زندگی یه بخش تاریکی داره که همش سرگردونی، اصلا نمیدونی دنبال چی هستی و چی میخوایی، یهو دلشوره میاد سراغت، عذاب وجدان که نمیدونی دلیلش چیه، خوابای بد، بیخوابی، گریه های الکی و …
من الان توی اون قسمت تاریک زندگی هستم.
من الان توی اون قسمت تاریک زندگی هستم.
من هنوز که هنوزه وقتی میخوام راجبش حرف بزنم غمگینم میکنه، بعد میگن گذر زمان همه چیو درست میکنه، بفرما اینم از گذر زمان.
در قبرم هستم خوابیده به پهلوی راست گوش چسبونده به خاک منتظر شنیدن گامهایت، فاتحه بهانه است من هنوزم بعد از مرگ دوست دارم.
𝘽𝙪𝙗𝙗𝙡𝙚
در موردش ناراحت نیستم، درموردش وجودم درد میکنه.
در موردش رو ریل قطار دراز میکشم.
خیلی جدی احساس میکنم 1403 منو حداقل 5 سال بزرگتر کرد. تا قبلش یه کودکی بودم که تو دنیای گوگولی خودش با تصور کلی آدم مهربون و خوب زندگی میکرد.