Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گفتگوی صفحه اسکای گرویتی با دکتر #فیروز_نادری در خصوص تلسکوپ جیمز وب
#Firouz_Michael_Naderi
#فیزیک_اندیشه
🆔@endishea
#Firouz_Michael_Naderi
#فیزیک_اندیشه
🆔@endishea
🔥4
💢ویدئو های مربوط به نیل دگراس تایسون در کانال تلگرامی فیزیک اندیشه
♦️1) ماهیت زمان چیست؟
♦️2) معنی و مقیاس هوش چیست؟
♦️3) علم چیه؟
♦️4) تفاوت اطلاعات با خرد و اندیشه
♦️5) حرف های جالب آقای اختر فیزیکدان (مرگ و زندگی)
♦️6) چرا داناتر شدیم اما عاجز از تفکر؟
♦️7) بحث بر سر کارآمد بودن نظریه ریسمان
♦️8) اول مرغ بود یا تخم مرغ؟
♦️9) انسان از کجا آمده؟ ( اولین پستانداران)
♦️10) آیا فرازمینی ها به ما اعلام حضور کردهاند؟
♦️11) بیگانگان هوشمند و متمدن فضایی
♦️12) آفرینش به زبان علم و مذهب
♦️13) ابن هیثم بزرگترین نابغه جهان عرب
♦️14) درست کردن مکعب روبیک توسط نیل دگراس تایسون
♦️15) چرا نور خورشید فضا رو روشن نمیکنه؟
♦️16) به چاتارهیوک خوش آمدید (بخش اول)
♦️17) به چاتارهیوک خوش آمدید (بخش دوم)
♦️18) علم از زبان نیل دگراس تایسون
♦️19) پیامی که فقط با کد علم خوانده میشود
♦️20) سوال یک کلاس دومی از نیل دگراس تایسون
♦️21) خدای علم یا مذهب ، این سفر از آمستردام شروع شد
♦️22) پایان جهان
♦️23) مدرسه با شما چیکار میکنه؟
♦️24) ماهیت رنگ ها
♦️25) نظر نیل دگراس تایسون در مورد یوفوها
♦️26) رازهای انرژی تاریک، حیات و....
♦️27) نور خورشید چه مدت طول میکشد به ما برسد ؟
♦️28) طبقه بندی ستارگان
♦️29) چرا شواهد اهمیت دارند؟
♦️30) سرعت رشد ناخن شما چقدره؟
♦️31) داستان جالب نیل دگراس تایسون در کافی شاپ
♦️32) انقراض بشریت (مقدمه)
زندگی ما به گونهای خاص از حشرات وابسته هست
♦️33) انقراض انسان قسمت 1
جدی گرفتن مسائل زیست محیطی
♦️34) حیات در پراکسیما
با عجیب ترین ریسک انسان آشنا شوید
♦️35) سفر به درون سیاهچاله
♦️36) نیل دگراس تایسون آتئیست یا آگنوستیک ؟
♦️37) حیات در پراکسیما
با عجیب ترین ریسک انسان آشنا شوید (قسمت یک)
♦️38) بعد از زمین به کجا میرویم؟
♦️39) آرامش در مرگ
♦️40) نبینم باختی! انگیزشی (قسمت یک)
♦️41) نبینم باختی! انگیزشی (قسمت دوم)
♦️42) تابحال خواستی بازنشته باشی؟
♦️43) پسر بچهای که نیل دگراس را کله پوک خطاب کرد
♦️44) چرخه کیهان در یک دقیقه
♦️45) زمین مرکز عالم نیست. برونو (قسمت یک)
♦️46) چیزی به اسم دموکراسی وجود نداشت! برونو (قسمت دوم)
♦️47) برونو (قسمت سوم)
♦️48) کتاب های برونو رو جمع آوری کنید (قسمت چهارم)
♦️49) ده میلیون سانتی گراد .به داستان غول خورشید خوش آمدید
♦️50) جهان های دیگر مشتری، زحل و اقمار آن
♦️51) مرگ برونو (قسمت پنجم)
♦️52) برونو دانشمند نبود! (قسمت ششم)
♦️53) سفر کیهانی، بیاییم همه آنها در یک سال کیهانی فشرده کنیم (قسمت هفتم)
♦️54) اجداد انسان، سفر به درون کیهان (قسمت یک)
♦️55) تشکیل ستارگان و کهکشان راه شیری (قسمت هشتم)
♦️56) سحابی ها و تشکیل ستارگان (قسمت نهم)
♦️57) تشکیل ستاره خورشید (قسمت ده)
♦️58) تشکیل زمین و حیات (قسمت یازده)
♦️59) اولین فاتحان دریا (قسمت اول)
♦️60) اولین جی پی اس تاریخ (قسمت دوم)
♦️61) منشاء حیات بزرگترین مسئله حل شده علم (قسمت دوازده)
♦️62) تنوع حیات در زمین ( قسمت سیزده)
♦️63) انقراض دایناسورها و آمدن انسان (قسمت چهاردهم)
♦️64) چرا تاکنون سفینهای راهی پراکسیما نکردیم؟!
♦️65) چگونه بچه ها را به علم علاقه مند کنیم؟
♦️66) دل به دریا زدن یه مثل نیست بلکه یک واقعیت هست
♦️67) هشتاد میلیارد کیلومتر دور تر از خورشید
سفینه خیال اینبار ما رو به کجا میبرد؟
♦️68) جهان طراحی شده یا تصادفی به وجود اومده؟
♦️69) اثبات یه جهان دیگر با ساخت یه تلسکوپ کیهانی
♦️70) آیا فکر میکنی داستان اصلی ما هستیم؟
💢سخنان نیل دگراس تایسون در کانال تلگرامی فیزیک اندیشه
♦️71) https://t.me/endishea/11
♦️72) https://t.me/endishea/258
♦️73 https://t.me/endishea/328
♦️74) https://t.me/endishea/611
#فیزیک_اندیشه
لیست با افزایش ویدئو های مربوطه به روز خواهد شد
با تشکر مدیریت فیزیک اندیشه
🆔@endishea
♦️1) ماهیت زمان چیست؟
♦️2) معنی و مقیاس هوش چیست؟
♦️3) علم چیه؟
♦️4) تفاوت اطلاعات با خرد و اندیشه
♦️5) حرف های جالب آقای اختر فیزیکدان (مرگ و زندگی)
♦️6) چرا داناتر شدیم اما عاجز از تفکر؟
♦️7) بحث بر سر کارآمد بودن نظریه ریسمان
♦️8) اول مرغ بود یا تخم مرغ؟
♦️9) انسان از کجا آمده؟ ( اولین پستانداران)
♦️10) آیا فرازمینی ها به ما اعلام حضور کردهاند؟
♦️11) بیگانگان هوشمند و متمدن فضایی
♦️12) آفرینش به زبان علم و مذهب
♦️13) ابن هیثم بزرگترین نابغه جهان عرب
♦️14) درست کردن مکعب روبیک توسط نیل دگراس تایسون
♦️15) چرا نور خورشید فضا رو روشن نمیکنه؟
♦️16) به چاتارهیوک خوش آمدید (بخش اول)
♦️17) به چاتارهیوک خوش آمدید (بخش دوم)
♦️18) علم از زبان نیل دگراس تایسون
♦️19) پیامی که فقط با کد علم خوانده میشود
♦️20) سوال یک کلاس دومی از نیل دگراس تایسون
♦️21) خدای علم یا مذهب ، این سفر از آمستردام شروع شد
♦️22) پایان جهان
♦️23) مدرسه با شما چیکار میکنه؟
♦️24) ماهیت رنگ ها
♦️25) نظر نیل دگراس تایسون در مورد یوفوها
♦️26) رازهای انرژی تاریک، حیات و....
♦️27) نور خورشید چه مدت طول میکشد به ما برسد ؟
♦️28) طبقه بندی ستارگان
♦️29) چرا شواهد اهمیت دارند؟
♦️30) سرعت رشد ناخن شما چقدره؟
♦️31) داستان جالب نیل دگراس تایسون در کافی شاپ
♦️32) انقراض بشریت (مقدمه)
زندگی ما به گونهای خاص از حشرات وابسته هست
♦️33) انقراض انسان قسمت 1
جدی گرفتن مسائل زیست محیطی
♦️34) حیات در پراکسیما
با عجیب ترین ریسک انسان آشنا شوید
♦️35) سفر به درون سیاهچاله
♦️36) نیل دگراس تایسون آتئیست یا آگنوستیک ؟
♦️37) حیات در پراکسیما
با عجیب ترین ریسک انسان آشنا شوید (قسمت یک)
♦️38) بعد از زمین به کجا میرویم؟
♦️39) آرامش در مرگ
♦️40) نبینم باختی! انگیزشی (قسمت یک)
♦️41) نبینم باختی! انگیزشی (قسمت دوم)
♦️42) تابحال خواستی بازنشته باشی؟
♦️43) پسر بچهای که نیل دگراس را کله پوک خطاب کرد
♦️44) چرخه کیهان در یک دقیقه
♦️45) زمین مرکز عالم نیست. برونو (قسمت یک)
♦️46) چیزی به اسم دموکراسی وجود نداشت! برونو (قسمت دوم)
♦️47) برونو (قسمت سوم)
♦️48) کتاب های برونو رو جمع آوری کنید (قسمت چهارم)
♦️49) ده میلیون سانتی گراد .به داستان غول خورشید خوش آمدید
♦️50) جهان های دیگر مشتری، زحل و اقمار آن
♦️51) مرگ برونو (قسمت پنجم)
♦️52) برونو دانشمند نبود! (قسمت ششم)
♦️53) سفر کیهانی، بیاییم همه آنها در یک سال کیهانی فشرده کنیم (قسمت هفتم)
♦️54) اجداد انسان، سفر به درون کیهان (قسمت یک)
♦️55) تشکیل ستارگان و کهکشان راه شیری (قسمت هشتم)
♦️56) سحابی ها و تشکیل ستارگان (قسمت نهم)
♦️57) تشکیل ستاره خورشید (قسمت ده)
♦️58) تشکیل زمین و حیات (قسمت یازده)
♦️59) اولین فاتحان دریا (قسمت اول)
♦️60) اولین جی پی اس تاریخ (قسمت دوم)
♦️61) منشاء حیات بزرگترین مسئله حل شده علم (قسمت دوازده)
♦️62) تنوع حیات در زمین ( قسمت سیزده)
♦️63) انقراض دایناسورها و آمدن انسان (قسمت چهاردهم)
♦️64) چرا تاکنون سفینهای راهی پراکسیما نکردیم؟!
♦️65) چگونه بچه ها را به علم علاقه مند کنیم؟
♦️66) دل به دریا زدن یه مثل نیست بلکه یک واقعیت هست
♦️67) هشتاد میلیارد کیلومتر دور تر از خورشید
سفینه خیال اینبار ما رو به کجا میبرد؟
♦️68) جهان طراحی شده یا تصادفی به وجود اومده؟
♦️69) اثبات یه جهان دیگر با ساخت یه تلسکوپ کیهانی
♦️70) آیا فکر میکنی داستان اصلی ما هستیم؟
💢سخنان نیل دگراس تایسون در کانال تلگرامی فیزیک اندیشه
♦️71) https://t.me/endishea/11
♦️72) https://t.me/endishea/258
♦️73 https://t.me/endishea/328
♦️74) https://t.me/endishea/611
#فیزیک_اندیشه
لیست با افزایش ویدئو های مربوطه به روز خواهد شد
با تشکر مدیریت فیزیک اندیشه
🆔@endishea
👍4❤2👏2🔥1😁1
💢ویدئو های برایان کاکس در کانال تلگرامی فیزیک اندیشه
♦️1) خاکستر ستارگان
♦️2) موج ایستاده
♦️3) آیا سفر در زمان ممکن هست؟ بخش اول
♦️4) آیا سفر در زمان ممکن هست؟ بخش دوم
♦️5) سخنرانی برایان کاکس در مورد شتاب دهنده ها
♦️6) توضیحات برایان کاکس در مورد سیارات و جایگاه زمین
♦️7) توضیح کوانتوم در یک دقیقه
♦️8) توضیح برایان کاکس در مورد سیاهچاله ها
♦️9) محافظت مشتری از زمین توسط شهاب سنگ ها
♦️10)چرا نظریه ریسمان؟
♦️11) مستند جهان هستی قسمت اول: خورشید
♦️12) مستند جهان هستی قسمت دوم:جهان های بیگانه
♦️13) مستند جهان هستی قسمت سوم : راه شیری
♦️14) مستند جهان هستی قسمت چهارم: سیاهچاله ها
♦️15)مستند جهان هستی قسمت پنجم :بیگ بنگ
♦️16) چرا به پژوهش های علمی نیازمندیم؟! (قسمت اول)
♦️17) چرا به پژوهش های علمی نیازمندیم؟! (قسمت دوم)
♦️18) نظر برایان کاکس در مورد حیات بیگانه
💢سخنان برایان کاکس در کانال تلگرامی فیزیک اندیشه
♦️19) https://t.me/endishea/70
♦️20) https://t.me/endishea/145
♦️21) https://t.me/endishea/162
♦️21) https://t.me/endishea/355
♦️22) https://t.me/endishea/186
#فیزیک_اندیشه
لیست با افزایش سخنان و ویدئو های مربوطه به روز خواهد شد
با تشکر مدیریت فیزیک اندیشه
🆔@endishea
♦️1) خاکستر ستارگان
♦️2) موج ایستاده
♦️3) آیا سفر در زمان ممکن هست؟ بخش اول
♦️4) آیا سفر در زمان ممکن هست؟ بخش دوم
♦️5) سخنرانی برایان کاکس در مورد شتاب دهنده ها
♦️6) توضیحات برایان کاکس در مورد سیارات و جایگاه زمین
♦️7) توضیح کوانتوم در یک دقیقه
♦️8) توضیح برایان کاکس در مورد سیاهچاله ها
♦️9) محافظت مشتری از زمین توسط شهاب سنگ ها
♦️10)چرا نظریه ریسمان؟
♦️11) مستند جهان هستی قسمت اول: خورشید
♦️12) مستند جهان هستی قسمت دوم:جهان های بیگانه
♦️13) مستند جهان هستی قسمت سوم : راه شیری
♦️14) مستند جهان هستی قسمت چهارم: سیاهچاله ها
♦️15)مستند جهان هستی قسمت پنجم :بیگ بنگ
♦️16) چرا به پژوهش های علمی نیازمندیم؟! (قسمت اول)
♦️17) چرا به پژوهش های علمی نیازمندیم؟! (قسمت دوم)
♦️18) نظر برایان کاکس در مورد حیات بیگانه
💢سخنان برایان کاکس در کانال تلگرامی فیزیک اندیشه
♦️19) https://t.me/endishea/70
♦️20) https://t.me/endishea/145
♦️21) https://t.me/endishea/162
♦️21) https://t.me/endishea/355
♦️22) https://t.me/endishea/186
#فیزیک_اندیشه
لیست با افزایش سخنان و ویدئو های مربوطه به روز خواهد شد
با تشکر مدیریت فیزیک اندیشه
🆔@endishea
👍5🔥1
ایدهها از آسمان نمیآیند!
سالها پیش در یک کنفرانس فیزیک، موقع شام متوجه شدم کنار سوبرامانیان چاندراسخار، برندهٔ جایزهٔ نوبل، نشستهام؛ کسی که به خاطر خلاقیتش برای فیزیکدانهای نسل ما جایگاهی اسطورهای داشت. در آن زمان، چاندرا پیرمرد خونگرم و کمحرفی بود. در میان غذا خوردن، به من نگاه کرد و گفت: «میدونی کارلو، برای اینکه درست حسابی به فیزیک بپردازی …» چشمانم درشت شد و در انتظار [شنیدن] گوهری گرانبها و خردمندانه خشکم زد. «… برای اینکه درست حسابی به فیزیک بپردازی، چیزی که بیش از همه نیازه، خیلی باهوش بودن نیست.» شنیدن این ایده از دانشمند برجستهای که حد بالای جرم ستارگان را فهمیده بود و نظریه ریاضیاتی سیاهچالهها را توسعه داده بود، نامعقول به نظر میرسید. اما آنچه در ادامه در جمعبندی گفت ابهام را برطرف کرد: «اونچه بیشتر از هر چیزی مهمه زیاد سخت کار کردنه.»
هر بار که به نمونهای از افسانهٔ «خلاقیت ناب» یا «تخیل بی حد و مرز» برمیخورم، کلمات چاندراسخار به یادم میآید. شنیدهام که برخی گفتهاند برای ساختن چیز جدیدی کافی است قواعد را زیر پا بگذارید و خود را از بار سنگین گذشته رها کنید. گمان نمیکنم خلاقیت در علم چنین باشد. آینشتین یک روز صبح از خواب بیدار نشده و یکباره به این فکر افتاده باشد که چیزی سریعتر از نور وجود ندارد. ایدهٔ چرخش زمین به دور خورشید هم خیلی ساده به ذهن کوپرنیک نرسیده. همینطور ایدهٔ فرگشت گونهها به ذهن داروین. ایدههای جدید یکباره از آسمان نمیآیند.
«برای اینکه درست حسابی به فیزیک بپردازی، چیزی که بیش از همه نیاز است، خیلی باهوش بودن نیست. آنچه بیش از هر چیزی مهم است، بسیار سخت کار کردن است.» چاندراسخار
ایدهها از عمیق شدن در دانشِ معاصر پدید میآیند؛ از شدیدا از آنِ خود کردن آن دانش، تا رسیدن به نقطهای که غرقه در آن زندگی کنید. از مرتب به سمت سؤالهای باز رفتن و آزمودن همه راههای رسیدن به پاسخ و بعد دوباره آزمودن همه راههای رسیدن به پاسخ و بعد باز هم آزمودن همه راههای رسیدن به پاسخ! تا اینکه در جایی که کمتر انتظارش را داشتیم، شکافی، شیاری، گذرگاهی کشف کنیم. چیزی که پیشتر کسی متوجه آن نشده بوده و در عین حال در تضاد با آنچه میدانیم هم نیست؛ چیز خیلی کوچکی که به واسطه آن اعمال نفوذ کنیم، لبهٔ هموار و نامطمئن نادانی غیرقابل درکمان را بخراشیم و راه نفوذی به یک سرزمین جدید باز کنیم. این روشی است که بیشتر ذهنهای خلاق در علم انجامش دادهاند و امروزه هم هزاران پژوهشگر برای پیشبرد دانش ما در حال انجامش هستند.
کوپرنیک، با جزئیات کامل با کتاب قدیمی بطلمیوس (المجسطی) آشنا بود و در لابهلای آن، شکل جدید جهان را دید. کپلر سالها مشغول سر و کله زدن با دادههایی بود که پیش از او تیکو براههِٔ ستارهشناس جمعآوری کرده بود، قبل از آن که مدارهای بیضیشکل که کلید درک منظومهٔ شمسی را فراهم کردند را از میان آن دادهها رمزگشایی کند.
دانش جدید از دانش امروزی پدید میآید چرا که درون آن، تضاد، تنشهای حلنشده، جزئیاتی که منطقی نیستند و شکاف وجود دارد. تطبیق کامل نظریه الکترومغناطیس با مکانیک نیوتونی دشوار بود و این فرصتی را برای آینشتین فراهم کرد. مسیرهای زیبای بیضیشکل سیارهها که کپلر کشف کرده بود را نمیشد با سهمیهایی که گالیله محاسبه کرده بود تطبیق داد و این کلید پیشبردن را به نیوتون داد. طیفهای اتمی که سالها اندازهگیری شده بودند با مکانیک کلاسیک سازگار نبود و این موضوع، هایزنبرگ را به شدت برانگیخت. تنشهای درونی بین یک نظریه و نظریه دیگر، بین داده و نظریه، بین اجزای مختلف دانش ما، تنشهای بهظاهر حلناپذیری را ایجاد میکنند که از آنها چیزهای جدید سرچشمه میگیرند. آن چیز جدید قواعد قدیمی را میشکند، اما با هدف حل تضادها نه برای شکستن قواعد به خودی خود.
افلاطون در متن عظیم نامهٔ هفتم خود فرایند کسب دانش را چنین شرح میدهد:
پس از تلاشهای زیاد، هنگامی که نامها، تعاریف، مشاهدهها و دیگر دادههای حسی گرد هم میآیند، کنار یکدیگر قرار میگیرند و با جزئیات تمام با هم مقایسه میشوند، در طی یک بررسی موشکافانه و آزمونی آرام ولی سختگیرانه، برای هر جور مسألهای، در پایان ناگهان نوری (درک ما) پدیدار میشود و همینطور وضوحی ازهوش که اثرات آن گویای محدودیتهای توان بشر است.
وضوح هوش … اما فقط پس از تلاشهای فراوان!
دو هزار و چهارصد سال بعد، آلن کن، یکی از بزرگترین ریاضیدانان حال حاضر، در عبارات زیر کشف آنچه که کسی را ریاضیدان میکند را توضیح میدهد:
کسی مطالعه میکند، مطالعه را ادامه میدهد، همچنان مطالعه میکند، سپس یک روز، در میان مطالعه، حس غریبی ایجاد میشود: اما این نمیتونه باشه، نمیتونه اینطوری باشه. یه چیزی هست که درست از آب درنمیاد. در آن لحظه، شما یک دانشمند هستید.
#فیزیک_اندیشه
سالها پیش در یک کنفرانس فیزیک، موقع شام متوجه شدم کنار سوبرامانیان چاندراسخار، برندهٔ جایزهٔ نوبل، نشستهام؛ کسی که به خاطر خلاقیتش برای فیزیکدانهای نسل ما جایگاهی اسطورهای داشت. در آن زمان، چاندرا پیرمرد خونگرم و کمحرفی بود. در میان غذا خوردن، به من نگاه کرد و گفت: «میدونی کارلو، برای اینکه درست حسابی به فیزیک بپردازی …» چشمانم درشت شد و در انتظار [شنیدن] گوهری گرانبها و خردمندانه خشکم زد. «… برای اینکه درست حسابی به فیزیک بپردازی، چیزی که بیش از همه نیازه، خیلی باهوش بودن نیست.» شنیدن این ایده از دانشمند برجستهای که حد بالای جرم ستارگان را فهمیده بود و نظریه ریاضیاتی سیاهچالهها را توسعه داده بود، نامعقول به نظر میرسید. اما آنچه در ادامه در جمعبندی گفت ابهام را برطرف کرد: «اونچه بیشتر از هر چیزی مهمه زیاد سخت کار کردنه.»
هر بار که به نمونهای از افسانهٔ «خلاقیت ناب» یا «تخیل بی حد و مرز» برمیخورم، کلمات چاندراسخار به یادم میآید. شنیدهام که برخی گفتهاند برای ساختن چیز جدیدی کافی است قواعد را زیر پا بگذارید و خود را از بار سنگین گذشته رها کنید. گمان نمیکنم خلاقیت در علم چنین باشد. آینشتین یک روز صبح از خواب بیدار نشده و یکباره به این فکر افتاده باشد که چیزی سریعتر از نور وجود ندارد. ایدهٔ چرخش زمین به دور خورشید هم خیلی ساده به ذهن کوپرنیک نرسیده. همینطور ایدهٔ فرگشت گونهها به ذهن داروین. ایدههای جدید یکباره از آسمان نمیآیند.
«برای اینکه درست حسابی به فیزیک بپردازی، چیزی که بیش از همه نیاز است، خیلی باهوش بودن نیست. آنچه بیش از هر چیزی مهم است، بسیار سخت کار کردن است.» چاندراسخار
ایدهها از عمیق شدن در دانشِ معاصر پدید میآیند؛ از شدیدا از آنِ خود کردن آن دانش، تا رسیدن به نقطهای که غرقه در آن زندگی کنید. از مرتب به سمت سؤالهای باز رفتن و آزمودن همه راههای رسیدن به پاسخ و بعد دوباره آزمودن همه راههای رسیدن به پاسخ و بعد باز هم آزمودن همه راههای رسیدن به پاسخ! تا اینکه در جایی که کمتر انتظارش را داشتیم، شکافی، شیاری، گذرگاهی کشف کنیم. چیزی که پیشتر کسی متوجه آن نشده بوده و در عین حال در تضاد با آنچه میدانیم هم نیست؛ چیز خیلی کوچکی که به واسطه آن اعمال نفوذ کنیم، لبهٔ هموار و نامطمئن نادانی غیرقابل درکمان را بخراشیم و راه نفوذی به یک سرزمین جدید باز کنیم. این روشی است که بیشتر ذهنهای خلاق در علم انجامش دادهاند و امروزه هم هزاران پژوهشگر برای پیشبرد دانش ما در حال انجامش هستند.
کوپرنیک، با جزئیات کامل با کتاب قدیمی بطلمیوس (المجسطی) آشنا بود و در لابهلای آن، شکل جدید جهان را دید. کپلر سالها مشغول سر و کله زدن با دادههایی بود که پیش از او تیکو براههِٔ ستارهشناس جمعآوری کرده بود، قبل از آن که مدارهای بیضیشکل که کلید درک منظومهٔ شمسی را فراهم کردند را از میان آن دادهها رمزگشایی کند.
دانش جدید از دانش امروزی پدید میآید چرا که درون آن، تضاد، تنشهای حلنشده، جزئیاتی که منطقی نیستند و شکاف وجود دارد. تطبیق کامل نظریه الکترومغناطیس با مکانیک نیوتونی دشوار بود و این فرصتی را برای آینشتین فراهم کرد. مسیرهای زیبای بیضیشکل سیارهها که کپلر کشف کرده بود را نمیشد با سهمیهایی که گالیله محاسبه کرده بود تطبیق داد و این کلید پیشبردن را به نیوتون داد. طیفهای اتمی که سالها اندازهگیری شده بودند با مکانیک کلاسیک سازگار نبود و این موضوع، هایزنبرگ را به شدت برانگیخت. تنشهای درونی بین یک نظریه و نظریه دیگر، بین داده و نظریه، بین اجزای مختلف دانش ما، تنشهای بهظاهر حلناپذیری را ایجاد میکنند که از آنها چیزهای جدید سرچشمه میگیرند. آن چیز جدید قواعد قدیمی را میشکند، اما با هدف حل تضادها نه برای شکستن قواعد به خودی خود.
افلاطون در متن عظیم نامهٔ هفتم خود فرایند کسب دانش را چنین شرح میدهد:
پس از تلاشهای زیاد، هنگامی که نامها، تعاریف، مشاهدهها و دیگر دادههای حسی گرد هم میآیند، کنار یکدیگر قرار میگیرند و با جزئیات تمام با هم مقایسه میشوند، در طی یک بررسی موشکافانه و آزمونی آرام ولی سختگیرانه، برای هر جور مسألهای، در پایان ناگهان نوری (درک ما) پدیدار میشود و همینطور وضوحی ازهوش که اثرات آن گویای محدودیتهای توان بشر است.
وضوح هوش … اما فقط پس از تلاشهای فراوان!
دو هزار و چهارصد سال بعد، آلن کن، یکی از بزرگترین ریاضیدانان حال حاضر، در عبارات زیر کشف آنچه که کسی را ریاضیدان میکند را توضیح میدهد:
کسی مطالعه میکند، مطالعه را ادامه میدهد، همچنان مطالعه میکند، سپس یک روز، در میان مطالعه، حس غریبی ایجاد میشود: اما این نمیتونه باشه، نمیتونه اینطوری باشه. یه چیزی هست که درست از آب درنمیاد. در آن لحظه، شما یک دانشمند هستید.
#فیزیک_اندیشه
👍26❤4👏3👎2🤩1
فیزیک اندیشه
ایدهها از آسمان نمیآیند! سالها پیش در یک کنفرانس فیزیک، موقع شام متوجه شدم کنار سوبرامانیان چاندراسخار، برندهٔ جایزهٔ نوبل، نشستهام؛ کسی که به خاطر خلاقیتش برای فیزیکدانهای نسل ما جایگاهی اسطورهای داشت. در آن زمان، چاندرا پیرمرد خونگرم و کمحرفی بود.…
متن بالا ترجمه جستاری از #کارلو_روولی فیزیکدان ایتالیایی است. او عمدتا در زمینه گرانش کوانتومی کار میکند و بنیانگذار نظریه گرانش کوانتومی حلقه است. اصل این نوشته اخیرا در کتابی با عنوان There Are Places in the World Where Rules Are Less Important Than Kindness منتشر شده است.
🆔https://t.me/endishea
🆔https://t.me/endishea
Telegram
فیزیک اندیشه
مجموعه ای از سخنان و ویدئو های دانشمندان فیزیک
و مسائل مرتبط با آنها
کانال اصلی: @Cosmographiaa
و مسائل مرتبط با آنها
کانال اصلی: @Cosmographiaa
👍4
بر اساس پیش بینی فیزیکدان ادوارد ویتن، ما هرگز نخواهیم نتوانست پرده از اسرار خودآگاهی برداریم. اینکه چرا ما از هوشیاری و آگاهی برخورداریم، سوالی است که تا همیشه بی پاسخ خواهد ماند. یکی از راه های احتمالی رسیدن به تکینگی بهره گیری از کامپیوترهاست که از مغز آدمی تقلید کرده و نقش پر رنگی ایفا می کنند. به منظور تحقق این هدف باید در تکاپو برای یافتن پاسخ به یکی از بزرگترین اسرار زندگی باشیم:
خودآگاهی چیست، نحوه عملکرد آن به چه شکل است و چرا به عملکردش ادامه می دهد؟ اگر قرار باشد ما از قابلیت های مغزی مان در کامپیوترها استفاده کنیم، باید برای سوالات فوق پاسخ های مناسبی بیابیم. متاسفانه، پاسخگویی به این سوالات در حال حاضر خارج از توان ماست. ادوارد ویتن بعنوان یکی از فیزیکدانان نامی بر این عقیده اصرار می ورزد که توانایی رمزگشایی از خودآگاهی در انسان وجود ندارد. چه بسا تا ابد بصورت یک راز باقی بماند.
ویتن در مصاحبه با روزنامه نگاری به نام ویم کایزر اظهاراتی را در خصوص فهم ما از خودآگاهی مطرح نمود: « زیست شناسان و شاید فیزیکدانان شناخت بهتری از نحوه عملکرد مغز پیدا خواهند کرد. اما چرا آن چیزی را که خودآگاهی می نامیم در کنار مغز نقش بازی می کند همواره یک راز باقی خواهد ماند. تصور نحوه ی وقوع بیگ بنگ برای من آسان تر از تفکر پیرامون خودآگاهی است. درک کارکرد مغز مسئله ی بسیار جالب توجهی است که در طول چند دهه ی آینده شاهد پیشرفت های چشمگیری در آن خواهیم بود.
اما اینکه چرا مغز طوری عمل می کند که قابلیت مشاهده اش را برای ما فراهم می آورد یا چرا خودآگاهی را به وجود می آورد، در زمره سوالاتی هستند که امکان پاسخگویی به آنها برای انسان وجود ندارد. اینکه یک انسان آگاه( هوشیار) چگونه از این قابلیت بهره می برد، مشخص خواهد شد. اما آن چیزی که ما به هنگام خودآگاهی تجربه میکنیم، رازی است که پرده از آن برداشته نخواهد شد. شاید اگر تغییراتی در قوانین فیزیک پدید آید، به این پرسش پاسخ مناسب شود؛ قوانینی که در مورد مغز نیز صدق می کنند. بنظر من احتمال این بسیار پایین است و چنین چیزی هرگز بخشی از فیزیک نخواهد بود.»
به عقیده ی ویتن، درک فرآیند های ورای تفکر، یادگیری، احساس و عملکرد روزی بطور کامل میسر خواهد گردید. با این حال، درک فلسفه ی خودآگاهی خارج از محدوده توانایی های آدمی است. شاید از خودآگاهی خود مطلع باشیم، اما از چرایی آن هرگز. در اصل، فهمیدن چگونگی عملکرد خودآگاهی برای ما میسر است اما اینکه چرا ما از چنین چیزی برخورداریم، پاسخی دور از دسترس دارد.
جان هورگان از نشریه علمی آمریکا می نویسد: « نابغه بودن ویتن به این معنا نیست که او جایزالخطا نیست. به عقیده ی من او اشتباه می کند و گفته ای او پیرامون عدم درک خودآگاهی، ایده ی درستی نیست.» باید منتظر بمانیم و ببینیم که آیا خودآگاهی ما می تواند فلسفه خودش را تبیین کند یا خیر.
#ادوارد_ویتن
#فیزیک_اندیشه
🆔https://t.me/endishea
خودآگاهی چیست، نحوه عملکرد آن به چه شکل است و چرا به عملکردش ادامه می دهد؟ اگر قرار باشد ما از قابلیت های مغزی مان در کامپیوترها استفاده کنیم، باید برای سوالات فوق پاسخ های مناسبی بیابیم. متاسفانه، پاسخگویی به این سوالات در حال حاضر خارج از توان ماست. ادوارد ویتن بعنوان یکی از فیزیکدانان نامی بر این عقیده اصرار می ورزد که توانایی رمزگشایی از خودآگاهی در انسان وجود ندارد. چه بسا تا ابد بصورت یک راز باقی بماند.
ویتن در مصاحبه با روزنامه نگاری به نام ویم کایزر اظهاراتی را در خصوص فهم ما از خودآگاهی مطرح نمود: « زیست شناسان و شاید فیزیکدانان شناخت بهتری از نحوه عملکرد مغز پیدا خواهند کرد. اما چرا آن چیزی را که خودآگاهی می نامیم در کنار مغز نقش بازی می کند همواره یک راز باقی خواهد ماند. تصور نحوه ی وقوع بیگ بنگ برای من آسان تر از تفکر پیرامون خودآگاهی است. درک کارکرد مغز مسئله ی بسیار جالب توجهی است که در طول چند دهه ی آینده شاهد پیشرفت های چشمگیری در آن خواهیم بود.
اما اینکه چرا مغز طوری عمل می کند که قابلیت مشاهده اش را برای ما فراهم می آورد یا چرا خودآگاهی را به وجود می آورد، در زمره سوالاتی هستند که امکان پاسخگویی به آنها برای انسان وجود ندارد. اینکه یک انسان آگاه( هوشیار) چگونه از این قابلیت بهره می برد، مشخص خواهد شد. اما آن چیزی که ما به هنگام خودآگاهی تجربه میکنیم، رازی است که پرده از آن برداشته نخواهد شد. شاید اگر تغییراتی در قوانین فیزیک پدید آید، به این پرسش پاسخ مناسب شود؛ قوانینی که در مورد مغز نیز صدق می کنند. بنظر من احتمال این بسیار پایین است و چنین چیزی هرگز بخشی از فیزیک نخواهد بود.»
به عقیده ی ویتن، درک فرآیند های ورای تفکر، یادگیری، احساس و عملکرد روزی بطور کامل میسر خواهد گردید. با این حال، درک فلسفه ی خودآگاهی خارج از محدوده توانایی های آدمی است. شاید از خودآگاهی خود مطلع باشیم، اما از چرایی آن هرگز. در اصل، فهمیدن چگونگی عملکرد خودآگاهی برای ما میسر است اما اینکه چرا ما از چنین چیزی برخورداریم، پاسخی دور از دسترس دارد.
جان هورگان از نشریه علمی آمریکا می نویسد: « نابغه بودن ویتن به این معنا نیست که او جایزالخطا نیست. به عقیده ی من او اشتباه می کند و گفته ای او پیرامون عدم درک خودآگاهی، ایده ی درستی نیست.» باید منتظر بمانیم و ببینیم که آیا خودآگاهی ما می تواند فلسفه خودش را تبیین کند یا خیر.
#ادوارد_ویتن
#فیزیک_اندیشه
🆔https://t.me/endishea
Telegram
فیزیک اندیشه
مجموعه ای از سخنان و ویدئو های دانشمندان فیزیک
و مسائل مرتبط با آنها
کانال اصلی: @Cosmographiaa
و مسائل مرتبط با آنها
کانال اصلی: @Cosmographiaa
❤5👍4
هیچ نظریه ی جدیدی نمی تواند، بدون دانشمندانی از خود گذشته که به سختی روی بهبود و تعبیر آن کار می کنند، شکل بگیرد. حال زمان آن است که در مورد برخی از خود این دانشمندان صحبت کنیم، کسانی که با پژوهش روی اسرار جهان در قالب این علم نوپا، نظریه ی ریسمان را به جلو می رانند. همین طور که این نظریه شناخته تر می شود، شاید بعضی از این افراد به اسطوره هایی در حد اینشتین و نیوتن بدل شوند که برای عامه ی مردم قابل درک باشد.
#ادوارد_ویتن
از دید خیلی ها، مغز متفکر نظریه ی ریسمان است. ویتن در سال ۱۹۹۵، مفهوم نظریه ی M را معرفی کرد تا نظریه های ریسمان موجود را در یک نظریه ی جامع به هم پیوند دهد.از دیگر کارهای ویتن در نظریه ی ریسمان، به کار گیری خمینه های کالابی-یا ئو در سال ۱۹۸۴ برای توضیح فشردگی ابعاد اضافه بود. در سال ۱۹۵۱، ویتن به نوعی در دنیای فیزیک متولد شد. پدرش لوئیس ویتن، فیزیکدان نظری با تخصص نسبیت عام بود. همین طور که ویتن بزرگ تر می شد، علاقه ای ذاتی به ریاضیات نشان می داد. با وجود این، سالهای جوانی اش را به مطالعه ی تاریخ گذراند و به عنوان فعال سیاسی به ستاد جورج مک گاورن برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۷۲ کمک کرد. مدرک کارشناسی اش از دانشگاه براندایس، در زمینه ی تاریخ و زبان شناسی بود.
در پاییز ۱۹۷۳، ویتن برای گذراندن دوره ی کارشناسی ارشد در رشته ی ریاضیات کاربردی به دانشگاه پرینستون رفت. به رغم اینکه مدرک کارشناسی فیزیک نداشت، به سرعت توانایی خود را در ریاضیات پیچیده ی مربوط به فیزیک نظری نشان داد. او به دانشکده ی فیزیک نقل مکان و در سال ۱۹۷۶ مدرک دکترای خود را از دانشگاه پرینستون دریافت کرد.
ویتن از آن زمان، بیش از ۳۰۰ مقاله ی تحقیقاتی چاپ کرده است. بر اساس گزارش بعضی منابع، او بالاترین شاخص h(بیشترین ارجاع به مقاله) را در بین فیزیکدان های زنده ی دنیا دارد. در سال ۱۹۸۲ بورس بنیاد مک آرتور با نام بودجه ی نوابغ به او اعطا شد. در سال ۱۹۹۰ اولین فیزیکدانی بود که مدال فیلدز را دریافت کرد که گاهی به طور غیر رسمی جایزه ی نوبل ریاضیات نامیده می شود. ادوارد ویتن در بین نظریه پردازان ریسمان، به منزله ی چراغ راهنماست، زیرا کمتر کسی توانایی او را در درک مفاهیم نهفته در ریاضیات دارد. حتی سرسخت ترین منتقدان نظریه ی ریسمان هم از هوش و شهامت ریاضی او با احترام یاد می کنند که نشان می دهد ذهن او در نسل خودش بی نظیر است.
#جان_هنری_شوارتس
اگر نظریه ی ریسمان یک مذهب بود، جان هنری شوارتس، جایگاهی مانند پولس می داشت.در زمانی که تقریبا هر فیزیکدان دیگری نظریه ی ریسمان را رها کرده بود، شوارتس حدود یک دهه از معدود رهروان ماندگار بود که سعی می کرد روی جزئیات ریاضی نظریه کار کند،با اینکه به موقعیت شغلی اش لطمه می زد. کار او سرانجام به اولین انقلاب ابر ریسمان منجر شد.
شوارتس از جمله فیزیکدانهایی بود که متوجه شد ابرتقارن چندین مشکل نظریه ی ریسمان را حل میکند. او بعدها این ایده را مطرح کرد که شاید ذرات اسپین۲ که نظریه ی ریسمان توصیفشان میکرد، گراویتون باشند، به این معنا که نظریه ی ریسمان می توانست همان نظریه ی متحد کننده ی فیزیک کوانتوم و گرانش باشد که مدتها در جستجویش بودند.
در سال ۱۹۸۴، شوارتس به همراه مایکل گرین تحقیقی را انجام داد که نشان میداد نظریه ی ریسمان سازگار است، چیزی که جرقه ی اولین انقلاب ابرریسمان را زد. بدون یک دهه کار فداکارانه ی شوارتس، بنیانی برای شکل گیری نظریه ی ابر ریسمان در دهه ی۱۹۸۰ وجود نداشت. نظریه ی اخیر در همان زمان در میان فیزیکدانان ذرات، اهمیت و جایگاهی اساسی پیدا کرد.
#یوشیرو_نامبو
یوشیرو نامبو از بنیان گذاران نظریه ی ریسمان است که مستقلا توصیف فیزیکی مدل ونزیانو را به صورت ریسمان مرتعش، کشف کرد. نامبو از قبل هم به دلیل کار پیشین اش در توصیف مکانیسم شکست خودبه خودی تقارن در فیزیک ذرات، فیزیکدان محترمی در این حوزه به شمار می رفت. او به خاطر این کار جایزه ی نوبل فیزیک سال ۲۰۰۸ را دریافت نمود.
هرچند به این ترتیب او تنها موسس نظریه ی ریسمان است که جایزه ی نوبل گرفته، اما باید بدانید که در این جایزه، اشاره ای به نظریه ی ریسمان نشده است. در واقع جایزه ی نوبل، به کارهای نظری ای که درستی یا مفید بود نشان به صورت تجربی تایید نشده باشد تعلق نمی گیرد. یوشیرو نامبو، پنجم جولای ۲۰۱۵ در سن ۹۴ سالگی درگذشت.
#فیزیک_اندیشه
🆔https://t.me/endishea
#ادوارد_ویتن
از دید خیلی ها، مغز متفکر نظریه ی ریسمان است. ویتن در سال ۱۹۹۵، مفهوم نظریه ی M را معرفی کرد تا نظریه های ریسمان موجود را در یک نظریه ی جامع به هم پیوند دهد.از دیگر کارهای ویتن در نظریه ی ریسمان، به کار گیری خمینه های کالابی-یا ئو در سال ۱۹۸۴ برای توضیح فشردگی ابعاد اضافه بود. در سال ۱۹۵۱، ویتن به نوعی در دنیای فیزیک متولد شد. پدرش لوئیس ویتن، فیزیکدان نظری با تخصص نسبیت عام بود. همین طور که ویتن بزرگ تر می شد، علاقه ای ذاتی به ریاضیات نشان می داد. با وجود این، سالهای جوانی اش را به مطالعه ی تاریخ گذراند و به عنوان فعال سیاسی به ستاد جورج مک گاورن برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۷۲ کمک کرد. مدرک کارشناسی اش از دانشگاه براندایس، در زمینه ی تاریخ و زبان شناسی بود.
در پاییز ۱۹۷۳، ویتن برای گذراندن دوره ی کارشناسی ارشد در رشته ی ریاضیات کاربردی به دانشگاه پرینستون رفت. به رغم اینکه مدرک کارشناسی فیزیک نداشت، به سرعت توانایی خود را در ریاضیات پیچیده ی مربوط به فیزیک نظری نشان داد. او به دانشکده ی فیزیک نقل مکان و در سال ۱۹۷۶ مدرک دکترای خود را از دانشگاه پرینستون دریافت کرد.
ویتن از آن زمان، بیش از ۳۰۰ مقاله ی تحقیقاتی چاپ کرده است. بر اساس گزارش بعضی منابع، او بالاترین شاخص h(بیشترین ارجاع به مقاله) را در بین فیزیکدان های زنده ی دنیا دارد. در سال ۱۹۸۲ بورس بنیاد مک آرتور با نام بودجه ی نوابغ به او اعطا شد. در سال ۱۹۹۰ اولین فیزیکدانی بود که مدال فیلدز را دریافت کرد که گاهی به طور غیر رسمی جایزه ی نوبل ریاضیات نامیده می شود. ادوارد ویتن در بین نظریه پردازان ریسمان، به منزله ی چراغ راهنماست، زیرا کمتر کسی توانایی او را در درک مفاهیم نهفته در ریاضیات دارد. حتی سرسخت ترین منتقدان نظریه ی ریسمان هم از هوش و شهامت ریاضی او با احترام یاد می کنند که نشان می دهد ذهن او در نسل خودش بی نظیر است.
#جان_هنری_شوارتس
اگر نظریه ی ریسمان یک مذهب بود، جان هنری شوارتس، جایگاهی مانند پولس می داشت.در زمانی که تقریبا هر فیزیکدان دیگری نظریه ی ریسمان را رها کرده بود، شوارتس حدود یک دهه از معدود رهروان ماندگار بود که سعی می کرد روی جزئیات ریاضی نظریه کار کند،با اینکه به موقعیت شغلی اش لطمه می زد. کار او سرانجام به اولین انقلاب ابر ریسمان منجر شد.
شوارتس از جمله فیزیکدانهایی بود که متوجه شد ابرتقارن چندین مشکل نظریه ی ریسمان را حل میکند. او بعدها این ایده را مطرح کرد که شاید ذرات اسپین۲ که نظریه ی ریسمان توصیفشان میکرد، گراویتون باشند، به این معنا که نظریه ی ریسمان می توانست همان نظریه ی متحد کننده ی فیزیک کوانتوم و گرانش باشد که مدتها در جستجویش بودند.
در سال ۱۹۸۴، شوارتس به همراه مایکل گرین تحقیقی را انجام داد که نشان میداد نظریه ی ریسمان سازگار است، چیزی که جرقه ی اولین انقلاب ابرریسمان را زد. بدون یک دهه کار فداکارانه ی شوارتس، بنیانی برای شکل گیری نظریه ی ابر ریسمان در دهه ی۱۹۸۰ وجود نداشت. نظریه ی اخیر در همان زمان در میان فیزیکدانان ذرات، اهمیت و جایگاهی اساسی پیدا کرد.
#یوشیرو_نامبو
یوشیرو نامبو از بنیان گذاران نظریه ی ریسمان است که مستقلا توصیف فیزیکی مدل ونزیانو را به صورت ریسمان مرتعش، کشف کرد. نامبو از قبل هم به دلیل کار پیشین اش در توصیف مکانیسم شکست خودبه خودی تقارن در فیزیک ذرات، فیزیکدان محترمی در این حوزه به شمار می رفت. او به خاطر این کار جایزه ی نوبل فیزیک سال ۲۰۰۸ را دریافت نمود.
هرچند به این ترتیب او تنها موسس نظریه ی ریسمان است که جایزه ی نوبل گرفته، اما باید بدانید که در این جایزه، اشاره ای به نظریه ی ریسمان نشده است. در واقع جایزه ی نوبل، به کارهای نظری ای که درستی یا مفید بود نشان به صورت تجربی تایید نشده باشد تعلق نمی گیرد. یوشیرو نامبو، پنجم جولای ۲۰۱۵ در سن ۹۴ سالگی درگذشت.
#فیزیک_اندیشه
🆔https://t.me/endishea
Telegram
فیزیک اندیشه
مجموعه ای از سخنان و ویدئو های دانشمندان فیزیک
و مسائل مرتبط با آنها
کانال اصلی: @Cosmographiaa
و مسائل مرتبط با آنها
کانال اصلی: @Cosmographiaa
👍5🥰1👏1
#لئونارد_ساسکیند
از دیگر بانیان نظریه ی ریسمان لئونارد ساسکیند است. او با دیدن معادلات مدل تشدید دوگان اولیه تصور کرد که آنها شبیه معادلات نوسانگرها هستند که باعث شد، همزمان با یوشیرو نامبو و هالگر نیلسون، توصیف ریسمانی را ابداع کند. همچنین او چندین مفهوم را در نظریه ی ریسمان به وجود آورده است: نظریه ی ریسمان مربوط به آنتروپی سیاهچاله، اصل هولوگرافی، نظریه ی ماتریسی، کاربرد اصل انسانی در گستردگی نظریه ی ریسمان و…. به جز کارهای گسترده ی او در نظریه ی ریسمان، ساسکیند برای مخالفتهایش با استیون هاوگینگ درباره ی سرنوشت نهایی اطلاعاتی که به درون سیاهچاله ها می رود، مشهور است.
#دیوید_گراس
گراس از فیزیکدان هایی بود که نظریه ی ریسمان هتروتیک را به وجود آورد که از مهم ترین یافته های اولین انقلاب ابرریسمان بود. در سال ۲۰۰۴ گراس جایزه ی نوبل فیزیک را به خاطر کشف آزادی مجانبی در برهم کنش قوی هسته ای کوارک ها که در ۱۹۷۳ به آن دست یافته بود، دریافت کرد. دکتر گراس به عنوان یک مدافع سرسخت نظریه ی ریسمان می باشد
#جو_پولچینسکی
پولچینسکی ثابت کرد که نظریه ی ریسمان به اجسامی با بیش از یک بعد احتیاج دارد که غشا نامیده می شود. با اینکه مفهوم غشاها قبلا معرفی شده بود، اما این پولچینسکی بود که ماهیت D-غشاها را بررسی کرد. این کار برای انقلاب دوم ابر ریسمان در سال ۱۹۹۵ ضروری بود. کار او پایه ای برای ایجاد نظریه ی M، سناریوهای جهان غشایی و اصل هولوگرافی محسوب می شود.
#خوآن_مالداسنا
مالداسنا فیزیکدانی آرژانتینی است که ایده ی وجود دوگانی بین نظریه ی ریسمان و نظریه ی میدان کوانتومی را مطرح کرد. ایده ای که دوگانی مالداسنا(Ads/CFT)نامیده می شود. دوگانی مالداسنا که در سال ۱۹۹۷ پیشنهاد شد، تنها به حالتهای خاصی اعمال شده است، اما اگر بتوان آن را به همه ی نظریه ی ریسمان تعمیم داد، اجازه می دهد ابزاری برای داشتن نظریه ی ریسمان کوانتومی دقیقی در اختیار داشته باشیم.
به عبارتی نظریه پردازان ریسمان باید بتوانند اصول شناخته شده ی نظریه ی میدان پیمانه ای را به زبان معادلات نظریه ی ریسمان ترجمه کنند، یعنی نقطه ی شروعی عالی برای یک نظریه ی گرانش کوانتومی کامل.
#لیزا_رندال
فیزیک نظری حوزه ای است که غالبا در اختیار مردان است و حتی در بین معدود زنانی که آن را بر می گزینند نیز، لیزا رندال با بقیه متفاوت است. او اوقات فراغت اش را به صخره نوردی سرعتی می پردازد، اما روزهای کاری اش در جایگاه پدیده شناس، به بررسی مفاهیم جهان های غشایی چند بعدی می گذرد. رندال اولین زنی بود که در دانشکده ی فیزیک دانشگاه پرینستون سمت استادی را به دست آورد.
او همچنین اولین استاد فیزیکدان نظری زن درMIT و سپس دانشگاه هاروارد بود. با توجه به موفقیت های او در جایگاه یک زن در جمع مردانه ی این حوزه، تعجب آور نیست که وی اعتبار چشمگیری داشته باشد. از جذاب ترین مدل هایی که از تحلیل او از سناریو های جهان غشایی به دست آمد، مدل های رندال-ساندرام است که احتمال این که گرانش، خارج از ۳-غشای خودمان، به طرز متفاوتی رفتار کند را بررسی می کند.
#میچیو_کاکو
میچیو کاکو از سخنورترین فیزیکدانان حامی نظریه ی ریسمان بوده است. او از اوایل دهه ی ۱۹۷۰ روی نظریه ی ریسمان کار می کرده و با نوشتن نظریه ی ریسمان به شکل میدانی، در واقع همکار پایه گذار موسسه ی نظریه ی میدان ریسمانی بوده است.
سپس به گفته ی خود کار روی نظریه ی ریسمان را رها کرد زیرا به ابعاد اضافه ای که در نظریه ی ریسمان لازم می شد اعتقاد نداشت. کاکو در خلال اولین انقلاب ابرریسمان، به نظریه ی ریسمان بازگشت و از آن پس، به سخنگویی دلنشین و صادق تبدیل شده است.
#برایان_گرین
آخرین اما مطمئنا نه کم اهمیت ترین فرد این فهرست، احتمالا شناخته شده ترین نظریه پرداز ریسمان، به ویژه در بین غیر فیزیکدان هاست. شهرت برایان گرین در جایگاه نویسنده و سخنگوی این حیطه، به کتاب سال ۱۹۹۹ او با نام جهان زیبا بر میگردد. کتابی که در سال ۲۰۰۳ بر اساس آن ویژه برنامه ی سه قسمتی را در شبکه ی پی بی اس ساخته شد.
گرین مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه هاروارد گرفت و مدرک دکترایش را از دانشگاه آکسفورد دریافت نمود. تحقیقات وی در طول دوران حرفه ای اش، بر هندسه ی کوانتومی و تلاش برای درک معنای فیزیکی ابعاد اضافه ی ناشی از نظریه ی ریسمان متمرکز بوده است. گرین علاوه بر تلاش برای توضیح نظریه ی ریسمان به توده ی مردم، نایب رئیس موسسه ی دانشگاه کلمبیا برای ریسمانها، کیهان شناسی و فیزیم اختر ذرات، از زمان تاسیس آن در سال ۲۰۰۰ بوده است. گرین یکی از بنیان گذاران فستیوال علم جهان در شهر نیویورک می باشد که در سال ۲۰۰۸ راه اندازه ی شد.
نویسنده: محمد پرگلی
#فیزیک_اندیشه
🆔https://t.me/endishea
از دیگر بانیان نظریه ی ریسمان لئونارد ساسکیند است. او با دیدن معادلات مدل تشدید دوگان اولیه تصور کرد که آنها شبیه معادلات نوسانگرها هستند که باعث شد، همزمان با یوشیرو نامبو و هالگر نیلسون، توصیف ریسمانی را ابداع کند. همچنین او چندین مفهوم را در نظریه ی ریسمان به وجود آورده است: نظریه ی ریسمان مربوط به آنتروپی سیاهچاله، اصل هولوگرافی، نظریه ی ماتریسی، کاربرد اصل انسانی در گستردگی نظریه ی ریسمان و…. به جز کارهای گسترده ی او در نظریه ی ریسمان، ساسکیند برای مخالفتهایش با استیون هاوگینگ درباره ی سرنوشت نهایی اطلاعاتی که به درون سیاهچاله ها می رود، مشهور است.
#دیوید_گراس
گراس از فیزیکدان هایی بود که نظریه ی ریسمان هتروتیک را به وجود آورد که از مهم ترین یافته های اولین انقلاب ابرریسمان بود. در سال ۲۰۰۴ گراس جایزه ی نوبل فیزیک را به خاطر کشف آزادی مجانبی در برهم کنش قوی هسته ای کوارک ها که در ۱۹۷۳ به آن دست یافته بود، دریافت کرد. دکتر گراس به عنوان یک مدافع سرسخت نظریه ی ریسمان می باشد
#جو_پولچینسکی
پولچینسکی ثابت کرد که نظریه ی ریسمان به اجسامی با بیش از یک بعد احتیاج دارد که غشا نامیده می شود. با اینکه مفهوم غشاها قبلا معرفی شده بود، اما این پولچینسکی بود که ماهیت D-غشاها را بررسی کرد. این کار برای انقلاب دوم ابر ریسمان در سال ۱۹۹۵ ضروری بود. کار او پایه ای برای ایجاد نظریه ی M، سناریوهای جهان غشایی و اصل هولوگرافی محسوب می شود.
#خوآن_مالداسنا
مالداسنا فیزیکدانی آرژانتینی است که ایده ی وجود دوگانی بین نظریه ی ریسمان و نظریه ی میدان کوانتومی را مطرح کرد. ایده ای که دوگانی مالداسنا(Ads/CFT)نامیده می شود. دوگانی مالداسنا که در سال ۱۹۹۷ پیشنهاد شد، تنها به حالتهای خاصی اعمال شده است، اما اگر بتوان آن را به همه ی نظریه ی ریسمان تعمیم داد، اجازه می دهد ابزاری برای داشتن نظریه ی ریسمان کوانتومی دقیقی در اختیار داشته باشیم.
به عبارتی نظریه پردازان ریسمان باید بتوانند اصول شناخته شده ی نظریه ی میدان پیمانه ای را به زبان معادلات نظریه ی ریسمان ترجمه کنند، یعنی نقطه ی شروعی عالی برای یک نظریه ی گرانش کوانتومی کامل.
#لیزا_رندال
فیزیک نظری حوزه ای است که غالبا در اختیار مردان است و حتی در بین معدود زنانی که آن را بر می گزینند نیز، لیزا رندال با بقیه متفاوت است. او اوقات فراغت اش را به صخره نوردی سرعتی می پردازد، اما روزهای کاری اش در جایگاه پدیده شناس، به بررسی مفاهیم جهان های غشایی چند بعدی می گذرد. رندال اولین زنی بود که در دانشکده ی فیزیک دانشگاه پرینستون سمت استادی را به دست آورد.
او همچنین اولین استاد فیزیکدان نظری زن درMIT و سپس دانشگاه هاروارد بود. با توجه به موفقیت های او در جایگاه یک زن در جمع مردانه ی این حوزه، تعجب آور نیست که وی اعتبار چشمگیری داشته باشد. از جذاب ترین مدل هایی که از تحلیل او از سناریو های جهان غشایی به دست آمد، مدل های رندال-ساندرام است که احتمال این که گرانش، خارج از ۳-غشای خودمان، به طرز متفاوتی رفتار کند را بررسی می کند.
#میچیو_کاکو
میچیو کاکو از سخنورترین فیزیکدانان حامی نظریه ی ریسمان بوده است. او از اوایل دهه ی ۱۹۷۰ روی نظریه ی ریسمان کار می کرده و با نوشتن نظریه ی ریسمان به شکل میدانی، در واقع همکار پایه گذار موسسه ی نظریه ی میدان ریسمانی بوده است.
سپس به گفته ی خود کار روی نظریه ی ریسمان را رها کرد زیرا به ابعاد اضافه ای که در نظریه ی ریسمان لازم می شد اعتقاد نداشت. کاکو در خلال اولین انقلاب ابرریسمان، به نظریه ی ریسمان بازگشت و از آن پس، به سخنگویی دلنشین و صادق تبدیل شده است.
#برایان_گرین
آخرین اما مطمئنا نه کم اهمیت ترین فرد این فهرست، احتمالا شناخته شده ترین نظریه پرداز ریسمان، به ویژه در بین غیر فیزیکدان هاست. شهرت برایان گرین در جایگاه نویسنده و سخنگوی این حیطه، به کتاب سال ۱۹۹۹ او با نام جهان زیبا بر میگردد. کتابی که در سال ۲۰۰۳ بر اساس آن ویژه برنامه ی سه قسمتی را در شبکه ی پی بی اس ساخته شد.
گرین مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه هاروارد گرفت و مدرک دکترایش را از دانشگاه آکسفورد دریافت نمود. تحقیقات وی در طول دوران حرفه ای اش، بر هندسه ی کوانتومی و تلاش برای درک معنای فیزیکی ابعاد اضافه ی ناشی از نظریه ی ریسمان متمرکز بوده است. گرین علاوه بر تلاش برای توضیح نظریه ی ریسمان به توده ی مردم، نایب رئیس موسسه ی دانشگاه کلمبیا برای ریسمانها، کیهان شناسی و فیزیم اختر ذرات، از زمان تاسیس آن در سال ۲۰۰۰ بوده است. گرین یکی از بنیان گذاران فستیوال علم جهان در شهر نیویورک می باشد که در سال ۲۰۰۸ راه اندازه ی شد.
نویسنده: محمد پرگلی
#فیزیک_اندیشه
🆔https://t.me/endishea
Telegram
فیزیک اندیشه
مجموعه ای از سخنان و ویدئو های دانشمندان فیزیک
و مسائل مرتبط با آنها
کانال اصلی: @Cosmographiaa
و مسائل مرتبط با آنها
کانال اصلی: @Cosmographiaa
👍10🔥2👎1
میتوانید اسم یک پرنده را در تمام زبانهای دنیا یادبگیرید اما وقتی این کار به پایان رسید، شما دقیقاً هیچ چیز در مورد آن نمیدانید. پس بیایید به پرنده نگاه کنیم و ببینیم که چه میکند. این مسئله، مهم است. من خیلی زود تفاوت میان دانستن نام یک چیز و شناختن آن چیز را آموختم
#ریچارد_فاینمن
#Richard_Phillips_Feynman
#فیزیک_اندیشه
🆔 @endishea
#ریچارد_فاینمن
#Richard_Phillips_Feynman
#فیزیک_اندیشه
🆔 @endishea
👍19👏2
سوال لری کینگ از #استیون_هاوکینگ:
لری کینگ: چه چیزی به شما نیروی پیشروی می بخشد؟ همه ما از شرایط دشوار زندگی شما آگاهیم و می بینیم که چه خوب با آن کنار آمده اید. چه چیزی در درونتان می جوشد و شما را به ادامه راهتان وادار میکند؟
هاوکینگ: کنجکاوی. من می خواهم پاسخ ها را بدانم. من از زندگی لذت می برم، تا آنجا که بتوانم راهم را دنبال خواهم کرد. آیا کار دیگری می شود کرد؟
#Stephen_William_Hawking
#فیزیک_اندیشه
🆔 @endishea
لری کینگ: چه چیزی به شما نیروی پیشروی می بخشد؟ همه ما از شرایط دشوار زندگی شما آگاهیم و می بینیم که چه خوب با آن کنار آمده اید. چه چیزی در درونتان می جوشد و شما را به ادامه راهتان وادار میکند؟
هاوکینگ: کنجکاوی. من می خواهم پاسخ ها را بدانم. من از زندگی لذت می برم، تا آنجا که بتوانم راهم را دنبال خواهم کرد. آیا کار دیگری می شود کرد؟
#Stephen_William_Hawking
#فیزیک_اندیشه
🆔 @endishea
👍17❤2👏2😁2🥰1🤔1
« من پیرمردی بصورت مردی عوضی و عجیب که جوراب نمی پوشد، شناخته شده ام. اما من با آهنگی خارق العاده تر از همیشه کار می کنم و هنوز امیدوارم مسئله میدان وحدت فیزیکی را که در پیش دارم حل کنم… این چیزی بیشتر از یک امید نیست، چون هر نوع آن مستلزم مشکلات ریاضی عظیمی است. من در پیچ و تاب درد و عذاب ریاضیاتی هستم که نمی توانم خلاص شوم. »
او باید خسته و گه گاه مایوس شده باشد. پس از بن بستی دیگری به یکی از دستیارانش می گفت که می خواهم نتایج را منتشر کنم و به اطلاع مردم برسانم تا احمق دیگری را از اتلاف شش ماه تلاش درباره ی همان ایده نجات دهم. بعدها از عصبانیت زیاد بر سر طبیعت خطاب به هرمان ویل گفت: « کسی چه می داند شاید طبیعت هم اندکی مغرض باشد. »
#آلبرت_اینشتین
منبع: کتاب فیزیکدانان بزرگ – تالیف: ویلیام کروپر- ترجمه: احمد خواجه نصیر طوسی
#Albert_Einstein
#فیزیک_اندیشه
🆔 @endishea
او باید خسته و گه گاه مایوس شده باشد. پس از بن بستی دیگری به یکی از دستیارانش می گفت که می خواهم نتایج را منتشر کنم و به اطلاع مردم برسانم تا احمق دیگری را از اتلاف شش ماه تلاش درباره ی همان ایده نجات دهم. بعدها از عصبانیت زیاد بر سر طبیعت خطاب به هرمان ویل گفت: « کسی چه می داند شاید طبیعت هم اندکی مغرض باشد. »
#آلبرت_اینشتین
منبع: کتاب فیزیکدانان بزرگ – تالیف: ویلیام کروپر- ترجمه: احمد خواجه نصیر طوسی
#Albert_Einstein
#فیزیک_اندیشه
🆔 @endishea
👍14🔥1
اگر در طول ۱۲ ماه گذشته اتفاقاتی چون اسکار، انتخابات آمریکا و انگلیس، مسابقات قهرمانی راگبی و بیسبال باعث شدهاند احساس کنید در نسخهی آزمایشی یک شبیهسازی پر از خطا و عظیم هستید، ما اینجا هستیم که در این مورد با شما حرف بزنیم.
#لیزا_رندال فیزیکدان نظری دانشگاه هاروارد احتمال حضور ما در یک بازی ویدیویی که توسط آیندگان اداره میشود را با تقریب خوبی صفر بیان کرده و میگوید برخلاف آنچه ایلان ماسک فکر می کند، اتفاقات عجیبی که اخیرا رخ دادهاند صرفا شیوهای است که دنیا پیش میرود. اگر با نظریهی شبیهسازی آشنا نیستید، این نظریه برگرفته از مقالهای از یک فیلسوف سوئدی به نام نیک باستروم از دانشگاه اکسفورد است که ادعا میکند حداقل یکی از گزارههای زیر درست است:
۱- با احتمال بالایی نسل انسان پیش از رسیدن به مرحلهی پساانسانی منقرض میشود.
۲- هر تمدن پساانسانی با احتمال بالایی علاقهای به اجرای شبیهسازیهایی از تاریخ تکاملی ندارند.
۳- ما با احتمال بالایی در یک شبیه سازی کامپیوتری زندگی میکنیم.
منظور از مرحلهی پساانسانی که باستروم به آن اشاره میکند مرحلهای از آیندهی انسانهاست که تکنولوژی به سطحی رسیده که کامپیوترها توانایی شبیهسازی تاریخ کامل ذهن بشر را با کمتر از یک میلیونم توانایی پردازش در یک ثانیه را دارا میباشند. حال تصور کنید که یک تمدن پساانسانی در آیندهای دور توانایی ساخت شبکهای از این شبکههای پیچیدهی “شبیهسازی پیشینیان” را داشته باشد. به این شیوه میتوانیم ذهن پیشینیان را آپلود کرده تا در یک برنامهی کامپیوتری بسیار بزرگ زندگی کنند.
فرض کنید این ذهنها خودآگاهی داشته باشند. دانشمندان جدیدا به این نکته اشاره کردهاند که حتی اگر فرض کنیم این ذهنها از خودآگاهی برخوردارند، زمانی درخواست داشتن حقوق انسانی خواهند داشت تا دیگر به عنوان یک بردۀ روباتی مورد استفاده قرار نگیرند. پس این آغازی است برای اینکه شبیه ما رفتار کنند. به طور خلاصه، باستروم ادعا میکند که یا به احتمال زیاد، نسل انسانها قبل از شروع چنین وقایعی (به دلیل اتفاقاتی مثل تغییرات اقلیمی) منقرض میشود؛ زیرا در هیچ یک از تمدنهای بزرگ تاریخ بشریت توانایی انجام شبیهسازی پیشینیان وجود نداشته است؛ یا به احتمال قوی ما در یک شبیهسازی زندگی میکنیم.
سال گذشته، ایلان ماسک، با این ادعا که “احتمال اینکه ما در واقعیت باشیم یک در میلیارد است“، خود را به عنوان یکی از طرفدارهای بزرگ فرضیۀ شبیه سازی معرفی کرد. البته شاید این مسئله به نظر درست بیاید. حال آنکه در این دوران عجیب که مفاهیم دیگری غیر از “واقعیت پایه” مطرح میشوند: خطا در مسابقات قهرمانی بیسبال، قهرمانی راگبی، انتخابات آمریکا و انگلستان، و حالا هم جوایز اسکار! هی ایلان ماسک، فکر کنم شبیه سازی هنوز توی مرحلۀ آزمایشیه!
اما زمانی که کورین پرتیل از شرکت کوارتز از لیزا رندل پرسید که آیا مشکلی که در جوایز اسکار پیش آمد باعث شده در مورد موضع ضد شبیهسازی خودش تجدید نظر کند، رندال گفت: «نه! حتی اندکی.» وی افزود: « در حال حاضر قادر نیستیم ثابت کنیم که آیا در یک شبیه سازی زندگی میکنیم یا نه. پس هیچ دلیلی ندارد که باور کنیم در یک شبیهسازی هستیم. به هرحال همۀ ما مطمئن هستیم که انسانها میتوانند کارهای فوق العادهای بکنند و همچنین به شیوههای شگرفی مرتکب خطا شوند.»
در یک مناظرۀ عمومی به میزبانی نیل دگراس تایسون، راندل به استدلال احتمالاتی ماسک به عنوان یکی از بزرگترین دلایل منطقی نبودن فرضیۀ شبیهسازی اشاره کرد. او میگوید:« یکی از مشکلات این استدلال احتمالاتی این است که احتمالات باید خوش تعریف باشند؛ تا بتوانیم از بین تمام اتفاقات ممکن بگوییم که دقیقا کدامیک محتمل تر از دیگری است. وقتی در مورد بینهایتها صحبت میکنیم، این استدلال دیگر به نظر منطقی نمیرسد. یعنی برای مثال، میتوانم بگویم که بر اساس احتمالات، من به احتمال خوبی چینی هستم، برای اینکه تعداد چینیها از تعداد آمریکاییها بیشتر است. و این در حالی است که من به وضوح چینی نیستم. وقتی از احتمالات استفاده میکنیم، نکات ظریفی هست که باید به آنها دقت کنیم و باید مراقب معنی حرفهای خود باشیم.»
#فیزیک_اندیشه
🆔@endishea
#لیزا_رندال فیزیکدان نظری دانشگاه هاروارد احتمال حضور ما در یک بازی ویدیویی که توسط آیندگان اداره میشود را با تقریب خوبی صفر بیان کرده و میگوید برخلاف آنچه ایلان ماسک فکر می کند، اتفاقات عجیبی که اخیرا رخ دادهاند صرفا شیوهای است که دنیا پیش میرود. اگر با نظریهی شبیهسازی آشنا نیستید، این نظریه برگرفته از مقالهای از یک فیلسوف سوئدی به نام نیک باستروم از دانشگاه اکسفورد است که ادعا میکند حداقل یکی از گزارههای زیر درست است:
۱- با احتمال بالایی نسل انسان پیش از رسیدن به مرحلهی پساانسانی منقرض میشود.
۲- هر تمدن پساانسانی با احتمال بالایی علاقهای به اجرای شبیهسازیهایی از تاریخ تکاملی ندارند.
۳- ما با احتمال بالایی در یک شبیه سازی کامپیوتری زندگی میکنیم.
منظور از مرحلهی پساانسانی که باستروم به آن اشاره میکند مرحلهای از آیندهی انسانهاست که تکنولوژی به سطحی رسیده که کامپیوترها توانایی شبیهسازی تاریخ کامل ذهن بشر را با کمتر از یک میلیونم توانایی پردازش در یک ثانیه را دارا میباشند. حال تصور کنید که یک تمدن پساانسانی در آیندهای دور توانایی ساخت شبکهای از این شبکههای پیچیدهی “شبیهسازی پیشینیان” را داشته باشد. به این شیوه میتوانیم ذهن پیشینیان را آپلود کرده تا در یک برنامهی کامپیوتری بسیار بزرگ زندگی کنند.
فرض کنید این ذهنها خودآگاهی داشته باشند. دانشمندان جدیدا به این نکته اشاره کردهاند که حتی اگر فرض کنیم این ذهنها از خودآگاهی برخوردارند، زمانی درخواست داشتن حقوق انسانی خواهند داشت تا دیگر به عنوان یک بردۀ روباتی مورد استفاده قرار نگیرند. پس این آغازی است برای اینکه شبیه ما رفتار کنند. به طور خلاصه، باستروم ادعا میکند که یا به احتمال زیاد، نسل انسانها قبل از شروع چنین وقایعی (به دلیل اتفاقاتی مثل تغییرات اقلیمی) منقرض میشود؛ زیرا در هیچ یک از تمدنهای بزرگ تاریخ بشریت توانایی انجام شبیهسازی پیشینیان وجود نداشته است؛ یا به احتمال قوی ما در یک شبیهسازی زندگی میکنیم.
سال گذشته، ایلان ماسک، با این ادعا که “احتمال اینکه ما در واقعیت باشیم یک در میلیارد است“، خود را به عنوان یکی از طرفدارهای بزرگ فرضیۀ شبیه سازی معرفی کرد. البته شاید این مسئله به نظر درست بیاید. حال آنکه در این دوران عجیب که مفاهیم دیگری غیر از “واقعیت پایه” مطرح میشوند: خطا در مسابقات قهرمانی بیسبال، قهرمانی راگبی، انتخابات آمریکا و انگلستان، و حالا هم جوایز اسکار! هی ایلان ماسک، فکر کنم شبیه سازی هنوز توی مرحلۀ آزمایشیه!
اما زمانی که کورین پرتیل از شرکت کوارتز از لیزا رندل پرسید که آیا مشکلی که در جوایز اسکار پیش آمد باعث شده در مورد موضع ضد شبیهسازی خودش تجدید نظر کند، رندال گفت: «نه! حتی اندکی.» وی افزود: « در حال حاضر قادر نیستیم ثابت کنیم که آیا در یک شبیه سازی زندگی میکنیم یا نه. پس هیچ دلیلی ندارد که باور کنیم در یک شبیهسازی هستیم. به هرحال همۀ ما مطمئن هستیم که انسانها میتوانند کارهای فوق العادهای بکنند و همچنین به شیوههای شگرفی مرتکب خطا شوند.»
در یک مناظرۀ عمومی به میزبانی نیل دگراس تایسون، راندل به استدلال احتمالاتی ماسک به عنوان یکی از بزرگترین دلایل منطقی نبودن فرضیۀ شبیهسازی اشاره کرد. او میگوید:« یکی از مشکلات این استدلال احتمالاتی این است که احتمالات باید خوش تعریف باشند؛ تا بتوانیم از بین تمام اتفاقات ممکن بگوییم که دقیقا کدامیک محتمل تر از دیگری است. وقتی در مورد بینهایتها صحبت میکنیم، این استدلال دیگر به نظر منطقی نمیرسد. یعنی برای مثال، میتوانم بگویم که بر اساس احتمالات، من به احتمال خوبی چینی هستم، برای اینکه تعداد چینیها از تعداد آمریکاییها بیشتر است. و این در حالی است که من به وضوح چینی نیستم. وقتی از احتمالات استفاده میکنیم، نکات ظریفی هست که باید به آنها دقت کنیم و باید مراقب معنی حرفهای خود باشیم.»
#فیزیک_اندیشه
🆔@endishea
👍14
رندال گفت:« اینکه فرض کنیم یک تمدن بسیار پیشرفته شبیهسازیهایی مشابه ما انجام میدهند، یک تفکر بسیار خودپسندانه است. همچنین استدلال احتمالاتی تنها زمانی درست است که تعداد بیشماری تمدن بیگانه، انسانها را به عنوان موجودی که ارزش شبیهسازی دارند قبول داشته باشند. مشکل تنها به نداشتن احتمالات خوش-تعریف محدود نمیشود. بلکه من با این قضیه مشکل دارم که آیا واقعا چیزی هست که ارزش شبیهسازی کردنمان را داشته باشد؟»
وی افزود:« ما معمولا در مورد خودمان کنجکاو هستیم اما من درک نمیکنم که چرا یک گونۀ برتر باید بخواهد که ما را شبیهسازی کند.» شاید به نظر شما پروندۀ این موضوع بسته شده باشد اما هنوز افرادی هستند که به فرضیۀ شبیهسازی اعتقاد دارند. برای مثال مکس تگمارک، کیهانشناس دانشگاه MIT میگوید: «اگر من هم کاراکتر یک بازی کامپیوتری بودم، در نهایت فکر میکردم که همه چیز چقدر منطقی و ریاضی است.»
جیمز گیتس، فیزیکدان نظری در دانشگاه مریلند اشاره کرد: «این مسئله به شدت شبیه قوانین فیزیکی است. من در تحقیقاتم به یک نکتۀ بسیار عجیب برخوردم. من به سمت کدهای تصحیح کننده خطا، که در مرورگرها کاربرد دارند، برخوردم. اما چرا اینها باید در معادلاتی که دربارۀ کوارکها و الکترونها و ابرتقارن مطالعه میکردم آمده باشند؟ اینجا بود که فهمیدم آدمهایی مثل ماکس دیوانه نیستند.» خیلی خوب میشد اگر میتوانستیم تمام اتفاقات عجیب اخیر را به خطاهایی در یک سیستم شبیه سازی نسبت دهیم. اما رندل می گوید که به جای اینکه تمام تقصیرات را گردن یک برنامۀ غولآسای کامپیوتری بیندازیم، بهتر است توضیح بهتری برای اتفاقات عجیب دنیا پیدا کنیم. و به نظر ما این حرف به نظر علمیتر میرسد
#فیزیک_اندیشه
🆔@endishea
وی افزود:« ما معمولا در مورد خودمان کنجکاو هستیم اما من درک نمیکنم که چرا یک گونۀ برتر باید بخواهد که ما را شبیهسازی کند.» شاید به نظر شما پروندۀ این موضوع بسته شده باشد اما هنوز افرادی هستند که به فرضیۀ شبیهسازی اعتقاد دارند. برای مثال مکس تگمارک، کیهانشناس دانشگاه MIT میگوید: «اگر من هم کاراکتر یک بازی کامپیوتری بودم، در نهایت فکر میکردم که همه چیز چقدر منطقی و ریاضی است.»
جیمز گیتس، فیزیکدان نظری در دانشگاه مریلند اشاره کرد: «این مسئله به شدت شبیه قوانین فیزیکی است. من در تحقیقاتم به یک نکتۀ بسیار عجیب برخوردم. من به سمت کدهای تصحیح کننده خطا، که در مرورگرها کاربرد دارند، برخوردم. اما چرا اینها باید در معادلاتی که دربارۀ کوارکها و الکترونها و ابرتقارن مطالعه میکردم آمده باشند؟ اینجا بود که فهمیدم آدمهایی مثل ماکس دیوانه نیستند.» خیلی خوب میشد اگر میتوانستیم تمام اتفاقات عجیب اخیر را به خطاهایی در یک سیستم شبیه سازی نسبت دهیم. اما رندل می گوید که به جای اینکه تمام تقصیرات را گردن یک برنامۀ غولآسای کامپیوتری بیندازیم، بهتر است توضیح بهتری برای اتفاقات عجیب دنیا پیدا کنیم. و به نظر ما این حرف به نظر علمیتر میرسد
#فیزیک_اندیشه
🆔@endishea
👍18🔥1
شاید کمی عجیب به نظر برسد که فیزیکدانان به معمای آگاهی توجه نشان می دهند. لابد می پرسید چرا؟ خب، آگاهی چیزی نیست که مربوط به دانش باشد. شما نمی توانید آگاهی را لمس کنید. حتی نمی توانید آن را ببینید. و بدتر از آن نمی توانید مقدارش را اندازه بگیرید (مثلا بگویید من نسبت به فلان موضوع ۱۰ مقدار آگاهی بیشتر از فلانی دارم!). با همه اینها ما می دانیم که آگاهی وجود دارد.
در ابتدا آگاهی مربوط می شد به قلمرو فلسفه و البته زیاد از حد غیر زمینی بود تا اینکه با پیشرفت علم، زیست شناسان به موضوع آگاهی توجه نشان دادند و در مرحلۀ بعد این عصب شناسان بودند که با دستگاه های اسکن مغزیشان، پا به عرصه پر رمز و راز آگاهی گذاشتند. و اگر دانشمندان دو گروه گفته شده می خواهند به آگاهی به دید فعل و انفعالات درون ماده (مغز) نگاه کنند، چرا فیزیکدانان که تجربۀ زیادی در بررسی ماده دارند، این لقمه چرب را از ذهن خوش اشتهایشان دور کنند؟!
#ادوارد_ویتن مشهور، فیزیکدانی که بعضی او را با نیوتن و اینشتین مقایسه می کنند در جایی گفته است که ممکن است آگاهی برای همیشه یک راز باقی بماند. به نظر او شاید زیست شناسان و فیزیکدانان بالاخره بتوانند کارکردهای مغز را بهتر درک کنند، اما آگاهی برای همیشه یک راز باقی خواهد ماند. او می گوید خیلی راحتتر است که تصور کنیم که بیگ بنگ را خوب فهمیده ایم تا اینکه حتی فکرش را بکنیم که روزی آگاهی را درک کنیم. شاید ویتن درست بگوید. اما دیگران از تلاش خود برای حل معمای آگاهی دست نمی کشند.
#راجر_پنروز فیزیکدان دانشگاه آکسفورد، عقیده دارد که ممکن است مغز یک کامپیوتر بیولوژیکی نباشد. او برخلاف خیلی از دانشمندان که معتقدند مغز از قوانین کامپیوترهای ساخت بشر پیروی می کند، می گوید که ممکن است که برخی از کارکردهای مغز از قوانین محاسباتی کامپیوترهای ما پیروی کند اما نه همه کارکردهای آن. به نظر او بخش صرفا کارکردهایی که به آن ناخودآگاه اطلاق می شود می تواند مدلی باشد از آنچه در کامپیوترهای ما اتفاق می افتد ولی بخش خودآگاه قوانین مخصوص به خود را دارد. فرضیه او اینست که احتمالا حل معمای آگاهی را باید در مکانیک کوآنتوم و دنیای زیر اتمی پیدا کرد.
فیزیکدان نظری دانشگاه سانتا باربارا #دیوید_گراس، این فرضیه را مطرح می کند که شاید آگاهی شبیه چیزی باشد که فیزیکدانها به آن “گذار فاز” می گویند: یعنی تغییر خواص ناگهانی مواد در ابعاد بزرگ ناشی از تغییرات در ساختارهای میکروسکوپی می شود. مثال معروف این پدیده همان اتفاقی است که به آن ابررسانایی گفته می شود: خاصیت رسانایی برخی مواد هنگامی که تا پایین تر از حد مشخصی سرد شوند.
فرضیه دیگری هم در سال ۲۰۱۴ از طرف #مکس_تگمارک کیهان شناس مطرح شد که می گوید ممکن است آگاهی حالتی جدید از ماده باشد! یعنی همانطور که ما حالات گاز، مایع و جامد را برای مواد داریم، آگاهی هم زمانی به وجود می آید که اتم های ماده طوری کنار یکدیگر قرار بگیرند که اطلاعات را پردازش کنند. نام این حالت جدید از ماده “پرسپترونیوم”(Perceptronium) پیشنهاد شده است.
فرضیه دیگر البته مربوط به یک عصب شناسی به اسم “تونونی” است. فرضیه تونونی از جهاتی شبیه نظر گراس است. او می گوید وقتی به مغز اطلاعات بیشتر و بیشتری داده می شود، از حد آستانه ای عبور می شود. با گذر از این حد ناگهان حالت جدیدی نمایان می شود: آگاهی. برطبق این فرضیه تنها بخش های خاصی از مغز تمام اطلاعات را دریافت و تحلیل می کنند. این نواحی با هم زیربنای آگاهی را می سازند.
اخیرا گروهی از دانشمندان اسـرائیلی دانشگاه بار ایلان، بر اساس فرضیه تونونی آزمایشی انجام داده اند که در آن نقشه ای از نواحی ادغام کننده اطلاعات در مغز را مورد بررسی قرار داده اند. آن ها به وسیله این نقشه نحوه ارتباط یک ناحیه خاص از مغز با دیگر نواحی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند. آنها نواحی را که بیشتر ارتباط با دیگر نواحی دارند معین کرده اند و تقریبا مشخص کرده اند که اطلاعات چگونه در مغز جریان پیدا می کنند و کجاها این جریان بیشترین تجمع را دارد. بر طبق تئوری تونونی این نواحی همان نواحی ای هستند که زیربنای آگاهی را تشکیل می دهند
#فیزیک_اندیشه
🆔@endishea
در ابتدا آگاهی مربوط می شد به قلمرو فلسفه و البته زیاد از حد غیر زمینی بود تا اینکه با پیشرفت علم، زیست شناسان به موضوع آگاهی توجه نشان دادند و در مرحلۀ بعد این عصب شناسان بودند که با دستگاه های اسکن مغزیشان، پا به عرصه پر رمز و راز آگاهی گذاشتند. و اگر دانشمندان دو گروه گفته شده می خواهند به آگاهی به دید فعل و انفعالات درون ماده (مغز) نگاه کنند، چرا فیزیکدانان که تجربۀ زیادی در بررسی ماده دارند، این لقمه چرب را از ذهن خوش اشتهایشان دور کنند؟!
#ادوارد_ویتن مشهور، فیزیکدانی که بعضی او را با نیوتن و اینشتین مقایسه می کنند در جایی گفته است که ممکن است آگاهی برای همیشه یک راز باقی بماند. به نظر او شاید زیست شناسان و فیزیکدانان بالاخره بتوانند کارکردهای مغز را بهتر درک کنند، اما آگاهی برای همیشه یک راز باقی خواهد ماند. او می گوید خیلی راحتتر است که تصور کنیم که بیگ بنگ را خوب فهمیده ایم تا اینکه حتی فکرش را بکنیم که روزی آگاهی را درک کنیم. شاید ویتن درست بگوید. اما دیگران از تلاش خود برای حل معمای آگاهی دست نمی کشند.
#راجر_پنروز فیزیکدان دانشگاه آکسفورد، عقیده دارد که ممکن است مغز یک کامپیوتر بیولوژیکی نباشد. او برخلاف خیلی از دانشمندان که معتقدند مغز از قوانین کامپیوترهای ساخت بشر پیروی می کند، می گوید که ممکن است که برخی از کارکردهای مغز از قوانین محاسباتی کامپیوترهای ما پیروی کند اما نه همه کارکردهای آن. به نظر او بخش صرفا کارکردهایی که به آن ناخودآگاه اطلاق می شود می تواند مدلی باشد از آنچه در کامپیوترهای ما اتفاق می افتد ولی بخش خودآگاه قوانین مخصوص به خود را دارد. فرضیه او اینست که احتمالا حل معمای آگاهی را باید در مکانیک کوآنتوم و دنیای زیر اتمی پیدا کرد.
فیزیکدان نظری دانشگاه سانتا باربارا #دیوید_گراس، این فرضیه را مطرح می کند که شاید آگاهی شبیه چیزی باشد که فیزیکدانها به آن “گذار فاز” می گویند: یعنی تغییر خواص ناگهانی مواد در ابعاد بزرگ ناشی از تغییرات در ساختارهای میکروسکوپی می شود. مثال معروف این پدیده همان اتفاقی است که به آن ابررسانایی گفته می شود: خاصیت رسانایی برخی مواد هنگامی که تا پایین تر از حد مشخصی سرد شوند.
فرضیه دیگری هم در سال ۲۰۱۴ از طرف #مکس_تگمارک کیهان شناس مطرح شد که می گوید ممکن است آگاهی حالتی جدید از ماده باشد! یعنی همانطور که ما حالات گاز، مایع و جامد را برای مواد داریم، آگاهی هم زمانی به وجود می آید که اتم های ماده طوری کنار یکدیگر قرار بگیرند که اطلاعات را پردازش کنند. نام این حالت جدید از ماده “پرسپترونیوم”(Perceptronium) پیشنهاد شده است.
فرضیه دیگر البته مربوط به یک عصب شناسی به اسم “تونونی” است. فرضیه تونونی از جهاتی شبیه نظر گراس است. او می گوید وقتی به مغز اطلاعات بیشتر و بیشتری داده می شود، از حد آستانه ای عبور می شود. با گذر از این حد ناگهان حالت جدیدی نمایان می شود: آگاهی. برطبق این فرضیه تنها بخش های خاصی از مغز تمام اطلاعات را دریافت و تحلیل می کنند. این نواحی با هم زیربنای آگاهی را می سازند.
اخیرا گروهی از دانشمندان اسـرائیلی دانشگاه بار ایلان، بر اساس فرضیه تونونی آزمایشی انجام داده اند که در آن نقشه ای از نواحی ادغام کننده اطلاعات در مغز را مورد بررسی قرار داده اند. آن ها به وسیله این نقشه نحوه ارتباط یک ناحیه خاص از مغز با دیگر نواحی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند. آنها نواحی را که بیشتر ارتباط با دیگر نواحی دارند معین کرده اند و تقریبا مشخص کرده اند که اطلاعات چگونه در مغز جریان پیدا می کنند و کجاها این جریان بیشترین تجمع را دارد. بر طبق تئوری تونونی این نواحی همان نواحی ای هستند که زیربنای آگاهی را تشکیل می دهند
#فیزیک_اندیشه
🆔@endishea
👍23
امروز افتخار یک دانشمند به جزئیات است، یعنی کشف و تنظیم کوچکترین اسرار طبیعت در یک حوزهی محدود باریک. این طبیعتاً همراه است با احترام بیشتر به متخصص در یک رشتهی خاص به قیمت از دست دادن فهم ارزش همبستگیها در یک مقیاس بزرگتر. در این دوران به سختی میتوان از یک بینش علمی وحدتیافته از طبیعت سخن گفت. جهان یک دانشمند، آن بخش محدود از طبیعت است که او عمرش را صرف آن میکند.
#ورنر_هایزنبرگ
#فیزیک_اندیشه
🆔 @endishea
#ورنر_هایزنبرگ
#فیزیک_اندیشه
🆔 @endishea
👍18🔥2
بهترین معلمان کسانی نیستند که تمام پاسخ ها را می دانند، بلکه کسانی اند که با [شنیدن] پرسش هایی که پاسخ آنها را نمی دانند، هیجان زده می شوند.
#برایان_گرین
#Brian_Greene
#فیزیک_اندیشه
🆔 @endishea
#برایان_گرین
#Brian_Greene
#فیزیک_اندیشه
🆔 @endishea
👍35👏4