به یادداشتهای عرف خوش اومدی 👋
من ۱۱ ساله دارم تو حوزه کسبوکار کار میکنم — بنیانگذار خوشهآنلاین (فروشگاه تخصصی لوازم قنادی و بیکری)
همبنیانگذار خوشه جابز (سایت تخصصی کاریابی صنعت غذا)
بنیانگذار خوشهآکادمی (سایت فروش دورههای آموزشی)
بنیانگذار بانکرسپی (سایت خبریآموزشی غذا و شیرینی)
این کانال جای تئوری و توصیههای کلی نیست. هر روز یه یادداشت کوتاه از یه تصمیم، اشتباه، یا درس واقعی که تو کسبوکار خودم تجربه کردم — با عدد، جزئیات، و بدون تعارف.
اگه دنبال چیزی میگردی که واقعاً تو کار روزمرهت به کار بیاد، نه محتوای عمومی که همه جا هست، جای درستی اومدی.
هر روز، یه یادداشت. 🗒️
من ۱۱ ساله دارم تو حوزه کسبوکار کار میکنم — بنیانگذار خوشهآنلاین (فروشگاه تخصصی لوازم قنادی و بیکری)
همبنیانگذار خوشه جابز (سایت تخصصی کاریابی صنعت غذا)
بنیانگذار خوشهآکادمی (سایت فروش دورههای آموزشی)
بنیانگذار بانکرسپی (سایت خبریآموزشی غذا و شیرینی)
این کانال جای تئوری و توصیههای کلی نیست. هر روز یه یادداشت کوتاه از یه تصمیم، اشتباه، یا درس واقعی که تو کسبوکار خودم تجربه کردم — با عدد، جزئیات، و بدون تعارف.
اگه دنبال چیزی میگردی که واقعاً تو کار روزمرهت به کار بیاد، نه محتوای عمومی که همه جا هست، جای درستی اومدی.
هر روز، یه یادداشت. 🗒️
❤4
قبل از اضافه کردن چیز جدید، ببین چیزی که الان داری چقدر واضحه.
تو خوشهآنلاین یه محصول متغیر داشتم که با افزایش وزن، قیمت واحدش میرفت پایین. فکر میکردم این منطق برای همه روشنه — بیشتر بخری، ارزونتر تموم میشه.
ولی مشتری اینطور نمیدیدش. میدید قیمت پایین اومده و فکر میکرد شاید کیفیت کمتره یا یه چیزی مشکوکه.
راهحل این نبود که توضیح بیشتر بدم، بلکه این بود که همون واقعیت رو جوری نشون بدم که مشتری خودش بفهمه. مثلاً بهجای اینکه قیمت ۱۰۰ گرمی ۱۰۰۰ تومن باشه و قیمت کیلویی خودبهخود ۱۰ هزار تومن بشه، قیمت پایه کیلو رو گذاشتم ۱۰ هزار تومن و روش تخفیف زدم تا برسه به ۹ هزار تومن.
عدد نهایی همون بود. ولی حالا مشتری میدید «تخفیف» گرفته، نه اینکه قیمت مشکوک پایین اومده.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
تو خوشهآنلاین یه محصول متغیر داشتم که با افزایش وزن، قیمت واحدش میرفت پایین. فکر میکردم این منطق برای همه روشنه — بیشتر بخری، ارزونتر تموم میشه.
ولی مشتری اینطور نمیدیدش. میدید قیمت پایین اومده و فکر میکرد شاید کیفیت کمتره یا یه چیزی مشکوکه.
راهحل این نبود که توضیح بیشتر بدم، بلکه این بود که همون واقعیت رو جوری نشون بدم که مشتری خودش بفهمه. مثلاً بهجای اینکه قیمت ۱۰۰ گرمی ۱۰۰۰ تومن باشه و قیمت کیلویی خودبهخود ۱۰ هزار تومن بشه، قیمت پایه کیلو رو گذاشتم ۱۰ هزار تومن و روش تخفیف زدم تا برسه به ۹ هزار تومن.
عدد نهایی همون بود. ولی حالا مشتری میدید «تخفیف» گرفته، نه اینکه قیمت مشکوک پایین اومده.
قبل از اینکه چیز جدید اضافه کنی، ببین همونی که داری چقدر برای مشتری قابلفهمه — نه برای خودت.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
❤3👍2
تو شب یلدا و شب عید، فروش خوشهآنلاین همیشه بالا میرفت. مشتری زیاد میشد، سفارشها زیاد میشد، همه چی خوب بهنظر میرسید.
ولی وقتی دقیقتر نگاه کردم، این مشتریها دوره بازگشت طولانی داشتن — یهبار میخریدن و برای مدت زیادی برنمیگشتن. تو استیتی که اون موقع بودم و به گردش مالی و سودده بودن مستمر نیاز داشتم، این نوع رشد برام ایدهآل نبود.
فروش بیشتر همیشه خبر خوب نیست. باید ببینی این رشد، با فازی که کسبوکارت توشه جور درمیاد یا نه.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
ولی وقتی دقیقتر نگاه کردم، این مشتریها دوره بازگشت طولانی داشتن — یهبار میخریدن و برای مدت زیادی برنمیگشتن. تو استیتی که اون موقع بودم و به گردش مالی و سودده بودن مستمر نیاز داشتم، این نوع رشد برام ایدهآل نبود.
فروش بیشتر همیشه خبر خوب نیست. باید ببینی این رشد، با فازی که کسبوکارت توشه جور درمیاد یا نه.
قبل از اینکه دنبال فروش بیشتر بری، ببین دنبال چهجور رشدی هستی.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
👍1
اشتباهی که تو مدیریت موجودی کردم و هزینهش چقدر بود؟
یه محصول تو خوشهآنلاین بود که مد شده بود. تا اون موقع کمکم میخریدیم، کمکم میفروختیم — منطقی و کمریسک.
یه بار بهجای همون روال، فکر کردم چون داره خوب میفروشه، بهتره حجم بالایی سفارش بدم. سفارش دادم.
قبل از اینکه بفروشیمش، یهو از مد افتاد.
اون سرمایه ماهها رو موجودی قفل موند، درحالیکه همون روال قبلی (کمکم خریدن) داشت بدون ریسک جواب میداد.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
یه محصول تو خوشهآنلاین بود که مد شده بود. تا اون موقع کمکم میخریدیم، کمکم میفروختیم — منطقی و کمریسک.
یه بار بهجای همون روال، فکر کردم چون داره خوب میفروشه، بهتره حجم بالایی سفارش بدم. سفارش دادم.
قبل از اینکه بفروشیمش، یهو از مد افتاد.
اون سرمایه ماهها رو موجودی قفل موند، درحالیکه همون روال قبلی (کمکم خریدن) داشت بدون ریسک جواب میداد.
وقتی یه روال داری که داره جواب میده، بزرگ کردنش رو با احتیاط انجام بده — سرعت گرفتن یهویی، ریسکش رو هم چند برابر میکنه.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
👍1🌭1
بعد از یه سال کار کردن تو بخش آنلاین خوشهآنلاین، یه الگو دیدم که فکر نمیکردم اینقدر واضح باشه.
مشتریهایی که از بخش حضوری میومدن و تبدیل به مشتری آنلاین میشدن، نسبت به مشتریهایی که مستقیم از فضای مجازی جذب میشدن:
نرخ بازگشتشون خیلی بیشتر بود، سبد خریدشون هم بزرگتر از دوره حضوریشون شد.
و از همه مهمتر — هزینه آنلاین کردن یه مشتری حضوری، خیلی کمتر از پیدا کردن یه مشتری جدید تو فضای مجازی بود.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
مشتریهایی که از بخش حضوری میومدن و تبدیل به مشتری آنلاین میشدن، نسبت به مشتریهایی که مستقیم از فضای مجازی جذب میشدن:
نرخ بازگشتشون خیلی بیشتر بود، سبد خریدشون هم بزرگتر از دوره حضوریشون شد.
و از همه مهمتر — هزینه آنلاین کردن یه مشتری حضوری، خیلی کمتر از پیدا کردن یه مشتری جدید تو فضای مجازی بود.
قبل از اینکه هدف رو بذاری رو جذب مشتری جدید از صفر، ببین آیا مشتریهای موجودت (تو کانالهای دیگهت) پتانسیل انتقال به کانال جدید رو دارن یا نه.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
👍2🌭1
یه دورهای برای افزایش جریان درآمدی، شروع کردیم رپورتاژ آگهی تو بلاگ خوشهآنلاین بفروشیم. کوتاهمدت، درآمد اضافهای وارد میشد.
ولی این تصمیم روی سئوی بلاگ تو بلندمدت اثر منفی گذاشت. وقتی حساب کردم، هزینهای که از افت رتبه و ترافیک ارگانیک متحمل شدیم، از سودی که رپورتاژها آورده بودن بیشتر بود.
ذهنیت فروشنده میگه
قبل از قبول هر درآمد اضافه، حساب کن داری چیزی رو که سخت ساختی، ارزون میفروشی یا نه.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
ولی این تصمیم روی سئوی بلاگ تو بلندمدت اثر منفی گذاشت. وقتی حساب کردم، هزینهای که از افت رتبه و ترافیک ارگانیک متحمل شدیم، از سودی که رپورتاژها آورده بودن بیشتر بود.
ذهنیت فروشنده میگه
«این ماه چقدر درآمد اضافه میکنم». ذهنیت صاحب برند میپرسه «این تصمیم شش ماه دیگه چه هزینهای رو میذاره»
قبل از قبول هر درآمد اضافه، حساب کن داری چیزی رو که سخت ساختی، ارزون میفروشی یا نه.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
❤1🔥1🌭1
تصمیم گرفتیم بریم رو دیجیکالا. فکر میکردیم فقط یه کانال فروش اضافهست.
فروش چند برابر شد. ولی ضرر هم چند برابر شد.
عملیاتی که باید پشتش میبستیم (بستهبندی، ارسال، پشتیبانی، بازگشتیها) چند برابر خود کسبوکارمون شد — درحالیکه حاشیه سودمون همون چیزی نبود که با این حجم کار بخونه.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
فروش چند برابر شد. ولی ضرر هم چند برابر شد.
عملیاتی که باید پشتش میبستیم (بستهبندی، ارسال، پشتیبانی، بازگشتیها) چند برابر خود کسبوکارمون شد — درحالیکه حاشیه سودمون همون چیزی نبود که با این حجم کار بخونه.
کانال فروش جدید فقط یه لینک اضافه نیست، یه ساختار عملیاتی جدیده. قبل از ورود، حساب کن آیا زیرساختت آماده این حجمه یا نه
یادداشتهای عرف | @erf_notes
👍1🌭1
مفهوم MVP فقط مال استارتاپها نیست.
میخواستیم وارد بخش آکادمی بشیم. بهجای اینکه از اول رو یه دوره کامل و چندماهه سرمایهگذاری کنیم، یه ویدیو آموزشی ضبط کردیم و گذاشتیم فروش.
فروشش نشون داد بازارش عمق لازم رو نداره.
اگه از همون اول میرفتیم سراغ ساخت یه دوره کامل، هفتهها وقت و هزینه تولید رو صرف چیزی میکردیم که بازار واقعی نمیخواستش.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
میخواستیم وارد بخش آکادمی بشیم. بهجای اینکه از اول رو یه دوره کامل و چندماهه سرمایهگذاری کنیم، یه ویدیو آموزشی ضبط کردیم و گذاشتیم فروش.
فروشش نشون داد بازارش عمق لازم رو نداره.
اگه از همون اول میرفتیم سراغ ساخت یه دوره کامل، هفتهها وقت و هزینه تولید رو صرف چیزی میکردیم که بازار واقعی نمیخواستش.
قبل از ساختن نسخه کامل هر ایده جدید، یه نسخه کوچیک و ارزون بساز و بذار بازار بهت جواب بده.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
👍1🌭1
فکر میکردیم اگه زودتر از زمانی که مشتری انتخاب کرده تحویل بدیم، خوشحالتر میشه.
اشتباه بود.
مشتری روی همون تایمی که خودش انتخاب کرده بود برنامهریزی میکرد — شاید خونه نبود، شاید برای یه زمان مشخص نیاز داشت. تحویل زودتر، برنامهش رو بههم میریخت.
نتیجه این نبود که خوشحال بشه؛ نتیجه این بود که اعتمادش به قابلپیشبینی بودن ما کم میشد.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
اشتباه بود.
مشتری روی همون تایمی که خودش انتخاب کرده بود برنامهریزی میکرد — شاید خونه نبود، شاید برای یه زمان مشخص نیاز داشت. تحویل زودتر، برنامهش رو بههم میریخت.
نتیجه این نبود که خوشحال بشه؛ نتیجه این بود که اعتمادش به قابلپیشبینی بودن ما کم میشد.
بهتر بودن همیشه به معنی «سریعتر» نیست. گاهی بهتر بودن یعنی دقیقاً همونی که قول دادی، نه بیشتر و نه کمتر.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
👍2🌭1
۳ نتیجه از یه تغییر ۲ سانتی.
قیمت صفحه محصول رو حدود ۲ سانت پایینتر از جای همیشگی گذاشتیم.
تایم آن سایت (Time On Site) بالا رفت — چون مشتری برای دیدن قیمت، مجبور میشد محتوا و عکس محصول رو دقیقتر بخونه.
گیجکننده هم نشد — چون خیلی پایینتر از انتظار نبود.
و درست زیر قیمت، یه بنر اسنپپی گذاشتیم که ترغیب خرید رو بیشتر کرد.
قیمت عوض نشده بود. مسیر
مسیر دیدن مشتری عوض شده بود.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
قیمت صفحه محصول رو حدود ۲ سانت پایینتر از جای همیشگی گذاشتیم.
تایم آن سایت (Time On Site) بالا رفت — چون مشتری برای دیدن قیمت، مجبور میشد محتوا و عکس محصول رو دقیقتر بخونه.
گیجکننده هم نشد — چون خیلی پایینتر از انتظار نبود.
و درست زیر قیمت، یه بنر اسنپپی گذاشتیم که ترغیب خرید رو بیشتر کرد.
قیمت عوض نشده بود. مسیر
مسیر دیدن مشتری عوض شده بود.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
❤4👍1🌭1
صفر
این تعداد پیجهای رقیب و سایتهایی هست که الان چک میکنم.
یه دورهای زندگیم شده بود مقایسه. صبح که گوشیم رو باز میکردم، اول سراغ اینستای رقبا میرفتم. میدیدم فلان پیج چقدر بهتر شده، فلان سایت رتبهش بالا اومده، اون یکی چه حجم ارسالی داره.
هر بار که اینکارو میکردم، بهجای انرژی گرفتن، خالیتر میشدم. ذهنم پر میشد از «چرا اونا؟ چرا ما نه؟» و این حس عقبموندگی، تصمیمگیریهام رو هم کند میکرد — چون هر تصمیم رو با ترس از رقیب میگرفتم، نه با اعتماد به مسیر خودم.
یه روز تصمیم گرفتم اینستای شخصیم ک باهاش همه رقبا رو چک میکردم (وقتم رو هم داشت نابود میکرد) پاک کنم. دیگه سایت مشتریها رو هم چک نکردم.
اون فضای ذهنی که خالی شد، یهجای دیگه پر شد — پینترست، سایتهای خارجی، هر جایی که میشد ایده گرفت. نه از رقیب، بلکه از هر جایی که واقعاً خلاقیت بود؛ چه بستهبندی، چه ارسال، چه شکل محتوا.
نتیجهش این بود که خلاقیتم بیشتر شد، سرعت تصمیم گیریم بالا رفت، و رشدم دیگه واکنشی به رقیب نبود — واقعی و از خودم بود.
به جای اینکه وقت و انرژیت رو بذاری روی اینکه چرا رقیبت داره رشد میکنه (یهمقدارش لازمه، نه همهش)، هدفت رو بذار روی اینکه خودت بشی همون مثالی که بقیه دنبالش میگردن.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
این تعداد پیجهای رقیب و سایتهایی هست که الان چک میکنم.
یه دورهای زندگیم شده بود مقایسه. صبح که گوشیم رو باز میکردم، اول سراغ اینستای رقبا میرفتم. میدیدم فلان پیج چقدر بهتر شده، فلان سایت رتبهش بالا اومده، اون یکی چه حجم ارسالی داره.
هر بار که اینکارو میکردم، بهجای انرژی گرفتن، خالیتر میشدم. ذهنم پر میشد از «چرا اونا؟ چرا ما نه؟» و این حس عقبموندگی، تصمیمگیریهام رو هم کند میکرد — چون هر تصمیم رو با ترس از رقیب میگرفتم، نه با اعتماد به مسیر خودم.
یه روز تصمیم گرفتم اینستای شخصیم ک باهاش همه رقبا رو چک میکردم (وقتم رو هم داشت نابود میکرد) پاک کنم. دیگه سایت مشتریها رو هم چک نکردم.
اون فضای ذهنی که خالی شد، یهجای دیگه پر شد — پینترست، سایتهای خارجی، هر جایی که میشد ایده گرفت. نه از رقیب، بلکه از هر جایی که واقعاً خلاقیت بود؛ چه بستهبندی، چه ارسال، چه شکل محتوا.
نتیجهش این بود که خلاقیتم بیشتر شد، سرعت تصمیم گیریم بالا رفت، و رشدم دیگه واکنشی به رقیب نبود — واقعی و از خودم بود.
به جای اینکه وقت و انرژیت رو بذاری روی اینکه چرا رقیبت داره رشد میکنه (یهمقدارش لازمه، نه همهش)، هدفت رو بذار روی اینکه خودت بشی همون مثالی که بقیه دنبالش میگردن.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
👍4👏2❤1🌭1
یادداشتهای عرف 🗯️📝 pinned «به یادداشتهای عرف خوش اومدی 👋 من ۱۱ ساله دارم تو حوزه کسبوکار کار میکنم — بنیانگذار خوشهآنلاین (فروشگاه تخصصی لوازم قنادی و بیکری) همبنیانگذار خوشه جابز (سایت تخصصی کاریابی صنعت غذا) بنیانگذار خوشهآکادمی (سایت فروش دورههای آموزشی) بنیانگذار بانکرسپی…»
یه محصول با برند و بستهبندی خودمون شکست خورد. یه محصول دیگه با همون ایده اولیه، برعکس، عالی جواب داد.
اول فکر کردیم راهحل اینه که کنار محصولات برندهای شرکتی، خودمون هم محصول با برند و بستهبندی خودمون اضافه کنیم. نتیجهش چیزی نبود که انتظار داشتیم.
بعد یه مسیر دیگه رو امتحان کردیم: محصولاتی که شرکتهای دیگه یا بستهبندی بزرگ نداشتن، یا اصلاً برای خردهفروشی نبودن و بستهبندی مناسب نداشتن رو گرفتیم و حتی فقط با یه لیبل، بستهبندیش رو شیکتر، تمیزتر و با حس بهتر ارائه دادیم.
این یکی درست از آب دراومد.
فرقشون چی بود؟ اولی فقط برند خودمون رو رو یه محصول موجود میذاشت. دومی یه خلأ واقعی میشناخت و اون نبودِ بستهبندی مناسب برای خردهفروشی بود.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
اول فکر کردیم راهحل اینه که کنار محصولات برندهای شرکتی، خودمون هم محصول با برند و بستهبندی خودمون اضافه کنیم. نتیجهش چیزی نبود که انتظار داشتیم.
بعد یه مسیر دیگه رو امتحان کردیم: محصولاتی که شرکتهای دیگه یا بستهبندی بزرگ نداشتن، یا اصلاً برای خردهفروشی نبودن و بستهبندی مناسب نداشتن رو گرفتیم و حتی فقط با یه لیبل، بستهبندیش رو شیکتر، تمیزتر و با حس بهتر ارائه دادیم.
این یکی درست از آب دراومد.
فرقشون چی بود؟ اولی فقط برند خودمون رو رو یه محصول موجود میذاشت. دومی یه خلأ واقعی میشناخت و اون نبودِ بستهبندی مناسب برای خردهفروشی بود.
برند زدن رو یه محصول، کافی نیست. باید ببینی داری یه مشکل واقعی مشتری رو حل میکنی یا فقط اسمت رو عوض میکنی.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
❤2👍2🔥1🌭1
اگه فروش فقط ۲ برابر میشد، همونطور که برنامهریزی کرده بودیم، همهچی روبهراه پیش میرفت.
ولی شب یلدا، با کمپین مشترکی که با اسنپپی داشتیم، فروش یهو شد ۳ برابر.
عملیاتی که برای ۲ برابر بسته بودیم، طاقت ۳ برابر رو نداشت. کال سنتر منفجر شد. ارسال تهران عقب افتاد. بستهبندی جواب نداد. تحویل به پست هم بههم ریخت.
اگه رشد رو دقیق پیشبینی کرده بودیم و برای سناریوی بدتر (نه فقط بهتر) هم برنامه داشتیم، این بحران پیش نمیاومد.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
ولی شب یلدا، با کمپین مشترکی که با اسنپپی داشتیم، فروش یهو شد ۳ برابر.
عملیاتی که برای ۲ برابر بسته بودیم، طاقت ۳ برابر رو نداشت. کال سنتر منفجر شد. ارسال تهران عقب افتاد. بستهبندی جواب نداد. تحویل به پست هم بههم ریخت.
اگه رشد رو دقیق پیشبینی کرده بودیم و برای سناریوی بدتر (نه فقط بهتر) هم برنامه داشتیم، این بحران پیش نمیاومد.
رشد سریع خوبه، تا وقتی عملیاتت آماده تحمل کردنش باشه. وگرنه همون رشد، تبدیل به بزرگترین بحرانت میشه.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
❤5🙏2👍1🌭1
فکر میکردم استخدام نیرو، عملیات رو سریعتر میکنه.
ولی نیرویی که باید از صفر همهچی رو یاد میگرفت، بهجای اینکه بار رو کم کنه، خودش تبدیل شد به یه پروژه آموزشی زمانبر.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
ولی نیرویی که باید از صفر همهچی رو یاد میگرفت، بهجای اینکه بار رو کم کنه، خودش تبدیل شد به یه پروژه آموزشی زمانبر.
هر استخدام، یا سرعتت رو زیاد میکنه یا زمانت رو قرض میگیره — قبل از استخدام، مطمئن شو کدومه.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
❤3🔥3🌭2
میدونی بین دو تا کمپین بازاریابی، کدوم واقعاً برام پول ساخت؟
یه بار رفتیم سراغ کمپین اینستاگرامی. نتیجه بد نبود، عدد فروش هم خوب بود. ولی وقتی دقیق شدیم، دیدیم مشتریهایی که از این راه میومدن، سالی فقط ۲-۳ بار خرید میکردن — یهبار میومدن، هیجانزده میشدن، بعد ناپدید.
بعد رفتیم سراغ یه مسیر کاملاً متفاوت — ورودی ارگانیک، ترب، فروش اقساطی. ظاهرش کمتر «هیجانانگیز» بود، هیچ رنگ و نور و کمپین پرسروصدایی نداشت.
ولی مشتریهایی که از این راه اومدن، موندگارتر بودن، سبدشون بزرگتر بود،
برمیگشتن.
حالا سوال اینه: تا حالا برات پیش اومده که کانال بازاریابیای که ساکتتر و کمسروصداتره، بیشتر از اونی که پرزرقوبرقه، برات نتیجه بیاره؟
یادداشتهای عرف | @erf_notes
یه بار رفتیم سراغ کمپین اینستاگرامی. نتیجه بد نبود، عدد فروش هم خوب بود. ولی وقتی دقیق شدیم، دیدیم مشتریهایی که از این راه میومدن، سالی فقط ۲-۳ بار خرید میکردن — یهبار میومدن، هیجانزده میشدن، بعد ناپدید.
بعد رفتیم سراغ یه مسیر کاملاً متفاوت — ورودی ارگانیک، ترب، فروش اقساطی. ظاهرش کمتر «هیجانانگیز» بود، هیچ رنگ و نور و کمپین پرسروصدایی نداشت.
ولی مشتریهایی که از این راه اومدن، موندگارتر بودن، سبدشون بزرگتر بود،
برمیگشتن.
حالا سوال اینه: تا حالا برات پیش اومده که کانال بازاریابیای که ساکتتر و کمسروصداتره، بیشتر از اونی که پرزرقوبرقه، برات نتیجه بیاره؟
یادداشتهای عرف | @erf_notes
❤3👍2🌭2🔥1
هنوز هم ذهنم درگیر این سواله 🤔
یه سری از مشتریهامون کاملاً راضیان، ولی سبدشون کوچیکه و کم برمیگردن — چون خیلی از چیزایی که ما روشون کار کردیم (ارسال یکروزه، پرداخت اقساطی، شفافیت قیمت و زمان ارسال) براشون اصلاً مهم نیست.
یه سری دیگه شاید صد درصد راضی نباشن، شاید فقط ۷۰ درصد — ولی همون چند تا امکان (همون ارسال یکروزه، همون اقساط) براشون آنقدر وزن داره که بازم برمیگردن.
سوال اینه: مشتری «راضی» همیشه همون مشتریه که باید روش سرمایهگذاری کنی؟ یا باید دنبال مشتریایی باشی که چیزایی که تو داری، براشون واقعاً مهمه — حتی اگه صد درصد راضی نباشن؟
تو تجربهت، کدوم مشتری بیشتر برگشته: اونی که کامل راضی بوده، یا اونی که فقط چیزی که واقعاً میخواسته رو گرفته؟
یادداشتهای عرف | @erf_notes
یه سری از مشتریهامون کاملاً راضیان، ولی سبدشون کوچیکه و کم برمیگردن — چون خیلی از چیزایی که ما روشون کار کردیم (ارسال یکروزه، پرداخت اقساطی، شفافیت قیمت و زمان ارسال) براشون اصلاً مهم نیست.
یه سری دیگه شاید صد درصد راضی نباشن، شاید فقط ۷۰ درصد — ولی همون چند تا امکان (همون ارسال یکروزه، همون اقساط) براشون آنقدر وزن داره که بازم برمیگردن.
سوال اینه: مشتری «راضی» همیشه همون مشتریه که باید روش سرمایهگذاری کنی؟ یا باید دنبال مشتریایی باشی که چیزایی که تو داری، براشون واقعاً مهمه — حتی اگه صد درصد راضی نباشن؟
تو تجربهت، کدوم مشتری بیشتر برگشته: اونی که کامل راضی بوده، یا اونی که فقط چیزی که واقعاً میخواسته رو گرفته؟
یادداشتهای عرف | @erf_notes
❤4🌭2👍1🔥1
ترب ، یکی از بهترین کانالهای فروشمون بود.
الگوریتمش رو دقیق نمیدونم چطور کار میکنه — و احتمالا هیچوقت هم کامل نفهمم. ولی چیزی که فهمیدم اینه که ورودیای که از اونجا میاد، تمیز و سالمه.
بعدش تبلیغات رو هم توش امتحان کردیم. نتیجه جالب این بود: تبلیغ فقط ورودی بیشتر نیاورد، مستقیم فروش بیشتر آورد. یعنی مشتریای که از تبلیغ ترب میرسید، دقیقاً همون آدمی بود که آماده خرید بود، نه صرفاً یه بازدیدکننده کنجکاو.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
الگوریتمش رو دقیق نمیدونم چطور کار میکنه — و احتمالا هیچوقت هم کامل نفهمم. ولی چیزی که فهمیدم اینه که ورودیای که از اونجا میاد، تمیز و سالمه.
بعدش تبلیغات رو هم توش امتحان کردیم. نتیجه جالب این بود: تبلیغ فقط ورودی بیشتر نیاورد، مستقیم فروش بیشتر آورد. یعنی مشتریای که از تبلیغ ترب میرسید، دقیقاً همون آدمی بود که آماده خرید بود، نه صرفاً یه بازدیدکننده کنجکاو.
بعضی وقتا لازم نیست پشت یه تصمیم، تحلیل عمیق از «چرا این کار میکنه» داشته باشی. کافیه ببینی نتیجهش تمیزه یا نه، و بر همون اساس تصمیم بگیری.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
❤4🍌2👍1🌭1
یادداشتهای عرف 🗯️📝 pinned «به یادداشتهای عرف خوش اومدی 👋 من ۱۱ ساله دارم تو حوزه کسبوکار کار میکنم — بنیانگذار خوشهآنلاین (فروشگاه تخصصی لوازم قنادی و بیکری) همبنیانگذار خوشه جابز (سایت تخصصی کاریابی صنعت غذا) بنیانگذار خوشهآکادمی (سایت فروش دورههای آموزشی) بنیانگذار بانکرسپی…»
حسم میگفت داریم تو هزینه ارسال اشتباه میریم.
مدتها همین حس رو داشتم، بدون اینکه واقعاً بشینم و دیتای فروش رو دقیق تحلیل کنم — یا بهتره بگم، تحلیلی که کرده بودم، خوب نبود.
بالاخره با کمک Claude نشستم و سه ماه سفارش رو دقیق بررسی کردم. تصویری که درومد، کاملاً فرق داشت با چیزی که حسم میگفت. از دل همون دیتا، یه فرمول قیمتگذاری بر پایه وزن ساختیم که دیگه حدسی نبود.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
مدتها همین حس رو داشتم، بدون اینکه واقعاً بشینم و دیتای فروش رو دقیق تحلیل کنم — یا بهتره بگم، تحلیلی که کرده بودم، خوب نبود.
بالاخره با کمک Claude نشستم و سه ماه سفارش رو دقیق بررسی کردم. تصویری که درومد، کاملاً فرق داشت با چیزی که حسم میگفت. از دل همون دیتا، یه فرمول قیمتگذاری بر پایه وزن ساختیم که دیگه حدسی نبود.
حس، نقطه شروع خوبیه — بهت میگه کجا رو نگاه کنی. ولی تصمیم نهایی رو داده باید بگیره، نه حس
یادداشتهای عرف | @erf_notes
❤5👍1🤡1
یک ماه گذشت. بزرگترین درگیری عملیاتی این دوره چی بود؟
بالانس کردن هزینه ارسال با وزن محصول.
میخوایم هزینه زیادی از مشتری نگیریم. همزمان میخوایم بستهبندی خوب و مطمئنی داشته باشیم. این دوتا، بیشتر وقتها با هم تضاد دارن.
هنوز داریم آزمون و خطا میکنیم. تفاوتش با قبل اینه که اینبار حسی جلو نمیریم — محاسبهشده و بر پایه دیتا.
شاید بزرگترین درس این یک ماه همین بود: خیلی از تضادهای عملیاتی، راهحل قطعی ندارن. فقط باید تنظیمشون کنی، بارها، تا برسی به یه تعادل قابلقبول.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
بالانس کردن هزینه ارسال با وزن محصول.
میخوایم هزینه زیادی از مشتری نگیریم. همزمان میخوایم بستهبندی خوب و مطمئنی داشته باشیم. این دوتا، بیشتر وقتها با هم تضاد دارن.
هنوز داریم آزمون و خطا میکنیم. تفاوتش با قبل اینه که اینبار حسی جلو نمیریم — محاسبهشده و بر پایه دیتا.
یادداشتهای عرف | @erf_notes
1🔥2👍1🤡1