پخته تر که شدی دیگه آدمارو دورهم جمع نمیکنی؛ خودت هم جایی که فامیل و آشنا همه جمع شدن نمیری.
من بعد جدایی از تو دیگه هر چیزیو میتونم رها کنم. خانواده، کار، شهر، دوست، هرچیزی. بعد تو نهایتا یک روز گریه میکنمو تمام؛ آدمِ ترسناکی شدم عزیزدلم چون تو همه چیز من بودی و هستی، تو عشق من، خانواده من، شهر من، وطن من، تو تمام من بودی و هستی و من از تو جدا شدم.
دونفر بدون اینکه از تو نظر بخوان زورکی آوردنت توی این دنیا، بعد توی کل زندگیتم باید تلاش کنی این دونفرو راضی نگه داری. حس نمیکنید باید برعکس میبود این داستان؟
𝘽𝙪𝙗𝙗𝙡𝙚
نجات دهنده فقط تو کارت بانکیه، جای دیگه دنبالش نگردین.
نجات دهنده اصلی صدای پیک موتوری هست که غذاتو آورده.