✳️استارتآپ چینی موتور ماهوارهبر خود را آزمایش کرد
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5443
—------
🆔 @espash
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5443
—------
🆔 @espash
✳️صنعت هوافضای اروپا سکوی پرتاب موشک آریان ۶ را میسازد
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5440
—------
🆔 @espash
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5440
—------
🆔 @espash
✳️احتمال شکست تلسکوپ جیمز وب چقدر است؟
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5449
—------
🆔 @espash
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5449
—------
🆔 @espash
✳️امسال ناسا به خورشید فضاپیما می فرستد
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5448
—------
🆔 @espash
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5448
—------
🆔 @espash
✳️طوفان سیستان از نگاه ماهوارهها
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5426
—------
🆔 @espash
—------
❗️ادامه مطلب 👇🏻👇🏻👇🏻
http://espash.ir/news/5426
—------
🆔 @espash
Forwarded from اتچ بات
سحابی سه تکه🎆
سحابی سه تکه ( M20 ) سوژهی زیبایی از اجرام اعماق آسمان در فاصله ۵۰۰۰ سال نوری ودر صورت فلکی قوس است، که امروز به آن میپردازیم، این سحابی مملو از گاز هیدروژن و غبار است و دیده شدن آن به دلیل یونیزه شدن گازها بر اثر تابش ستارههای نزدیک به سحابی است.
🤔سحابی زیبای سه تکه را می توان به عنوان فرصتی برای مطالعه ای از تضاد رنگ ها در سطح کیهانی در نظر گرفت.
این سحابی یک منطقه ی ستاره زایی در صفحه ی کهکشان خودمان است که ۳ گونه ی مختلف از سحابی های کیهانی را به نمایش می گذارد:
سحابی های نشری سرخ رنگ که بیشتر نورشان را از تابش اتم های هیدروژن گرفته اند، سحابی های بازتابی آبی رنگ که در اثر بازتاب نور ستارگان توسط گرد و غبار پدید می آیند، و سحابی های تاریک که از ابرهای چگال و فشرده ی گرد و خاک ساخته شده اند و در برابر نور ستارگان و دیگر سحابی ها به حالت ضدنور قرار گرفته و تاریک دیده می شوند.
منطقه نشری درخشان و سرخ رنگ، به وسیله ی رگه های تیره و کدر غبار تقریبا به سه بخش جدا از هم تقسیم شده و همین به نامیدن این سحابی به نام سه تکه انجامیده است.
@espash
سحابی سه تکه ( M20 ) سوژهی زیبایی از اجرام اعماق آسمان در فاصله ۵۰۰۰ سال نوری ودر صورت فلکی قوس است، که امروز به آن میپردازیم، این سحابی مملو از گاز هیدروژن و غبار است و دیده شدن آن به دلیل یونیزه شدن گازها بر اثر تابش ستارههای نزدیک به سحابی است.
🤔سحابی زیبای سه تکه را می توان به عنوان فرصتی برای مطالعه ای از تضاد رنگ ها در سطح کیهانی در نظر گرفت.
این سحابی یک منطقه ی ستاره زایی در صفحه ی کهکشان خودمان است که ۳ گونه ی مختلف از سحابی های کیهانی را به نمایش می گذارد:
سحابی های نشری سرخ رنگ که بیشتر نورشان را از تابش اتم های هیدروژن گرفته اند، سحابی های بازتابی آبی رنگ که در اثر بازتاب نور ستارگان توسط گرد و غبار پدید می آیند، و سحابی های تاریک که از ابرهای چگال و فشرده ی گرد و خاک ساخته شده اند و در برابر نور ستارگان و دیگر سحابی ها به حالت ضدنور قرار گرفته و تاریک دیده می شوند.
منطقه نشری درخشان و سرخ رنگ، به وسیله ی رگه های تیره و کدر غبار تقریبا به سه بخش جدا از هم تقسیم شده و همین به نامیدن این سحابی به نام سه تکه انجامیده است.
@espash
Telegram
attach 📎
Forwarded from پایگاه فضایی اسپاش
پایگاه فضایی اسپاش
@espash
سیاهچاله مرکز کهکشان راه شیری
🔹منبع نوری که در پائین این تصویر مشخص شده، *Sagittarius A می باشد که به عنوان ابرسیاهچاله مرکز #کهکشان_راه_شیری شناخته شده است.
🔸در این تصویر رشته ای نیز علامت گذاری شده است که تصور می شود مواد پرتاب شده توسط سیاهچاله و یا شاید چیزی ناشناخته باشد!
منبع:
http://earthsky.org
🆔 @fasaastronomy
🔹منبع نوری که در پائین این تصویر مشخص شده، *Sagittarius A می باشد که به عنوان ابرسیاهچاله مرکز #کهکشان_راه_شیری شناخته شده است.
🔸در این تصویر رشته ای نیز علامت گذاری شده است که تصور می شود مواد پرتاب شده توسط سیاهچاله و یا شاید چیزی ناشناخته باشد!
منبع:
http://earthsky.org
🆔 @fasaastronomy
🔴 دکتر فیروز نادری، مدیر سابق اکتشافات منظومه شمسی ناسا، این تصویر را در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده است: زمین و ماه از فاصله ۵ میلیون کیلومتری در فضا این گونه دیده میشوند.
@espash🔭
@espash🔭
Forwarded from اتچ بات
سحابی دمبل🏋♀
امروزمیخواهیم در مورد سحابی دمبل صحبت کنیم:
😍سحابی دمبل یکی از درخشانترین سحابیهای سیارهنما است و با دوربین دوچشمی در صورت فلکی روباه دیده میشود.
اولین نشانه از اینکه خورشید ما بعد از مرگ به چه شکل در میآید، در سال ۱۷۶۴ به صورت غیر منتظره کشف شد. در آن زمان، ستارهشناسی به نام شارل مسیه در حال کاتالوگ کردن گروهی از اجرام آسمانی بود تا با دنبالهدارها اشتباه گرفته نشوند. ۲۷امین جرم در لیست او با نام M27 یا سحابی دمبل شناخته میشود.
🤔این سحابی از هیدروژن و هلیوم تشکیل شده و ۱۰۰۰ سال نوری با ما فاصله دارد. البته در قرن هجدهم کسی از ماهیت واقعی این سحابی اطلاع نداشت و صرفا میدانستند که یک سحابی مهآلود است. اکنون هرچند که از این سحابی چیزهای زیادی میدانیم، ولی باز هم رازهای کشف نشدهی بسیاری دربارهی آن باقی مانده است.
@espash
امروزمیخواهیم در مورد سحابی دمبل صحبت کنیم:
😍سحابی دمبل یکی از درخشانترین سحابیهای سیارهنما است و با دوربین دوچشمی در صورت فلکی روباه دیده میشود.
اولین نشانه از اینکه خورشید ما بعد از مرگ به چه شکل در میآید، در سال ۱۷۶۴ به صورت غیر منتظره کشف شد. در آن زمان، ستارهشناسی به نام شارل مسیه در حال کاتالوگ کردن گروهی از اجرام آسمانی بود تا با دنبالهدارها اشتباه گرفته نشوند. ۲۷امین جرم در لیست او با نام M27 یا سحابی دمبل شناخته میشود.
🤔این سحابی از هیدروژن و هلیوم تشکیل شده و ۱۰۰۰ سال نوری با ما فاصله دارد. البته در قرن هجدهم کسی از ماهیت واقعی این سحابی اطلاع نداشت و صرفا میدانستند که یک سحابی مهآلود است. اکنون هرچند که از این سحابی چیزهای زیادی میدانیم، ولی باز هم رازهای کشف نشدهی بسیاری دربارهی آن باقی مانده است.
@espash
Telegram
attach 📎
دانشمندان تحقیقاتی روی سیاه چاله ها مشغول هستند. در پایان سال گذشته، محققان اعلام کردند که بادهای قدرتمند که از سیاهچاله های سوپرمسوز تشکیل می شود، کل کهکشان ها را تشکیل می دهند.
در حال حاضر، یک مقاله پژوهشی جدید اولین شواهد مشاهداتی را نشان میدهد که سیاهچاله های غول پیکر در واقع فرایند مرموز تشکیل ستاره در کهکشان هایشان را کنترل می کنند.
در مرکز تقریبا هر کهکشان، یک سیاهچاله غول آسا بیش از یک میلیون برابر عظیمتر از خورشید وجود دارد، اما واقعا نمیتوانیم درباره آنها چیز زیادی بدانیم. ما همچنین به طور کامل نمی فهمیم که چرا کهکشان های جدید با ستارگان که به سرعت شکل می گیرند پر می شوند و در نهایت باعث می شود این فرآیند تا زمانی که کهکشان تکامل یابد متوقف شود.
اکنون محققان دانشگاه کالیفرنیا، سانتا کروز اولین شواهد مستقیم را دریافتند که در واقع این اتفاق می افتد.
این تیم همچنین نشان داده است که سیاهچاله در مورد چگونه ستاره در یک کهکشان خاموش می شود، تعیین می کند. به عبارت دیگر، سیاهچاله های فوق العاده فقط به شکل دادن به کهکشان ها نیستند، آنها کنترل تعداد ستاره ها را دارند.
ژان برودی، استاد نجوم و استروئی فیزیک در دانشگاه سانتا کروز و همکارانش در مقاله، این اولین شواهد مستقیم مشاهده شده است که در آن می توانیم اثر سیاهچاله را در تاریخ شکل گیری ستاره های کهکشان ببینیم.
این تیم این را با مطالعاتی بر روی کهکشانهایی که تودههای سیاهچاله مرکزی دارند در مطالعات قبلی اندازهگیری شده است، بر اساس فعالیتهایی که در اطراف آنها در فضا است به این نتیجه رسیده اند.
این تیم پس از آن طیف های این کهکشان ها را اندازه گیری کرد - چه مقدار نور از آنها می آید - برای تعیین تاریخ ستاره ای آنها، آیا آنها هنوز فعال بودند، و چه مدت آنها ساکت بودند.
هنگامی که آنها در مقیاس زمانی که کهکشان ها ستاره ها را با جرم سیاهچاله ها متوقف کردند، آنها تفاوت های قابل توجهی پیدا کردند.
این تفاوت ها نمی توانند با هیچ ویژگی دیگر کهکشان - اندازه، شکل یا سینماتیک داخلی توضیح داده شود.
مارتین-نااررو گفت: "برای کهکشان هایی با همان جرم ستارگان اما جرم سیاهچاله های مختلف در مرکز، کهکشان هایی با سیاهچاله های بزرگتر زودتر و سریع تر از آنهایی که دارای سیاهچاله های کوچکتر بودند، خفه شدند.
"بنابراین تشکیل ستاره طولانی تر در آن کهکشان ها با سیاهچاله های کوچکتر مرکزی طول کشید."
به این معنی است که جرم یک سیاهچاله به طور مستقیم بر سرعت تشخیص ستاره در یک کهکشان متوقف می شود. اما کار هنوز باید انجام شود. مکانیسم که جرم سیاهچاله را به خلقی کهکشانی پیوند می دهد هنوز شناخته نشده است.
یک ایده این است که آن را با "هسته های ای فعال" که می تواند در اطراف یک سیاهچاله تشکیل شود. هسته های هسته ای کهکشانی هستند دیسک هایی از آوار در اطراف یک سیاهچاله هستند که مقدار قابل توجهی از انرژی را به عنوان سیاهچاله مصرف می کنند. قوی ترین آنها کوازارها هستند.
مقاله ای که در ماه دسامبر منتشر شد نشان داد که با مدل های تکامل کهکشانی، باد های کوازار - بازخورد از هسته های فعال کهکشانی - ضربه ای به شکل و شکل گاز مولکولی تشکیل می دهند که ستارگان را تشکیل می دهند.
تصور می شود که این باد در نهایت "خاموش" می شود و یا خنثی کردن تشکیل ستاره از طریق تخلیه گاز.
اما این فقط یک فرضیه است.
"راه های مختلفی وجود دارد که یک سیاهچاله می تواند انرژی را به کهکشان بیاندازد، و نظریه پردازان هر نوع ایده ای در مورد چگونگی خنک شدن دارند، اما کار بیشتری برای این مشاهدات جدید در مدل ها انجام می شود." مطالعه جدید Aaron Romanowsky.
تحقیقات تیم در مجله Nature منتشر شده است.
🌐✒️ @espash 👈
🌐✒️ Wmap-tm.ir 👈
📣 @wmap_channel🖋️
در حال حاضر، یک مقاله پژوهشی جدید اولین شواهد مشاهداتی را نشان میدهد که سیاهچاله های غول پیکر در واقع فرایند مرموز تشکیل ستاره در کهکشان هایشان را کنترل می کنند.
در مرکز تقریبا هر کهکشان، یک سیاهچاله غول آسا بیش از یک میلیون برابر عظیمتر از خورشید وجود دارد، اما واقعا نمیتوانیم درباره آنها چیز زیادی بدانیم. ما همچنین به طور کامل نمی فهمیم که چرا کهکشان های جدید با ستارگان که به سرعت شکل می گیرند پر می شوند و در نهایت باعث می شود این فرآیند تا زمانی که کهکشان تکامل یابد متوقف شود.
اکنون محققان دانشگاه کالیفرنیا، سانتا کروز اولین شواهد مستقیم را دریافتند که در واقع این اتفاق می افتد.
این تیم همچنین نشان داده است که سیاهچاله در مورد چگونه ستاره در یک کهکشان خاموش می شود، تعیین می کند. به عبارت دیگر، سیاهچاله های فوق العاده فقط به شکل دادن به کهکشان ها نیستند، آنها کنترل تعداد ستاره ها را دارند.
ژان برودی، استاد نجوم و استروئی فیزیک در دانشگاه سانتا کروز و همکارانش در مقاله، این اولین شواهد مستقیم مشاهده شده است که در آن می توانیم اثر سیاهچاله را در تاریخ شکل گیری ستاره های کهکشان ببینیم.
این تیم این را با مطالعاتی بر روی کهکشانهایی که تودههای سیاهچاله مرکزی دارند در مطالعات قبلی اندازهگیری شده است، بر اساس فعالیتهایی که در اطراف آنها در فضا است به این نتیجه رسیده اند.
این تیم پس از آن طیف های این کهکشان ها را اندازه گیری کرد - چه مقدار نور از آنها می آید - برای تعیین تاریخ ستاره ای آنها، آیا آنها هنوز فعال بودند، و چه مدت آنها ساکت بودند.
هنگامی که آنها در مقیاس زمانی که کهکشان ها ستاره ها را با جرم سیاهچاله ها متوقف کردند، آنها تفاوت های قابل توجهی پیدا کردند.
این تفاوت ها نمی توانند با هیچ ویژگی دیگر کهکشان - اندازه، شکل یا سینماتیک داخلی توضیح داده شود.
مارتین-نااررو گفت: "برای کهکشان هایی با همان جرم ستارگان اما جرم سیاهچاله های مختلف در مرکز، کهکشان هایی با سیاهچاله های بزرگتر زودتر و سریع تر از آنهایی که دارای سیاهچاله های کوچکتر بودند، خفه شدند.
"بنابراین تشکیل ستاره طولانی تر در آن کهکشان ها با سیاهچاله های کوچکتر مرکزی طول کشید."
به این معنی است که جرم یک سیاهچاله به طور مستقیم بر سرعت تشخیص ستاره در یک کهکشان متوقف می شود. اما کار هنوز باید انجام شود. مکانیسم که جرم سیاهچاله را به خلقی کهکشانی پیوند می دهد هنوز شناخته نشده است.
یک ایده این است که آن را با "هسته های ای فعال" که می تواند در اطراف یک سیاهچاله تشکیل شود. هسته های هسته ای کهکشانی هستند دیسک هایی از آوار در اطراف یک سیاهچاله هستند که مقدار قابل توجهی از انرژی را به عنوان سیاهچاله مصرف می کنند. قوی ترین آنها کوازارها هستند.
مقاله ای که در ماه دسامبر منتشر شد نشان داد که با مدل های تکامل کهکشانی، باد های کوازار - بازخورد از هسته های فعال کهکشانی - ضربه ای به شکل و شکل گاز مولکولی تشکیل می دهند که ستارگان را تشکیل می دهند.
تصور می شود که این باد در نهایت "خاموش" می شود و یا خنثی کردن تشکیل ستاره از طریق تخلیه گاز.
اما این فقط یک فرضیه است.
"راه های مختلفی وجود دارد که یک سیاهچاله می تواند انرژی را به کهکشان بیاندازد، و نظریه پردازان هر نوع ایده ای در مورد چگونگی خنک شدن دارند، اما کار بیشتری برای این مشاهدات جدید در مدل ها انجام می شود." مطالعه جدید Aaron Romanowsky.
تحقیقات تیم در مجله Nature منتشر شده است.
🌐✒️ @espash 👈
🌐✒️ Wmap-tm.ir 👈
📣 @wmap_channel🖋️
🌐 TRAPPIST-1 تنها ستاره قابل سکونت شناخته شده نیست.
🔭با کشف سیاره LHS 1140b که ۴۰ سال نوری از ما فاصله دارد، امکان وجود حیات نیز در این سیاره بررسی و این سیاره به عنوان یکی از بهترین کاندیداهای سکونت فرازمینی معرفی شد. همچنین ستارهشناسان در ماه نوامبر، از کشف سیارهی Ross 128 b، در فاصلهی ۱۱ سال نوری، به عنوان سیارهای بسیار شبیه به زمین خبر دادند. سیگنالهای مرموزی از این سیاره در سال جاری ثبت شد که در برخی از ارتباطات زمینی اختلال ایجاد کرد. پس زیاد خوشحال نشوید! باید منتظر بمانیم و ببینیم آیا سیاره دیگری دارای نشانههای زیستی است؟!
🌐✒️ Wmap-tm.ir 👈
📣✒️ @WMAP_CHANNEL 👈
📣✒️ @espash 👈
🔭با کشف سیاره LHS 1140b که ۴۰ سال نوری از ما فاصله دارد، امکان وجود حیات نیز در این سیاره بررسی و این سیاره به عنوان یکی از بهترین کاندیداهای سکونت فرازمینی معرفی شد. همچنین ستارهشناسان در ماه نوامبر، از کشف سیارهی Ross 128 b، در فاصلهی ۱۱ سال نوری، به عنوان سیارهای بسیار شبیه به زمین خبر دادند. سیگنالهای مرموزی از این سیاره در سال جاری ثبت شد که در برخی از ارتباطات زمینی اختلال ایجاد کرد. پس زیاد خوشحال نشوید! باید منتظر بمانیم و ببینیم آیا سیاره دیگری دارای نشانههای زیستی است؟!
🌐✒️ Wmap-tm.ir 👈
📣✒️ @WMAP_CHANNEL 👈
📣✒️ @espash 👈
سیاهچالهها
قسمت دوم: انواع سیاهچاله
1- سیاهچالههای شوارتزشیلد (Schwarzschild Black Holes):
این نوع سیاهچاله، از نظر تئوری، سادهترین نوع سیاهچاله است اما در واقعیت هیچگاه نمیتواند وجود داشته باشد. سیاهچاله شوارتز شیلد اسپین ندارد (دارای تکانه زاویهای 0 است)، خنثی است (بار الکتریکی آن 0 است) و در فضا-زمانی وجود دارد که هیچ ماده دیگری در آن نیست. این نوع سیاهچاله به عنوان حل دقیقی برای معادلات نسبیت عام اینشتین توسط کارل شوارتزشیلد در سال 1916 ابداع شد.
سیاهچالههای شوارتزشیلد، سه ویژگی مهم دارند:
1- نقطه “Singularity” (تکینگی) که در مرکز سیاهچاله قرار دارد و جایی است که در آن انحنای فضا و زمان بینهایت است.
2- “Event Horizon” (افق رویداد)، کرهای به مرکز تکینگی و به شعاع “شعاع شوارتزشیلد”. شعاع شوارتزشیلد برابر با فاصلهای از تکینگی است که در آن فاصله سرعت گریز (Velocity of escape) برابر با سرعت نور (C) است.
3- “Photon Sphere” (کره فوتونی) کرهای به مرکز تکینگی و به شعاع یک و نیم برابر شعاع شواتزشیلد است. اگر نوری را مماس بر نقطهای از این کره بتابانید، پرتو نور در مداری دایروی بر روی سطح کره به دور آن میچرخد (به عبارت دیگر اگر چشمانتان را روی سطح کره فوتونی قرار دهید و مماس با سطح آن، مستقیماً رو به جلو نگاه کنید، پشت سر خود را خواهید دید). یعنی در این فاصله، فوتونها نمیتوانند از گرانش فرار کنند و سیاهچاله هم نمیتواند فوتونها را به درون خود بکشد.
(تصویر شماره 1)
سیاهچالههای رایزنر نوردشتورم (Reissner-Nordström Black Holes):
سیاهچاله رایزنر نوردشتورم، سیاهچالهای است که بار الکتریکی دارد اما اسپین ندارد. اگر بار الکتریکی سیاهچاله کمتر از جرم آن باشد (اندازه گیری شده در سیستم یکاهای هندسی G=c=1)، آنگاه هندسه آن شامل دو افق رویداد مجزا خواهد بود؛ افق رویداد درونی و افق رویداد بیرونی (تصویر شماره 2). ذرات بنیادی باردار مانند الکترونها و کوارکها، سیاهچالههای رایزنر-نوردشتورم نیستند؛ زیرا بار المتریکی آنها بسیار بیشتر از جرمشان است و افق رویداد ندارند.
در سیاهچالههای رایزنر-نوردشتورم، بین دو افق، فضا مانند یک آبشار با سرعتی بیشتر از سرعت نور از افق بیرونی به سمت افق درونی سرازیر است و همه چیز را هم با خود به سمت افق درونی حمل میکند. در بالا و پایین این آبشار (بالای افق رویداد بیرونی و یا پایین افق رویداد درونی)، فضا آهستهتر از سرعت نور حرکت میکند و آرامش نسبی حاکم است.
هر چه سیاهچاله بار الکتریکی بیشتری داشته باشد، افقهای آن به یکدیگر نزدیکترند. اگر به اندازه کافی به سیاهچاله بار الکتریکی اضافه شود، هر دو افق از بین میروند و تکینگی آشکار میشود. به این نوع تکینگی، “Naked Singularity” (تکینگی برهنه) میگویند. جهان در مقیاس بزرگ، از نظر الکتریکی به نظر خنثی است و یا خیلی نزدیک به خنثی است. بنابراین سیاهچالههای واقعی بعید است که بار داشته باشند. اگر یک سیاهچاله به هر طریقی باردار شود، با جذب بارهای نا همنام و دفع بارهای همنام خود، خودش را خنثی خواهد کرد.
از پیامدهای وجود دو افق رویداد، دو بار عوض شدن نقش فضا و زمان است. بین دو افق رویداد، نقش فضا و زمان یک بار با هم عوض شده و سپس این اتفاق مجدداً تکرار میشود و فضا-زمان به شکل اولش بازمیگردد (تصویر شماره 3).
سیاهچالههای کِر (Kerr Black Holes):
سیاهچالههای کر، سیاهچالههایی هستند که تنها جرم و اسپین (تکانه زاویهای) دارند (آنها فاقد بار الکتریکی، یعنی سومین ویژگی ممکن برای یک سیاهچاله، هستند). به عبارت دیگر، آنها سیاهچالههای خنثیای هستند که حول محوری دوران میکنند.“Roy Kerr” یک ریاضیدان نیوزیلندی و اولین کسی بود که موفق شد معادلات میدان اینشتین در نسبیت عام را برای چنین شرایطی حل کند (در سال 1963). این سیاهچالهها به افتخار وی، Kerr نام گذاری شدند.
سیاهچالههای کر احتمالاً فراوانترین نوع سیاهچاله در طبیعت هستند؛ زیرا ستارهها به طور طبیعی کمی اسپین دارند و هنگامی که رُمبش میکنند، شعاع کوچک میشود و طبق “اصل بقای تکانه”، سرعت چرخش افزایش مییابد. علت سرعتهای سرسام آور اسپین (تا 700 دور در ثانیه) در ستارههای نوترونی نیز همین است.
سیاهچالههای کر شامل بخشهای زیر هستند:
1- تکینگی
2- افق درونی
3- افق بیرونی
4- ارگوسفر (Ergosphere)
5-حد ایستایی (Static limit)
درباره سه مورد اول صحبت کردیم؛ ارگوسفر و حد ایستایی تنها اصطلاحات جدید هستند
🌐✒️ Wmap-tm.ir 👈
📣✒️ @WMAP_CHANNEL 👈
📣✒️ @espash 👈
قسمت دوم: انواع سیاهچاله
1- سیاهچالههای شوارتزشیلد (Schwarzschild Black Holes):
این نوع سیاهچاله، از نظر تئوری، سادهترین نوع سیاهچاله است اما در واقعیت هیچگاه نمیتواند وجود داشته باشد. سیاهچاله شوارتز شیلد اسپین ندارد (دارای تکانه زاویهای 0 است)، خنثی است (بار الکتریکی آن 0 است) و در فضا-زمانی وجود دارد که هیچ ماده دیگری در آن نیست. این نوع سیاهچاله به عنوان حل دقیقی برای معادلات نسبیت عام اینشتین توسط کارل شوارتزشیلد در سال 1916 ابداع شد.
سیاهچالههای شوارتزشیلد، سه ویژگی مهم دارند:
1- نقطه “Singularity” (تکینگی) که در مرکز سیاهچاله قرار دارد و جایی است که در آن انحنای فضا و زمان بینهایت است.
2- “Event Horizon” (افق رویداد)، کرهای به مرکز تکینگی و به شعاع “شعاع شوارتزشیلد”. شعاع شوارتزشیلد برابر با فاصلهای از تکینگی است که در آن فاصله سرعت گریز (Velocity of escape) برابر با سرعت نور (C) است.
3- “Photon Sphere” (کره فوتونی) کرهای به مرکز تکینگی و به شعاع یک و نیم برابر شعاع شواتزشیلد است. اگر نوری را مماس بر نقطهای از این کره بتابانید، پرتو نور در مداری دایروی بر روی سطح کره به دور آن میچرخد (به عبارت دیگر اگر چشمانتان را روی سطح کره فوتونی قرار دهید و مماس با سطح آن، مستقیماً رو به جلو نگاه کنید، پشت سر خود را خواهید دید). یعنی در این فاصله، فوتونها نمیتوانند از گرانش فرار کنند و سیاهچاله هم نمیتواند فوتونها را به درون خود بکشد.
(تصویر شماره 1)
سیاهچالههای رایزنر نوردشتورم (Reissner-Nordström Black Holes):
سیاهچاله رایزنر نوردشتورم، سیاهچالهای است که بار الکتریکی دارد اما اسپین ندارد. اگر بار الکتریکی سیاهچاله کمتر از جرم آن باشد (اندازه گیری شده در سیستم یکاهای هندسی G=c=1)، آنگاه هندسه آن شامل دو افق رویداد مجزا خواهد بود؛ افق رویداد درونی و افق رویداد بیرونی (تصویر شماره 2). ذرات بنیادی باردار مانند الکترونها و کوارکها، سیاهچالههای رایزنر-نوردشتورم نیستند؛ زیرا بار المتریکی آنها بسیار بیشتر از جرمشان است و افق رویداد ندارند.
در سیاهچالههای رایزنر-نوردشتورم، بین دو افق، فضا مانند یک آبشار با سرعتی بیشتر از سرعت نور از افق بیرونی به سمت افق درونی سرازیر است و همه چیز را هم با خود به سمت افق درونی حمل میکند. در بالا و پایین این آبشار (بالای افق رویداد بیرونی و یا پایین افق رویداد درونی)، فضا آهستهتر از سرعت نور حرکت میکند و آرامش نسبی حاکم است.
هر چه سیاهچاله بار الکتریکی بیشتری داشته باشد، افقهای آن به یکدیگر نزدیکترند. اگر به اندازه کافی به سیاهچاله بار الکتریکی اضافه شود، هر دو افق از بین میروند و تکینگی آشکار میشود. به این نوع تکینگی، “Naked Singularity” (تکینگی برهنه) میگویند. جهان در مقیاس بزرگ، از نظر الکتریکی به نظر خنثی است و یا خیلی نزدیک به خنثی است. بنابراین سیاهچالههای واقعی بعید است که بار داشته باشند. اگر یک سیاهچاله به هر طریقی باردار شود، با جذب بارهای نا همنام و دفع بارهای همنام خود، خودش را خنثی خواهد کرد.
از پیامدهای وجود دو افق رویداد، دو بار عوض شدن نقش فضا و زمان است. بین دو افق رویداد، نقش فضا و زمان یک بار با هم عوض شده و سپس این اتفاق مجدداً تکرار میشود و فضا-زمان به شکل اولش بازمیگردد (تصویر شماره 3).
سیاهچالههای کِر (Kerr Black Holes):
سیاهچالههای کر، سیاهچالههایی هستند که تنها جرم و اسپین (تکانه زاویهای) دارند (آنها فاقد بار الکتریکی، یعنی سومین ویژگی ممکن برای یک سیاهچاله، هستند). به عبارت دیگر، آنها سیاهچالههای خنثیای هستند که حول محوری دوران میکنند.“Roy Kerr” یک ریاضیدان نیوزیلندی و اولین کسی بود که موفق شد معادلات میدان اینشتین در نسبیت عام را برای چنین شرایطی حل کند (در سال 1963). این سیاهچالهها به افتخار وی، Kerr نام گذاری شدند.
سیاهچالههای کر احتمالاً فراوانترین نوع سیاهچاله در طبیعت هستند؛ زیرا ستارهها به طور طبیعی کمی اسپین دارند و هنگامی که رُمبش میکنند، شعاع کوچک میشود و طبق “اصل بقای تکانه”، سرعت چرخش افزایش مییابد. علت سرعتهای سرسام آور اسپین (تا 700 دور در ثانیه) در ستارههای نوترونی نیز همین است.
سیاهچالههای کر شامل بخشهای زیر هستند:
1- تکینگی
2- افق درونی
3- افق بیرونی
4- ارگوسفر (Ergosphere)
5-حد ایستایی (Static limit)
درباره سه مورد اول صحبت کردیم؛ ارگوسفر و حد ایستایی تنها اصطلاحات جدید هستند
🌐✒️ Wmap-tm.ir 👈
📣✒️ @WMAP_CHANNEL 👈
📣✒️ @espash 👈
ارگسف ناحیهای بیضوی از فضا-زمان در اطراف سیاهچالههای چرخان است که چرخش سیاهچاله، آن ناحیه از فضا-زمان را هم با خود میکشد و وادار به چرخش میکند (تصویر شماره 4). پس اگر ارگوسفر را چهارچوب مرجع در نظر بگیریم، این چهارچوب نسبت به بقیه جهان ایستا نیست. به عبارت دیگر، ارگوسفر جایی در اطراف سیاهچاله است که در آن ساکن بودن غیرممکن است (زیرا چهارچوب نسبت به بقیه نقاط جهان ساکن نیست). ارگوسفر از بیرون با سطح ایستا و از داخل با افق رویداد بیرونی سیاهچاله محدود شده است. اگر یک شئ از فضای معمولی وارد فضای ارگوسفر شود، هنوز میتواند با به دست آوردن انرژی از چرخش سیاهچاله، از آن خارج شود.
حد ایستایی:
به مرز بین ارگوسفر و فضای معمولی، حد ایستایی میگویند (تصویر شماره 5).
درون سیاهچالههای کر:
در هر یک از افقها، فضا و زمان یک بار نقششان را عوض میکنند. یعنی در یک سیاهچاله کر، دو بار جای فضا و زمان با هم عوض میشود. تکینگی به شکل حلقه است، مگر اینکه بر روی صفحه استوایی سیاهچاله، به تکینگی آن نزدیک شویم (به شکل تکینگی و جهت آن نسبت به خط استوای سیاهچاله در تصویر شماره 5 دقت کنید). این حقیقت نتیجه معادلات هندسه متریکی کر است. همچنین تکینگی موقتی است، یعنی میتواند از بین برود.
از نظر تئوری فرار از یک سیاهچاله امکان پذیر است اما نه از همان راهی که واردش شدیم. ریاضیات تئوری، پیشبینی میکنند که موقع خروج از یک سیاهچاله، خود را در نوعی “فضای منفی” مییابید! این فضای منفی با ریاضیات به دست آمده و معنای فیزیک آن هنوز کاملا مشخص نیست. همچنین ممکن است با از بین رفتن تکینگی، سر از جهاندیگری در آوریم.
راجر پنروز توانست این موضوع را با نموداری نمایش دهد. نمودار پنروز را در تصویر شماره 6 میبینید.
خط آبی پر رنگ: ناظری که وارد افق بیرونی میشود، وارد افق درونی میشود، تکینگی از بین میرود، از افقها خارج میشود و وارد جهان جدیدی میشود.
خط آبی کمرنگ: ناظری که وارد افق بیرونی میشود، وارد افق درونی میشود، از تکینگی عبور میکند و وارد “فضای منفی” میشود.
🌐✒️ Wmap-tm.ir 👈
📣 @WMAP_CHANNEL 🖋️
📣✒️ @espash 👈
حد ایستایی:
به مرز بین ارگوسفر و فضای معمولی، حد ایستایی میگویند (تصویر شماره 5).
درون سیاهچالههای کر:
در هر یک از افقها، فضا و زمان یک بار نقششان را عوض میکنند. یعنی در یک سیاهچاله کر، دو بار جای فضا و زمان با هم عوض میشود. تکینگی به شکل حلقه است، مگر اینکه بر روی صفحه استوایی سیاهچاله، به تکینگی آن نزدیک شویم (به شکل تکینگی و جهت آن نسبت به خط استوای سیاهچاله در تصویر شماره 5 دقت کنید). این حقیقت نتیجه معادلات هندسه متریکی کر است. همچنین تکینگی موقتی است، یعنی میتواند از بین برود.
از نظر تئوری فرار از یک سیاهچاله امکان پذیر است اما نه از همان راهی که واردش شدیم. ریاضیات تئوری، پیشبینی میکنند که موقع خروج از یک سیاهچاله، خود را در نوعی “فضای منفی” مییابید! این فضای منفی با ریاضیات به دست آمده و معنای فیزیک آن هنوز کاملا مشخص نیست. همچنین ممکن است با از بین رفتن تکینگی، سر از جهاندیگری در آوریم.
راجر پنروز توانست این موضوع را با نموداری نمایش دهد. نمودار پنروز را در تصویر شماره 6 میبینید.
خط آبی پر رنگ: ناظری که وارد افق بیرونی میشود، وارد افق درونی میشود، تکینگی از بین میرود، از افقها خارج میشود و وارد جهان جدیدی میشود.
خط آبی کمرنگ: ناظری که وارد افق بیرونی میشود، وارد افق درونی میشود، از تکینگی عبور میکند و وارد “فضای منفی” میشود.
🌐✒️ Wmap-tm.ir 👈
📣 @WMAP_CHANNEL 🖋️
📣✒️ @espash 👈