من هیچوقت کسیو نداشتم ک خیلی منو بخاد و برای از دست دادنم تلاش کنه همه ' اوکی بای' های دنیا گیر من افتادن؛ همیشه.
زنی که موهاش بلنده سه هیچ جلو بود تا اینکه پسری پیدا شد که پیرهن چارخونه میپوشید و ته ریش داشت...
الان ۳-۳ برابرن، منتظریم پنالتی بزنن :|
روز پیراهن چارخونه ایا و ته ریش دارا مبارک♥️.
الان ۳-۳ برابرن، منتظریم پنالتی بزنن :|
روز پیراهن چارخونه ایا و ته ریش دارا مبارک♥️.
من آدمای زیادی رو از دست دادم. موقع رفتن همشون سردم شد. دست و پام یخ کرد و چشام ابری شد و دلم لرزید. موقع رفتن تک تک آدمای زندگیم آهنگ غمگین گذاشتم و رفتم زیر پنجره اتاقم و پتو رو دورم پیچیدم تا شاید گرم شم و دلم کمتر بلرزه. همیشه هم وقتی مامانم میومد تو اتاقم میگفتم: مامان تموم تنم درد میکنه، دارم میمیرم.
هربار مطمئن بودم که دارم میمیرم.نمردم، ولی هر آدم یه تیکه از قلبمو با خودش برد. الان فقط یه مقدار کمی از قلبم باقی مونده. آخرین نفری که بره این مقدار کمم میبره با خودش. و من برای آخرین بار میرم زیر پتو و میگم: مامان مُردم.
هربار مطمئن بودم که دارم میمیرم.نمردم، ولی هر آدم یه تیکه از قلبمو با خودش برد. الان فقط یه مقدار کمی از قلبم باقی مونده. آخرین نفری که بره این مقدار کمم میبره با خودش. و من برای آخرین بار میرم زیر پتو و میگم: مامان مُردم.
𝘽𝙪𝙗𝙗𝙡𝙚
شد شد، نشد کلاه هودیمو میکشم رو سرمو میشینم نتفلیکس میبینم.
شد شد، نشد پیشه قلبم اَ حسی که بهت داشتم شرمنده میشم.
میدونید من دیگه چیزی ندارم انگار.
انگار که تموم شده باشم، ممکنه؟کم حرف شدم، اونقدر که حال همه دوستامو بهم میزنم و کنار من بهشون خوش نمیگذره، انگار که من با همهی اخلاقام مال یه دنیای دیگهایَم که هیچکس هیچ جوره اینجا قبولش ندارن تا این حد ک ازم همش بعنوان بداخلاق و بی اخلاق یاد میشه. دست خودمم نیست؛ انگار ک نمیتونم، انگار یه چیزایی داشتم ک دیگ ندارم، من آدم حرف بزنی نیستم...فکر میکنم خودمو توی سالهای قبلی جا گذاشتم و اینی ک منم الان، اونی ک من بودم نیستم دیگه...
انگار که تموم شده باشم، ممکنه؟کم حرف شدم، اونقدر که حال همه دوستامو بهم میزنم و کنار من بهشون خوش نمیگذره، انگار که من با همهی اخلاقام مال یه دنیای دیگهایَم که هیچکس هیچ جوره اینجا قبولش ندارن تا این حد ک ازم همش بعنوان بداخلاق و بی اخلاق یاد میشه. دست خودمم نیست؛ انگار ک نمیتونم، انگار یه چیزایی داشتم ک دیگ ندارم، من آدم حرف بزنی نیستم...فکر میکنم خودمو توی سالهای قبلی جا گذاشتم و اینی ک منم الان، اونی ک من بودم نیستم دیگه...