دلم میخواد به مغزم بگم خفه شو. داری باعث میشی بخوام خودم رو از نزدیکترین پل ممکن پرت کنم پایین. آروم بگیر محض رضای خدا.
استاده برگشته میگه: حواستون هست که وجود دارید؟ اصلا در جریان وجود داشتنتون هستید؟
دوست داشتم بگم دقیقا، و کاش وجود نمیداشتم عزیز من.
دوست داشتم بگم دقیقا، و کاش وجود نمیداشتم عزیز من.
Forwarded from hakuku🪞
«من نه فمنن انرژی دارم نه مسکیلن انرژی کلا انرژی ندا»
کار کردن تو کتابفروشی اینجوریه که نمیتونی جلوی خودت رو بگیری تا کتاب نخری پس تصمیم میگیری هرشب یه کتاب جدید بگیری.
(رسوندن موجودی کارت به قهقرا)
(رسوندن موجودی کارت به قهقرا)
Forwarded from RegaPlus
هر روز بیشتر، شترها رو به خاطر کینهای بودنشون درک میکنم.
ببینید بنظرم آدم باید تا ده بشماره و اگر دید همچنان میخواد وجود نداشته باشه دیگه لابد مصلحت همین بوده.
Forwarded from Eternity and a day
«هنوز فکر میکنم تعمیرکار جهانم و قرار است همه چیز را درست کنم. هنوز هم هدفم این است که همه را راضی نگه دارم. چون که اصلاً نمیدانم راضی بودن یعنی چه، فقط میدوم، میدوم، میدوم و تلاش میکنم. چون که همیشه دلم برای یک چیزی تنگ شده است که نیست؛ بینقص بودنی که وجود ندارد.»
فعالیتم در اینجا به این صورت شده که هربار که کلم کیریه میام چهارتا غر میزنم و بعد برای چند روز میرم تو غارم. راستی دوباره کلم کیریه.