منو اسراف کردی، احترامم رو، صبرمو، حوصلمو، حتی تنمو. در حالی که من قدر ذرهذرتو میدونستم. ولی تو زدی همرو گاییدی رفت.
کاش جادوگر بودم وقتی رفتارتون یهو عوض میشد تبدیلتون میکردم به یه عن تنها تو بیابون.
من که میرم ولی بعدش " برگرد و اشتباه کردم و یه فرصت دیگه بهم بده و اون روز حالم خوب نبود روی رفتارم کنترلی نداشتم و میشه بیای ببینمت و گربه دیدم یادت افتادم و خوابت رو دیدم گفتم حالتو بپرسمو اینا " نداریما عزیزم.
توروخدا با پروانه هاى تو دل من بازى نكن، كلا چندتا ازشون بيشتر باقي نمونده.