منو به جاهای شاد دعوت نکنید؛ من به افسردگیم تعهد دارم. منو دعوت کنید بریم بیابون گریه کنیم، بشینیم زیرزمین خونتون تریاک بکشیم، تو یه کافهی درب و داغون چاوشی گوش بدیم، من دیگه توان بزن برقص و الکی خوشحال بودنو ندارم.
معلومه گذشتهت برام مهمه؛ آدم باید نه گفتن بلد باشه تا آرههاش ارزش پیدا کنن.
اونی که بخواد بمونه و با تو باشه، توی بیپولی، اعصابخوردی، پیشنهاد صدتا جنس مخالفش، فشار خانواده و هزارتا کوفت و زهرمار دیگه میمونه. اینکه نشد و نمیشه و این حرفا همه مزخرفه. آدما خوب یاد گرفتن که اسم "نمیخوام" هاشون رو "نمیشه" بزارن!