استدلال ما
1.03K subscribers
282 photos
87 videos
57 files
172 links
استدلال ما

تحت نظـر جامع ترین مجموعه
نقد الحاد و آتئیسمـ

📨پاسخ شایعات اسلام ستیزان
📨گفتگویی منطقی با مُلحدین

هر روز یک تقابل🆚هر روز یک رسوایی

نقد و پیشنهاد:
@mahjuoor

🗄کتابخانه:
@Motale_gramm

کانالِ اصلی:
@Naghde_Elhad
Download Telegram
۹.mp3
11.7 MB
جلسه نهم
@Estedlale_ma
۱۰.mp3
12.4 MB
جلسه دهم
@Estedlale_ma
۱۲.mp3
12.5 MB
جلسه دوازدهم
@Estedlale_ma
۱۳.mp3
12.3 MB
جلسه سیزدهم
@Estedlale_ma
۱۴.mp3
13.2 MB
جلسه چهاردهم
@Estedlale_ma
۱۵.mp3
13.5 MB
جلسه شانزدهم
@Estedlale_ma
۱۱.mp3
12.9 MB
جلسه یازدهم
@Estedlale_ma
۱۶.mp3
11.7 MB
جلسه هفدهم
@Estedlale_ma
۱۷.mp3
11.2 MB
جلسه هجدهم
@Estedlale_ma
۱۸.mp3
21.5 MB
جلسه نوزدهم
@Estedlale_ma
۱۹.mp3
11.3 MB
جلسه نوزدهم
@Estedlale_ma
۲۰.mp3
11.3 MB
جلسه بیستم
@Estedlale_ma
۲۱.mp3
12.4 MB
جلسه بیست و یکم
@Estedlale_ma
☑️ آیا پیامبر (ص) وفات کرده اند یا به شهادت رسیده اند؟

🔺 پرسش:
پیامبر اکرم (ص) وفات کرده اند یا در اثر زهر به شهادت رسیده اند؟ اگر شهید شده اند آیا قاتل ایشان معلوم است؟ آیا روایتی که می گوید پیامبر (ص) به دست دو تن از زنان خود (یعنی عایشه و حفصه) مسموم شده اند دارای سند قوی است؟

پاسخ:
این نظریه که پیامبر اکرم (ص) در اثر مسمومیت به شهادت رسیده باشند با شواهد متعدد تاریخی قابل تقویت است اما هویت قاتلان ایشان روشن نبوده و نیست و بر اساس یک روایت ضعیف یا تحلیل ها و حدس ها نمی توان نظر قاطعی ابراز کرد.

نقلی که می‌گوید دو تن از همسران پیامبر (ص) به ایشان زهر نوشانده اند تنها در تفسیر عیاشی با سندی منقطع و ضعیف آمده است
📙ن.ک: تفسیر العیاشی، ص200، روایت شماره 152).

نسخه ای که از این تفسیر بر جای مانده، یک نسخه ناقص است که اسانید روایاتش تلخیص شده اند و معمولا در سند هر یک از روایاتش هویت ۳ الی ۴ واسطه که بین مؤلف و معصوم(ع) قرار داشته اند نامعلوم است. به گفته نجاشی (رجال شناس بزرگ شیعه)، مؤلف تفسیر عیاشی گرچه خودش راستگو بوده ولی بسیار از افراد ضعیف نقل می کرد: « كان يروي عن الضعفاء كثيرا »
📙 (رجال النجاشي ، ص٣٥٠).

بنابراین وقتی هویت ۳ یا ۴ تن واسطه های میان عیاشی تا معصوم(ع) مشخص نیستند نمی توانیم سند این روایت را صحیح یا موثق بنامیم و حجت شرعی برای «نسبت دادنِ قاطعانه این روایت به معصومان(ع)» نداریم.

وانگهی روایتی که در تفسیر عیاشی آمده تنها یک روایت است و در موضوع مهمی همچون «هویت قاتل رسول الله ص» نمی توان به آن اکتفا کرد. این موضوع برای شیعه مهم بوده و قاعدتا اگر معصومان(ع) احادیثی در این مورد فرموده بودند باید با روایات و اسانید متعدد نقل می شد نه اینکه تنها با یک سند منقطع و ضعیف نقل شود. بر فرض اگر کسانی چنین توجیه کنند که اهل بیت(ع) به دلایلی از بیان مکرر و علنی این موضوع خودداری کرده اند، باید به آنان گفت: پس ما نیز مأمور به «گمانه زنی» نیستیم.

ازسوی دیگر، مضمون این روایت در آثار بر جای مانده از کلینی، صدوق، شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی دیده نمی شود حال آنکه اگر یک روایت مشهور بود مخصوصا باید در ابواب التاریخ در کتاب کافی کلینی نقل می شد. البته بعدها کتاب های روایی قرن یازده و دوازده یعنی تفسیر الصافی، بحارالانوار، تفسیر البرهان و تفسیر نورالثقلین همین یک روایت را از تفسیر عیاشی اخذ و مجددا نقل کرده اند که این نیز دلیل کافی بر صحت سند یا متن آن روایت نخواهد بود زیرا مؤلفان این آثار تقریبا هر روایتی که یقین به جعلی بودنش نداشتند نقل می کرده اند.

در هر حال، اعتقاد به «دست داشتن دو تن از همسران پیامبر(ص) در مسموم کردن آن حضرت» یک دیدگاه مشهور و مورد تأیید و تأکید عموم علمای شیعه نبوده است. تنها سخنی که می توانیم با «احتمال قوی» بیان کنیم اینست که «پیامبر اکرم(ص) در اثر مسموم شدن به شهادت رسیده اند» اما اسناد و مدارک کافی برای تعیین هویت عاملان و طراحان پشت پرده این توطئه نداریم بنابراین باید از اظهارنظر شتابزده و قاطعانه بپرهیزیم.
به نقل از:
@shenakhtehadis

تقابُل استدلالـ
@Estedlale_ma
پاسخ این یاوه سرایی ها را در پست های زیر خوانده و با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

اصل انشاءشان را گذاشته سپس نقد را بارگذاری می‌کنیم.

تقابل استدلالـ
@Estedlale_ma
چرا_امام_على_در_حمله_به_فاطمه_هيچ_واكنشى_از_خود_نشان_نداد_؟؟.pdf
572.9 KB
فایلی که کانال ورشکسته نقد اسلام بارگذاری کرده است.
استدلال ما
پاسخ این یاوه سرایی ها را در پست های زیر خوانده و با دوستان خود به اشتراک بگذارید. اصل انشاءشان را گذاشته سپس نقد را بارگذاری می‌کنیم. تقابل استدلالـ @Estedlale_ma
کانال نقد الحاد-@Naghde_elhad.pdf
320.7 KB
پاسخ به نوشته: «چرا امام علی به حمله حضرت فاطمه هیچ واکنشی نشان نداد؟»

این فایل پی دی اف را خوانده و با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

استدلالـ ما
@estedlale_ma
🔻به مناسبت فرا رسیدن #عزای_حسینی، برخی مقالات ماه محرم و عاشورای امام حسین که تاکنون در رجانیوز منتشر شده است، خدمت مخاطبین گرامی تقدیم میشود:

1️⃣سیره امام رضا در ماه محرم؛ کدام حادثه عاشورا در ماه محرم سال ظهور تکرار خواهد شد:
http://rajanews.com/node/256680

2️⃣روزه روز عاشورا، سنت پیامبر یا بدعت بنی امیه:
http://rajanews.com/node/225618

3️⃣ آداب عزا در روز عاشورا از منظر روایات:
http://rajanews.com/node/257439

4️⃣رخدادهای شگفت‌‌انگیز در کائنات بعد از شهادت امام حسین‌:
http://rajanews.com/news/226679

5️⃣شباهت‌ها و تفاوت‌های شهادت امام حسین در اسلام و حضرت یحیی در مسیحیت:
http://rajanews.com/news/227413

6️⃣ماجرای شگفت‌انگیز راهب مسیحی و سر مبارک امام حسین:
http://rajanews.com/news/227585

7️⃣بوسه رهبر یهودیان بر سر مبارک امام حسین در مجلس یزید:
http://rajanews.com/news/228146

8️⃣پیاده‌روی اربعین، رسم شیعه یا سیره معصوم؟
http://rajanews.com/news/228837

9️⃣دروغ بزرگ مذاکره در کربلا؛ آیا امام حسین قصد مذاکره با یزید را داشت:
http://rajanews.com/node/257599

🔟شبهه انعطاف پذیری و توبه یزید، دروغی دیگر از شایعه سازان مذاکره در کربلا:
http://rajanews.com/node/258464

1️⃣1️⃣معرفی نرم‌افزارهای اندروید ویژه ماه محرم و عاشورای امام حسین + دانلود:
http://rajanews.com/node/224941
Forwarded from غلوپژوهی
🔸حکمت سختی‌ها و رنج‌ها برای افراد نیکوکار در دنیا

دو نگاه الحادی و غالیانه موضعی انکاری در قبال بلایا دارند. هم غالیان افراطی مانند نصیریه و هم کافران می‌گویند معنا ندارد خدا ولی خودش را با بلا آزار دهد. منتها ملحدان می‌گویند بلا هست، پس خدا نیست، و غالیان تألیهی می‌گویند خدا (یا همان امام!) هست، پس بلا نیست.
موارد زیر در حکمت بلایا البته بر مبنای پذیرش وجود خدا ارائه می‌شود، و اگر کسی اصل وجود خدا را قبول ندارد، باید ابتدا در مورد ادله و براهین اثبات خدا با او سخن گفت.

1- اختیار دادن و تکلیف به افراد، و ایجاد زمینه برای رشد اختیاری آنان، لطف است؛ اما لازمه اختیار هم، امکان انجام فعل خوب یا بد است. اما اگر خداوند راه فعل بد را به کلی ببندد، اختیار معنا پیدا نمی کند، پس اجازه داده در دورانی یعنی در دار دنیا افراد کار بد نیز انجام دهند. و به جای آن، برای اینکه ظلم هم تأیید نشود و بدکار و نیکوکار مانند هم نباشند، به عدالت پاداش و مجازات نیز قرار داده است.

حال عقل لازم و ضروری نمی بیند این نتیجه اعمال بلافاصله خود را نشان دهد، که اگر این چنین بود، اختیار و تکلیف معنی نمی یافت؛ زیرا اگر همواره شخص نیکوکار بلافاصله پاداش نیک بیند، و بدکار، سریعاً مجازات شود، مجال کار بد گرفته می شود، و نیکوکاری هم بین افراد خیرخواه و منفعت طلب مشترک خواهد شد، و ارزش آن معلوم نمی شود. پس چنانکه وجداناً در می یابیم پاداش و جزا به تأخیر افتاده است. زیرا به چشم می بینیم نتیجه پاداش و جزا به کلی در دنیا داده نمی شود، مثلاً یزید و حجاج بن یوسف تا امثال چنگیز و هیتلر جزای ظلم و جنایات بی‌حساب خود را نمی‌بینند، اقتضای حکمت حکیم عادل این است، که این در جایی غیر از دنیا انجام شود.

2- بعضی‌ها می گویند چه اشکالی دارد که خداوند بدون آن‌که چنین آزمایش بزرگ و زحمت و تکلیف سنگین را برای مثلاً سید الشهدا به وجود بیاورد، هر پاداش را که می خواست بدون زحمت به ایشان می داد؟
پاسخ:
تکلیف کردن و ایجاد استحقاق برای اجر فضیلت به حساب می آید. فرض کنید دو کودک یا نوجوان یک میلیارد به دست آورده اند. یکی از آن دو این مبلغ را به این دلیل به دست آورده، که زحمت و تلاش بسیاری کرده و مثلاً اختراعی کرده یا زمینه ایجاد یک کار مفید شده است. و کودک دیگر بی هیچ زحمتی صرفاً به این خاطر که پدرش بسیار پولدار بوده، بی دلیل به او یک میلیارد داده است. در اینجا همه عقلا برای کودک اول که با استحقاق و زحمت و تکلیف آن عمل را به دست آورده فضیلت قائل می شوند، و او را می ستایند؛ اما برای کودکی دوم فضل قائل نمی‌شوند. به همین منوال خداوند می توانست بدون هیچ زحمت و تکلیف سختی به اولیای خودش اجر و پاداش بسیار بدهد. اما در این صورت این برای آنها فضلی به حساب نمی آمد. به این نکته در بعضی از روایات نیز اشاره شده است. (نمونه: کلینی، الكافي، ط - الإسلامية، ج‏1، ص262 به سند صحیح از امام باقر ع)

3- در بعضی از روایات (نمونه: صدوق، كمال الدين، ج‏2، ص507) آمده که اگر این سختی ها و زحمت ها بر انبیا و اوصیا وارد نمی شد، و همواره در همین دنیا همه خوبی ها به ایشان می رسید، و هر بدی و سختی از ایشان دفع می شد، و در نبرد ها همواره پیروز می شدند، مردم گمان خدایی و ربوبیت در مورد ایشان می بردند. چون وقتی همه چیز در دست یک شخص باشد و همه خوبی ها به سوی آید گمان می شود که همه دنیا در دست اوست پس زمینه عقیده باطل برای همه مردم فراهم می آمد درحالیکه در وضع فعلی هر کس می تواند با عقل خود بیاندیشد و عقیده صحیح یا باطل را بگذارد. آسیب جدی دیگر دفع همه بلایا از برگزیدگان خدا این بود که دیگر امکان الگوگیری از ایشان از میان می‌رفت، چون دیگر از جنس مردم نبودند؛ چنان‌که ارزش صبر ایشان نیز شناخته نمی‌شد.
هم چنین اگر سختی‌ها و محدودیت‌های دنیا از همه مردم برداشته می‌شد مشکلات دیگری ایجاد می‌کرد. (التوحيد للصدوق، ص402؛ نیز نک: میلانی، چرا مرا آفریدند، 15-16)
در روایات فواید زیادی برای بلا مطرح شده است: t.me/gholow2/1772

#نفی_بلایا
@gholow2
☀️سخنی مختصر و مفید از شیخ مفید در زمینه غیبت

فقال السائل فإذا كان الإمام ع غائبا طول هذه المدة لا ينتفع به فما الفرق بين وجوده و عدمه. قال له إن الله سبحانه إذا نصب دليلا و حجة على سائر خلقه فأخافه الظالمون كانت الحجة على من أخافه لا على الله سبحانه و لو أعدمه الله كانت الحجة على الله لا على الظالمين و هذا الفرق بين وجوده و عدمه.

شخصی از شیخ مفید پرسید: وقتی امام در طول این مدت غایب باشد و مردم از او بهره نبرند؛ چه فرقی میان وجود و عدم او است؟ شیخ مفید پاسخ داد: هر گاه خداوند راهنما و حجتی بر آفریدگان خود قرار دهد و ظالمان او را بترسانند (و او را مجبور به مخفی شدن کنند) حجّت بر کسانی است که او را ترسانده اند نه بر خداوند؛ ولی اگر خداوند چنین حجت و راهنمایی قرار ندهد؛ حجّت بر خداوند خواهد بود نه بر ظالمان و این است فرق بودن و نبودن چنین امامی.

📚رسائل في الغيبة، الشیخ المفید، مؤتمر الشیخ المفید، ج‏2، ص15
@Estedlale_ma
🔸برهان شیعه:

محال است که رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا برود و جانشینی برای خود در میان مردم تعیین نکند؛ زیرا:

1. به حاکمی محتاجند که آنان را سرپرستی کند.
2. به مرجعی نیاز دارند که دین را به آنان بیاموزد.

🔻شبهه سنی:

پس چطور امام دوازدهم شما رفت در حالی که جانشینی برای خود تعیین نکرد؟

پاسخ:

فرق است بین اصل و حکم ثانوی که به خاطر موانع پیش می‌آید. در چند محور توضیحاتمان را ارائه می‌دهیم:

الف. حکومت

حکمت خداوند اقتضا دارد که پس از رسول اکرم صلی الله علیه و آله برای مردم حاکمی معصوم، تعیین کند و او را به مردم اعلام نماید. حال اگر مردم از امر خدا سرپیچی کردند و حکومت معصوم را نپذیرفتند؛ تکلیف از معصوم و پیروان اندکش برداشته می شود و در خانه می نشینند. همین طور در عصر امام دوازدهم نیز آن چه مقتضای حکمت خداوند است؛ این است که حاکم معصوم را تعیین و به مردم اعلام کند؛ حال اگر مردم او را نپذیرفتند؛ تکلیف از او و پیروان اندکش برداشته می شود. غیبت امام مهدی علیه السلام یک حکم ثانوی و به اقتضای واقع است؛ چنان که خانه نشینی امیرالمؤمنین یک حکم ثانوی و به اقتضای واقع بود.

وقتی امیرالمؤمنین به دلیل کمی یاران در خانه نشست؛ دلیلی نداشت جانشینی برای خود تعیین کند تا بر مردم حکومت نماید؛ چون اگر قرار بود جانشین حضرت را بپذیرند؛ که خود ایشان را می پذیرفتند. امام خانه نشین شد چون شرایط حکومت مهیا نبود!!

و همین طور وقتی امام موسی بن جعفر علیه السلام در زندان بود لازم نبود برای مردم حاکم تعیین کند چون اگر قرار بود مردم حکومت نایب امام را بپذیرند که امام به زندان نمی رفت.

و همین طور وقتی امام مهدی ع غایب شد؛ دلیلی نداشت که جانشینی برای حکومت انتخاب کند زیرا اگر قرار بود جانشین او را بپذیرند؛ خود او را می پذیرفتند و غیبت رخ نمی داد!!

پس آن چه عقل و نقل ثابت می کند این است که خداوند به حکمت خود در هر زمان حاکمی تعیین می کند تا مردم را رهبری کند اما اگر مردم به اختیار خود از او سرپیچی کردند و امام به تعداد کافی یاور نداشت؛ می نشیند، سکوت می کند یا غایب می شود و چنان که گفتیم تعیین جانشین برای حکومت در زمان حیات امام هیچ وجهی ندارد؛ چه امام قاعد و صامت باشد؛ چه غایب.

ب. مرجعیت علمی

حکمت خداوند اقتضا دارد که برای مردم مرجعی معصوم تعیین کند که در دین خود به او رجوع کنند و احکام را از او بپرسند. لازم نیست رجوع مستقیم باشد بلکه حتی در بهترین شرایط نیز به دلیل محدودیت زمان، مکان، توانایی و ... ممکن نیست که همه افراد مستقیماً به نبی و امام رجوع کنند. پس اگر رجوع مستقیم به امام میسر نشد لازم و کافی است که حکم امام را با واسطه مطمئنی دریافت کرد. (وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ)

اگر حکومت امام آن چنان که باید محقق شد که احکام بدون هیچ مانعی به مردم خواهد رسید. در غیر این صورت مردم دو دسته اند: اکثریت که تابع امام نیستند و طبعاً در دین خود به او رجوع نمی کنند. اقلیت که به امام رجوع می کنند. طبیعی است که اکثریت موانعی برای رجوع اقلیت به امام ایجاد کنند.

مردم وظیفه دارند به امام یا وسائط او رجوع نمایند. اگر مسأله ای باشد که علم آن نزد واسطه ها نیست باید مسأله را به خود امام ارجاع دهند. حال اگر مثلاً امام در زندان باشد یا دسترسی به او به هر دلیلی میسر نباشد؛ لازم است توقف و احتیاط نمایند و به اصول عملیه عمل کنند.

در عصر غیبت نیز همین طور است. برای دانستن احکام باید به روات حدیث و فقهاء شیعه رجوع کرد و اگر در موضوعی حکم امام به فقهاء و مردم نرسیده؛ باید توقف و احتیاط نمود و به اصول عملیه عمل کرد و عصر غیبت از این جهت فرق چندانی با عصر حضور ندارد.

خلاصه این که وجوب تعیین حاکم و مرجع علمی در مقام تشریع است ولی تحقق خارجی آن بستگی به شرایط واقع دارد که مستلزم احکام ثانویه متناسب با خود است و از این جهت هیچ فرقی بین عصر سکوت امیرالمؤمنین و عصر غیبت امام مهدی علیه السلام وجود ندارد.

ج. تعیین جانشین

همین طور وقتی امام مهدی ع غایب شد؛ دلیلی نداشت که جانشینی برای حکومت انتخاب کنند؛ زیرا اگر قرار بود جانشین او را بپذیرند؛ خود او را می پذیرفتند و غیبت رخ نمی داد.

ضمن این که اگر قرار باشد، به صرف وجود مانع، جانشین تعیین شود، لازم می آید که اگر برای آن جانشین نیز مانعی پیدا شد، برای او نیز جانشین دومی تعیین شود و برای جانشین دوم نیز جانشین سومی و همین طور زنجیره باطل ادامه می یابد. به ویژه که این واسطه‌ها معصوم نیستند، و آسیب‌ها نه تنها کمتر که باید بیشتر شود.
@Estedlale_ma