من بارها خواستم بهت پیام بدم باهات حرف بزنم ولی تو خیلی بد ریدی هیچوقت برای پیام دادن و حرف زدن نتونستم اقدام کنم.
من اگه رفتم چیز بهتری ندیدم که رفتم، من فقط رفتم که غرورمو نگه دارم، من فقط رفتم چون تو از حدت گذشته بودی هرچی دلت می خواست میگفتی منم تحمل میکردم چون دوست داشتم میموندم؛ ولی تو اینو نمیفهمیدی. رفتم که بدونی من رفتنو بلد بودم از اولش بلد بودم چون دوست داشتم مونده بودم حالا ما که رفتیم ولی تو درس خوبی از رفتن من بگیر. اینکه هر آدمی یه کاسه ی صبری داره هر حرفی، هر چیزی.
دلم میخواد یه روز یکیو پیدا کنم که بفهمه من ساده و احمق نیستم، فقط دلم میخواد بدون سیاست باهاش رفتار کنم.
تایپم مردیه که اگه کسی جرئت کرد پشت سرم پیشش حرف بزنه، برینه به سر تا پای یارو و خشتکشو سرش عمامه کنه، نه که تازه تو فکر بره.
بله من میدونم گفتن "مراقب خودت باش" ممکنه مسخره به نظر بیاد ولی ببخشید که نمیتونیم مستقیم بگیم "نمیر، حتی اگه کاری از دستت برنمیاد. چون نمیدونم اگه نباشی میخوام چجوری دووم بیارم".
زن ها بخاطر اینکه دیروز یا امروز بد بوده نمیرن، بخاطر این میرن که میدونن فردا قرار نیست چیزی تغییر کنه.
وقتی میفهمیم شناختمون راجب یکی غلط بوده، باید این قدرت و داشته باشیم از زندگیمون حذفش کنیم، نه اینکه با توجیه کارش به زندگیمون وصله پینه کنیم.
نَگید بلد نیست، آدما برای کسی که دوستش دارن اگه بلد نباشن میرن یاد میگیرن، بحث خواستنه.
مثلا من روزانه چند دقیقه به این موضوع فکر میکنم که آیا برق چشام دوباره برمیگرده یا نه؟!