آموزش مبتنی بر لذت
128 subscribers
64 photos
34 videos
83 links
🖋 رضوی امیری 

✔️محقق ، نظریه پرداز ، آینده پژوه و استراتژیست راهبرد :
▪️"آموزش مبتنی بر لذت" 

✔️مفتخر به تجربه ٣٠ سال در :
▪️مراکز و حوزه های نخبه پروری کشور

✔️طراح و تئوریسین پروژه :
▪️« بروز رسانی سیستم عامل آموزش و پرورش کشور "
Download Telegram
سنگ نگين اگر بتراشم براي تو
بايد كه از جگر بتراشم براي تو

طوف سرت به شيوه ي حجاج جايز است
پس واجب است سر بتراشم براي تو

اكنون كه در ملائكه كس فُطرُست نشد
من حاضرم كه پر بتراشم براي تو

باشد كه من به سوي تو آزاد رو كنم
از چوب سرو در بتراشم براي تو

از اصفهان ضريح برايت بياورم
يك گنبد از هنر بتراشم براي تو

صد فرش دستباف برايت بگسترم
گلهاي سرخ و تر بتراشم براي تو

بر مرقد تو لاله ي عباسي آورم
فانوسي از قمر بتراشم براي تو

از والدين ، خادم درگه بسازمت
قرباني از پسر بتراشم براي تو

چون محتشم كه شعر براي حسين گفت
من شعر بر حجر بتراشم براي تو
💢چگونه در کلاس درس خود جذبه داشته باشیم؟

 آموزش نحوه ارائه و تدریس



در این مقاله قصد داریم 4 راه محبوبیت و با جذبه شدن مدرسین را در کلاس درس بیان کنیم. این 4 راه با عناوین انتقال احساس مهم بودن به مخاطب، تشویق کردن، دست گذاشتن روی علایق مخاطب و توجه به مخاطبان، مطرح می‌شود …

اولین نکته و اساسی‌ترین نکته در این مبحث آن است که؛ جذبه داشتن به معنای دعوا کردن و درگیری با دانش آموزان نیست و همچنین یک معلم موفق به‌جای داشتن ابهت، بهتر است جذبه داشته باشد. سعی کنید در میان دانش‌آموزان خود محبوب باشید چرا که این کار به جذاب شدن شما کمک می‌کند.

 

4 روشی که شما را در میان مخاطبان خود محبوب می‌کند، عبارت‌اند از:

 

1-انتقال احساس مهم بودن به مخاطب

ذات فطری انسان، علاقه‌مند به دریافت احترام از سوی اطرافیان و سایر انسان‌هاست؛ بنابراین یک معلم با مسخره کردن یا بی‌احترامی به دانش‌آموزان خود، نه‌تنها عزیز و محبوب نمی‌شود؛ بلکه جایگاه او در میان دانش‌آموزان تنزل می‌یابد. بهتر است به دانش‌آموزان خود ارزش دهید و زمانی که؛ برای شما موضوعی را تعریف می‌کنند با دقت به آنها گوش بسپارید.

 

2-تشویق کردن

انتقاد و تنبیه‌های مکرر و بی‌وقفه، هیچگاه شما را در میان دانش‌آموزان محبوب نمی‌کند. این سوال را چندین بار از خود بپرسید. آیا تمایل دارید پدر، مادر، اساتید دانشگاه شما و … شما را تشویق و تحسین کنند یا نسبت به شما بی‌توجه بوده و گاها به انتقاد علیه شما بپردازند.

 

3-دست گذاشتن روی علایق مخاطب

اگر به‌مرور خاطرات نوجوانی خود بپردازید، قطعاً به‌خاطر می‌آورید، هنگامی که در این سنین فردی با شما درمورد علایقتان سخن می‌گفت؛ چقدر خشنود می‌شدید و لذت می‌بردید. دانش‌آموزان شما نیز، دقیقاً همانند کودکی و نوجوانی شما هستند. بررسی کنید تا علایق مخاطبین خود را بشناسید و گاها درمورد آنها سخن بگویید. این کار باعث می‌شود، دانش‌آموزان، شما را فردی از جنس خود تلقی کنند و این امر سبب محبوبیت شما در میان آنها خواهد شد.

 

4-توجه به مخاطبین خود

در کلاس درس ممکن است با افرادی مواجه شوید که تمایلی به بروز دادن خود ندارند ولی شما باید حواستان به چنین دانش‌آموزانی باشد و یا ممکن است دانش‌آموزی داشته باشید که قادر به افزایش یک نمره در دروس خود بوده، پس سعی کنید این افزایش اندک را، بزرگ‌تر از آنچه که هست نشان دهید و اندکی اغراق در این مورد هیچ لطمه‌ای به دانش‌آموز شما وارد نمی‌کند.

 

انجام این 4 کار سبب محبوبیت شما در میان دانش‌آموزان و دانشجویانتان خواهد شد و حتی دانش‌آموزان به خود شما نیز اعتراف خواهند کرد که چقدر نسبت سایر معلمین محبوب‌تر و جذاب‌تر هستید.

کلید محبوبیت و جذاب بودن شما در این 4 مورد است. در نتیجه؛ جذاب باشید نه پر ابهت. به امید موفقیت روزافزون تمامی مدرسین
معجزه مکث در تدریس

این 5 مدل مکث را حتما در تدریس استفاده کنید.

1⃣ مکثِ دَرکی:
شنوندگان نمی توانند بدون تخلیه ذهنی بیش از سه جلمه را به صورت پیاپی درک کنند. با هر بار مکث گویی #حواس آن ها سُر می خورد و در سکوتی که شما فراهم کردید می افتد. با مکث کردن ذهن آن ها تازه می شود و مطالب جدید را بهتر درک می کنند.

2⃣ مکثِ اهمیت:
برای نکات مهم از آن استفاده کنید. می توانید بلافاصله قبل از اشاره به نکته مهم یا بلافاصله پس از آن مکث کنید تا مخاطبان به اهمیت چیزی که گفتید پی ببرند.

3⃣ مکثِ سوالی:
بعد از پرسیدن یک سوال مکث کنید. عجیب است که بعضی از سخنران ها سوال می پرسند و منتظر جواب نمی مانند!
حتی بعد از اینکه کسی جواب سوالی را داد؛ بازهم چند ثانیه مکث کنید تا دیگران حرف آن یک نفر را هضم کنند.

4⃣ مکثِ تکمیلی:
بهتر از بعضی از مطالبی که همه می دانند را تکرار نکنیم. ما اول جمله یا ضرب المثل را بگوییم و مکث کنیم تا مخاطبان آن را تکمیل کنند. مثلا : نابرده رنج گنج ...

5⃣ مکثِ طنز:
گاهی از بین جمع کسی با شوخی مطلبی می گوید؛ همیشه نیاز به پاسخ دادن نیست. گاهی مکث و تبسم معجره می کند.


شما از کدام مکث بیشتر استفاده می کنید؟
پایداری در تصمیم گیری

عواملی متعددی می تواند به ما در عمل پیوسته به یک تصمیم کمک کند. این عوامل از مرحله تصمیم گیری بر یک کار تا پایان عمل به آن را در بر می گیرند. برخی از مهم ترین این عوامل عبارت اند از:

1. واقع بینی در تصمیم گیری
اولین نکته در این زمینه که باید در زمان تصمیم گیری حتماً به آن توجه داشته باشید، توجه به واقعیت های زندگی خودتان است. هر فردی توانایی ها، منابع و نقاط ضعف و قوت خود را دارد و باید در زمان تصمیم گیری به این واقعیت ها توجه داشته باشد و برای خود برنامه ریزی کند. درباره داشته های خود واقع بین باشید. اگر تلاش تان را برای نشدنی ها صرف کنید، شکست خواهید خورد. از خودتان بپرسید چه چیزی برای شما ممکن است؟

2. مدیریت زمان

یکی از دلایل مهم که به اختلاف در عملکردها منجر می شود، مدیریت زمان است. یک نفر به درستی کارها را از نظر اهمیت آنها درجه بندی می کند و زمان خود را بر طبق آن مدیریت می کند، در حالی که فرد دیگری به طور اتفاقی با آنها برخورد می کند. عمر ما از دقیقه ها و ثانیه ها تشکیل شده، پس می توان گفت کسی که از این دقایق و ثانیه ها خوب استفاده کند، از عمر خود به خوبی بهره برده است.

3. تقویت اراده

برای رسیدن به هدف علاوه بر تصمیم گیری صحیح، اصل دیگری که باید رعایت شود، اصل مقاومت است که از آن به اراده یا «اصل تسلیم ناپذیری» یاد می شود. معنای این اصل آن است که انسان در برابر سختی های راه، شکست ها و ناکامی ها مقاومت کند.

4. تبدیل تصمیم به یک سبک پایدار در زندگی
این امر ممکن است در ابتدای کار وقت بیشتری از شما بگیرد، اما اگر شما به گونه ای عمل کنید که یک تصمیم جای خود را در زندگی شما باز کند، پس از مدتی بدون صرف انرژی بیشتر و با سهولت بیشتری عملی می شود. به عبارتی در اوایل عمل به تصمیم، شما باید مراقبت بیشتری داشته باشید تا با رفع موانع احتمالی و تقویت انگیزه خود به جایی برسید که آن تصمیم به یک رفتار عادی در
زندگی شما تبدیل شود.
💢اصل مقدمه گویی در آموزش


به طور کلی باید بدانیم که هر درس بدون توجه به ماده، موضوع و کلاس درس مربوطه، بر یک عده اصول روان شناختی مبتنی است و میزان موفقیت معلم در تدریس یا آموزش با مقدار اطلاعات و تجارب علمی وی درباره این اصول، رابطه مستقیم دارد. این اصول عبارتند از:
۱) مقدمه
۲) مراجعه به درس قبلی
۳) ماده یا موضوع درسی (معلومات)
۴) روش تدریس پرسش و پاسـخ
۵) دانش آموزان و وضع عمومی کلاس
۶) انضباط
۷)وسایل کمک آموزشی
۸) خلاصه درس
۹) کاربرد آموخته ها
۱۰) آمادگی معلم یا تهیه طرح درس
۱۱) امـــتــحان یا ارزشــیابی
۱۲) گزارش وضع تحصیلی
۱۳) شخصیت معلم
که ما در اینجا به بحث مقدمه یعنی موضوع نخست می پردازیم.

مقدمه:
در بحث از قانون های یادگیری به این نتیجه می رسیم که انسان مطلب تازه را وقتی بهتر و آسانتر یاد می گیرد که آمادگی لازم (بدنی، ذهنی، عاطفی، اجتماعی و تجربی) را داشته باشد یعنی هم خود را نیازمند یادگیری احساس کند و بتواند یاد بگیرد و هم میان تجربه های قبلی و موضوع تازه ارتباط برقرار شود.



به همین سبب تدریس هر موضوعی با یک مقدمه آغاز می شود و در آن باید به نکات زیر توجه نمود.

الف) هدف:
معلم در بیشتر درس ها برای اینکه دانش آموزان را از فضای بازی به فضای درس بکشاند، از لحاظ روانی یا ذهنی برای موضوع درسی جدید آماده شان کند و دقتشان را برانگیزد و بی اختیار به درس جدید توجه نمایند، به مقدمه چینی می پردازد.

ب) انواع مقدمه:
مقدمه ممکن است به چند شکل باشد:

گفتن داستانی که برای دانش آموزان تازگی دارد به شیوه جذاب و جالب.

یا طرح چند پرسش با نشان دادن تصویر، نقشه یا نمونه ای که محور بحث یا مجموعه ای از پرسش ها باشند.

با استفاده از یک رویداد فعلی واقعی مانند باریدن باران یا برف، پوشیدن لباس نو، صدای یک گربه یا سگ، آمدن یک دانش آموز جدید و... یا با یادآوری خاطرات دانش آموزان از روندهای تحصیل یا جشن و یا استفاده از حوادث سیاسی یا اجتماعی که در شهر، کشور و یا جهان اتفاق افتاده اند و...


پ) شرایط مقدمه:


مقدمه باید کوتاه باشد زیرا وسیله است نه هدف و مدت آن به نظر معلم بستگی دارد.

همچنین باید آسان و مفهوم و با سطح سنی و ذهنی دانش آموزان متناسب باشد؛ بر تجارب و اطلاعات قبلی آنان مبتنی باشد؛ دقت و توجه آنان را برانگیزد و برای آموختن موضوع جدید تشویق نماید.


ضمناً مقدمه هر درس باید طبیعی و به جا باشد بطوری که دانش آموزان آن را نامربوط به موضوع درس تلقی نکنند.

در بحث از مقدمه درس یادآوری چند نکته زیر ضروری است:

موفقیت بیشتر درس ها بر همان دقیقه های نخست شروع درس، شکل مقدمه، روش اجرای مقدمه و نتیجه ای که دانش آموزان از آن می گیرند بستگی دارد و اگر معلمی در این مرحله، توفیق پیدا نکند نه تنها در خود آن درس موفقیتی نخواهد داشت بلکه در سایر درس هایش نیز اثر منفی خواهد گذاشت و این خطر بسیار مهم برای معلم وجود دارد که دانش آموزان او را به عنوان معلم ضعیف بشناسد و تغییر و تعدیل این شناخت هم بسیار دشوار است.

گاهی ممکن است نیازی به مقدمه نباشد زیرا ماهیت موضوع به مقدمه احتیاج ندارد که در این صورت معلم می تواند مستقیماً به موضوع درس وارد شود به عبارت دیگر، معلم است که باید نیاز یا بی نیازی به مقدمه درس را تشخیص دهد و خود را مقید و محدود نسازد چنان که بارها اشاره خواهد شد همه فعالیت های معلم به این هدف متوجه هستند که دانش آموزان به سرعت و سهولت و در کمترین مدت، بیشترین تجارب را یاد بگیرند.


معلم موفق کسی است که می تواند مقدمات جالبی به ابتکار شخصی تهیه کند و از ذکر مقدمه های کلاسیک (قدیمی) یا سنتی که غالباً خشک و ملال انگیز هستند، بپرهیزد.

مراجعه به درس قبلی:
الف) هدف:
معلم در آغاز درس ناگزیر است به درس قبلی مراجعه کند تا از میزان و کیفیت یادگیری دانش آموزان آگاه شود و درس جدید را برپایه محکمی قرار بدهد بخصوص که در بیشتر درس ها موضوع ها کاملاً به هم پیوستگی دارند و دانش آموزان باید این پیوستگی و وحدت را دریابند. علت اینکه دانش آموزان و حتی دانشجویان ما کمتر نظام و وحدت فکری دارند و نمی توانند مطالب مختلف را به هم ارتباط دهند غالباً به همین سبب است.


مثلاً دانش آموزان می کوشند که هیچ لغتی یا کلمه ای را در درس املا غلط ننویسند ولی در درس انشا به درست نویسی لغات چندان توجهی ندارند زیرا در نظر ایشان املا و انشا دو درسی با دو موضوع جدا و مستقل از هم هستند
💢اصل مقدمه گویی(۲)

ب) شرایط:
معلم در این مرحله از تدریس باید نکات زیر را مورد توجه قرار دهد:

هدف معلم از مراجعه به درس گذشته تنها پی بردن به کمیت معلومات قبلی دانش آموزان نیست بلکه می خواهد میزان درک و فهم آنان را نسبت به موضوع درس گذشته دریابد و برایش روشن شود که آن موضوع تا چه اندازه جزئی از شخصیت آنها شده است، یا به قول معروف، چقدر توانسته اند آن موضوع یا مطلب را هضم کنند که در این رابطه

باید به نکات ذیل توجه کرد:


ـ باید به نکات مهم درس قبلی مراجعه شود نه جزییات آن.


ـ باید روابط و موارد تشابه درسی قبلی با درس جدید توضیح داده شوند.


ـ معلم در ضمن مراجعه به درس قبلی باید دانش آموزان ضعیف یا آنهایی را که خوب مطالعه نکرده اند بشناسد و به نقاط ضعف آنها پی ببرد تا بتواند آن ضعف را جبران کند و آنان را به پای همکلاسانشان برساند.


ـ مراجعه به درس قبلی خود باید توجه دانش آموزان را نسبت به آن برانگیزد و به آمادگی آنها برای آموختن درسی جدید کمک کند.

💢ماده یا موضوع درسی (معلومات)


الف) انواع:


ماده یا موضوع درسی (یعنی معلومات) در یکی از سه گروه زیر می باشد:
ـ معلومات برای دانش آموزان تازگی دارند و معلم برای نخستین بار آنها را مطرح می کند.


ـ دانش آموزان در درس قبلی آن را آموخته اند و معلم به آن معلومات مراجعه می کند و با روش نو آنها را عرضه می نماید.


ـ دانش آموزان، افکار و عقایدی دربارة ماده یا موضوع علمی در زندگی روزانه خود کسب کرده اند و معلم به تصحیح و تکمیل و تنظیم آنها می پردازد.



ب) شرایط:
ماده درس باید از لحاظ کمی با سن زمانی و عقلی دانش آموزان متناسب باشد و معلم در آماده ساختن موضوع درس باید به معلومات اساسی لازم برای دانش آموزان توجه نماید و نیز تفاوت های فردی میان دانش آموزان را در نظر بگیرد.


درس جدید معلم باید عین آنچه در کتاب درسی یا کتاب معلم آمده است، نباشد بلکه بر منابع موثق علمی جدید مبتنی باشد، و نیز مطالب آن چنان با هم پیوستگی داشته باشد که وحدت و کلیت منظم را نشان بدهند.


ماده علمی باید صحیح و از اوهام و اشتباهات بدور باشد. گاهی ممکن است درس خسته کننده یا خشک باشد ولی دقت در انتخاب مسائل و تنظیم آنها در یک قالب فکری جامع، درس را نشاط انگیز می کند.

آمادگی قبلی معلم و شاگرد برای درس:
معلم و شاگرد بیش از آنکه درس آغاز شود و قبل از آنکه شاگرد سؤالی مطرح سازد، در مورد درس و سؤال خود دقت و تامل نمایند و آن را آماده سازند تا از شتابزدگی و لغزش و تصورات و واژگونی درک و فهم مصونیت داشته باشند.

مقدمه یا معرفی:
هر عمل فکری از جایی آغاز می شود که معلم احساس کند دانش آموزان توانایی اجرای آن را دارند یا لازم است آن را بیاموزند معلم می تواند مهارت را در درسی مقدماتی به مدت سی تا پنجاه دقیقه معرفی کند؛ البته مدت زمان واقعی به توانایی دانش آموزان و تبحر آنان در مهارتهای پیش نیاز و پیچیدگی مهارت معرفی شده بستگی دارد.

هدف مقدمه، معرفی اجزاء یا عناصر اصلی مهارت فکری جدید است.

اگر مهارت معرفی شده، مهارتی اساسی و مهم باشد، معلم باید به طور مستقیم آن را آموزش دهد؛ البته نباید فقط به معرفی و ارائه یک الگوی عملی طراحی شده اکتفا کند بلکه با راهنمایی مناسب فرصت یا فرصتهایی را برای درگیر شدن دانش آموزان با موضوع فراهم نماید.


زمانی که معلم در یک درس یا در موقعیت آموزشی خاصی احساس کند دانش آموزان باید بهتر از گذشته قادر به تفکر باشند به آموزش مهارت تفکر می پردازد.


زمان و محتوای مورد نیاز برای آموزش این مهارت به پیچیدگی مهارت، توانایی و تجارب گذشته دانش آموزان بستگی دارد.
انواع مقدمه:
برای تدریس درس، مقدمه های بی شماری وجود دارد که در اینجا به پنج نمونه معمول اشاره می شود:
الف) مقدمه مروری:
این نوع مقدمه، نگرشها، مهارتها و دانش پیشین را مرور می کند بدون داشتن یک چنین مقدمه ای هیچ جرقه یا تکانی برای علاقه مند کردن فراگیرندگان به درس وجود نخواهد داشت.

ب) مقدمه موضوعی:
این نوع مقدمه ارجاعاتی به وقایعی دارد که به تازگی اتفاق افتاد و در خبرها و مطبوعات و رادیو و تلویزیون آمده است. این مقدمه باید حتماً به رخدادهایی اشاره کند که در چند روز اخیر در مراکز و محیط های گوناگون روی داده است. مقدمه های عنوانی پیوند نزدیکی میان کلاس و دنیای خارج از کلاس ایجاد می کنند. چنین مقدمه هایی به سادگی قابل طرح و ارائه هستند و نشان می دهند که معلم در جریان وقایعی که در خارج از کلاس اتفاق می افتد قرار دارد.

پ) مقدمه روایتی:
در این نوع مقدمه ها، از تجارب عمومی برای تصویر کردن یک اصل استفاده می کنند گاهی لازم است قیاسی نیز صورت گیرد. این عمل وام گرفتن اندیشه ای از رشته ای و به کار بردن آن در زمینه دیگر است. مقدمه های روایتی روشنگر موضوعات هستند و از آنجا که چنین مقدمه ای تا حدی مشکل است باید موارد قبلاً تعیین و برای کلاس آماده شوند.

ت) مقدمه تاریخی:
مقدمه تاریخی نوعی از مقدمه است که در آن، از رخدادهای تاریخی استفاده می شود. تاریخ منبع فوق العاده ای برای مقدمه
یا شروع درس است و منبع تغذیة پایان ناپذیری برای این منظور به شمار می رود. ممکن است مقدمه های تاریخی فریبنده باشند، به این سبب، باید محتاطانه از آنها استفاده کرد. استفاده زیاد از مقدمه های تاریخی سبب خستگی می شود.

هـ) مقدمه شوک آور:
این مقدمه، محرکی بسیار قوی است و برانگیزانندة علاقه و جلب کننده توجه است. آغاز کردن درس با این روش، فراگیرندگان را با واقعیت رودررو می کند اما از مقدمه های شوک آور باید با احتیاط استفاده کرد. زیرا فراگیرندگان را می ترسانند و سطح اضطراب آنان را بالا می برند. اگر شوک وارده زیاد باشد، دانش آموزان در برگشتن به حالت اولیه و آماده شدن برای توجه به درس با مشکل مواجه خواهند شد صرف نظر از نوع مقدمه هایی که به کار گرفته می شود لازم است مقدمه در جایی پایان یابد. نقطه ای که مقدمه خاتمه می یابد پیکره اصلی درس شروع می شود و ضرورت دارد که در مقدمه، اهداف درس فهرست وار ذکر شود و منظور از اهداف مورد نظر نیز بیان گردد.

نتیجه گیری
هر معلم یا مدرس برای تدریس خود در ابتدای تدریس از مقدمه گویی استفاده کند خیلی بهتر است و نتیجه می دهد ولی اگر استفاده نکند و معلم بدون مقدمه وارد بحث اصلی درس شود دانش آموز چه می داند این موضوع درس در چه مورد است و چرا باید یاد بگیرد و سؤالات دیگر...ولی در استفاده از مقدمه گویی نباید زیاد مقدمه طولانی و نباید کوتاه باشد بلکه باید طوری استفاده شود که دانش آموز بداند موضوع درس چیست. چرا که مقدمه هدف نیست بلکه یک وسیله برای یادگیری دانش آموزان است.
چیزهایی که کمک می کنند رشد کنم

۱.توجه به این نکته که من دانای کل نیستم

۲.انتقاد پذیر بودن و فکر کردن به نقاط ضعف

۳.کسب اطلاعات درباره چگونگی رفع نقاط ضعف

۴.حتما در طول سال حداقل یک دوره آموزشی بگذرانم

۵.دوستان سالم انتخاب کنم و اگر چنین دوستانی نیافتم تنهایی را ترجیح دهم

۶.هر چی بیشتر مهارت کنترل احساساتم را بیاموزم

۷.چه فورمولی قوی تر از کتاب؟

۸.به هشدارها و دلسوزی های پدرو مادرم اهمیت بیشتری دهم

۹.ورودی های ذهنم را کنترل کنم

حضرت عطار در یک‌ مصرع به اندازه ده‌ها کتاب سخن گفته است:

«هر چه در فهمِ تو آید آن بُوَد مفهومِ تو»
اثرات و مزيت هاي تدریس مشاركتی
1 - جذاب شدن محيط كلاسي درس .
2 - خسته نشدن شاگردان در كلاس درس .
3 - تقويت روحيه مشاركتي و گروهي در شاگردان .
4 - افزايش حس اعتماد به نفس و جرات ورزي در شاگردان .
5 - احساس تعلق و وابستگي مثبت به كلاس درس و مدرسه از ناحيه شاگردان .

6 - تمرين و تقويت دموكراسي توسط شاگردان در خود .
7 - افزايش عمق يادگيري و موفقيت هاي تحصيلي در شاگردان .
8 - علاقه مند شدن شاگردان به معلمان و دبيران .
9 - شكل گيري و تقويت مهارت هاي اجتماعي و زندگي در شاگردان .
10 - شكل گيري عقايد در شاگردان توام با توسعه و تقويت مهارت هاي شنيداري و گفتاري .
💢هوش هیجانی(Emotional intelligence)

🔰هوش هیجانی(یا به طور مختصر EQ)، یکی از علائم بسیار مهم در بلوغ عاطفی و یکی از شاخص های بسیار مهم برای موفقیت در زندگی- به ویژه داشتن روابط موفق با دیگران است.

🔰هوش هیجانی(EQ)، به طور خیلی ساده یعنی درک کردن احساسات خود و دیگران و مدیریت صحیح هیجان ها.

🔰هوش هیجانی(EQ) ارتباطی با ضریب هوشی(IQ) ندارد؛ به این معنا که فردی ممکن است IQ بالایی داشته باشد و در زمینه های علمی، شغلی، مالی و... بسیار باهوش و موفق باشد، اما هوش هیجانی(EQ) ضعیفی داشته باشد و در روابط اجتماعی و عاطفی و زندگی خصوصی اش یک فرد شکست خورده و ناموفق باشد.

🔰 اصول هوش هیجانی(EQ) عبارتند از:

۱)خودآگاهی(شناخت خود)
۲)مدیریت احساسات
۳)خودانگیزی و روحیه پرنشاط
۴)همدلی و توانایی درک دیگران
۵)مدیریت ارتباطات

🔰 زنان یا مردانی که "هوش هیجانی" خوبی ندارند، نمی توانند روابط موفقی با دیگران برقرار سازند و در روابط اجتماعی، عشقی یا ازدواج های خود مدام با شکست مواجه می شوند.
هوش هیجانی را می توان ارتقاء داد و آموخت، اما این کار به تمرین و تلاش بسیار زیاد نیاز دارد.

🔰"دنیل گُلمن"، یکی از برجسته ترین نظریه پردازان هوش هیجانی است که مشخصاتِ هوش هیجانی را در زنان و مردان فهرست کرده است.

🔰مشخصاتِ هوش هیجانی در "زنان" عبارت است از:

۱)آرام و خونسرد و با اعتماد به نفس است و یک نوع جذابیت، آرامش و متانت در چهره و رفتارش وجود دارد.

۲)شخصیتِ سالم، راحت و با عزت نفسی دارد و گرفتار خودخواهی و خودبزرگ بینی و منفی نگری نیست.

۳)در روابط و وظایفش فردی متعهد، وفادار و مسئولیت پذیر است و می توان روی سخن و قول او حساب کرد.

۴)مستقل و هدفمند است. اهدافش را درست انتخاب می کند و دُرُست به هدف می زند.

۵)در روابط جنسی قاعده و قانون خاصی دارد و در عین اخلاق گرایی، باز و راحت و جسورانه عمل می کند.

🔰مشخصاتِ هوش هیجانی در مردان عبارت است از:

۱)قاطع، با اعتماد به نفس، تصمیم گیرنده و مستقل است و صلابت و استواری آشکاری در چهره و
۲)در عین جدیت و منطقی بودن، توانایی ابراز احساساتش را نیز دارد و می تواند به شکل موثری احساساتش را در قالب رفتار و گفتار بروز دهد.

۳)با وجود تمام وسوسه ها و جاذبه های دیگری که برای برقراری ارتباط وجود دارد، می تواند به معشوق و همسرش وفادار باشد و متعهد باقی بماند.

۴)دلسوز و مهربان و حمایت کننده و مراقب است.

۵)غرورِ کاذب و خودشیفتگی نداشته و احساس مسئولیت زیادی نسبت به رفتارش دارد، و اگر مرتکب اشتباهی شد متواضعانه عذرخواهی می کند.

🔰"هوش هیجانی"، یعنی شناختِ افکار و احساسات خود و دیگران و مدیریت و جهت دهی درست آنها.
داشتن هوش هیجانی بالا، یکی از شروط لازم برای داشتن ارتباطاتِ موفق است و بدون آن زن و مرد توانایی خروج از هزارتوی پیچیده و سردرگم کننده روابط را ندارند و فقط دور خودشان می چرخند و می چرخند و می چرخند و در انتها هم در تله های ارتباطی می افتند!
کاریزما چیست؟

افرادی كه انرژى مثبت دارند
اغلب مهربان و با عاطفه هستند
به زمين و زمان مهربانی می‌کنند

غصه دارند اما آن را قصه نمی‌کنند تا خُلق مردم را تنگ نکنند
اغلب افرادى خوش خُلقند
دنبال نقاط مثبت آدم‌ها هستند

در برابر نا ملايمات زندگی خم به ابرو نمی‌آورند.
اين افراد در بلند مدت يک نيرویی بدست می‌آورند كه از همه لحاظ مورد قبول
اطرافيان هستند و به قول روانشناسان "كاريزما" دارند یا می‌گویند طرف
شخصیتش کاریزماتیک است.

شما چقدر تا فرد کاریزمایی که میشناسید فاصله دارید ؟ چند نفر در اطراف شما
شامل این ویژگی ها هستند؟
چیزهایی که کمک می کنند رشد کنم

۱.توجه به این نکته که من دانای کل نیستم

۲.انتقاد پذیر بودن و فکر کردن به نقاط ضعف

۳.کسب اطلاعات درباره چگونگی رفع نقاط ضعف

۴.حتما در طول سال حداقل یک دوره آموزشی بگذرانم

۵.دوستان سالم انتخاب کنم و اگر چنین دوستانی نیافتم تنهایی را ترجیح دهم

۶.هر چی بیشتر مهارت کنترل احساساتم را بیاموزم

۷.چه فورمولی قوی تر از کتاب؟

۸.به هشدارها و دلسوزی های پدرو مادرم اهمیت بیشتری دهم

۹.ورودی های ذهنم را کنترل کنم

حضرت عطار در یک‌ مصرع به اندازه ده‌ها کتاب سخن گفته است:

«هر چه در فهمِ تو آید آن بُوَد مفهومِ تو»
💢اثر پیگمالیون

■"تفاوت یک «بانو» و «دختر خدمتکار» در رفتار آنها نیست؛ در این است که چگونه با آنها رفتار می شود. من برای پروفسور یک خدمتکار هستم چون او با من مثل یک خدمتکار رفتار می کند ولی می توانم برای تو یک بانو باشم چون تو همواره با من مثل یک بانو رفتار می کنی!"
این، بخشی از نمایشنامه "پیگمالیون" است، اثر برنارد شاو.

□پیگمالیون چیست؟ این افسانه یونانی است: پیگمالیون، مجسمه سازی از قبرس بود و مخالف سرسخت زنان؛ او با خود عهد کرده بود که سمت هیچ زنی نرود. پیگمالیون یک بار مجسمه ای از پیکر یک زن را تراشید. مجسمه چنان زیبا از آب درآمد که تا آن زمان هیچ زن زنده و هیچ مجسمه ای بدان اندازه دلفریب نبود؛ به حدی زیبا بود که نمی شد چیزی بر زیبایی اش افزود. پیگمالیون عاشق مجسمه زیبا شد و مدام به او عشق ورزید و چنان علاقه اش را ابزار کرد و مهر ورزید که سرانجام، مجسمه جان گرفت و آن دو باهم ازدواج کردند.

●"اثر پیگمالیون" امروز یک اصطلاح روان شناسی است که می گوید: انسان ها تمایل دارند در نظر دیگران توانمند جلوه کنند و انتظاراتی که از آنها می رود را برآورده سازند. به عبارت دیگر، هر انسانی دوست دارد تصویری که دیگران از او در ذهن دارند، مثبت و توانمند باشد. مثلاً یک دانش آموز می خواهد معلم اش او را دانش آموزی باهوش بداند یا یک کارمند می خواهد مدیرش او را به عنوان فردی کوشا و وظیفه شناس بشناسد.

○پیگمالیون در مدیریت، مختصر و مفیدش این است: یک مدیر باید ابتدا از توانمندی های هر کدام از کارمندانش آگاه شود و را به رسمیت بشناسد و براساس این شناخت، تصویری مثبت و توانمند از آنها داشته باشد. سپس آن تصویر را (با کلام یا رفتار) به کارمندانش منتقل کند.

■مثلاً خطاب به کارمند الف بگوید: من تو را انسان پرتلاشی می دانم که همیشه از عهده وظایفت بر می آیی. اگر دیگران فقط می توانند هر روز با ۲۰ مشتری تماس بگیرند و میزان رضایت آنها را بسنجند و رضایت مشتریان ناراضی را جلب کنند، با شناختی که از تو و توانمندی ها و روابط عمومی منحصر بفردت دارم، تو می توانی با ۲۵ نفر تماس بگیری و افراد بیشتری را از خدمات شرکت راضی کنی.

□آنچه در ذهن این کارمند بر اساس اثر پیگمالیون شکل می گیرد این است: مدیر من، مرا فردی توانمند شناخته است؛ من نباید کاری کنم که این دیدگاه مثبت، منفی شود. من باید کاری کنم که این دیدگاه بماند و تقویت هم بشود.

●برعکس اگر مدیری کارمندانش یک مشت افراد نادان و بی عرضه بداند و مدام به آنها سرکوفت بزند، حس ناتوانی را به آنها منتقل کند. چنین مدیری در واقع با دست خود راندمان کاری مجموعه تحت مدیریت اش را کاهش می دهد. در واقع اثر پیگمالیون یک شمشیر دولبه است که می تواند افراد را به سمت بروز استعداد و توانمندی هایشان سوق دهد یا آنها را منفعل و بی عمل کند.

○در سال ۱۹۶۵ روان شناسی به نام "روبرت روزنتال" در مدرسه ای در کالیفرنیا، اثر پیگمالیون را به آزمایش گذاشت. او در این آزمایش، دو گروه دانش آموز را به طور کاملا تصادفی انتخاب کرد و از آنها تست هوش گرفت. نتایج هر دو گروه مشابه هم بود ولی روزنتال نتیجه را طور دیگری به معلمان گزارش کرد. او به معلمان گفت که گروه اول نمرات بهتری گرفتند و بهره هوشی بالاتری نسبت به گروه دوم دارند.

■از آن پس، معلمان ناخودآگاه با گروه اول مانند یک گروه واقعاً تیزهوش رفتار کردند و با دانش آموزان گروه دوم، رفتاری عادی داشتند. نتیجه این بود: در پایان سال، دانش آموزان گروه اول، واقعاً نمرات بهتری گرفتند چون با آنها مثل دانش آموزان باهوش رفتار شده بود؛ نگرش مثبت معلمان به این گروه و رفتارهای تأیید آمیز با دانش اموزان گروه اول، کار خودش را کرده بود.

□اثر پیگمالیون، نه فقط در مدیریت که در همه عرصه ها، از روابط شخصی گرفته تا تربیت فرزندان و ... کاربرد دارد. آن را هوشمندانه به کار گیرید و از نتایج اش شگفت زده شوید.

●راستی! در پایان نمایشنامه برنارد شاو، آن دختر خدمتکار، تبدیل به یک بانوی متشخص می شود چون پروفسور، رفتاری در شأن یک بانو با او در پیش گرفت.
💢آموزش مهارت مديريت هیجان به کودکان ودانش آموزان

. کودک را در یک رشته ورزشی مشغول کنید
ورزش می‌تواند یک راه عالی برای بچه‌ها باشد تا انرژی اضافی خود را در مواقعی که عصبی هستند تخلیه کرده و خلق و خوی خود را نیز تقویت کنند.


تمرینات قدرتی مانند بلند کردن وزنه و ورزش‌های هوازی مانند دویدن یا دوچرخه سواری می‌توانند راه‌های بسیار خوبی برای کمک به کودکان در مدیریت هیجان باشند.

کودکان خود را تشویق کنید تا زمانی که با احساسات یا موقعیت‌های دشوار دست و پنجه نرم می‌کنند به فعالیت‌های بدنی روی آورند.

در نهایت، پیاده‌روی یا دویدن راهی رایج و سالم برای آن‌ها خواهد شد تا با چالش‌هایی که روبه‌رو هستند کنار بیایند.

. احساسات کودک را روی کارهای هنری متمرکز کنید
کودک شما ممکن است از نقاشی با آبرنگ، رنگ آمیزی در یک کتاب، مجسمه سازی با خاک رس یا ساخت یک کلاژ لذت ببرد. اگر کودک به این کارها علاقه نشان می‌دهد، به هیچ وجه این موقعیت را برای آموزش مهارت مدیریت هیجان به او از دست ندهید.


هنر می‌تواند یک استراتژی عالی برای مدیریت هیجان باشد. اگر این استراتژی برای فرزندتان کارآمد است، مطمئن شوید که وسایل هنری زیادی در دسترس دارید. در نهایت، فرزند شما می‌تواند با ساخت آثار هنری احساس خوبی داشته باشد.

. حواس کودک را با کتاب پرت کنید و همزمان آموزشش بدهید
خواندن کتاب می‌تواند به عنوان یک حواس‌پرتی موقت عالی باشد، به خصوص برای کودکانی که دوست دارند به دنیای داستان‌ها فرار کنند. اغلب، وقتی بچه‌ها مطالعه را تمام می‌کنند، احساس می‌کنند برای مقابله با مشکل آمادگی بیشتری دارند، زیرا احساس آرامش و شادابی می‌کنند.


کتاب‌ها راهی عالی برای منحرف کردن ذهن با چیزهای لذت بخش و سرگرم کننده هستند.

بنابراین، کتاب‌هایی را در دسترس داشته باشید که کودکانتان بتوانند در مواقعی که نیاز به حواس‌پرتی موقت دارند، به سراغ آن‌ها بروند.


همچنین شخصیت‌های داستان جای مناسبی برای تخیل واکنش مناسب و مدیریت هیجان‌های مختلف هستند.


در نتیجه هر شخصیت یک داستان مثل یک موقعیت شبیه‌سازی‌شده برای تجسم مهارت‌های مدیریت هیجان است.


. ذهن کودک را با بازی از نگرانی دور کنید
وقتی بچه‌ها نمی‌توانند از فکر کردن به اتفاق بدی که در مدرسه افتاده یا چیزی که در آینده از آن می‌ترسند دست بکشند، کاری انجام دهید تا ذهن آن‌ها را از نگرانی‌هایشان دور کنید. فرقی نمی‌کند که یک بازی فکری انجام دهید یا بیرون از خانه مشغول فوتبال شوید.
Channel name was changed to «آموزش مبتنی بر لذت»
آموزش ابتدایی در اکثر کشورهای اسکاندیناوی، بر  مبنای یادگیری مشارکتی غیر مستقیم استوار شده
 (Informal Collaborative Learning)  
و رقابت را در میان دانش آموزان به سمت مشارکت و یادگیری خلاقانه تغییر جهت داده و فقط معلم مدار نیست.
(Creative learning)
یکی از رازهای موفقیت نظام آموزشی در اسکاندیناوی، فرهنگ یادگیری مشارکتی تجربه محور است. بسیاری از کلاس های مدارس و حتی دانشگاه های این کشور، شاهد حضور فعالان علم و صنعت و فرهنگ و هنر و کارآفرینانی است که به عنوان lecturer (سخنران) به کلاس ها می‌آیند و از تجارب خود به دانش اموزان و دانشجویان می‌گویند.
آلبرت اینشتین:
هنر عالی معلم ترغیب لذت در بیان خلاق و دانش است.
از جمله مهم ترین اهداف مراکز آموزش پیش دبستانی و مراکز ویژه مراقبتی کودکان سوئد می توان به رشد ذهنی کودکان از طریق تشویق و تهییج آنان در گرایش به فعالیت های گروهی آموزشی و ایجاد شرایط مناسب برای رشد سطح یادگیری کودکان اشاره کرد. دولت سوئد نیز به تعیین اهداف و خطوط کلی مقطع آموزش پیش دبستانی به موازات ساختارها و سیاستهای معین مقطع آموزش پایه مبادرت کرده است.