𝘽𝙪𝙗𝙗𝙡𝙚
من دوست نداشتم؟ من بخاطرت جیشمو نگه میداشتم که بیشتر باهات حرف بزنم بی لیاقت.
من دوست نداشتم؟!
من واسه تو، توی شلوغی خیابون گریه کردم.
من واسه تو، توی شلوغی خیابون گریه کردم.
تصور کن کسی که دوسش داری هم تو رو دوست داشته باشه، وایییییی، واییییییی، عجب چیزی میشه، حالا برگرد و به کلمه اول یه نگاهی بنداز.
نمیدونم ولی انگار اون دختر کوچولوی درونم بزرگ شده، منطقی شده، سرد شده، بیذوق و بیاحساس شده، طوری که خودم هم اصلا نمیشناسمش و بهش عادت ندارم.
ناراحت کنندهترین قسمت رابطه ما این بود که من هر بار تلاش میکردم برات توضیح بدم که احساسم چیه یا در مورد چی دارم بیش از حد فکر میکنم و تو فقط فکر میکردی که من دارم دعوا راه میندازم ولی تنها چیزی که من میخواستم این بود که تو درک کنی که من چه احساسی دارم، بزرگترین مشکل تو رابطهمون اینه که گوش نمیدیم که بفهمیم، گوش میدیم که جواب بدیم برای اینکه ارتباطتون واقعیتر و عمیقتر بشه.
من معمولا برای آدمها گریه نمیکنم، برای رفتاری که باهام کردن گریه میکنم، چون لایق اون رفتار نبودم و این دردناکه.
نیاز دارم یکی بیاد بگه جونم؟ چه کاری از دستم برمیاد؟ من چمدونم رو جمع کنم و زندگیم رو بذارم کف دستش بگم بیا، این برای تو، من دیگه نمیخوامش، میدونم غمگینه و گرد و خاک گرفته، درب و داغونه و از درزهاش ناچاری چکه میکنه و بوی نا میده ولی تو که زورت میرسه، تو که از پسش برمیای، نگهاش دار تا من برم گم شم.
زندگی اینجوریه که؛
قویای، قویای، قویای، قویای،
یهو یه آهنگ پلی میشه صدای خورد شدن استخوناتو میشنوی.
قویای، قویای، قویای، قویای،
یهو یه آهنگ پلی میشه صدای خورد شدن استخوناتو میشنوی.