آدم وقتی چیزیو فهمیده دیگه نمیتونه ندونه…
آدم میتونه نخواد، میتونه نره، میتونه بمیره، میتونه سکوت کنه، میتونه بخوابه، میتونه خودشو حبس کنه؛
اما نمیتونه وقتی چیزیو فهمیده دیگه نفهمه.مثل حس دوست نداشتن تو ب من=)
آدم میتونه نخواد، میتونه نره، میتونه بمیره، میتونه سکوت کنه، میتونه بخوابه، میتونه خودشو حبس کنه؛
اما نمیتونه وقتی چیزیو فهمیده دیگه نفهمه.مثل حس دوست نداشتن تو ب من=)
وقتایی که طولانی مدت نیستم نگرانم نباش . دارم زخمامو میبندم، تیکه های قلبمو جمع میکنم و دنبال غرور از دست رفتم میگردم، قراره باز تنها بسازم همچیو، منِ تنهای بین راه رها شده .
𝘽𝙪𝙗𝙗𝙡𝙚
از لحاظ روحی احتیاج دارم برام از چیزایی بگی ک فکر میکنی برای کسی مهم نیست.
از لحاظ روحی احتیاج دارم بیاین پایین، سرمون درد گرفته جدی جدی.
میدونی من ترجیح میدم یکی بهم بگه دیگه نمیخوام باهات حرف بزنم تا اینکه بی محلی کنه و حرف نزنه، از لنگ در هوا بودن خوشم نمیاد.
خودم برم به نظرم انسانی تر هم هست.
خودم برم به نظرم انسانی تر هم هست.
وقتی یه آدمو دیگه دوست نداشته باشی نمیاد بگه: آره اوکیه، هرطور راحتی، احساسات خودته. میره یه گوشه میشینه با خودش میگه: من چی کم گذاشتم؟ کجای کارم اشتباه بود؟چرا؟و تا لحظه آخر هرروزِ هروز اینارو با خودش تکرار میکنه=).
براش نوشتم: من هدیههای زیادیو برات کنار گذاشته بودم. انقدر واستادم و نیومدی که یکی یکی از دستم افتادند و شکستند؛ یکیش همین قلبم!