحمی فقر و بیچارگی رو دیدم ، باهاش بزرگ شدم، بارها زمین خوردم و بلند شدم، هنوزم تو فقر دارم زندگی میکنم اما یاد گرفتم که فقیر همون طور که فضیلت نیست شرمی هم با خودش همراه نداره، و فقر منو پیوند داد به خیلی چیزهایی که امروز باورشون دارم و میجنگم که دیگه هیچ بچه ایی ، هیچ انسانی گرسنه و فقیر نباشه.

‏این ویدیو هم بذارم به یاد بابام
بابام تا سال ۸۶ یعنی تا زمان مرگش رئیس اتحادیه کامیونداران کل کشور بود
این ویدیو مال زمانیه که احمدی نژاد شیاد  پوپولیست نشست برگزار کرده‌بود با نمایندگان سندیکاهای مختلف.
و اون پدر منه که داره حق رانندگان رو
فریاد میزنه.

🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
بیانیه کانون صنفی معلمان ایران(تهران) در ارتباط با بی‌قانونی‌های متعدد در پرونده اسماعیل عبدی

به نام خداوند جان و خرد

پرونده اسماعیل عبدی سند قانون‌گریزی در قوه قضاییه

همکاران گرامی!
همان‌گونه پیش‌تر نیز گفته شد در سال ۹۹ هنگامی‌که اسماعیل عبدی (دبیر کل پیشین کانون صنفی معلمان ایران) ماه‌های پایانی محکومیت ۵‌‌ ساله خود را می‌گذراند، به‌طور غیر منتظره‌ای حکم تعلیقی ۱۰ سال حبس ایشان در اوج ناباوری اسماعیل، خانواده، همکاران و حتی وکیل ایشان به وی ابلاغ شد. این‌حکم مربوط به پرونده‌ای بود که هنوز هم بعد از گذشت بیش از ۸ سال از صدور حکم، مستنداتی برای صدور آن ارائه نشده است.
لازم به ذکر است که در بهمن ماه سال ۱۳۹۹ به وکیل و خانواده اسماعیل اطمینان داده شده بود که این پرونده مختومه شده و نیازی به پیگیری نیست.
در سال ۱۴۰۰ توسط وکیل اسماعیل و بر اساس ماده ۴۷۴ برای این حکم بی‌اساس و ناعادلانه، تقاضای اعاده دادرسی داده شد. این تقاضا در شعبه ۹ دیوان عالی کشور پذیرفته شد. دیوان ضمن نقض حکم، در تاریخ ۲۵ آبان ۱۴۰۱ دستور رسیدگی مجدد داد.

قانوناً در این مرحله بلافاصله پس از پذیرفته‌شدن تقاضای اعاده، زندانی تا تعیین تکلیف با تعیین قرار وثیقه آزاد می‌شود. اما متاسفانه بازهم در مخالفت آشکار با قوانین جاری کشور از تعیین قرار وثیقه نیز جلوگیری شد و برخلاف آن‌چه قبلاً در پیگیری ماده ۴۷۷ گفته شده بود، اعلام کردند ماده ۴۷۷ پذیرفته شده و پرونده به  معاونت قضایی دادستان کل تهران ارسال شده است.

اکنون وکلا و خانواده در مثلثی گرفتار آمده‌اند. شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب که از طرف دیوان برای بررسی مجدد پرونده در نظر گرفته شده، اصل پرونده را برای رسیدگی مجدد می‌خواهد اما کپی (بدل) پرونده به صورت ناقص ارسال شده که شعبه ۲۹ اعلام کرده به این ترتیب قابل رسیدگی نیست و البته که باید اصل پرونده به صورت کامل در اختیار دادگاه قرار گیرد.
اجرای احکام اعلام می‌کند پرونده را برای اعمال ماده ۴۷۷ به دفتر معاونت قضایی دادستان فرستاده‌ و دیگر در اختیار ندارد.
معاونت قضایی نیز می‌گوید پرونده در مسیر اعمال ماده ۴۷۷ قرار گرفته و در این حالت به جای دیگر داده نمی‌شود.
در حالی‌که پس از گذشت چند ماه از دریافت پرونده، پاسخی هم داده نشده، اما حتی نمی‌پذیرند که برای یک هفته پرونده کامل را در اختیار دادگاه انقلاب برای بررسی بفرستند.
دادگستری استان تهران ۸ ماه کار رسیدگی به اعمال ماده ۴۷۷ را به تاخیر انداختند با این عنوان که پرونده مختومه شده و دنبال نکنید.
این در حالی است که اطاله دادرسی هم از نظر قانونی و هم به دلیل تاکیدات ریاست قوه نباید صورت گیرد.
تخلف دیگر اینکه اگرچه ضابط این پرونده وزارت اطلاعات است اما اطلاعات سپاه هم دخالت می‌کند.
پرسش این است در شرایطی که اسماعیل عبدی در هشت سال گذشته با اتهاماتی که مبنای قانونی نداشته در زندان است و دست‌کم حکمی که باعث زندانی شدن او در سه سال گذشته شده در دیوان عالی کشور نقض شده، چرا باید همچنان برخلاف قوانین همین کشور در زندان بماند؟ شواهد حاکی از آن است که اسماعیل گروگان کینه و خصومت ضابطان است نه قانون.
اکنون در قوه قضاییه‌ای که داعیه استقلال قاضی را دارد، مرجع مشخص یا دست‌کم گوش شنوایی وجود دارد تا صدای تظلم‌خواهی اسماعیل و خانواده‌اش را بشنود؟
آیا در شرایطی که هیچکس تعهدی به اجرای قانون ندارد، دست یاری به سوی مراجع حقوقی بین‌المللی دراز کردن، حق طبیعی این انسان عدالت‌خواه نیست؟
کانون صنفی معلمان ایران ضمن توضیح آنچه در ارتباط با این معلم زندانی اتفاق افتاده است خواهان توقف فوری این ظلم آشکار نسبت به اسماعیل عبدی بوده و آزادی بی‌قید و شرط او را خواهان است.

کانون صنفی معلمان ایران (تهران‌)
     ۲۸ خرداد ۱۴۰۲

#ما_خاموش_شدنی_نیستیم
#زن_زندگی_آزادی

🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نارضایتی رانندگان کامیون در گناباد نسبت به وضعیت دریافت گازوئیل

🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع اعتراضی مالباختگان پیشوایی در شهر پیشوا

🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
اخراج فله ای کارگران دخانیات با دستور مدیر عامل
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مردم روستای بندکوه از توابع شهرستان کهنوج از استخراج معادن ممانعت کرده و با پرتاب سنگ ماموران انتظامی را متواری کرده اند.

این معادن بر روی زمین های مردم این روستا قرار دارد
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
🔻تورم در ایران در کنار کشورهای بحران زده مانند سورینام و سودان

سایت تجارت نیوز با درج دیاگرامی به‌فروپاشی اقتصادی در ایران و فاجعه تورم اذعان کرد (الگوی سال ۲۰۲۲ البته با کوچک نشان دادن تورم واقعی که بالای ۵۰درصد است به‌میزان ۴۰ درصد)

🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
تورم را چه کسانی می سازند؟
✍️علی میرزاخانی

🔹«گرانفروشی» واژه‌ای است که تورم‌سازان علاقه دارند آن را جایگزین واژه «تورم» کنند. چرا که واژه «گرانفروشی» بار اتهامی افزایش قیمت‌ها را از دوش تورم‌سازان برداشته و این اتهام را به آدرس‌های غلط حواله می‌کند؛ آدرس‌های غلطی همچون کارخانه‌ها و مغازه‌ها و فروشگاه‌ها که کالا‌ها را گران می‌فروشند. بعضا برخی از چهره‌های اثرگذار هم با این القائات نادرست همراه شده و موقع افزایش قیمت‌ها پیشنهاد تحریم خرید کالاها را می‌دهند. این پیشنهاد به دلیل درک نادرست از تفاوت گرانی و تورم به هیچوجه باعث توقف افزایش قیمت‌ها نمی‌شود و فقط مردم را هم به متهمان افزایش تورم اضافه می‌کند!

🔹اما تورم را چه کسانی می‌سازند و چگونه؟ تعریف دقیق تورم همان کاهش ارزش پول است اما سؤال این است که اررزش پول چگونه کم می‌شود؟ پاسخ ساده‌تر به این سؤال نیازمند سفر در زمان است. زمانی که هنوز پول اسکناسی مرسوم نبود و سکه‌ها به عنوان پول رایج زمانه به دلیل استفاده از ترکیبات طلا و نقره ارزش ذاتی داشتند. حکومت‌های ماقبل مدرنیته دارای خزانه‌ای از سکه‌ با ترکیبات طلا و نقره بودند که ورودی این خزانه از باج و خراج بود. خزانه منبع پرداخت حقوق درباریان و نظامیان و نیز بذل و بخشش‌های سلطان بود و هر زمان که با کسری مواجه می‌شد یا باج و خراج را افزایش می‌دادند یا با لشکرکشی به بلاد دیگر منابع آنجا را به عنوان غنیمت تصاحب می‌کردند.

🔹اما با توجه به اشتیاق تاریخی حکومت‌ها برای ولخرجی و کسری مداوم منابع، به تدریج روش دیگری برای افزایش منابع خزانه اختراع شد. در این روش جدید، حکومتها تصمیم می‌گرفتند سکه‌های خزانه را ذوب کرده و سکه‌های جدید را با درجه خلوص کمتری از طلا و نقره (با افزودن فلزات کم‌ارزش‌تری مثل مس) ضرب کنند. به این صورت که مثلا طلای موجود در سکه یک دیناری جدید در حد نصف سکه یک دیناری قبلی کاهش می‌یافت. این به معنای آن بود که ارزش واقعی پول (سکه یک دیناری جدید) نصف شده است و به همین دلیل وقتی حقوق‌بگیران سلطان با سکه‌های جدید به بازار می‌رفتند متوجه می‌شدند که قیمتها دو برابر شده است که انعکاس همان کاهش ارزش پول به نصف است. نکته جالب اینکه با رواج سکه‌های جدید سکه‌های قبلی از رواج می‌افتد (این پدیده در ادبیات اقتصادی به قانون گرشام موسوم است) و به تدریج همه قیمت‌ها دو برابر می‌شود.

🔹به عبارت دقیق‌تر، تورم همان دستکاری ارزش پول است که توسط حکومت‌ها در طول تاریخ انجام می‌شده است. یعنی در مواقع كسري بودجه، سلطان دستور می‌داد عيار طلا یا نقره را در سكه رايج كاهش دهند تا تعداد سكه بيشتری با همان واحد قبلی ضرب شود. نتيجه اين بود كه سلطان سكه‌های بيشتری در اختیار داشت و مخارج بیشتری را پوشش می‌داد اما قدرت خريد سكه‌ها به اندازه تقلب و ناخالصی انجام شده كاهش می‌يافت كه در سوي ديگر معادله می‌شود همان تورم.

🔹در سابقه تاریخی می‌توان به ضرب سکه «شاهی» توسط سلسله سامانیان اشاره کرد که معادل ۵۰ دینار بود. یعنی سکه یک دیناری را در طول ده‌ها سال به قدری بی‌ارزش کرده بودند که ۵۰ سکه جدید به اندازه یک سکه اولیه دارای فلز گرانبها بود و سکه شاهی برای تسهیل مبادلات ضرب شد. اما دستکاری ارزش پول همچنان ادامه داشت و بعد از گذشت چند صباحی نادرشاه سکه نادری را معادل ۱۰ شاهی یا ۵۰۰ دینار ضرب کرد. قاجاریه سکه ۱۰۰۰ دیناری به اسم قِران ضرب کرد و برای اولین بار اسکناس ۱۰ هزار دیناری هم به اسم تومان منتشر شد. افراد سالمند حتما به خاطر دارند که تا همین چند دهه پیش نیم تومان را پنج‌زاری می‌گفتند که مخفف پنج‌هزاری به معنی ۵۰۰۰ دینار بود یا دوزاری به معنی ۲۰۰۰ دینار. احتمالا کمی قدیمی‌ترها به یاد می‌آورند که نیم‌ریال یا نیم‌قِران را هم ۱۰شاهی می‌گفتند یعنی همان ۵۰۰ دینار.

🔹بنابراین، تورم هیچ چیزی جز دستکاری ارزش پول نیست و این کار هم جز با در اختیار داشتن فرمان ضرابخانه (یا همان بانک مرکزی در دنیای مدرن) امکان‌پذیر نیست. به همین دلیل، از حدود ۴۰ سال قبل که استقلال کارشناسی بانک‌های مرکزی از قدرت سیاسی به رسمیت شناخته شد مشکل تورم‌های بالا در عموم کشورها (جز معدودی مثل ایران که بانک مرکزی مستقل ندارند) به تاریخ پیوست. در دوران کنونی، دستکاری ارزش پول حتی نیازی به ذوب انبار سکه خزانه ندارد و بانک مرکزی غیرمستقل با فشار یک دکمه می‌تواند کسری دولت یا اعتبارات مورد نیاز دولت را پرداخت کند که در آمار رشد نقدینگی منعکس می‌شود. به عنوان مثال، وقتی گفته می‌شود در دوران بی‌رشدی دهه ۹۰ حجم نقدینگی ۱۰ برابر شده یعنی اینکه هر ۱۰ تومان آخر دوره معادل یک تومان ابتدای دوره ارزش خواهد داشت.

🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
🔴حکم ۱۱ عضو کانون صنفی معلمان خوزستان صادر شد


سرکار خانم فرزانه زیلابی، وکیل ۱۱ عضو کانون صنفی معلمان استان خوزستان، اعلام نمود:

جلسه رسیدگی به پرونده اتهامی معلمان خوزستان در شعبه سوم دادگاه انقلاب اهواز به ریاست قاضی فتحی در تاریخ 27 خردادماه برگزار گردید. در این پرونده دو اتهام به موکلین منتسب شده بود: «فعالیت تبلیغی علیه نظام و عضویت در گروه‌هایی که هدف آن بر هم زدن امنیت کشور می‌باشد». منظور از این گروه‌ها، کانون صنفی معلمان استان خوزستان و شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران بود.

با این توضیحات، امروز دادنامه صادره به این‌جانب (فرزانه‌زیلابی) ابلاغ گردید، حسب آن:

آقای پیروز نامی دبیرکل کانون صنفی معلمان خوزستان و آقای اقبال تامرادی بابت اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام، هرکدام به پرداخت دو میلیون و پانصد هزار تومان جزای نقدی _بدل از سه ماه حبس تعزیری_محکوم شدند.

در خصوص اتهام دیگر این دو موکل و اتهامات انتسابی سایر موکلان، حکم برائت صادر گردید و در خصوص آقای سیامک صادقی‌چهرازی، نسبت به اتهام سوم، زیر عنوان اخلال در نظم عمومی، قرار عدم صلاحیت به شایستگی مرجع صالح صادر گردید.

لازم به اشاره است که در دادنامه صادره، دادگاه از کانون صنفی معلمان و شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، تلقی گروه معاند را نداشته است.


شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، ضمن تشکر از تمامی وکلای شرافتمندِ ایران زمین، به‌خصوص سرکار خانم فرزانه زیلابی، رای برائت درباره‌ی این معلمان را در راستای صداقت در عمل کانون‌ها و انجمن‌های صنفی معلمان می‌داند و امیدوار است رای سه عضو دیگرِ این کانون صنفی در دادگاه تجدید‌نظر، ختم به برائت شود.

شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلمی دیگری از تجمع اعتراضی مالباختگان پیشوایی در شهر پیشوا برای دریافت پول خود
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
🔴 خط فقر ۳۰ میلیون تومانی شوخی نیست!!!!

✍️محمدباقر تاج الدین

در خبرها آمده است که خط فقر در کلان شهری چون تهران به ۳۰ میلیون تومان رسیده است و شهروندان تهرانی در وضعیت بسیار دردناکی زندگی خود را سپری می کنند. واقعاً اگر اندکی تأمّل شود می توان درک کرد که  چنین خط فقری شوخی نیست به این معنا که زندگی و بود و باش بسیاری از انسان ها را به راحتی به نیستی و فنا می کشاند!! بسیاری از کارگران، معلمان، استادان، پیراپزشکان و حتی صاحبان مشاغل آزاد به هیچ وجه توان تحمل چنین خط فقری را ندارند. با درآمدهای ناچیزی که این گروه های اجتماعی دارند دست بالا فقط یک هفته می توانند دوام بیاورند. تازه اگر در این حین دچار مشکلاتی مانند بروز بیماری و یا موارد  حاد و خاص دیگر نشوند!!!

خط فقر ۳۰ میلیون تومانی یعنی سقوط کامل طبقۀ متوسط شهری و دچار حقارت و بیچارگی شدن آنان است!! رنج کشیدن و دردناک شدن زندگی شان است و به  یأس و درماندگی  افتادن است!! واقعاً شوخی نیست که سرپرست خانواری بخواهد با درآمدهای ناچیزی که دارد هزینه های سرسام آور زندگی را پوشش دهد و به نیازهای اعضای خانواده اَش پاسخ بدهد.

بیاییم تصور کنیم که خانواده ای دارای دو فرزند باشند  و برای  فصل تابستان که از راه می رسد بخواهند فرزندان خود را به کلاس های آموزشی مانند کلاس زبان یا کامپیوتر و ورزشی مانند شنا یا فوتبال  بفرستند. یک حساب و کتاب ساده و سرانگشتی هم نشان می دهد که با حقوق و درآمد کارگری و کارمندی و معلمی و استادی به هیچ وجه امکان چنین کاری شدنی نیست!!! آن وقت در روزهای طولانی تابستان این فرزندان به جز پناه بردن به گوشی های خودشان و در معرض انواع مشکلات در این زمینه قرار گرفتن چه نصیب شان می شو.د؟

ضمن این که با قرار گرفتن در زیر خط فقر ۳۰ میلیون تومانی  دیگر امکان سفر رفتن و برگزاری اوقات فراغت و تفریح نیز خو.دبخود منتفی می شود و خانواده می ماند با یک دنیا مشکلات و صد البته غم و اندوه ویرانگری که بر جان و جسم شان می نشیند!!! واقعا شوخی نیست که خانواده ها بتوانند از پسِ چنین وضع دردناک و بغرنجی بر بیایند!!!

اسف بارتر و رقت انگیزتر در این وضع و حال این است که از شهروندانی چنین مصیبت زده بخواهیم  که اخلاقی زندگی کنند، نرمال باشند، منطقی و عقلانی باشند، به حقوق یکدیگر احترام بگذارند، مطالعه کنند، اندیشه ورز باشند، آرام باشند، خشونت نورزند، نسبت به  یکدیگر رحم و مروت داشته باشند و به اصطلاح جوانان امروزی "بچه مثبت" باشند!!!! این دیگر خیلی حرف است و از آن حرف های عجیب است!!!! فقر و محرومیت بر باد دهندۀ انسانیت و هویت و شخصیت و اخلاق و حیات آدمی است و تا نتوان آن را سروسامانی اساسی داد نمی توان جامعه و شهروندانی  بهنجار و اخلاقی را انتظار داشت!!! این جاست که باید گفت اقتصاد اگر حرف اول را هم نزند دست کم خیلی حرف ها را می زند چرا که خط فقر ۳۰ میلیون تومانی اصلاً شوخی نیست!!!!

🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20