تصور کن کسی که دوسش داری هم تو رو دوست داشته باشه، وایییییی، واییییییی، عجب چیزی میشه، حالا برگرد و به کلمه اول یه نگاهی بنداز.
نمیدونم ولی انگار اون دختر کوچولوی درونم بزرگ شده، منطقی شده، سرد شده، بیذوق و بیاحساس شده، طوری که خودم هم اصلا نمیشناسمش و بهش عادت ندارم.
ناراحت کنندهترین قسمت رابطه ما این بود که من هر بار تلاش میکردم برات توضیح بدم که احساسم چیه یا در مورد چی دارم بیش از حد فکر میکنم و تو فقط فکر میکردی که من دارم دعوا راه میندازم ولی تنها چیزی که من میخواستم این بود که تو درک کنی که من چه احساسی دارم، بزرگترین مشکل تو رابطهمون اینه که گوش نمیدیم که بفهمیم، گوش میدیم که جواب بدیم برای اینکه ارتباطتون واقعیتر و عمیقتر بشه.
من معمولا برای آدمها گریه نمیکنم، برای رفتاری که باهام کردن گریه میکنم، چون لایق اون رفتار نبودم و این دردناکه.
نیاز دارم یکی بیاد بگه جونم؟ چه کاری از دستم برمیاد؟ من چمدونم رو جمع کنم و زندگیم رو بذارم کف دستش بگم بیا، این برای تو، من دیگه نمیخوامش، میدونم غمگینه و گرد و خاک گرفته، درب و داغونه و از درزهاش ناچاری چکه میکنه و بوی نا میده ولی تو که زورت میرسه، تو که از پسش برمیای، نگهاش دار تا من برم گم شم.
زندگی اینجوریه که؛
قویای، قویای، قویای، قویای،
یهو یه آهنگ پلی میشه صدای خورد شدن استخوناتو میشنوی.
قویای، قویای، قویای، قویای،
یهو یه آهنگ پلی میشه صدای خورد شدن استخوناتو میشنوی.
مهم نیست اکنون زندگی ام چگونه میگذرد.
عاشق آن خاطراتی هستم که تصادفی از ذهنم عبور میکنند و باعث لبخندم میشوند.
عاشق آن خاطراتی هستم که تصادفی از ذهنم عبور میکنند و باعث لبخندم میشوند.
اونقدر آدما قبل منو تو غصه خوردن، عاشق شدن، فارغ شدن، اونقدر آدما قب منو تو بردن، باختن، گذاشتن رفتن، گم و گور شدن اونقدر آدما قبل منو تو به کذشتشون فکر کردن، حسرت خوردن، بغض کردن حالا کجان؟
رها کن رفیق، رها کن بره.
رها کن رفیق، رها کن بره.
اون گریهای که جلوش رو گرفتم و اشکی نریختم چون فکر کردم نشونه ضعفه، شد معده درد عصبی.