Status epilepticus
368 subscribers
189 photos
7 videos
23 files
86 links


Erfan Naghavi

MD-MPH | TUMS
Radiology resident | TUMS

"و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها / ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند"
مولانا

@Erfnghvi
Download Telegram
http://visionscience.com/pipermail/visionlist_visionscience.com/2024/009063.html

📌 عزیزانی که هنرمندین و دستی بر آتش دارید❤️‍🔥 یک طرح هنری راجع به مغز🧠 تهیه کنید و به این مسابقه بفرستید و برنده‌ی یه جایزه‌ی ۱۰۰۰ یورویی بشید!

با تشکر از دکتر راجی‌مهر عزیز🌱
یه پیج توئیتری زدم، کاملاً آکادمیک و با اهداف آموزشی و پژوهشی، به اشتراک گذاشتن مقالات و ایده‌های روز دنیا، و کلی چیزهای دیگه که واضحاً با پلتفرم‌های دیگه انجام‌پذیر نیست.

اگه از توئیتر دنبال هدفی کاملاً مشابه با من هستید، خوشحال میشم از تجربیات هم‌دیگه استفاده کنیم🤝

X.com/Erfannaghavii
ان‌شاءالله فردا عازم سئول، محل برگزاری کنگره‌ی OHBM2024 هستم و قراره با کلی ایده‌ی خفن، جدید و ترند دنیای علوم اعصاب برگردم و همچنین، یه نیم‌نگاهی هم به آنالیزهای آماری جالب و جدید بندازم و از خفن‌های این حوزه پرس‌وجو کنم.

مطمئن باشید که کلی چیز جدید و جالب رو باهاتون به اشتراک می‌ذارم😁

دعا کنید واسم عزیزان❤️

@erfaniumm
Ready to conquer?!😁
سفرنامه‌ی سئول - کره‌ی جنوبی 🇰🇷
به‌دعوت کنگره‌ی OHBM

1⃣ روز اول
من در این سفر طولانی و ۱۵ ساعته، که اولین سفرِ تنهایی و اولین سفر به خارج از کشور بود برام، به تایم سئول حدود ساعت ۸:۴۵ رسیدم. اون‌موقع که رسیدم، هوای سئول بارونی بود. اول از همه از هواپیما پیاده شدم و رفتم سمت گیت‌های بازرسی فرودگاه که درنهايت وارد سئول بشم. از همون اول هم میشد مهربونی مردم کره‌ی جنوبی رو دید؛ کادر کره‌ی جنوبی بسیار خون‌گرم و مهربون با مسافرها برخورد می‌کردن. پس از ایست‌بازرسی‌ها و کارهای مختلف فرودگاه اینچئون، وارد سالن اصلی فرودگاه شدم.

📌 لازمه بگم سئول دوتا فرودگاه مهم داره، یکی اینچئون (Incheon) که بیشتر برای پروازهای بین‌المللی هستش و یکی هم گیمپو (Gimpo) که بیشتر برای پروازهای داخلیه.

خلاصه چون ورود من به هتل برای ساعت ۱۵:۰۰ تنظیم شده بود، من تو همون فرودگاه یه ذره نشستم تا استراحت کنم و با دوستان و خانواده ارتباط برقرار کنم و خستگی سفر ۱۵ ساعته رو از تنم دربیارم.
بعدش رفتم صرافی اونجا و ۱۰۰ دلار دادم به صرافی و عوضش ۱۳۳۰۰۰ وون گرفتم. وون واحد پول کره‌ی جنوبیه و هر دلار تقریباً معادل ۱۳۳۰ وونه.
بعدش بیشتر حرکت کردم و وارد سالن اصلی اینچئون شدم. اونجا کلی آدم رو می‌دیدم که منتظر رسیدن پروازهای مسافرها بودن. رفتم جلوتر و یه‌جا رو پیدا کردم که گوشیمو بزنم به شارژ‌. فرودگاه اینچئون درکنار وایفای رایگان و پرسرعت، یه‌سری ایستگاه‌های شارژ رایگان داره که تو می‌تونی گوشیت یا هر وسیله‌ی دیگه‌ای رو بزنی شارژ.
همونجا که منتظر نشسته بودم تا مسئول Information فرودگاه بیاد و ازش بپرسم بهترین راه برای رفتن از اینچئون به سئول چیه، یهو یکی کنارم گفت "Excuse me, where are you from?" (به‌گمونم قیافه‌ام خیلی خاورمیانه‌ای می‌خوره🤣) و اونجا بود که با سیدحبیب از پاکستان🇵🇰 آشنا شدم. سیدحبیب تو کره کار می‌کرد و منتظر رسیدن دوستش به اینچئون بود. سیدحبیب کلی نکته‌ی خوب و خفن از کره گفت، از تجربیات سفرش به ایران می‌گفت و حتی کمکم کرد که بهترین و ارزون‌ترین راه به سئول رو انتخاب کنم.

📌 برای رفتن از اینچئون به سئول شما چندتا گزینه داری:
یکیش Limousine bus هستش، یه‌سری اتوبوس که اختصاصاً برای رفتن از فرودگاه به یه‌سری مراکز مهم و برعکس کاربرد داره. کرایه‌اش هم معقول و ۱۸۰۰۰ وونه.
دومی استفاده از تاکسی هستش، که خیلی گرونه و شما باید ۸۰۰۰۰ وون بدی😐
یکی هم استفاده از Airport express train یا AREX هستش که یه قطار اختصاصی از فرودگاه به چندتا ایستگاه مشخص تو سئوله.
و درنهایت مترو😁

من سوار یکی از همین Limo Busها شدم و تو هوای بسیار زیبای و بارونی سئول، از فرودگاه اینچئون رفتم به سئول که ماجراجوییم رو شروع کنم.
به طور طبیعی این سفر باید ۱ ساعت طول بکشه ولی به‌خاطر بارون و ترافیک و روز شنبه‌ی تعطیل واسه کره، حدود ۲ ساعت طول کشید؛ منتهی مسیر اینچئون-سئول انقدر قشنگ بود که اصلاً نمی‌فهمیدی زمان چقدر داره زود می‌گذره. توی اتوبوس هم بچه‌هایی رو می‌دیدم که یه‌سری لوله‌ دستشون بود و احتمالاً حاوی پوسترهای کنگره‌ی OHBM بود. ولی خب انقدر خسته‌ی سفر بودم که دیگه ظرفیت شناختی بیشتر واسه شروع مکالمه با بقیه رو نداشتم😂

بعد از پایان سفر، من در مرکز COEX، یا به‌عبارتی Convention and exhibition center، که در محله‌‌ی ثروتمند Bongeunsa هستش، پیاده شدم. بارون شدیدی میومد. یه نگاهی به نقشه انداختم و دیدم که فاصله‌ی هتل از من ۱۵ دقیقه پیاده‌رویه. دیگه دلو زدم به دریا و رسماً وارد خیابون‌های شهر سئول شدم و باید بگم واااووو! شهر پر بود از ساختمون‌های قشنگ، بلند، مدرن و پر از بنرهای تبلیغاتی! با اینکه شما اصلاً تو خیابون‌های سئول سطل آشغال پیدا نمی‌کنید، ولی خیابون‌ها بسیار تمیز بودن. حالا چرا سطل آشغال پیدا نمی‌کنید؟ چون مردم موظف هستن آشغال‌هاشون رو ببرن خونه و اونجا تفکیک کنن :)))
یه چیز دیگه که نگاهمو جلب کرد، ماشین‌هاشون بود. عملاً شما اونجا خیابون‌ها رو پر از BMW، هیوندا، کیا، پورشه، آئودی و آستون‌مارتین می‌بینی! به طرز عجیبی، در کل سفری که داشتم تنها یکی، فقط یه ماشین دیدم که ظاهرش به این ماشین‌های مدرن نمی‌خورد و بیشتر شبیه پراید هاچ‌بک بود!
خلاصه که راهمو ادامه دادم و سعی کردم برم سمت هتلِ Hotel in 9 پذیرش بشم. برای ارزیابی برخورد مردم کره با توریست‌ها، رفتم سمت ۲تا پسر نوجوون که داشتن تا خیابون راه می‌رفتن و ازشون پرسیدم هتل کجاست. با اینکه اکثریت مردم کره انگلیسی بلد نیستن، ولی تا حد توانشون دوست دارن بهت کمک کنن. این ۲تا هم سریع نقشه رو تو گوشی باز کردن و با ایما و اشاره بهم فهموندن چجوری بدم. چه مردم دوست‌داشتنی و زیبایی! وارد هتل شدم، کارهامو که انجام دادم وارد اتاقم شدم و نزدیک ۳-۴ ساعت گرفتم خوابیدم. بعد از اینکه از خواب بیدار شدم، یه دوش گرفتم و به‌خاطر ضعف شدیدی که گرفته بودم، تصمیم گرفتم برم رستوران هتل. متأسفانه رستوران هتل اون‌روز سرویس نداشت و مجبور شدم دوباره برم تو کوچه‌پس‌کوچه‌های سئول تا یه‌چیزی پیدا کنم. وارد اولین مغازه شدم و یه خانم نسبتاً مسن داشت اونجا کار می‌کرد، این خانم تا من رو دید گفت "Menu؟" و منو رو داد بهم. هرچی من زور می‌زدم یه غذا پیدا کنم که گوشت نداشته باشه (چون واسه مسلمونا حلال نیست)، موفق نشدم. آخرش یه سوپی پیدا کردم که توش Meat یا Pork نداشت. واسه محکم‌کاری هی به خانمه می‌گفتم گوشت داره؟ و اون بنده‌خدا چون انگلیسی زیاد بلد نبود متوجه منظورم نمیشد.

دیگه رفتم سفارش دادم و منتظر موندم غذا رو بیاره. وقتی غذا رو آورد دیدم بلههههه این پر گوشته که! دیگه من با هزار زور و بدبختی آب ِ گوشت رو می‌ریختم رو برنج و می‌خوردم. ولی خب خود خانمه کلی بهم به کره‌ای می‌گفت اونجوری بخور، اینجوری بخور😂 بنده خدا وقتی دید به هیچ صراطی مستقیم نیستم دیگه رفت کار خودشو بکنه. ولی تو همین برخورد چند دقیقه‌ای با مردم کره دیدم که چقدررر مهمون‌نواز هستن و با روی خوش از توریست‌ها و خارجی‌ها استقبال می‌کنن. وقتی به خانمه با ایما و اشاره گفتم کولر اذیتم می‌کنه می‌تونم برم یه‌جای دیگه، سریع رفت کل کولرو خاموش کرد که من اذیت نشم!
خلاصه که بعد از اینکه بیشتر از ۱۰تا قاشق نتونستم بخورم، رفتم حساب کردم و از رستوران زدم بیرون و دوباره وارد هتل شدم. این دفعه رفتم پای لپ‌تاپ و یه‌ذره کار انجام دادم و قبل از اینکه بگیرم بخوابم، برنامه‌ی فردا رو چک کردم و فهمیدم فردا ساعت ۸ صبح، روز شروع کنگره و گرفتن بَج‌هاس.

پایان روز اول
عرفان نقوی

ادامه دارد...
📸 عکس‌های منتخب روز اول

📍سئول، کره‌ی جنوبی 🇰🇷
Forwarded from INRP (AmirHussein Abdolalizadeh)
ارائه پوستر در کنگره OHBM در سئول توسط عرفان نقوی، از اعضای INRP

🆔 @NeuroINRP
🆔 @SSRC_News
INRP
ارائه پوستر در کنگره OHBM در سئول توسط عرفان نقوی، از اعضای INRP 🆔 @NeuroINRP 🆔 @SSRC_News
کلی نکته‌ی خفن و کاربردی از کنگره بهتون میگم😍 منتظر باشید فقططط.
سؤالات زیادی ازم پرسیده میشه، از جمله اینکه مقاله‌ دقیقاً در مورد چی بود، چجوری برنده‌ی گرنت شدم، در سفر تنهایی به چه نکاتی باید توجه کرد و ...

اگر سؤالی از این موارد داشتید به آیدی خودم @Erfnghvi پیام بدید یا اگه دیگه خیلی خجالتی هستید😂، لینک ناشناس زیر هم می‌تونید پیام بدید.
به همشون جواب میدم.

و اینکه بعد از تکمیل سفرنامه، در مورد ایده‌ها و نوآوری‌هایی که تو کنگره بود باهاتون صحبت می‌کنم و موارد زیادی رو براتون به اشتراک می‌ذارم.

https://telegram.me/BChatBot?start=sc-668271-SAGULSm