یادداشت‌های مهندسی
7 subscribers
36 photos
2 videos
2 files
1 link
ما تصمیم داریم توی این کانال چیز‌هایی که در طول کارآموزی (و بعدتر) یاد میگیریم رو بنویسیم تا یه جور مجموعه‌ی شخصی باشه از نکته‌های مهندسی در ساخت و ساز و طراحی.
Download Telegram
و بعد نام کمپانی:
G. Siempelkamp
با یه سرچ گوگل و چک کردن بخش about us این موارد رو فهمیدم:
• توی حوضه‌ی ساخت ماشین‌آلات صنعتی کار می‌کنن
• این کمپانی حدود ۱۴۰ سال قدمت داره
• و بیش از ۲۵۰۰ متخصص توش کار می‌کنن
جالب‌تر اینکه به گفته‌ی مهندس کارخانه (و البته با سرچ گوگل هم تایید شد) این شرکت توی حوضه‌ی هسته‌ای هم فعالیت‌هایی داشته؛ که یعنی از پنجاه سال پیش تا الان حوضه‌ی فعالیت انقدر گسترش پیدا کرده!
عنوان نقشه رو نوشته:
Fundamente für Zerspaner
که تحت‌اللفظی‌ش میشه «فونداسیون‌های ماشین‌های ماشین‌کاری» با تشکر ویژه از چاتاپاتی

نام مهندسی که این نقشه رو کشیده هم روی نقشه نوشته شده اما خوندنش سخته (امضای خودکار آبی).
همچنین پایین نقشه نوشته شده:
... 2 Blatt, Blatt 1
که یعنی دو شماره از نقشه وجود داره و این شماره‌ی یک هست.

حدود ۵۰ سال پیش، یک مهندس آلمانی، با چنین دقت بی‌نظیری این نقشه رو کشیده و امروز من از نزدیک هنر دستانش رو دیدم. ضخامت خطوط، شابلن‌ها، دیتیل‌ها، خط‌چین‌ها، فلش‌ها، اندازه‌گذاری‌ها و... اونقدر اتو کشیده و دقیق هست که اگر بهم نمی‌گفتن عمرا فکرش رو نمی‌کردم با دست طراحی شده باشه.
و در نهایت این قسمت که تو دفتر براشون سوال شده بود؛ معنی این چیه:
Pstat = 4 Mp
Pdyn = 9,8 Mp

سوال دقیقا این بود که Mp چیه؟ باز هم طبق معمول جایی که هوش واقعی جواب نمیده دست به دامان هوش مصنوعی میشیم.
نماد Mp یه واحد آلمانیه که معادل ده‌هزار کیلو نیوتن هست؛ در واقع:
1 Mp = 9.806 KN ≈10,000 N = 1000 Kg.f

یعنی 4Mp تقریبا معادل نیرویی میشه که 4ton جرم وارد می‌کنه.

اما باز چیز جالبش چیه؟ Mp درواقع مگاپوند هست اما نه Mega pounds بلکه Mega ponds!! یعنی pond آلمانی با pound انگلیسی متفاوته.
توضیحات تکمیلی چت‌جی‌‌پی‌تی

*درباره‌ی pond یک اشتباه داره اون هم اینکه در حقیقت «یک کیلوپوند برابر نیروی وزن یک کیلوگرم جرم هست».
این از دیروز جامونده بود. کمانش بال (کمانش موضعی) هست که از نزدیک دیدنش جالب بود!
البته گفت این‌ها رو واسه مونتاژ جوش دادن و خیلی مهم نیست.
[مونتاژ نمنه رو دیگه از من نپرسید]
این هم جوش گوشه که کاملا مشخصه.
ما که خیلی بلد نیستیم ولی جوش خوبی هم به نظر میاد.
یه نکته‌ی جالب دیگه از دیروز:
توی طراحی سوله‌های مرغداری سعی می‌کنن بین رَفتِر (rafter) و سقف سوله فاصله‌ای وجود نداشته باشه چون اون فاصله می‌تونه محل تجمع آلودگی‌های باکتریایی، پر، گرد و غبار و… باشه.
بنابراین باید طوری طراحی بشه که ضد عفونی کردن و شست و شوی سقف راحت باشه (ضمن اینکه توی مرغداری‌ها شست شو رو از سقف شروع می کنن و به پایین میان)

سقف توی تصویر، سقف سوله‌ی کارخونه فولاد علی‌آباده. و تصویر دوم و سوم که از اینترنت برداشتم، سقف یه مرغداری رو نشون میده.
کاملا مشهوده که شست و شوی سقف مرغداری راحت‌تره.
(از شرکت ماموت دعوت میشه اسپانسر ما بشه😁)
یادداشت‌های مهندسی
یه نکته‌ی جالب دیگه از دیروز: توی طراحی سوله‌های مرغداری سعی می‌کنن بین رَفتِر (rafter) و سقف سوله فاصله‌ای وجود نداشته باشه چون اون فاصله می‌تونه محل تجمع آلودگی‌های باکتریایی، پر، گرد و غبار و… باشه. بنابراین باید طوری طراحی بشه که ضد عفونی کردن و شست و…
یه چیزی هم اضافه کنم: سیستم‌های تهویه‌ای که توی سوله‌ی مرغداری می‌بینید هم برای جلوگیری از میعان و تجمع رطوبته.
توی مرغداری به خاطر تنفس پرندگان یه روطبتی توی هوا وجود داره و اگر این هوای مرطوب صعود کنه به بالا (و سقف سوله هم سرد باشه) خودش می‌تونه بستر مناسب‌تری رو برای رشد باکتری‌ها فراهم کنه.
یادداشت‌های مهندسی
یه چیزی هم اضافه کنم: سیستم‌های تهویه‌ای که توی سوله‌ی مرغداری می‌بینید هم برای جلوگیری از میعان و تجمع رطوبته. توی مرغداری به خاطر تنفس پرندگان یه روطبتی توی هوا وجود داره و اگر این هوای مرطوب صعود کنه به بالا (و سقف سوله هم سرد باشه) خودش می‌تونه بستر مناسب‌تری…
دیروز توی کارخونه فولاد رفتر‌هایی ساخته بودن که فاصله‌ی بین سقف و رفتر رو حداقل می‌کرد. یه قوس بزرگ بود با محل اتصال روی قسمت جان تیر.
گفتن این رفتر‌ها برای سوله‌های مرغداری کاربرد داره و اینجاست که مسئله‌ی آلودگی مرغداری‌ها به نوعی اهمیت سازه‌ای پیدا می‌کنه.
متاسفانه ازشون عکس نگرفتم و توی اینترنت هم پیدا نکردم…
بزارید یه چیز جالب بهتون یاد بدم! از طریق سایت google earth روی سیستمتون می‌تونید یه پروژه ایجاد کنید و برید مناطق مختلف رو در طول زمان نگاه کنید.
از این روش ساده می‌تونیم به عنوان بخشی از مطالعات دفتری پروژه استفاده کنیم تا بفهمیم سابقه‌ی زمینی که توش قراره پروژه احداث بشه به چه صورته. (یا هم می‌تونیم به عنوان سرگرمی ازش استفاده کنیم!)
برای مثال دانشکده خودمون رو براتون آوردم که تقریبا تازه ساخته و همونطور که می‌بینید سال 2010 یه زمین خالیه!
سال 2011 در حال ساخته و سال 2012 زیر برفه 😊 (ورودی جدید‌ها اون روز‌ها رو ندیدن ولی خوبه بدونید یه زمان برف میومد!)
عکس‌های سال‌های 2016 و 2018 و 2024 رو هم براتون قرار دادم؛ امیدوارم براتون جالب باشه.

شما هم می‌تونید برید محله خودتون رو سرچ کنید و در طول زمان تغییراتش رو ببینید.
همچنین برام جالبه و خوشحال می‌شم اگر مکان‌های دیگه از دانشگاه، تبریز یا شهر خودتون که بررسی کردید و تغییراتش براتون جالب بوده رو پیدا کنید و توی کامنت‌ها باهامون به اشتراک بزارید.