🌐 TRAPPIST-1 تنها ستاره قابل سکونت شناخته شده نیست.
🔭با کشف سیاره LHS 1140b که ۴۰ سال نوری از ما فاصله دارد، امکان وجود حیات نیز در این سیاره بررسی و این سیاره به عنوان یکی از بهترین کاندیداهای سکونت فرازمینی معرفی شد. همچنین ستارهشناسان در ماه نوامبر، از کشف سیارهی Ross 128 b، در فاصلهی ۱۱ سال نوری، به عنوان سیارهای بسیار شبیه به زمین خبر دادند. سیگنالهای مرموزی از این سیاره در سال جاری ثبت شد که در برخی از ارتباطات زمینی اختلال ایجاد کرد. پس زیاد خوشحال نشوید! باید منتظر بمانیم و ببینیم آیا سیاره دیگری دارای نشانههای زیستی است؟!
🌐✒️ Wmap-tm.ir 👈
📣✒️ @WMAP_CHANNEL 👈
📣✒️ @espash 👈
🔭با کشف سیاره LHS 1140b که ۴۰ سال نوری از ما فاصله دارد، امکان وجود حیات نیز در این سیاره بررسی و این سیاره به عنوان یکی از بهترین کاندیداهای سکونت فرازمینی معرفی شد. همچنین ستارهشناسان در ماه نوامبر، از کشف سیارهی Ross 128 b، در فاصلهی ۱۱ سال نوری، به عنوان سیارهای بسیار شبیه به زمین خبر دادند. سیگنالهای مرموزی از این سیاره در سال جاری ثبت شد که در برخی از ارتباطات زمینی اختلال ایجاد کرد. پس زیاد خوشحال نشوید! باید منتظر بمانیم و ببینیم آیا سیاره دیگری دارای نشانههای زیستی است؟!
🌐✒️ Wmap-tm.ir 👈
📣✒️ @WMAP_CHANNEL 👈
📣✒️ @espash 👈
سیاهچالهها
قسمت دوم: انواع سیاهچاله
1- سیاهچالههای شوارتزشیلد (Schwarzschild Black Holes):
این نوع سیاهچاله، از نظر تئوری، سادهترین نوع سیاهچاله است اما در واقعیت هیچگاه نمیتواند وجود داشته باشد. سیاهچاله شوارتز شیلد اسپین ندارد (دارای تکانه زاویهای 0 است)، خنثی است (بار الکتریکی آن 0 است) و در فضا-زمانی وجود دارد که هیچ ماده دیگری در آن نیست. این نوع سیاهچاله به عنوان حل دقیقی برای معادلات نسبیت عام اینشتین توسط کارل شوارتزشیلد در سال 1916 ابداع شد.
سیاهچالههای شوارتزشیلد، سه ویژگی مهم دارند:
1- نقطه “Singularity” (تکینگی) که در مرکز سیاهچاله قرار دارد و جایی است که در آن انحنای فضا و زمان بینهایت است.
2- “Event Horizon” (افق رویداد)، کرهای به مرکز تکینگی و به شعاع “شعاع شوارتزشیلد”. شعاع شوارتزشیلد برابر با فاصلهای از تکینگی است که در آن فاصله سرعت گریز (Velocity of escape) برابر با سرعت نور (C) است.
3- “Photon Sphere” (کره فوتونی) کرهای به مرکز تکینگی و به شعاع یک و نیم برابر شعاع شواتزشیلد است. اگر نوری را مماس بر نقطهای از این کره بتابانید، پرتو نور در مداری دایروی بر روی سطح کره به دور آن میچرخد (به عبارت دیگر اگر چشمانتان را روی سطح کره فوتونی قرار دهید و مماس با سطح آن، مستقیماً رو به جلو نگاه کنید، پشت سر خود را خواهید دید). یعنی در این فاصله، فوتونها نمیتوانند از گرانش فرار کنند و سیاهچاله هم نمیتواند فوتونها را به درون خود بکشد.
(تصویر شماره 1)
سیاهچالههای رایزنر نوردشتورم (Reissner-Nordström Black Holes):
سیاهچاله رایزنر نوردشتورم، سیاهچالهای است که بار الکتریکی دارد اما اسپین ندارد. اگر بار الکتریکی سیاهچاله کمتر از جرم آن باشد (اندازه گیری شده در سیستم یکاهای هندسی G=c=1)، آنگاه هندسه آن شامل دو افق رویداد مجزا خواهد بود؛ افق رویداد درونی و افق رویداد بیرونی (تصویر شماره 2). ذرات بنیادی باردار مانند الکترونها و کوارکها، سیاهچالههای رایزنر-نوردشتورم نیستند؛ زیرا بار المتریکی آنها بسیار بیشتر از جرمشان است و افق رویداد ندارند.
در سیاهچالههای رایزنر-نوردشتورم، بین دو افق، فضا مانند یک آبشار با سرعتی بیشتر از سرعت نور از افق بیرونی به سمت افق درونی سرازیر است و همه چیز را هم با خود به سمت افق درونی حمل میکند. در بالا و پایین این آبشار (بالای افق رویداد بیرونی و یا پایین افق رویداد درونی)، فضا آهستهتر از سرعت نور حرکت میکند و آرامش نسبی حاکم است.
هر چه سیاهچاله بار الکتریکی بیشتری داشته باشد، افقهای آن به یکدیگر نزدیکترند. اگر به اندازه کافی به سیاهچاله بار الکتریکی اضافه شود، هر دو افق از بین میروند و تکینگی آشکار میشود. به این نوع تکینگی، “Naked Singularity” (تکینگی برهنه) میگویند. جهان در مقیاس بزرگ، از نظر الکتریکی به نظر خنثی است و یا خیلی نزدیک به خنثی است. بنابراین سیاهچالههای واقعی بعید است که بار داشته باشند. اگر یک سیاهچاله به هر طریقی باردار شود، با جذب بارهای نا همنام و دفع بارهای همنام خود، خودش را خنثی خواهد کرد.
از پیامدهای وجود دو افق رویداد، دو بار عوض شدن نقش فضا و زمان است. بین دو افق رویداد، نقش فضا و زمان یک بار با هم عوض شده و سپس این اتفاق مجدداً تکرار میشود و فضا-زمان به شکل اولش بازمیگردد (تصویر شماره 3).
سیاهچالههای کِر (Kerr Black Holes):
سیاهچالههای کر، سیاهچالههایی هستند که تنها جرم و اسپین (تکانه زاویهای) دارند (آنها فاقد بار الکتریکی، یعنی سومین ویژگی ممکن برای یک سیاهچاله، هستند). به عبارت دیگر، آنها سیاهچالههای خنثیای هستند که حول محوری دوران میکنند.“Roy Kerr” یک ریاضیدان نیوزیلندی و اولین کسی بود که موفق شد معادلات میدان اینشتین در نسبیت عام را برای چنین شرایطی حل کند (در سال 1963). این سیاهچالهها به افتخار وی، Kerr نام گذاری شدند.
سیاهچالههای کر احتمالاً فراوانترین نوع سیاهچاله در طبیعت هستند؛ زیرا ستارهها به طور طبیعی کمی اسپین دارند و هنگامی که رُمبش میکنند، شعاع کوچک میشود و طبق “اصل بقای تکانه”، سرعت چرخش افزایش مییابد. علت سرعتهای سرسام آور اسپین (تا 700 دور در ثانیه) در ستارههای نوترونی نیز همین است.
سیاهچالههای کر شامل بخشهای زیر هستند:
1- تکینگی
2- افق درونی
3- افق بیرونی
4- ارگوسفر (Ergosphere)
5-حد ایستایی (Static limit)
درباره سه مورد اول صحبت کردیم؛ ارگوسفر و حد ایستایی تنها اصطلاحات جدید هستند
🌐✒️ Wmap-tm.ir 👈
📣✒️ @WMAP_CHANNEL 👈
📣✒️ @espash 👈
قسمت دوم: انواع سیاهچاله
1- سیاهچالههای شوارتزشیلد (Schwarzschild Black Holes):
این نوع سیاهچاله، از نظر تئوری، سادهترین نوع سیاهچاله است اما در واقعیت هیچگاه نمیتواند وجود داشته باشد. سیاهچاله شوارتز شیلد اسپین ندارد (دارای تکانه زاویهای 0 است)، خنثی است (بار الکتریکی آن 0 است) و در فضا-زمانی وجود دارد که هیچ ماده دیگری در آن نیست. این نوع سیاهچاله به عنوان حل دقیقی برای معادلات نسبیت عام اینشتین توسط کارل شوارتزشیلد در سال 1916 ابداع شد.
سیاهچالههای شوارتزشیلد، سه ویژگی مهم دارند:
1- نقطه “Singularity” (تکینگی) که در مرکز سیاهچاله قرار دارد و جایی است که در آن انحنای فضا و زمان بینهایت است.
2- “Event Horizon” (افق رویداد)، کرهای به مرکز تکینگی و به شعاع “شعاع شوارتزشیلد”. شعاع شوارتزشیلد برابر با فاصلهای از تکینگی است که در آن فاصله سرعت گریز (Velocity of escape) برابر با سرعت نور (C) است.
3- “Photon Sphere” (کره فوتونی) کرهای به مرکز تکینگی و به شعاع یک و نیم برابر شعاع شواتزشیلد است. اگر نوری را مماس بر نقطهای از این کره بتابانید، پرتو نور در مداری دایروی بر روی سطح کره به دور آن میچرخد (به عبارت دیگر اگر چشمانتان را روی سطح کره فوتونی قرار دهید و مماس با سطح آن، مستقیماً رو به جلو نگاه کنید، پشت سر خود را خواهید دید). یعنی در این فاصله، فوتونها نمیتوانند از گرانش فرار کنند و سیاهچاله هم نمیتواند فوتونها را به درون خود بکشد.
(تصویر شماره 1)
سیاهچالههای رایزنر نوردشتورم (Reissner-Nordström Black Holes):
سیاهچاله رایزنر نوردشتورم، سیاهچالهای است که بار الکتریکی دارد اما اسپین ندارد. اگر بار الکتریکی سیاهچاله کمتر از جرم آن باشد (اندازه گیری شده در سیستم یکاهای هندسی G=c=1)، آنگاه هندسه آن شامل دو افق رویداد مجزا خواهد بود؛ افق رویداد درونی و افق رویداد بیرونی (تصویر شماره 2). ذرات بنیادی باردار مانند الکترونها و کوارکها، سیاهچالههای رایزنر-نوردشتورم نیستند؛ زیرا بار المتریکی آنها بسیار بیشتر از جرمشان است و افق رویداد ندارند.
در سیاهچالههای رایزنر-نوردشتورم، بین دو افق، فضا مانند یک آبشار با سرعتی بیشتر از سرعت نور از افق بیرونی به سمت افق درونی سرازیر است و همه چیز را هم با خود به سمت افق درونی حمل میکند. در بالا و پایین این آبشار (بالای افق رویداد بیرونی و یا پایین افق رویداد درونی)، فضا آهستهتر از سرعت نور حرکت میکند و آرامش نسبی حاکم است.
هر چه سیاهچاله بار الکتریکی بیشتری داشته باشد، افقهای آن به یکدیگر نزدیکترند. اگر به اندازه کافی به سیاهچاله بار الکتریکی اضافه شود، هر دو افق از بین میروند و تکینگی آشکار میشود. به این نوع تکینگی، “Naked Singularity” (تکینگی برهنه) میگویند. جهان در مقیاس بزرگ، از نظر الکتریکی به نظر خنثی است و یا خیلی نزدیک به خنثی است. بنابراین سیاهچالههای واقعی بعید است که بار داشته باشند. اگر یک سیاهچاله به هر طریقی باردار شود، با جذب بارهای نا همنام و دفع بارهای همنام خود، خودش را خنثی خواهد کرد.
از پیامدهای وجود دو افق رویداد، دو بار عوض شدن نقش فضا و زمان است. بین دو افق رویداد، نقش فضا و زمان یک بار با هم عوض شده و سپس این اتفاق مجدداً تکرار میشود و فضا-زمان به شکل اولش بازمیگردد (تصویر شماره 3).
سیاهچالههای کِر (Kerr Black Holes):
سیاهچالههای کر، سیاهچالههایی هستند که تنها جرم و اسپین (تکانه زاویهای) دارند (آنها فاقد بار الکتریکی، یعنی سومین ویژگی ممکن برای یک سیاهچاله، هستند). به عبارت دیگر، آنها سیاهچالههای خنثیای هستند که حول محوری دوران میکنند.“Roy Kerr” یک ریاضیدان نیوزیلندی و اولین کسی بود که موفق شد معادلات میدان اینشتین در نسبیت عام را برای چنین شرایطی حل کند (در سال 1963). این سیاهچالهها به افتخار وی، Kerr نام گذاری شدند.
سیاهچالههای کر احتمالاً فراوانترین نوع سیاهچاله در طبیعت هستند؛ زیرا ستارهها به طور طبیعی کمی اسپین دارند و هنگامی که رُمبش میکنند، شعاع کوچک میشود و طبق “اصل بقای تکانه”، سرعت چرخش افزایش مییابد. علت سرعتهای سرسام آور اسپین (تا 700 دور در ثانیه) در ستارههای نوترونی نیز همین است.
سیاهچالههای کر شامل بخشهای زیر هستند:
1- تکینگی
2- افق درونی
3- افق بیرونی
4- ارگوسفر (Ergosphere)
5-حد ایستایی (Static limit)
درباره سه مورد اول صحبت کردیم؛ ارگوسفر و حد ایستایی تنها اصطلاحات جدید هستند
🌐✒️ Wmap-tm.ir 👈
📣✒️ @WMAP_CHANNEL 👈
📣✒️ @espash 👈
ارگسف ناحیهای بیضوی از فضا-زمان در اطراف سیاهچالههای چرخان است که چرخش سیاهچاله، آن ناحیه از فضا-زمان را هم با خود میکشد و وادار به چرخش میکند (تصویر شماره 4). پس اگر ارگوسفر را چهارچوب مرجع در نظر بگیریم، این چهارچوب نسبت به بقیه جهان ایستا نیست. به عبارت دیگر، ارگوسفر جایی در اطراف سیاهچاله است که در آن ساکن بودن غیرممکن است (زیرا چهارچوب نسبت به بقیه نقاط جهان ساکن نیست). ارگوسفر از بیرون با سطح ایستا و از داخل با افق رویداد بیرونی سیاهچاله محدود شده است. اگر یک شئ از فضای معمولی وارد فضای ارگوسفر شود، هنوز میتواند با به دست آوردن انرژی از چرخش سیاهچاله، از آن خارج شود.
حد ایستایی:
به مرز بین ارگوسفر و فضای معمولی، حد ایستایی میگویند (تصویر شماره 5).
درون سیاهچالههای کر:
در هر یک از افقها، فضا و زمان یک بار نقششان را عوض میکنند. یعنی در یک سیاهچاله کر، دو بار جای فضا و زمان با هم عوض میشود. تکینگی به شکل حلقه است، مگر اینکه بر روی صفحه استوایی سیاهچاله، به تکینگی آن نزدیک شویم (به شکل تکینگی و جهت آن نسبت به خط استوای سیاهچاله در تصویر شماره 5 دقت کنید). این حقیقت نتیجه معادلات هندسه متریکی کر است. همچنین تکینگی موقتی است، یعنی میتواند از بین برود.
از نظر تئوری فرار از یک سیاهچاله امکان پذیر است اما نه از همان راهی که واردش شدیم. ریاضیات تئوری، پیشبینی میکنند که موقع خروج از یک سیاهچاله، خود را در نوعی “فضای منفی” مییابید! این فضای منفی با ریاضیات به دست آمده و معنای فیزیک آن هنوز کاملا مشخص نیست. همچنین ممکن است با از بین رفتن تکینگی، سر از جهاندیگری در آوریم.
راجر پنروز توانست این موضوع را با نموداری نمایش دهد. نمودار پنروز را در تصویر شماره 6 میبینید.
خط آبی پر رنگ: ناظری که وارد افق بیرونی میشود، وارد افق درونی میشود، تکینگی از بین میرود، از افقها خارج میشود و وارد جهان جدیدی میشود.
خط آبی کمرنگ: ناظری که وارد افق بیرونی میشود، وارد افق درونی میشود، از تکینگی عبور میکند و وارد “فضای منفی” میشود.
🌐✒️ Wmap-tm.ir 👈
📣 @WMAP_CHANNEL 🖋️
📣✒️ @espash 👈
حد ایستایی:
به مرز بین ارگوسفر و فضای معمولی، حد ایستایی میگویند (تصویر شماره 5).
درون سیاهچالههای کر:
در هر یک از افقها، فضا و زمان یک بار نقششان را عوض میکنند. یعنی در یک سیاهچاله کر، دو بار جای فضا و زمان با هم عوض میشود. تکینگی به شکل حلقه است، مگر اینکه بر روی صفحه استوایی سیاهچاله، به تکینگی آن نزدیک شویم (به شکل تکینگی و جهت آن نسبت به خط استوای سیاهچاله در تصویر شماره 5 دقت کنید). این حقیقت نتیجه معادلات هندسه متریکی کر است. همچنین تکینگی موقتی است، یعنی میتواند از بین برود.
از نظر تئوری فرار از یک سیاهچاله امکان پذیر است اما نه از همان راهی که واردش شدیم. ریاضیات تئوری، پیشبینی میکنند که موقع خروج از یک سیاهچاله، خود را در نوعی “فضای منفی” مییابید! این فضای منفی با ریاضیات به دست آمده و معنای فیزیک آن هنوز کاملا مشخص نیست. همچنین ممکن است با از بین رفتن تکینگی، سر از جهاندیگری در آوریم.
راجر پنروز توانست این موضوع را با نموداری نمایش دهد. نمودار پنروز را در تصویر شماره 6 میبینید.
خط آبی پر رنگ: ناظری که وارد افق بیرونی میشود، وارد افق درونی میشود، تکینگی از بین میرود، از افقها خارج میشود و وارد جهان جدیدی میشود.
خط آبی کمرنگ: ناظری که وارد افق بیرونی میشود، وارد افق درونی میشود، از تکینگی عبور میکند و وارد “فضای منفی” میشود.
🌐✒️ Wmap-tm.ir 👈
📣 @WMAP_CHANNEL 🖋️
📣✒️ @espash 👈
کاشت بذر حیات در سیارات!
ارائه طرحی برای کاشتن بذر حیات در کهکشان
ما تعداد قابل توجهی سیاره در همسایگی خودمان در کهکشان پیدا کردهایم که امکان زیست دارند. اما اگر در آنجا حیاتی وجود نداشت، چطور است از سیاره خودمان بذر حیات در آنجا بکاریم؟
این، ایده پژوهشگر کلادیوس گروس(Claudius Gros) از دانشگاه گوته در فرانکورت آلمان است که در مجله ارتباطات فیزیک (Journal of Physics Communications) به چاپ رسیده. او عقیده دارد که این کار با استفاده از یک نمونه اصلاح شده از فضاپیمایی با بادبان خورشیدی میتواند امکانپذیر باشد.
او اظهار داشت:«این نوع پروژهها برای انسانها بیفایده است، اما حیات باارزش است و باید امکان گسترش در سیارههای دیگر را داشته باشد. کهکشان ما ممکن است شامل میلیاردها سیاره خالی از حیات، ولی زیستپذیر باشد.»
ایده او استفاده از فناوری «بریک ترو استارشات» (Breakthrough Starshot) است، یعنی به کار بردن فضاپیماهایی با بادبانهای بسیار عظیم به ابعاد دهها کیلومتر برای رسیدن به یک منظومه ستارهای دیگر.
در طرح استارشات، بااستفاده از ذرات خورشیدی سرعت فضاپیما تا 20 درصد سرعت نور افزایش مییابد. با حمل دستگاه اندازهگیری کوچکی فقط به جرم یک گرم، این فضاپیما میتواند درحال گذر از کنار نزدیکترین ستاره به ما یعنی پروکسیما قنطورس (Proxima Centauri) عکسبرداری انجام دهد و اطلاعاتی را درباره سیاره آن، پروکسیما بی (Proxima b) به ما ارائه دهد.
طرح گروس اندکی متفاوت است. پیشنهاد او استفاده از بادبان مغناطیسی با سیم ابررساناست که میتواند این امکان را فراهم کند که فضاپیما-که جنسیس (Genesis) نام دارد- با برخورد به ذرات میان ستارهای، سرعتش کاهش یابد و محمولهاش را در دنیای دیگری فرود آورد.
این محموله میتواند نوعی آزمایشگاه ژن باشد که شکلگیری حیات بر سیاره دیگر را به راه بیندازد. البته این کار ممکن است زمان ببرد. برای مثال، 12000 سال طول میکشد تا فضاپیمایی 1.5 تنی به منظومه تراپیست-1 (TRAPPIST-1 system) برسد که 40 سال نوری با ما فاصله دارد.
این نظریه به عنوان پانسپرمیای هدایت شده (directed panspermia) شناخته میشود و شکلی از آن (مثل برخورد دنبالهداری حامل حیات به زمین) برای توضیح چگونگی آغاز حیات در سیاره ما مطرح شده است. ممکن است جاهای دیگر عالم به این خوششانسی نبوده باشند و شاید اندکی به کمک از سوی ما احتیاج داشته باشند-هرچند تصویب بودجهای هنگفت برای چنین ماموریتی که ثمرات کوتاهمدتی از آن انتظار نمیرود، اصلا کار آسانی نخواهد بود.
🌐✒️ Wmap-tm.ir 👈
📣 @WMAP_CHANNEL 🖋️
📣✒️ @espash 👈
ارائه طرحی برای کاشتن بذر حیات در کهکشان
ما تعداد قابل توجهی سیاره در همسایگی خودمان در کهکشان پیدا کردهایم که امکان زیست دارند. اما اگر در آنجا حیاتی وجود نداشت، چطور است از سیاره خودمان بذر حیات در آنجا بکاریم؟
این، ایده پژوهشگر کلادیوس گروس(Claudius Gros) از دانشگاه گوته در فرانکورت آلمان است که در مجله ارتباطات فیزیک (Journal of Physics Communications) به چاپ رسیده. او عقیده دارد که این کار با استفاده از یک نمونه اصلاح شده از فضاپیمایی با بادبان خورشیدی میتواند امکانپذیر باشد.
او اظهار داشت:«این نوع پروژهها برای انسانها بیفایده است، اما حیات باارزش است و باید امکان گسترش در سیارههای دیگر را داشته باشد. کهکشان ما ممکن است شامل میلیاردها سیاره خالی از حیات، ولی زیستپذیر باشد.»
ایده او استفاده از فناوری «بریک ترو استارشات» (Breakthrough Starshot) است، یعنی به کار بردن فضاپیماهایی با بادبانهای بسیار عظیم به ابعاد دهها کیلومتر برای رسیدن به یک منظومه ستارهای دیگر.
در طرح استارشات، بااستفاده از ذرات خورشیدی سرعت فضاپیما تا 20 درصد سرعت نور افزایش مییابد. با حمل دستگاه اندازهگیری کوچکی فقط به جرم یک گرم، این فضاپیما میتواند درحال گذر از کنار نزدیکترین ستاره به ما یعنی پروکسیما قنطورس (Proxima Centauri) عکسبرداری انجام دهد و اطلاعاتی را درباره سیاره آن، پروکسیما بی (Proxima b) به ما ارائه دهد.
طرح گروس اندکی متفاوت است. پیشنهاد او استفاده از بادبان مغناطیسی با سیم ابررساناست که میتواند این امکان را فراهم کند که فضاپیما-که جنسیس (Genesis) نام دارد- با برخورد به ذرات میان ستارهای، سرعتش کاهش یابد و محمولهاش را در دنیای دیگری فرود آورد.
این محموله میتواند نوعی آزمایشگاه ژن باشد که شکلگیری حیات بر سیاره دیگر را به راه بیندازد. البته این کار ممکن است زمان ببرد. برای مثال، 12000 سال طول میکشد تا فضاپیمایی 1.5 تنی به منظومه تراپیست-1 (TRAPPIST-1 system) برسد که 40 سال نوری با ما فاصله دارد.
این نظریه به عنوان پانسپرمیای هدایت شده (directed panspermia) شناخته میشود و شکلی از آن (مثل برخورد دنبالهداری حامل حیات به زمین) برای توضیح چگونگی آغاز حیات در سیاره ما مطرح شده است. ممکن است جاهای دیگر عالم به این خوششانسی نبوده باشند و شاید اندکی به کمک از سوی ما احتیاج داشته باشند-هرچند تصویب بودجهای هنگفت برای چنین ماموریتی که ثمرات کوتاهمدتی از آن انتظار نمیرود، اصلا کار آسانی نخواهد بود.
🌐✒️ Wmap-tm.ir 👈
📣 @WMAP_CHANNEL 🖋️
📣✒️ @espash 👈
Forwarded from پایگاه فضایی اسپاش
✳️سامانه موقعیت یابی بیدو به برنامه جهانی امداد و نجات پیوست
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5451
—------
🆔 @espash
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5451
—------
🆔 @espash
✳️یادداشت وارده؛ چالشهای پیش روی سازمان فضایی ایران
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5475
—------
🆔 @espash
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5475
—------
🆔 @espash
✳️همفکری با صاحبنظران فضا برای بزرگداشت روز فناوری فضایی
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5465
—------
🆔 @espash
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5465
—------
🆔 @espash
Forwarded from اتچ بات
سحابی عقاب(مسیه 16)🦅🦅
😍سحابی عقاب (Eagle Nebula) که به عنوان یکی از مشهورترین ستون های آفرینش شناخته شده است امروز سوژه ی ما قرار گرفته و در موردش صحبت می کنیم:
این سحابی يك سحابي گسيلي (نشري) بوده و با نام مسیه 16 یا M16 و همچنین NGC 6611 نیز شناخته می شود، یک ابر 5.5 میلیون ساله از گاز هیدروژن مولکولی و یکی از جوانترین سحابی ها به شمار می آید. در داخل سحابی، جاذبه، ابرهای گاز را با هم به سمت خود می کشد، تا به سمت داخل سقوط کنند. اگر گاز به اندازه کافی وجود داشته باشد، همجوشی هسته ای در مرکز شعله ور می شود، و ابر فشرده به یک ستاره درخشان تبدیل می شود.
🎇سحابی عقاب با فاصله 6500 سال نوری از زمین، در بازوی مارپیچ داخلی کهکشان راه شیری در کنار خود ما، در بازوی کماندار قرار دارد. هنگامی که به آسمان نگاه می کنید، مهد ستاره ای در داخل صورت فلكي حيه در مار افساي (حوا) نمایان می شود.
🔭این سحابی با تلسکوپ های کم قدرت که به راحتی در دسترس ستاره شناسان آماتور است، و یا با یک جفت دوربین دوچشمی، قابل مشاهده است.
🌌 با چنین تجهیزات، ناظران می توانند حدود بیست ستاره را که، احاطه شده توسط گاز، گرد و غبار، و نور دیگر ستاره های کم نور، با وضوح ببینند. در شرایط خوب، سه ستون نیز ممکن است دیده شود.
😍در سال 1995، جهان از تصاویر زیبای تلسکوپ فضایی هابل از سحابی عقاب، ابر بین ستاره ای از گاز و گرد و غبار با فاصله 7000 سال نوری از زمین، حیرت زده شده بود.
@espash
😍سحابی عقاب (Eagle Nebula) که به عنوان یکی از مشهورترین ستون های آفرینش شناخته شده است امروز سوژه ی ما قرار گرفته و در موردش صحبت می کنیم:
این سحابی يك سحابي گسيلي (نشري) بوده و با نام مسیه 16 یا M16 و همچنین NGC 6611 نیز شناخته می شود، یک ابر 5.5 میلیون ساله از گاز هیدروژن مولکولی و یکی از جوانترین سحابی ها به شمار می آید. در داخل سحابی، جاذبه، ابرهای گاز را با هم به سمت خود می کشد، تا به سمت داخل سقوط کنند. اگر گاز به اندازه کافی وجود داشته باشد، همجوشی هسته ای در مرکز شعله ور می شود، و ابر فشرده به یک ستاره درخشان تبدیل می شود.
🎇سحابی عقاب با فاصله 6500 سال نوری از زمین، در بازوی مارپیچ داخلی کهکشان راه شیری در کنار خود ما، در بازوی کماندار قرار دارد. هنگامی که به آسمان نگاه می کنید، مهد ستاره ای در داخل صورت فلكي حيه در مار افساي (حوا) نمایان می شود.
🔭این سحابی با تلسکوپ های کم قدرت که به راحتی در دسترس ستاره شناسان آماتور است، و یا با یک جفت دوربین دوچشمی، قابل مشاهده است.
🌌 با چنین تجهیزات، ناظران می توانند حدود بیست ستاره را که، احاطه شده توسط گاز، گرد و غبار، و نور دیگر ستاره های کم نور، با وضوح ببینند. در شرایط خوب، سه ستون نیز ممکن است دیده شود.
😍در سال 1995، جهان از تصاویر زیبای تلسکوپ فضایی هابل از سحابی عقاب، ابر بین ستاره ای از گاز و گرد و غبار با فاصله 7000 سال نوری از زمین، حیرت زده شده بود.
@espash
Telegram
attach 📎
✳️خطر شیمیایی برخورد ایستگاه فضایی چین به زمین
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5452
—------
🆔 @espash
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5452
—------
🆔 @espash
✳️سفر به اعماق لکه سرخ بزرگ سیاره مشتری با انیمیشن ناسا
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5450
—------
🆔 @espash
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5450
—------
🆔 @espash
✳️ماهوارهها از بهبود لایه اوزن خبر میدهند
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5476
—------
🆔 @espash
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5476
—------
🆔 @espash