هرکاری کردم تا خمِ لبت نپره سمت ابروت، ببشید اگه کم بود آخه دیگه زورم نمیرسه به هیچی.
وقتی همش هست، احمقِ بیشعورِ نفهمی!!
کافیه یکم نباشه، مثل وقتی که دست میذاری به جیبت گوشیتو چک کنی و با اضطراب میگی گوشیم کو؟ جا میخوری. به خودت میای میگردی دنبالش ولی نیست. دیگه نیستم کصکش!!
بگرد توی خاطراتمون ببین چقد راحت همه چیو به گا دادی.
کافیه یکم نباشه، مثل وقتی که دست میذاری به جیبت گوشیتو چک کنی و با اضطراب میگی گوشیم کو؟ جا میخوری. به خودت میای میگردی دنبالش ولی نیست. دیگه نیستم کصکش!!
بگرد توی خاطراتمون ببین چقد راحت همه چیو به گا دادی.
هیچ قربونصدقهای مثل قربونصدقهی مامان آدم به آدم نمیچسبه، مطمئنی هیچ قصد و طمع و ناخالصی توش نیست. ناب نابه.
ترجیح میدم همیشه آدم بدهی داستان باشم. اما همون چیزی روی زبونم باشه که توی دلمم هست؛ آدم بدهی دل و زبون یکی بودن، خیلی با ارزش تر از آدم خوبهی دورو بودنه.
ما حتی شروع کننده های خوبی هم نیستیم اما بهترین رها کننده هاییم؛ یه جوری جدا میشیم که انگار اصلا چیزی رو شروع نکردیم.
تو عصبانیت دهنمو میبیندم جلوت چون نمیخوام یکی که مثل مامانمه حرف بزنه باهات.