💋Finite under the mistletoe🎄
299 subscribers
160 photos
22 videos
80 links
The Narrations whiteout Ending.
Cast by ENHYPEN members, and guests.


@TalklikeTTbot
https://t.me/HidenChat_Bot?start=1424903629
Download Telegram
من یه تصمیمی گرفتم
تقریبا همون موقع که مواح رو شروع کردم. من خیلی درمورد کارکترها با گذشته دردناک نوشتم. دردناک هم همیشه به معنی ترازدی نیست برام. یه رابطه تراماتیک رامنتیک، رابطه پرفشار با خونواده ای که درکت نمی کنن، یا حتی خونواده ای که هیچوقت بهت توجه نکردن تا خود واقعیت رو ببینن.
و خب این تبدیل شد به هدف من. این که درمورد چالش های روزمره بنویسم، ولی تمرکزم روی این باشه که "این نیز می گذرد"
یا اگه بخوام یه جور دیگه توضیحش بدم، اکثرا داستان ها اینجورین که یه موقعیت خیلی دردناک یا دراماتیکی رو توصیف می کنن. بعد یهو اون مسئله تموم می شه و کارکتر ها تو افق محو می شن. توی زندگی واقعی ولی اینجوری نیست. نمی گم داستان هام هایپررئالیستیک هستن ولی اسلایس اف لایفن. من دلم می خواست درمورد این حرف بزنم که اوکی. روزهای سخت چیزهایی هستن که همه تجربه می کنیم. ولی بعدش چی می شه؟ اون happy end توی زندگی ما کجاست؟ مخصوصا این که خودمم عاشق هپی اندینگ هستم و سد اند برام یعنی یه داستان ناتموم.
و اره. بار دیگه من رو با اشاره خیلی خیلی مستقیم به هدفی که پشت نوشته م بوده خزون کردی عزیز دلم.
Forwarded from 🐚
⚪️انــجــینــز

🤩🤩  ما یه گپ تبادل برای چنل های انهایپن داریم
که اگر نمی‌دونید چطور و کجا چنلتونو پروموت کنید یا از کدوم چنل ها پست فور کنید این‌جا می‌تونید با هم تبادل کنید و بقیه ی اونر هارو بشناسید

🤩🤩 به علاوه هر از گاهی فولدر و انواع مختلف تب براتون برگذار می‌کنیم که بهترین جذبو داشته باشید🥛

‌     🤩🤩🤩🤩  𝙂𝙧𝙤𝙪𝙥 𝙇𝙞𝙣𝙠
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Talkative Tia
https://t.me/engenin/13217
دلام. من جدی پوزش میطلبم، همون شبی که آپ کردی خوندم و کامنت رو برای فرداش گذاشتم ولی به فراموشی سپردمش 🙏🏻
میدونی چیزی که من خیلی راجع به مواح دوست دارم، همین روزمرگی‌های ساده‌ست. تو ذهنم اینطور بنا شده بود که یک داستان باید حتماً یک موضوع خاصی داشته باشه که همه چیز مطابق اون پیش بره تا به یک داستان قشنگ تبدیل بشه ولی مواح بهم نشون داد که ساده‌ترین چیزها هم اگر نویسنده خوشگل و بوجی و موجی داشته باشن میتونن قشنگ باشن. و برای جلوگیری از سوتفاهم اینو بگم که وقتی از لفظ 'ساده' استفاده میکنم، در واقع منظورم ساده و راحته درست مثل خود داستان که یک وایب آرومی به آدم میده وگرنه که خاص بودن مواح به همینشه :(
به علاوه سرگرم بودن با کار، بهم ریختگی خونه، کلافگی و خستگی... همه اینها خیلی واقعی بنظر میرسن‌ یا اینکه تا ذهنت درگیر باشه، اون حس راحتی رو نداری. زندگی واقعی هم همینه، انگار مواح روایت زندگی یک کاپل واقعیه‌.
آره خلاصه بخاطر این چیزها دوستش دارم. و اینکه همو بوج کردنننشننسنسنسسهسنصجس. بَشه‌های من 😭😭😭😭😭😭😭😭
حس جالبی داره واقعا
فکر می‌کردم باید چیز خاصی ارائه بدم که درموردش هیجان زده بشین ولی با روزمره ها بیشتر حال می‌کنین
👾2
راستش نمی دونستم چی بگم، برای همین دلمم نمی خواست حرفی بزنم. اما دلم نمی خواد خودم رو جوری نشون بدم که اهمیتی نمی دم.
زندگی ما گره خورده با تراژدی. هرچقدر هم سعی می کنم مثبت باشم، تن به بدی ها ندم و سرپا وایستم، بازم ته دل ترامایی هست که تا اخرین لحظه عمر بخش نسبتا زیادی از وجودم رو سیاه کرده. حتی اگه محو بشه لکه ش تا همیشه و همیشه تو وجودم هست. حتی اگه خاکستر بشم، خاک بشم، سنگ بشم، اب بشم.
رنگین کمون هم بشم، یک کمون مشکی رنگ هست که بگه غم و افسوس برای همیشه جزوی از منه. غم و افسوسی عمیق تر از هرچیزی که بشه توصیف کرد. غم و افسوسی که هر نوعی ازش گه توی دنیا وجود داره رو تجربه کردیم. واقعا کی می تونه از پس همه این ها بر بیاد؟

راستش نمی دونم چیکار می شه کرد. نمی تونم توصیه ای بکنم. نمی تونم راه و روشی پیدا کنم و نشونتون بدم. هیچ تصمیمی درست به نظر نمی رسه. می ام امیدوار بشم، یادم می افته به تعداد موهای روی سرم نا امید شدم. می ام نا امید بشم، می گم پس اگه من نا امید بشم بقیه کسایی که امید دارن تکلیفشون چی می شه؟ و در نهایت من می مونم و بلاتکلیفی خسته کننده ای که مثل یه باتلاق توش گیر کردم. باتلاقی که سفت شده و نه پایین می کشه، نه راه نجاتی ازش وجود داره. در عین حال مثل آدمی هستم که انقدر به اینطرف و اونطرف پرت شده، دیگه دردی حس نمی کنه و تو روی درد می خنده، حتی اگه خنده ش مزخرف ترین و رو مخ ترین صحنه روزگار باشه. حتی با این که همه بهش می گن خندیدنش مرگ رو قوی تر می کنه. این جنازه فقط از شدت اضطراب و بی حسی می خنده و ته دلش امید داره که نجات پیدا کنه، حتی اگه مرگ از هرچیزی بهش نزدیک تره. حسش مثل وقتیه که تو شهربازی سقوط آزاد رو سوار شدم و از استرس فقط جیغ می زدم و می خندیدم با این که حس می کردم روحم از بدنم جدا شده و نمی تونستم بفهمم وقتی دستگاه به زمین می خوره قراره چقدر شوکه بشم. با این حال کاری هم نمی تونستم بکنم و فقط می تونستم انتظار بکشم که این سقوط به اتمام برسه.
💋5
قرار نبود انقدر طولانی بشه ولی شد...
راستش نمی دونستم باید چیکار کنم. فعالیت بکنم؟ نکنم؟ چیزهایی که بقیه مهم می شمارن رو فور کنم؟ به چه دردی می خورم؟ نمی دونم. ولی خب در نهایت خواستم بگم که منم همچین حسی دارم. اگه حس خوبی داشته باشم پشت سرش عذاب وجدانه. اگه عذاب وجدان نگیرم و فراموش کنم هم باز وقتی تلگرام رو باز می کنم عذاب وجدان می کوبه توی صورتم. انگار محکوم شدیم به ناراحت بودن.
ولی خب ته همه این ناراحتی ها من شماها رو پیدا کردم که تو سخت ترین روزهام بهم این باور رو بدین که می تونم از پس سختی ها بر بیام، اونم صرفا به خاطر خودم و چیزی که هستم. می خوام بگم منم همین حس رو بهتون دارم چون وقتی همچین حسی رو بهم می دین، قطعا آدم های خوب و توانایی هستین. این رو به خاطر این می گم که وقت می ذارین، توجه می کنین و محبتتون رو بهم نشون می دین درحالی که مجبور نیستین این کار رو بکنین. این انتخاب شماست و وقتی نتیجه اعمالتون همچین تاثیر خوبی داره، قطعا منبعش هم پر از خوبی و قشنگیه. دلم می خواد بدونین حتی اگه نتونم تک تک باهاتون حرف بزنم، کنارتونم و از راه دور دستتون رو می گیرم و از ته دل برای هممون آرزوی آزادی دارم.
💋6
لطفا مراقب خودتون باشین نینی های قشنگ من. خیلی مراقب باشین و سالم بمونین.
💋5
از چی خوشش میاد ؟ بوسه‌های طولانی، دیالوگ‌های خلاقانه برای جذبش، و حس شوخ‌طبعی فوق‌العاده.
ذاتاً جذب آدمایی میشه که راحت با حال و هواش هماهنگ میشن و عاشقش میشن.
سرفه‌هونکی‌سرفه
اه دلم تنگ شده دوباره شانسه ما داشتیم؟