خیلی باخودم کلنجار میرم که تو قلبم ببخشمت تا خودم بتونم به آرامش برس. ولی نشد، نتونستم، نمیتونم؛ نمیشه.
من غمگینم، یعنی دیفالتم غمگینه؛ بیعلتم غمگینم، خودمم پذیرفتمش. اما گاهی حس میکنم اطرافیانمو خسته میکنم.
من اهمیتی نمیدم که برنامت چقدر شلوغه، اگه نتونی یه پیام کوتاه بفرستی و یه خبر بدی، پس برا من نیستی.
خسته میشم تصمیم میگیرم اهمیت ندم بعد به خودم میام میبینم بازم دارم راجبش دهن خودمو سرویس میکنم و این چرخه مدام تکرار میشه.
بچه ها من واقا پشیمونم.
پشیمونم که چرا یه سری جاها صبر و تحمل کردم؛ باید پرخاش میکردم، باید داد میزدم. اشتباه کردم به روی خودم نیاوردم.
پشیمونم که چرا یه سری جاها صبر و تحمل کردم؛ باید پرخاش میکردم، باید داد میزدم. اشتباه کردم به روی خودم نیاوردم.
𝘽𝙪𝙗𝙗𝙡𝙚
اصلیه منم ک هی جامو پر میکنی، ولی نمیتونی چکم نکنی.
اصلیه من بودم عزیزم، که با وجود زخمایی که زدی، روزی سه بار بخاطرت گریه میکردم؛ پس دیگه نگو اصلیه اونیه ک الان ور دلته.