بله زندگی هنوز قشنگیهاشو داره فقط چیزی که هست اینه که سگ سیاه افسردگی نشسته رو صورت من و کونش جلوی دید من رو گرفته، دیگه واسه همین من نمیتونم ببینم قشنگیهارو شرمنده.
ببخشید عزیزم اشتباه از من بود، من داشتم سعی میکردم آدمی رو با جون و دل دوست داشته باشم که قبول نداشت زندگی موندن و ساختنه.
من اونی که ترس از دست دادنش رو داشتم رو خودم ول کردم؛ اتفاقا خیلی آدم "با هم درستش میکنیم"ی هستم ولی اینکه دائم در حال شستن کوهی از ظرفای یکبار مصرف باشم بنظرم کار بیهوده ایه. اگه قرار باشه هربار تلاش کنم که بگم "منو اذیتم نکن" فراموش شدن رو ترجیح میدم.
𝘽𝙪𝙗𝙗𝙡𝙚
نجات دهنده فقط دهنته که باید ببندیش.
نجات دهندهی اصلی قلبمه، که باید سنگش کنم.
با ما درگیرین قبلش بهمون اعلام کنین، چون ما نه اصلا میشناسیمتون نه بهتون میپردازیم.